اشعار سروده شده در اسارت

قیات خان – Kyýat han (XIX عصر)

قیاتخان – Kyýat-han (XVIII-XIX عصرلار)

(قسمت اوّل) «دوره حیات قیاتخان – یک رمان حقیقی است«
………………………………………..– گ. س. کارلین

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: د.خ. اونق: … ماندگاری جملات و اظهارات سیاحت گر و پژوهشگر نامی روس، گ. س. کارلین در سال 1836/م.، به عنوان جملات اپیگرافیک، تصادفی نیست. خدمات و تلاش هائی را که با نام قیاتخان و فرزندان وی یاغشی مأمد و قادیرمأمد، در راستای ایجاد و رشد روابط دیپلماتیک، اقتصادی و بازرگانی و مبارزه در راه کسب آن، در تاریخ گره خورده است، حقیقتاً اسم آن ها را تبدیل به رمان واقعی تاریخی نموده است. حتی در جهت نشان دادن حیات و خدمات تاریخی قیاتخان رمان نویس نامی روس و. رئبین /В. Рыбин/ رمان های تاریخی «دریای توافقات»، «حاکمین و چارواداران» را به رشته تحریر درآورده است.

خوانندگان جهت کسب اطلاعات بیشتر، از تلاش و خدماتی که قیاتخان در مسیر الحاق تورکمن ها به عنوان رعیّت روسیّه، به انجام رسانیده است، میتوانند به آثار پروفسور آ. غارریف، آ.آ. روسیلیاکف، خ. آقایف و همچنین سایر آثار منتشر شده نویسنده این کتاب مراجعه کنند.[1] علاوه بر این ها، مجموعه ویژه ای که در رابطه با این فصول از تاریخ، از مراکز مختلف آرشیوی و بایگانی های محلی جمع آوری شده که آن ها در سال 1963./م.، در مسکو، لنینگراد /سانکت پیتربورگ/، تفلیس، ارینبورگ، آستراخان و استاوراپول به چاپ رسیده است، مطالعه نمایند.[2]  در این مجموعه، خیلی از نامه ها و عریضه های قیات خان، یاغشی مأمد، قادئرمأمد گنجانیده شده است. در این مواد از تحقیقات آرشیوی، راجع به چگونگی رشد و حفظ روابط قیاتخان و پسران وی با روسیّه، که با چه کسانی همکاری کرده اند، در کدام دوره از تاریخ بوده و از کدام منفعت و ایده هایشان برخاسته است، به صورت مبسوط اقدام به ارائه اطلاعات شده است.

یکی از انگیزه هائی که باعث پیشرفت در تحقیق و نوشتن این کتاب شده است، بالاخص، یافته شدن مجموعه دیوان شعر یاغشی مأمد بود که آن را در اسارت خلق نموده است. وجود چنین دیوانی از اشعار وی را از قبل نیز میدانستیم. این مجموعه را تا اواخر 15-20 سال با جستجو در آرشیوهای مسکو، لنینگراد، تفلیس و قفقاز همچنین از آرشیوهای وارونژ نتوانستیم پیدا کنیم. انگار که، «آرزوی آسمانی ما روی زمین برآورد شده باشد»، این دیوان از بیخ گوشمان در فوند دستنوشته های انستیتو پژوهشی زبان و ادبیّات مختومقلی فراغی در تورکمنستان پیدا شد![3]. ادامهٔ مطلب »

Advertisements

ج). جنبش تورکمن های جنوب و جنوب غربی در سال 1813/م. و نقش روسیّه در آن – 2

mirza_Abul_Hasan_00

میرزا ابولحسن خان ایلچی بد گوی ترکمنها

(قسمت دوّم …) – «اشعار سروده شده در اسارت»
– تغییر طالع یمودستان در تاریخ

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: د.خ. اونق: … طی نامه ای که حاجی سیّد مخمد یوسف سلطان در تاریخ اوّل سپتامبر سال 1813 به الکساندر اوّل نوشته است، در آن، ارسال تعداد لازم امکانات ضروری از قبیل قشون توپخانه درخواست کمک کرده است. در صورت ارسال چنین کمکی وعده تصرّف استرآباد را داده است.[1] همچنین در نامه ای هم که به نام جنرال پوتکف نوشته بود، چنین خواهشی مطرح شده است. حتّی شهر استرآباد را که آنجا محل پیاده کردن دسانت قشون است، نشان داده شده بود.[2] در حقیقت اوّلین اهداف طرفین همین امر بوده است.

ولیکن تاریخ این مسئله را به نوع دیگری حل کرده است. از گروهی از وکلا و نمایندگان تورکمن در کناره های غربی دریای خزر – ماوراء قفقاز استقبال خوبی بعمل آوردند و یکی از گردان های کوچک مربوط به قزاق ها را که از جانب هنگ تحت سرپرستی سرگرد لیتنانت تروبینکوف قرارداشت، کلاً در اختیار آنها سپردند و جهت برخورداری از تمام ارزاق و خوراک هم لباس و پوشش با پرداخت 65 سکه طلای هلندی (غئزئل اونلئق /طلای ده عیاری/) بین آن ها تقسیم و به سوی پایگاه فرماندهی کلّ قره باغ مستقر در گلستان فرستاده بودند.[3] و امّا، طبق برنامه های چیده شده از قبل، نمایندگان تورکمن در محلی بنام گلستان با نمایندگان حکومت شاه جنرال ان. اف. ارتیشیف مذاکره صلح بعمل می آید که به آنجا، با فرستاده شاه ایران جهت مذاکره صلح، میرزا ابولحسن خان در یک روز می رسند.

تلاقی زمان حضور نمایندگان تورکمن با زمان حضور ایلچی ایران ابولحسن خان و  آغاز مذاکره صلح با ایران در یک ایّام تصادفی نیست، قطعیّت نتایج وظایف مذاکره آن ها، در پیمان گلستان از قبل چیده شده بود. فرمانده کلّ تا اتمام مذاکره نمایندگان تورکمن را در پایگاه خود نگه داشته بود. با آن ها به گرمی صحبت می کرده است، «در اختیار آنها همه گونه رفاه را مهیا و در آسایش کامل مهمانوازی می کرده است»، حضور آن ها در همان ساعات مذاکره به عنوان هیبت، ابزار فشار دیپلماسی روسیّه برای ایران، مورد استفاده قرار می گرفت. بنا به اطلاعاتی که در یکی از نامه های ان. اف. ارتیشیف به دفتر مشاوره کل دولتی، ارسال داشته، در آن به وضوح چنین نوشته شده است: «حضور نمایندگان تورکمن ها که در عین زمان مطلوب خود به پایگاه من رسیدند، با اطمینان از کمک آن ها که هنگ لشکری ما آمادگی و توانائی حرکت از کناره های تالش تا کناره های تورکمن ها را دارد، و در مورد مذاکره صلح کنونی که با نماینده فارس میرزا ابولحسن خان بانجام می رسد، به یاری رسانی آن ها باور دارم»[4]. – ادامهٔ مطلب »

ج). جنبش تورکمن های جنوب و جنوب غربی در سال 1813/م. و نقش روسیّه در آن – 1

An_Early_Painting_of_Fath_Ali_Shah

فتحعلیشاه قاجار قرن XIX/م

(قسمت اوّل …) – «اشعار سروده شده در اسارت«

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: د.خ. اونق: … جنبش در بهار سال 1813/م.، در بین گؤکلنگ ها خودجوش آغاز می گردد. در پی آن، سریعاً تمام نواحی جنوب و جنوب غربی تورکمنستان را که در بین رودخانه های اترک، گرگان و قاراسو واقع شده است، فرا می گیرد.[1] در مورد دلایل و عوامل جنبش منابع روسی و غربی مطالب مشابه ای درج نموده اند. در این مورد قلمزن های سالشمار درباری ایران چنین نوشته اند: «به دلیل اعمال و حرکت های احمقانه میرزا رازی وزیر شاهزاده محمدقلی میرزا، کاسه صبر تورکمنان استرآباد لبریز /پُرپُر/ شده و به درجه جوشش رسیده است.»[2] در میان نمایندگان و امرای قاجاری که با حیف و میل ها و سرکشی های خود، ملت را مجبور به جنبش می کردند، گرچه نام برده نمی شود، در منابع روسی در مورد علت های جنبش چنین بررسی می می شود: «فشارهائی که نزدیکان و آمران فارس حکومت قاجاری با وضع مالیات های سنگین و غارتگری های بی حد و حصر و سربازگیری های پی در پی از میان تورکمن ها برحسب عادت با تحت فشار گذاشتن و عدم تمکین خواسته های اوّلیّه اعضاء خانواده های متمول ترین تورکمن ها را که به تعداد بیش از 300 نفر از ضامنهائی /اسراء/ که در تهران (به عوامل این امر فوقاً پرداختیم – م. آ.) با بی احترامی و تحقیر به اختیار گرفته اند، خلق را مجبور می کرد راهی جز شورش بر علیه ستم های پارس ها و خود باباخان نداشته باشند».[3]

به استناد گواهی اسناد موجود، بر اساس قوانین گستاخ و ضد بشری قاجاریان، شرارت ها و حیف و میل های حکام ولایات همسایه، پرداخت ارقام بی اندازه مالیات ها، اسیر گرفتن و نگه داشتن زن و بچه های مردم بصورت ضامون و بر ضد سربازگیری های پی در پی و بی قانونشان، راه افتاد شورش و جنبش خلق ها را به اطلاع می رسانند، در مورد داشتن خیال قیام در بین یموت ها و گؤکلنگ ها بر علیه ظلم و ستم های قاجاریان تا اوایل قرن نوزدهم /XIX/ (تا سال 1805/م.)، یادآوری کرده بودیم. یعنی، بستر این شورش ها قبلاً آماده و عود کرده بود.

ظاهر شدن شخصی به نام سیّدمحمد یوسف سلطان، درویشی که با قهر از فتحعلیشاه به زیارت مکه رفته و نام «حاجی» را هم بر خود آویزان کرده بود، در میان یموت ها و گؤکلنگ ها مزید بر علّت و بهانه ای برای این جنبش و شورش شده بود.[4] در کتاب  «نسیح التواریخ (تاریخ قاجاریّه) مربوط به قلمزن سالشمار درباری میرزا محمد تقی خان در مورد بستر خانوادگی این حاجی نکته به نکته بیان شده است. اباء و اجداد وی به نام های گوٚن خوجه، آی خوجه و محمدامین خوجه از ولایت «بدخشان»؛ در ولایاتی که دوره ای احمدشاه درّانی در آن حاکمیّت داشته، به دنیا آمده است. ادامهٔ مطلب »

ب). روابط تورکمن های جنوب و جنوب غربی (یمودستان) با روسیّه و ایران – 2

Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

ژنرال لئیتئنانت الکسی پتروویچ ارملوف – Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

دوره تلاقی قرون XVIII-XIX/م.م.، (قسمت دوّم…)
«اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: د.خ. اونق: در ادامه مطلب قبلی توجه تان را به قسمت دوّم جلب میکنیم!… از جانب مشاور نماینده روس ها در تهران، بارون ک. بوُده نیز در سال های 30/م قرن XIX، بر این نکته اشاره دارد که؛ «در آن ایّام خاندان قاجاری که پادشاهی را در ایران آغاز کرده بودند، منت دار محقّ این گروه از توٚرکمن ها هستند!» که پدر فتحعلیشاه (در سال های 1771 – 1834/م.م.،) محمد حسن خان را که پدرش از سوی نادرشاه به هلاکت رسیده و خود نیز مورد پیگرد و تعقیب قرار گرفته بود، از سوی تورکمن ها نجات داده می شود و آن ها /فتحعلی دوم که به پادشاهی رسیده بود (باباخان)/ از این جهت مدیون تورکمن هستند؛ نیز تأئید می گردد.

در سال 1747/م.، بلافاصله پس از مرگ نادرشاه، آغا محمد خان از جانب خواهرزاده نادر به دستور علیقلیخان اسیر و مقطوع النسل گشته و دوباره به میان تورکمن های یموت پناهنده می شود. وی مدّت 14 سال در بین این تورکمن ها زندگی کرده و به نام «آغتاخان /اخته خان یا خواجه/» معروف شده است. بعداز اینکه او حاکم بلامنازع ایران گشته بود، علی رغم بی رحمی و خونخواری که از آن برخوردار بود، نمایندگان معروف و شناخته شده تورکمن ها را مورد حمایت خود قرار داده و محترم می شمرده است.

وی در قشون خود از هر کدام از طوایف یموت ها و گؤکلنگ ها به تعداد 250 سواره نظام را محفوظ می داشته است و برای آن ها وقت بوقت حق و حقوق می پرداخته است. این واقعه در بین عملکردهای پادشاهان ایران در مورد تورکمن ها بسیار نادر اتفاق افتاده است. حتّی رایزن روس ک. بوُده در مورد؛ «گروهی از نمایندگان تورکمن های یموت در ارتباط با مجلسی که حکمران یعنی آغا محمد خان شخصاً خودش رهبری می کرده، حضور می یافته اند.»[1] انگشت گذاشته می شود.

در سال های 80-90/م.، قرن هیجدهم XVIII/م، آغا محمد خان از سرزمین هائی همچون کرمان، آذربایجان، گرجستان و سایر مناطق که از تابعیّت و حاکمیّت وی سر باز زده بودند، در آنجا بی رحمانه ترین کشت و کشتارها را، راه می اندازد. به عنوان نشانه پیروزی بر خاندان زندیان تنها در کرمان تعداد کثیری از ایلات آنجا را به هلاکت می رسانند. زنان و فرزندان آن ها را به کنیزی و نوکری می برند. از میان آن ها چشم 20 هزار نفر از مردان را از حدقه در می آورند. از سرهای بریده شده ی 600 تن از اسیران تپه هایی از کله برپا می کنند.»[2]. همانطور که فوقاً ذکرش رفت،  راهیابی وی به سوی حاکمیّت نکته به نکته بیان گردید؛ از جمله در میدان های جنگ، «تلی ازتپه های اجساد کشته شدگان، کشتارهای سراسری، میادین، پر از چشم های از حدقه درآورده شده بود»[3]. ادامهٔ مطلب »

ب). روابط تورکمن های جنوب و جنوب غربی (یمودستان) با روسیّه و ایران – 1

دوره تلاقی قرون XVIII-XIX/م.م.، (قسمت اوّل این بخش)

آکادمیک مراد آنانفس اف

آکادمیک مراد آنانفس اف

ملاحظه: شروع کتاب «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: د.خ. اونق:

… با الحاق گرجستان و آذربایجان به روسیّه فیمابین قرون هیجدهم و نوزدهم، مسیر روابط تورکمن – روس چشم انداز تازه ی خاصی را به خود می گیرد. در نزد رؤسای استان قفقاز از جمله الکساندر اوّل، کان-ورینگ، سینانف و بقیّه نمایندگان حکومت پادشاهی روسیّه در اوایل قرن نوزدهم، جهت مورد استفاده قرردادن در مبارزات بر علیه ایران، ایجاد روابط، با گروه هایی از ایلات خاص و کثیرالتعداد تورکمن های یموت، تکه و گؤکلنگ که سر زمین آن ها در شرق دریای خزر واقع شده است، مورد توجه قرار گرفته و تقویّت می شده است.

کارگزاران پادشاهی روسیّه از تحت فشار بودن همیشگی این گروه از تورکمن ها از جانب خاندان قاجاری بخصوص بعداز به تخت نشستن فتحعلیشاه (باباخان)؛ از گسیل کردن قشون بسوی ایلات بزرگ تورکمن های گؤکلنگ و تکه در سال های 1802-1801/م.، از جانب این باباخان»[1]؛ و به همین سبب، «در پی انتقام گرفتن از پارس ها» بودن تورکمن ها؛ را روس ها مطلع و دقیقاً می دانستند. بعداز آن، در سال 1803 یا 1804/م.، جهت برگزاری مذاکره با گراف زوبوف در کشتی لیتنانت گننیکی /Генники/ به رهبری شخصی به نام «آزادخان»، از نمایندگان گروه خاصی از تورکمن ها برای حضور در باکو دعوت به عمل می آورد.»[2]

هر صحبتی که در این ملاقات شده باشه فعلاً جزو اسرار باقی می ماند. و اما یادآوری دوباره حضور مستقیم نمایندگان تورکمن جهت طی کردن گفتگوی روابط دیپلماتیک با حاکمین روسیّه در قفقاز، در منابع نوشته شده علمی تاریخی، خوبخود از اهمیّت بزرگی برخوردار است. … ادامهٔ مطلب »

فراخوان به قیام روز سه شنبه دوباره می آییم

آژانس ایران خبر – فراخوان به قیام روز سه شنبه دوباره می آییم و این قیامی است تا پیروزی ارتش شرافت و غیرت اشرف دلاوری و همت چیزی برای از دست دادن ندارد به همین دلیل گرد و شکست ناپذیر است به همین دلیل فوق العاده ترسناک است و به همین دلیل هیولاهای تا دندان مسلح از حضورش می هراسند. فردا نیز روز ماست. دوباره به خیابان می آییم با دستانی شکست ناپذیر با قلبی شریف و فریاد آزادیخواهی سر میدهیم.

The_call_to_resurrection_on_Tuesday_is_coming_again

فراخوان به قیام روز سه شنبه دوباره می آییم

فراخوان به ملت شجاع ایران برای تجمع سراسری علیه حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی – روز سه‌شنبه ۱۲ دی ماه ساعت ۱۷:۰۰ مردم ایران همچنان در مخالفت با حکومت جمهوری اسلامی و همچنین به خون خواهی برادران و خواهران کشته‌شده طی سی و هشت سال حکومت جمهوری اسلامی به‌ویژه کشته‌شدگان چند روز اخیر در درود، شیراز، تویسرکان، ایذه، شاهین‌شهر و قهدریجان اصفهان به خیابان‌ها می آیند و فریاد آزادی‌خواهی سر می دهند.

منبع: آژانس ایران خبر

اشعار سروده شده در اسارت (قیاتخان و پسرش یاغشی مأمد)

قیات خان – Kyýat han (XIX عصر)

قیات خان – Kyýat han (XIX عصر)

قیات خان و فرزند شاعر او یاغشی مأمد خان یمودسکی،
آنامخمد و نسل های بعدی ((قرون XIX- سالهای /1754-1843/))

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق – قیات خان از طایفه «کُر /حسنقلی کُر/»، در قرن XVIII/م.، و در سال 1754/م.، در کومیش دپه به دنیا آمد. وی به سبب وابستگی شغلی که از یک خانواده استاد «آهنگری» به ارث برده است، با استعداد ذاتی، به عنوان شخصی ماهر به بار آمده است. وی از همه نوع اسباب و وسائل تجاری و کاروان بازرگانی، ناوهای دریائی و  ماهیگیری و کارگاه آهنگری برخوردار بوده است.

 حوادثی که در آن دوره از تاریخ رخ داده، مربوط به دوره محمدشاه قاجار بوده است.

در قرن هیجدهم و نوزدهم در دوره محمدشاه قاجار دولت فئودال قاجاریان با وضع مالیات های سنگین و کمرشکن به ملت تورکمن توان آن ها را از بین می برده اند و به این بهانه تورکمن های جعفربای را زیر سرکوب های پی در پی خود می گرفتند. ادامهٔ مطلب »

تظاهرات و درگیری در سراسر ایران آخوند زده

تظاهرات و درگیری در ایران

تظاهرات و درگیری در ایران

تورنتو – خوجه نفس نیوز: بنا به گزارش خبرگزاری های سراسر جهان، تظاهرات و درگیری ها در سراسر ایران همچنان ادامه دارد در این رابطه دقت خوانندگان گرامی را به گزارش زیر جلب می کنیم:

در پی انتشار فراخوان برگزاری تظاهرات عمومی در اکثر شهرهای ایران، امروز نا آرامی از اکثر شهرهای ایران گزارش شد. ویدیوها و تصاویر انتشار یافته در شبکه های اجتماعی نشان می دهد در اکثر شهر نیروهای امنیتی برای سرکوب تظاهرات و متفرق کردن مردم دست به رفتارهای خشونت آمیز زده است. بیشترین درگیری از میدان انقلاب تهران و از دانشگاه تهران گزارش شده است.

در ادامه گزارش این تظاهرات ها به شرح زیر اعلام می شود:

– اخبار رسیده حکایت از آن دارد که در شهر درود لرستان دست کم چهار تن به دنبال شلیک نیروهای رژیم کشته و چندین تن دیگر زخمی شده اند.

-حضور نیروهای امنیتی در تبریز سنگین گزارش می شود و این شهر بعنوان مرکز آذربایجان همچنان در سکوتی”سهمگین” بسر می برد.

-اولین خبر تظاهرات امروز از شهرکرد واقع در جنوب غرب ایران با انتشار ویدیوی در شبکه های اجتماعی انتشار یافت. ادامهٔ مطلب »

سرنوشت بچه های یاغشی مأمد و قادیرمأمد بعداز گرو گذاشتن آنها (نوه های قیاتخان)

 

A_Кадет_Николай_Йомудский_Конец_1870х_гг._XIX_в_04

سپاهی نیکلای یمودسکی، اواخر قرن نوزدهم (سال 1870)

تورنتو – خوجه نفس نیوز:
… در نتیجه توطئه ها و رشوه دادن های شاه ایران، مأمدشاه قاجار به روس ها در جهت دستگیری و بزندان افکندن قیاتخان و پسرش، در اواخر ماه مه سال 1842/م. روس ها یاغشی مأمد را دستگیر می کنند و به باکو می برند. وقتی که قیاتخان به دنبال پسرش به باکو می رود وی را نیز در آنجا زندانی می کنند.
بعداز شش ماه در دسامبر 1842 مسئول زندان آن ها را به تفلیس تحویل می دهد. در هفدهم اکتبر سال 1844/م.، بعداز مرگ قیاتخان در زندان تفلیس، آن ها تصمیم می گیرند بچه هایشان را نزد دولت روسیّه «گرو» بگذارند به این امید که از زندان آزاد شود. در بیرون از زندان برادر کوچکتر از خود یاغشی مأمد بنام «قادیرمأمد» که برای آزادی برادرش در تلاش بود، همراه با سه فرزند کوچک که دوتا از آن ها بچه های دوازده ساله دوقلوی یاغشی مأمد بنامهای «حسن مأمد و آنامأمد (مخمد)» و یک پسر ده ساله قادیرمأمد بنام «نظرمأمد» برای تحویل به روس ها به تفلیس می آید. هدف یاغشی مأمد و قادیرمأمد از گرو گذاشتن سه تا بچه نزد دولت روسیّه، آزادی از زندان و برگشتن به وطنشان، امید بسته بودند. اما زمانی که متوجه شدند، علی رغم تقاضاها و عریضه های خود آن ها خیال آزاد کردن یاغشی مأمد را ندارند، لذا قادیرمأمد بعداز زیارت قبور پدرش قیاتخان در تفلیس، در یانوار /ژانویه/ سال 1845/م.، از آنجا به وطن خود بر می گردد.

ادامهٔ مطلب »

سرنوشت خانواده قیات خان یومودسکی تا پایان قرن بیستم (تاریخ معاصر)

خانواده قیاتخان یمودسکی

خانواده قیاتخان یمودسکی

(یک قرن عزّت نفس)

خانواده ای که با فراز و نشیب های خود از عمق کوران حوادث تاریخ، همچون فریادی از گذشته رو به ترقیّات احیاء می شود!

تورنتو – خوجه نفس نیوز – د. خ. اونق: … از دو فرزند قیاتخان که یکی یاغشی مأمد و دیگری قادیرمأمد می باشد، قادیر مأمد را آزاد می کنند ولی یاغشی مأمد همراه با پدرش قیاتخان با توطئه محمدشاه قاجار که جهت دستگیری و به زندان افکندن آن ها به روس ها رشوه داده شده بود، مدت ها در زندان باقی می مانند و در همانجا نیز از دنیا می روند. بعد از زندانی شدن آن ها 3 نوه قیاتخان دو کودک یاغشی مأمد و یک کودک قادیرمأمد از جانب روس ها به اسارت گرفته می شوند.
سه کودک ضامن (گرو) گرفته شده قیاتخان که در بین آن ها تنها یکی زنده می ماند و آن هم همین سرهنگ نیکلای آنامخمد یمودسکی یاغشی مأمد اوغلی است. وی در دستگاه عریض و طویل امپراتوری روسیّه تزاری تربیّت می شود و تا درجه سرهنگی ارتقاء رتبه می یابد. وی آشنا به تمام رمز و رموزهای دستگاه کشورداری امپراتوری روسیّه بود. …
نام: نیکلای یمودسکی، نیکلای خان یمودسکی، و یا (نیکلای آنامخمد یمودسکی)،
– وطن: چلکن – (قرون XIX-XX
– وطن قبلی: کومیش دپه – یمودستان (. این سرزمین قبل از استحکامات سرحدّی ایران – روس به نام «یمودستان» شناخته می شده است).
– بستر خانوادگی: از یک خانواده اشرافی یموت ترکمن.
– پدر بزرگ: قیات خان، رهبر تورکمن های یوموت، … یکی از طوایف اصلی ترکمن است.
…. وی در انقلاب اکتبر سال 1917 روسیّه همبستگی و حمایت خود را از دولت جدید شوروی اعلام می دارد.
در سال 1918 او به عنوان رئیس دادگاه نظامی انقلاب در کراسنوودسک /شاقدم/ حضور می یابد.
پس از کودتای گارد سفید در استان ماوراء خزر، او در روستاهای یموت مخفی و مبارزه قاطع خود را علیه گارد سفید امپراتوری تزاری آغاز نمود. از این رو، اوّلین فعالیّت وی علیه تزاریسم، تمام جوانان یموت را از خدمت زیر پرچم دولت و گارد سفید ماوراء خزر برحذر می داشت.
روایت اوّل: نیکلای یمودسکی در تابستان سال 1919 – به خاطر ترس از دستگیری با خانواده اش به سرزمین پدربزرگ خود تورکمنصحرا (ایران) مهاجرت نمود، جایی که از جانب «گارد سفید» دستگیری وی صادر گردید. او به دام گارد سفید افتاد و آن ها ویرا به استان «راستوف – کیسلاوُدسک – تاگانروک /Кисловодск-Ростов-Таганрог/» انتقال دادند. نیکلای در یک فرصت مناسب بوجود آمده در فضای زندان به صورت نامعلومی از آنجا فرار می کند و به کراسنوودسک باز می گردد.
ادامهٔ مطلب »

تاثیرات انقلاب اکتوبر1917 روسیه برترکمنصحرای ایران- بخش2

ولادیمیر ایلیچ لنین

ولادیمیر ایلیچ لنین

به مناسبت یکصدمین سالگرد انقلاب اکتوبر1917

برلین – یوسف کر:

بخش1 مرور کوتاه چگونگی وقوع انقلاب اکتوبر1917 روسیه بود. درآنجا دیدیم روند رویدادها چگونه منجر شد. به اینکه حزب بلشویکها (حزب شاخه اکثریت سوسیال دمکرات روسیه)، در25م اکتوبر1917 مقر دولت موقت را تصرف کرده پایان حیات آنرا اعلام میکنند.

با پیروزی بولشویکها درسرنگونی دولت موقت روسیه و تشکیل جمهوری فدراتیو روسیه ی شوروی سوسیالیستی و شکل گیری حکومت های محلی درمنطقه های اداری (أدمینستراتیوی) امپراطوری روسیه، وضعیت دگرگون میگردد. بعنوان مثال درآسیای میانه ابتدا جمهوری خودمختارترکستان به مرکزیت تاشکنت و استان ترکمن بجای استان زاکاسپی (ماوراء خزر) وغیره درترکیب جمهوری فدراتیو روسیه ی شوروی سوسیالیستی پدید اورده می شوند.

با این اشاره، می پردازیم به بخش اصلی:

تاثیرات انقلاب اکتوبر1917 روسیه بر ترکمن ها وترکمنصحرای ایران

بدنبال سرنگونی دولت موقت ازجانب بولشویک ها که طرفدار عدم شرکت روسیه درجنگ، ضد استعمار و اسثمار، خواهان پایان دادن به ستم ملی وانواع تبعیض های اتنیکی، جنسیتی وغیره بودند. آنها اسرای جبهه های جنگ و دیگر زندانی ها آزاد می کنند. ادامهٔ مطلب »

کلاهبرداری از پناهجویان تورکمن در تورکیّه

زندان

کلاهبردار دستگیر باید گردد

 تورنتو: شنیده ها حاکی از آن است که؛ بر اساس اظهاراتی که از جانب یکی از اعضاء جمعیّت حقوق بشری ملیبت های تحت ستم ایران در تورنتو اطلاع حاصل گردید، شخصی که با نام های «جمعیّت تورکمن ها و یا مدافع حقوق بشری تورکمن ها در کانادا» مشغول کلاهبرداری بوده است، از جانب این جمعیّت ضمن افشاء، آن شخص را از این جمعیّت طرد نموده اند.

یک جنایتکار هیچگاه نمی تواند مدافع حقوق یک ملّت باشد!

این کلاهبردار از چند پناهجوی تورکمن که از دست ستم های جمهوری اسلامی آواره از خانه و کاشانه خود گردیده اند و با دهها مشکلات روحی و مالی خود را به تورکیّه رسانیده بودند، به مبلغ 6-7 هزار دلار به بهانه گرفتن پناهندگی از کانادا، اخاذی کرده است، این خبر از جانب یکی از اعضاء موثّق جمعیّت های «دفاع از حقوق بشری ملیّت های تحت ستم ایران» در کانادا ضمن تأئید، افشاء و طرد این شخص متمرّد از قوانین بشری را از این جمعیّت اعلام نموده است.

«هموطنان پناهجوی تورکمن در تورکیّه مواظب کلاهبرداری که با نام های غلط انداز و دهان پر کن «دفاع از حقوق بشری تورکمن» و یا با نام «جمعیّت تورکمن های دنیا» در تورنتو – کانادا مشغول اخاذی و کلاهبرداری است، باشند!»

این شخص کلاهبردار با راه اندازی جمعیّتی کذائی که متاسفانه با نام های دهن پرکن «حقوق بشری تورکمن ها» در کانادا مشغول اخاذی از پناهندگان تازه وارد به کانادا می باشد، با ارجاع فعالیّت «والیونتیری» که بر اساس آن سازمان مهاجرت دولت کانادا هر ماهه بابت هزینه اتوبوس مبلغ 100 دلار ناچیز کانادا را به این تازه واردین می پرداخت، به بهانه ارجاع کار والیونتیری هر ماهه مبلغ 50 دلار آن را از پناهندگان تازه وارد به کانادا زورگیری می کند که این امر تا به امروز ادامه و از جانب دولت کانادا نیز هیچگونه پیگیری نشده است. عمده جمعیّت چند نفری این شخص، تازه واردین تورکمن های شیعه عراقی همچنین تازه واردین معتقد به استقلال آذربایجان که آن ها را گاهاً دور خود جمع و مبالغی نیز از آن ها به بهانه یاری رسانی به مبارزان خلق تورکمن مشغول اخّاذی است.
لازم به یادآوری است که معرف این شخص به جمعیّت «ملیّت های تحت ستم ایران» شخصی از کلن آلمان است که وی در  اعمال این شخص جوابگوی خلاف های ضد بشری وی باید باشد. اخبار تکمیلی را در گزارشات بعدی به دقّت خوانندگان خواهیم رسانید.
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: