دولت مأمد بال قئزئل طلایه دار رئالیسم (قرون XIX-XX):

دولت محمد بال قزل

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق – ابتدا قبل از هر چیز  لازم می دانم اینجانب از دست اندرکاران این همایش از اساتید و جمعیّت های دخیل به ویژه از جمعیّت فرهنگی و هنری چاوش صحرا که در برگزاری این جمع ادبی زحمت می کشند، بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از ادبیات اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و اشاره به سیر تاریخی آن، با اساتید عالیقدرمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد سخن، شاعر و آخرین «اوزان باغشی» دولت مأمد بال قئزئل را که اینجانب در پایان نامه خود[1] (۱۹۹۵) نیز اشاره ای به بیوگرافی وی نموده بودم، یاد کنیم. و از پیشگامان نادر شعر، ادب و هنر ترکمن در دوره گذار از قرن نوزدهم به بیستم که حیات پرافتخاری داشته اند، تقدیر نمائیم. لذا؛

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق: ابتدا قبل از هر چیز  لازم می دانم اینجانب از دست اندرکاران این همایش از اساتید و جمعیّت های دخیل به ویژه از جمعیّت فرهنگی و هنری چاوش صحرا که در برگزاری این جمع ادبی زحمت می کشند، بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از ادبیات اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و اشاره به سیر تاریخی آن، با اساتید عالیقدرمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد سخن، شاعر و آخرین «اوزان باغشی» دولت مأمد بال قئزئل را که اینجانب در پایان نامه خود[1] (۱۹۹۵) نیز اشاره ای به بیوگرافی وی نموده بودم، یاد کنیم. و از پیشگامان نادر شعر، ادب و هنر ترکمن در دوره گذار از قرن نوزدهم به بیستم که حیات پرافتخاری داشته اند، تقدیر نمائیم. لذا؛

چنانچه در همایش اخیری که به شأن عارف عالیقدر استاد احمد سارلی برگزار شده بود، اشاره نموده بودیم و در اینجا نیز مروری کوتاه به آن تعداد از شاعرانمان را که فیمابین قرون نوزدهم و بیستم حیات نموده اند، داشته باشیم که یکی از برجسته ترین آن ها شاعر و حلیفه باغشی، استاد سخن دولت مأمد بال قئزئل است. اصولاً این گروه از اساتید حیات خود را در یک شرایط یکسان و پر غیل و غال یورش های همه جانبه از چهار جوانب سرزمین ترکمن زیست سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خودرا با طی این حوادث تاریخی سپری نموده اند. در کرنولوژی بیان اسامی موجود، با اشاره به سنه دوره حیات وی که در سال های (۱۸۵۲-۱۹۱۲)، بوده است، به معرفی و آثار وی می پردازیم. آن طور که معلوم می گردد، ایّام جوانی وی مقارن بود با جنگ گؤکدپه که وی در آن دوره ۲۹ ساله بوده است آخرین جنگ سرنوشت ساز روسیّه در ترکمنستان در سال ۱۸۸۱/م.، اتّفاق افتاده است که پس از آن ترکمنستان را به زور تابع روسیّه می گردانند. پس وی نیز شاهد اوج فلاکت های خلق خویش در دوره خود با این حوادث دست و پنجه نرم می کرده است. اواخر دهه های عمر وی مقارن با تحولات جدید از جانب شمال (کشور بزرگ روسیّه). چه قبل از آن سنه چه بعداز آن سنه، با حوادث نکبت باری که از چهار طرف خیوه، بخارا، ایران و روسیّه بر روی مردم محروم ترکمن تحمیل می شده است، روبرو بوده اند. این حوادث قطعا در ایده های ادبی وی در فرم های هنری اجتماعی بصورت قطعات شعر درآمده است.

ادامهٔ مطلب »

Advertisements

– انتقال آب دریای خزر به کویر، «ضد ‌محیط‌ زیست‌ ترین و فاجعه‌ بارترین طرح کشور»

  • خطر مهاجرت و کوچ اجباری از ترکمنصحرا شدیدا بگوش می رسد.

تورنتو – خوجه نفس نیوز:

د. خ. اونق: طرح ضد محیط زیست در دولت های هشت ساله اخیر ایران در مورد انتقال آب دریای خزر به کویرهای نمک و لوت فاجعه بارترین سیاستگذاری هائی است که از دوره احمدی نژاد مطرح و در دوره های هشت ساله روحانی با جدیّت بر آن پافشاری می شود. این فاجعه در وحله اوّل گریبان ملت هائی که در اطراف این برکه کوچکِ بزرگترین دریای جهان سکونت دارند، می شود. بویژه برای ترکمنصحرا همراه با فاجعه سدسازی ها و تخریب دو رود بزرگ اترک و گرگان، تصور صحرائی همچون کویر لوت و نمک که خالی از سکنه گردیده باشد، به دور از ذهن نیست. هیچ بعید نیست در آینده نه چندان دور چنین سرنوشت فلاکت باری که در تاریخ بعداز حمله مغول بر ترکمن های اوزبوی، اوستی یورت و مانگغئشلاق اتفاق افتاده است بیافتد ولی این بار فاجعه بارتر و سهمگین تر گریبان ملت ما را خواهد گرفت.

ما در تاریخ به مشابه چنین فاجعه ائی تنها در دوره حمله چنگیز به آسیا میانه برخورد می کنیم. که در آن چنگیز خان طی چندین حمله نتوانسته بود ترکمن ها را شکست دهد و در دو حمله بزرگی که به روی ترکمنهای خوارزم تا مانگغئشلاق انجام داده بود، لشکریان مغول با شکست های فاجعه باری در صحرای قاراقوم مواجهه می شوند و عقب نشینی می کنند. از این جهت چنگیز خان فاجعه انسداد شاخه بزرگ رود جیحون که طی سیراب نواحی اوزبوی به دریای خزر می ریخت، بانجام می رساند. در این مورد ضمن دقت و درج اطلاعات در رابطه با دستکاری محیط زیست در تاریخ در یکی از مقالاتم با این موضوع؛ … ادامهٔ مطلب »

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی – 1

Makhtumkuli

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق – شاعر مختومقلی، عارف و به عنوان فراست های خلق، ناشر و تبیین کننده امید – آرمان های ملّت خویش بر علیه قوانین ستمگرانه، ظالم و خونخوارانه فئودالی که حیات طایفه – تیره های ترکمن را در چنبره خود به محاصره درآورده بود و در دوره ائی که خلق بر علیه این قوانین به پا خاسته و مبارزه می کرده است، بر اساس ضرورت قیام، وی از درون این جنبش فراهم و ظهور پیدا می کند.
دولت محمد آزادی که از صفات و رفتارهای مسئولانه دولتی برخوردار و دارای فراست سیاسی نیز بوده است، با ایده های قوانین سیاست های دولت مداری، برخوردار از صفات انسانی و عدالت پروانه، سرورانه، نگرش عادلانه وی بر اهالی که در چهارچوب رعیتی نواحی خویش سکونت داشـتند، در جهت آبادانی میدان زیست، برای رشد تولیدات کشاورزی، ساختن پل ها، راه ها، ساختن مکان های اجتماعی- علمی و به گردن گرفتن مسئولیّت در جهت رشد و علاقه فراگیری معارف به پا خاسته بود، هم والد مختومقلی و هم استاد /خلیفه/ وی محسوب می شده است.
مختومقلی به عنوان ادامه دهنده راه و ایده های اصیل والد خویش، در جهت رشد و تعمیم آن همّت گماشته است. وی از حکّام؛ عدالت خواهی را نه به صورت آبستریزه شده آن، بلکه درخشش آن را بر اقبال ملّت همچون خورشید تابنده، چون آب در مسیر جاری روان بودن و به مانند باد در وزش نسیم قرار گرفتن را طلب نموده است. ادامهٔ مطلب »

روابط نزدیک ترکمن – افغان در قرن هیجدهم

همایون احمد شاه درّانی بنیانگذار افغانستان (1135/ق – 1186/ق) – هرات

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق: …بعداز مرگ نادرشاه، در افغانستان از سوی احمدخان از طایفه آبدال و از تیره سدوزایی با بنیانگذاری وی دولت مستقلی تشکیل می شود. وی از دوره جوانی در گارد سواره نظام نادر شاه خدمت می کرده است.[1] وی توانسته است منصب های برجسته ای را در دولت نادر به دست بیاورد. احمدخان ابدالی هم شاهد قدرت یافتن و هم شاهد مرگ شاه نیز شده است. در همان هنگام که شاه به قتل می رسد، با قشون آبدال های گروه خود به سوی قندهار می شتابد و در همان جا خود را به عنوان پادشاه افغانستان اعلام می دارد. وی لقب «دُرِّ دُرّان» را بر خود احراز می دارد.

نام جدید طایفه ابدال، با عنوان «خاندان دُرّانی» ثبت و ظهور پیدا می کند. احمدشاه در سال های (۱۷۴۷ – ۱۷۷۳/م.م.) در امور حکومتی خود تلاش می کند اشتباهات نادرشاه را به عنوان درس عبرت به کار می بندد و سیاست آرامی را پیش می برد. وی شخصی پر صبر و طاقت و با استعداد بوده است، با شعر و ادبیّات مشغول می شده است. حضور یافتن خویش را در بین خیل شعرائی که از سرزمین های مختلف آورده بود، دوست می داشته است.[2] با محسوب کردن خود به عنوان میراث دار نیمه شرقی پادشاهی نادرشاه، در طول عمرش هفت بار به هندوستان یورش برده است. در سال ۱۷۶۰/م.، در جنگی که بر علیه سیک ها و مارات ‌های کناره های رودخانه «پانی – پت»[3] رخ داده بود، به پیروزی ظفرمندی دست می یابد که در آن جنگ بسیاری از سواره نظام های ترکمن نیز حضور و شرکت داشته است. احمد شاهی که با درایت خود توانسته بود درک کند؛ مناطقی را که تسخیر نموده است نمی تواند، از عهده استحکام آن برآید، سرحدّات رعیّتی خویش را عاقلانه و با فراست مرزبندی و سپس از جانب پنجاب، با به رسمیّت شناختن استقلال بلوچستان، به عقب باز می گردد. همگام با یورش های هندوستان احمد شاه در سال های ۱۷۵۰ – ۱۷۵۵/م.م.، سه بار به خراسان یورش برده است. مرکز (پایتخت) آن جا شهر مشهد را دو بار به محاصره خود درآورده است. ولیکن آن جا را نیز غیر از ولایت هرات بقیّه نواحی را ترک و به وطن خود باز می گردد.[4] ادامهٔ مطلب »

آیا «تقیه» مجوزی شرعی برای دروغ و ریاکاری است؟

تقیه ماسک دروغین چهره

«اصل تقیه» ماسک دروغین چهره

رادیو فردا: – تقیه؛ واژه‌ای اسلامی که به مسلمانان اجازه شرعی می‌دهد تا در تنگناها باور خود را کتمان کنند، درباره‌ آن سکوت کنند یا حتی دروغ بگویند. به این ترتیب در شرایط اضطرار و آزار، مؤمنان مجازند ریا پیش کنند و دروغ بگویند. چیزی که عرفان ثابتی، پژوهشگر ادیان که خود پیرو آیین بهاییت است به‌شدت به آن نقد می‌کند. او به رسمیت شناخته شدن تقیه در دین رسمی کشور را پشتوانه عادی‌سازی ریاکاری فردی و اجتماعی، گسترش دروغ و آنچه از آن با عنوان «زرنگی منفی» یاد می‌کند، می‌داند.
اما سروش دباغ، دیگر پژوهشگر دین و فلسفه که در تابوی این هفته مهمان ماست، تقیه را در جامعه‌ای مثل ایران دارای «ارزش نجات‌بخش» می‌داند و می‌گوید دروغ گفتن هم در پاره‌ای از موارد مجاز است. او معتقد است عموم مردم کاری به «اخلاق فضیلت» ندارند و باید بتوانند با «اخلاق بقا» زندگی خود را پیش ببرند، رویکردی که آقای ثابتی آن را منفعت‌طلبانه و غیراخلاقی می‌داند.
اگر شما هم گاه از خودتان پرسیده‌اید دروغ بگوییم و پنهان‌کاری بکنیم یا نه؛ تابوی این هفته را بشنوید.

آیا «تقیه» مجوزی شرعی برای دروغ و ریاکاری است؟ لینک صدا برای شنیدن رادیو در مورد «اصل تقیه»

آقای ثابتی گروهی تقیه را که در اسلام شیعی توصیه و در مواردی واجب انگاشته شده، به ریاکاری یا در بهترین حالت یک نوع دوروریی پیشگیرانه تعبیر کرده‌اند؛ یک نوع سکوت در جایی که سکوت ممکن است حتی غیراخلاقی باشد. شما نگاه‌تان در این‌باره چیست؟ می‌دانم که تقریباً به همین گروه از منتقدان تقیه تعلق دارید. ادامهٔ مطلب »

خاطره ای از «مدرسه راهنمائی تحصیلی شیخ مفید خوجه نفس»!…

مدرسه راهنمائی خوجه نفس - تأسیس 1353

مدرسه راهنمائی تحصیلی «شیخ مفید» خوجه نفس – تأسیس 1353

تورنتو د. خ. اونق:

از سال ۱۳۵۰با تغییر نظام آموزشی از کلاس پنجم ابتدائی طی امتحانات نهائی وارد مقطع راهنمائی شدیم. اولین مدرسه راهنمائی تحصیلی در منطقه ما با عنوان مدرسه راهنمائی «مفید» در شهر کومیش دپه تاسیس گردیده بود و دو سال در آنجا تحصیل نمودم. در سال تحصیلی ۱۳۵۳-۵۴ در دهستان ما خوجه نفس اولین مدرسه راهنمائی تحصیلی با عنوان «شیخ مفید» در بخش شمالی روستا در کناره غربی جاده کومیش دپه – بندرشاه تأسیس گردید. سال سوّم را در آنجا به اتمام رسانیدم.

دیوار این تصویر مربوط به سمت شرقی مدرسه راهنمائی تحصیلی خوجه نفس می باشد که از آن سوی مشرف به جاده کومیش دپه است. در اینجا این دیوار را همراه با تصویری که اینجانب در سال ۱۳۶۳ دوره کمی بعداز موج دوّم سرکوب های جمهوری اسلامی در دوره دوساله حبس تعلیقی کشیده بودم و تا به امروز باقی مانده است، مشاهده می کنید!!!.. در آن ایام بدنبال گرفتن شغل تخصصی ام معلمی در مدرسه راهنمائی تحصیلی و جزو سهمیه بندی مربوط به کومیش دپه و بندرترکمن بودم و این مدرسه میبایست جایی می بود که بنده در آنجا کار می کردم. ولیکن، بعداز فارغ التحصیلی در سال 1360 طی سه سال محرومیت شغلی که از جانب گزینش نو ظهور جمهوری اسلامی اعمال می شد، پشت بازار کار باقیمانده بودیم. مدّتی بعداز حل و فصل مشکلات از جانب آن اداره تصفیه گر در چهارمین سال با اخذ پذیرش بلامانع، از جانب مرکز آموزش و پرورش ساری مرا به عنوان سهمیه بندرترکمن در نظر گرفت و به آنجا اعزام کرد. من از سال ۱۳۶۴ به بعد در مدرسه راهنمایی تحصیلی طالقانی بندرترکمن مشغول به کار بودم. یک سال بعد مرا به عنوان مدیر بخش هنری به «پست امور هنری» آموزش و پروش بندرترکمن ارتقاء نمودند. طی حوادث بعدی … تا اینکه در اوایل تابستان سال ۱۳۶۶… طالع مهاجرت، سرنوشت گروهی از جوانان ترکمن را بکام خود کشانید…
کانادا – تورنتو – دکتر خانگلدی اونق – 8/23/2018

آکادمی علوم ترکمنستان از اولین ساختار تاسیس تا امروز (تاریخچه «آ. ان. تئسئسئر» و آ. ان. ت.)

ترکمنصحرا: مقالات – تورکمن نیوز“آکادمی علوم” بدنه دولتی جمهوری ترکمنستان است که وظیفه اصلی آن برای تضمین و اطمینان از اجرا و تحقق عملی سیاست های علمی و فنی کشور است.

د. خ. اونق: از جمله مراکزی که هم در زمینه علوم و هم در جهت شکل گیری ترکمنستان بعنوان یک دولت مستقل در چهارچوب شوروی سابق و چه بعنوان یک دولت مستقل در جهان امروز، در جهت پایه گذاری و ساختمان جمهوری ترکمنستان نقش عمده ای را بازی کرد، آن «آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان» است. آکادمی علوم ترکمنستان بدن دولتی که وظیفه اصلی آن برای تضمین و اطمینان از تحقق عملی سیاست علمی و فنی کشور است، می باشد. ادامه مقاله در «ترکمن نیوز»

مرکز آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان АНТССР و АНТ

مرکز آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان АНТССР و АНТ

نظریّه «ژانر واحد» پیوستگی در تاریخ و ادبیّات

مقالات اختصاصی- تورکمن نیوز – این نوشته، بخش دوّم نظریّه “ژانر واحد” که طی مقاله ای با عنوان “ژانر داستان تغزّلی “صایاد – همرا” چگونه پدید آمده است؟” در مقایسه با “دیوان جهانشاه حقیقی” داده بودیم، است. اینک دقّت خوانندگان گرامی را به قسمت دوّم این نظریّه در وب سایت «ترکمن نیوز» با عنوان «تشابهات، تداعیّات و رابطه ژانر داستان صاید – همرا با آثار جهانشاه حقیقی» جلب می کنیم!

دکتر خانگلدی اونق

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

«عاشئق من»، یرینه یئتیرئن ساوتلرینگ آد غازانان و تورکمنستانئنگ خلق آرتیستی مرحوم ساغی جبار،

«Aşyk Men» Ýerine ýetiren Sowetleriň ast gazanan artysty we Türkmenistan Respublykasynyň Halk Artysty merhum Sahy Jepbar

به بهانه ترانه عاشئق من ساخی جبار سیری به ترجمه فارسی ترانه «بوگون» ساخی جبّار می زنیم: این شعر در زمینه یکی ا ز اشعار شاعر بلندپایه ترکمن مختومقلی فرا غی به نام «بوگون (امروز)» است.

امروز (نظیره)

زهـره آسمان بر آمد،
عاشق که دوران است امروز،
لاله از خاک بر دمید،
جان که ریحان است امروز.
***
در سیر گل آمد بلبل،
صد ناز کند غنچه گل،
بر خیز بر آستان بشتاب،
معشوق که قربان است امروز.
***
باغ زبان، کان شکر،
باغ جان داره ثمر،
ای زحمت خار کشیده،
روضه رضوان است امروز.
***
گل جبن زباغ دسته – دسته،
ای مرغ دل آسوده و خسته،
ماندیش و بخوان سرودی،
که آواز همانست امروز.
***
اسرار به مه گفته جبالت،
دامن به گُل آلوده غنایت،
عدل است و عدالت رابین،
که فرمان زمان است امروز.
***
قلب است به تن جای شهیدان،
رزم است و وطن کنام مردان،
روایت عشق از فراغی،
درمان دلان است امروز…

بهار سال

بوگون

دوغدی آسمانئنگ زؤهره سی،
چین عاشئغا دؤوران بو گوٚن،
آچئلدی زمین لأله سی،
اوشبو دوٚنیأ ریحان بوگوٚن.
***
هر سایراندا شیدا بلبل،
اؤویشگین آتار اؤویسیپ گوٚل،
عاشق بولسانگ مونی یاد بیل،
معشوق سانگا قوربان بو گوٚن.

دیل صنوبر شکرستان،
عألئم جهان گل – گوٚلیستان،
قوینونگ ایچره بیتئن بوستان،
قوچ ییگید لر باغبان بوگوٚن.

گوٚلشئن ایچره گیرئر بولستنگ،
گوٚل دسته سینی تئرار بولستنگ،
مندن خابار سورئر بولسانگ،
طوطی گوٚفتار زئبان بوگوٚن.

داغلار باشئن اوٚموٚر باسان،
جوٚلگه سینده گوٚل لر اؤسئن،
هر دمینده نامارت غئسان،
عدل شاه دان پرمان بوگوٚن.

دوامات دئر ایل مردینه،
آویئن بئرمئز شیر قوردونا.
چئن عاشئغئنگ اول دردینه،
فراغی دان درمان بوگوٚن.

– ۱۳۶۱- ایران

تورنتو – د. خ. اونق

جایگاه و اهمّیت رمان «خشم تویلی خان» و «آینا-ملّا» از: استاد احمد سارلی

بریده نشریه «فراغی»

مجله فراغی: «همایش تقدیر از 50 سال فعالیت های قلمی استاد احمدآقا سارلی»

تورنتو – د. خ. اونق:  «… ویژگی های این اثر آن را نسبت به برخی از آثار کلاسیکهایمان همچون آثار صایاد-همرا، یوسف و احمد، زهره و طاهر، که در ابهامات قرون خاک خورده است، متمایز و از وضوح بیشتری برخوردار است. و پر واضح است که این اثر، بیان بخشی از تاریخ رئال ملت ما را همراه با ادبیّات آن بیان می دارد. …»

قبل از هرچیز اینجانب از دست اندرکاران این همایش بویژه از استاد دکتر آرازمحمد سارلی و جمعیّت «میراث» بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از تاریخ و ادبیاتمان، با اساتید ارجمندمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد احمد سارلی که از پیشگامان نادر تاریخ و ادبیّات ترکمن در دوره ای خاص است، یاد کنیم و تقدیر نمائیم. لذا؛
… آغاز سخن را در ظرف دو شاخه مهم علوم انسانی؛ رابطه بین ادبیات و تاریخ شروع می کنیم. همانطور که در مقالاتی چند بویژه در رابطه با اثر «قیاتخان و بازماندگان»، همچنین در رابطه با اثر «دیوان جهانشاه حقیقی» و داستان لیریکی «صایاد-همرا» به این نتیجه رسیدیم که؛ وجود رابطه تفکیک ناپذیر رشته های تاریخ و ادبیَات باهمدیگر، ریشه یگانه آن را که از یک منبع سرچشمه می گیرند، صحبت کرده بودیم. و همین علائم را، در خلاقیّت اثر «خشم تویلی خان» نیز بی کم و کاست مشاهده می کنیم. در این رابطه بیائید به سخنان بزرگان علم متکی شویم.
درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است.[2] و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم متقابل آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های یکدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد آثار استاد احمد سارلی و اثر ماندگار ایشان «خشم تویلی خان» و بقیّه آثار وی به عنوان انعکاس رخدادهای تاریخی ایّام خود و به عنوان نمائی از شرایط سال های بعداز سرکوب ها و غصب زمین های خاصلخیز ترکمنصحرا از جانب رضاخان، بیداد خوانین مرتجع و زیاده خواهی آنان؛ و گوشه ای از مشقاتی که بعداز آن بر ملت ما رفته است، به شکلی زیبا و رمانتیک به تصویر کشیده شده است. این اثر یک رمان ادبی است! در عین حال به تعریف واقعه ایی می پردازد که معلول آن مناسبات همان جامعه ایست که از جانب غاصبان فئودال مورد تجاوز قرار می گرفته؛ و آن تاریخ ملت ماست! ناله و حرمان هائی که بعداز غصب زمین های ترکمنصحرا به زور سرنیزه های حکام قاجاری و پهلوی ملت ما دچار آن گشته بود، بی حد و حصر تراژدیک است. ادامهٔ مطلب »

بررسی جامع داستان تغزّلی «صایاد-همرا» در ارتباط با «دیوان جهانشاه حقیقی» – 2

تزئینی

تزئینی

قسمت دوّم:

تشابهات، تداعیات و رابطه ژانر دستان صاید-همرا با آثار میرزا جهانشاه حقیقی

د.خ.اونق: این نوشته، بخش دوّم نظریّه «ژانر واحد» که طی مقاله ای با عنوان «ژانر داستان تغزّلی «صاید – همرا» چگونه پدید آمده است؟»[1] در مقایسه با «دیوان جهانشاه حقیقی»[2] داده بودیم، است.
… چنانچه در مورد برجسته ترین تشابهات و رابطه ژانری داستان صاید – همرا با دوره و حیات پادشاه تورکمن میرزا جهانشاه را در یک مقاله مبسوطی با عنوان «ژانر[3] داستان تغزّلی «صایاد – همرا» چگونه پدید آمده است؟»، طی استدلالات چندی اشاره کرده بودیم که در آن ایّام به متن اصلی این داستان دسترسی کامل نداشتم و آن مقاله را با همان مطالعات و پیش زمینه های قبلی که سال ها قبل این داستان (صایاد-همرا) را بارها مطالعه کرده بودیم و بعضی از اشعار آن را همراه با موسیقی (جدید و قدیم) نیز اجرا می نمودیم، در خاطرم باقی مانده بود، ارائه گردید. حال طی سال ها درخواست یک جلد آن، از دوستان و آشنایان مقدور نگردید تا این که یکی از دانشجویان طی در خواستی که اینجانب نموده بودم، این اثر را از کتابفروشی قابوس تهیّه و با توجه به مشکلات پستی که در ارسال آن داشتیم، صفحات کامل آن را طی اسکن کپی برایم رساند. و از این جهت از خدمتی که این دانشجوی مهربان سرکار خانم س. عالمی برایم مبذول داشته بی نهایت سپاسگزار و قدردانی خودرا اظهار میدارم.
… چنانچه نظری به اثر چاپ شده مجموعه «افسانه ها و قصه های ترکمنی – قرن 14/م.»، از جانب انتشارات قاضی[4]، بیاندازیم، تشابهات و تداعیات دیتال های این اثر، آن را متعلق به دوره قرون 14-15/م.م.، می نماید. ادامهٔ مطلب »

بررسی جامع داستان تغزّلی «صایاد-همرا» در ارتباط با «دیوان جهانشاه حقیقی» – 1

سولطانات و امپراتوری طرابوزان در 1300

سولطانات و امپراتوری طرابوزان در 1300

داستان تغزّلی «صایاد-همرا» چگونه پدید آمده است؟
تورنتو – دکتر خانگلدی اونق:
قسمت اوّل: وجود رابطه تفکیک ناپذیر رشته های تاریخ و ادبیَات باهمدیگر، ریشه یگانه آن را که از یک منبع سرچشمه می گیرد، بی کم و کاست نشان می دهد. با تکیه و استناد بر اسناد موجود تاریخی، کشف ابهامات ادبیَات جاری و از طریق نمادها و سر رشته های ادبیَات پی بردن و کشف رخدادهای واقعی حوادث تاریخی، نه تنها تبحر در تاریخ نگاری را طلب می کند، بلکه مستلزم ادیب بودن نیز هست.
دیوان جهانشاه قاراقویونلی در تاریخ و ادبیَاتمان و اجمال سلسله وقایع و حوادثی که در آن مقطع از تاریخ رویداده استَ باری دیگر در روشن نمودن ابهامات تاریخی از طریق این دو شاخه ولی این بار از طریق اسناد تاریخی سرچشمه های ادبیَاتمان را که مربوط به کدام دوره از تاریخ بوده است، معلوم می گردد. همچنین پی بردن به دست مایه های ادبی و قهرمانان واقعی آثار در یک دوره مشخص تاریخی، رابطه این رشته ها را نسبت به همدیگر هرچه نمایانتر آشکار می کند.
 در مورد رابطه تنگاتنگ داستان تغزَلی «صایاد – همرا» با زندگی واقعی و آثار جهانشاه حقیقی

ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: