نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی – 1

Makhtumkuli

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق – شاعر مختومقلی، عارف و به عنوان فراست های خلق، ناشر و تبیین کننده امید – آرمان های ملّت خویش بر علیه قوانین ستمگرانه، ظالم و خونخوارانه فئودالی که حیات طایفه – تیره های ترکمن را در چنبره خود به محاصره درآورده بود و در دوره ائی که خلق بر علیه این قوانین به پا خاسته و مبارزه می کرده است، بر اساس ضرورت قیام، وی از درون این جنبش فراهم و ظهور پیدا می کند.
دولت محمد آزادی که از صفات و رفتارهای مسئولانه دولتی برخوردار و دارای فراست سیاسی نیز بوده است، با ایده های قوانین سیاست های دولت مداری، برخوردار از صفات انسانی و عدالت پروانه، سرورانه، نگرش عادلانه وی بر اهالی که در چهارچوب رعیتی نواحی خویش سکونت داشـتند، در جهت آبادانی میدان زیست، برای رشد تولیدات کشاورزی، ساختن پل ها، راه ها، ساختن مکان های اجتماعی- علمی و به گردن گرفتن مسئولیّت در جهت رشد و علاقه فراگیری معارف به پا خاسته بود، هم والد مختومقلی و هم استاد /خلیفه/ وی محسوب می شده است.
مختومقلی به عنوان ادامه دهنده راه و ایده های اصیل والد خویش، در جهت رشد و تعمیم آن همّت گماشته است. وی از حکّام؛ عدالت خواهی را نه به صورت آبستریزه شده آن، بلکه درخشش آن را بر اقبال ملّت همچون خورشید تابنده، چون آب در مسیر جاری روان بودن و به مانند باد در وزش نسیم قرار گرفتن را طلب نموده است. ادامهٔ مطلب »

Advertisements

روابط نزدیک ترکمن – افغان در قرن هیجدهم

همایون احمد شاه درّانی بنیانگذار افغانستان (1135/ق – 1186/ق) – هرات

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق: …بعداز مرگ نادرشاه، در افغانستان از سوی احمدخان از طایفه آبدال و از تیره سدوزایی با بنیانگذاری وی دولت مستقلی تشکیل می شود. وی از دوره جوانی در گارد سواره نظام نادر شاه خدمت می کرده است.[1] وی توانسته است منصب های برجسته ای را در دولت نادر به دست بیاورد. احمدخان ابدالی هم شاهد قدرت یافتن و هم شاهد مرگ شاه نیز شده است. در همان هنگام که شاه به قتل می رسد، با قشون آبدال های گروه خود به سوی قندهار می شتابد و در همان جا خود را به عنوان پادشاه افغانستان اعلام می دارد. وی لقب «دُرِّ دُرّان» را بر خود احراز می دارد.

نام جدید طایفه ابدال، با عنوان «خاندان دُرّانی» ثبت و ظهور پیدا می کند. احمدشاه در سال های (۱۷۴۷ – ۱۷۷۳/م.م.) در امور حکومتی خود تلاش می کند اشتباهات نادرشاه را به عنوان درس عبرت به کار می بندد و سیاست آرامی را پیش می برد. وی شخصی پر صبر و طاقت و با استعداد بوده است، با شعر و ادبیّات مشغول می شده است. حضور یافتن خویش را در بین خیل شعرائی که از سرزمین های مختلف آورده بود، دوست می داشته است.[2] با محسوب کردن خود به عنوان میراث دار نیمه شرقی پادشاهی نادرشاه، در طول عمرش هفت بار به هندوستان یورش برده است. در سال ۱۷۶۰/م.، در جنگی که بر علیه سیک ها و مارات ‌های کناره های رودخانه «پانی – پت»[3] رخ داده بود، به پیروزی ظفرمندی دست می یابد که در آن جنگ بسیاری از سواره نظام های ترکمن نیز حضور و شرکت داشته است. احمد شاهی که با درایت خود توانسته بود درک کند؛ مناطقی را که تسخیر نموده است نمی تواند، از عهده استحکام آن برآید، سرحدّات رعیّتی خویش را عاقلانه و با فراست مرزبندی و سپس از جانب پنجاب، با به رسمیّت شناختن استقلال بلوچستان، به عقب باز می گردد. همگام با یورش های هندوستان احمد شاه در سال های ۱۷۵۰ – ۱۷۵۵/م.م.، سه بار به خراسان یورش برده است. مرکز (پایتخت) آن جا شهر مشهد را دو بار به محاصره خود درآورده است. ولیکن آن جا را نیز غیر از ولایت هرات بقیّه نواحی را ترک و به وطن خود باز می گردد.[4] ادامهٔ مطلب »

نظریّه «ژانر واحد» پیوستگی در تاریخ و ادبیّات

مقالات اختصاصی- تورکمن نیوز – این نوشته، بخش دوّم نظریّه “ژانر واحد” که طی مقاله ای با عنوان “ژانر داستان تغزّلی “صایاد – همرا” چگونه پدید آمده است؟” در مقایسه با “دیوان جهانشاه حقیقی” داده بودیم، است. اینک دقّت خوانندگان گرامی را به قسمت دوّم این نظریّه در وب سایت «ترکمن نیوز» با عنوان «تشابهات، تداعیّات و رابطه ژانر داستان صاید – همرا با آثار جهانشاه حقیقی» جلب می کنیم!

دکتر خانگلدی اونق

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

«عاشئق من»، یرینه یئتیرئن ساوتلرینگ آد غازانان و تورکمنستانئنگ خلق آرتیستی مرحوم ساغی جبار،

«Aşyk Men» Ýerine ýetiren Sowetleriň ast gazanan artysty we Türkmenistan Respublykasynyň Halk Artysty merhum Sahy Jepbar

به بهانه ترانه عاشئق من ساخی جبار سیری به ترجمه فارسی ترانه «بوگون» ساخی جبّار می زنیم: این شعر در زمینه یکی ا ز اشعار شاعر بلندپایه ترکمن مختومقلی فرا غی به نام «بوگون (امروز)» است.

امروز (نظیره)

زهـره آسمان بر آمد،
عاشق که دوران است امروز،
لاله از خاک بر دمید،
جان که ریحان است امروز.
***
در سیر گل آمد بلبل،
صد ناز کند غنچه گل،
بر خیز بر آستان بشتاب،
معشوق که قربان است امروز.
***
باغ زبان، کان شکر،
باغ جان داره ثمر،
ای زحمت خار کشیده،
روضه رضوان است امروز.
***
گل جبن زباغ دسته – دسته،
ای مرغ دل آسوده و خسته،
ماندیش و بخوان سرودی،
که آواز همانست امروز.
***
اسرار به مه گفته جبالت،
دامن به گُل آلوده غنایت،
عدل است و عدالت رابین،
که فرمان زمان است امروز.
***
قلب است به تن جای شهیدان،
رزم است و وطن کنام مردان،
روایت عشق از فراغی،
درمان دلان است امروز…

بهار سال

بوگون

دوغدی آسمانئنگ زؤهره سی،
چین عاشئغا دؤوران بو گوٚن،
آچئلدی زمین لأله سی،
اوشبو دوٚنیأ ریحان بوگوٚن.
***
هر سایراندا شیدا بلبل،
اؤویشگین آتار اؤویسیپ گوٚل،
عاشق بولسانگ مونی یاد بیل،
معشوق سانگا قوربان بو گوٚن.

دیل صنوبر شکرستان،
عألئم جهان گل – گوٚلیستان،
قوینونگ ایچره بیتئن بوستان،
قوچ ییگید لر باغبان بوگوٚن.

گوٚلشئن ایچره گیرئر بولستنگ،
گوٚل دسته سینی تئرار بولستنگ،
مندن خابار سورئر بولسانگ،
طوطی گوٚفتار زئبان بوگوٚن.

داغلار باشئن اوٚموٚر باسان،
جوٚلگه سینده گوٚل لر اؤسئن،
هر دمینده نامارت غئسان،
عدل شاه دان پرمان بوگوٚن.

دوامات دئر ایل مردینه،
آویئن بئرمئز شیر قوردونا.
چئن عاشئغئنگ اول دردینه،
فراغی دان درمان بوگوٚن.

– ۱۳۶۱- ایران

تورنتو – د. خ. اونق

بررسی جامع داستان تغزّلی «صایاد-همرا» در ارتباط با «دیوان جهانشاه حقیقی» – 2

تزئینی

تزئینی

قسمت دوّم:

تشابهات، تداعیات و رابطه ژانر دستان صاید-همرا با آثار میرزا جهانشاه حقیقی

د.خ.اونق: این نوشته، بخش دوّم نظریّه «ژانر واحد» که طی مقاله ای با عنوان «ژانر داستان تغزّلی «صاید – همرا» چگونه پدید آمده است؟»[1] در مقایسه با «دیوان جهانشاه حقیقی»[2] داده بودیم، است.
… چنانچه در مورد برجسته ترین تشابهات و رابطه ژانری داستان صاید – همرا با دوره و حیات پادشاه تورکمن میرزا جهانشاه را در یک مقاله مبسوطی با عنوان «ژانر[3] داستان تغزّلی «صایاد – همرا» چگونه پدید آمده است؟»، طی استدلالات چندی اشاره کرده بودیم که در آن ایّام به متن اصلی این داستان دسترسی کامل نداشتم و آن مقاله را با همان مطالعات و پیش زمینه های قبلی که سال ها قبل این داستان (صایاد-همرا) را بارها مطالعه کرده بودیم و بعضی از اشعار آن را همراه با موسیقی (جدید و قدیم) نیز اجرا می نمودیم، در خاطرم باقی مانده بود، ارائه گردید. حال طی سال ها درخواست یک جلد آن، از دوستان و آشنایان مقدور نگردید تا این که یکی از دانشجویان طی در خواستی که اینجانب نموده بودم، این اثر را از کتابفروشی قابوس تهیّه و با توجه به مشکلات پستی که در ارسال آن داشتیم، صفحات کامل آن را طی اسکن کپی برایم رساند. و از این جهت از خدمتی که این دانشجوی مهربان سرکار خانم س. عالمی برایم مبذول داشته بی نهایت سپاسگزار و قدردانی خودرا اظهار میدارم.
… چنانچه نظری به اثر چاپ شده مجموعه «افسانه ها و قصه های ترکمنی – قرن 14/م.»، از جانب انتشارات قاضی[4]، بیاندازیم، تشابهات و تداعیات دیتال های این اثر، آن را متعلق به دوره قرون 14-15/م.م.، می نماید. ادامهٔ مطلب »

بررسی جامع داستان تغزّلی «صایاد-همرا» در ارتباط با «دیوان جهانشاه حقیقی» – 1

سولطانات و امپراتوری طرابوزان در 1300

سولطانات و امپراتوری طرابوزان در 1300

داستان تغزّلی «صایاد-همرا» چگونه پدید آمده است؟
تورنتو – دکتر خانگلدی اونق:
قسمت اوّل: وجود رابطه تفکیک ناپذیر رشته های تاریخ و ادبیَات باهمدیگر، ریشه یگانه آن را که از یک منبع سرچشمه می گیرد، بی کم و کاست نشان می دهد. با تکیه و استناد بر اسناد موجود تاریخی، کشف ابهامات ادبیَات جاری و از طریق نمادها و سر رشته های ادبیَات پی بردن و کشف رخدادهای واقعی حوادث تاریخی، نه تنها تبحر در تاریخ نگاری را طلب می کند، بلکه مستلزم ادیب بودن نیز هست.
دیوان جهانشاه قاراقویونلی در تاریخ و ادبیَاتمان و اجمال سلسله وقایع و حوادثی که در آن مقطع از تاریخ رویداده استَ باری دیگر در روشن نمودن ابهامات تاریخی از طریق این دو شاخه ولی این بار از طریق اسناد تاریخی سرچشمه های ادبیَاتمان را که مربوط به کدام دوره از تاریخ بوده است، معلوم می گردد. همچنین پی بردن به دست مایه های ادبی و قهرمانان واقعی آثار در یک دوره مشخص تاریخی، رابطه این رشته ها را نسبت به همدیگر هرچه نمایانتر آشکار می کند.
 در مورد رابطه تنگاتنگ داستان تغزَلی «صایاد – همرا» با زندگی واقعی و آثار جهانشاه حقیقی

ادامهٔ مطلب »

بروشور مجموعه آثار پژوهشی تاریخ و ادبیّات تورکمن

د. خ. اونق: این مجموعه در پی 3 بروشوری که هر کدام مجزا از همدیگر به زبان های؛ فارسی A، انگلیسی B، روسی C، و شکل کامل آن «D«،  در فرمت های «وُرد-پروگرام» موجود در آرشیو و «پی دی اف» در رسانه مجازی «نت ورکینگ /اینترنت/» ارائه می گردد:

هیچ ابزاری جز یک کاغذ کاهی،
قلم و جوهر سیاه بیش نبود.
همه ی ابزار قلندر همین بود.
جوهر بنواخت، قلم بنوشت، قلندر سرود،
در پگاه شب دراز تا به هنوووز بیدار است. …

D_Comp_View_Info_For3Lang_my books__04

مشخصات مجموعه آثار دکتر خانگلدی اونق در این بروشور ارائه می گردد

– و اما، –
هر ابزاری که رسید،
دست قلندر بوسید،
کوشید، جوشید، خروشید،
پخته گشت همی،
جامی به تمنای حقیقت،
باده به تصدق نوشید. …

 با سلام، عرض ادب!، این طرح، جلد بروشور راهنمای مجموعه فعالیتهای فرهنگی، تحریرات و رسالات اینجانب /د.خ.اونق/ است که از اوایل سالهای مهاجرت هزارونهصد و هشتاد و هفت تا به امروز ادامه دارد. البته هنوز در صندوقچه ذخایر چند جلدی از آثارم در باب تاریخ و ادبیات ترکمن از عصر گوک تورک تا بامروز در سیر و جستجوست. این بروشور مجازی حاوی بیش از بیست جلد کتاب و آثار است که ضمن دادن اطلاعات لازم همه آنهارا در فایل پی دی اف منظوم نمودیم. این آثار از قبیل:
. چهار جلد پایان نامه به حروف لاتین ترکمنی بعلاوه چکیده آن به چهارزبان انگلیسی، روسی، فارسی و زبان تورکمنی آن به سه الفبای کریل-تورکمن، لاتین تورکمن و کلاسیک تورکمنچه، . همه آثار فوق، به حروف الفبای تورکمنی-ایرانی، (پنج جلد دیگر) تعمیم داده شد.
. دیوان جهانشاه حقیقی، جهت چاپ دوم، حاوی سه جلد مجزا از هم، بعلاوه شکل کامل سه جلد، که در آن تحقیقات پروفسور ولادیمیر مینورسکی با بررسی و ترجمه متون و اشعار از دانشگاه کمبریج لندن علاوه گردید.
. پژوهشهای آکادمیکی؛ حاوی:
. ترکمن صحرا در اوایل قرن بیستم. تصاویر، چهره ها و تابلوهای ماندگار. «اسناد سخن میگوید»
برگردان و ترجمه اثر استادم، آکادمیک پروفسور مراد آنانفسف در باب «مختومقلی و اونونگ زماناسی هم بندیلیکده یازیلان شئغئرلار….
. پژوهش و ترجمه؛ اثر «قیاتخان و باژماندگان» و «اشعار سروده شده در اسارت»، به زبانهای فارسی و پروژه انگلیسی قبل از ویرایش، مجموعا سه کتاب.
. مقالات و اطلاعات تاریخی در باب «دیوان جهانشاه حقیقی» بزبان انگلیسی…
. درآمدی بر موسیقی دوتار ترکمنی و معرفی یک اثر. …. لینک این بروشور ذیلا درج میگردد!

https://drive.google.com/file/d/1X2qs5P_2pNWjzySR4F45QYAguAdp9krN/preview

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت دوّم

ترکمنستان بیلیم سیستماسی

ترکمنستاندا بیلیم سیستماسی

تورنتو – د. خ. اونق:

نظام آموزشی در جمهوری تورکمنستان:

ادامه مطلب قبلی … حال به بررسی نظام آموزشی در ترکمنستان که زیرساخت آن از نظام روسیّه و سپس دوره سوسیالیسی بر گرفته شده است، می پردازیم.
نظام آموزشی در روسیّه از همان ابتدا از دوره تزاریسم شکل نیمه نظامی و نیمه ملی داشته است. به همین جهت رتبه هائی که به نام «چین /نوعی درجه نظامی/» درنظر گرفته می شد که تا به امروز برای فارغ التحصیلان تحصیلات عالی داده میشود. مانند اعدادی که در رتبه های تحصیلات آکادمیکی در نظر گرفته می شود که به آن کد فوق تخصصی یا به زبان روسی «شیفر / Шифр специальности/» نامیده می شود. مثل: 07.00.02، مربوط به تاریخ وطن، یا 07.00.03، مربوط به یکی دیگر از رشته ها یا 07.00.04 و غیره که اینگونه رتبه ها در دوره تزاریسم به نظامیان داده می شده است که با نشان های خاص متمایز می گردید که به آن «چین» گفته می شود. این رده بندی در دوره شوروی سوسیالیستی نیز به همان شکل بطور وسیع تر به همه اهالی فارغ التحصیلان دوره های تخصصی مشخص تحصیلات عالی داده می شود، از جمله نامزدی علوم، دکترا و فوق دکترا (پروفسوری یا آکادمیکی). .. ادامهٔ مطلب »

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت اوّل

ایراندا اوقو دوزگونلری

ایراندا اوقو دوزگونلری

تورنتو – د. خ. اونق – در راستای بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران در پژوهش های علمی خود در پایاننامه با اشاره مختصری، به این مسائل پرداخته بودم. حال با اشاره ای کوتاه به نظام آموزشی در ترکمنصحرای ایران، به بررسی دو نظام آموزشی در ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق ایضاً جمهوری ترکمنستان می پردازیم. ابتدا نظر کوتاهی به شکل گیری نظام آموزشی معاصر در ایران می پردازیم.

شکل گیری نظام آموزشی نوین در ایران:
نظام نظام آموزشی در ترکمنصحرا بعداز استیلا و استحکام رژیم دوره پهلوی با راه اندازی سیستم جدید آموزشی مغایر با نظام آموزشی ترکمنی – حوزوی (حجروی) قبلی، تجدیدنظر و با ایجاد مراکز تحصیلی جدید با جذب دانش آموزان شروع به کار می کند. در ابتدا در ترکمنصحرا تا سال 1954/م. دو مرکز آموزشی ایجاد شده بود.
الف). مرکز هماهنگی و اجرائی برنامه های نظام آموزشی به تابعیّت شهر استرآباد قدیمی (گرگان کنونی) یا (اداره کلّ آموزش و پرورش دشت گرگان «گوٚرگن صأحراسئنئنگ مرکزی علئم و بیلیم اداراسی»)،
ب). اداره آموزش و پرورش شهر گنبدکاووس که در تابعیت همان مرکز فوق قرار داشت. از سال 1954 هر کدام از آن ها به اداره مستقل از همدیگر تبدیل می گردد.
بر اساس اطلاعاتی که نویسنده وابسته بدولت آن زمان اسدالله معنی داده است؛ تا سال 1925/م، (تا سال سرکوب ترکمنصحرا از جانب رضاشاه) در ترکمنصحرا، به غیر از مدارس قدیمی هیچگونه نظام آموزشی مطابق با استانداردهای امروزی وجود نداشت. لذا، بعداز خلع سلاح تورکمن ها ترکمنصحرا توسط قشون جنگی رضاخان، به تعداد سه دستگاه مکتب، به شکل استاندارد امروزی (دبستان) در شهرها و روستاهایی همچون کنبد کاووس، کومیش دپه، خوجه نفس و اومچالی (سیمین شهر کنونی) راه اندازی شده است. ادامهٔ مطلب »

در گستره ادبیّات کلاسیک ترکمن؛ مختومقلی، رمانتیسم و رئالیسم

دکتر خانگلدی اونق: ترجمه به فارسی همراه با متون تورکمنی: «نامه سن؟ … اول منم» /چی هستی؟، آن منم/:

…. از دوران مختومقلی فراغی چندین عصر گذشته است. امروز در اوایل قرن بیستم و یکم، ایّامی که رمانتیسم جایگاه خودرا بتدریج به رئالیسم داده است، نشسته ایم. نسل امروز تلاش دارد هر پدیده ای را با دید رئال خود بنگرد. البتّه صدای آرزو و آرمان های نامعلوم رمانتیسم که در جوانی شنیده می شود، در آینده در آثار و تحریرات این شاعران و پیشکسوتان با ایده های نو ظهور می یابد. آن بشارت دهنده و شکل گیری مطالبات مشخص در قالب رئالیسم است.

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان - د.خ.اونق

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان – د.خ.اونق

همچنان که انسان از بدو تولّد، دوره های خاص تکامل را در طول حیات خود طی نموده اند، در علوم، فرهنگ و هنر، زبان و ادبیات نیز در درازنای جنب و جوش های تاریخ، پایه های رشد و پویایی خود را در قالب سبک و سیاق های مشخص دوره خود طی نموده است. خط و نوشتار به عنوان پایه های بنیادی و ریشه هنر و ادبیّات در اوّلّین دور تکامل خود، با نقش بستن تصاویر مفهوم دار بر روی سنگ نبشته های کوه ها آغاز می شود و در تداوم و تسلسل آن، به میراث ماندگار تبدیل و با بجای گذاشتن افکار و اندیشه های زیبای انسانی به یاری خطوط و نقاشی های مفهومدار در مراکز تجمع انسانهای آن جامعه، فرهنگ و ادبیات موجودیّت می یابد. ادامهٔ مطلب »

یادی از هنرپیشه و کارگردان خستگی ناپذیر ترکمن آلتی قارلیف

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

تورنتو – خوجه نفس نیوز: هنرپیشه خلق «آلتی قارلیف»: او در تاریخ ۶ ژانویه ۱۹۰۹، در بابا دایخان یکی از بخش های بزرگ شهرستان تجن متولد شد. این منطقه قبل انقلاب اکتبر استان ماوراء خزر (Закаспийская область)، (در حال حاضر استان آخال ترکمنستان) نامیده می شد. التی قارلیف نویسنده چندین نمایشنامه و برنامه های لیبرتوی اپرا است. وی دارای عنوان های «هنرمند خلق» در جمهوری ترکمنستان شوروی همچنین در اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۵ است.
در سال ۱۹۲۸ از استودیو آموزشی فنی هنری دراماتیک ترکمنستان در عشق آباد فارغ التحصیل شد. وی در سال ۱۹۳۱ – گروه کارگردانان دانشکده تئاتر باکو بود. همچنین از سال ۱۹۳۱ به بعد به عنوان بازیگر و مدیر تئاتر دراماتیک دانشگاهی ترکمنستان منصوب می گردد.
در سال های ۱۹۵۳-۱۹۵۶ به عنوان مدیر ارشد و در سال ۱۹۶۰-۱۹۶۳نیز به عنوان مدیر ارشد و مدیر کل این تئاتر می گردد. همچنی در پی آن در ۱۹۵۳-۱۹۴۱ سال، مدیر کل تئاتر اپرا و باله مختومقلی ترکمنستان میگردد.
وی از سال ۱۹۵۹، بازیگر و کارگردان و در سال ۱۹۵۶-۱۹۶۰، کارگردان استودیوی فیلم «تورکمن فیلم» می گردد.
او در ۱۱ دسامبر ۱۹۷۳ در پایتخت ترکمنستان – شهر عشق آباد بدرود حیات گفت. ولیکن، بعداز فوت وی در سال ۱۹۷۴، استودیوهای «تورکمن فیلم» به نام «آلتی قارلیف» نامگذاری شدند. وی شوهر مرحوم آناگل آناقلیوا هنرپیشه و هنرمند نامدار خلق که در واقع همتای وی محسوب می شد، بوده است. آلتی قارلیف کارگردان و بازیگر فیلم های معروفی چون، «ذورسون»، «عروس دوردستها»، «قدمهای قاطع /آیغئتلی أدیم/»، «اسرار مقام» …. می باشد.
مدال ها و جوایز:
– جایزه مدال درجه دوّم استالین در سال ۱۹۴۱، بابت اجرای نقش «سوار نانی /наездника Нани/» در فیلم «دورسون /Дурсун/».
– جایزه درجه دوم استالین در سال ۱۹۴۹ برای نقش کریم در فیلم «عروس دوردستها /Далёкая невеста/».
– برای کارگردانی و مدیریت فیلم «قدمهای قاطع»، جایزه دوم در دومیبن جشنوارۀ جهانی فیلم، برای فیلم ماندگار «انقلاب تاریخی» در سال ۱۹۶۶، را دریافت نمود.
– جایزه دولتی با عنوان «مختومقلی» در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی در سال ۱۹۶۶، همچنین، برای فیلم «قدمهای قاطع».
– جایزه دولتی مختومقلی در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی «TSSR» در سال ۱۹۷۶.
– بعد از وفات وی، در سال ۱۹۷۳، برای فیلم «اسرار مقام /موسیقی/»،
– مدال /اردین/ لنین و دو مدال دیگر … دریافت نموده است. …

قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: