سیل در ترکمنصحرا – 2

Advertisements

سیل در ترکمنصحرا – 1

سیل در ترکمن صحرا، شعر «دألی گورگئن»

دألی گورگئن

صحرا را سیل فرا گرفت

ترکمنصحرا – دأالی گورگئن:

سارسماز: چند روزی است اهالی ترکمنصحرا درگیر سیل و باران و طوفان است. در این برهه زمان ناهنجار، باز هم مسئولان دولتی باصطلاح «سلبریتی های رسانه های گروهی ایران بویژه استان گلستان» بجای انعکاس اخبار این مصیبت دلخراش که بر سر مردم ساده و زحمتکش ترکمن صحرا نازل شده است، مشغول برپا کردن جشن و سرورهای خود هستند، گویا این مصیبت را که بر مردم ترکمن نازل شده است، موجب جشن و سرور آن ها شده باشد، بجای همدردی و کمک به مردم سیل زده برنامه های روزانه خود را به نمایش کارتون ها و یا برگزاری جشن اختصاص داده اند. این عکس العمل مسئولان دولتی ذات بد جنس این حکومت نامردمی را به نمایش گذاشته است! طبق خبرهای واصله و منتشره از رسانه های مجازی-مردمی خسارات وارده این مصیبت بیش از حد تصور است. سرریز شدن آب ها از کانال ها و رودخانه های گرگان، قره سو خسارات زیادی بر مزارع و امو.ال مردم مظلوم ما وارد ساخته است و حتی جان چند نفر از اهالی را نیز گرفته است. ریزش باران شدید همراه با رعد و برق های مهیب، آب در بخش علیای رود گورگئن جمع و به سوی بخش سفلی رود که در مسیر آن شهرها و روستاهای مهم ترکمن همچون راز جرگلان، آشخانه، کلاله، گنبدکاووس، بی بی شیروان، … قرار گرفته است یکی پس از دیگری را سیلاب فرا گرفته است. در حال حاضر آب های حاصل از سیلاب ها مناطق چنسبیلی، آق قلا، سیمسین شهر (غارغی-امچالی) را درنوردیده و شهرهای سلاخ، خوجه نفس و کومیش دپه درگیر این سیل هستند. شدّت آب های جاری خیلی از پل ها را که در مسیر آن واقع شده است، شکسته و افزایش حجم آب در پشت سدها بیش از حد و به سرریز شدن سیل از سقف سد وشمگیر که خطر ترک برداشتن آن را در پی دارد، قرار گرفته است. ما ضمن همدردی با اهالی غیور و زحمتکش مردم مان، عدم توانائی حضور در جوار ایلمان در عذاب هستیم. لذا از همه اهالی سایر استان ها بویژه هم ملیّتی های تورک آدربایجان، قشغائی ها، شرکت فعال در بین مردم سیل زده مان جهت کمک و همیاری هستیم. در این فلاکت وارده، برای مردم زحمتکش صحرای مان ضمن اظهار همدردی، سپری شدن این بلایا را از سر ایل مان بدون ضرر جانی و حداقّل خسارات مالی امید بستیم و برای مردم مظلوممان صبر و شکیبائی مسئلت داریم. ما مظلومانه همدردی خود را با شعری بی مقدار در این برهه زمانی اعلام می داریم!

غوجا گوٚرگئن! سن قاهارئنگ گتیرمه،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!
غوجا گوٚرگئن! سن غاضابا اوتورما،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!

ایلینگ هوانداری، نالاش گتیرمه،
آسمانئنگ گؤزیاشئن ایله یئتیرمه،
غایالارئنگ برکیت، داشغئن آتارما،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!

ادامهٔ مطلب »

خاطره ای از «مدرسه راهنمائی تحصیلی شیخ مفید خوجه نفس»!…

مدرسه راهنمائی خوجه نفس - تأسیس 1353

مدرسه راهنمائی تحصیلی «شیخ مفید» خوجه نفس – تأسیس 1353

تورنتو د. خ. اونق:

از سال ۱۳۵۰با تغییر نظام آموزشی از کلاس پنجم ابتدائی طی امتحانات نهائی وارد مقطع راهنمائی شدیم. اولین مدرسه راهنمائی تحصیلی در منطقه ما با عنوان مدرسه راهنمائی «مفید» در شهر کومیش دپه تاسیس گردیده بود و دو سال در آنجا تحصیل نمودم. در سال تحصیلی ۱۳۵۳-۵۴ در دهستان ما خوجه نفس اولین مدرسه راهنمائی تحصیلی با عنوان «شیخ مفید» در بخش شمالی روستا در کناره غربی جاده کومیش دپه – بندرشاه تأسیس گردید. سال سوّم را در آنجا به اتمام رسانیدم.

دیوار این تصویر مربوط به سمت شرقی مدرسه راهنمائی تحصیلی خوجه نفس می باشد که از آن سوی مشرف به جاده کومیش دپه است. در اینجا این دیوار را همراه با تصویری که اینجانب در سال ۱۳۶۳ دوره کمی بعداز موج دوّم سرکوب های جمهوری اسلامی در دوره دوساله حبس تعلیقی کشیده بودم و تا به امروز باقی مانده است، مشاهده می کنید!!!.. در آن ایام بدنبال گرفتن شغل تخصصی ام معلمی در مدرسه راهنمائی تحصیلی و جزو سهمیه بندی مربوط به کومیش دپه و بندرترکمن بودم و این مدرسه میبایست جایی می بود که بنده در آنجا کار می کردم. ولیکن، بعداز فارغ التحصیلی در سال 1360 طی سه سال محرومیت شغلی که از جانب گزینش نو ظهور جمهوری اسلامی اعمال می شد، پشت بازار کار باقیمانده بودیم. مدّتی بعداز حل و فصل مشکلات از جانب آن اداره تصفیه گر در چهارمین سال با اخذ پذیرش بلامانع، از جانب مرکز آموزش و پرورش ساری مرا به عنوان سهمیه بندرترکمن در نظر گرفت و به آنجا اعزام کرد. من از سال ۱۳۶۴ به بعد در مدرسه راهنمایی تحصیلی طالقانی بندرترکمن مشغول به کار بودم. یک سال بعد مرا به عنوان مدیر بخش هنری به «پست امور هنری» آموزش و پروش بندرترکمن ارتقاء نمودند. طی حوادث بعدی … تا اینکه در اوایل تابستان سال ۱۳۶۶… طالع مهاجرت، سرنوشت گروهی از جوانان ترکمن را بکام خود کشانید…
کانادا – تورنتو – دکتر خانگلدی اونق – 8/23/2018

قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

گفتگو با دانیال بابایانی پانزدهم مرداد 1394 گفت و شنود

دانیال بابایانی خوجه نفسی

دانیال بابایانی خوجه نفسی

راديو فرهنگ (سعيد اوحدى): با دانيال بابايانى زندانى عقيدتى – سياسى از دیار ترکمنصحرا

خوجه نفس نیوز بنقل از مـ. حـ. بـ. ت نیوز (سازمان مدافعان حقوق بشر تورکمنصحرا): درود: گفت و شنود راديو فرهنگ (سعيد اوحدى) با دانيال بابايانى زندانى سياسى و عقيدتى در زندان گنبد كاووس و شرايط بسيار سخت زندانيان در اندرزگاههاى مختلف اين زندان را، در اين گفتگو آشنا ميشويم به فعاليتهاى دانيال و ساير همرزمانش در داخل ايران و همچنين ادامه فعاليتها در خارج از كشور همراه با معرفى سايت و صفحه فيسبوك كه در اختيار مبارزين ميباشد. در ادامه گفتگو  از احمد كريمى زندانى سياسى كه اكنون شش سال است در بدترين شرايط غير انسانى در زندان گنبدكاووس بسر ميبرند ياد و نام برده شد، در پايان ياد جانباختگان راه آزادى كانون فرهنگى و سياسى خلق تركمن زنده يادان توماج، مختوم، واحدى، جرجانى را گرامى داشتيم، با هم ميشنويم سخن دانيال بابايانى جوان برومند بيست و دو ساله از تركمن صحرا را. آخرین ویرایش در جمعه, 16 مرداد 1394 ساعت

جهت شنیدن بر روی نشانکلیک کنید

ظهور و سقوط طبقات جدید اجتماعی!

حوجه دوردی کُر

نویسنده بااستعداد ترکمن

نویسنده – خوجه دردی کر – بروایت اولکأمیز بنقل از «صحرا»، مندرج در گفتمان:

خدا برکت دهد! چیزی که ما در منطقه زیاد داریم گروه و دسته است!! البته منظورمان از دسته و گروه همان طبقات اجتماعی است که از صدقه سر مناسبات اقتصادی سربرآورده و از قضا اسامی خاصی پیدا کرده است که به چند مورد از آنها اشاره میکنم:

اولین گروهی که از دل طبقات مختلف منطقه بیرون آمد گروه پرشمار کاسبان اتوبوسی(!!) بود که بعدها به چتربازان معروف شدند!!! چتربازان با تاکتیک ها و عملیات ویژه ای کالاهایی را که به شکل قاچاق وارد کشور شده بود از شهر های مرزی مثل بندر عباس زابل به منطقه وارد می کردند. جالب این است که در بین این چتربازان زنان هم حضور داشتند. این زنان اولین زنانی بودند که با تحمل طعنه ها(!) و حرف های بودار(!!) راه ورود زنان را به بازار باز کردند.!….امروزه حضور زنان کاسب در بازارها امری عادی شده است.

بازارهای هفتگی در ترکمنصحرا

بازارهای هفتگی در ترکمنصحرا

دومین دسته گروهی بود موسوم به تاجران چمدانی!! که هسته اولیه آن در اوائل دهه شصت شکل گرفت و با 500 دلاری که دولت در اختیا مسافران خروجی قرارمی داد(!) چنان بزرگ شد که تب آن دامنگیر خیلی از هم ولایتی ها شد. و هزاران هم ولایتی با دلارهای دولتی و چمدان های مخصوص براحتی می توانستند بازارهای استانبول را غارت(!!) ببخشد…فتح کنند! تب داغ این موج تا مدتی ادامه داشت تااینکه گروهی تکامل یافته و باکلاس از دل چتربازان بیرون آمده و با روشی جدید و مدرن زحمت تجارت خارجی منطقه را بعهده گرفتهٰ مال و منالی بهم زده و توانستند درجه و گروهشان را ارتقاء دهند.
ادامهٔ مطلب »

خاطرات نویسنده مشهور و قهرمان خلق جمهوری ترکمنستان ش. س. و مستقل، آنا قاووسف

خاطرات نویسنده مشهور تورکمنیستان، آنا قاووسف

نویسنده برجسته تورکمنیستان، قاووسف آنا قاووسویچ

«پانزده روز در ایران» – «اون بأش گوًنلأپ ایران دا»

تورکمنیستان س. س. ر. و غاراشسئزلئغئنگ «خلق فهرمانی» یازئجی سی «قاووس اوغلی آنا قاووسی» – نینگ یان یازغی یادلاماسی:

…شعر و آهنگ معروف ترانه «گورگنلی قیز» که در تورکمنصحرا یکی از رایج ترین و شیواترین ترانه های تورکمنی است، از سروده های ایشان می باشد. …

مقدمه د. خانگلدی اونق – («تورکمن-کریل» الیپبییینده دواملی مقاله): امسال (نوامبر 2014) دقیقا هشت سال از درگذشت شاعر و نویسنده ملی، قهرمان خلق قاووسف، آنا قاووسویچ می گذرد.

در این فرصت طی این مقاله، ضمن مقدمه کوتاهی در مورد آنا قاووسف به زبان روسی، یکی از مقالات وی را به زبان ترکمنی با الفبای کریلیک، که در رابطه با مسافرت و دیدار با اقوام و خویشان وی، بعداز بازگشایی مرزهای ایران و ترکمنستان در سالهای اوایل استقلال، (سال 1992) است می پردازیم. این یادداشت که در روزنامه روزانه «ترکمنستان» در شماره 16/م. دسامبر سال 1992، بچاپ رسیده است، در اینجا درج می گردد. متن آن از روی عکس فایل پی دی اف دوباره تایپ گردید.

(متن فارسی) مطلبی کوتاه از زندگی و آثار: قاووسف آنا قاووسویچ (1920-2006) – وی با اینکه متولد چکیشلر تورکمنیستان می باشد، ولیکن در ایّام کودکی یعنی در سال های 1927- 1021 که این ایّام مقارن بود با موج جنبش استقلال طلبانه عثمان آخون در تورکمنصحرا، به شهرستان کومیش دپه (ایران) کوچ می کنند. منزل آنها در جنوب شرقی شهر کومیش دپه که از آنجا تپه مشهور «کوره سو،(نکـ. نقشه فضایی)» مشهود بوده است، در میان اقوام و خویشان خود مسکن می گزینند. در سن دبستانی دوباره به حسنقلی (تورکمنیستان شمالی) نقل مکان می کنند و بزرگ شده جمهوری تورکمنیستان می باشد.

ادامهٔ مطلب »

کومیش دپه (گمیشان سابق) شهری از اعماق تاریخ

عمارت 3 طبقه در کومیشدپه XX/م.

عمارت 3 طبقه در کومیشدپه XX/م.

خوجه نفس نیوز: مقاله ای که در این پست ذیلاً بدان پرداخته شده، به زبان ترکمنی با الفبای لاتین نگارش یافته است. این مقاله بخـشی از پایان نامه تحصیلاتی ام می باشد که در آن به تشریح اماکن و مساکن ترکمنهای ایران در ترکمنصحرا می پردازد. در حال حاضر جهت معرّفی منطقه وبلاگها و وب سایتهائی فعال می باشند که مایه امیدواری مردم ترکمن می باشد. هر چند که کوچک و نارسا هم باشد، حداقّل مطالبات و مشکلات ملتمان و سرزمینمان را به سمع جهانیان میرساند. امیدواریم که در آینده بر تعداد اینگونه از فعالیّتهای سالم و مفید ارتباط جمعی افزوده شود. از جمله وبلاگهائی که مربوط به کومیش دپه (گمیشان) راه اندازی شده است: وبلاگ «کمیش دپه چی«، «نخبگان کومیش دپه«، «کلوب گمیشان(کوموش دپه)«، «گمیشان شهر دریادلان«، «پایگاه اطلاعرسانی گمیشان» و … می باشد که در آن اطلاعاتی از تاریخچه و اوضاع منطقه داده شده است. برای نمونه در این وبلاگ ها به بافت شهری آن نیز با عنوان «بافت قديم و عمارت هاي تاريخي كميش تپه» اشاره شده است. هر چند این معلومات حجیم نیستند، با این حال برای کسانی که به دنبال پژوهش و تحقیقات علمی در پی کسب معلومات هستند، می تواند مورد استفاده قرار بگیرد. اگر شهرستان گنبد کاووس را به لحاظ بافت قدیمی شهری که در نزدیکی «جرجان قدیمی» در اوایل قرن بیستم بنا شده است در نظر نگیریم، مثلاً : – «گمیشان دومین شهری است در استان گلستان بعد از شهر گرگان دارای بافت قدیم شهری می باشد. این شهر به لحاظ شهرسازی مجموعه ای از عناصر شهری را در بر می گیرد که بر اساس نیازهای اجتماعی و منطبق با اقلیم آب و هوایی منطقه بوجود آمده است. ابنیه زیبا در بافت قدیم گمیشان ادامه سنت معماری و ساخت ابنیه دوره قاجار است.». مقاله زیر در مورد شهرستان کمیش دپه بزبان ترکمنی با الفبای لاتین ترکمنستانی همانطور که در رساله ام تحریر شده است، درج گردید. این مقاله … ادامهٔ مطلب »

حضور محمّدعلیشاه در خوجه نفس به سال 1328/ش.

مجله خاطرات وحید

مجله خاطرات وحید

نویسنده: آهنگری، عبدالقادیر – دبیر تاریخ دبیرستانهای گنبد کاوس – نشریه: تاریخ » خاطرات وحید » اسفند 1353 – شماره 41

(2 صفحه – از 74 تا 75)
توضیح خوجه نفس نیوز: مطلب مندرج در این پست از جمله اسنادی است که در نشریّه «خاطرات وحید» که از طریق سایت پایگاه مجلات تخصصی نور می توان به آن دسترسی پیدا کرد، موجود می باشد. آن مربوط می شود به دوره ای از تاریخ ترکمنصحرا که بعداز به توپ بستن مجلس توسط محمدعلیشاه، وی به ترکمنصحرا می آید. خوجه نفس و کومیش دپه که در آن ایّام مرکز ترکمنهای یموت بود و بدلیل تردد راههای ارتیاطاتی از طریق خشکی و دریا به اکناف جهان از اهمّیّت ویژه ای برخورداربود، شاه روبزوال قاجار آنجا را جهت جمع آوری نیرو برای بازپس گیری حکومت و مجلس از دست رفته اش توسط مشروطه خواهان، انتخاب می کند. این یادداشت در حول و حوش آن واقعه هر چند با حجم کم ولی گوشه ای از تاریخ رنجبار ترکمن های ترکمنستان ایران را نشان می دهد.

 محمد علیشاه در خواجه نفس – حاج الیاس بکجانی

چون خواجه نفس که در کرانه‌ی‌ شرقی دریای خزر قرار دارد برای مدتی‌ کوتاه پایگاه محمد علیشاه قاجار قرار گرفته‌ بود، آن محل توجه مرا بخود جلب کرد و تصمیم گرفتم با یکی از معمرین آن آبادی‌ تماس بگیرم تا اگر ایشان خاطره‌ای درباره‌ی‌ زمان اقامت محمد علیشاه در آنجا داشته باشد برایم بگوید ادامهٔ مطلب »

آغاز به كار بندر خوجه نفس بعنوان دوّمین بندر ترکمنستان ایران

بندر خوجه نفس

بندر خوجه نفس

شرکت طرح توسعه بندر خوجه نفس: این بندر در زمینی به وسعت 176 هكتار و با سرمایه گذاری اولیه یك هزار میلیارد ریال در منطقه خوجه نفس کومیش دپه در حال احداث است.

با پهلوگیری نخستین كشتی پنج هزار تنی در بندرخوجه نفس، این بندر به عنوان اولین بندر خصوصی كشور در ترکمنصحرا آغاز بكار می كند.
به گزارش مهر، این بندر هم اكنون در دست ساخت است و قرار است تا پایان سالجاری به بهره برداری برسد.
این بندر در زمینی به وسعت 176 هكتار و با سرمایه گذاری اولیه یك هزار میلیارد ریال در شهر بندری  خوجه نفس کومیش دپه در حال احداث است. طول موج شكن غربی این بندر به مساحت هزار و 340 متر است كه هزار و 160 متر آن اجرا شده است و 160 متر آن باقی مانده است.
همچنین موج شكن شرقی نیز هزار و110 متر طول دارد كه تاكنون 450 متر اجرا شده است و عملیات اجرایی ادامه دارد. ادامهٔ مطلب »

به گل نشستن ۲ بندر «ترکمن وگز» و نفس هاي کند «خوجه نفس»

بندر خوجه نفس

بندر خوجه نفس

خراسان «روزنامه صبح ایران«
توضیح خوجه نفس نیوز: در مدت نیمسال دوّم  سال 90/ش.، تنور بندرسازی شهر قدیمی بندری خوجه نفس بیش از هر زمان دیگر داغ است. البتّه خوجه نفس نیوز تشویقات و ترغیبات خودرا در رشد شهرسازی و رواج یک شهر قدیمی بندری اصالتاً ترکمن نشین با عث مباهات ماست و این ترقیات را در ماهیّت عدالتخواهانه خود مورد پسند و چه بسا مورد پدیرش قرار میدهیم. …

… در گشت و گداری دیگر در گوگل با کلید «بندر خواجه نفس» تمامی طرح های نیم سال دوّم امسال (1390/ش.) را میتوان از طریق رسانه های مختلف دنیا بویژه ایرانی مشاهده کرد و در بین آنها مطلبی از وبسایت روزنامه خراسان مشاهده نمودم که در مورد خوجه نفس منتشر شده بود. این روزنامه در سالهای 1372- 1378/ش.، از جمله منابع مورد مأخذ تحقیاتم در موضوع «روابط ایران با کشورهای آسیای میانه » بود. این مطلب اطلاعات مبسوط فنّی در باره خوجه نفس با کلید » بندر خوجه نفس [image]»  ارائه داده است که نظرتان را بدان جلب میکنم:

خوجه نفس نیوز

… «۷۰ سال است که ديگر صداي سوت کشتي در بنادر ترکمن و گز در غرب استان گلستان به گوش نمي رسد». … ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: