بروشور مجموعه آثار پژوهشی تاریخ و ادبیّات تورکمن

د. خ. اونق: این مجموعه در پی 3 بروشوری که هر کدام مجزا از همدیگر به زبان های؛ فارسی A، انگلیسی B، روسی C، و شکل کامل آن «D»،  در یک برنامه ورد و پی دی اف ارائه می گردد:

D_Comp_View_Info_For3Lang_my books__04

مشخصات مجموعه آثار دکتر خانگلدی اونق در این بروشور ارائه می گردد

Advertisements

هنرمند نامی جمهوری ترکمنستان و اتحاد جماهیر شوروی سابق آناگل آنا قلیوا و مایا قلیوا

آناگل آناقلیوا در دوران جوانی

آناگل آناقلیوا در دوران جوانی

تورنتو د. خ. اونق:

نام: آناگل آناقلیوا – (متولد: ۳۱ دسامبر ۱۹۲۴، بخش حسنقلی، استان بالکان). وی در یک روستای ماهیگیری به نام حسنقلی رایون واقع در ساحل جنوب شرقی دریای خزر که در حال حاضر به عنوان شهرستان حسنقلی شناخته می شود و از شهرستان های استان بالکان، ترکمنستان محسوب می شود، به روایتی دیگر در دسامبر ۳۱/م، سال ۱۹۲۳ یا اوّل ژانویه، با توجه به منابع دیگر، به دنیا آمد.
پس از دریافت تحصیلات ابتدایی، در سال های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹، تحصیلات خود را در دانشکده تربیت معلم زنان ادامه داد. دوست و همکلاس وی مایا قلیوا از کالج تربیت معلم، پس از آن در رتبه دوم هنرمند مردمی اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت.

در سال های ۱۹۳۹-۱۹۴۱ به عنوان رئیس بخش سازمان زنان جوان شهرستان بندری کراسنوودسک کار کرده است. همچنین او بعداز آن از انسیتیتوی تئاتر اپرا- بالت ترکمنستان فارغ التحصیل شد.

مایا قلیوا همکار و دوست آناگل آناقلیوا

مایا قلیوا همکار و دوست آناگل آناقلیوا

از سال ۱۹۴۱ تا ۲۰۰۱، وی خواننده اپرا، ساز و کارگردان تئاتر اپرا و باله ترکمن درتئاتر اپرا-بالت مختومقلی که در حال حاضر به عنوان تئاتر ملی موسیقی و دراماتیک مختومقلی فراغی در پایتخت جمهوری مستقل ترکمنستان – عشق آباد است، فعالیّت داشته است.
تخصص و عنوان: هنرپیشه اپرای (سپرانو) ترکمن های دوره شورائی و دارنده رتبه هنرمند مردمی اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۶۵). عضو حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سابق از سال ۱۹۵۲ است. از سال ۱۹۴۱، به عنوان بازیگر تئاتر اپرا و باله ترکمن در پاتیتخت جمهوری ترکمنستان – عشق آباد.
نقش ها: زهره در فیلم و تئاتر زهره و طاهر، نقش شاه صنم، در سناریوی سناریستهای شاسنیکوف و عوضوف در نئاتر و فیلم «شاصنم و قریب»، اوغول بگ در تئاتر موزیکال «کیمینه و قاضی» از شاپوشنیکوف و ولی موخاتوف، نقش های «تاتیانا» و «لیزا» در نئاتر موزیکال «یئوگنی اونژین»، «ملکه پیکووا» از چایکوفسکی، نفش ناتاشا در «پری دریایی» از دارگومیژسکی)، و دیگران.
او به دستور لنین برای وی، درجات و نشان های افتخار لنین و همچنین مدال شاخص اهدا گردید. ادامهٔ مطلب »

در گستره ادبیّات کلاسیک ترکمن؛ مختومقلی، رمانتیسم و رئالیسم

دکتر خانگلدی اونق: ترجمه به فارسی همراه با متون تورکمنی: «نامه سن؟ … اول منم» /چی هستی؟، آن منم/:

…. از دوران مختومقلی فراغی چندین عصر گذشته است. امروز در اوایل قرن بیستم، ایّامی که رمانتیسم جایگاه خودرا بتدریج به رئالیسم داده است، نشسته ایم. نسل امروز تلاش دارد هر پدیده ای را با دید رئال خود بنگرد. البتّه صدای آرزو و آرمان های نامعلوم رمانتیسم که در جوانی شنیده می شود، در آینده در آثار و تحریرات این شاعران و پیشکسوتان با ایده های نو ظهور می یابد. آن بشارت دهنده و شکل گیری مطالبات مشخص در قالب رئالیسم است.

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان - د.خ.اونق

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان – د.خ.اونق

همچنان که انسان از بدو تولّد، دوره های خاص تکامل را در طول حیاتشان طی کرده اند، در علوم، فرهنگ و هنر، زبان و ادبیات نیز در درازنای جنب و جوش های تاریخی، پایه های رشد و پویایی خودرا در قالب سبک و سلوک های مشخص دوره خود طی نموده است. خط و نوشتار به عنوان پایه های بنیادی و ریشه هنر و ادبیّات در اوّلّین دور تکامل خود، با نقش بستن تصاویر مفهوم دار بر روی سنگ نبشته های کوه ها آغاز می شود و در تداوم و تسلسل آن، به میراث ماندگار تبدیل و با بجای گذاشتن افکار و اندیشه های زیبای انسانی به یاری خطوط و نقاشی های مفهومدار در مراکز تجمع انسانهای آن جامعه، فرهنگ و ادبیات موجودیّت می یابد. ادامهٔ مطلب »

ظنز پرداز معروف تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک) دارفانی را وداع گفت

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

مدرک برفت!
خبری جانگداز و تأثّر برانگیز! مردی که در نهایت فقر و تنگدستی ملت را می آموخت. می خنداند. گرمی بخش اوجاق هر ترکمنی بود. بر شادی های مردم شادی می افزود. …
قدری یاد کنیم:
… در ایامی که اینجانب در عروسی ها برنامه های موسیقی اجرا میکردیم، ایشون یکی از گویندگان زبده عروسی هایی بود که بنده در آن برنامه داشتم. یار همیشگی او حکیم آشورمحمدی همیشه همراهش بود. با حضور مرحوم آمان محمد میلادی، جشنهای عروسی حال و هوای ویژه ای می یافت. و برکت آور صاحب عروسی بود. حضور تعداد کثیری از جمعیت تماشاکران، با حضور مدرک مفهوم می یافت. .. هنرمندی که در تنگدستی و بیکسی، از دنیا رفت، وی با اینکه سواد چندانی نداشت، ولیکن، سخنوری ماهر، مجری توانا، گرداننده باذوق و شخص نخست جشنها بود…. مرحومینگ جائی جنت، بو دنیاده گورمدیک بختینا میسر بولسین، یادی همراه بولسئن! ⚘🎼🎹🎶🎵
****
به پاس داریم  یاد فقرا!
مدرک برفت، خندان و کوشان،
در فقر تنگدستی، کفن پوشان،
خنداند، بیاموخت به عبرت دیگران،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
ندیددر عمرش جز فقر تنگدستی،
در اوج تنهایی، بیچیزی و بیکسی،
یادش فراوان باد در خاطر هرکسی،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
****
#آمان_محمد_میلادی #مدرک #ترکمنصحرا #گنید_کاووس #بندرترکمن #اونق #طنزپرداز #عروسی_ترکمن #صحرای_ترکمن

یادی از هنرپیشه و کارگردان خستگی ناپذیر ترکمن آلتی قارلیف

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

تورنتو – خوجه نفس نیوز: هنرپیشه خلق «آلتی قارلیف»: او در تاریخ ۶ ژانویه ۱۹۰۹، در بابا دایخان یکی از بخش های بزرگ شهرستان تجن متولد شد. این منطقه قبل انقلاب اکتبر استان ماوراء خزر (Закаспийская область)، (در حال حاضر استان آخال ترکمنستان) نامیده می شد. التی قارلیف نویسنده چندین نمایشنامه و برنامه های لیبرتوی اپرا است. وی دارای عنوان های «هنرمند خلق» در جمهوری ترکمنستان شوروی همچنین در اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۵ است.
در سال ۱۹۲۸ از استودیو آموزشی فنی هنری دراماتیک ترکمنستان در عشق آباد فارغ التحصیل شد. وی در سال ۱۹۳۱ – گروه کارگردانان دانشکده تئاتر باکو بود. همچنین از سال ۱۹۳۱ به بعد به عنوان بازیگر و مدیر تئاتر دراماتیک دانشگاهی ترکمنستان منصوب می گردد.
در سال های ۱۹۵۳-۱۹۵۶ به عنوان مدیر ارشد و در سال ۱۹۶۰-۱۹۶۳نیز به عنوان مدیر ارشد و مدیر کل این تئاتر می گردد. همچنی در پی آن در ۱۹۵۳-۱۹۴۱ سال، مدیر کل تئاتر اپرا و باله مختومقلی ترکمنستان میگردد.
وی از سال ۱۹۵۹، بازیگر و کارگردان و در سال ۱۹۵۶-۱۹۶۰، کارگردان استودیوی فیلم «تورکمن فیلم» می گردد.
او در ۱۱ دسامبر ۱۹۷۳ در پایتخت ترکمنستان – شهر عشق آباد بدرود حیات گفت. ولیکن، بعداز فوت وی در سال ۱۹۷۴، استودیوهای «تورکمن فیلم» به نام «آلتی قارلیف» نامگذاری شدند. وی شوهر مرحوم آناگل آناقلیوا هنرپیشه و هنرمند نامدار خلق که در واقع همتای وی محسوب می شد، بوده است. آلتی قارلیف کارگردان و بازیگر فیلم های معروفی چون، «ذورسون»، «عروس دوردستها»، «قدمهای قاطع /آیغئتلی أدیم/»، «اسرار مقام» …. می باشد.
مدال ها و جوایز:
– جایزه مدال درجه دوّم استالین در سال ۱۹۴۱، بابت اجرای نقش «سوار نانی /наездника Нани/» در فیلم «دورسون /Дурсун/».
– جایزه درجه دوم استالین در سال ۱۹۴۹ برای نقش کریم در فیلم «عروس دوردستها /Далёкая невеста/».
– برای کارگردانی و مدیریت فیلم «قدمهای قاطع»، جایزه دوم در دومیبن جشنوارۀ جهانی فیلم، برای فیلم ماندگار «انقلاب تاریخی» در سال ۱۹۶۶، را دریافت نمود.
– جایزه دولتی با عنوان «مختومقلی» در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی در سال ۱۹۶۶، همچنین، برای فیلم «قدمهای قاطع».
– جایزه دولتی مختومقلی در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی «TSSR» در سال ۱۹۷۶.
– بعد از وفات وی، در سال ۱۹۷۳، برای فیلم «اسرار مقام /موسیقی/»،
– مدال /اردین/ لنین و دو مدال دیگر … دریافت نموده است. …

قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 4

اسنقلی (حسنقلی)

اسنقلی (حسنقلی)

تورنتو – خوجه نفس نیوز: … چنانچه به دقّت خوانندگان ارجمند رسانیدیم، دیوان شعر یاغشی مأمد با شعر تابشردیم /می سپارم/ شروع و با اشعار ، یورت اوٚچین /برای وطن/، برای قادیرمأمد، برای پدر،  محتأچ بولماغین /محتاج مکن مرا/، ینه ده یاد ایله منی /بازم یاد آرید مرا/، پیتربورگا گؤندردیلر خبریم /به پیتربورگ رسانیدند خبرم/، گلسه خوشنود بولارمیقام؟ /آیا بیاد پاسخ خوشنود می شوم؟/، تهران شهرینه /به شهر تهران/، نیلایین /چه کنم/؟، تداوم و تا به اوّل شعر؛ «گیتدیم زارلایا – زارلایا /رفتم زاری و زاری کنان/» رسیده بودیم. اینک دقت خوانندگان ارجمند را به قطعات بعدی اشعار جلب می کنیم: ..

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

گیتدیم زارلایا – زارلایا
/رفتم زاری و زاری کنان/

ای یاران لار مسلمان لار،
گلن دوران گچدی بیزدن،
یوریب* گلیب خام خیالیم،(؟)
اقبالیمز گچدی بیزدن،

ترجمه:

ایا یاران، مسلمانان،
دوران ما به سر آمد،
خام خیالم فریاد زند،
اقبال ما به سر آمد.

*****

ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 3

تصویر مرتبط

سیر تحوّلات در تاریخ و ادبیّات تورک با رویکرد تورکمنی:

تورنتو – خوجه نفس نیوز:

…ما در این اشعار فریاد بلند و آواهای شاعرانه خیزش و اینتُنیشن های تموّج کلاسیک هایمان را احساس و مشاهده می کنیم، ولیکن چیز جدیدی که برای ادبیّات ما آورده، واضحیّات واقعیّات سرسخت تاریخی می باشد. در آن با احساسات رئال قهرمانان واقعی جان می گیرند. و این امر به عنوان یک متن ادبی در قرن نوزدهم XIX/م.، در جهت غنای صنایع ادبیّات ما تلاش عدیده ای است.

باین ترتیب، بدون درنظر گرفتن کمبودها و نارسائی های ادبی – صناعی آن، این اشعار به عنوان یک منبع و سند با اعتبار و محکم در جهت فراگیری و پژوهش تاریخ و ادبیّات تورکمن می تواند باشد. این دیوان سرتاسر با احساسات درد جدائی ها، برای سعادت وطن، در جستجوی یک زندگی آزاد بودن، خمیرمایه شده است. در این منبع تاریخی نام های واقعی چندین شخصیّت تاریخی آورده شده است، در آن به بیان دقیق حوادث و رخدادهای مشخّص تاریخی پرداخته شده است، فاکت ها و اسناد روابط تورکمن با ایران و روسیّه در آن پیگیرانه دنبال می شود، افکار و گرایش های سیاسی – اجتماعی ملّت در همان زمان بررسی و بیان می گردد. ارزش و ماندگاری این اثر تاریخی در همین جهت ها و نکته های یاد شده می باشد.

    اشعار:

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

آزاد ادگیل منی /خلاص کن مرا/

بیله بیلمان، نیلایین، بیر درده دوچار بولمیشام،
آیرالیق دردین چکیپ، کوپ مونچه بیمار بولمیشام.
هر نه ادسنگ، ای خدایا، شونچه راضی بولمیشام،
یارادان الله دییم، شوندان آزاد ادگیل منی.

ترجمه:

چه کنم من ندانسته، به دردی دچار شدم،
درد جدائی چشیدم، این همه بیمار شدم،
هر چه دادی ای خدا، راضیم بازم یار شدم،
ای خدای خالق گویم ترا، از اینجا خلاص کن مرا.

ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 1

TurkmenYomudy__Niva_1887__8__Ris_N_Yomudskogo_grav_Olshevskiy -05

همسران یاغشی مأمد- از سمت راست: آمانگل، چپ: اوغول منگلی

تورنتو – خوجه نفس نیوز: این دستنوشته از روی اثر پرفسور م. آنانفس اف که متون تورکمنی به حروف الفبائی سیریلیک تورکمنی نوشته شده است، بنا به اظهار پروفسور، دستنوشته به سبک نوشتار «الفبای کلاسیک تورکمنی» یعنی به روش نوشتاری با الفبای عربی – فارسی مربوط به قرون نوزدهم و اوایل بیستم نوشته شده است؛ لذا، در بین تورکمنان ایران به دلیل تغییراتی که در نوشتار نوین عربی – فارسی تورکمنی وارد شده است، متون مجموعه ارائه شده را سعی نمودیم با همان روش نوشتاری کلاسیک قدیمی مربوط به دستنوشته یاغشی مأمد تحریر کنیم. در این روش از نوشتاری تورکمنی با حروف الفبائی کلاسیک، علائم کسره، ضمّه و همزه داده نمی شود. کلمات و عبارات با همان شکل نوشتاری ادبی کلاسیک خود با حفظ ریشه دستوری آن ارائه گردید. در این روش صداهای «پ» با «ب» هم بجای صدای «غ»، در بیشتر موارد حرف «ق» داده می شود. همچنین مصوت های کوتاه و بلند و سایر علائم و آواهای  «اؤ»، «اوٚ»، «ائـ» در آن بکار برده نمی شود، بجای آن  حروف «او» یا اینکه «ایـ ، ای» بلاتغییر تحریر می شود.

در متن های گذشته، مثال های اشعاری که به روش نوشتاری سیریلیک تورکمنی داده شده است، مطابق با روش های امروزی عربی – تورکمنی جاری در بین تورکمنان ایران که آن با علائم فنوتیکی، زبان تورکمنی همراه است، ارائه گردید. لذا، اشعاری که به صورت مجموعه از دستنوشته شاعر یاغشی مأمد آورده شده است، مطابق با قائده کلاسیک الفبای عربی – تورکمنی ارائه و سعی بر این بوده است که کلمات شکل اصلی خودرا حفظ نموده باشد، در اینجا ما با یادآوری خاطرات، تلاش ها و مرارت هائی را که فرزندان بحقّ ملّتمان قیات خان و فرزند شاعر و رهبر منقلب و انقلابی وی یاغشی مأمد، را با الفبائی که در آن دوره مرسوم بوده و شاعر با همان قائده نوشته است، به همان قائده دستوری ارائه گردید، تا کمی بتوانیم میراث های بحق این قهرمانان خلقمان را درست ادا کرده باشیم.

در این نوشته برخی از اشعار یاغشی مأمد را برای مثال جهت اطلاع از مضامین آن به فارسی نیز ترجمه نمودیم.

دکتر خانگلدی اونق – تورنتو – 2017

جلد جدید کتاب «اشعار سروده شده در اسارت»

Bendilik_Farsi__فارسی_05.

جلد جدید کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» – نوشته آکادمیک مراد آنانفس اف- ترجمه: دکتر خانگلدی اونق

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نوبسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)
ادامهٔ مطلب »

توضیحات نکاتی چند در حول و حوش اشعار یاغشی مأمد

آمانگل-همسردوّم یاغشی مأمد در ایام عروسی

آمانگل-همسردوّم یاغشی مأمد در ایام عروسی، این صحنه را گ.س. کارلین دیده است

(قسمت دوّم) «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق:

… اشعاری که گاهی شاعرانه و گاه تاریخی سروده شده است، جهت تحقیق و آشنائی بیشتر با زندگی و حیات خانوادگی و دوره یاغشی مأمد، مواد تاریخی بسیار دقیق و شوق برانگیزی را بدست می دهد. حتّی می توان گفت که برخی از یادداشت هائی که آنجا هست، نه در مواد نوشته های تاریخی وجود دارد نه در آرشیوهای علمی پژوهشی – اصلاً در هیچ کجا نمی بینیم. مطابقت برخی از آن ها در پژوهش های علمی پژوهشگران، به عنوان تأئید دوباره نسخه دوّم اسناد وقایع نقش بازی می کند، جالب و هیجان انگیز است.

مثلاً در دستنوشته مزبور به سطرهای زیر برخورد می کنیم:

«باش یولداشئم دییر غایغی سئز بولغون،
هر نیچه اگلنسک سالامات گلگین»
یا – دا
بیر یولداشئم باردئر نأزنین آدلی،
ترجمه اثر:
«عائله اوّلم گوید؛ نگران نباشید،
هرقدر هم دیر برگردی سلامت یاشید»
یا اینکه،
عائله دیگرم نامش است نازنین،

این سطرها در مورد دو عائله داشتن یاغشی مأمد اشاره دارد. آهان، راستی در مورد ازدواج دوباره یاغشی مأمد با یک دختر دیگر را، گ. س. کارلین نیز در سال 1836/م.، یادداشت و یادآوری کرده بود!، لذا، بعداز از زندانی شدن وی، زمان زیادی سپری نشده بود که حامله شدن و بدنیا آمدن بچه ای که نامش را موسی گذاشته اند، ازعائله دوّم وی، و گریه و زاری های زنان و فرزندان وی، و بی صبرانه منتظر برگشتن پدر نشستن آن ها، ووو خبر می رسد. در این سطرها این چیزها یادآوری می شود؛ ادامهٔ مطلب »

توضیحات نکاتی چند در حول و حوش اشعار یاغشی مأمد

Полковник Аннамухаммед Карашхан Йомудский (1829-1886). - _01

سرهنگ آنامخمد نیکلای یمودسکی یاغشی مأمداوغلی

(قسمت اوّل) «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است. و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم کامل همدیگر آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های همدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد پژوهش و شناسائی چهره یاغشی مأمد به عنوان یک شخصیّت تاریخی و به عنوان کسی که دانا و مسلّط بر شعر، ادبیّات، هنر و فراتر از آن شاعر بوده است، در مسیر این کوشش های مان به حقیقت پیوست. در پیروی از این نکته نظر هم که شده، ما همراه و هم زمان با تجدیدنظرهایمان در پژوهش های تاریخی در یک ایّام مشخّص، آثار تازه پیدا شده و نوشته های ادبی شاعر یاغشی مأمد را به دقّت خوانندگان مان می خواهیم برسانیم.

این یادداشت های ادبی پر ارزش در فوند دستنوشته های انستیتو پژوهشی زبان و ادبیّات مختومقلی در فولدر /پوشه/ شماره (ин. 51.)  محفوظ مانده است. این یادداشت ها مربوط به نوشته های هنری – ادبی یاغشی مأمد در سال های دراز حیات در زندان که در این مدّت طولانی به آن پرداخته است، می باشد.

صنایع ایدئولوژیکی و میزان ایده های هنری و ارزشی این اشعار و قطعات ادبی را که برای اوّلین بار به جامعه روشنفکران علوم، جمعیّت خوانندگان ارائه می گردد؛ کشف ارزش ادبی و نقش و خدماتی که این ها تا چه حدّی میتواند تأثیر خود را به دنیای شعر و ادبیات و تاریخ داشته باشد، میزان سنجش ارزش آن را واگذار می کنیم به سهم دست اندرکاران بخش تاریخ و ادبیّات چی ها، و امّا از نظر پژوهش و فراگیری کامل علمی، و کار نشر و انتشارات آن، سهم تکستولوژیست ها بوده و از تخصص ما به دور می ماند. ولیکن، اگر به دلیل ارائه اوّلین بار آثار یاغشی مأمد در این کتاب، جهت تفهیم و درک آسان آن برای جامعه خوانندگان، در مورد میراث ادبی وی، اوضاع و احوال دستنوشته وی، قطعات ادبی آن، ترتیب و مرتب بودن اشعار، و تاریخ موادی که در آن درج شده است، تنیدگی بیان های ادبی و هنری، حتّی، مخالفت های درونی شاعر با ایدئولوژی های باطنی و در مورد یادداشت هایش انجام بعضی از کنکاش ها و بررسی ها  را ضروری و رسانیدن آن به دقّت خوانندگان قطعاً مفید خواهد بود. ادامهٔ مطلب »

اشعار سروده شده در اسارت

تورکمنهای یموت

تورکمن-خانیمودسکی قیاد

(قسمت سوّم) «دوره حیات قیاتخان – یک رمان حقیقی است»
——– گ. س. کارلین

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … حالا سراغ یاغشی مأمد برویم که از شدّت غم و غصّه در گوشه زندان وارونژ که این پیشامد ناگوار جان و تن وی را بریان می کرد و به خود می پیچید. وی هنوز از امید آزاد شدن دل نکنده است و به نوشتن عریضه هایش ادامه می داد. نامه و عریضه هائی به حاکمینی که در قفقاز زود به زود جایشان عوض می شد، همچون جنرال تییدگاردت، شاهزاده وارونتسف – داشکوف، می نویسد، به حاکمین پیتربورگ، به حاکم فرمانداری وارونژ، در تمام این عریضه ها وی خواهش به توجه کردن وضع نابسامان خود را می کرده است. بعضی اوقات هم با قادیرمأمد مکاتبه می کرده است.

در یکی از نامه هائی که قادیرمأمد با یک لحن ناامیدکننده به یاغشی مأمد نوشته است؛ به وی قطع کردن روابط با روسیّه، توافق با دشمنان اباء اجدادی خود ایران، انتقال بچه هائی که به عنوان گرو فرستاده شده بود به تهران، تمام اسباب و ابزارهای صنایع ماهیگیری، نفت، نفت دخیل و همچنین واگذاری مراکز استخراج نمک به انگلیسی ها را مصلحت می دهد.

بر اساس گفته های قادیرمأمد انگلیسی ها به وی چیزهای زیادی وعده داده بودند. بعداز دریافت این نامه، یاغشی مأمد به نوشتن در مورد درآمدزائی صنایع مذکور که سالانه می تواند مبلغ بیش از یک میلیون منات درآمد داشته باشد، آغاز می کند. و وعده می دهد که؛ چنانچه روس ها مرا آزاد کنند آن را نه با انگلیسی ها بلکه با کمک خود روس ها آنجا را خواهیم ساخت. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: