قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

Advertisements

توضیحات نکاتی چند در حول و حوش اشعار یاغشی مأمد

Полковник Аннамухаммед Карашхан Йомудский (1829-1886). - _01

سرهنگ آنامخمد نیکلای یمودسکی یاغشی مأمداوغلی

(قسمت اوّل) «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است. و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم کامل همدیگر آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های همدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد پژوهش و شناسائی چهره یاغشی مأمد به عنوان یک شخصیّت تاریخی و به عنوان کسی که دانا و مسلّط بر شعر، ادبیّات، هنر و فراتر از آن شاعر بوده است، در مسیر این کوشش های مان به حقیقت پیوست. در پیروی از این نکته نظر هم که شده، ما همراه و هم زمان با تجدیدنظرهایمان در پژوهش های تاریخی در یک ایّام مشخّص، آثار تازه پیدا شده و نوشته های ادبی شاعر یاغشی مأمد را به دقّت خوانندگان مان می خواهیم برسانیم.

این یادداشت های ادبی پر ارزش در فوند دستنوشته های انستیتو پژوهشی زبان و ادبیّات مختومقلی در فولدر /پوشه/ شماره (ин. 51.)  محفوظ مانده است. این یادداشت ها مربوط به نوشته های هنری – ادبی یاغشی مأمد در سال های دراز حیات در زندان که در این مدّت طولانی به آن پرداخته است، می باشد.

صنایع ایدئولوژیکی و میزان ایده های هنری و ارزشی این اشعار و قطعات ادبی را که برای اوّلین بار به جامعه روشنفکران علوم، جمعیّت خوانندگان ارائه می گردد؛ کشف ارزش ادبی و نقش و خدماتی که این ها تا چه حدّی میتواند تأثیر خود را به دنیای شعر و ادبیات و تاریخ داشته باشد، میزان سنجش ارزش آن را واگذار می کنیم به سهم دست اندرکاران بخش تاریخ و ادبیّات چی ها، و امّا از نظر پژوهش و فراگیری کامل علمی، و کار نشر و انتشارات آن، سهم تکستولوژیست ها بوده و از تخصص ما به دور می ماند. ولیکن، اگر به دلیل ارائه اوّلین بار آثار یاغشی مأمد در این کتاب، جهت تفهیم و درک آسان آن برای جامعه خوانندگان، در مورد میراث ادبی وی، اوضاع و احوال دستنوشته وی، قطعات ادبی آن، ترتیب و مرتب بودن اشعار، و تاریخ موادی که در آن درج شده است، تنیدگی بیان های ادبی و هنری، حتّی، مخالفت های درونی شاعر با ایدئولوژی های باطنی و در مورد یادداشت هایش انجام بعضی از کنکاش ها و بررسی ها  را ضروری و رسانیدن آن به دقّت خوانندگان قطعاً مفید خواهد بود. ادامهٔ مطلب »

دیوان جهانشاه حقیقی، مندرج در سایت بزرگ سانّی بروک «ورلد کات»

CatWorld (Sunnybrook Health Science Center Library Service)

Resources: World Cat (Sunnybrook Health Science Center Library Service) دیوان جهانشاه حقیقی، مندرج در سایت بزرگ سانّی بروک «ورلد کات»

Resources: World Cat (Sunnybrook Health Science Center Library Service)

ج). جنبش تورکمن های جنوب و جنوب غربی در سال 1813/م. و نقش روسیّه در آن – 2

mirza_Abul_Hasan_00

میرزا ابولحسن خان ایلچی بدگوی ترکمنها

(قسمت دوّم …) – «اشعار سروده شده در اسارت»
– تغییر طالع یمودستان در تاریخ

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … طی نامه ای که حاجی سیّد مخمد یوسف سلطان در تاریخ اوّل سپتامبر سال 1813 به الکساندر اوّل نوشته است، در آن، ارسال تعداد لازم امکانات ضروری از قبیل قشون توپخانه درخواست کمک کرده است. در صورت ارسال چنین کمکی وعده تصرّف استرآباد را داده است.[1] همچنین در نامه ای هم که به نام جنرال پوتکف نوشته بود، چنین خواهشی مطرح شده است. حتّی شهر استرآباد را که آنجا محل پیاده کردن دسانت قشون است، نشان داده شده بود.[2] در حقیقت اوّلین اهداف طرفین همین امر بوده است.

ولیکن تاریخ این مسئله را به نوع دیگری حل کرده است. از گروهی از وکلا و نمایندگان تورکمن در کناره های غربی دریای خزر – ماوراء قفقاز استقبال خوبی بعمل آوردند و یکی از گردان های کوچک مربوط به قزاق ها را که از جانب هنگ تحت سرپرستی سرگرد لیتنانت تروبینکوف قرارداشت، کلاً در اختیار آنها سپردند و جهت برخورداری از تمام ارزاق و خوراک هم لباس و پوشش با پرداخت 65 سکه طلای هلندی (غئزئل اونلئق /طلای ده عیاری/) بین آن ها تقسیم و به سوی پایگاه فرماندهی کلّ قره باغ مستقر در گلستان فرستاده بودند.[3] و امّا، طبق برنامه های چیده شده از قبل، نمایندگان تورکمن در محلی بنام گلستان با نمایندگان حکومت شاه جنرال ان. اف. ارتیشیف مذاکره صلح بعمل می آید که به آنجا، با فرستاده شاه ایران جهت مذاکره صلح، میرزا ابولحسن خان در یک روز می رسند.

تلاقی زمان حضور نمایندگان تورکمن با زمان حضور ایلچی ایران ابولحسن خان و  آغاز مذاکره صلح با ایران در یک ایّام تصادفی نیست، قطعیّت نتایج وظایف مذاکره آن ها، در پیمان گلستان از قبل چیده شده بود. فرمانده کلّ تا اتمام مذاکره نمایندگان تورکمن را در پایگاه خود نگه داشته بود. با آن ها به گرمی صحبت می کرده است، «در اختیار آنها همه گونه رفاه را مهیا و در آسایش کامل مهمانوازی می کرده است»، حضور آن ها در همان ساعات مذاکره به عنوان هیبت، ابزار فشار دیپلماسی روسیّه برای ایران، مورد استفاده قرار می گرفت. بنا به اطلاعاتی که در یکی از نامه های ان. اف. ارتیشیف به دفتر مشاوره کل دولتی، ارسال داشته، در آن به وضوح چنین نوشته شده است: «حضور نمایندگان تورکمن ها که در عین زمان مطلوب خود به پایگاه من رسیدند، با اطمینان از کمک آن ها که هنگ لشکری ما آمادگی و توانائی حرکت از کناره های تالش تا کناره های تورکمن ها را دارد، و در مورد مذاکره صلح کنونی که با نماینده فارس میرزا ابولحسن خان بانجام می رسد، به یاری رسانی آن ها باور دارم»[4]. – ادامهٔ مطلب »

در رثای آکادمسین آکادمی علوم تورکمنستان

Prof.MyratAnnanepesowWeDr.OwnukHangeldi_ConferenceAshgabat_2000

از چپ:پروف. مراد آنانفس اف
از راست: آدمین، د.خ.اونق

پروفسور آنانفس اویچ، مراد آنانفس اف

توصیح: در همان ایّام فوت استاد راهنمای علمی ام «علم آتا» پرفسور مراد آنانفس اف، در نوزدهم سپتامبر سال 2013/م.، بدین مناسبت متن زیر را در رسانه های اینترنتی مان به زبان تورکمنی لاتین و تورکمنی «عربی – فارسی» منتشر کرده بودیم، اینک دقت خوانندگان ارجمند را به متن فارسی آن جلب می کنیم!

سمت های وی:

  • معاونت ریاست کل آکادمی علوم ترکمنستان تا دسامبر سال 1989/م.
  • عضو کمیته بررسی قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی، دکابر 1991، …

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق –  فاصله ها بسیار زیاد است. راه درازیست. ولیکن علی رغم حضور رسانه های پیشرفته و گلوبال کنونی، در انتشار اخبار و رویدادها در کوتاهترین فرصت ممکن در دنیا، چطور ممکن است خبر فوت والد التواریخ العلوم پروفسور مراد آنانفس اف[1] که در نوزدهم سپتامبر 2013/م.، بوقوع پیوسته است، پس از مدت ها به گوشمان می رسد. استادی که در حقیقت نگاری تاریخ، به عنوان چهره منحصر به فرد در تاریخ تورکمنستان مشهور و شناخته می شود.

مگر سیاست های پر جنجال و ضد و نقیض دنیا، باعث جدائی نزدیکان و دوستداران یک رشته می شود!؟ آری، درست است. آن همیشه این طور بوده است.

آکادمیک آنانفس اف از سال 1989/م.، به این سوی؛ از زمانی که در آکادمی علوم تورکمنستان حضور داشت، تا سال 2005 همیشه در یک بخش کار می کردیم. در این مدت دوبار در سیستم آکادمی علوم تغییراتی حاصل شد، ولیکن علی رغم این تغییرات با استاد ارجمندم همیشه دریک مکان بودیم. وی در مورد تاریخ معاصر به عنوان استاد راهنمای علمی اینجانب تعیین شده بود و من در سال 1995 با موضوع پژوهشی «تاریخ فرهنگ تورکمن های ایران (قرون XIX-XX)، کار علمی خود را به پایان رسانیدم و طی نمودم. موضوع پژوهشی اینجانب، با زحمات و اخلاص های نیک پروفسور عجین شده است. وی وظیفه فراموش نشدنی «استادی راهنما /علم آتالئق/» را برای من ارزانی داشت.

در سال های 1988 – 1989/م.م.، در دوره شوروی سابق بر خلاف بیوروکرات های شونیست همچون «روسلیاکف (A.A.Русляков)» که سعی در ایجاد اغتشاش فکری در تاریخ تورکمن داشتند، قدعلم کرد و پرده از روی یکی از تحریف های حقیقی تاریخ برداشت و از تاریخ نگاری «حقیقت» دفاع نمود و نتیجه داد. ادامهٔ مطلب »

سرنوشت خانواده قیات خان یومودسکی تا پایان قرن بیستم (تاریخ معاصر)

خانواده قیاتخان یمودسکی

خانواده قیاتخان یمودسکی

(یک قرن عزّت نفس)

خانواده ای که با فراز و نشیب های خود از عمق کوران حوادث تاریخ، همچون فریادی از گذشته رو به ترقیّات احیاء می شود!

تورنتو – خوجه نفس نیوز – د. خ. اونق: … از دو فرزند قیاتخان که یکی یاغشی مأمد و دیگری قادیرمأمد می باشد، قادیر مأمد را آزاد می کنند ولی یاغشی مأمد همراه با پدرش قیاتخان با توطئه محمدشاه قاجار که جهت دستگیری و به زندان افکندن آن ها به روس ها رشوه داده شده بود، مدت ها در زندان باقی می مانند و در همانجا نیز از دنیا می روند. بعد از زندانی شدن آن ها 3 نوه قیاتخان دو کودک یاغشی مأمد و یک کودک قادیرمأمد از جانب روس ها به اسارت گرفته می شوند.
سه کودک ضامن (گرو) گرفته شده قیاتخان که در بین آن ها تنها یکی زنده می ماند و آن هم همین سرهنگ نیکلای آنامخمد یمودسکی یاغشی مأمد اوغلی است. وی در دستگاه عریض و طویل امپراتوری روسیّه تزاری تربیّت می شود و تا درجه سرهنگی ارتقاء رتبه می یابد. وی آشنا به تمام رمز و رموزهای دستگاه کشورداری امپراتوری روسیّه بود. …
نام: نیکلای یمودسکی، نیکلای خان یمودسکی، و یا (نیکلای آنامخمد یمودسکی)،
– وطن: چلکن – (قرون XIX-XX
– وطن قبلی: کومیش دپه – یمودستان (. این سرزمین قبل از استحکامات سرحدّی ایران – روس به نام «یمودستان» شناخته می شده است).
– بستر خانوادگی: از یک خانواده اشرافی یموت ترکمن.
– پدر بزرگ: قیات خان، رهبر تورکمن های یوموت، … یکی از طوایف اصلی ترکمن است.
…. وی در انقلاب اکتبر سال 1917 روسیّه همبستگی و حمایت خود را از دولت جدید شوروی اعلام می دارد.
در سال 1918 او به عنوان رئیس دادگاه نظامی انقلاب در کراسنوودسک /شاقدم/ حضور می یابد.
پس از کودتای گارد سفید در استان ماوراء خزر، او در روستاهای یموت مخفی و مبارزه قاطع خود را علیه گارد سفید امپراتوری تزاری آغاز نمود. از این رو، اوّلین فعالیّت وی علیه تزاریسم، تمام جوانان یموت را از خدمت زیر پرچم دولت و گارد سفید ماوراء خزر برحذر می داشت.
روایت اوّل: نیکلای یمودسکی در تابستان سال 1919 – به خاطر ترس از دستگیری با خانواده اش به سرزمین پدربزرگ خود تورکمنصحرا (ایران) مهاجرت نمود، جایی که از جانب «گارد سفید» دستگیری وی صادر گردید. او به دام گارد سفید افتاد و آن ها ویرا به استان «راستوف – کیسلاوُدسک – تاگانروک /Кисловодск-Ростов-Таганрог/» انتقال دادند. نیکلای در یک فرصت مناسب بوجود آمده در فضای زندان به صورت نامعلومی از آنجا فرار می کند و به کراسنوودسک باز می گردد.
ادامهٔ مطلب »

خوجه نفس شأهری حاقدا تاریخی واقالار

خوجه نفس - گورگئن دریاسی-غایراسئن

خوجه نفس – گورگئن دریاسی-غایراسئن

تورنتو – د. خ. اونق: (مقاله ای از مواد دکترا) بو اوبا خازار دنگزی نینگ گوٚن اورتا – گوٚندوغار کناریاقاسئنداقی قادیمی کوٚمیش دپه شأهری نینگ گوٚن اورتاسئندا، گوٚرگن دریاسی نئنگ دنگزه غوییان آغزئندان 2-3 ک.م. گوٚن دوغارئندا، دریانئنگ دنگیز چونگلوغئنداقی درجه سینی ساقلایان نوقاتئندا یرلشیأر. اول یرینگ طبیغاتی شاد و یاز آیلارئندا گؤک اوتلارئنگ مانظارئندان خاص گؤزل طبیغات عمله گلیأر. اونونگ توپراغی اکرانچئلئق اتمک اوٚچین خاص قوواتلی و باغ – باقچالاردان بول – الین میدان لاری بار. اول یرینگ ایلاتی اساسان اکرانچئلئق، مالدارچئلئق و آوچئلئق بیلن مشغول. اوندا گوٚمروٚکخانا، تلفن، تلگرام، شیلات اداراسی نئنگ شاخامچاسی (ژاندارما اداراسی گؤرنوٚشده) و اوقوو مرکزلری یرلشیأر.

خوجه نفس شأهری اؤنگلرده اونونگ اولی لئغی و انچه اوبالارئنگ اونگا تابعئن بولماغی اوٚچین «دهیستان» آدئنی بریلیپ دیر. اول، اوٚلکأنینگ تابعئن بؤلوٚنشیگینده کوٚمیش دپأ دگیشلی لیکده «گوٚن دوغار جاپاربای» اوبالارئنگ «مرکزی دهیستانی» حاسابا گیریپ، اییرکی دؤویرلردن بینا بولان یورتلارئنگ بیری دیر. بو اوٚلکه لرینگ اؤزوٚنه دگیشلی خاص تاریخی واقالاری بار. بو اوٚلکه تاریخدا ایلکینجی گزک گیرئک /یونان/ تاریخچی سی «گیرودوت /هیرودوت/» یازغی لارئندا؛ «گیرکان /هیرکان/» گؤرنوٚشده بریلیپ دیر.

Hodzha_Nepes_u_Petra_I_Kartina_V_Artuykova

ملاقات خوجه نفس بای با پیوتر اوّل در قرن XVII- نقاش: آرتیکف،

خوجه نفس حاقداقی غئزئقلی گوٚررینگ لرینگ بیری – ده، اونونگ آدی نئنگ گلیپ – چئقئشی حاقدا بولوپ گچیأر. خوجه نفس بای تاریخی شاخصیئت لرینگ بیری. اول XVII-XVIII عاصئرلاردا ایلکینجی گزک توٚرکمنلرینگ اقبالی اوغروندا پادشاهی روسیه پیوتر I /ولیکی پیوتر/ بیلن دوشوشئق و گوٚررینگدشلیک گچیریأر. شوندان سونگ اورسیة بیلن توٚرکمن اوٚلکه لری نینگ آراسئندا ایلکینجی دیپلماتیک غاتناشئق لاری باشلانیار. بو غاتناشئق لارئنگ گیدیشینده روسیه اکسپدیسیاسی نئنگ ایلکینجی توپاری چرکاسکی نینگ یولباشچی لئغئندا بولوپ گچیأر. بو توپار بیلن بیر خاطاردا روس – توٚرکمن توٚتجأرلری نینگ هم سؤودا و بیلکی پوداقلاردا – دا غاتناشئق لاری باشلانیار. بو غاتناشئق لار توٚرکمن لرینگ بیر اولی دؤولت بیلن ایلکینجی سؤودا – اقتئصادی یول لاری نئنگ باشلانغئجی بولیار. شوندان سونگ روسیه بیلن باغلانشئقلی تاریخی کؤپ واقالارئنگ هم باشلانغئجی بولیار.
– خوجه نفس شأهری نینگ آدی نئنگ گلیپ – چئقئشی:
کأبیر نیئتی بوزوق آدام لارئنگ خوجه نفس شأهری نینگ آدی نئنگ گلیپ چئقئشی حاقدا نأدوغری بریأن ماغلوماتئنا غارامازدان، تاریخدا بو شأهرینگ آدی نئنگ گلیپ – چئقئشی حاقدا توٚرکمنستان علم لار آکادمیاسی نئنگ عالئم لاری نئنگ ادن بارلاغلاری تاریخدا معالیم شاخصیئت «خوجه نفس بای» بیلن باغلانشئغی نئنگ باردئغئنی ثبوت ادیأرلر. بو حاقدا آکادمیک مراد آنانفس اف، د. جوما آنااورازاف سیتاکویچ، د. راحیم اسنف، د. قاسیم نوردبادف، د. خاندوردی قوربانف و پروفـ. عؤض گوٚندوغدیف یالی عالئم لار بیر ایده غوللوق ادیپ شونونگ شیله دیگینی ثبوت ادیأرلر. ادامهٔ مطلب »

د). توٚرکمنصحرادا خاص ایرکی دؤرأن یادیگأرلیک لر «چوپان آتا» و «خالدنبی»:

تورکمنصحرادا خالدنبی سنان حضرت لری نینگ موزه لئیی

تورکمنصحرادا خالدنبی سنان حضرت لری نینگ موزه لئیی

تورنتو – د. خانگلدی اونق: شو ماقالانی 1998-نجی یئل لاردا تورکمنستان علم لار آکادمیاسئندا ایشلأن دؤوریم، اؤز دوکتورلئق ماتریال لارئما غوشوپ دئم. شو گونلر کأبیر نأبللی گویچ لرینگ طاراپئندان تورکمنینگ بو قادیمی موزه لئیی نی بوزماق ماقصادی بیلن، تورکمن یأدیگأرلیک لرینه بی پروای لئق بیلن اوت بریأرلر. شو مئناسئباتلی بیز شو علمی ماقالامئزدا حورماتلی اوقئجی لارئمئزئنگ دئققاتئنی شو یأدیگأرلیگینگ قادئمئیتینه چکیأریس!
«بو اؤویلیأچیلیک لردأکی قبورلارئنگ باشئندا غویولان، یوٚزینینگ یازغئسی زامانئنگ گچمگی بیلن بوزلوپ غالان باشی قوپبالی توٚرکمن بؤروٚک شکیللی داشدان یاسالان آدام لار، اؤزبولوشلی یکه – تأک معنی لی خأصیّته ایه دیر».

متن: اؤرأن اییرکی دؤورینگ مدنیّتینی اؤزینده ساقلاپ غایدان، شو گوٚنکی گوٚنلریمیزه گلیپ یتن، توٚرکمن صحرانئنگ یادیگأرلیک لری نینگ ایکی سانی سی حاقدا یادلاپ گچمگی ماقول بیلیأریس.

اسلام دینی نینگ دوٚرلی آقئم لارئندا اؤویلیألره، ائمام لارا هم عالئم – علمالارا سئغئنماق لئغی خاص اهمیّتلی آلئنئپ بارئلئپ دئر. بیله کی میللت لر بیلن بیر خاطاردا توٚرکمن لر هم گچمیشینگ دوٚرلی جوٚموٚشینده یاغشی زادالارئنگ هم اؤویلیألرینگ یاتان توٚربه سینی زیارات ادیپ، اولارئنگ اوٚستوٚنه گوٚنمذلر دیکلدیپ دیرلر، سئغئنماق اوٚچین اولاری ائمامزادالارا اؤویریپ دیرلر. اؤز سئغئنان یاغشی زادالارئنی شیله حورماتلاماق بیلن اؤزلرینه بییک بیری باردان شئپاغات تالاپ ادیپ روحیّت لرینه گینگلیک سالئپ دئرلار.

بارئپ IX عاصرلاردان باشلاپ اسلام دوٚنیأسی نینگ دوٚرلی کوٚنجک لرینده حؤکوٚمروانلئق یؤردن توٚرکمن پادشالئق لاری هرسی اؤز واقتلی – واقتئندا ماوی آسمانا باشئنی دیکیپ دوران آل – یاشئل گوٚنمذلر هم مینارالار دیکئلدیپ، یادیگأرلیک سالدئرئپ دئرلار. شولارئنگ بیری خالدبن سنان حضرت لری نینگ، بوٚتین یئل بویونچا توٚرکمن لرینگ و بیلکی سیاحاتچی لارئنگ زیارات مکانی بولان یادیگأرلیگی بولوپ دوریار. حضرت خالدبن سنانئنگ آدی خالق آراسئندا «خالدنبی» دییلیپ هم یؤرگوٚنلی دیر. ادامهٔ مطلب »

زمینه تئوریک نمایشنامه تراژدیک «آخرین سلطان توٚرکمن»

Sultan Yaqup

سلطان یعقوی بیک توٚرکمن آخرین سلطان ایران تورکمنی

قسمت دوّم: ژانر مورد نیاز جهت تنظیم بستر تئوریک نمایشنامه «تراژدی یعقوب سلطان»
تورنتو – پژوهشگر تاریخ و ادبیّات: دکتر خانگلدی اونق: جمع آوری مواد این نمایشنامه، با تکیه بر اطلاعات عمومی انجام گرفته و اعداد داده شده در متن به صرف مرجع منابع اینترنتی از نت ورک با تلخیص و حقیقت نگاری اطلاعات با تکیه بر منابع محقّقین طراز اوّل دنیا از جانب طراح پروژه، نویسنده این سطور داده شده است. …

حضور سلطان یعقوب در صحنه سیاسی تاریخ ایران توٚرکمنی – سلطان یعقوب بیگ فرزند برومند اوزین حسن پادشاه دودمان آق قویونلی بود که پس از مرگ برادرش سلطان خلیل در ۸۸۳/ق. – ۱۴۷۸/م. به سلطنت رسید. وی در زمان سلطان اوزین حسن در تمام جنگ ها در کنار پدرش حضور داشته و در قشون فوج وی همیشه پیروز و پیشگام بوده است.

در زمان او مرزهای سرزمین آق قویونلی همان مرزهای هنگام مرگ اوزین حسن بود. فضل الله بن روزبهان خنجی در کتاب عالم آراای امینی از او به عنوان جانشین شایستهٔ اوزین حسن یاد کرده است.[۲] مورخان او را به دانش ‌پروری و شاعر نوازی و فرهنگ دوستی ستوده‌ اند. همچنین وی شعر نیز می سروده است.

در زمان فرمانروایی او، الوند بیگ فرزند خلیل در شیراز و کؤسه حاجی، از اعیان بایندریه، در اصفهان شورش کردند که هر دو سرکوب شدند. در دورهٔ فرمانروایی یعقوب، آشوب شیخ حیدر فرزند شیخ جنید که به قتل او منتهی شد، از نظر سیاسی، بزرگترین تهدید کشور محسوب می‌شد. سلطان توٚرکمن برای مقابله با قشون متشکل از مریدان شیخ حیدر، فوج توٚرکمنان چرکز را گسیل میدارد. شیخ حیدر در این جنگ کشته می شود.
پس از شورش شیخ حیدر و کشته شدن او، سلطان یعقوب فرزندان خردسال او را به نام سلطان علی، ابراهیم میرزا و اسماعیل میرزا هم با مادرشان عالمشاه بیگم که خواهر یعقوب بیگ بود، به امر او به قلعه استخر فارس تبعید می شوند که برای مدتی طولانی در آنجا ماندند. پس از مرگ شیخ حیدر توطئه قصدجان سلطان از جانب بازماندگان مرید وی با پیشقدمی وزیر میرآخوری دنبال می شود. ادامهٔ مطلب »

زمینه تئوریک نمایشنامه تراژدیک «آخرین سلطان توٚرکمن»

سلطان اوزین ائسئن (حسن) تورکمن

سلطان اوزین ائسئن (حسن) تورکمن

قسمت اوّل: ژانر مورد نیاز جهت تنظیم بستر تئوریکی «تراژدی یعقوب سلطان»
تورنتو – پژوهشگر تاریخ و ادبیّات: دکتر خانگلدی اونق: جمع آوری مواد این نمایشنامه، با تکیه بر اطلاعات عمومی انجام گرفته و اعداد داده شده در متن به صرف مرجع منابع اینترنتی از نت ورک با تلخیص و حقیقت نگاری اطلاعات با تکیه بر منابع محقّقین طراز اوّل دنیا از جانب طراح پروژه، نویسنده این سطور داده شده است.

دودمان آق قویونلی ها: اوزین حسن /۱۴۷۸ – ۱۴۵۳/ • سلطان خلیل /۱۴۷۸/ • سلطان یعقوب /۱۴۹۰ – ۱۴۷۸/ • سلطان بایسنقر /۱۴۹۲ – ۱۴۹۰/ • سلطان رستم /۱۴۹۷ – ۱۴۹۲ • سلطان احمد /۱۴۹۷/

اوزین حسن – اوزین حسن آق ‌قویونلی /۱۴۲۳– ۱۴۷۸/ یکی از مقتدرترین سلاطین سلسله تورکمن های آق قویونلی بود که به ایران، عراق و شرق آناتولی بیست و پنج سال حکومت کرد. وی پدر بزرگ شاه اسماعیل اول از طرف مادری بود.

نقل قول تورکمنی: /»یگن اوجی یاغی دئر، ینه ده بولسا غاوی دئر! / ترجمه: «مرکز بلایا خواهرزاده است، بازهم او نزد ما محبوب است!/» پی آمد این «محبوب بودن» را در حادثه سلطان یعقوب می بینیم!

یکی از نقل قول هائی است که در بین تورکمنان تا به امروز باقی مانده و رواج داشته، همین مَثَل بوده است. به نظر می رسد، این نقل قول ها بر بستر چنین وقایعی بوجود آمده باشد که در اینجا شیخ اسماعیل پسر شیخ حیدر که خواهرزاده فرزندان اوزین حسن محسوب می شود، در نهایت بر علیه دائی هایش یعنی حکومت آق قویونلی ها قیام می کند. وی پسر دختر سلطان اوزین حسن یعنی «حلیمه بیگم /عالمشاه بیگم یا مارتا/» همسر شیخ حیدر است که در واقع نوه دختری سلطان محسوب می شود. چنانکه مقتدرترین حکومت سنی تورکمن، دولت باشکوه آق قویونلی ها، به دست وی که میراث دار سلسله طریقه مرشدی که از شیخ صفی الدّین تا شیخ جنید و به این سوی تا شیخ حیدر، طی «اصول تقیه» به ارث برده شده است، در قیام یاغی ظاهر می شوند، و به دست آن ها دولت جلال و جبروت توٚرکمن سرنگون می گردد! وی با قصی القلبی تمام اوّلین حکومت شیعه را در سراسر ایران حاکم می گرداند و در این راه جنایات، کشت و کشتارهای وسیعی در سراسر ایران توٚرکمنی راه می اندازد. ادامهٔ مطلب »

خاطره ای از دوره جوانی زنده یاد خدای بردی اونیق خوجانفسی

یوسف کر

فعال فرهنگی یوسف کر – برلین

بمناسبت ۶۴مین سالگرد دوکودتای۲۵ و۲۸مرداد۱۳۳۲/۱۹۵۳م

برلین – یوسف کر:

ایل گویجی – اشاره: خدا بردی آونیق پس از چند سال اشتغال به دهیاری در روستاهای غرب ترکمنصحرا همانند دیگر دهیاران منطقه به اداره ی تعاون و امور روستا انتقال یافت و از آنجا باز نشسته شد. در دوره دانشجوئی ام (اوایل دهه ۵۰ خورشیدی) زنده یاد خدای بردی آونیق درشهر بهبهان کارمند تبعیدی بود و من آن سالها دوبار با وی ملاقات و گفتگو کردم وماجرا را آن زمان برایم تعریف کرد. او پس از انقلاب با واحد «تشکل فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن» در بندرترکمن همکاری داشت.%

درسالهای بین ۱۳۲۵ تا۱۳۳۰ واحدهای ارتش آمریکا مستقر درایران بخشی از جیب هایش را از رده خارج کرده به فروش میرساند و تعدادی از آنها را پولدارانی از ترکمنصحرا خریداری می کنند. آن زمان بعلت نبود تراکتور و قوی بودن آن جیب ها آنها را برای باربری از جمله انتقال خوراک دام ها در فصل زمستان و شخم زدن زمینها هم استفاده می کردند. ولی چون جیبها ارتشی بودند دارای رادیو با گیرنده های قوی هم بودند. بویژه تابستان ها مردم شب ها برای گوش دادن به کنسرت رادیو عشق آباد دور آن جمع شده دسته جمعی استفاده می کردند ولی روزها جوانان فعال تشنه ی اخبار و اطلاعات برای تنظیم بولتن خبری بطور نوبتی اخبار رادیو تهران درساعت ۲ بعدازظهر را گوش میدادند تا در بحث و گفتگوهای درونی، بیرونی و در پیگیری برخی از رویدادهای مهم و قابل توجه استفاده نمایند. ادامهٔ مطلب »

آشنایی با اثر پروفسور مختوموویچ رحیم اسنف کتاب «امپراطوری سرخ /پادشاه سرخ Красный Падишах/»

«پادشاه سرخ Красный Падишах»

تورنتو – د. خ. اونق:

رمان جدیدی است از پروفسور رحیم اسنف در مورد وقایع غم انگیز اولین رئیس جمهور ترکمنستان ندربای آیتاکوف /Nedirbaya Aytakova/، که به صورت رمانی دراماتیک به عنوان «امپراطوری سرخ /کراسنی پادیشاخا- Красный Падишах/»، به شکلی زیبا به رشته تحریر درآمده است. این اثر در پس زمینه ای از واقعیت های تاریخ ترکمن در اوایل قرن بیستم که مربوط به حوادث تراژدیک و دردناک تاریخ اتحاد جماهیر شوروی در سال های 1920-1930 قرن بیستم نیز می شود، به تحریر درآمده است.
وی از یک روستای دور افتاده مانگغئشلاق /Maňgyshlak/، فرزند ماهیگیری توٚرکمن در سواحل دریای خزر بوده است. از خانواده آیتاک /Aytach, Айтак/. وی یکی از معدود شخصیّت هایی است که در آن شرایط بطور مداوم در پی دانش اندوزی بوده است. وی به دنبال بهبود سرنوشت و اوضاع سیاسی – اجتماعی مردم خود، با صداقت تمام معتقد به نظام شوروی شده بود. وی احقاق حقوق ملت اش را در این باور می دانست. آن ها، همچون خیلی از شخصیّت های نسل خود شکوفا درخشیدند و لیکن، طبق آمار – ارقام های واضح رژیم جدید (امپراطوری سرخ در قبال امپراطوری سفید که در زبان عامیانه مردم تورکمن «آق پادشاه /تزاریسم/» و قزئل پادیشاه دوره حاکمیّت شوروی بوده است)، آنها قربانی وحشت آفرینی های استالین شدند. ادامهٔ مطلب »
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: