بروشور مجموعه آثار پژوهشی تاریخ و ادبیّات تورکمن

د. خ. اونق: این مجموعه در پی 3 بروشوری که هر کدام مجزا از همدیگر به زبان های؛ فارسی A، انگلیسی B، روسی C، و شکل کامل آن «D»،  در یک برنامه ورد و پی دی اف ارائه می گردد:

D_Comp_View_Info_For3Lang_my books__04

مشخصات مجموعه آثار دکتر خانگلدی اونق در این بروشور ارائه می گردد

Advertisements

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت دوّم

ترکمنستان بیلیم سیستماسی

ترکمنستاندا بیلیم سیستماسی

تورنتو – د. خ. اونق:

نظام آموزشی در جمهوری تورکمنستان:

ادامه مطلب قبلی … حال به بررسی نظام آموزشی در ترکمنستان که زیرساخت آن از نظام روسیّه و سپس دوره سوسیالیسی بر گرفته شده است، می پردازیم.
نظام آموزشی در روسیّه از همان ابتدا از دوره تزاریسم شکل نیمه نظامی و نیمه ملی داشته است. به همین جهت رتبه هائی که به نام «چین /نوعی درجه نظامی/» درنظر گرفته می شد که تا به امروز برای فارغ التحصیلان تحصیلات عالی داده میشود. مانند اعدادی که در رتبه های تحصیلات آکادمیکی در نظر گرفته می شود که به آن کد فوق تخصصی یا به زبان روسی «شیفر / Шифр специальности/» نامیده می شود. مثل: 07.00.02، مربوط به تاریخ وطن، یا 07.00.03، مربوط به یکی دیگر از رشته ها یا 07.00.04 و غیره که اینگونه رتبه ها در دوره تزاریسم به نظامیان داده می شده است که با نشان های خاص متمایز می گردید که به آن «چین» گفته می شود. این رده بندی در دوره شوروی سوسیالیستی نیز به همان شکل بطور وسیع تر به همه اهالی فارغ التحصیلان دوره های تخصصی مشخص تحصیلات عالی داده می شود، از جمله نامزدی علوم، دکترا و فوق دکترا (پروفسوری یا آکادمیکی). .. ادامهٔ مطلب »

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت اوّل

ایراندا اوقو دوزگونلری

ایراندا اوقو دوزگونلری

تورنتو – د. خ. اونق – در راستای بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران در پژوهش های علمی خود در پایاننامه با اشاره مختصری، به این مسائل پرداخته بودم. حال با اشاره ای کوتاه به نظام آموزشی در ترکمنصحرای ایران، به بررسی دو نظام آموزشی در ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق ایضاً جمهوری ترکمنستان می پردازیم. ابتدا نظر کوتاهی به شکل گیری نظام آموزشی معاصر در ایران می پردازیم.

شکل گیری نظام آموزشی نوین در ایران:
نظام نظام آموزشی در ترکمنصحرا بعداز استیلا و استحکام رژیم دوره پهلوی با راه اندازی سیستم جدید آموزشی مغایر با نظام آموزشی ترکمنی – حوزوی (حجروی) قبلی، تجدیدنظر و با ایجاد مراکز تحصیلی جدید با جذب دانش آموزان شروع به کار می کند. در ابتدا در ترکمنصحرا تا سال 1954/م. دو مرکز آموزشی ایجاد شده بود.
الف). مرکز هماهنگی و اجرائی برنامه های نظام آموزشی به تابعیّت شهر استرآباد قدیمی (گرگان کنونی) یا (اداره کلّ آموزش و پرورش دشت گرگان «گوٚرگن صأحراسئنئنگ مرکزی علئم و بیلیم اداراسی»)،
ب). اداره آموزش و پرورش شهر گنبدکاووس که در تابعیت همان مرکز فوق قرار داشت. از سال 1954 هر کدام از آن ها به اداره مستقل از همدیگر تبدیل می گردد.
بر اساس اطلاعاتی که نویسنده وابسته بدولت آن زمان اسدالله معنی داده است؛ تا سال 1925/م، (تا سال سرکوب ترکمنصحرا از جانب رضاشاه) در ترکمنصحرا، به غیر از مدارس قدیمی هیچگونه نظام آموزشی مطابق با استانداردهای امروزی وجود نداشت. لذا، بعداز خلع سلاح تورکمن ها ترکمنصحرا توسط قشون جنگی رضاخان، به تعداد سه دستگاه مکتب، به شکل استاندارد امروزی (دبستان) در شهرها و روستاهایی همچون کنبد کاووس، کومیش دپه، خوجه نفس و اومچالی (سیمین شهر کنونی) راه اندازی شده است. ادامهٔ مطلب »

هنرمند نامی جمهوری ترکمنستان و اتحاد جماهیر شوروی سابق آناگل آنا قلیوا و مایا قلیوا

آناگل آناقلیوا در دوران جوانی

آناگل آناقلیوا در دوران جوانی

تورنتو د. خ. اونق:

نام: آناگل آناقلیوا – (متولد: ۳۱ دسامبر ۱۹۲۴، بخش حسنقلی، استان بالکان). وی در یک روستای ماهیگیری به نام حسنقلی رایون واقع در ساحل جنوب شرقی دریای خزر که در حال حاضر به عنوان شهرستان حسنقلی شناخته می شود و از شهرستان های استان بالکان، ترکمنستان محسوب می شود، به روایتی دیگر در دسامبر ۳۱/م، سال ۱۹۲۳ یا اوّل ژانویه، با توجه به منابع دیگر، به دنیا آمد.
پس از دریافت تحصیلات ابتدایی، در سال های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹، تحصیلات خود را در دانشکده تربیت معلم زنان ادامه داد. دوست و همکلاس وی مایا قلیوا از کالج تربیت معلم، پس از آن در رتبه دوم هنرمند مردمی اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت.

در سال های ۱۹۳۹-۱۹۴۱ به عنوان رئیس بخش سازمان زنان جوان شهرستان بندری کراسنوودسک کار کرده است. همچنین او بعداز آن از انسیتیتوی تئاتر اپرا- بالت ترکمنستان فارغ التحصیل شد.

مایا قلیوا همکار و دوست آناگل آناقلیوا

مایا قلیوا همکار و دوست آناگل آناقلیوا

از سال ۱۹۴۱ تا ۲۰۰۱، وی خواننده اپرا، ساز و کارگردان تئاتر اپرا و باله ترکمن درتئاتر اپرا-بالت مختومقلی که در حال حاضر به عنوان تئاتر ملی موسیقی و دراماتیک مختومقلی فراغی در پایتخت جمهوری مستقل ترکمنستان – عشق آباد است، فعالیّت داشته است.
تخصص و عنوان: هنرپیشه اپرای (سپرانو) ترکمن های دوره شورائی و دارنده رتبه هنرمند مردمی اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۶۵). عضو حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سابق از سال ۱۹۵۲ است. از سال ۱۹۴۱، به عنوان بازیگر تئاتر اپرا و باله ترکمن در پاتیتخت جمهوری ترکمنستان – عشق آباد.
نقش ها: زهره در فیلم و تئاتر زهره و طاهر، نقش شاه صنم، در سناریوی سناریستهای شاسنیکوف و عوضوف در نئاتر و فیلم «شاصنم و قریب»، اوغول بگ در تئاتر موزیکال «کیمینه و قاضی» از شاپوشنیکوف و ولی موخاتوف، نقش های «تاتیانا» و «لیزا» در نئاتر موزیکال «یئوگنی اونژین»، «ملکه پیکووا» از چایکوفسکی، نفش ناتاشا در «پری دریایی» از دارگومیژسکی)، و دیگران.
او به دستور لنین برای وی، درجات و نشان های افتخار لنین و همچنین مدال شاخص اهدا گردید. ادامهٔ مطلب »

در گستره ادبیّات کلاسیک ترکمن؛ مختومقلی، رمانتیسم و رئالیسم

دکتر خانگلدی اونق: ترجمه به فارسی همراه با متون تورکمنی: «نامه سن؟ … اول منم» /چی هستی؟، آن منم/:

…. از دوران مختومقلی فراغی چندین عصر گذشته است. امروز در اوایل قرن بیستم، ایّامی که رمانتیسم جایگاه خودرا بتدریج به رئالیسم داده است، نشسته ایم. نسل امروز تلاش دارد هر پدیده ای را با دید رئال خود بنگرد. البتّه صدای آرزو و آرمان های نامعلوم رمانتیسم که در جوانی شنیده می شود، در آینده در آثار و تحریرات این شاعران و پیشکسوتان با ایده های نو ظهور می یابد. آن بشارت دهنده و شکل گیری مطالبات مشخص در قالب رئالیسم است.

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان - د.خ.اونق

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان – د.خ.اونق

همچنان که انسان از بدو تولّد، دوره های خاص تکامل را در طول حیاتشان طی کرده اند، در علوم، فرهنگ و هنر، زبان و ادبیات نیز در درازنای جنب و جوش های تاریخی، پایه های رشد و پویایی خودرا در قالب سبک و سلوک های مشخص دوره خود طی نموده است. خط و نوشتار به عنوان پایه های بنیادی و ریشه هنر و ادبیّات در اوّلّین دور تکامل خود، با نقش بستن تصاویر مفهوم دار بر روی سنگ نبشته های کوه ها آغاز می شود و در تداوم و تسلسل آن، به میراث ماندگار تبدیل و با بجای گذاشتن افکار و اندیشه های زیبای انسانی به یاری خطوط و نقاشی های مفهومدار در مراکز تجمع انسانهای آن جامعه، فرهنگ و ادبیات موجودیّت می یابد. ادامهٔ مطلب »

در رثای سلاله

در رثای سلاله

در رثای سلاله

اولکامیز با کمال تأسف باخبر شدیم که صحرای ما شاهد فاجعه ای بس دردناک و جانگداز که وجدان بشریّت را بلزه درآورده است، می باشد. بیان ناچیز ما تسکین درد صحرای ما نیست. پس ناله خود را با بندهایی بیمقدار به تسلیت و سوگ این فرشته کوچک می نشینیم:
نامه بولدی؟ بیزینگ گوزل صحرادا، آل قاقدی می، یا-دا ظلمینگ آستیندا،
شیله بیر سوتمی گورماندیک هنیز، نه بلاغا اوچرادئنگ سن اولکأمیز؟…
غنچه سی هنیزلر گل آچمان چاغی، یاووز آجی خبر تاغما دک یالی،
– باسدی یورکلره، صحرامینگ داغی، نه بلاغا دوچار بولدینگ اولکأمیز؟…
قوربان بولیار فرزندلرینگ قوینونگدا، هنیزلر بورچلی دینگ فرزند بوینونگدا،
مگر توپراغئنگدان غان آقیار می سنگ؟! نه بلاغا دوچار بولدئنگ اولکأمیز؟….
بوگون غان آغلادان تورکمنصحرامی، شیله وجدانیندان تسدیرن بارمی،
یوردی آغلادان بی نشان، بیعارمی، نه بلاغا دوچار بولدینگ اولکأمیز؟ ….

فریشته جیگینگ جایی جنت، انه – آتاسئنا صبر طاقت، اولکامیزه قوات برسین!….

خ. اونق – تورنتو.

یادی از هنرپیشه و کارگردان خستگی ناپذیر ترکمن آلتی قارلیف

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

تورنتو – خوجه نفس نیوز: هنرپیشه خلق «آلتی قارلیف»: او در تاریخ ۶ ژانویه ۱۹۰۹، در بابا دایخان یکی از بخش های بزرگ شهرستان تجن متولد شد. این منطقه قبل انقلاب اکتبر استان ماوراء خزر (Закаспийская область)، (در حال حاضر استان آخال ترکمنستان) نامیده می شد. التی قارلیف نویسنده چندین نمایشنامه و برنامه های لیبرتوی اپرا است. وی دارای عنوان های «هنرمند خلق» در جمهوری ترکمنستان شوروی همچنین در اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۵ است.
در سال ۱۹۲۸ از استودیو آموزشی فنی هنری دراماتیک ترکمنستان در عشق آباد فارغ التحصیل شد. وی در سال ۱۹۳۱ – گروه کارگردانان دانشکده تئاتر باکو بود. همچنین از سال ۱۹۳۱ به بعد به عنوان بازیگر و مدیر تئاتر دراماتیک دانشگاهی ترکمنستان منصوب می گردد.
در سال های ۱۹۵۳-۱۹۵۶ به عنوان مدیر ارشد و در سال ۱۹۶۰-۱۹۶۳نیز به عنوان مدیر ارشد و مدیر کل این تئاتر می گردد. همچنی در پی آن در ۱۹۵۳-۱۹۴۱ سال، مدیر کل تئاتر اپرا و باله مختومقلی ترکمنستان میگردد.
وی از سال ۱۹۵۹، بازیگر و کارگردان و در سال ۱۹۵۶-۱۹۶۰، کارگردان استودیوی فیلم «تورکمن فیلم» می گردد.
او در ۱۱ دسامبر ۱۹۷۳ در پایتخت ترکمنستان – شهر عشق آباد بدرود حیات گفت. ولیکن، بعداز فوت وی در سال ۱۹۷۴، استودیوهای «تورکمن فیلم» به نام «آلتی قارلیف» نامگذاری شدند. وی شوهر مرحوم آناگل آناقلیوا هنرپیشه و هنرمند نامدار خلق که در واقع همتای وی محسوب می شد، بوده است. آلتی قارلیف کارگردان و بازیگر فیلم های معروفی چون، «ذورسون»، «عروس دوردستها»، «قدمهای قاطع /آیغئتلی أدیم/»، «اسرار مقام» …. می باشد.
مدال ها و جوایز:
– جایزه مدال درجه دوّم استالین در سال ۱۹۴۱، بابت اجرای نقش «سوار نانی /наездника Нани/» در فیلم «دورسون /Дурсун/».
– جایزه درجه دوم استالین در سال ۱۹۴۹ برای نقش کریم در فیلم «عروس دوردستها /Далёкая невеста/».
– برای کارگردانی و مدیریت فیلم «قدمهای قاطع»، جایزه دوم در دومیبن جشنوارۀ جهانی فیلم، برای فیلم ماندگار «انقلاب تاریخی» در سال ۱۹۶۶، را دریافت نمود.
– جایزه دولتی با عنوان «مختومقلی» در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی در سال ۱۹۶۶، همچنین، برای فیلم «قدمهای قاطع».
– جایزه دولتی مختومقلی در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی «TSSR» در سال ۱۹۷۶.
– بعد از وفات وی، در سال ۱۹۷۳، برای فیلم «اسرار مقام /موسیقی/»،
– مدال /اردین/ لنین و دو مدال دیگر … دریافت نموده است. …

قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

The poems that are written in the prison clause of Russia

اشعاری که در بند زندان های روسیّه سروده شده است

تورکمنها-خانیمودسکی

یاغشی مأمد

خوجه نفس نیوز – د. خ. اونق: وب چکیده این اثر: قیات خان از طایفه «کُر /حسنقلی کُر یا قویونلی کُر/»، در قرن XVIII/م.، و در سال 1754/م.، در کومیش دپه به دنیا آمد. وی به سبب وابستگی شغلی که از یک خانواده استاد «آهنگری» به ارث برده است، با استعداد ذاتی، به عنوان شخصی ماهر به بار آمده است. وی از همه نوع اسباب و وسائل تجاری و کاروان بازرگانی، ناوهای دریائی و  ماهیگیری و کارگاه آهنگری برخوردار بوده است.

Hojanepes News – Dr.H.OWNUK: Web Abstract of this work: Qayat Khan from the clan «Koer /Hasan-kuli Koer or Qoyunli Koer/», was born in the city Kumish-Depe in the 18th century in 1754. He has been trained as a skilled person due to his career dependence, inherited from a «forming Iron-work» master’s family, with an inherent talent. He has all kinds of commercial vehicles, caravans, naval and fishing, and Iron-work workshop.
The events that occurred at that period date from the period of Mohammad Shah Qajar.

In the XVIII and XIX centuries during the Muhammad Shah Qajar periods, the Qajar feudal government was able to ruin the Turkmens by imposing heavy taxes on the nation, under the pretext of following the crackdowns of the Turkmen of Jafar-bay.

CoverBook_Kyýathan_English_09

جلد متن انگلیسی کتاب «قیاتخان یمودسکی» – The cover of book «Kiyat-khan Yomudskii_an English

Qiyat Khan, who had to suffer from the Qajar tyranny, with all his livelihoods, including fishing gear and iron-forging tools, He went from the Kumish Depe, first to the Esen-Quli /Hassanquli/ and then to Cheleken.Read More >>>

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 5

یاغشی مأمد خان یمودسکی حسنقلی کُر

یاغشی مأمد خان یمودسکی حسنقلی کُر

تورنتو – خوجه نفس نیوز: …بعداز این که یاغشی مأمد با استمداد طلب یاری از تمام اولاد و اولیاء ها و گذشتگان دینی اعتقادی خود به همّت آستان نشسته بود، هیچ یاری و فصل جدیدی که بتواند یاغشی مأمد را خوشحال کند، بوجود نیامد. بهمین جهت تفکرات جدیدی در افکار یاغشی مأمد پدید می آید، لذا، این تفکرات با اعتقادات دینی و مذهبی قبلی خود فرق داشت.

ولیکن بعداز آن سیکل جدیدی در اشعار یاغشی مأمد آغاز می شود. این تفکّرات و اندیشه ها نتیجه و معلول احساسات بروز داده شده ی یک انسان واقعی در یک فضای حیات حقیقی و رئال است. در چنین حالتی آن تعلیمات و ایده های الهی که در قرون میانه قدیم حاکم بوده است، برای اوّلین بار در پیشگاه حقایق سرسخت روزگار، ضربه و آسیب می پذیرد. جای آنرا منطق و تفکر انسان، افکار واقعی ائی که محصول حقایق رئال موجود است، بکار می گیرد. نا امید شدن شاعر از تعلیمات دینی مذهبی، احتمالاً نگرش بی تفاوت به آن /سکولارانه/، و اعتماد وی به شخصیّت های رئال جامعه، آن امر در قطعات ادبی چیز بسیار ساده ائیست، ولیکن علاوه بر معمولیّت متن داده شده، بلکه، نکته جالب اینجاست که آن بروز شدن نتایج آنالیزهای عمیقی است که از قدیم الایّام وجود داشته. این قطعات، دقیقاً، به همان دلایل بوده است، این امر بعدها بسیار شیوع پیدا کرده است.

    اشعار:

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

دؤرتلمه لر /چهار بیتی ها/

بی جای یرده مدار بولماز،
جان کعبام گؤزلری گورمز،
قای یره بارار یولینی بیلمز،
استخوانیم یاندی شو گون نیلایین.

ترجمه:

در چنین مکانی مدارم کم است،
قبله گاهم دیدگانش محروم است،
به کجا برود راه اش ناپیدا،
استخوانم خورد شدند، آتشم بگرفت.

ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 4

اسنقلی (حسنقلی)

اسنقلی (حسنقلی)

تورنتو – خوجه نفس نیوز: … چنانچه به دقّت خوانندگان ارجمند رسانیدیم، دیوان شعر یاغشی مأمد با شعر تابشردیم /می سپارم/ شروع و با اشعار ، یورت اوٚچین /برای وطن/، برای قادیرمأمد، برای پدر،  محتأچ بولماغین /محتاج مکن مرا/، ینه ده یاد ایله منی /بازم یاد آرید مرا/، پیتربورگا گؤندردیلر خبریم /به پیتربورگ رسانیدند خبرم/، گلسه خوشنود بولارمیقام؟ /آیا بیاد پاسخ خوشنود می شوم؟/، تهران شهرینه /به شهر تهران/، نیلایین /چه کنم/؟، تداوم و تا به اوّل شعر؛ «گیتدیم زارلایا – زارلایا /رفتم زاری و زاری کنان/» رسیده بودیم. اینک دقت خوانندگان ارجمند را به قطعات بعدی اشعار جلب می کنیم: ..

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

گیتدیم زارلایا – زارلایا
/رفتم زاری و زاری کنان/

ای یاران لار مسلمان لار،
گلن دوران گچدی بیزدن،
یوریب* گلیب خام خیالیم،(؟)
اقبالیمز گچدی بیزدن،

ترجمه:

ایا یاران، مسلمانان،
دوران ما به سر آمد،
خام خیالم فریاد زند،
اقبال ما به سر آمد.

*****

ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 3

تصویر مرتبط

سیر تحوّلات در تاریخ و ادبیّات تورک با رویکرد تورکمنی:

تورنتو – خوجه نفس نیوز:

…ما در این اشعار فریاد بلند و آواهای شاعرانه خیزش و اینتُنیشن های تموّج کلاسیک هایمان را احساس و مشاهده می کنیم، ولیکن چیز جدیدی که برای ادبیّات ما آورده، واضحیّات واقعیّات سرسخت تاریخی می باشد. در آن با احساسات رئال قهرمانان واقعی جان می گیرند. و این امر به عنوان یک متن ادبی در قرن نوزدهم XIX/م.، در جهت غنای صنایع ادبیّات ما تلاش عدیده ای است.

باین ترتیب، بدون درنظر گرفتن کمبودها و نارسائی های ادبی – صناعی آن، این اشعار به عنوان یک منبع و سند با اعتبار و محکم در جهت فراگیری و پژوهش تاریخ و ادبیّات تورکمن می تواند باشد. این دیوان سرتاسر با احساسات درد جدائی ها، برای سعادت وطن، در جستجوی یک زندگی آزاد بودن، خمیرمایه شده است. در این منبع تاریخی نام های واقعی چندین شخصیّت تاریخی آورده شده است، در آن به بیان دقیق حوادث و رخدادهای مشخّص تاریخی پرداخته شده است، فاکت ها و اسناد روابط تورکمن با ایران و روسیّه در آن پیگیرانه دنبال می شود، افکار و گرایش های سیاسی – اجتماعی ملّت در همان زمان بررسی و بیان می گردد. ارزش و ماندگاری این اثر تاریخی در همین جهت ها و نکته های یاد شده می باشد.

    اشعار:

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

آزاد ادگیل منی /خلاص کن مرا/

بیله بیلمان، نیلایین، بیر درده دوچار بولمیشام،
آیرالیق دردین چکیپ، کوپ مونچه بیمار بولمیشام.
هر نه ادسنگ، ای خدایا، شونچه راضی بولمیشام،
یارادان الله دییم، شوندان آزاد ادگیل منی.

ترجمه:

چه کنم من ندانسته، به دردی دچار شدم،
درد جدائی چشیدم، این همه بیمار شدم،
هر چه دادی ای خدا، راضیم بازم یار شدم،
ای خدای خالق گویم ترا، از اینجا خلاص کن مرا.

ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: