سیل در ترکمن صحرا، شعر «دألی گورگئن»

دألی گورگئن

صحرا را سیل فرا گرفت

ترکمنصحرا – دأالی گورگئن:

سارسماز: چند روزی است اهالی ترکمنصحرا درگیر سیل و باران و طوفان است. در این برهه زمان ناهنجار، باز هم مسئولان دولتی باصطلاح «سلبریتی های رسانه های گروهی ایران بویژه استان گلستان» بجای انعکاس اخبار این مصیبت دلخراش که بر سر مردم ساده و زحمتکش ترکمن صحرا نازل شده است، مشغول برپا کردن جشن و سرورهای خود هستند، گویا این مصیبت را که بر مردم ترکمن نازل شده است، موجب جشن و سرور آن ها شده باشد، بجای همدردی و کمک به مردم سیل زده برنامه های روزانه خود را به نمایش کارتون ها و یا برگزاری جشن اختصاص داده اند. این عکس العمل مسئولان دولتی ذات بد جنس این حکومت نامردمی را به نمایش گذاشته است! طبق خبرهای واصله و منتشره از رسانه های مجازی-مردمی خسارات وارده این مصیبت بیش از حد تصور است. سرریز شدن آب ها از کانال ها و رودخانه های گرگان، قره سو خسارات زیادی بر مزارع و امو.ال مردم مظلوم ما وارد ساخته است و حتی جان چند نفر از اهالی را نیز گرفته است. ریزش باران شدید همراه با رعد و برق های مهیب، آب در بخش علیای رود گورگئن جمع و به سوی بخش سفلی رود که در مسیر آن شهرها و روستاهای مهم ترکمن همچون راز جرگلان، آشخانه، کلاله، گنبدکاووس، بی بی شیروان، … قرار گرفته است یکی پس از دیگری را سیلاب فرا گرفته است. در حال حاضر آب های حاصل از سیلاب ها مناطق چنسبیلی، آق قلا، سیمسین شهر (غارغی-امچالی) را درنوردیده و شهرهای سلاخ، خوجه نفس و کومیش دپه درگیر این سیل هستند. شدّت آب های جاری خیلی از پل ها را که در مسیر آن واقع شده است، شکسته و افزایش حجم آب در پشت سدها بیش از حد و به سرریز شدن سیل از سقف سد وشمگیر که خطر ترک برداشتن آن را در پی دارد، قرار گرفته است. ما ضمن همدردی با اهالی غیور و زحمتکش مردم مان، عدم توانائی حضور در جوار ایلمان در عذاب هستیم. لذا از همه اهالی سایر استان ها بویژه هم ملیّتی های تورک آدربایجان، قشغائی ها، شرکت فعال در بین مردم سیل زده مان جهت کمک و همیاری هستیم. در این فلاکت وارده، برای مردم زحمتکش صحرای مان ضمن اظهار همدردی، سپری شدن این بلایا را از سر ایل مان بدون ضرر جانی و حداقّل خسارات مالی امید بستیم و برای مردم مظلوممان صبر و شکیبائی مسئلت داریم. ما مظلومانه همدردی خود را با شعری بی مقدار در این برهه زمانی اعلام می داریم!

غوجا گوٚرگئن! سن قاهارئنگ گتیرمه،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!
غوجا گوٚرگئن! سن غاضابا اوتورما،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!

ایلینگ هوانداری، نالاش گتیرمه،
آسمانئنگ گؤزیاشئن ایله یئتیرمه،
غایالارئنگ برکیت، داشغئن آتارما،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!

ادامهٔ مطلب »

Advertisements

تبریکات نوروزی سال ۱۳۹۸– ۱۳۹۸-نجی یئل نو روز بایرامی قوتلاغی ***Nowruz Gutlagy-Happy Newruz Bayram

ترکمنلرده نوروز بایرامی (ارکنه گون)

ترکمنلرده نوروز بایرامی (ارگنه گون)

خوجه نفس نیوز:

نوروز بایرامی بارچانگئزا قوتلی بولسئن!

HAPPY NEWRUZ BAYRAM CELEBRATE!

NOWRUZ BAÝRAMY BARÇAŇYZA GUTLY BOLSYN!

С НАСТУПАЮЩИМ HOBPУ3 БАЙРАМOM!

***

یتیپ گلیأن تأزه یئل نوروزبایرامئنی بارچانگئزا قوتلاماق بیلن ، سیزه و ایچری ماشغالا اوجاغئنگئزا جان ساغلئق و آغزئبیرلیک هم آلئپ باریان مقصاتلی ایشلرینگیزده اوستونلیک آرزو ادیأریس!…

Ýetip gel‎‎ýän täze ýyl Nowruz baýramyny barçaňyza gutlamak bilen, size we içeri-maşgala ojagyňyza jan saglyk we alyp baryanmaksatlyňyzda üstünlik hemra bolsyn!…

فرا رسیدن سال نو شمسی (جشن نوروز) را ضمن تبریک، به شما و کانون گرم خانواده تان، آرزوی سلامتی و اتّخاد، همچنین در فعّالیّتهای آرمانخواهانه و هدفمندتان پیروزی یار و یاورتان باشد. …!

خوجه نفس نیوز –  Hojanepes News

«اطلاعیه شورای هماهنگی انجمن‌ها و جمعیت‌های فرهنگی و هنری ترکمنصحرا

تورکمنصحرا – 🌹«روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۲ و ۱۳ اردیبهشت سال ۱۳۹۸ مراسم بزرگداشت ۲۸۶_مین سال تولد شاعر شهیر ترکمن مختومقلی فراغی در آق توقای»

به اطلاع عموم مردم شریف ایران می‌رساند، شورای هماهنگی انجمن‌ها و جمعیت‌های فرهنگی و هنری ترکمنصحرا پس از نشست‌ها و رایزنی‌ها با مسئولین محترم استانی؛ جناب آقای مهندس چراغعلی معاونت محترم سیاسی_امنیتی استانداری و مدیرکل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی گلستان؛ سرکار خانم دکتر عادله کشمیری، و در پی آن با هماهنگی و توصیه‌های فرماندار محترم شهرستان مراوه‌تپه؛ جناب آقای مهندس یازمراد کوسه‌غراوی، آخرین هفته قبل از ماه مبارک رمضان (هفتم اردیبهشت الی سیزدهم اردیبهشت) را هفته بزرگداشت مختومقلی فراغی اعلام میدارد.

بر همین اساس برنامه‌های ورزشی، هنری و ادبی گروه‌های مختلف مردمی در آق توقای از روز پنجشنبه ۱۲ اردیبهشت آغاز خواهد شد.

برنامه‌های مراسم بزرگداشت شهرهای مختلف نیز پس از هماهنگی با مسئولین محترم شهرستان‌ها و نشست بعدی شورای هماهنگی به اطلاع عموم خواهد رسید.

با احترام:
«شورای هماهنگی انجمن‌ها و جمعیت‌های فرهنگی و هنری ترکمنصحرا»

دولت مأمد بال قئزئل طلایه دار رئالیسم (قرون XIX-XX):

دولت محمد بال قزل

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق – ابتدا قبل از هر چیز  لازم می دانم اینجانب از دست اندرکاران این همایش از اساتید و جمعیّت های دخیل به ویژه از جمعیّت فرهنگی و هنری چاوش صحرا که در برگزاری این جمع ادبی زحمت می کشند، بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از ادبیات اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و اشاره به سیر تاریخی آن، با اساتید عالیقدرمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد سخن، شاعر و آخرین «اوزان باغشی» دولت مأمد بال قئزئل را که اینجانب در پایان نامه خود[1] (۱۹۹۵) نیز اشاره ای به بیوگرافی وی نموده بودم، یاد کنیم. و از پیشگامان نادر شعر، ادب و هنر ترکمن در دوره گذار از قرن نوزدهم به بیستم که حیات پرافتخاری داشته اند، تقدیر نمائیم. لذا؛

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق: ابتدا قبل از هر چیز  لازم می دانم اینجانب از دست اندرکاران این همایش از اساتید و جمعیّت های دخیل به ویژه از جمعیّت فرهنگی و هنری چاوش صحرا که در برگزاری این جمع ادبی زحمت می کشند، بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از ادبیات اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و اشاره به سیر تاریخی آن، با اساتید عالیقدرمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد سخن، شاعر و آخرین «اوزان باغشی» دولت مأمد بال قئزئل را که اینجانب در پایان نامه خود[1] (۱۹۹۵) نیز اشاره ای به بیوگرافی وی نموده بودم، یاد کنیم. و از پیشگامان نادر شعر، ادب و هنر ترکمن در دوره گذار از قرن نوزدهم به بیستم که حیات پرافتخاری داشته اند، تقدیر نمائیم. لذا؛

چنانچه در همایش اخیری که به شأن عارف عالیقدر استاد احمد سارلی برگزار شده بود، اشاره نموده بودیم و در اینجا نیز مروری کوتاه به آن تعداد از شاعرانمان را که فیمابین قرون نوزدهم و بیستم حیات نموده اند، داشته باشیم که یکی از برجسته ترین آن ها شاعر و حلیفه باغشی، استاد سخن دولت مأمد بال قئزئل است. اصولاً این گروه از اساتید حیات خود را در یک شرایط یکسان و پر غیل و غال یورش های همه جانبه از چهار جوانب سرزمین ترکمن زیست سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خودرا با طی این حوادث تاریخی سپری نموده اند. در کرنولوژی بیان اسامی موجود، با اشاره به سنه دوره حیات وی که در سال های (۱۸۵۲-۱۹۱۲)، بوده است، به معرفی و آثار وی می پردازیم. آن طور که معلوم می گردد، ایّام جوانی وی مقارن بود با جنگ گؤکدپه که وی در آن دوره ۲۹ ساله بوده است آخرین جنگ سرنوشت ساز روسیّه در ترکمنستان در سال ۱۸۸۱/م.، اتّفاق افتاده است که پس از آن ترکمنستان را به زور تابع روسیّه می گردانند. پس وی نیز شاهد اوج فلاکت های خلق خویش در دوره خود با این حوادث دست و پنجه نرم می کرده است. اواخر دهه های عمر وی مقارن با تحولات جدید از جانب شمال (کشور بزرگ روسیّه). چه قبل از آن سنه چه بعداز آن سنه، با حوادث نکبت باری که از چهار طرف خیوه، بخارا، ایران و روسیّه بر روی مردم محروم ترکمن تحمیل می شده است، روبرو بوده اند. این حوادث قطعا در ایده های ادبی وی در فرم های هنری اجتماعی بصورت قطعات شعر درآمده است.

ادامهٔ مطلب »

هنرمند مردمی ترکمن نوری کاکا کلته «گاگارین» به ابدیّت پیوست

Nury Kaka
زنده یاد مرحوم نوری کاکا کلته

خوجه نفس نیوز

با کمال تأسّف و تأثّر خبر یافتیم هنرمند مردمی ترکمن از خوجه نفس نوری کاکا کلته مشهور به «گاگارین» خواننده خوش صدای آواز و ماهنی های ترکمنی و ترکی بدرود حیات گفته است. یاد و خاطره های نوری قاقا در نزد دوستدارانش هرگز فراموش نمی شود. وی بزله گوئی توانا، راوی گویا، که نقش اوزان را بخاطر می آورد، هم در اجرای ترانه های ترکی از خود خواننده اصلی آن زیباتر و خوش صداتر می خواند، در طول اجراها، همکاری هائی که با نوری قاقا داشتم آنچه که نظر مرا جلب کرده بود حافظه عالی و زیبائی تناژ صدای وی وصف ناپذیر است. متن اشعار ترانه ها را با یک بار گوش کردن همه را محفوظ میدارد و در تمریناتی که داشتیم استعداد داهیانه وی در فراگیری آهنگ ها همیشه مورد تحسین اطرافیانش بود. تمرینات را خیلی سریع فرا می گرفت. بعدها شنیدم وی در ابتدای حیات دوره مدرسه ائی مدّتی در حجره آمانگلدی آخون یکی از طلّابان باهوش بوده است که در مدت کوتاهی قرائت قرآن را باتمام رسانیده است. بعدها این گروه از طلاب ها طبق تصمیم شاه ایران به خدمت سربازی برده می شدند و بعداز برگشتن از خدمت سربازی از درس و حجره سرباز می زدند. … یار و یاور او آناقاقا اونق یکی از پیشکسوتان آکاردئون نوازی می باشد. …

یاد و خاطره این هنرمند عزیز و خوش صدا و با استعداد را ضمن گرامی داشت، به همه دوستدارانش و اهالی فرهنگ و هنر ترکمنصحرا و اهالی خوجه نفس و اطراف آن تسلیّت عرض نموده و صبر جمیل برای بازماندگان، حلیم بردی دائی، مجید پیغامزاده، پسر عمویم صاپبی داده، موخاتجان، و بقیّه اقوام و خویشان ارجمندم مسئلت و برای آن مرحوم مغفرت و طلب آمرزش داریم. روح و روانش شاد باد!

مرحوم نوری قاقانگ یاتان یری یاغتی، یادی همرا، جایی جنت بولسئن!

د. خانگلدی اونق – تورنتو

قوربان بایرامئنگئز قوتلی بولسئن!

باغشی نوازندگان تورکمن در عید قوربان

باغشی نوازندگان تورکمن در عید قوربان

«قربان بایرام»؛ بزرگترین عید اسلامی در میان مردم ترکمنستان

سایت: آیغئت: عید قربان یا همان قربان بایرام در کشور ترکمنستان یکی از بزرگترین اعیاد اسلامی بوده و مردم این کشور آداب و رسوم خاصی برای گرامیداشت این عید دارند.

آیغیت به گزارش خبرگزاری فارس در عشق آباد، در کشور ترکمنستان به عید قربان «قربان بایرام» می‌گویند، آنان نماز «بایرام نامازی» را در روز اول عید سعید قربان در کلیه مساجد ترکمنستان اقامه و سپس مسلمانان این کشور آسیای مرکزی گوسفند، بز، گوساله یا شتری را قربانی می‌کنند، عید قربان پس از عید سعید فطر بزرگ‌ترین عید ملی و مذهبی کشور ترکمنستان به شمار می‌رود.
ادامهٔ مطلب »

جایگاه و اهمّیت رمان «خشم تویلی خان» و «آینا-ملّا» از: استاد احمد سارلی

بریده نشریه «فراغی»

مجله فراغی: «همایش تقدیر از 50 سال فعالیت های قلمی استاد احمدآقا سارلی»

تورنتو – د. خ. اونق:  «… ویژگی های این اثر آن را نسبت به برخی از آثار کلاسیکهایمان همچون آثار صایاد-همرا، یوسف و احمد، زهره و طاهر، که در ابهامات قرون خاک خورده است، متمایز و از وضوح بیشتری برخوردار است. و پر واضح است که این اثر، بیان بخشی از تاریخ رئال ملت ما را همراه با ادبیّات آن بیان می دارد. …»

قبل از هرچیز اینجانب از دست اندرکاران این همایش بویژه از استاد دکتر آرازمحمد سارلی و جمعیّت «میراث» بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از تاریخ و ادبیاتمان، با اساتید ارجمندمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد احمد سارلی که از پیشگامان نادر تاریخ و ادبیّات ترکمن در دوره ای خاص است، یاد کنیم و تقدیر نمائیم. لذا؛
… آغاز سخن را در ظرف دو شاخه مهم علوم انسانی؛ رابطه بین ادبیات و تاریخ شروع می کنیم. همانطور که در مقالاتی چند بویژه در رابطه با اثر «قیاتخان و بازماندگان»، همچنین در رابطه با اثر «دیوان جهانشاه حقیقی» و داستان لیریکی «صایاد-همرا» به این نتیجه رسیدیم که؛ وجود رابطه تفکیک ناپذیر رشته های تاریخ و ادبیَات باهمدیگر، ریشه یگانه آن را که از یک منبع سرچشمه می گیرند، صحبت کرده بودیم. و همین علائم را، در خلاقیّت اثر «خشم تویلی خان» نیز بی کم و کاست مشاهده می کنیم. در این رابطه بیائید به سخنان بزرگان علم متکی شویم.
درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است.[2] و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم متقابل آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های یکدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد آثار استاد احمد سارلی و اثر ماندگار ایشان «خشم تویلی خان» و بقیّه آثار وی به عنوان انعکاس رخدادهای تاریخی ایّام خود و به عنوان نمائی از شرایط سال های بعداز سرکوب ها و غصب زمین های خاصلخیز ترکمنصحرا از جانب رضاخان، بیداد خوانین مرتجع و زیاده خواهی آنان؛ و گوشه ای از مشقاتی که بعداز آن بر ملت ما رفته است، به شکلی زیبا و رمانتیک به تصویر کشیده شده است. این اثر یک رمان ادبی است! در عین حال به تعریف واقعه ایی می پردازد که معلول آن مناسبات همان جامعه ایست که از جانب غاصبان فئودال مورد تجاوز قرار می گرفته؛ و آن تاریخ ملت ماست! ناله و حرمان هائی که بعداز غصب زمین های ترکمنصحرا به زور سرنیزه های حکام قاجاری و پهلوی ملت ما دچار آن گشته بود، بی حد و حصر تراژدیک است. ادامهٔ مطلب »

بررسی جامع داستان تغزّلی «صایاد-همرا» در ارتباط با «دیوان جهانشاه حقیقی» – 1

سولطانات و امپراتوری طرابوزان در 1300

سولطانات و امپراتوری طرابوزان در 1300

داستان تغزّلی «صایاد-همرا» چگونه پدید آمده است؟
تورنتو – دکتر خانگلدی اونق:
قسمت اوّل: وجود رابطه تفکیک ناپذیر رشته های تاریخ و ادبیَات باهمدیگر، ریشه یگانه آن را که از یک منبع سرچشمه می گیرد، بی کم و کاست نشان می دهد. با تکیه و استناد بر اسناد موجود تاریخی، کشف ابهامات ادبیَات جاری و از طریق نمادها و سر رشته های ادبیَات پی بردن و کشف رخدادهای واقعی حوادث تاریخی، نه تنها تبحر در تاریخ نگاری را طلب می کند، بلکه مستلزم ادیب بودن نیز هست.
دیوان جهانشاه قاراقویونلی در تاریخ و ادبیَاتمان و اجمال سلسله وقایع و حوادثی که در آن مقطع از تاریخ رویداده استَ باری دیگر در روشن نمودن ابهامات تاریخی از طریق این دو شاخه ولی این بار از طریق اسناد تاریخی سرچشمه های ادبیَاتمان را که مربوط به کدام دوره از تاریخ بوده است، معلوم می گردد. همچنین پی بردن به دست مایه های ادبی و قهرمانان واقعی آثار در یک دوره مشخص تاریخی، رابطه این رشته ها را نسبت به همدیگر هرچه نمایانتر آشکار می کند.
 در مورد رابطه تنگاتنگ داستان تغزَلی «صایاد – همرا» با زندگی واقعی و آثار جهانشاه حقیقی

ادامهٔ مطلب »

مایا قلیوا (ماماجان) هنرمند «خلق» در ترکمنستان و اتحاد جماهیر شوروی دارفانی را وداع گفت

هنرمند مردمی ترکمن مایا قلیوا

مایا قلیوا در نقش شاه صنم

تورنتو – خوجه نفس نیوز – د.خ.اونق:

… هنوز مدت زیادی از یادآوری خاطره هنرمندان «خلق» ترکمن آناگل آناقلیوا و مایا قلیوا سپری نشده بود که خبر وفات این ستاره پرفروغ تئاتر و سینما و اپرا باله ترکمن را دریافت نمودیم. ضمن اظهار افسوس و تأسف، با تسلیت برای هنر دوستان و اهالی فرهنگ و ادب تورکمن های جهان، ضمن یادآوری خاطره ای دیگر، به بیان کوتاهی از این هنرمند ملی – مردمی می پردازیم.
در اوایل سال 2005 زمانی که مراد قارلیف پسر ارشد آلتی قارلیف هنرپیشه مشهور شوروی و ترکمنستان (در حال حاضر مرکز فیلم و سینمای ترکمن بنام وی «آلتی قارلیف کینو فیلم ترکمنستان» نامیده می شود.)، عروسی فرزندش («قاقیش» بنام خوانده آلتی قارلیف») را در سالن بزرگی در جوار دانشسرای عالی موسیقی واقع در مرکز شهر عشق آباد، برگزار نموده بود، اینجانب نیز با دعوت مراد دائی، همراه با خانواده خود در آنجا حضور یافتیم. مایا قلیوا (اسم مایا را در بین خودی «ماماجان»، خطاب می کردند)، نیز همراه خاله مهربانم آناگل آناقلیوا در آن عروسی حضور داشتند. آن ها ما را به نزد خود فراخواندند. سپس گرم صحبت شدیم؛

آن ها از افتخارات گذشته شان برای ما تعریف می کردند و ما سراپا گوش. ضمن این صحبت ها، آناگل دایزا گفت که:

– بر عکس اقبال ما، استقلال وطنمان برای ما شانس و بخت نیاورد!.

ماماجان قلیوا آهی کشید و گفت:

– آنچه را که ما در دنیای هنر ترکمنستان برجای گذاشتیم، در واقع زیربنای هنر نوین ملی را بنا نمودیم! … و از ریاست جمهوری ترکمنستان، ساپارمراد نیازوف گله مندی خودرا اظهار می داشت. …

و متأسفانه این جمع برای من، آخرین دیداری شد که با این هنرمند ملی خلق آرتیست مایا قلیوا همصحبت می شدم که قبل از آن همیشه همراه با خاله ام سعادت دیدار داشتم. و هنوز هم نمی دانستیم از این جمع گرم و صمیمانه بدور خواهیم افتاد. … تا اینکه، در همان سال ما به کشور فدرال کانادا عزیمت نمودیم. (A final exile) … ادامهٔ مطلب »

ظنز پرداز معروف تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک) دارفانی را وداع گفت

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

مدرک برفت!
خبری جانگداز و تأثّر برانگیز! مردی که در نهایت فقر و تنگدستی ملت را می آموخت. می خنداند. گرمی بخش اوجاق هر ترکمنی بود. بر شادی های مردم شادی می افزود. …
قدری یاد کنیم:
… در ایامی که اینجانب در عروسی ها برنامه های موسیقی اجرا میکردیم، ایشون یکی از گویندگان زبده عروسی هایی بود که بنده در آن برنامه داشتم. یار همیشگی او حکیم آشورمحمدی همیشه همراهش بود. با حضور مرحوم آمان محمد میلادی، جشنهای عروسی حال و هوای ویژه ای می یافت. و برکت آور صاحب عروسی بود. حضور تعداد کثیری از جمعیت تماشاکران، با حضور مدرک مفهوم می یافت. .. هنرمندی که در تنگدستی و بیکسی، از دنیا رفت، وی با اینکه سواد چندانی نداشت، ولیکن، سخنوری ماهر، مجری توانا، گرداننده باذوق و شخص نخست جشنها بود…. مرحومینگ جائی جنت، بو دنیاده گورمدیک بختینا میسر بولسین، یادی همراه بولسئن! ⚘🎼🎹🎶🎵
****
به پاس داریم  یاد فقرا!
مدرک برفت، خندان و کوشان،
در فقر تنگدستی، کفن پوشان،
خنداند، بیاموخت به عبرت دیگران،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
ندیددر عمرش جز فقر تنگدستی،
در اوج تنهایی، بیچیزی و بیکسی،
یادش فراوان باد در خاطر هرکسی،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
****
#آمان_محمد_میلادی #مدرک #ترکمنصحرا #گنید_کاووس #بندرترکمن #اونق #طنزپرداز #عروسی_ترکمن #صحرای_ترکمن

در رثای سلاله

در رثای سلاله

در رثای سلاله

اولکامیز با کمال تأسف باخبر شدیم که صحرای ما شاهد فاجعه ای بس دردناک و جانگداز که وجدان بشریّت را بلزه درآورده است، می باشد. بیان ناچیز ما تسکین درد صحرای ما نیست. پس ناله خود را با بندهایی بیمقدار به تسلیت و سوگ این فرشته کوچک می نشینیم:
نامه بولدی؟ بیزینگ گوزل صحرادا، آل قاقدی می، یا-دا ظلمینگ آستیندا،
شیله بیر سوتمی گورماندیک هنیز، نه بلاغا اوچرادئنگ سن اولکأمیز؟…
غنچه سی هنیزلر گل آچمان چاغی، یاووز آجی خبر تاغما دک یالی،
– باسدی یورکلره، صحرامینگ داغی، نه بلاغا دوچار بولدینگ اولکأمیز؟…
قوربان بولیار فرزندلرینگ قوینونگدا، هنیزلر بورچلی دینگ فرزند بوینونگدا،
مگر توپراغئنگدان غان آقیار می سنگ؟! نه بلاغا دوچار بولدئنگ اولکأمیز؟….
بوگون غان آغلادان تورکمنصحرامی، شیله وجدانیندان تسدیرن بارمی،
یوردی آغلادان بی نشان، بیعارمی، نه بلاغا دوچار بولدینگ اولکأمیز؟ ….

فریشته جیگینگ جایی جنت، انه – آتاسئنا صبر طاقت، اولکامیزه قوات برسین!….

خ. اونق – تورنتو.

تبریکات نوروزی سال ۱۳۹۷– ۱۳۹۷-نجی یئل نو روز بایرامی قوتلاغی

نوروز بایرامی بارچانگئزا قوتلی بولسئن

!HAPPY NEWRUZ BAYRAM CELEBRATE! – NOWRUZ BAÝRAMY BARÇAŇYZA GUTLY BOLSYN! – С НАСТУПАЮЩИМ HOBPУ3 БАЙРАМOM!

یتیپ گلیأن تأزه یئل نوروزبایرامئنی بارچانگئزا قوتلاماق بیلن ، سیزه و ایچری ماشغالا اوجاغئنگئزا جان ساغلئق و آغزئبیرلیک هم آلئپ باریان مقصاتلی ایشلرینگیزده اوستونلیک آرزو ادیأریس!…
Ýetip gel‎‎ýän täze ýyl Nowruz baýramyny barçaňyza gutlamak bilen, size we içeri-maşgala ojagyňyza jan saglyk we alyp baryanmaksatlyňyzda üstünlik hemra bolsyn!…
فرا رسیدن سال نو شمسی (جشن نوروز) را ضمن تبریک، به شما و کانون گرم خانواده تان، آرزوی سلامتی و اتّخاد، همچنین در فعّالیّتهای آرمانخواهانه و هدفمندتان پیروزی یار و یاورتان باشد. …!

بدین مناسبت این روز را با شعری از شاعری نامعلوم، باستقبال میرویم:

نوروز بمانید که ایّام شمایید! آغاز شمایید و سرانجام شمایید
آن صبح نخستین بهاری که ز شادی می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار آن گنبد گردنده ی آرام شمایید!
خورشید گر از بام فلک عشق فشاند، خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟ اسطوره ی تورک و من و نام شمایید!
عشق از نفس گرم شما تازه کند جان افسانه قورقود و زهره ایّام شمایید!
هم مهر و محبّت هم دمـکده ی عشق، هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است، در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: