دیوان جهانشاه حقیقی، مندرج در سایت بزرگ سانّی بروک «ورلد کات»

CatWorld (Sunnybrook Health Science Center Library Service)

Resources: World Cat (Sunnybrook Health Science Center Library Service) دیوان جهانشاه حقیقی، مندرج در سایت بزرگ سانّی بروک «ورلد کات»

Resources: World Cat (Sunnybrook Health Science Center Library Service)
Advertisements

ج). جنبش تورکمن های جنوب و جنوب غربی در سال 1813/م. و نقش روسیّه در آن – 2

mirza_Abul_Hasan_00

میرزا ابولحسن خان ایلچی بدگوی ترکمنها

(قسمت دوّم …) – «اشعار سروده شده در اسارت»
– تغییر طالع یمودستان در تاریخ

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … طی نامه ای که حاجی سیّد مخمد یوسف سلطان در تاریخ اوّل سپتامبر سال 1813 به الکساندر اوّل نوشته است، در آن، ارسال تعداد لازم امکانات ضروری از قبیل قشون توپخانه درخواست کمک کرده است. در صورت ارسال چنین کمکی وعده تصرّف استرآباد را داده است.[1] همچنین در نامه ای هم که به نام جنرال پوتکف نوشته بود، چنین خواهشی مطرح شده است. حتّی شهر استرآباد را که آنجا محل پیاده کردن دسانت قشون است، نشان داده شده بود.[2] در حقیقت اوّلین اهداف طرفین همین امر بوده است.

ولیکن تاریخ این مسئله را به نوع دیگری حل کرده است. از گروهی از وکلا و نمایندگان تورکمن در کناره های غربی دریای خزر – ماوراء قفقاز استقبال خوبی بعمل آوردند و یکی از گردان های کوچک مربوط به قزاق ها را که از جانب هنگ تحت سرپرستی سرگرد لیتنانت تروبینکوف قرارداشت، کلاً در اختیار آنها سپردند و جهت برخورداری از تمام ارزاق و خوراک هم لباس و پوشش با پرداخت 65 سکه طلای هلندی (غئزئل اونلئق /طلای ده عیاری/) بین آن ها تقسیم و به سوی پایگاه فرماندهی کلّ قره باغ مستقر در گلستان فرستاده بودند.[3] و امّا، طبق برنامه های چیده شده از قبل، نمایندگان تورکمن در محلی بنام گلستان با نمایندگان حکومت شاه جنرال ان. اف. ارتیشیف مذاکره صلح بعمل می آید که به آنجا، با فرستاده شاه ایران جهت مذاکره صلح، میرزا ابولحسن خان در یک روز می رسند.

تلاقی زمان حضور نمایندگان تورکمن با زمان حضور ایلچی ایران ابولحسن خان و  آغاز مذاکره صلح با ایران در یک ایّام تصادفی نیست، قطعیّت نتایج وظایف مذاکره آن ها، در پیمان گلستان از قبل چیده شده بود. فرمانده کلّ تا اتمام مذاکره نمایندگان تورکمن را در پایگاه خود نگه داشته بود. با آن ها به گرمی صحبت می کرده است، «در اختیار آنها همه گونه رفاه را مهیا و در آسایش کامل مهمانوازی می کرده است»، حضور آن ها در همان ساعات مذاکره به عنوان هیبت، ابزار فشار دیپلماسی روسیّه برای ایران، مورد استفاده قرار می گرفت. بنا به اطلاعاتی که در یکی از نامه های ان. اف. ارتیشیف به دفتر مشاوره کل دولتی، ارسال داشته، در آن به وضوح چنین نوشته شده است: «حضور نمایندگان تورکمن ها که در عین زمان مطلوب خود به پایگاه من رسیدند، با اطمینان از کمک آن ها که هنگ لشکری ما آمادگی و توانائی حرکت از کناره های تالش تا کناره های تورکمن ها را دارد، و در مورد مذاکره صلح کنونی که با نماینده فارس میرزا ابولحسن خان بانجام می رسد، به یاری رسانی آن ها باور دارم»[4]. – ادامهٔ مطلب »

ج). جنبش تورکمن های جنوب و جنوب غربی در سال 1813/م. و نقش روسیّه در آن – 1

An_Early_Painting_of_Fath_Ali_Shah

فتحعلیشاه قاجار قرن XIX/م

(قسمت اوّل …) – «اشعار سروده شده در اسارت«

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … جنبش در بهار سال 1813/م.، در بین گؤکلنگ ها خودجوش آغاز می گردد. در پی آن، سریعاً تمام نواحی جنوب و جنوب غربی تورکمنستان را که در بین رودخانه های اترک، گرگان و قاراسو واقع شده است، فرا می گیرد.[1] در مورد دلایل و عوامل جنبش منابع روسی و غربی مطالب مشابه ای درج نموده اند. در این مورد قلمزن های سالشمار درباری ایران چنین نوشته اند: «به دلیل اعمال و حرکت های احمقانه میرزا رازی وزیر شاهزاده محمدقلی میرزا، کاسه صبر تورکمنان استرآباد لبریز /پُرپُر/ شده و به درجه جوشش رسیده است.»[2] در میان نمایندگان و امرای قاجاری که با حیف و میل ها و سرکشی های خود، ملت را مجبور به جنبش می کردند، گرچه نام برده نمی شود، در منابع روسی در مورد علت های جنبش چنین بررسی می می شود: «فشارهائی که نزدیکان و آمران فارس حکومت قاجاری با وضع مالیات های سنگین و غارتگری های بی حد و حصر و سربازگیری های پی در پی از میان تورکمن ها برحسب عادت با تحت فشار گذاشتن و عدم تمکین خواسته های اوّلیّه اعضاء خانواده های متمول ترین تورکمن ها را که به تعداد بیش از 300 نفر از ضامنهائی /اسراء/ که در تهران (به عوامل این امر فوقاً پرداختیم – م. آ.) با بی احترامی و تحقیر به اختیار گرفته اند، خلق را مجبور می کرد راهی جز شورش بر علیه ستم های پارس ها و خود باباخان نداشته باشند».[3]

به استناد گواهی اسناد موجود، بر اساس قوانین گستاخ و ضد بشری قاجاریان، شرارت ها و حیف و میل های حکام ولایات همسایه، پرداخت ارقام بی اندازه مالیات ها، اسیر گرفتن و نگه داشتن زن و بچه های مردم بصورت ضامون و بر ضد سربازگیری های پی در پی و بی قانونشان، راه افتاد شورش و جنبش خلق ها را به اطلاع می رسانند، در مورد داشتن خیال قیام در بین یموت ها و گؤکلنگ ها بر علیه ظلم و ستم های قاجاریان تا اوایل قرن نوزدهم /XIX/ (تا سال 1805/م.)، یادآوری کرده بودیم. یعنی، بستر این شورش ها قبلاً آماده و عود کرده بود.

ظاهر شدن شخصی به نام سیّدمحمد یوسف سلطان، درویشی که با قهر از فتحعلیشاه به زیارت مکه رفته و نام «حاجی» را هم بر خود آویزان کرده بود، در میان یموت ها و گؤکلنگ ها مزید بر علّت و بهانه ای برای این جنبش و شورش شده بود.[4] در کتاب  «نسیح التواریخ (تاریخ قاجاریّه) مربوط به قلمزن سالشمار درباری میرزا محمد تقی خان در مورد بستر خانوادگی این حاجی نکته به نکته بیان شده است. اباء و اجداد وی به نام های گوٚن خوجه، آی خوجه و محمدامین خوجه از ولایت «بدخشان»؛ در ولایاتی که دوره ای احمدشاه درّانی در آن حاکمیّت داشته، به دنیا آمده است. ادامهٔ مطلب »

ب). روابط تورکمن های جنوب و جنوب غربی (یمودستان) با روسیّه و ایران – 2

Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

ژنرال لئیتئنانت الکسی پتروویچ ارملوف – Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

دوره تلاقی قرون XVIII-XIX/م.م.، (قسمت دوّم…)
«اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: در ادامه مطلب قبلی توجه تان را به قسمت دوّم جلب میکنیم!… از جانب مشاور نماینده روس ها در تهران، بارون ک. بوُده نیز در سال های 30/م قرن XIX، بر این نکته اشاره دارد که؛ «در آن ایّام خاندان قاجاری که پادشاهی را در ایران آغاز کرده بودند، منت دار محقّ این گروه از توٚرکمن ها هستند!» که پدر فتحعلیشاه (در سال های 1771 – 1834/م.م.،) محمد حسن خان را که پدرش از سوی نادرشاه به هلاکت رسیده و خود نیز مورد پیگرد و تعقیب قرار گرفته بود، از سوی تورکمن ها نجات داده می شود و آن ها /فتحعلی دوم که به پادشاهی رسیده بود (باباخان)/ از این جهت مدیون تورکمن هستند؛ نیز تأئید می گردد.

در سال 1747/م.، بلافاصله پس از مرگ نادرشاه، آغا محمد خان از جانب خواهرزاده نادر به دستور علیقلیخان اسیر و مقطوع النسل گشته و دوباره به میان تورکمن های یموت پناهنده می شود. وی مدّت 14 سال در بین این تورکمن ها زندگی کرده و به نام «آغتاخان /اخته خان یا خواجه/» معروف شده است. بعداز اینکه او حاکم بلامنازع ایران گشته بود، علی رغم بی رحمی و خونخواری که از آن برخوردار بود، نمایندگان معروف و شناخته شده تورکمن ها را مورد حمایت خود قرار داده و محترم می شمرده است.

وی در قشون خود از هر کدام از طوایف یموت ها و گؤکلنگ ها به تعداد 250 سواره نظام را محفوظ می داشته است و برای آن ها وقت بوقت حق و حقوق می پرداخته است. این واقعه در بین عملکردهای پادشاهان ایران در مورد تورکمن ها بسیار نادر اتفاق افتاده است. حتّی رایزن روس ک. بوُده در مورد؛ «گروهی از نمایندگان تورکمن های یموت در ارتباط با مجلسی که حکمران یعنی آغا محمد خان شخصاً خودش رهبری می کرده، حضور می یافته اند.»[1] انگشت گذاشته می شود.

در سال های 80-90/م.، قرن هیجدهم XVIII/م، آغا محمد خان از سرزمین هائی همچون کرمان، آذربایجان، گرجستان و سایر مناطق که از تابعیّت و حاکمیّت وی سر باز زده بودند، در آنجا بی رحمانه ترین کشت و کشتارها را، راه می اندازد. به عنوان نشانه پیروزی بر خاندان زندیان تنها در کرمان تعداد کثیری از ایلات آنجا را به هلاکت می رسانند. زنان و فرزندان آن ها را به کنیزی و نوکری می برند. از میان آن ها چشم 20 هزار نفر از مردان را از حدقه در می آورند. از سرهای بریده شده ی 600 تن از اسیران تپه هایی از کله برپا می کنند.»[2]. همانطور که فوقاً ذکرش رفت،  راهیابی وی به سوی حاکمیّت نکته به نکته بیان گردید؛ از جمله در میدان های جنگ، «تلی ازتپه های اجساد کشته شدگان، کشتارهای سراسری، میادین، پر از چشم های از حدقه درآورده شده بود»[3]. ادامهٔ مطلب »

ب). روابط تورکمن های جنوب و جنوب غربی (یمودستان) با روسیّه و ایران – 1

دوره تلاقی قرون XVIII-XIX/م.م.، (قسمت اوّل این بخش)

آکادمیک مراد آنانفس اف

آکادمیک مراد آنانفس اف

ملاحظه: شروع کتاب «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … با الحاق گرجستان و آذربایجان به روسیّه فیمابین قرون هیجدهم و نوزدهم، مسیر روابط تورکمن – روس چشم انداز تازه ی خاصی را به خود می گیرد. در نزد رؤسای استان قفقاز از جمله الکساندر اوّل، کان-ورینگ، سینانف و بقیّه نمایندگان حکومت پادشاهی روسیّه در اوایل قرن نوزدهم، جهت مورد استفاده قرردادن در مبارزات بر علیه ایران، ایجاد روابط، با گروه هایی از ایلات خاص و کثیرالتعداد تورکمن های یموت، تکه و گؤکلنگ که سر زمین آن ها در شرق دریای خزر واقع شده است، مورد توجه قرار گرفته و تقویّت می شده است.

کارگزاران پادشاهی روسیّه از تحت فشار بودن همیشگی این گروه از تورکمن ها از جانب خاندان قاجاری بخصوص بعداز به تخت نشستن فتحعلیشاه (باباخان)؛ از گسیل کردن قشون بسوی ایلات بزرگ تورکمن های گؤکلنگ و تکه در سال های 1802-1801/م.، از جانب این باباخان»[1]؛ و به همین سبب، «در پی انتقام گرفتن از پارس ها» بودن تورکمن ها؛ را روس ها مطلع و دقیقاً می دانستند. بعداز آن، در سال 1803 یا 1804/م.، جهت برگزاری مذاکره با گراف زوبوف در کشتی لیتنانت گننیکی /Генники/ به رهبری شخصی به نام «آزادخان»، از نمایندگان گروه خاصی از تورکمن ها برای حضور در باکو دعوت به عمل می آورد.»[2]

هر صحبتی که در این ملاقات شده باشه فعلاً جزو اسرار باقی می ماند. و اما یادآوری دوباره حضور مستقیم نمایندگان تورکمن جهت طی کردن گفتگوی روابط دیپلماتیک با حاکمین روسیّه در قفقاز، در منابع نوشته شده علمی تاریخی، خوبخود از اهمیّت بزرگی برخوردار است. … ادامهٔ مطلب »

در رثای آکادمسین آکادمی علوم تورکمنستان

Prof.MyratAnnanepesowWeDr.OwnukHangeldi_ConferenceAshgabat_2000

از چپ:پروف. مراد آنانفس اف
از راست: آدمین، د.خ.اونق

پروفسور آنانفس اویچ، مراد آنانفس اف

توصیح: در همان ایّام فوت استاد راهنمای علمی ام «علم آتا» پرفسور مراد آنانفس اف، در نوزدهم سپتامبر سال 2013/م.، بدین مناسبت متن زیر را در رسانه های اینترنتی مان به زبان تورکمنی لاتین و تورکمنی «عربی – فارسی» منتشر کرده بودیم، اینک دقت خوانندگان ارجمند را به متن فارسی آن جلب می کنیم!

سمت های وی:

  • معاونت ریاست کل آکادمی علوم ترکمنستان تا دسامبر سال 1989/م.
  • عضو کمیته بررسی قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی، دکابر 1991، …

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق –  فاصله ها بسیار زیاد است. راه درازیست. ولیکن علی رغم حضور رسانه های پیشرفته و گلوبال کنونی، در انتشار اخبار و رویدادها در کوتاهترین فرصت ممکن در دنیا، چطور ممکن است خبر فوت والد التواریخ العلوم پروفسور مراد آنانفس اف[1] که در نوزدهم سپتامبر 2013/م.، بوقوع پیوسته است، پس از مدت ها به گوشمان می رسد. استادی که در حقیقت نگاری تاریخ، به عنوان چهره منحصر به فرد در تاریخ تورکمنستان مشهور و شناخته می شود.

مگر سیاست های پر جنجال و ضد و نقیض دنیا، باعث جدائی نزدیکان و دوستداران یک رشته می شود!؟ آری، درست است. آن همیشه این طور بوده است.

آکادمیک آنانفس اف از سال 1989/م.، به این سوی؛ از زمانی که در آکادمی علوم تورکمنستان حضور داشت، تا سال 2005 همیشه در یک بخش کار می کردیم. در این مدت دوبار در سیستم آکادمی علوم تغییراتی حاصل شد، ولیکن علی رغم این تغییرات با استاد ارجمندم همیشه دریک مکان بودیم. وی در مورد تاریخ معاصر به عنوان استاد راهنمای علمی اینجانب تعیین شده بود و من در سال 1995 با موضوع پژوهشی «تاریخ فرهنگ تورکمن های ایران (قرون XIX-XX)، کار علمی خود را به پایان رسانیدم و طی نمودم. موضوع پژوهشی اینجانب، با زحمات و اخلاص های نیک پروفسور عجین شده است. وی وظیفه فراموش نشدنی «استادی راهنما /علم آتالئق/» را برای من ارزانی داشت.

در سال های 1988 – 1989/م.م.، در دوره شوروی سابق بر خلاف بیوروکرات های شونیست همچون «روسلیاکف (A.A.Русляков)» که سعی در ایجاد اغتشاش فکری در تاریخ تورکمن داشتند، قدعلم کرد و پرده از روی یکی از تحریف های حقیقی تاریخ برداشت و از تاریخ نگاری «حقیقت» دفاع نمود و نتیجه داد. ادامهٔ مطلب »

بستر اجتماعی و تاریخی خلق ترکمن قبل از قیاتخان

Hodzha_Nepes_u_Petra_I_Kartina_V_Artuykova

ملاقات خوجه نفس بای با پیوتر اوّل در قرن XVIII- نقاش: آرتیکف،

توضیح: این بخش «مدخل» کتاب «اشعار سروده شده در اسارت«، از جانب د. خ. تنظیم گردیده است که علاوه بر تحقیقات دیگران، به عنوان حاشیه به این دوره از تاریخ تورکمن اختصاص داده شد.

  • الف). قرن XVIII؛ – اوّلین جرقّه ای که به صحرای تاریک و برهوت تورکمن روشنائی بخشید،

تورنتو – د. خانگلدی اونق – این اطلاعات به استناد تاریخ ترکمنستان که مربوط به «تاریخ وطن با کد تخصّصی؛ /07.00.02/» شناخته و کد تخصصی اینجانب نیز محسوب می شود، تنظیم گشته که تاریخ تورکمن های تورکمنصحرا «اترک – گرگان» را نیز دربر می گیرد.

اوّلین گام های روابط تورکمن – روس به همّت و رهبری خوجه نفس بای و هیئت تحقیقاتی چرکاسکی، در قرن XVIII/م.، برداشته شد و آن همچون «اوّلین شراره های رعد، که روشنائی به صحرای تاریک و برهوت آورده باشد»، منعکس گردید.

حضور هیئت های تحقیقاتی روسیّه برای اوّلین بار در تاریخ تورکمن در سواحل شرقی جنوب دریای خزر در ابتدای قرن XVIII/م.، در تاریخ آسیای میانه، از ایّام تابستان سال 1717/م.، با ظاهر شدن هیئت اکسپدیسیای آ. بکوویچ چرکاسکی در خانات خیوه، آشکار می گردد. هیئت تحقیقاتی که برای رفتن به خیوه سازماندهی شده بود، به یاری و حمایت تورکمن های مانگغئشلاق تکیه داشت. این هیئت با تقاضا و خواهش نماینده تورکمن ها تاجرباشی خوجه نفس بای که با پیوتر اوّل در این رابطه مذاکره کرده بود، راه اندازی می گردد. راهنما یا راه شناسی که آ. بکوویچ چرکاسکی را از منطقه گورئو – تا خیوه، از طریق راه های کاروان رو صحرای قاراقوم رهبری نموده است کسی جز خوجه نفس بای نبوده است.

حاکم خیوه شیرغازی خان، خوجه نفس را به دلیل یاری کردن روس ها و راه بلد /راهشناس/ بودن آن ها، با نیّت به دار آویختن وی در حضور مردم از بکوویچ، کراراً خواسته بود دستگیر و به وی تحویل دهد. ولیکن بکوویچ دستور می دهد که خوجه نفس را لای محموله هائی که در یک ارابه بار شده بود، بپوشانند. ولیکن شیرغازی خان حاکم خیوه، چرکاسکی و هیئت مرتبط با وی را با بی رحمانه ترین وجه، با مکر و خیانت، محکوم و هلاک می گرداند. امّا خوجه نفس را نمی توانند دستگیر و به هلاکت برسانند. لذا ارابه ای که خوجه نفس در آن مخفی شده بود، به دست یکی از خدمتگذاران تورکمن خان خیوه به نام «آقامأمد» می افتد و از این هلاکت جان سالم بدر می برد. همان روز خوجه نفس، سرهای بریده شده چرکاسکی و یاران وی را به چشم خود شاهد بوده است. ادامهٔ مطلب »

فراخوان به قیام روز سه شنبه دوباره می آییم

آژانس ایران خبر – فراخوان به قیام روز سه شنبه دوباره می آییم و این قیامی است تا پیروزی ارتش شرافت و غیرت اشرف دلاوری و همت چیزی برای از دست دادن ندارد به همین دلیل گرد و شکست ناپذیر است به همین دلیل فوق العاده ترسناک است و به همین دلیل هیولاهای تا دندان مسلح از حضورش می هراسند. فردا نیز روز ماست. دوباره به خیابان می آییم با دستانی شکست ناپذیر با قلبی شریف و فریاد آزادیخواهی سر میدهیم.

The_call_to_resurrection_on_Tuesday_is_coming_again

فراخوان به قیام روز سه شنبه دوباره می آییم

فراخوان به ملت شجاع ایران برای تجمع سراسری علیه حکومت دیکتاتوری جمهوری اسلامی – روز سه‌شنبه ۱۲ دی ماه ساعت ۱۷:۰۰ مردم ایران همچنان در مخالفت با حکومت جمهوری اسلامی و همچنین به خون خواهی برادران و خواهران کشته‌شده طی سی و هشت سال حکومت جمهوری اسلامی به‌ویژه کشته‌شدگان چند روز اخیر در درود، شیراز، تویسرکان، ایذه، شاهین‌شهر و قهدریجان اصفهان به خیابان‌ها می آیند و فریاد آزادی‌خواهی سر می دهند.

منبع: آژانس ایران خبر

اشعار سروده شده در اسارت (قیاتخان و پسرش یاغشی مأمد)

قیات خان – Kyýat han (XIX عصر)

قیات خان – Kyýat han (XIX عصر)

قیات خان و فرزند شاعر او یاغشی مأمد خان یمودسکی،
آنامخمد و نسل های بعدی ((قرون XIX- سالهای /1754-1843/))

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق – قیات خان از طایفه «کُر /حسنقلی کُر/»، در قرن XVIII/م.، و در سال 1754/م.، در کومیش دپه به دنیا آمد. وی به سبب وابستگی شغلی که از یک خانواده استاد «آهنگری» به ارث برده است، با استعداد ذاتی، به عنوان شخصی ماهر به بار آمده است. وی از همه نوع اسباب و وسائل تجاری و کاروان بازرگانی، ناوهای دریائی و  ماهیگیری و کارگاه آهنگری برخوردار بوده است.

 حوادثی که در آن دوره از تاریخ رخ داده، مربوط به دوره محمدشاه قاجار بوده است.

در قرن هیجدهم و نوزدهم در دوره محمدشاه قاجار دولت فئودال قاجاریان با وضع مالیات های سنگین و کمرشکن به ملت تورکمن توان آن ها را از بین می برده اند و به این بهانه تورکمن های جعفربای را زیر سرکوب های پی در پی خود می گرفتند. ادامهٔ مطلب »

تظاهرات و درگیری در سراسر ایران آخوند زده

تظاهرات و درگیری در ایران

تظاهرات و درگیری در ایران

تورنتو – خوجه نفس نیوز: بنا به گزارش خبرگزاری های سراسر جهان، تظاهرات و درگیری ها در سراسر ایران همچنان ادامه دارد در این رابطه دقت خوانندگان گرامی را به گزارش زیر جلب می کنیم:

در پی انتشار فراخوان برگزاری تظاهرات عمومی در اکثر شهرهای ایران، امروز نا آرامی از اکثر شهرهای ایران گزارش شد. ویدیوها و تصاویر انتشار یافته در شبکه های اجتماعی نشان می دهد در اکثر شهر نیروهای امنیتی برای سرکوب تظاهرات و متفرق کردن مردم دست به رفتارهای خشونت آمیز زده است. بیشترین درگیری از میدان انقلاب تهران و از دانشگاه تهران گزارش شده است.

در ادامه گزارش این تظاهرات ها به شرح زیر اعلام می شود:

– اخبار رسیده حکایت از آن دارد که در شهر درود لرستان دست کم چهار تن به دنبال شلیک نیروهای رژیم کشته و چندین تن دیگر زخمی شده اند.

-حضور نیروهای امنیتی در تبریز سنگین گزارش می شود و این شهر بعنوان مرکز آذربایجان همچنان در سکوتی”سهمگین” بسر می برد.

-اولین خبر تظاهرات امروز از شهرکرد واقع در جنوب غرب ایران با انتشار ویدیوی در شبکه های اجتماعی انتشار یافت. ادامهٔ مطلب »

قربان دوردی مدنی، هنرمند برجسته طنزپرداز ترکمن صحرا درگذشت

قربان دوردی مدنی

قربان دوردی مدنی، مرد طنز ترکمن صحرا درگذشت

تورنتو – بنا به گزارش سایت «تورکمنصحرا ارگ» اطلاع حاصل گردید که یکی از هنرمندان برجسته تورکمنصحرا حاجی قرباندوردی مدنی دارفانی را وداع گفته است. قرباندوردی مدنی از جمله هنرمندان پیشکسوتی است که به نیروی استعداد ذاتی خود، طنز، آواز، حتی نوازندگی با سوت دهنی، خلاقیّت می کرد. همچنین وی گوینده ایی برجسته، در حقیقت کلام شخصی بسیار «مدنی» و پیام آور «مدنیّت» در تورکمنصحرا بود. وی در ایران از دوران جوانی روی به هنر آورد و اولین هنرمندانی است که صدایش از رادیو گرگان شادی بخش آلاچئق ها و اؤی های تورکمن در تورکمنصحرا بود. … آخرین بار وی را در سال 1999/م.، در پایتخت تورکمنستان – عشق آباد ملاقات کرده بودم و او از دردهای روزگار می نالید. … خاطرات زیادی از این هنرمند برجسته طنز داریم که از آن ها در فرصتی دیگر یاد خواهیم کرد.

… با کمال تأسّف و تأثّر مطلع شدیم که پدر طنز ترکمنصحرا حاجی قربانددوردی مدنی عزیز و بزرگوار به دیار باقی شتافت. و ما را هم در ماتم و تأثّر آن بزرگوار فرو برد. درگذشت این رادمرد طنز تورکمنصحرا شادروان حاجی قرباندوردی عزیز را به همه بازماندگان؛ اقوام و خویشان، بستگان، فرزندان، نوه ها، بویژه به اهالی بزرگوار فرهنگ و هنر تورکمنصحرا … ضمن تسلیت، برایتان صبر جمیل و برای آن مرحوم مغفور طلب آمرزش داریم. روح و روانش شاد باد!

حاجی قرباندوردی مدنی نینگ یاتان یری یاغتی، یادی همرا، جایی جنت بولسئن!

د. خانگلدی اونق – تورنتو

سرنوشت بچه های یاغشی مأمد و قادیرمأمد بعداز گرو گذاشتن آنها (نوه های قیاتخان)

 

A_Кадет_Николай_Йомудский_Конец_1870х_гг._XIX_в_04

سپاهی نیکلای یمودسکی، اواخر قرن نوزدهم (سال 1870)

تورنتو – خوجه نفس نیوز:
… در نتیجه توطئه ها و رشوه دادن های شاه ایران، مأمدشاه قاجار به روس ها در جهت دستگیری و بزندان افکندن قیاتخان و پسرش، در اواخر ماه مه سال 1842/م. روس ها یاغشی مأمد را دستگیر می کنند و به باکو می برند. وقتی که قیاتخان به دنبال پسرش به باکو می رود وی را نیز در آنجا زندانی می کنند.
بعداز شش ماه در دسامبر 1842 مسئول زندان آن ها را به تفلیس تحویل می دهد. در هفدهم اکتبر سال 1844/م.، بعداز مرگ قیاتخان در زندان تفلیس، آن ها تصمیم می گیرند بچه هایشان را نزد دولت روسیّه «گرو» بگذارند به این امید که از زندان آزاد شود. در بیرون از زندان برادر کوچکتر از خود یاغشی مأمد بنام «قادیرمأمد» که برای آزادی برادرش در تلاش بود، همراه با سه فرزند کوچک که دوتا از آن ها بچه های دوازده ساله دوقلوی یاغشی مأمد بنامهای «حسن مأمد و آنامأمد (مخمد)» و یک پسر ده ساله قادیرمأمد بنام «نظرمأمد» برای تحویل به روس ها به تفلیس می آید. هدف یاغشی مأمد و قادیرمأمد از گرو گذاشتن سه تا بچه نزد دولت روسیّه، آزادی از زندان و برگشتن به وطنشان، امید بسته بودند. اما زمانی که متوجه شدند، علی رغم تقاضاها و عریضه های خود آن ها خیال آزاد کردن یاغشی مأمد را ندارند، لذا قادیرمأمد بعداز زیارت قبور پدرش قیاتخان در تفلیس، در یانوار /ژانویه/ سال 1845/م.، از آنجا به وطن خود بر می گردد.

ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: