قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

Advertisements

قاسم نورباد شاعر و ادیب متعهد ادبیّات مستقلّ ترکمنان دنیا

قاسم نوربات - نویسنده و شاعر

قاسم نوربات
نویسنده و شاعر
ادبیّات مستقلّ ترکمن

خوجه نفس نیوز: دکتر قاسم نوربات از جمله نویسندگان و شاعرانی است که کار خود را با شعر و ادبیّات شروع کرد. از اوّلین اثار او میتوان به مجموعه آثار شعر و نشریه قره دپه لی اوغلانجئق «کودک قره تپّه ائی» که در مایه ادبیّات کودکان منتشر میشد نام برد. در طول فعّالیّتهایش آثار زیادی را منتشر نمود که یکی از برجسته ترین آنها مربوط میشود به اثر مرحوم احمد گرگانلی که با عنوان» گرگن جلگه لرینده (در جلگه های گرگان)» که توسّط مرحوم احمد گرگنلی در ایّام قبل از جنگ جهانی دوّم به رشته تحریر درآمده بود که بعدها به سبب بروز جنگ خانمانسوز جهانی دوّم او شهید میشود و موفق به انتشار اثرش نشده بود. قاسم نوربات این اثر را دوباره بازسازی و در ایّام استقلال ترکمنستان منتشر نمود. قاسم بعد از فراغت از تحصیل کار خودرا با معلّمی در بخش حسنقلی شروع کرد و بدلیل استعداد شگرف او در نویسندگی و ادبیّات شعری مدّتی نگذشت که از جانب شورای نویسندگان ترکمنستان به اقامت در شهر عشق آباد پایتخت ترکمنستان دعوت میگردد و فعالیّتهای خودرا در مرکز با حضور در عرصه رسانه های گروهی رسما در » هفته نامه «هنر و ادبیّات» شروع میکند. او در طول فعالیّتهای خود اثار ارزشمندی را ارائه نمود که استیل آثار او را میتوان همپایه آثار صمد بهرنگی نامید. گرایش زیاد او به ادبیّات ترکمنان ایران باعث میشد بیشتر به همکاری و همیاری با هم ملِبتی های خود بپردازد. ادامهٔ مطلب »

تبریکات نوروزی سال ۱۳۹۷– ۱۳۹۷-نجی یئل نو روز بایرامی قوتلاغی

نوروز بایرامی بارچانگئزا قوتلی بولسئن

!HAPPY NEWRUZ BAYRAM CELEBRATE! – NOWRUZ BAÝRAMY BARÇAŇYZA GUTLY BOLSYN! – С НАСТУПАЮЩИМ HOBPУ3 БАЙРАМOM!

یتیپ گلیأن تأزه یئل نوروزبایرامئنی بارچانگئزا قوتلاماق بیلن ، سیزه و ایچری ماشغالا اوجاغئنگئزا جان ساغلئق و آغزئبیرلیک هم آلئپ باریان مقصاتلی ایشلرینگیزده اوستونلیک آرزو ادیأریس!…
Ýetip gel‎‎ýän täze ýyl Nowruz baýramyny barçaňyza gutlamak bilen, size we içeri-maşgala ojagyňyza jan saglyk we alyp baryanmaksatlyňyzda üstünlik hemra bolsyn!…
فرا رسیدن سال نو شمسی (جشن نوروز) را ضمن تبریک، به شما و کانون گرم خانواده تان، آرزوی سلامتی و اتّخاد، همچنین در فعّالیّتهای آرمانخواهانه و هدفمندتان پیروزی یار و یاورتان باشد. …!

بدین مناسبت این روز را با شعری از شاعری نامعلوم، باستقبال میرویم:

نوروز بمانید که ایّام شمایید! آغاز شمایید و سرانجام شمایید
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار آن گنبد گردنده ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند، خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟ اسطوره ی تورک و من و نام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان افسانه قورقود و زهره ایّام شمایید!
هم مهر و محبّت هم دمـکده ی عشق، هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است، در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید

ایران ۳۷۰ سال پیش از نگاه سیاح عثمانی (۶): قزوین، نهاوند، همدان

Owulya Chalebi

اولیا چلبی، جهان‌گرد معروف عثمانی (۱۶۱۱-۱۶۸۲)، ۳۷۰ سال پیش

رادیو فردا – سیاحتنامه اولیا چلبی، سیاح معروف عثمانی (۱۶۱۱-۱۶۸۲) که حدودا ۳۷۰ سال پیش دیده‌های خود را از ده‌ها مملکت و سرزمین جهان آن دوره در یازده جلد به قلم آورده، نکات و تفصیلات فوق العاده جالبی در باره بسیاری نقاط ایران آن زمان، زندگی مردم و فرهنگ و زبان آنان دارد که تا کنون عموما از حیطه توجه ایرانیان به دور مانده‌است.

در رابطه با دوره صفوی، تاریخ‌نویسی ایرانی از قرن بیستم به بعد به خوبی از تواریخ و سیاحتنامه‌های اروپایی استفاده کرده، اما سفرنامه‌های شرقی مورد توجه چندانی قرار نگرفته اند. یک دلیل این امر کم بودن سیاحتنامه‌ها به زبان‌های اصلی خاورمیانه یعنی عربی، فارسی و ترکی است، در حالی که در باره همین دوره می‌توان آثار فراوانی به زبان‌های اروپایی یافت.
اولیا چلبی، جهان‌گرد معروف عثمانی (۱۶۱۱-۱۶۸۲)، ۳۷۰ سال پیش دیده‌های خود را از ده‌ها کشور به رشته تحریر درآورد. چلبی دو بار نیز (۱۶۴۷ و ۱۶۵۴) به ایران سفر کرد. او دیده‌ها و یا گاه شنیده‌های خود را از شهرها و ولایات گوناگون شمال غرب ایران آن دوران از قبیل تبریز، اردبیل، ارومیه، مراغه، همدان، نخجوان، گنجه، ایروان، تفلیس، دربند و باکو نوشت. در این سلسه مقالات چکیده مهم‌ترین جنبه‌های بخش ایران، از اصل ترکی عثمانی به فارسی ترجمه شده و در اختیار کاربران رادیو فردا قرار گرفته‌است. آنچه که داخل پرانتزها می‌خوانید، توضیحات مترجم، عباس جوادی، است.
چلبی از سیاحان معدودی است که از عثمانی برخاسته، در کشور‌های دیگر و همسایه سفرکرده و خاطرات سفر خود را به زبان خود، یعنی ترکی عثمانی ثبت کرده‌است. این در عثمانی مصادف است با زمان سلطان مراد چهارم و در ایران زمان سلطنت شاه صفی. یعنی مدت کوتاهی پس از عقد قرارداد صلح بین ایران شیعه و صفوی، و عثمانی سنی.
چلبی دو بار (۱۶۴۷ و ۱۶۵۴) به ایران رفته و دیده‌ها و یا گاه شنیده‌های خود را از شهرها و ولایات گوناگون شمال غرب ایران آن دوران از قبیل تبریز، اردبیل، ارومیه، مراغه، همدان، نخجوان، گنجه، ایروان، تفلیس، دربند و باکو به قلم آورده‌است. در آن دوران هنوز شرق مسلمان تحت حاکمیت دو امپراتوری بزرگ عثمانی و صفوی بود و هنوز قفقاز از ایران جدا نشده بود.

ادامهٔ مطلب »

The poems that are written in the prison clause of Russia

اشعاری که در بند زندان های روسیّه سروده شده است

تورکمنها-خانیمودسکی

یاغشی مأمد

خوجه نفس نیوز – د. خ. اونق: وب چکیده این اثر: قیات خان از طایفه «کُر /حسنقلی کُر یا قویونلی کُر/»، در قرن XVIII/م.، و در سال 1754/م.، در کومیش دپه به دنیا آمد. وی به سبب وابستگی شغلی که از یک خانواده استاد «آهنگری» به ارث برده است، با استعداد ذاتی، به عنوان شخصی ماهر به بار آمده است. وی از همه نوع اسباب و وسائل تجاری و کاروان بازرگانی، ناوهای دریائی و  ماهیگیری و کارگاه آهنگری برخوردار بوده است.

Hojanepes News – Dr.H.OWNUK: Web Abstract of this work: Qayat Khan from the clan «Koer /Hasan-kuli Koer or Qoyunli Koer/», was born in the city Kumish-Depe in the 18th century in 1754. He has been trained as a skilled person due to his career dependence, inherited from a «forming Iron-work» master’s family, with an inherent talent. He has all kinds of commercial vehicles, caravans, naval and fishing, and Iron-work workshop.
The events that occurred at that period date from the period of Mohammad Shah Qajar.

In the XVIII and XIX centuries during the Muhammad Shah Qajar periods, the Qajar feudal government was able to ruin the Turkmens by imposing heavy taxes on the nation, under the pretext of following the crackdowns of the Turkmen of Jafar-bay.

CoverBook_Kyýathan_English_09

جلد متن انگلیسی کتاب «قیاتخان یمودسکی» – The cover of book «Kiyat-khan Yomudskii_an English

Qiyat Khan, who had to suffer from the Qajar tyranny, with all his livelihoods, including fishing gear and iron-forging tools, He went from the Kumish Depe, first to the Esen-Quli /Hassanquli/ and then to Cheleken.Read More >>>

باتیر شاه محمداف زندانی ترکمنستانی در اوین در اعتصاب غذا است

باتیر شاه محمداف

باتیر شاه محمداف زندانی ترکمنستانی در اوین

تکرار ابراز کینه و خصومت با همسایگان

آلمان – باتیر شاه محمد کارمند شرکت روسی لاکایار بیش از هشت سال است درایران توسط ماموران اطلاعات دستگیر شده و به اتهام جاسوسی در زندان اوین بسر می برد. زندانی شدن باتیر شاه محمداف یادآور زندانی شدن قیات خان و پسر بزرگش یاغشی مأمد توسط روسیه تزاری درقرن 19م بدرخواست دولت وقت ایران است. باید دید باتیر شاه محمداف را براساس کدام مدرک و سندی زندانی کردند و چرا اعلام نمشود. …

خبار روز: www.akhbar-rooz.com  شنبه  ۲۱ بهمن ۱٣۹۶ –  ۱۰ فوريه ۲۰۱٨

گزارش دریافتی: باتیر شاه محمداف زندانی تبعه ترکمنستان که از سال ۱۳۸۸ در زندان اوین است در حمایت از هم بندی سابق خود سهیل عربی از روز شنبه ۱۴ آبان دست به اعتصاب غذا زده است.

برای اطلاعات بیشتر در باره وضعیت باتیر شاه محمداف متن نامه این زندانی تبعه ترکمنستان را که در تاریخ آذر ۹۶ منتشر شده است بخوانید:
“اینجانب باتیر شاه محمداف تبعه ترکمنستان کارمند شرکت روسی لاکایار در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۸۸ هنگام بازگشت از زاهدان در فرودگاه مهرآباد توسط مقامات امنیتی و اطلاعاتی ایران بازداشت شدم.
پس از طی مراحل بازجویی و حضور در دادگاه انقلاب در نهایت شگفتی بدون هیچگونه سند، مدرک یا شاهدی ابتدا به ۲۰ سال و پس از تجدید نظر به ۱۰ سال زندان به جرم جاسوسی محکوم شدم.
تاکنون بیش از ۸ سال است که در زندان های ایران محبوس میباشم، در این مدت نه تنها از ملاقات با خانواده ام محروم مانده ام، حتی اجازه تماس تلفن نیز ندارم.
ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 5

یاغشی مأمد خان یمودسکی حسنقلی کُر

یاغشی مأمد خان یمودسکی حسنقلی کُر

تورنتو – خوجه نفس نیوز: …بعداز این که یاغشی مأمد با استمداد طلب یاری از تمام اولاد و اولیاء ها و گذشتگان دینی اعتقادی خود به همّت آستان نشسته بود، هیچ یاری و فصل جدیدی که بتواند یاغشی مأمد را خوشحال کند، بوجود نیامد. بهمین جهت تفکرات جدیدی در افکار یاغشی مأمد پدید می آید، لذا، این تفکرات با اعتقادات دینی و مذهبی قبلی خود فرق داشت.

ولیکن بعداز آن سیکل جدیدی در اشعار یاغشی مأمد آغاز می شود. این تفکّرات و اندیشه ها نتیجه و معلول احساسات بروز داده شده ی یک انسان واقعی در یک فضای حیات حقیقی و رئال است. در چنین حالتی آن تعلیمات و ایده های الهی که در قرون میانه قدیم حاکم بوده است، برای اوّلین بار در پیشگاه حقایق سرسخت روزگار، ضربه و آسیب می پذیرد. جای آنرا منطق و تفکر انسان، افکار واقعی ائی که محصول حقایق رئال موجود است، بکار می گیرد. نا امید شدن شاعر از تعلیمات دینی مذهبی، احتمالاً نگرش بی تفاوت به آن /سکولارانه/، و اعتماد وی به شخصیّت های رئال جامعه، آن امر در قطعات ادبی چیز بسیار ساده ائیست، ولیکن علاوه بر معمولیّت متن داده شده، بلکه، نکته جالب اینجاست که آن بروز شدن نتایج آنالیزهای عمیقی است که از قدیم الایّام وجود داشته. این قطعات، دقیقاً، به همان دلایل بوده است، این امر بعدها بسیار شیوع پیدا کرده است.

    اشعار:

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

دؤرتلمه لر /چهار بیتی ها/

بی جای یرده مدار بولماز،
جان کعبام گؤزلری گورمز،
قای یره بارار یولینی بیلمز،
استخوانیم یاندی شو گون نیلایین.

ترجمه:

در چنین مکانی مدارم کم است،
قبله گاهم دیدگانش محروم است،
به کجا برود راه اش ناپیدا،
استخوانم خورد شدند، آتشم بگرفت.

ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 4

اسنقلی (حسنقلی)

اسنقلی (حسنقلی)

تورنتو – خوجه نفس نیوز: … چنانچه به دقّت خوانندگان ارجمند رسانیدیم، دیوان شعر یاغشی مأمد با شعر تابشردیم /می سپارم/ شروع و با اشعار ، یورت اوٚچین /برای وطن/، برای قادیرمأمد، برای پدر،  محتأچ بولماغین /محتاج مکن مرا/، ینه ده یاد ایله منی /بازم یاد آرید مرا/، پیتربورگا گؤندردیلر خبریم /به پیتربورگ رسانیدند خبرم/، گلسه خوشنود بولارمیقام؟ /آیا بیاد پاسخ خوشنود می شوم؟/، تهران شهرینه /به شهر تهران/، نیلایین /چه کنم/؟، تداوم و تا به اوّل شعر؛ «گیتدیم زارلایا – زارلایا /رفتم زاری و زاری کنان/» رسیده بودیم. اینک دقت خوانندگان ارجمند را به قطعات بعدی اشعار جلب می کنیم: ..

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

گیتدیم زارلایا – زارلایا
/رفتم زاری و زاری کنان/

ای یاران لار مسلمان لار،
گلن دوران گچدی بیزدن،
یوریب* گلیب خام خیالیم،(؟)
اقبالیمز گچدی بیزدن،

ترجمه:

ایا یاران، مسلمانان،
دوران ما به سر آمد،
خام خیالم فریاد زند،
اقبال ما به سر آمد.

*****

ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 3

تصویر مرتبط

سیر تحوّلات در تاریخ و ادبیّات تورک با رویکرد تورکمنی:

تورنتو – خوجه نفس نیوز:

…ما در این اشعار فریاد بلند و آواهای شاعرانه خیزش و اینتُنیشن های تموّج کلاسیک هایمان را احساس و مشاهده می کنیم، ولیکن چیز جدیدی که برای ادبیّات ما آورده، واضحیّات واقعیّات سرسخت تاریخی می باشد. در آن با احساسات رئال قهرمانان واقعی جان می گیرند. و این امر به عنوان یک متن ادبی در قرن نوزدهم XIX/م.، در جهت غنای صنایع ادبیّات ما تلاش عدیده ای است.

باین ترتیب، بدون درنظر گرفتن کمبودها و نارسائی های ادبی – صناعی آن، این اشعار به عنوان یک منبع و سند با اعتبار و محکم در جهت فراگیری و پژوهش تاریخ و ادبیّات تورکمن می تواند باشد. این دیوان سرتاسر با احساسات درد جدائی ها، برای سعادت وطن، در جستجوی یک زندگی آزاد بودن، خمیرمایه شده است. در این منبع تاریخی نام های واقعی چندین شخصیّت تاریخی آورده شده است، در آن به بیان دقیق حوادث و رخدادهای مشخّص تاریخی پرداخته شده است، فاکت ها و اسناد روابط تورکمن با ایران و روسیّه در آن پیگیرانه دنبال می شود، افکار و گرایش های سیاسی – اجتماعی ملّت در همان زمان بررسی و بیان می گردد. ارزش و ماندگاری این اثر تاریخی در همین جهت ها و نکته های یاد شده می باشد.

    اشعار:

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

آزاد ادگیل منی /خلاص کن مرا/

بیله بیلمان، نیلایین، بیر درده دوچار بولمیشام،
آیرالیق دردین چکیپ، کوپ مونچه بیمار بولمیشام.
هر نه ادسنگ، ای خدایا، شونچه راضی بولمیشام،
یارادان الله دییم، شوندان آزاد ادگیل منی.

ترجمه:

چه کنم من ندانسته، به دردی دچار شدم،
درد جدائی چشیدم، این همه بیمار شدم،
هر چه دادی ای خدا، راضیم بازم یار شدم،
ای خدای خالق گویم ترا، از اینجا خلاص کن مرا.

ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» -2

صحرای چلکن - (XIXaa)

صحرای چلکن – (XIXaa)

تورنتو – خوجه نفس نیوز: … دیوان اشعار یاغشی مأمد پراز غم، غصه، درد و آلام است. اشعار و احساساتی که در شرایط سخت زندان قرن نوزدهم تزاریسم در جاهائی دور از خانه و کاشانه در زندان وارونژ، و یادآوری این که؛ به گرو سپردن سه تا از بچه های بیگناه که هنوز غیر از آغوش مادر جائی را ندیده اند، جان و تن یاغشی مأمد را بریان می کرد.

حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. قیاتخانی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و در بزرگترین رویدادهای تاریخی جهان مشارکت داشته و در ایامی که برای شرکت در مذاکرات صلح ایران و روس در باکو و قفقاز حضور می یافته و با استقبال پذیرفته می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با جاه و شوکت استقبال می شده است، آمد و آمد امروز به دور از وطن و کاشانه و اولاد اهل خانه در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس بعدار این همه سن و سال /80 سالگی/، از فرط جدائی، از رمق افتاده، از فرط گریه و زاری و تشنگی و گرسنگی کشیدن ها و کور شدن چشم هایش بعداز چهارسال از دنیا برود و حتّی به یاغشی مأمد اجازه حضور در دفن پدر پیرش را هم نداده اند، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و غیلاو انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سنگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد. همه و همه این تصاویر در اشعار جانگداز یاغشی مأمد انعکاس تراژدیکی یافته و به تار و پود درمی آید.

علاوه بر آن ها امید کندن های یاغشی مأمد بعداز عریضه و تقاضاهای بی شمار، پی بردن به زندان ابدی بودن را با جان و تن خود حس و افتادن به روح مردگی و پسیمیستیک از جمله پی آمدهای این زندان بود وی بعداز هشت سال در زندان وارونژ از دنیا میرود. … وی در مدتی که در زندان بوده «دیوان اشعارش در اسارت» را کامل نموده است و آن را تبدیل به «سالنامه زندان» نموده بود. اشعار یاغشی مأمد را از هر لحاظ و هر زاویه بنگری شاهد صنایع درخشان قطعات ادبی ملی مان را بر بستر یک واقعه رئال تاریخی می بینی. … اینک بقیّه اشعار را به دقّت خوانندگان ارجمند می رسانیم. قطعاً مرور آن، برای یکبار هم که شده می ارزد! …

د. خ. اونق – تورنتو – 2018/02/01

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نوبسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)
ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 1

TurkmenYomudy__Niva_1887__8__Ris_N_Yomudskogo_grav_Olshevskiy -05

همسران یاغشی مأمد- از سمت راست: آمانگل، چپ: اوغول منگلی

تورنتو – خوجه نفس نیوز: این دستنوشته از روی اثر پرفسور م. آنانفس اف که متون تورکمنی به حروف الفبائی سیریلیک تورکمنی نوشته شده است، بنا به اظهار پروفسور، دستنوشته به سبک نوشتار «الفبای کلاسیک تورکمنی» یعنی به روش نوشتاری با الفبای عربی – فارسی مربوط به قرون نوزدهم و اوایل بیستم نوشته شده است؛ لذا، در بین تورکمنان ایران به دلیل تغییراتی که در نوشتار نوین عربی – فارسی تورکمنی وارد شده است، متون مجموعه ارائه شده را سعی نمودیم با همان روش نوشتاری کلاسیک قدیمی مربوط به دستنوشته یاغشی مأمد تحریر کنیم. در این روش از نوشتاری تورکمنی با حروف الفبائی کلاسیک، علائم کسره، ضمّه و همزه داده نمی شود. کلمات و عبارات با همان شکل نوشتاری ادبی کلاسیک خود با حفظ ریشه دستوری آن ارائه گردید. در این روش صداهای «پ» با «ب» هم بجای صدای «غ»، در بیشتر موارد حرف «ق» داده می شود. همچنین مصوت های کوتاه و بلند و سایر علائم و آواهای  «اؤ»، «اوٚ»، «ائـ» در آن بکار برده نمی شود، بجای آن  حروف «او» یا اینکه «ایـ ، ای» بلاتغییر تحریر می شود.

در متن های گذشته، مثال های اشعاری که به روش نوشتاری سیریلیک تورکمنی داده شده است، مطابق با روش های امروزی عربی – تورکمنی جاری در بین تورکمنان ایران که آن با علائم فنوتیکی، زبان تورکمنی همراه است، ارائه گردید. لذا، اشعاری که به صورت مجموعه از دستنوشته شاعر یاغشی مأمد آورده شده است، مطابق با قائده کلاسیک الفبای عربی – تورکمنی ارائه و سعی بر این بوده است که کلمات شکل اصلی خودرا حفظ نموده باشد، در اینجا ما با یادآوری خاطرات، تلاش ها و مرارت هائی را که فرزندان بحقّ ملّتمان قیات خان و فرزند شاعر و رهبر منقلب و انقلابی وی یاغشی مأمد، را با الفبائی که در آن دوره مرسوم بوده و شاعر با همان قائده نوشته است، به همان قائده دستوری ارائه گردید، تا کمی بتوانیم میراث های بحق این قهرمانان خلقمان را درست ادا کرده باشیم.

در این نوشته برخی از اشعار یاغشی مأمد را برای مثال جهت اطلاع از مضامین آن به فارسی نیز ترجمه نمودیم.

دکتر خانگلدی اونق – تورنتو – 2017

جلد جدید کتاب «اشعار سروده شده در اسارت»

Bendilik_Farsi__فارسی_05.

جلد جدید کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» – نوشته آکادمیک مراد آنانفس اف- ترجمه: دکتر خانگلدی اونق

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نوبسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)
ادامهٔ مطلب »

توضیحات نکاتی چند در حول و حوش اشعار یاغشی مأمد

تورکمنها-خانیمودسکی

یاغشی مأمد در زندان

(قسمت سوّم) «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ ترجمه: دکتر خانگلدی اونق: … ولیکن، هیچ چیز و هیچ کس به داد یاغشی مأمد نمی رسد. قوانین و مقررات خشک سیستم پادشاهی و پلیسی، وی را همچون گلوله نخی ریسیده و گره زده است. بعداز آن وی چنین تأکید دارد: «تمام مجتهدین، اولاد و اؤلیاء ها را به آستان استمداد همّت طلبیدم، هیچکدام از آن ها مستجاب و هیچگونه حمایتی از آن جانب نشده است. با این حال بازهم افسوس به دلم باقی نماند، حداقّل به آستان اقوام و خویشان خویش بنشینم و از آن ها استمداد همّت بطلبم، تا شاید، در بین آن ها یک نفر با غیرت و جوانمرد پیدا شود! –  حالا، یک مناجات را آغاز کنم، که در آن از تمامی اهالی آخون – ملاهای مان بی قفه استمداد همّت بطلبم». …

بعداز آن سیکل جدیدی در اشعار یاغشی مأمد آغاز می شود. این تفکّرات و اندیشه ها نتیجه و معلول احساسات بروز داده شده ی یک انسان واقعی در یک فضای حیات حقیقی و رئال است. در چنین حالتی آن تعلیمات و ایده های الهی که در قرون میانه قدیم حاکم بوده است، برای اوّلین بار در پیشگاه حقایق سرسخت روزگار، ضربه و آسیب می پذیرد. جای آنرا منطق و تفکر انسان، افکار واقعی ائی که محصول حقایق رئال موجود است، بکار می گیرد. نا امید شدن شاعر از تعلیمات دینی مذهبی، احتمالاً نگرش بی تفاوت به آن /سکولارانه/، و اعتماد وی به شخصیّت های رئال جامعه، آن امر در قطعات ادبی چیز بسیار ساده ائیست، ولیکن علاوه بر معمولیّت متن داده شده، بلکه، نکته جالب اینجاست که آن بروز شدن نتایج آنالیزهای عمیقی است که از قدیم الایّام وجود داشته. این قطعات، دقیقاً، به همان دلایل بوده است، این امر بعدها بسیار شیوع پیدا کرده است.

به همین سبب این گونه از قطعات ادبی، در اواخر دستنوشته دیوان موجود در دست ما، رو به ظاهرشدن و فزونی می نهد. چنانچه اگر بخش بعدی این دیوان دستنوشته یافته شود، در این صورت، افزایش اینگونه از افکارهای رئال را با جزئیات بیشتر می توانستیم آشکار کنیم. به ویژه روشن تر و واضح تر می شد. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: