سیل در ترکمنصحرا – 2

Advertisements

سیل در ترکمنصحرا – 1

سیل در ترکمن صحرا، شعر «دألی گورگئن»

دألی گورگئن

صحرا را سیل فرا گرفت

ترکمنصحرا – دأالی گورگئن:

سارسماز: چند روزی است اهالی ترکمنصحرا درگیر سیل و باران و طوفان است. در این برهه زمان ناهنجار، باز هم مسئولان دولتی باصطلاح «سلبریتی های رسانه های گروهی ایران بویژه استان گلستان» بجای انعکاس اخبار این مصیبت دلخراش که بر سر مردم ساده و زحمتکش ترکمن صحرا نازل شده است، مشغول برپا کردن جشن و سرورهای خود هستند، گویا این مصیبت را که بر مردم ترکمن نازل شده است، موجب جشن و سرور آن ها شده باشد، بجای همدردی و کمک به مردم سیل زده برنامه های روزانه خود را به نمایش کارتون ها و یا برگزاری جشن اختصاص داده اند. این عکس العمل مسئولان دولتی ذات بد جنس این حکومت نامردمی را به نمایش گذاشته است! طبق خبرهای واصله و منتشره از رسانه های مجازی-مردمی خسارات وارده این مصیبت بیش از حد تصور است. سرریز شدن آب ها از کانال ها و رودخانه های گرگان، قره سو خسارات زیادی بر مزارع و امو.ال مردم مظلوم ما وارد ساخته است و حتی جان چند نفر از اهالی را نیز گرفته است. ریزش باران شدید همراه با رعد و برق های مهیب، آب در بخش علیای رود گورگئن جمع و به سوی بخش سفلی رود که در مسیر آن شهرها و روستاهای مهم ترکمن همچون راز جرگلان، آشخانه، کلاله، گنبدکاووس، بی بی شیروان، … قرار گرفته است یکی پس از دیگری را سیلاب فرا گرفته است. در حال حاضر آب های حاصل از سیلاب ها مناطق چنسبیلی، آق قلا، سیمسین شهر (غارغی-امچالی) را درنوردیده و شهرهای سلاخ، خوجه نفس و کومیش دپه درگیر این سیل هستند. شدّت آب های جاری خیلی از پل ها را که در مسیر آن واقع شده است، شکسته و افزایش حجم آب در پشت سدها بیش از حد و به سرریز شدن سیل از سقف سد وشمگیر که خطر ترک برداشتن آن را در پی دارد، قرار گرفته است. ما ضمن همدردی با اهالی غیور و زحمتکش مردم مان، عدم توانائی حضور در جوار ایلمان در عذاب هستیم. لذا از همه اهالی سایر استان ها بویژه هم ملیّتی های تورک آدربایجان، قشغائی ها، شرکت فعال در بین مردم سیل زده مان جهت کمک و همیاری هستیم. در این فلاکت وارده، برای مردم زحمتکش صحرای مان ضمن اظهار همدردی، سپری شدن این بلایا را از سر ایل مان بدون ضرر جانی و حداقّل خسارات مالی امید بستیم و برای مردم مظلوممان صبر و شکیبائی مسئلت داریم. ما مظلومانه همدردی خود را با شعری بی مقدار در این برهه زمانی اعلام می داریم!

غوجا گوٚرگئن! سن قاهارئنگ گتیرمه،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!
غوجا گوٚرگئن! سن غاضابا اوتورما،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!

ایلینگ هوانداری، نالاش گتیرمه،
آسمانئنگ گؤزیاشئن ایله یئتیرمه،
غایالارئنگ برکیت، داشغئن آتارما،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!

ادامهٔ مطلب »

تبریکات نوروزی سال ۱۳۹۸– ۱۳۹۸-نجی یئل نو روز بایرامی قوتلاغی ***Nowruz Gutlagy-Happy Newruz Bayram

ترکمنلرده نوروز بایرامی (ارکنه گون)

ترکمنلرده نوروز بایرامی (ارگنه گون)

خوجه نفس نیوز:

نوروز بایرامی بارچانگئزا قوتلی بولسئن!

HAPPY NEWRUZ BAYRAM CELEBRATE!

NOWRUZ BAÝRAMY BARÇAŇYZA GUTLY BOLSYN!

С НАСТУПАЮЩИМ HOBPУ3 БАЙРАМOM!

***

یتیپ گلیأن تأزه یئل نوروزبایرامئنی بارچانگئزا قوتلاماق بیلن ، سیزه و ایچری ماشغالا اوجاغئنگئزا جان ساغلئق و آغزئبیرلیک هم آلئپ باریان مقصاتلی ایشلرینگیزده اوستونلیک آرزو ادیأریس!…

Ýetip gel‎‎ýän täze ýyl Nowruz baýramyny barçaňyza gutlamak bilen, size we içeri-maşgala ojagyňyza jan saglyk we alyp baryanmaksatlyňyzda üstünlik hemra bolsyn!…

فرا رسیدن سال نو شمسی (جشن نوروز) را ضمن تبریک، به شما و کانون گرم خانواده تان، آرزوی سلامتی و اتّخاد، همچنین در فعّالیّتهای آرمانخواهانه و هدفمندتان پیروزی یار و یاورتان باشد. …!

خوجه نفس نیوز –  Hojanepes News

در پی توهین رئیس فدراسیون سوارکاری ایران به ترکمن ها بازیکن تیم ملی فوتبال ایران خواستار پایان نژادپرستی علیه ترکمن‌ها شد

گنید کاووس

ترکمنصحرا – گنبد کاووس

العربیّه – در پی انتشار فایل صوتی از مسعود خلیلی، رئیس فدراسیون سوارکاری ایران که در آن ایران ترکمن‌ها را «عشیره پیژامه‌پوش‌های فقیر سرکش معتاد» خواند، سردار آزمون، بازیکن تیم ملی فوتبال ایران که اصلیتی ترکمنی دارد، خواستار متوقف شدن نژادپرستی علیه اقوام ایرانی شد.

در فایلی که از خلیلی منتشر شد، او گفت که ترکمن‌ها انحصار ورزش سوارکاری را در اختیار خود گرفته و «سرکش» شده‌اند و او خواستار تشکیل گروهی با هدف شکستن انحصار این «فقیرهای معتاد پیژامه‌پوش» است.

او سوارکاری را یک ورزش لوکس معرفی کرد و گفت که رئیس‌فدراسیون سوارکاری دنیا، همسر حاکم دبی و دختر ملک حسین، پادشاه سابق اردن است و مانند «پرنسس‌»ها رفتار می‌کند ولی نمایندگان ایران «یک مشت پیژامه‌پوش فقیر» هستند.

 

ادامهٔ مطلب »

«اطلاعیه شورای هماهنگی انجمن‌ها و جمعیت‌های فرهنگی و هنری ترکمنصحرا

تورکمنصحرا – 🌹«روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۲ و ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۹۸ مراسم بزرگداشت ۲۸۶_مین سال تولد شاعر شهیر ترکمن مختومقلی فراغی در آق توقای»

به اطلاع عموم مردم شریف ایران می‌رساند، شورای هماهنگی انجمن‌ها و جمعیت‌های فرهنگی و هنری ترکمنصحرا پس از نشست‌ها و رایزنی‌ها با مسئولین محترم استانی؛ جناب آقای مهندس چراغعلی معاونت محترم سیاسی_امنیتی استانداری و مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان؛ سرکار خانم دکتر عادله کشمیری، و در پی آن با هماهنگی و توصیه‌های فرماندار محترم شهرستان مراوه‌تپه؛ جناب آقای مهندس یازمراد کوسه‌غراوی، آخرین هفته قبل از ماه مبارک رمضان (هفتم اردیبهشت الی سیزدهم اردیبهشت) را هفته بزرگداشت مختومقلی فراغی اعلام میدارد.

بر همین اساس برنامه‌های ورزشی، هنری و ادبی گروه‌های مختلف مردمی در آق توقای از روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت آغاز خواهد شد.

برنامه‌های مراسم بزرگداشت شهرهای مختلف نیز پس از هماهنگی با مسئولین محترم شهرستان‌ها و نشست بعدی شورای هماهنگی به اطلاع عموم خواهد رسید.

با احترام:
«شورای هماهنگی انجمن‌ها و جمعیت‌های فرهنگی و هنری ترکمنصحرا»

دولت مأمد بال قئزئل طلایه دار رئالیسم (قرون XIX-XX):

دولت محمد بال قزل

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق – ابتدا قبل از هر چیز  لازم می دانم اینجانب از دست اندرکاران این همایش از اساتید و جمعیّت های دخیل به ویژه از جمعیّت فرهنگی و هنری چاوش صحرا که در برگزاری این جمع ادبی زحمت می کشند، بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از ادبیات اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و اشاره به سیر تاریخی آن، با اساتید عالیقدرمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد سخن، شاعر و آخرین «اوزان باغشی» دولت مأمد بال قئزئل را که اینجانب در پایان نامه خود[1] (۱۹۹۵) نیز اشاره ای به بیوگرافی وی نموده بودم، یاد کنیم. و از پیشگامان نادر شعر، ادب و هنر ترکمن در دوره گذار از قرن نوزدهم به بیستم که حیات پرافتخاری داشته اند، تقدیر نمائیم. لذا؛

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق: ابتدا قبل از هر چیز  لازم می دانم اینجانب از دست اندرکاران این همایش از اساتید و جمعیّت های دخیل به ویژه از جمعیّت فرهنگی و هنری چاوش صحرا که در برگزاری این جمع ادبی زحمت می کشند، بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از ادبیات اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و اشاره به سیر تاریخی آن، با اساتید عالیقدرمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد سخن، شاعر و آخرین «اوزان باغشی» دولت مأمد بال قئزئل را که اینجانب در پایان نامه خود[1] (۱۹۹۵) نیز اشاره ای به بیوگرافی وی نموده بودم، یاد کنیم. و از پیشگامان نادر شعر، ادب و هنر ترکمن در دوره گذار از قرن نوزدهم به بیستم که حیات پرافتخاری داشته اند، تقدیر نمائیم. لذا؛

چنانچه در همایش اخیری که به شأن عارف عالیقدر استاد احمد سارلی برگزار شده بود، اشاره نموده بودیم و در اینجا نیز مروری کوتاه به آن تعداد از شاعرانمان را که فیمابین قرون نوزدهم و بیستم حیات نموده اند، داشته باشیم که یکی از برجسته ترین آن ها شاعر و حلیفه باغشی، استاد سخن دولت مأمد بال قئزئل است. اصولاً این گروه از اساتید حیات خود را در یک شرایط یکسان و پر غیل و غال یورش های همه جانبه از چهار جوانب سرزمین ترکمن زیست سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خودرا با طی این حوادث تاریخی سپری نموده اند. در کرنولوژی بیان اسامی موجود، با اشاره به سنه دوره حیات وی که در سال های (۱۸۵۲-۱۹۱۲)، بوده است، به معرفی و آثار وی می پردازیم. آن طور که معلوم می گردد، ایّام جوانی وی مقارن بود با جنگ گؤکدپه که وی در آن دوره ۲۹ ساله بوده است آخرین جنگ سرنوشت ساز روسیّه در ترکمنستان در سال ۱۸۸۱/م.، اتّفاق افتاده است که پس از آن ترکمنستان را به زور تابع روسیّه می گردانند. پس وی نیز شاهد اوج فلاکت های خلق خویش در دوره خود با این حوادث دست و پنجه نرم می کرده است. اواخر دهه های عمر وی مقارن با تحولات جدید از جانب شمال (کشور بزرگ روسیّه). چه قبل از آن سنه چه بعداز آن سنه، با حوادث نکبت باری که از چهار طرف خیوه، بخارا، ایران و روسیّه بر روی مردم محروم ترکمن تحمیل می شده است، روبرو بوده اند. این حوادث قطعا در ایده های ادبی وی در فرم های هنری اجتماعی بصورت قطعات شعر درآمده است.

ادامهٔ مطلب »

هنرمند مردمی ترکمن نوری کاکا کلته «گاگارین» به ابدیّت پیوست

Nury Kaka
زنده یاد مرحوم نوری کاکا کلته

خوجه نفس نیوز

با کمال تأسّف و تأثّر خبر یافتیم هنرمند مردمی ترکمن از خوجه نفس نوری کاکا کلته مشهور به «گاگارین» خواننده خوش صدای آواز و ماهنی های ترکمنی و ترکی بدرود حیات گفته است. یاد و خاطره های نوری قاقا در نزد دوستدارانش هرگز فراموش نمی شود. وی بزله گوئی توانا، راوی گویا، که نقش اوزان را بخاطر می آورد، هم در اجرای ترانه های ترکی از خود خواننده اصلی آن زیباتر و خوش صداتر می خواند، در طول اجراها، همکاری هائی که با نوری قاقا داشتم آنچه که نظر مرا جلب کرده بود حافظه عالی و زیبائی تناژ صدای وی وصف ناپذیر است. متن اشعار ترانه ها را با یک بار گوش کردن همه را محفوظ میدارد و در تمریناتی که داشتیم استعداد داهیانه وی در فراگیری آهنگ ها همیشه مورد تحسین اطرافیانش بود. تمرینات را خیلی سریع فرا می گرفت. بعدها شنیدم وی در ابتدای حیات دوره مدرسه ائی مدّتی در حجره آمانگلدی آخون یکی از طلّابان باهوش بوده است که در مدت کوتاهی قرائت قرآن را باتمام رسانیده است. بعدها این گروه از طلاب ها طبق تصمیم شاه ایران به خدمت سربازی برده می شدند و بعداز برگشتن از خدمت سربازی از درس و حجره سرباز می زدند. … یار و یاور او آناقاقا اونق یکی از پیشکسوتان آکاردئون نوازی می باشد. …

یاد و خاطره این هنرمند عزیز و خوش صدا و با استعداد را ضمن گرامی داشت، به همه دوستدارانش و اهالی فرهنگ و هنر ترکمنصحرا و اهالی خوجه نفس و اطراف آن تسلیّت عرض نموده و صبر جمیل برای بازماندگان، حلیم بردی دائی، مجید پیغامزاده، پسر عمویم صاپبی داده، موخاتجان، و بقیّه اقوام و خویشان ارجمندم مسئلت و برای آن مرحوم مغفرت و طلب آمرزش داریم. روح و روانش شاد باد!

مرحوم نوری قاقانگ یاتان یری یاغتی، یادی همرا، جایی جنت بولسئن!

د. خانگلدی اونق – تورنتو

پژواک: – خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند


خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند

پژواک ایران – ایرج مصداقی
خانم فاطمه صادقی دختر شیخ صادق خلخالی در گفت‌وگوی خود با “اندیشه پویا” ادعا کرده‌اند که در مورد آن‌چه که در کردستان گذشته اطلاعی ندارند و از فحوای کلام‌شان این‌گونه بر می‌آید که لاجرم نمی‌توانند راجع به آنچه پدرشان در سال ۱۳۵۸ در آن‌جا انجام داده قضاوت کنند. قصد من در این نوشته آن نیست که به کارنامه خلخالی بپردازم. تنها برای روشن شدن زوایای تاریک میهن‌مان به یک نمونه از جنایات خلخالی و حواشی آن می‌پردازم.

در مورد عکس خلخالی: عکس مونتاژ شده شیخ صادق خلخالی، نخستین حاکم شرع “دادگاه‌های انقلاب” و چهار عضو فداییان خلق و از رهبران جنبش خلق ترکمن −طواق محمد واحدی، شیرمحمد درخشنده توماج، حسین جرجانی و عبدالحکیم مختوم − که به حکم خلخالی اعدام شدند.

پاسداران نظام تازه برپا شده اسلامی در ۱۸ بهمن سال ۱۳۵۸ چهار تن از رهبران خلق ترکمن به نام‌های توماج، مختوم، واحدی و جرجانی را شبانه دزدیدند، بعد از اِعمال شکنجه‌‏های وحشیانه در روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۸ به جوخه اعدام سپردند و جسدشان را در ۱۲۵کیلومتری جاده بجنورد رها کردند.

پس از پیدا شدن جنازه‌‌ این چهارتن، انگشت اتهام متوجه‌ی خلخالی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۵۸ شیخ صادق خلخالی با صدور اطلاعیه‌ای ضمن تکذیب صدور فرمان قتل ۴ رهبر ترکمن به صراحت اعلام داشت چنانچه کسی خطی از وی در این رابطه نشان دهد، خودم را به اعدام محکوم می‌کنم:‌

اطلاعیه‌ی توضیحی خلخالی درباره کشته شدن رؤسای ستاد خلق ترکمن

ادامهٔ مطلب »

ماجراهای دانسترفورس، جنگی فراموش‌شده در ایران (٢)‏

ایران-تهران در دوره جنگ جهانی اوّل

لندن – بی بی سی:

در بخش نخست رشته‌گزارش‌های مستند ماجراهای «دانسترفورس، جنگی فراموش شده در ایران» شنیدیم که در سال پایانی جنگ جهانی اول، ‌یعنی ١٠٠ سال پیش، بریتانیا یک نیروی نظامی زبده چند ملیتی به غرب ایران فرستاد. ‏

این نظامیان در نوشته‌هایشان به طور مفصل شرح حال روزگار تاریک ایران در آن سال‌های اشغال را روایت کرده‌اند. ‏

از جملۀ مصیبت‌های ایرانیان در آن سال‌ها قحطی وحشتناکی بود که جان بسیاری را گرفت. ‏

خشایار جنیدی در بخش دوم این مجموعه، روایتگر گرسنگی‌ای است که گریبانگر ایرانیان شده بود.‏

تدوین این مجموعه رادیویی با سام فرزانه بوده است.

چشم‌انداز بامدادی رادیو بی بی سی از ساعت ۷ تا ۹ بامداد هر روز بر روی این امواج و فرکانس‌های رادیویی و ماهواره‌ای پخش می‌شود.

برای شنیدن سایر مطالب رادیوی بی بی سی، به صفحه رادیو مراجعه کنید یا برنامه‌های ما را بر روی ساوند کلاود بشنوید.‏

– انتقال آب دریای خزر به کویر، «ضد ‌محیط‌ زیست‌ ترین و فاجعه‌ بارترین طرح کشور»

  • خطر مهاجرت و کوچ اجباری از ترکمنصحرا شدیدا بگوش می رسد.

تورنتو – خوجه نفس نیوز:

د. خ. اونق: طرح ضد محیط زیست در دولت های هشت ساله اخیر ایران در مورد انتقال آب دریای خزر به کویرهای نمک و لوت فاجعه بارترین سیاستگذاری هائی است که از دوره احمدی نژاد مطرح و در دوره های هشت ساله روحانی با جدیّت بر آن پافشاری می شود. این فاجعه در وحله اوّل گریبان ملت هائی که در اطراف این برکه کوچکِ بزرگترین دریای جهان سکونت دارند، می شود. بویژه برای ترکمنصحرا همراه با فاجعه سدسازی ها و تخریب دو رود بزرگ اترک و گرگان، تصور صحرائی همچون کویر لوت و نمک که خالی از سکنه گردیده باشد، به دور از ذهن نیست. هیچ بعید نیست در آینده نه چندان دور چنین سرنوشت فلاکت باری که در تاریخ بعداز حمله مغول بر ترکمن های اوزبوی، اوستی یورت و مانگغئشلاق اتفاق افتاده است بیافتد ولی این بار فاجعه بارتر و سهمگین تر گریبان ملت ما را خواهد گرفت.

ما در تاریخ به مشابه چنین فاجعه ائی تنها در دوره حمله چنگیز به آسیا میانه برخورد می کنیم. که در آن چنگیز خان طی چندین حمله نتوانسته بود ترکمن ها را شکست دهد و در دو حمله بزرگی که به روی ترکمنهای خوارزم تا مانگغئشلاق انجام داده بود، لشکریان مغول با شکست های فاجعه باری در صحرای قاراقوم مواجهه می شوند و عقب نشینی می کنند. از این جهت چنگیز خان فاجعه انسداد شاخه بزرگ رود جیحون که طی سیراب نواحی اوزبوی به دریای خزر می ریخت، بانجام می رساند. در این مورد ضمن دقت و درج اطلاعات در رابطه با دستکاری محیط زیست در تاریخ در یکی از مقالاتم با این موضوع؛ … ادامهٔ مطلب »

خاطراتی از اوایل اشتغال در آکادمی و دانشکده آموزشی زبانهای خارجی آزادی ترکمنستان

دکتر قرباندوردی گلدیف استاد دانشگاه و پژوهشگر ادبیّات ترکمن

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق: از دوره ائی که در سال 1989/م.، کار علمی خود را در پژوهشکده تاریخ آکادمی علوم ترکمنستان آغاز نمودم در جوار آن کار و فعالیّت خود را بنا به دعوت پروفسور قارایف، رجب دوردی قارایویچ رئیس دانشکده زبان که تا سال 1992 با عنوان آپریال (АПРЯЛ) شناخته می شد، و بعدها با عنوان «دؤولت مأمد آزادی آدینداقی دنیا دیل لر اونیورسیتتی /دانشگاه دولتی زبان های خارجی دولت محمد آزادی/» را احراز نمود، دکتر قرباندوردی گلدیف که در آن ایّام مقطع دکترای ادبیات خودرا طی می کرد به عنوان مدیر کافدرای (دفتر) بخش زبان و ادبیّات ترکمنی مشغول به کار بود. موضوع تحقیقاتی وی «حیات و خلاقیّت قرباندوردی ذلیلی» شاعر و عارف نامی ترکمن که وی تحقیقات مفصلی در این مورد نموده است و اثر پر ارزشی نوشته بود که تعداد صفحات این اثر بیش از 250 نزدیک به 300 صص. بود و ادبیّات ارزشمندی داشت. در همان اوایل ایشان در یک مصاحبت خصوصی از اینجانب خواهش کرد که تحریر و تهذیب اشعار متون رساله وی را بر عهده بگیرم. کاری که می توانست از عهده اش بر بیام!. و مدتی روی آن اثر کار کردیم. وی روی نوشتارها خیلی حساس بود و سفارش می کرد کلمات را به شکل کلاسیک آن بنویسم. چون بیشتر به اصل نوشتاری اهمیّت می داد. استدلالاتی که در مورد روابط خویشاوندی و سن و سال مختومقلی و قرباندوردی ذلیلی آورده بود با دلایل مستند مورد کشف قرار گرفته است که تا آن موقع هنوز ناشناخته باقی ماتده بود. متون استناد ادبی وی عمدتاً بر روی اشعار ذلیلی و رابطه خویشاوندی شاعر با عارف شهیر ترکمن مختومقلی فراغی است. از این جهت وی می خواست اشعار استناد شده به خط اصلی خود خوشنویسی شود. در آن ایّام بنده نیز در کافدرای زبان فارسی و هم در بخش «کافدرای زبان و ادبیّات ترکمنی» ساعات تدریس داشتم. با درخواست ایشان بنده این اشعار را از روی نسخه ترکمنی – کریللیک با الفبای اصلی آن خوشنویسی کردم و این امر ممارستی شده بود که دوباره خوشنویسی را با خودنویسی که نک پرّه آن را می تراشیدیم و بصورت قلم درشت کوچک خوشنویسی در می آوردیم و اشعاری را که با الفبای کریللیک – ترکمنی درج شده بود دوباره با الفبای کلاسیک «عربی – فارسی» تحریر نمودم. (ایّام چاپ و انتشار کتاب احتمالاً بعدها صورت گرفته که هنوز بنده آن را ندیدم چنانچه منتشر شده باشد حتماً تحریرات بنده هم در آن درج شده است) لذا، این امر از جمله کارهای بیاد ماندنی در نزد پروفسور شده بود و همیشه از این بابت از من قدردانی می نمود.

بهرحال بنده وقتی مصاحبه وی را با ژورنالیست زحمتکش سردبیر اوّلین مجلات ترکمن «یاپراق»، جناب آقای یوسف قوجقی در سایت «ترکمن های جهان» دیدم، یادی از ایشان در ذهنم تداعی شد و شایسته است با یاد آوری خاطره ای، متن مصاحبت ایشان را در این پست از وبنشرمان درج می نمائیم:

مدرس فولكلور دانشگاه بين المللي تركمني _ تركي (تركمنستان)

گفتگو كننده: يوسف قوجق

در روز پنج شنبه 14 خرداد 1383 (مطابق با 3 ژوئن 2004) در دانشگاه بين المللي تركمني ـ تركي واقع در عشق آباد مهمان كسي هستم كه هر چند كارهاي زيادي انجام داده ، بسيار فروتن است. قبل از آن ، بارها به آن دانشگاه رفته بودم و فكر نمي كردم مسافت چنداني داشته باشد و به همين خاطر ، پياده به سمت دانشگاه راه افتاده بودم. به همين دليل با كمي تأخير به آنجا رسيدم اما خدايي جان ـ كه تبعه ی تركيه و يكي از اساتيد آن دانشگاه است و از سالها پيش با او دوستي دارم ـ بي آنكه از دير رسيدنم دلخور باشد ، با گشاده رويي از من استقبال كرد.  با هم به اتاقي كه وي با گلديف در آنجا مي نشستند ، رفتيم. استاد گلديف به گرمي استقبال نمود. اندكي در بارة فصلنامة ياپراق توضيح دادم و برخي از شماره هاي چاپ شده را نشانش دادم. مطابق انتظارم ، با الفباي عربي آشنا بود و  مي توانست آنرا بخواند. از محتواي غني فصلنامه تعريف كرد و آرزوي موفقيت نمود. بعد نشستيم به صحبت. 

ادامهٔ مطلب »

نوشته شده در مطالب عمومی. Leave a Comment »
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: