اشعار سروده شده در اسارت

قیات خان – Kyýat han (XIX عصر)

قیاتخان – Kyýat-han (XVIII-XIX عصرلار)

(قسمت اوّل) «دوره حیات قیاتخان – یک رمان حقیقی است«
………………………………………..– گ. س. کارلین

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: د.خ. اونق: … ماندگاری جملات و اظهارات سیاحت گر و پژوهشگر نامی روس، گ. س. کارلین در سال 1836/م.، به عنوان جملات اپیگرافیک، تصادفی نیست. خدمات و تلاش هائی را که با نام قیاتخان و فرزندان وی یاغشی مأمد و قادیرمأمد، در راستای ایجاد و رشد روابط دیپلماتیک، اقتصادی و بازرگانی و مبارزه در راه کسب آن، در تاریخ گره خورده است، حقیقتاً اسم آن ها را تبدیل به رمان واقعی تاریخی نموده است. حتی در جهت نشان دادن حیات و خدمات تاریخی قیاتخان رمان نویس نامی روس و. رئبین /В. Рыбин/ رمان های تاریخی «دریای توافقات»، «حاکمین و چارواداران» را به رشته تحریر درآورده است.

خوانندگان جهت کسب اطلاعات بیشتر، از تلاش و خدماتی که قیاتخان در مسیر الحاق تورکمن ها به عنوان رعیّت روسیّه، به انجام رسانیده است، میتوانند به آثار پروفسور آ. غارریف، آ.آ. روسیلیاکف، خ. آقایف و همچنین سایر آثار منتشر شده نویسنده این کتاب مراجعه کنند.[1] علاوه بر این ها، مجموعه ویژه ای که در رابطه با این فصول از تاریخ، از مراکز مختلف آرشیوی و بایگانی های محلی جمع آوری شده که آن ها در سال 1963./م.، در مسکو، لنینگراد /سانکت پیتربورگ/، تفلیس، ارینبورگ، آستراخان و استاوراپول به چاپ رسیده است، مطالعه نمایند.[2]  در این مجموعه، خیلی از نامه ها و عریضه های قیات خان، یاغشی مأمد، قادئرمأمد گنجانیده شده است. در این مواد از تحقیقات آرشیوی، راجع به چگونگی رشد و حفظ روابط قیاتخان و پسران وی با روسیّه، که با چه کسانی همکاری کرده اند، در کدام دوره از تاریخ بوده و از کدام منفعت و ایده هایشان برخاسته است، به صورت مبسوط اقدام به ارائه اطلاعات شده است.

یکی از انگیزه هائی که باعث پیشرفت در تحقیق و نوشتن این کتاب شده است، بالاخص، یافته شدن مجموعه دیوان شعر یاغشی مأمد بود که آن را در اسارت خلق نموده است. وجود چنین دیوانی از اشعار وی را از قبل نیز میدانستیم. این مجموعه را تا اواخر 15-20 سال با جستجو در آرشیوهای مسکو، لنینگراد، تفلیس و قفقاز همچنین از آرشیوهای وارونژ نتوانستیم پیدا کنیم. انگار که، «آرزوی آسمانی ما روی زمین برآورد شده باشد»، این دیوان از بیخ گوشمان در فوند دستنوشته های انستیتو پژوهشی زبان و ادبیّات مختومقلی فراغی در تورکمنستان پیدا شد![3]. ادامهٔ مطلب »

Advertisements

ج). جنبش تورکمن های جنوب و جنوب غربی در سال 1813/م. و نقش روسیّه در آن – 1

An_Early_Painting_of_Fath_Ali_Shah

فتحعلیشاه قاجار قرن XIX/م

(قسمت اوّل …) – «اشعار سروده شده در اسارت«

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: د.خ. اونق: … جنبش در بهار سال 1813/م.، در بین گؤکلنگ ها خودجوش آغاز می گردد. در پی آن، سریعاً تمام نواحی جنوب و جنوب غربی تورکمنستان را که در بین رودخانه های اترک، گرگان و قاراسو واقع شده است، فرا می گیرد.[1] در مورد دلایل و عوامل جنبش منابع روسی و غربی مطالب مشابه ای درج نموده اند. در این مورد قلمزن های سالشمار درباری ایران چنین نوشته اند: «به دلیل اعمال و حرکت های احمقانه میرزا رازی وزیر شاهزاده محمدقلی میرزا، کاسه صبر تورکمنان استرآباد لبریز /پُرپُر/ شده و به درجه جوشش رسیده است.»[2] در میان نمایندگان و امرای قاجاری که با حیف و میل ها و سرکشی های خود، ملت را مجبور به جنبش می کردند، گرچه نام برده نمی شود، در منابع روسی در مورد علت های جنبش چنین بررسی می می شود: «فشارهائی که نزدیکان و آمران فارس حکومت قاجاری با وضع مالیات های سنگین و غارتگری های بی حد و حصر و سربازگیری های پی در پی از میان تورکمن ها برحسب عادت با تحت فشار گذاشتن و عدم تمکین خواسته های اوّلیّه اعضاء خانواده های متمول ترین تورکمن ها را که به تعداد بیش از 300 نفر از ضامنهائی /اسراء/ که در تهران (به عوامل این امر فوقاً پرداختیم – م. آ.) با بی احترامی و تحقیر به اختیار گرفته اند، خلق را مجبور می کرد راهی جز شورش بر علیه ستم های پارس ها و خود باباخان نداشته باشند».[3]

به استناد گواهی اسناد موجود، بر اساس قوانین گستاخ و ضد بشری قاجاریان، شرارت ها و حیف و میل های حکام ولایات همسایه، پرداخت ارقام بی اندازه مالیات ها، اسیر گرفتن و نگه داشتن زن و بچه های مردم بصورت ضامون و بر ضد سربازگیری های پی در پی و بی قانونشان، راه افتاد شورش و جنبش خلق ها را به اطلاع می رسانند، در مورد داشتن خیال قیام در بین یموت ها و گؤکلنگ ها بر علیه ظلم و ستم های قاجاریان تا اوایل قرن نوزدهم /XIX/ (تا سال 1805/م.)، یادآوری کرده بودیم. یعنی، بستر این شورش ها قبلاً آماده و عود کرده بود.

ظاهر شدن شخصی به نام سیّدمحمد یوسف سلطان، درویشی که با قهر از فتحعلیشاه به زیارت مکه رفته و نام «حاجی» را هم بر خود آویزان کرده بود، در میان یموت ها و گؤکلنگ ها مزید بر علّت و بهانه ای برای این جنبش و شورش شده بود.[4] در کتاب  «نسیح التواریخ (تاریخ قاجاریّه) مربوط به قلمزن سالشمار درباری میرزا محمد تقی خان در مورد بستر خانوادگی این حاجی نکته به نکته بیان شده است. اباء و اجداد وی به نام های گوٚن خوجه، آی خوجه و محمدامین خوجه از ولایت «بدخشان»؛ در ولایاتی که دوره ای احمدشاه درّانی در آن حاکمیّت داشته، به دنیا آمده است. ادامهٔ مطلب »

ب). روابط تورکمن های جنوب و جنوب غربی (یمودستان) با روسیّه و ایران – 2

Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

ژنرال لئیتئنانت الکسی پتروویچ ارملوف – Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

دوره تلاقی قرون XVIII-XIX/م.م.، (قسمت دوّم…)
«اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: د.خ. اونق: در ادامه مطلب قبلی توجه تان را به قسمت دوّم جلب میکنیم!… از جانب مشاور نماینده روس ها در تهران، بارون ک. بوُده نیز در سال های 30/م قرن XIX، بر این نکته اشاره دارد که؛ «در آن ایّام خاندان قاجاری که پادشاهی را در ایران آغاز کرده بودند، منت دار محقّ این گروه از توٚرکمن ها هستند!» که پدر فتحعلیشاه (در سال های 1771 – 1834/م.م.،) محمد حسن خان را که پدرش از سوی نادرشاه به هلاکت رسیده و خود نیز مورد پیگرد و تعقیب قرار گرفته بود، از سوی تورکمن ها نجات داده می شود و آن ها /فتحعلی دوم که به پادشاهی رسیده بود (باباخان)/ از این جهت مدیون تورکمن هستند؛ نیز تأئید می گردد.

در سال 1747/م.، بلافاصله پس از مرگ نادرشاه، آغا محمد خان از جانب خواهرزاده نادر به دستور علیقلیخان اسیر و مقطوع النسل گشته و دوباره به میان تورکمن های یموت پناهنده می شود. وی مدّت 14 سال در بین این تورکمن ها زندگی کرده و به نام «آغتاخان /اخته خان یا خواجه/» معروف شده است. بعداز اینکه او حاکم بلامنازع ایران گشته بود، علی رغم بی رحمی و خونخواری که از آن برخوردار بود، نمایندگان معروف و شناخته شده تورکمن ها را مورد حمایت خود قرار داده و محترم می شمرده است.

وی در قشون خود از هر کدام از طوایف یموت ها و گؤکلنگ ها به تعداد 250 سواره نظام را محفوظ می داشته است و برای آن ها وقت بوقت حق و حقوق می پرداخته است. این واقعه در بین عملکردهای پادشاهان ایران در مورد تورکمن ها بسیار نادر اتفاق افتاده است. حتّی رایزن روس ک. بوُده در مورد؛ «گروهی از نمایندگان تورکمن های یموت در ارتباط با مجلسی که حکمران یعنی آغا محمد خان شخصاً خودش رهبری می کرده، حضور می یافته اند.»[1] انگشت گذاشته می شود.

در سال های 80-90/م.، قرن هیجدهم XVIII/م، آغا محمد خان از سرزمین هائی همچون کرمان، آذربایجان، گرجستان و سایر مناطق که از تابعیّت و حاکمیّت وی سر باز زده بودند، در آنجا بی رحمانه ترین کشت و کشتارها را، راه می اندازد. به عنوان نشانه پیروزی بر خاندان زندیان تنها در کرمان تعداد کثیری از ایلات آنجا را به هلاکت می رسانند. زنان و فرزندان آن ها را به کنیزی و نوکری می برند. از میان آن ها چشم 20 هزار نفر از مردان را از حدقه در می آورند. از سرهای بریده شده ی 600 تن از اسیران تپه هایی از کله برپا می کنند.»[2]. همانطور که فوقاً ذکرش رفت،  راهیابی وی به سوی حاکمیّت نکته به نکته بیان گردید؛ از جمله در میدان های جنگ، «تلی ازتپه های اجساد کشته شدگان، کشتارهای سراسری، میادین، پر از چشم های از حدقه درآورده شده بود»[3]. ادامهٔ مطلب »

در رثای آکادمسین آکادمی علوم تورکمنستان

Prof.MyratAnnanepesowWeDr.OwnukHangeldi_ConferenceAshgabat_2000

از چپ:پروف. مراد آنانفس اف
از راست: آدمین، د.خ.اونق

پروفسور آنانفس اویچ، مراد آنانفس اف

توصیح: در همان ایّام فوت استاد راهنمای علمی ام «علم آتا» پرفسور مراد آنانفس اف، در نوزدهم سپتامبر سال 2013/م.، بدین مناسبت متن زیر را در رسانه های اینترنتی مان به زبان تورکمنی لاتین و تورکمنی «عربی – فارسی» منتشر کرده بودیم، اینک دقت خوانندگان ارجمند را به متن فارسی آن جلب می کنیم!

سمت های وی:

  • معاونت ریاست کل آکادمی علوم ترکمنستان تا دسامبر سال 1989/م.
  • عضو کمیته بررسی قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی، دکابر 1991، …

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق –  فاصله ها بسیار زیاد است. راه درازیست. ولیکن علی رغم حضور رسانه های پیشرفته و گلوبال کنونی، در انتشار اخبار و رویدادها در کوتاهترین فرصت ممکن در دنیا، چطور ممکن است خبر فوت والد التواریخ العلوم پروفسور مراد آنانفس اف[1] که در نوزدهم سپتامبر 2013/م.، بوقوع پیوسته است، پس از مدت ها به گوشمان می رسد. استادی که در حقیقت نگاری تاریخ، به عنوان چهره منحصر به فرد در تاریخ تورکمنستان مشهور و شناخته می شود.

مگر سیاست های پر جنجال و ضد و نقیض دنیا، باعث جدائی نزدیکان و دوستداران یک رشته می شود!؟ آری، درست است. آن همیشه این طور بوده است.

آکادمیک آنانفس اف از سال 1989/م.، به این سوی؛ از زمانی که در آکادمی علوم تورکمنستان حضور داشت، تا سال 2005 همیشه در یک بخش کار می کردیم. در این مدت دوبار در سیستم آکادمی علوم تغییراتی حاصل شد، ولیکن علی رغم این تغییرات با استاد ارجمندم همیشه دریک مکان بودیم. وی در مورد تاریخ معاصر به عنوان استاد راهنمای علمی اینجانب تعیین شده بود و من در سال 1995 با موضوع پژوهشی «تاریخ فرهنگ تورکمن های ایران (قرون XIX-XX)، کار علمی خود را به پایان رسانیدم و طی نمودم. موضوع پژوهشی اینجانب، با زحمات و اخلاص های نیک پروفسور عجین شده است. وی وظیفه فراموش نشدنی «استادی راهنما /علم آتالئق/» را برای من ارزانی داشت.

در سال های 1988 – 1989/م.م.، در دوره شوروی سابق بر خلاف بیوروکرات های شونیست همچون «روسلیاکف (A.A.Русляков)» که سعی در ایجاد اغتشاش فکری در تاریخ تورکمن داشتند، قدعلم کرد و پرده از روی یکی از تحریف های حقیقی تاریخ برداشت و از تاریخ نگاری «حقیقت» دفاع نمود و نتیجه داد. ادامهٔ مطلب »

بستر اجتماعی و تاریخی خلق ترکمن قبل از قیاتخان

А_Васильев_князя Александра_Бековича-Черкасский_1710-е_г_00

الکساندر بکوویچ چرکاسکی – 1710/م.

توضیح: این بخش «مدخل» کتاب «اشعار سروده شده در اسارت«، از جانب د. خ. تنظیم گردیده است که علاوه بر تحقیقات دیگران، به عنوان حاشیه به این دوره از تاریخ تورکمن اختصاص داده شد.

  • الف). قرن XVIII؛ – اوّلین جرقّه ای که به صحرای تاریک و برهوت تورکمن روشنائی بخشید،

تورنتو – د. خانگلدی اونق – این اطلاعات به استناد تاریخ ترکمنستان که مربوط به «تاریخ وطن با کد تخصّصی؛ /07.00.02/» شناخته و کد تخصصی اینجانب نیز محسوب می شود، تنظیم گشته که تاریخ تورکمن های تورکمنصحرا «اترک – گرگان» را نیز دربر می گیرد.

اوّلین گام های روابط تورکمن – روس به همّت و رهبری خوجه نفس بای و هیئت تحقیقاتی چرکاسکی، در قرن XVIII/م.، برداشته شد و آن همچون «اوّلین شراره های رعد، که روشنائی به صحرای تاریک و برهوت آورده باشد»، منعکس گردید.

حضور هیئت های تحقیقاتی روسیّه برای اوّلین بار در تاریخ تورکمن در سواحل شرقی جنوب دریای خزر در ابتدای قرن XVIII/م.، در تاریخ آسیای میانه، از ایّام تابستان سال 1717/م.، با ظاهر شدن هیئت اکسپدیسیای آ. بکوویچ چرکاسکی در خانات خیوه، آشکار می گردد. هیئت تحقیقاتی که برای رفتن به خیوه سازماندهی شده بود، به یاری و حمایت تورکمن های مانگغئشلاق تکیه داشت. این هیئت با تقاضا و خواهش نماینده تورکمن ها تاجرباشی خوجه نفس بای که با پیوتر اوّل در این رابطه مذاکره کرده بود، راه اندازی می گردد. راهنما یا راه شناسی که آ. بکوویچ چرکاسکی را از منطقه گورئو – تا خیوه، از طریق راه های کاروان رو صحرای قاراقوم رهبری نموده است کسی جز خوجه نفس بای نبوده است.

حاکم خیوه شیرغازی خان، خوجه نفس را به دلیل یاری کردن روس ها و راه بلد /راهشناس/ بودن آن ها، با نیّت به دار آویختن وی در حضور مردم از بکوویچ، کراراً خواسته بود دستگیر و به وی تحویل دهد. ولیکن بکوویچ دستور می دهد که خوجه نفس را لای محموله هائی که در یک ارابه بار شده بود، بپوشانند. ولیکن شیرغازی خان حاکم خیوه، چرکاسکی و هیئت مرتبط با وی را با بی رحمانه ترین وجه، با مکر و خیانت، محکوم و هلاک می گرداند. امّا خوجه نفس را نمی توانند دستگیر و به هلاکت برسانند. لذا ارابه ای که خوجه نفس در آن مخفی شده بود، به دست یکی از خدمتگذاران تورکمن خان خیوه به نام «آقامأمد» می افتد و از این هلاکت جان سالم بدر می برد. همان روز خوجه نفس، سرهای بریده شده چرکاسکی و یاران وی را به چشم خود شاهد بوده است. ادامهٔ مطلب »

سرنوشت بچه های یاغشی مأمد و قادیرمأمد بعداز گرو گذاشتن آنها (نوه های قیاتخان)

 

A_Кадет_Николай_Йомудский_Конец_1870х_гг._XIX_в_04

سپاهی نیکلای یمودسکی، اواخر قرن نوزدهم (سال 1870)

تورنتو – خوجه نفس نیوز:
… در نتیجه توطئه ها و رشوه دادن های شاه ایران، مأمدشاه قاجار به روس ها در جهت دستگیری و بزندان افکندن قیاتخان و پسرش، در اواخر ماه مه سال 1842/م. روس ها یاغشی مأمد را دستگیر می کنند و به باکو می برند. وقتی که قیاتخان به دنبال پسرش به باکو می رود وی را نیز در آنجا زندانی می کنند.
بعداز شش ماه در دسامبر 1842 مسئول زندان آن ها را به تفلیس تحویل می دهد. در هفدهم اکتبر سال 1844/م.، بعداز مرگ قیاتخان در زندان تفلیس، آن ها تصمیم می گیرند بچه هایشان را نزد دولت روسیّه «گرو» بگذارند به این امید که از زندان آزاد شود. در بیرون از زندان برادر کوچکتر از خود یاغشی مأمد بنام «قادیرمأمد» که برای آزادی برادرش در تلاش بود، همراه با سه فرزند کوچک که دوتا از آن ها بچه های دوازده ساله دوقلوی یاغشی مأمد بنامهای «حسن مأمد و آنامأمد (مخمد)» و یک پسر ده ساله قادیرمأمد بنام «نظرمأمد» برای تحویل به روس ها به تفلیس می آید. هدف یاغشی مأمد و قادیرمأمد از گرو گذاشتن سه تا بچه نزد دولت روسیّه، آزادی از زندان و برگشتن به وطنشان، امید بسته بودند. اما زمانی که متوجه شدند، علی رغم تقاضاها و عریضه های خود آن ها خیال آزاد کردن یاغشی مأمد را ندارند، لذا قادیرمأمد بعداز زیارت قبور پدرش قیاتخان در تفلیس، در یانوار /ژانویه/ سال 1845/م.، از آنجا به وطن خود بر می گردد.

ادامهٔ مطلب »

سرنوشت خانواده قیات خان یومودسکی تا پایان قرن بیستم (تاریخ معاصر)

خانواده قیاتخان یمودسکی

خانواده قیاتخان یمودسکی

(یک قرن عزّت نفس)

خانواده ای که با فراز و نشیب های خود از عمق کوران حوادث تاریخ، همچون فریادی از گذشته رو به ترقیّات احیاء می شود!

تورنتو – خوجه نفس نیوز – د. خ. اونق: … از دو فرزند قیاتخان که یکی یاغشی مأمد و دیگری قادیرمأمد می باشد، قادیر مأمد را آزاد می کنند ولی یاغشی مأمد همراه با پدرش قیاتخان با توطئه محمدشاه قاجار که جهت دستگیری و به زندان افکندن آن ها به روس ها رشوه داده شده بود، مدت ها در زندان باقی می مانند و در همانجا نیز از دنیا می روند. بعد از زندانی شدن آن ها 3 نوه قیاتخان دو کودک یاغشی مأمد و یک کودک قادیرمأمد از جانب روس ها به اسارت گرفته می شوند.
سه کودک ضامن (گرو) گرفته شده قیاتخان که در بین آن ها تنها یکی زنده می ماند و آن هم همین سرهنگ نیکلای آنامخمد یمودسکی یاغشی مأمد اوغلی است. وی در دستگاه عریض و طویل امپراتوری روسیّه تزاری تربیّت می شود و تا درجه سرهنگی ارتقاء رتبه می یابد. وی آشنا به تمام رمز و رموزهای دستگاه کشورداری امپراتوری روسیّه بود. …
نام: نیکلای یمودسکی، نیکلای خان یمودسکی، و یا (نیکلای آنامخمد یمودسکی)،
– وطن: چلکن – (قرون XIX-XX
– وطن قبلی: کومیش دپه – یمودستان (. این سرزمین قبل از استحکامات سرحدّی ایران – روس به نام «یمودستان» شناخته می شده است).
– بستر خانوادگی: از یک خانواده اشرافی یموت ترکمن.
– پدر بزرگ: قیات خان، رهبر تورکمن های یوموت، … یکی از طوایف اصلی ترکمن است.
…. وی در انقلاب اکتبر سال 1917 روسیّه همبستگی و حمایت خود را از دولت جدید شوروی اعلام می دارد.
در سال 1918 او به عنوان رئیس دادگاه نظامی انقلاب در کراسنوودسک /شاقدم/ حضور می یابد.
پس از کودتای گارد سفید در استان ماوراء خزر، او در روستاهای یموت مخفی و مبارزه قاطع خود را علیه گارد سفید امپراتوری تزاری آغاز نمود. از این رو، اوّلین فعالیّت وی علیه تزاریسم، تمام جوانان یموت را از خدمت زیر پرچم دولت و گارد سفید ماوراء خزر برحذر می داشت.
روایت اوّل: نیکلای یمودسکی در تابستان سال 1919 – به خاطر ترس از دستگیری با خانواده اش به سرزمین پدربزرگ خود تورکمنصحرا (ایران) مهاجرت نمود، جایی که از جانب «گارد سفید» دستگیری وی صادر گردید. او به دام گارد سفید افتاد و آن ها ویرا به استان «راستوف – کیسلاوُدسک – تاگانروک /Кисловодск-Ростов-Таганрог/» انتقال دادند. نیکلای در یک فرصت مناسب بوجود آمده در فضای زندان به صورت نامعلومی از آنجا فرار می کند و به کراسنوودسک باز می گردد.
ادامهٔ مطلب »

تاثیرات انقلاب اکتوبر1917 روسیه برترکمنصحرای ایران- بخش2

ولادیمیر ایلیچ لنین

ولادیمیر ایلیچ لنین

به مناسبت یکصدمین سالگرد انقلاب اکتوبر1917

برلین – یوسف کر:

بخش1 مرور کوتاه چگونگی وقوع انقلاب اکتوبر1917 روسیه بود. درآنجا دیدیم روند رویدادها چگونه منجر شد. به اینکه حزب بلشویکها (حزب شاخه اکثریت سوسیال دمکرات روسیه)، در25م اکتوبر1917 مقر دولت موقت را تصرف کرده پایان حیات آنرا اعلام میکنند.

با پیروزی بولشویکها درسرنگونی دولت موقت روسیه و تشکیل جمهوری فدراتیو روسیه ی شوروی سوسیالیستی و شکل گیری حکومت های محلی درمنطقه های اداری (أدمینستراتیوی) امپراطوری روسیه، وضعیت دگرگون میگردد. بعنوان مثال درآسیای میانه ابتدا جمهوری خودمختارترکستان به مرکزیت تاشکنت و استان ترکمن بجای استان زاکاسپی (ماوراء خزر) وغیره درترکیب جمهوری فدراتیو روسیه ی شوروی سوسیالیستی پدید اورده می شوند.

با این اشاره، می پردازیم به بخش اصلی:

تاثیرات انقلاب اکتوبر1917 روسیه بر ترکمن ها وترکمنصحرای ایران

بدنبال سرنگونی دولت موقت ازجانب بولشویک ها که طرفدار عدم شرکت روسیه درجنگ، ضد استعمار و اسثمار، خواهان پایان دادن به ستم ملی وانواع تبعیض های اتنیکی، جنسیتی وغیره بودند. آنها اسرای جبهه های جنگ و دیگر زندانی ها آزاد می کنند. ادامهٔ مطلب »

د). توٚرکمنصحرادا خاص ایرکی دؤرأن یادیگأرلیک لر «چوپان آتا» و «خالدنبی»:

تورکمنصحرادا خالدنبی سنان حضرت لری نینگ موزه لئیی

تورکمنصحرادا خالدنبی سنان حضرت لری نینگ موزه لئیی

تورنتو – د. خانگلدی اونق: شو ماقالانی 1998-نجی یئل لاردا تورکمنستان علم لار آکادمیاسئندا ایشلأن دؤوریم، اؤز دوکتورلئق ماتریال لارئما غوشوپ دئم. شو گونلر کأبیر نأبللی گویچ لرینگ طاراپئندان تورکمنینگ بو قادیمی موزه لئیی نی بوزماق ماقصادی بیلن، تورکمن یأدیگأرلیک لرینه بی پروای لئق بیلن اوت بریأرلر. شو مئناسئباتلی بیز شو علمی ماقالامئزدا حورماتلی اوقئجی لارئمئزئنگ دئققاتئنی شو یأدیگأرلیگینگ قادئمئیتینه چکیأریس!
«بو اؤویلیأچیلیک لردأکی قبورلارئنگ باشئندا غویولان، یوٚزینینگ یازغئسی زامانئنگ گچمگی بیلن بوزلوپ غالان باشی قوپبالی توٚرکمن بؤروٚک شکیللی داشدان یاسالان آدام لار، اؤزبولوشلی یکه – تأک معنی لی خأصیّته ایه دیر».

متن: اؤرأن اییرکی دؤورینگ مدنیّتینی اؤزینده ساقلاپ غایدان، شو گوٚنکی گوٚنلریمیزه گلیپ یتن، توٚرکمن صحرانئنگ یادیگأرلیک لری نینگ ایکی سانی سی حاقدا یادلاپ گچمگی ماقول بیلیأریس.

اسلام دینی نینگ دوٚرلی آقئم لارئندا اؤویلیألره، ائمام لارا هم عالئم – علمالارا سئغئنماق لئغی خاص اهمیّتلی آلئنئپ بارئلئپ دئر. بیله کی میللت لر بیلن بیر خاطاردا توٚرکمن لر هم گچمیشینگ دوٚرلی جوٚموٚشینده یاغشی زادالارئنگ هم اؤویلیألرینگ یاتان توٚربه سینی زیارات ادیپ، اولارئنگ اوٚستوٚنه گوٚنمذلر دیکلدیپ دیرلر، سئغئنماق اوٚچین اولاری ائمامزادالارا اؤویریپ دیرلر. اؤز سئغئنان یاغشی زادالارئنی شیله حورماتلاماق بیلن اؤزلرینه بییک بیری باردان شئپاغات تالاپ ادیپ روحیّت لرینه گینگلیک سالئپ دئرلار.

بارئپ IX عاصرلاردان باشلاپ اسلام دوٚنیأسی نینگ دوٚرلی کوٚنجک لرینده حؤکوٚمروانلئق یؤردن توٚرکمن پادشالئق لاری هرسی اؤز واقتلی – واقتئندا ماوی آسمانا باشئنی دیکیپ دوران آل – یاشئل گوٚنمذلر هم مینارالار دیکئلدیپ، یادیگأرلیک سالدئرئپ دئرلار. شولارئنگ بیری خالدبن سنان حضرت لری نینگ، بوٚتین یئل بویونچا توٚرکمن لرینگ و بیلکی سیاحاتچی لارئنگ زیارات مکانی بولان یادیگأرلیگی بولوپ دوریار. حضرت خالدبن سنانئنگ آدی خالق آراسئندا «خالدنبی» دییلیپ هم یؤرگوٚنلی دیر. ادامهٔ مطلب »

زمینه تئوریک نمایشنامه تراژدیک «آخرین سلطان توٚرکمن»

Sultan Yaqup

سلطان یعقوی بیک توٚرکمن آخرین سلطان ایران تورکمنی

قسمت دوّم: ژانر مورد نیاز جهت تنظیم بستر تئوریک نمایشنامه «تراژدی یعقوب سلطان»
تورنتو – پژوهشگر تاریخ و ادبیّات: دکتر خانگلدی اونق: جمع آوری مواد این نمایشنامه، با تکیه بر اطلاعات عمومی انجام گرفته و اعداد داده شده در متن به صرف مرجع منابع اینترنتی از نت ورک با تلخیص و حقیقت نگاری اطلاعات با تکیه بر منابع محقّقین طراز اوّل دنیا از جانب طراح پروژه، نویسنده این سطور داده شده است. …

حضور سلطان یعقوب در صحنه سیاسی تاریخ ایران توٚرکمنی – سلطان یعقوب بیگ فرزند برومند اوزین حسن پادشاه دودمان آق قویونلی بود که پس از مرگ برادرش سلطان خلیل در ۸۸۳/ق. – ۱۴۷۸/م. به سلطنت رسید. وی در زمان سلطان اوزین حسن در تمام جنگ ها در کنار پدرش حضور داشته و در قشون فوج وی همیشه پیروز و پیشگام بوده است.

در زمان او مرزهای سرزمین آق قویونلی همان مرزهای هنگام مرگ اوزین حسن بود. فضل الله بن روزبهان خنجی در کتاب عالم آراای امینی از او به عنوان جانشین شایستهٔ اوزین حسن یاد کرده است.[۲] مورخان او را به دانش ‌پروری و شاعر نوازی و فرهنگ دوستی ستوده‌ اند. همچنین وی شعر نیز می سروده است.

در زمان فرمانروایی او، الوند بیگ فرزند خلیل در شیراز و کؤسه حاجی، از اعیان بایندریه، در اصفهان شورش کردند که هر دو سرکوب شدند. در دورهٔ فرمانروایی یعقوب، آشوب شیخ حیدر فرزند شیخ جنید که به قتل او منتهی شد، از نظر سیاسی، بزرگترین تهدید کشور محسوب می‌شد. سلطان توٚرکمن برای مقابله با قشون متشکل از مریدان شیخ حیدر، فوج توٚرکمنان چرکز را گسیل میدارد. شیخ حیدر در این جنگ کشته می شود.
پس از شورش شیخ حیدر و کشته شدن او، سلطان یعقوب فرزندان خردسال او را به نام سلطان علی، ابراهیم میرزا و اسماعیل میرزا هم با مادرشان عالمشاه بیگم که خواهر یعقوب بیگ بود، به امر او به قلعه استخر فارس تبعید می شوند که برای مدتی طولانی در آنجا ماندند. پس از مرگ شیخ حیدر توطئه قصدجان سلطان از جانب بازماندگان مرید وی با پیشقدمی وزیر میرآخوری دنبال می شود. ادامهٔ مطلب »

زمینه تئوریک نمایشنامه تراژدیک «آخرین سلطان توٚرکمن»

سلطان اوزین ائسئن (حسن) تورکمن

سلطان اوزین ائسئن (حسن) تورکمن

قسمت اوّل: ژانر مورد نیاز جهت تنظیم بستر تئوریکی «تراژدی یعقوب سلطان»
تورنتو – پژوهشگر تاریخ و ادبیّات: دکتر خانگلدی اونق: جمع آوری مواد این نمایشنامه، با تکیه بر اطلاعات عمومی انجام گرفته و اعداد داده شده در متن به صرف مرجع منابع اینترنتی از نت ورک با تلخیص و حقیقت نگاری اطلاعات با تکیه بر منابع محقّقین طراز اوّل دنیا از جانب طراح پروژه، نویسنده این سطور داده شده است.

دودمان آق قویونلی ها: اوزین حسن /۱۴۷۸ – ۱۴۵۳/ • سلطان خلیل /۱۴۷۸/ • سلطان یعقوب /۱۴۹۰ – ۱۴۷۸/ • سلطان بایسنقر /۱۴۹۲ – ۱۴۹۰/ • سلطان رستم /۱۴۹۷ – ۱۴۹۲ • سلطان احمد /۱۴۹۷/

اوزین حسن – اوزین حسن آق ‌قویونلی /۱۴۲۳– ۱۴۷۸/ یکی از مقتدرترین سلاطین سلسله تورکمن های آق قویونلی بود که به ایران، عراق و شرق آناتولی بیست و پنج سال حکومت کرد. وی پدر بزرگ شاه اسماعیل اول از طرف مادری بود.

نقل قول تورکمنی: /»یگن اوجی یاغی دئر، ینه ده بولسا غاوی دئر! / ترجمه: «مرکز بلایا خواهرزاده است، بازهم او نزد ما محبوب است!/» پی آمد این «محبوب بودن» را در حادثه سلطان یعقوب می بینیم!

یکی از نقل قول هائی است که در بین تورکمنان تا به امروز باقی مانده و رواج داشته، همین مَثَل بوده است. به نظر می رسد، این نقل قول ها بر بستر چنین وقایعی بوجود آمده باشد که در اینجا شیخ اسماعیل پسر شیخ حیدر که خواهرزاده فرزندان اوزین حسن محسوب می شود، در نهایت بر علیه دائی هایش یعنی حکومت آق قویونلی ها قیام می کند. وی پسر دختر سلطان اوزین حسن یعنی «حلیمه بیگم /عالمشاه بیگم یا مارتا/» همسر شیخ حیدر است که در واقع نوه دختری سلطان محسوب می شود. چنانکه مقتدرترین حکومت سنی تورکمن، دولت باشکوه آق قویونلی ها، به دست وی که میراث دار سلسله طریقه مرشدی که از شیخ صفی الدّین تا شیخ جنید و به این سوی تا شیخ حیدر، طی «اصول تقیه» به ارث برده شده است، در قیام یاغی ظاهر می شوند، و به دست آن ها دولت جلال و جبروت توٚرکمن سرنگون می گردد! وی با قصی القلبی تمام اوّلین حکومت شیعه را در سراسر ایران حاکم می گرداند و در این راه جنایات، کشت و کشتارهای وسیعی در سراسر ایران توٚرکمنی راه می اندازد. ادامهٔ مطلب »

خاطره ای از دوره جوانی زنده یاد خدای بردی اونیق خوجانفسی

یوسف کر

فعال فرهنگی یوسف کر – برلین

بمناسبت ۶۴مین سالگرد دوکودتای۲۵ و۲۸مرداد۱۳۳۲/۱۹۵۳م

برلین – یوسف کر:

ایل گویجی – اشاره: خدا بردی آونیق پس از چند سال اشتغال به دهیاری در روستاهای غرب ترکمنصحرا همانند دیگر دهیاران منطقه به اداره ی تعاون و امور روستا انتقال یافت و از آنجا باز نشسته شد. در دوره دانشجوئی ام (اوایل دهه ۵۰ خورشیدی) زنده یاد خدای بردی آونیق درشهر بهبهان کارمند تبعیدی بود و من آن سالها دوبار با وی ملاقات و گفتگو کردم وماجرا را آن زمان برایم تعریف کرد. او پس از انقلاب با واحد «تشکل فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن» در بندرترکمن همکاری داشت.%

درسالهای بین ۱۳۲۵ تا۱۳۳۰ واحدهای ارتش آمریکا مستقر درایران بخشی از جیب هایش را از رده خارج کرده به فروش میرساند و تعدادی از آنها را پولدارانی از ترکمنصحرا خریداری می کنند. آن زمان بعلت نبود تراکتور و قوی بودن آن جیب ها آنها را برای باربری از جمله انتقال خوراک دام ها در فصل زمستان و شخم زدن زمینها هم استفاده می کردند. ولی چون جیبها ارتشی بودند دارای رادیو با گیرنده های قوی هم بودند. بویژه تابستان ها مردم شب ها برای گوش دادن به کنسرت رادیو عشق آباد دور آن جمع شده دسته جمعی استفاده می کردند ولی روزها جوانان فعال تشنه ی اخبار و اطلاعات برای تنظیم بولتن خبری بطور نوبتی اخبار رادیو تهران درساعت ۲ بعدازظهر را گوش میدادند تا در بحث و گفتگوهای درونی، بیرونی و در پیگیری برخی از رویدادهای مهم و قابل توجه استفاده نمایند. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: