نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی – 2

مختومقلی و ایّام وی

مختومقلی و ایّام وی

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق – در آثار مختومقلی بهادر و شجاع بودن جوانان، تسلط بر اسب و اسلحه، در راه وصول سرنوشت و اقبال سعادتمندانه مردمانش آمادگی آن ها را به شهادت و فداکاری، توصیف می کند. شاعر جوانان دلیر و غیور ترکمن را به شجاعت خستگی ناپذیر، همچون شیرخوئی آن ها به هنگام جنگ، و حمله بر علیه دشمن به مانند خرس نیرومند بودن در هنگام جنگ تن به تن، دعوت می نموده است. خود مختومقلی نیز در ایّام جوانی سرباز شجاعی بوده است. وی در مورد خودش چنین می سراید:

دییپ پئراغی، مرد منم،
أشگأر ایلگه مردلیگیم،
دیری گیتمز غاشلارئمدان،
دگن نامئس – عارئما.

ترجمه:

گو فراغی، مردانه منم،
عیانست بر ایل و تبارم،
در نرود زنده هرگز،
گر رنجاند نای عارم. ادامهٔ مطلب »

Advertisements

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی – 1

Makhtumkuli

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق – شاعر مختومقلی، عارف و به عنوان فراست های خلق، ناشر و تبیین کننده امید – آرمان های ملّت خویش بر علیه قوانین ستمگرانه، ظالم و خونخوارانه فئودالی که حیات طایفه – تیره های ترکمن را در چنبره خود به محاصره درآورده بود و در دوره ائی که خلق بر علیه این قوانین به پا خاسته و مبارزه می کرده است، بر اساس ضرورت قیام، وی از درون این جنبش فراهم و ظهور پیدا می کند.
دولت محمد آزادی که از صفات و رفتارهای مسئولانه دولتی برخوردار و دارای فراست سیاسی نیز بوده است، با ایده های قوانین سیاست های دولت مداری، برخوردار از صفات انسانی و عدالت پروانه، سرورانه، نگرش عادلانه وی بر اهالی که در چهارچوب رعیتی نواحی خویش سکونت داشـتند، در جهت آبادانی میدان زیست، برای رشد تولیدات کشاورزی، ساختن پل ها، راه ها، ساختن مکان های اجتماعی- علمی و به گردن گرفتن مسئولیّت در جهت رشد و علاقه فراگیری معارف به پا خاسته بود، هم والد مختومقلی و هم استاد /خلیفه/ وی محسوب می شده است.
مختومقلی به عنوان ادامه دهنده راه و ایده های اصیل والد خویش، در جهت رشد و تعمیم آن همّت گماشته است. وی از حکّام؛ عدالت خواهی را نه به صورت آبستریزه شده آن، بلکه درخشش آن را بر اقبال ملّت همچون خورشید تابنده، چون آب در مسیر جاری روان بودن و به مانند باد در وزش نسیم قرار گرفتن را طلب نموده است. ادامهٔ مطلب »

روابط نزدیک ترکمن – افغان در قرن هیجدهم

همایون احمد شاه درّانی بنیانگذار افغانستان (1135/ق – 1186/ق) – هرات

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق: …بعداز مرگ نادرشاه، در افغانستان از سوی احمدخان از طایفه آبدال و از تیره سدوزایی با بنیانگذاری وی دولت مستقلی تشکیل می شود. وی از دوره جوانی در گارد سواره نظام نادر شاه خدمت می کرده است.[1] وی توانسته است منصب های برجسته ای را در دولت نادر به دست بیاورد. احمدخان ابدالی هم شاهد قدرت یافتن و هم شاهد مرگ شاه نیز شده است. در همان هنگام که شاه به قتل می رسد، با قشون آبدال های گروه خود به سوی قندهار می شتابد و در همان جا خود را به عنوان پادشاه افغانستان اعلام می دارد. وی لقب «دُرِّ دُرّان» را بر خود احراز می دارد.

نام جدید طایفه ابدال، با عنوان «خاندان دُرّانی» ثبت و ظهور پیدا می کند. احمدشاه در سال های (۱۷۴۷ – ۱۷۷۳/م.م.) در امور حکومتی خود تلاش می کند اشتباهات نادرشاه را به عنوان درس عبرت به کار می بندد و سیاست آرامی را پیش می برد. وی شخصی پر صبر و طاقت و با استعداد بوده است، با شعر و ادبیّات مشغول می شده است. حضور یافتن خویش را در بین خیل شعرائی که از سرزمین های مختلف آورده بود، دوست می داشته است.[2] با محسوب کردن خود به عنوان میراث دار نیمه شرقی پادشاهی نادرشاه، در طول عمرش هفت بار به هندوستان یورش برده است. در سال ۱۷۶۰/م.، در جنگی که بر علیه سیک ها و مارات ‌های کناره های رودخانه «پانی – پت»[3] رخ داده بود، به پیروزی ظفرمندی دست می یابد که در آن جنگ بسیاری از سواره نظام های ترکمن نیز حضور و شرکت داشته است. احمد شاهی که با درایت خود توانسته بود درک کند؛ مناطقی را که تسخیر نموده است نمی تواند، از عهده استحکام آن برآید، سرحدّات رعیّتی خویش را عاقلانه و با فراست مرزبندی و سپس از جانب پنجاب، با به رسمیّت شناختن استقلال بلوچستان، به عقب باز می گردد. همگام با یورش های هندوستان احمد شاه در سال های ۱۷۵۰ – ۱۷۵۵/م.م.، سه بار به خراسان یورش برده است. مرکز (پایتخت) آن جا شهر مشهد را دو بار به محاصره خود درآورده است. ولیکن آن جا را نیز غیر از ولایت هرات بقیّه نواحی را ترک و به وطن خود باز می گردد.[4] ادامهٔ مطلب »

آکادمی علوم ترکمنستان از اولین ساختار تاسیس تا امروز (تاریخچه «آ. ان. تئسئسئر» و آ. ان. ت.)

ترکمنصحرا: مقالات – تورکمن نیوز“آکادمی علوم” بدنه دولتی جمهوری ترکمنستان است که وظیفه اصلی آن برای تضمین و اطمینان از اجرا و تحقق عملی سیاست های علمی و فنی کشور است.

د. خ. اونق: از جمله مراکزی که هم در زمینه علوم و هم در جهت شکل گیری ترکمنستان بعنوان یک دولت مستقل در چهارچوب شوروی سابق و چه بعنوان یک دولت مستقل در جهان امروز، در جهت پایه گذاری و ساختمان جمهوری ترکمنستان نقش عمده ای را بازی کرد، آن «آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان» است. آکادمی علوم ترکمنستان بدن دولتی که وظیفه اصلی آن برای تضمین و اطمینان از تحقق عملی سیاست علمی و فنی کشور است، می باشد. ادامه مقاله در «ترکمن نیوز»

مرکز آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان АНТССР و АНТ

مرکز آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان АНТССР و АНТ

نظریّه «ژانر واحد» پیوستگی در تاریخ و ادبیّات

مقالات اختصاصی- تورکمن نیوز – این نوشته، بخش دوّم نظریّه “ژانر واحد” که طی مقاله ای با عنوان “ژانر داستان تغزّلی “صایاد – همرا” چگونه پدید آمده است؟” در مقایسه با “دیوان جهانشاه حقیقی” داده بودیم، است. اینک دقّت خوانندگان گرامی را به قسمت دوّم این نظریّه در وب سایت «ترکمن نیوز» با عنوان «تشابهات، تداعیّات و رابطه ژانر داستان صاید – همرا با آثار جهانشاه حقیقی» جلب می کنیم!

دکتر خانگلدی اونق

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

اتحاد همه جانبه ترک های ایران یک ضرورت تاریخیست

یکسانسازی الفبای تورکی تورکمنی

یکسانسازی الفبای تورکی تورکمنی

ضرورت تاریخی ضرورلئق! یکسان سازی حروف الفبای توٚرکی در ایران از جمله مسائل مبرمی است که ضرورت تاریخ در پیش روی توٚرک زبانان ایران قرار داده است. چنانچه توٚرک – توٚرکمن های ایران در گذشته بیش از پانصد سال جدائی فیزیکی، با دسیسه ها و توطئه های رنگارنگ استعمار در مسیر جدائی فرهنگی، ایدئولوژیکی و ملی راه پیموده باشد، در عصر گلوبال و آگاه کنونی ضرورت و وقت آن فرا رسیده است که این مسیر به سوی نزدیکی و قرابت هر چه بیشتر ملل توٚرک که در چندگانگی جغرافیائی و ایدئولوژیکی قرار گرفته اند، فراهم شده باشد. قرابت فرهنگ نوشتاری و زبان و ادبیّات که در کلیّت خود ملتی با تاریخ – ادبیّات واحد، اجتماع وسیعی را تشکیل می دهند، پتانسیل این امر است! … یایین لینکی

از کتاب زیر چاپ «قیاتخان و بازماندگان» بخش زبانشناسی

«عاشئق من»، یرینه یئتیرئن ساوتلرینگ آد غازانان و تورکمنستانئنگ خلق آرتیستی مرحوم ساغی جبار،

«Aşyk Men» Ýerine ýetiren Sowetleriň ast gazanan artysty we Türkmenistan Respublykasynyň Halk Artysty merhum Sahy Jepbar

به بهانه ترانه عاشئق من ساخی جبار سیری به ترجمه فارسی ترانه «بوگون» ساخی جبّار می زنیم: این شعر در زمینه یکی ا ز اشعار شاعر بلندپایه ترکمن مختومقلی فرا غی به نام «بوگون (امروز)» است.

امروز (نظیره)

زهـره آسمان بر آمد،
عاشق که دوران است امروز،
لاله از خاک بر دمید،
جان که ریحان است امروز.
***
در سیر گل آمد بلبل،
صد ناز کند غنچه گل،
بر خیز بر آستان بشتاب،
معشوق که قربان است امروز.
***
باغ زبان، کان شکر،
باغ جان داره ثمر،
ای زحمت خار کشیده،
روضه رضوان است امروز.
***
گل جبن زباغ دسته – دسته،
ای مرغ دل آسوده و خسته،
ماندیش و بخوان سرودی،
که آواز همانست امروز.
***
اسرار به مه گفته جبالت،
دامن به گُل آلوده غنایت،
عدل است و عدالت رابین،
که فرمان زمان است امروز.
***
قلب است به تن جای شهیدان،
رزم است و وطن کنام مردان،
روایت عشق از فراغی،
درمان دلان است امروز…

بهار سال

بوگون

دوغدی آسمانئنگ زؤهره سی،
چین عاشئغا دؤوران بو گوٚن،
آچئلدی زمین لأله سی،
اوشبو دوٚنیأ ریحان بوگوٚن.
***
هر سایراندا شیدا بلبل،
اؤویشگین آتار اؤویسیپ گوٚل،
عاشق بولسانگ مونی یاد بیل،
معشوق سانگا قوربان بو گوٚن.

دیل صنوبر شکرستان،
عألئم جهان گل – گوٚلیستان،
قوینونگ ایچره بیتئن بوستان،
قوچ ییگید لر باغبان بوگوٚن.

گوٚلشئن ایچره گیرئر بولستنگ،
گوٚل دسته سینی تئرار بولستنگ،
مندن خابار سورئر بولسانگ،
طوطی گوٚفتار زئبان بوگوٚن.

داغلار باشئن اوٚموٚر باسان،
جوٚلگه سینده گوٚل لر اؤسئن،
هر دمینده نامارت غئسان،
عدل شاه دان پرمان بوگوٚن.

دوامات دئر ایل مردینه،
آویئن بئرمئز شیر قوردونا.
چئن عاشئغئنگ اول دردینه،
فراغی دان درمان بوگوٚن.

– ۱۳۶۱- ایران

تورنتو – د. خ. اونق

جایگاه و اهمّیت رمان «خشم تویلی خان» و «آینا-ملّا» از: استاد احمد سارلی

بریده نشریه «فراغی»

مجله فراغی: «همایش تقدیر از 50 سال فعالیت های قلمی استاد احمدآقا سارلی»

تورنتو – د. خ. اونق:  «… ویژگی های این اثر آن را نسبت به برخی از آثار کلاسیکهایمان همچون آثار صایاد-همرا، یوسف و احمد، زهره و طاهر، که در ابهامات قرون خاک خورده است، متمایز و از وضوح بیشتری برخوردار است. و پر واضح است که این اثر، بیان بخشی از تاریخ رئال ملت ما را همراه با ادبیّات آن بیان می دارد. …»

قبل از هرچیز اینجانب از دست اندرکاران این همایش بویژه از استاد دکتر آرازمحمد سارلی و جمعیّت «میراث» بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از تاریخ و ادبیاتمان، با اساتید ارجمندمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد احمد سارلی که از پیشگامان نادر تاریخ و ادبیّات ترکمن در دوره ای خاص است، یاد کنیم و تقدیر نمائیم. لذا؛
… آغاز سخن را در ظرف دو شاخه مهم علوم انسانی؛ رابطه بین ادبیات و تاریخ شروع می کنیم. همانطور که در مقالاتی چند بویژه در رابطه با اثر «قیاتخان و بازماندگان»، همچنین در رابطه با اثر «دیوان جهانشاه حقیقی» و داستان لیریکی «صایاد-همرا» به این نتیجه رسیدیم که؛ وجود رابطه تفکیک ناپذیر رشته های تاریخ و ادبیَات باهمدیگر، ریشه یگانه آن را که از یک منبع سرچشمه می گیرند، صحبت کرده بودیم. و همین علائم را، در خلاقیّت اثر «خشم تویلی خان» نیز بی کم و کاست مشاهده می کنیم. در این رابطه بیائید به سخنان بزرگان علم متکی شویم.
درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است.[2] و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم متقابل آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های یکدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد آثار استاد احمد سارلی و اثر ماندگار ایشان «خشم تویلی خان» و بقیّه آثار وی به عنوان انعکاس رخدادهای تاریخی ایّام خود و به عنوان نمائی از شرایط سال های بعداز سرکوب ها و غصب زمین های خاصلخیز ترکمنصحرا از جانب رضاخان، بیداد خوانین مرتجع و زیاده خواهی آنان؛ و گوشه ای از مشقاتی که بعداز آن بر ملت ما رفته است، به شکلی زیبا و رمانتیک به تصویر کشیده شده است. این اثر یک رمان ادبی است! در عین حال به تعریف واقعه ایی می پردازد که معلول آن مناسبات همان جامعه ایست که از جانب غاصبان فئودال مورد تجاوز قرار می گرفته؛ و آن تاریخ ملت ماست! ناله و حرمان هائی که بعداز غصب زمین های ترکمنصحرا به زور سرنیزه های حکام قاجاری و پهلوی ملت ما دچار آن گشته بود، بی حد و حصر تراژدیک است. ادامهٔ مطلب »

بررسی جامع داستان تغزّلی «صایاد-همرا» در ارتباط با «دیوان جهانشاه حقیقی» – 2

تزئینی

تزئینی

قسمت دوّم:

تشابهات، تداعیات و رابطه ژانر دستان صاید-همرا با آثار میرزا جهانشاه حقیقی

د.خ.اونق: این نوشته، بخش دوّم نظریّه «ژانر واحد» که طی مقاله ای با عنوان «ژانر داستان تغزّلی «صاید – همرا» چگونه پدید آمده است؟»[1] در مقایسه با «دیوان جهانشاه حقیقی»[2] داده بودیم، است.
… چنانچه در مورد برجسته ترین تشابهات و رابطه ژانری داستان صاید – همرا با دوره و حیات پادشاه تورکمن میرزا جهانشاه را در یک مقاله مبسوطی با عنوان «ژانر[3] داستان تغزّلی «صایاد – همرا» چگونه پدید آمده است؟»، طی استدلالات چندی اشاره کرده بودیم که در آن ایّام به متن اصلی این داستان دسترسی کامل نداشتم و آن مقاله را با همان مطالعات و پیش زمینه های قبلی که سال ها قبل این داستان (صایاد-همرا) را بارها مطالعه کرده بودیم و بعضی از اشعار آن را همراه با موسیقی (جدید و قدیم) نیز اجرا می نمودیم، در خاطرم باقی مانده بود، ارائه گردید. حال طی سال ها درخواست یک جلد آن، از دوستان و آشنایان مقدور نگردید تا این که یکی از دانشجویان طی در خواستی که اینجانب نموده بودم، این اثر را از کتابفروشی قابوس تهیّه و با توجه به مشکلات پستی که در ارسال آن داشتیم، صفحات کامل آن را طی اسکن کپی برایم رساند. و از این جهت از خدمتی که این دانشجوی مهربان سرکار خانم س. عالمی برایم مبذول داشته بی نهایت سپاسگزار و قدردانی خودرا اظهار میدارم.
… چنانچه نظری به اثر چاپ شده مجموعه «افسانه ها و قصه های ترکمنی – قرن 14/م.»، از جانب انتشارات قاضی[4]، بیاندازیم، تشابهات و تداعیات دیتال های این اثر، آن را متعلق به دوره قرون 14-15/م.م.، می نماید. ادامهٔ مطلب »

ارزیابی ادبیات ترکمنصحرا

D_A_Sarli_0

دکتر آرازمحمد سارلی

تورکمنصحرا مدیا: آرازمحمد سارلی: ارزیابی ادبیات ترکمن صحرا بخشی از کتاب «پژوهش هایی در ادبیات ترکمن» به نوشته اراز محمد سارلی است وی در این بخش می نویسد:
«به طور کلی دوره حکومت پهلوی دوم نه از لحاظ مفاهیم ادبی پربار بوده و نه از جهت کمیت آثار ادبی ترکمن اقناع کننده است. در ترکمن صحرا نه نشریه ای وجود داشت تا نویسنده و شاعر افکار و احساسات خود را بروز دهد و نه امید پیوستن به حلقه جراید کشور که در تهران تمرکز یافته بود، موجد تحرک و گرایش علاقمندان به شعر و ادب ترکمن می شد. چرا که در این دوره هیچ مرکز فرهنگی ـ هنری و یا انجمن ها و محافل ادبی نتوانست اعلام موجودیت نماید»
به نظر سارلی ادبیات ترکمن در ترکمن صحرا را می توان به سه دوره تقسیم نمود. دوره اول تا کودتای 28 مرداد 1332 ادامه داشته و به نظر وی: «در ترکمن صحرا مهمترین مسایلی که در آثار ادبی آن زمان مطرح بوده است به مسایلی هم چون اشغال نظامی شوروی، رهایی از ظلم و بیداد رضاخان، فعالیت های حزبی در ترکمن صحرا اختصاص یافته است. از شاعران معروف این زمان «ولی سلاقی» است او یک شاعر انتقادی به تمام معنی است. مضامین اشعار او در هجو مبانی سیاسی فرهنگی رضاخان است و در اشعار خود لبه تیز حملات خود را به مباشرین و عوامل محلی حکومت رضا خان قرار داده و به کلاه پهلوی و کشف حجاب و ییگاری و ظلم و ستم های کدخدایان و غیره پرداخته لست. او ماجرای رضا خان و اشغال نظامی ایران را این در شعر «اوادان» طور ذکر کرده است.

آسمان ده بالون قره لر ( در آسمان هواپیما ظاهر شده است)
باقما ارنگم سارالر (نگاهش کنم رنگ در رخسارم نمی ماند)
بوش قالدی سرباز خانه لر(سرباز خانه ها خالی شده) … ادامهٔ مطلب »

آماده سازی چاپ دوّم نسخه «ورژن» کامل پژوهش های «دیوان جهانشاه حقیقی» به علاوه نسخه مینورسکی

ورژن نهائی دیوان جهانشاه حقیقی

ورژن نهائی دیوان جهانشاه حقیقی حاوی 457 صص.

دکتر خانگلدی اونق – در طی آماده سازی چاپ دوّم این نسخه از پژوهش های تاریخی در حول و حوش «دیوان کامل جهانشاه حقیقی» شکل کامل سه جلد داده شده در طرح بروشور جلد اوّل، جلد دوّم، جلد سوّم، است که جهت تسهیل ویراستاری آن را از همدیگر مجزا نموده بودیم. با ادغام این سه جلد، این مجموعه شامل 5 فصل از موضوعات تفصیل و تفسیر شده در این اثر است. آن شامل 457 صص. تا انتشار عمومی آن احتمالا به 500 صص. خواهند رساند، طی این انتشار مجازی به دقّت علاقمندان ارائه می گردد.

قصل اوّل؛ شرح و احوال، فصل دوّم؛ مقالاتی حول و حوش بستر سیاسی اجتماعی دوره تاریخی جهانشاه حقیقی منتشر شده در نشریّات مختلف، فصل سوّم؛ ، تدقیق، بررسی و توضیحات متون اثر پروف. مینورسکی استاد دانشگاه سوربن پاریس و کمبریج لندن، فصل چهارم دیوان شعـر «غزل لار، قصیده لار، رباعی لار» (نسخه ماتناداران)، فصل پنجم؛ مطالب توٚرکمنی لاتین و انگلیسی: The Latin Turkmen and English articles;، .. این اثر در زمینه: (دیدگاهائی نو در مورد دیوان شعر و تاریخ اواخر «دوره تورکمانی» رابطه حیات و دوره جهانشاه با داستان عشقی «صاید-همرا» به ضمیمه ترجمه، تطبیق، تدقیق و بررسی متون تحقیقاتی ولادمیر مینورسکی)، در پی دی اف پروگرام در برنامه زیر با لینک و مشخصات آن درج می گردد:

 

 

 

مایا قلیوا (ماماجان) هنرمند «خلق» در ترکمنستان و اتحاد جماهیر شوروی دارفانی را وداع گفت

هنرمند مردمی ترکمن مایا قلیوا

مایا قلیوا در نقش شاه صنم

تورنتو – خوجه نفس نیوز – د.خ.اونق:

… هنوز مدت زیادی از یادآوری خاطره هنرمندان «خلق» ترکمن آناگل آناقلیوا و مایا قلیوا سپری نشده بود که خبر وفات این ستاره پرفروغ تئاتر و سینما و اپرا باله ترکمن را دریافت نمودیم. ضمن اظهار افسوس و تأسف، با تسلیت برای هنر دوستان و اهالی فرهنگ و ادب تورکمن های جهان، ضمن یادآوری خاطره ای دیگر، به بیان کوتاهی از این هنرمند ملی – مردمی می پردازیم.
در اوایل سال 2005 زمانی که مراد قارلیف پسر ارشد آلتی قارلیف هنرپیشه مشهور شوروی و ترکمنستان (در حال حاضر مرکز فیلم و سینمای ترکمن بنام وی «آلتی قارلیف کینو فیلم ترکمنستان» نامیده می شود.)، عروسی فرزندش («قاقیش» بنام خوانده آلتی قارلیف») را در سالن بزرگی در جوار دانشسرای عالی موسیقی واقع در مرکز شهر عشق آباد، برگزار نموده بود، اینجانب نیز با دعوت مراد دائی، همراه با خانواده خود در آنجا حضور یافتیم. مایا قلیوا (اسم مایا را در بین خودی «ماماجان»، خطاب می کردند)، نیز همراه خاله مهربانم آناگل آناقلیوا در آن عروسی حضور داشتند. آن ها ما را به نزد خود فراخواندند. سپس گرم صحبت شدیم؛

آن ها از افتخارات گذشته شان برای ما تعریف می کردند و ما سراپا گوش. ضمن این صحبت ها، آناگل دایزا گفت که:

– بر عکس اقبال ما، استقلال وطنمان برای ما شانس و بخت نیاورد!.

ماماجان قلیوا آهی کشید و گفت:

– آنچه را که ما در دنیای هنر ترکمنستان برجای گذاشتیم، در واقع زیربنای هنر نوین ملی را بنا نمودیم! … و از ریاست جمهوری ترکمنستان، ساپارمراد نیازوف گله مندی خودرا اظهار می داشت. …

و متأسفانه این جمع برای من، آخرین دیداری شد که با این هنرمند ملی خلق آرتیست مایا قلیوا همصحبت می شدم که قبل از آن همیشه همراه با خاله ام سعادت دیدار داشتم. و هنوز هم نمی دانستیم از این جمع گرم و صمیمانه بدور خواهیم افتاد. … تا اینکه، در همان سال ما به کشور فدرال کانادا عزیمت نمودیم. (A final exile) … ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: