حضور مهاجرین تورکمن ایرانی در تورکمنستان شوروی و نوع تحصیلات آن ها

نمونه ای از دیپلم صد دلاری

نمونه ای از فوق دیپلم صد دلاری

ترکیه – خوجه نفس نیوز: هدف از یادآوری مراتب پست های گذشته، جهت درک بهتر از نظام آموزشی و اهمیّت پایه های تحصیلی کسانی که در آموزشگاه های ترکمنستان چند سالی به تحصیل مشغول شده بودند که با همان فوق دیپلم بهداشت ترکمنستان، سعی در القاء دیگران به عنوان «دکتر!!» در پزشکی را دارند، است. ما در مطالب زیر به آن خواهیم پرداخت.

در سال های 1363-1369/ش.ش. مطابق با 1985-1990/م.م.، با شروع سرکوب نیروهای سیاسی در ایران، چهارمین دور مهاجرت گروهی به جمهوری ترکمنستان در تاریخ معاصر آغاز گردید. در این رخداد گروهی از مهاجرین ایرانی اعم از ترکمن های ترکمنصحرا[1] به جمهوری ترکمنستان شوروی سوسیالیستی پناهنده می شوند. از تعداد بیش از 200 تن (بعضی ها با اغراق 500 تن اعلام می کنند!) و تعدادی از خانوارهای ترکمن که به غیر از چند نفر انگشت شمار از اعضاء سازمان فدائیان و حزب توده، (امروزه بنام «توده-اکثریتی» ها شناخته می شوند)، عمدتاً جوانان کم سن و سال حوزه دانش آموزی این دو ارگان بودند و چند تن نیز از هواداران سابق این گروه ها که زمانی در کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن فعالیّت داشتند که در ایّام انشعابات سچفخا[2] در سال های 1358 تا 1362/ش.ش.، از آن سازمان منفعل شده بودند، نیز خودشان را به جمهوری ترکمنستان رسانده بودند. این روند به مدت 5-6 سال دوام داشت. آن عده از تازه واردینی که از جانب مهاجرین قبلی مورد تأئید قرار می گرفت، پس از طی یکدوره اقامت یکساله در اردوگاهی با عنوان «دم اوتدیخ کمونالنیک /استراحتگاه کمونالنیک Дом отдых Коммунальник/» با حداقل امکانات اساسی زیست، به منزلی که از جانب سازمان صلیب سرخ در اختیار آن ها گذاشته می شد، منتقل می شدند و ماهی هم 50 روبل برابر با تقریبا 50 دلار، تا مشخص شدن وضعیّت اشتغال یا تحصیل به آن ها تعلّق می گرفت. اما، آن عده ای از تازه واردین که از جانب مهاجرین قبلی (یا در حبس یا بیرون از حبس) اطلاعات نادرست و یا با عدم تأئید روبرو می شد، در صورت ماندگاری در آنجا طبق ماده 82 قانون اساسی شوروی که در باب عبور غیرمجاز از مرز بین المللی که مدّت حبس آن از یک تا 3 سال است، بازداشت و به زندان مرکزی مستقر در عشق آباد منتقل می شدند و در طول یکسال محاکمه و در صورت نداشتن جرم چشمگیر قانونی، تبرئه و بدون در نظر گرفتن هیچ جرمی با اعلام برائت و عدم جرم، دادگاهی و آزاد می شدند. در این مرحله نیز همان مراتب قبلی را که سایرین سپری کرده بودند، در اردوگاه شهرستان چارجو یا داش اوغوز طی و اقامت می گرفتند. این رابطه در دوره گلاسنوست که از جانب میخائیل گارباچیوف بروز شده بود، تعدیل و تسهیل گردید. ادامهٔ مطلب »

Advertisements

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت دوّم

ترکمنستان بیلیم سیستماسی

ترکمنستاندا بیلیم سیستماسی

تورنتو – د. خ. اونق:

نظام آموزشی در جمهوری تورکمنستان:

ادامه مطلب قبلی … حال به بررسی نظام آموزشی در ترکمنستان که زیرساخت آن از نظام روسیّه و سپس دوره سوسیالیسی بر گرفته شده است، می پردازیم.
نظام آموزشی در روسیّه از همان ابتدا از دوره تزاریسم شکل نیمه نظامی و نیمه ملی داشته است. به همین جهت رتبه هائی که به نام «چین /نوعی درجه نظامی/» درنظر گرفته می شد که تا به امروز برای فارغ التحصیلان تحصیلات عالی داده میشود. مانند اعدادی که در رتبه های تحصیلات آکادمیکی در نظر گرفته می شود که به آن کد فوق تخصصی یا به زبان روسی «شیفر / Шифр специальности/» نامیده می شود. مثل: 07.00.02، مربوط به تاریخ وطن، یا 07.00.03، مربوط به یکی دیگر از رشته ها یا 07.00.04 و غیره که اینگونه رتبه ها در دوره تزاریسم به نظامیان داده می شده است که با نشان های خاص متمایز می گردید که به آن «چین» گفته می شود. این رده بندی در دوره شوروی سوسیالیستی نیز به همان شکل بطور وسیع تر به همه اهالی فارغ التحصیلان دوره های تخصصی مشخص تحصیلات عالی داده می شود، از جمله نامزدی علوم، دکترا و فوق دکترا (پروفسوری یا آکادمیکی). .. ادامهٔ مطلب »

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت اوّل

ایراندا اوقو دوزگونلری

ایراندا اوقو دوزگونلری

تورنتو – د. خ. اونق – در راستای بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران در پژوهش های علمی خود در پایاننامه با اشاره مختصری، به این مسائل پرداخته بودم. حال با اشاره ای کوتاه به نظام آموزشی در ترکمنصحرای ایران، به بررسی دو نظام آموزشی در ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق ایضاً جمهوری ترکمنستان می پردازیم. ابتدا نظر کوتاهی به شکل گیری نظام آموزشی معاصر در ایران می پردازیم.

شکل گیری نظام آموزشی نوین در ایران:
نظام نظام آموزشی در ترکمنصحرا بعداز استیلا و استحکام رژیم دوره پهلوی با راه اندازی سیستم جدید آموزشی مغایر با نظام آموزشی ترکمنی – حوزوی (حجروی) قبلی، تجدیدنظر و با ایجاد مراکز تحصیلی جدید با جذب دانش آموزان شروع به کار می کند. در ابتدا در ترکمنصحرا تا سال 1954/م. دو مرکز آموزشی ایجاد شده بود.
الف). مرکز هماهنگی و اجرائی برنامه های نظام آموزشی به تابعیّت شهر استرآباد قدیمی (گرگان کنونی) یا (اداره کلّ آموزش و پرورش دشت گرگان «گوٚرگن صأحراسئنئنگ مرکزی علئم و بیلیم اداراسی»)،
ب). اداره آموزش و پرورش شهر گنبدکاووس که در تابعیت همان مرکز فوق قرار داشت. از سال 1954 هر کدام از آن ها به اداره مستقل از همدیگر تبدیل می گردد.
بر اساس اطلاعاتی که نویسنده وابسته بدولت آن زمان اسدالله معنی داده است؛ تا سال 1925/م، (تا سال سرکوب ترکمنصحرا از جانب رضاشاه) در ترکمنصحرا، به غیر از مدارس قدیمی هیچگونه نظام آموزشی مطابق با استانداردهای امروزی وجود نداشت. لذا، بعداز خلع سلاح تورکمن ها ترکمنصحرا توسط قشون جنگی رضاخان، به تعداد سه دستگاه مکتب، به شکل استاندارد امروزی (دبستان) در شهرها و روستاهایی همچون کنبد کاووس، کومیش دپه، خوجه نفس و اومچالی (سیمین شهر کنونی) راه اندازی شده است. ادامهٔ مطلب »

قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 5

یاغشی مأمد خان یمودسکی حسنقلی کُر

یاغشی مأمد خان یمودسکی حسنقلی کُر

تورنتو – خوجه نفس نیوز: …بعداز این که یاغشی مأمد با استمداد طلب یاری از تمام اولاد و اولیاء ها و گذشتگان دینی اعتقادی خود به همّت آستان نشسته بود، هیچ یاری و فصل جدیدی که بتواند یاغشی مأمد را خوشحال کند، بوجود نیامد. بهمین جهت تفکرات جدیدی در افکار یاغشی مأمد پدید می آید، لذا، این تفکرات با اعتقادات دینی و مذهبی قبلی خود فرق داشت.

ولیکن بعداز آن سیکل جدیدی در اشعار یاغشی مأمد آغاز می شود. این تفکّرات و اندیشه ها نتیجه و معلول احساسات بروز داده شده ی یک انسان واقعی در یک فضای حیات حقیقی و رئال است. در چنین حالتی آن تعلیمات و ایده های الهی که در قرون میانه قدیم حاکم بوده است، برای اوّلین بار در پیشگاه حقایق سرسخت روزگار، ضربه و آسیب می پذیرد. جای آنرا منطق و تفکر انسان، افکار واقعی ائی که محصول حقایق رئال موجود است، بکار می گیرد. نا امید شدن شاعر از تعلیمات دینی مذهبی، احتمالاً نگرش بی تفاوت به آن /سکولارانه/، و اعتماد وی به شخصیّت های رئال جامعه، آن امر در قطعات ادبی چیز بسیار ساده ائیست، ولیکن علاوه بر معمولیّت متن داده شده، بلکه، نکته جالب اینجاست که آن بروز شدن نتایج آنالیزهای عمیقی است که از قدیم الایّام وجود داشته. این قطعات، دقیقاً، به همان دلایل بوده است، این امر بعدها بسیار شیوع پیدا کرده است.

    اشعار:

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

دؤرتلمه لر /چهار بیتی ها/

بی جای یرده مدار بولماز،
جان کعبام گؤزلری گورمز،
قای یره بارار یولینی بیلمز،
استخوانیم یاندی شو گون نیلایین.

ترجمه:

در چنین مکانی مدارم کم است،
قبله گاهم دیدگانش محروم است،
به کجا برود راه اش ناپیدا،
استخوانم خورد شدند، آتشم بگرفت.

ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 4

اسنقلی (حسنقلی)

اسنقلی (حسنقلی)

تورنتو – خوجه نفس نیوز: … چنانچه به دقّت خوانندگان ارجمند رسانیدیم، دیوان شعر یاغشی مأمد با شعر تابشردیم /می سپارم/ شروع و با اشعار ، یورت اوٚچین /برای وطن/، برای قادیرمأمد، برای پدر،  محتأچ بولماغین /محتاج مکن مرا/، ینه ده یاد ایله منی /بازم یاد آرید مرا/، پیتربورگا گؤندردیلر خبریم /به پیتربورگ رسانیدند خبرم/، گلسه خوشنود بولارمیقام؟ /آیا بیاد پاسخ خوشنود می شوم؟/، تهران شهرینه /به شهر تهران/، نیلایین /چه کنم/؟، تداوم و تا به اوّل شعر؛ «گیتدیم زارلایا – زارلایا /رفتم زاری و زاری کنان/» رسیده بودیم. اینک دقت خوانندگان ارجمند را به قطعات بعدی اشعار جلب می کنیم: ..

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نویسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

گیتدیم زارلایا – زارلایا
/رفتم زاری و زاری کنان/

ای یاران لار مسلمان لار،
گلن دوران گچدی بیزدن،
یوریب* گلیب خام خیالیم،(؟)
اقبالیمز گچدی بیزدن،

ترجمه:

ایا یاران، مسلمانان،
دوران ما به سر آمد،
خام خیالم فریاد زند،
اقبال ما به سر آمد.

*****

ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» -2

صحرای چلکن - (XIXaa)

صحرای چلکن – (XIXaa)

تورنتو – خوجه نفس نیوز: … دیوان اشعار یاغشی مأمد پراز غم، غصه، درد و آلام است. اشعار و احساساتی که در شرایط سخت زندان قرن نوزدهم تزاریسم در جاهائی دور از خانه و کاشانه در زندان وارونژ، و یادآوری این که؛ به گرو سپردن سه تا از بچه های بیگناه که هنوز غیر از آغوش مادر جائی را ندیده اند، جان و تن یاغشی مأمد را بریان می کرد.

حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. قیاتخانی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و در بزرگترین رویدادهای تاریخی جهان مشارکت داشته و در ایامی که برای شرکت در مذاکرات صلح ایران و روس در باکو و قفقاز حضور می یافته و با استقبال پذیرفته می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با جاه و شوکت استقبال می شده است، آمد و آمد امروز به دور از وطن و کاشانه و اولاد اهل خانه در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس بعدار این همه سن و سال /80 سالگی/، از فرط جدائی، از رمق افتاده، از فرط گریه و زاری و تشنگی و گرسنگی کشیدن ها و کور شدن چشم هایش بعداز چهارسال از دنیا برود و حتّی به یاغشی مأمد اجازه حضور در دفن پدر پیرش را هم نداده اند، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و غیلاو انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سنگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد. همه و همه این تصاویر در اشعار جانگداز یاغشی مأمد انعکاس تراژدیکی یافته و به تار و پود درمی آید.

علاوه بر آن ها امید کندن های یاغشی مأمد بعداز عریضه و تقاضاهای بی شمار، پی بردن به زندان ابدی بودن را با جان و تن خود حس و افتادن به روح مردگی و پسیمیستیک از جمله پی آمدهای این زندان بود وی بعداز هشت سال در زندان وارونژ از دنیا میرود. … وی در مدتی که در زندان بوده «دیوان اشعارش در اسارت» را کامل نموده است و آن را تبدیل به «سالنامه زندان» نموده بود. اشعار یاغشی مأمد را از هر لحاظ و هر زاویه بنگری شاهد صنایع درخشان قطعات ادبی ملی مان را بر بستر یک واقعه رئال تاریخی می بینی. … اینک بقیّه اشعار را به دقّت خوانندگان ارجمند می رسانیم. قطعاً مرور آن، برای یکبار هم که شده می ارزد! …

د. خ. اونق – تورنتو – 2018/02/01

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نوبسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)
ادامهٔ مطلب »

قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 1

TurkmenYomudy__Niva_1887__8__Ris_N_Yomudskogo_grav_Olshevskiy -05

همسران یاغشی مأمد- از سمت راست: آمانگل، چپ: اوغول منگلی

تورنتو – خوجه نفس نیوز: این دستنوشته از روی اثر پرفسور م. آنانفس اف که متون تورکمنی به حروف الفبائی سیریلیک تورکمنی نوشته شده است، بنا به اظهار پروفسور، دستنوشته به سبک نوشتار «الفبای کلاسیک تورکمنی» یعنی به روش نوشتاری با الفبای عربی – فارسی مربوط به قرون نوزدهم و اوایل بیستم نوشته شده است؛ لذا، در بین تورکمنان ایران به دلیل تغییراتی که در نوشتار نوین عربی – فارسی تورکمنی وارد شده است، متون مجموعه ارائه شده را سعی نمودیم با همان روش نوشتاری کلاسیک قدیمی مربوط به دستنوشته یاغشی مأمد تحریر کنیم. در این روش از نوشتاری تورکمنی با حروف الفبائی کلاسیک، علائم کسره، ضمّه و همزه داده نمی شود. کلمات و عبارات با همان شکل نوشتاری ادبی کلاسیک خود با حفظ ریشه دستوری آن ارائه گردید. در این روش صداهای «پ» با «ب» هم بجای صدای «غ»، در بیشتر موارد حرف «ق» داده می شود. همچنین مصوت های کوتاه و بلند و سایر علائم و آواهای  «اؤ»، «اوٚ»، «ائـ» در آن بکار برده نمی شود، بجای آن  حروف «او» یا اینکه «ایـ ، ای» بلاتغییر تحریر می شود.

در متن های گذشته، مثال های اشعاری که به روش نوشتاری سیریلیک تورکمنی داده شده است، مطابق با روش های امروزی عربی – تورکمنی جاری در بین تورکمنان ایران که آن با علائم فنوتیکی، زبان تورکمنی همراه است، ارائه گردید. لذا، اشعاری که به صورت مجموعه از دستنوشته شاعر یاغشی مأمد آورده شده است، مطابق با قائده کلاسیک الفبای عربی – تورکمنی ارائه و سعی بر این بوده است که کلمات شکل اصلی خودرا حفظ نموده باشد، در اینجا ما با یادآوری خاطرات، تلاش ها و مرارت هائی را که فرزندان بحقّ ملّتمان قیات خان و فرزند شاعر و رهبر منقلب و انقلابی وی یاغشی مأمد، را با الفبائی که در آن دوره مرسوم بوده و شاعر با همان قائده نوشته است، به همان قائده دستوری ارائه گردید، تا کمی بتوانیم میراث های بحق این قهرمانان خلقمان را درست ادا کرده باشیم.

در این نوشته برخی از اشعار یاغشی مأمد را برای مثال جهت اطلاع از مضامین آن به فارسی نیز ترجمه نمودیم.

دکتر خانگلدی اونق – تورنتو – 2017

جلد جدید کتاب «اشعار سروده شده در اسارت»

Bendilik_Farsi__فارسی_05.

جلد جدید کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» – نوشته آکادمیک مراد آنانفس اف- ترجمه: دکتر خانگلدی اونق

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نوبسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)
ادامهٔ مطلب »

توضیحات نکاتی چند در حول و حوش اشعار یاغشی مأمد

تورکمنها-خانیمودسکی

یاغشی مأمد در زندان

(قسمت سوّم) «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ ترجمه: دکتر خانگلدی اونق: … ولیکن، هیچ چیز و هیچ کس به داد یاغشی مأمد نمی رسد. قوانین و مقررات خشک سیستم پادشاهی و پلیسی، وی را همچون گلوله نخی ریسیده و گره زده است. بعداز آن وی چنین تأکید دارد: «تمام مجتهدین، اولاد و اؤلیاء ها را به آستان استمداد همّت طلبیدم، هیچکدام از آن ها مستجاب و هیچگونه حمایتی از آن جانب نشده است. با این حال بازهم افسوس به دلم باقی نماند، حداقّل به آستان اقوام و خویشان خویش بنشینم و از آن ها استمداد همّت بطلبم، تا شاید، در بین آن ها یک نفر با غیرت و جوانمرد پیدا شود! –  حالا، یک مناجات را آغاز کنم، که در آن از تمامی اهالی آخون – ملاهای مان بی قفه استمداد همّت بطلبم». …

بعداز آن سیکل جدیدی در اشعار یاغشی مأمد آغاز می شود. این تفکّرات و اندیشه ها نتیجه و معلول احساسات بروز داده شده ی یک انسان واقعی در یک فضای حیات حقیقی و رئال است. در چنین حالتی آن تعلیمات و ایده های الهی که در قرون میانه قدیم حاکم بوده است، برای اوّلین بار در پیشگاه حقایق سرسخت روزگار، ضربه و آسیب می پذیرد. جای آنرا منطق و تفکر انسان، افکار واقعی ائی که محصول حقایق رئال موجود است، بکار می گیرد. نا امید شدن شاعر از تعلیمات دینی مذهبی، احتمالاً نگرش بی تفاوت به آن /سکولارانه/، و اعتماد وی به شخصیّت های رئال جامعه، آن امر در قطعات ادبی چیز بسیار ساده ائیست، ولیکن علاوه بر معمولیّت متن داده شده، بلکه، نکته جالب اینجاست که آن بروز شدن نتایج آنالیزهای عمیقی است که از قدیم الایّام وجود داشته. این قطعات، دقیقاً، به همان دلایل بوده است، این امر بعدها بسیار شیوع پیدا کرده است.

به همین سبب این گونه از قطعات ادبی، در اواخر دستنوشته دیوان موجود در دست ما، رو به ظاهرشدن و فزونی می نهد. چنانچه اگر بخش بعدی این دیوان دستنوشته یافته شود، در این صورت، افزایش اینگونه از افکارهای رئال را با جزئیات بیشتر می توانستیم آشکار کنیم. به ویژه روشن تر و واضح تر می شد. ادامهٔ مطلب »

توضیحات نکاتی چند در حول و حوش اشعار یاغشی مأمد

آمانگل-همسردوّم یاغشی مأمد در ایام عروسی

آمانگل-همسردوّم یاغشی مأمد در ایام عروسی، این صحنه را گ.س. کارلین دیده است

(قسمت دوّم) «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق:

… اشعاری که گاهی شاعرانه و گاه تاریخی سروده شده است، جهت تحقیق و آشنائی بیشتر با زندگی و حیات خانوادگی و دوره یاغشی مأمد، مواد تاریخی بسیار دقیق و شوق برانگیزی را بدست می دهد. حتّی می توان گفت که برخی از یادداشت هائی که آنجا هست، نه در مواد نوشته های تاریخی وجود دارد نه در آرشیوهای علمی پژوهشی – اصلاً در هیچ کجا نمی بینیم. مطابقت برخی از آن ها در پژوهش های علمی پژوهشگران، به عنوان تأئید دوباره نسخه دوّم اسناد وقایع نقش بازی می کند، جالب و هیجان انگیز است.

مثلاً در دستنوشته مزبور به سطرهای زیر برخورد می کنیم:

«باش یولداشئم دییر غایغی سئز بولغون،
هر نیچه اگلنسک سالامات گلگین»
یا – دا
بیر یولداشئم باردئر نأزنین آدلی،
ترجمه اثر:
«عائله اوّلم گوید؛ نگران نباشید،
هرقدر هم دیر برگردی سلامت یاشید»
یا اینکه،
عائله دیگرم نامش است نازنین،

این سطرها در مورد دو عائله داشتن یاغشی مأمد اشاره دارد. آهان، راستی در مورد ازدواج دوباره یاغشی مأمد با یک دختر دیگر را، گ. س. کارلین نیز در سال 1836/م.، یادداشت و یادآوری کرده بود!، لذا، بعداز از زندانی شدن وی، زمان زیادی سپری نشده بود که حامله شدن و بدنیا آمدن بچه ای که نامش را موسی گذاشته اند، ازعائله دوّم وی، و گریه و زاری های زنان و فرزندان وی، و بی صبرانه منتظر برگشتن پدر نشستن آن ها، ووو خبر می رسد. در این سطرها این چیزها یادآوری می شود؛ ادامهٔ مطلب »

توضیحات نکاتی چند در حول و حوش اشعار یاغشی مأمد

Полковник Аннамухаммед Карашхан Йомудский (1829-1886). - _01

سرهنگ آنامخمد نیکلای یمودسکی یاغشی مأمداوغلی

(قسمت اوّل) «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است. و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم کامل همدیگر آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های همدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد پژوهش و شناسائی چهره یاغشی مأمد به عنوان یک شخصیّت تاریخی و به عنوان کسی که دانا و مسلّط بر شعر، ادبیّات، هنر و فراتر از آن شاعر بوده است، در مسیر این کوشش های مان به حقیقت پیوست. در پیروی از این نکته نظر هم که شده، ما همراه و هم زمان با تجدیدنظرهایمان در پژوهش های تاریخی در یک ایّام مشخّص، آثار تازه پیدا شده و نوشته های ادبی شاعر یاغشی مأمد را به دقّت خوانندگان مان می خواهیم برسانیم.

این یادداشت های ادبی پر ارزش در فوند دستنوشته های انستیتو پژوهشی زبان و ادبیّات مختومقلی در فولدر /پوشه/ شماره (ин. 51.)  محفوظ مانده است. این یادداشت ها مربوط به نوشته های هنری – ادبی یاغشی مأمد در سال های دراز حیات در زندان که در این مدّت طولانی به آن پرداخته است، می باشد.

صنایع ایدئولوژیکی و میزان ایده های هنری و ارزشی این اشعار و قطعات ادبی را که برای اوّلین بار به جامعه روشنفکران علوم، جمعیّت خوانندگان ارائه می گردد؛ کشف ارزش ادبی و نقش و خدماتی که این ها تا چه حدّی میتواند تأثیر خود را به دنیای شعر و ادبیات و تاریخ داشته باشد، میزان سنجش ارزش آن را واگذار می کنیم به سهم دست اندرکاران بخش تاریخ و ادبیّات چی ها، و امّا از نظر پژوهش و فراگیری کامل علمی، و کار نشر و انتشارات آن، سهم تکستولوژیست ها بوده و از تخصص ما به دور می ماند. ولیکن، اگر به دلیل ارائه اوّلین بار آثار یاغشی مأمد در این کتاب، جهت تفهیم و درک آسان آن برای جامعه خوانندگان، در مورد میراث ادبی وی، اوضاع و احوال دستنوشته وی، قطعات ادبی آن، ترتیب و مرتب بودن اشعار، و تاریخ موادی که در آن درج شده است، تنیدگی بیان های ادبی و هنری، حتّی، مخالفت های درونی شاعر با ایدئولوژی های باطنی و در مورد یادداشت هایش انجام بعضی از کنکاش ها و بررسی ها  را ضروری و رسانیدن آن به دقّت خوانندگان قطعاً مفید خواهد بود. ادامهٔ مطلب »

اشعار سروده شده در اسارت

تورکمنهای یموت

تورکمن-خانیمودسکی قیاد

(قسمت سوّم) «دوره حیات قیاتخان – یک رمان حقیقی است»
——– گ. س. کارلین

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … حالا سراغ یاغشی مأمد برویم که از شدّت غم و غصّه در گوشه زندان وارونژ که این پیشامد ناگوار جان و تن وی را بریان می کرد و به خود می پیچید. وی هنوز از امید آزاد شدن دل نکنده است و به نوشتن عریضه هایش ادامه می داد. نامه و عریضه هائی به حاکمینی که در قفقاز زود به زود جایشان عوض می شد، همچون جنرال تییدگاردت، شاهزاده وارونتسف – داشکوف، می نویسد، به حاکمین پیتربورگ، به حاکم فرمانداری وارونژ، در تمام این عریضه ها وی خواهش به توجه کردن وضع نابسامان خود را می کرده است. بعضی اوقات هم با قادیرمأمد مکاتبه می کرده است.

در یکی از نامه هائی که قادیرمأمد با یک لحن ناامیدکننده به یاغشی مأمد نوشته است؛ به وی قطع کردن روابط با روسیّه، توافق با دشمنان اباء اجدادی خود ایران، انتقال بچه هائی که به عنوان گرو فرستاده شده بود به تهران، تمام اسباب و ابزارهای صنایع ماهیگیری، نفت، نفت دخیل و همچنین واگذاری مراکز استخراج نمک به انگلیسی ها را مصلحت می دهد.

بر اساس گفته های قادیرمأمد انگلیسی ها به وی چیزهای زیادی وعده داده بودند. بعداز دریافت این نامه، یاغشی مأمد به نوشتن در مورد درآمدزائی صنایع مذکور که سالانه می تواند مبلغ بیش از یک میلیون منات درآمد داشته باشد، آغاز می کند. و وعده می دهد که؛ چنانچه روس ها مرا آزاد کنند آن را نه با انگلیسی ها بلکه با کمک خود روس ها آنجا را خواهیم ساخت. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: