بروشور مجموعه آثار پژوهشی تاریخ و ادبیّات تورکمن

د. خ. اونق: این مجموعه در پی 3 بروشوری که هر کدام مجزا از همدیگر به زبان های؛ فارسی A، انگلیسی B، روسی C، و شکل کامل آن «D»،  در یک برنامه ورد و پی دی اف ارائه می گردد:

D_Comp_View_Info_For3Lang_my books__04

مشخصات مجموعه آثار دکتر خانگلدی اونق در این بروشور ارائه می گردد

Advertisements

حضور مهاجرین تورکمن ایرانی در تورکمنستان شوروی و نوع تحصیلات آن ها

نمونه ای از دیپلم صد دلاری

نمونه ای از فوق دیپلم صد دلاری

ترکیه – خوجه نفس نیوز: هدف از یادآوری مراتب پست های گذشته، جهت درک بهتر از نظام آموزشی و اهمیّت پایه های تحصیلی کسانی که در آموزشگاه های ترکمنستان چند سالی به تحصیل مشغول شده بودند که با همان فوق دیپلم بهداشت ترکمنستان، سعی در القاء دیگران به عنوان «دکتر!!» در پزشکی را دارند، است. ما در مطالب زیر به آن خواهیم پرداخت.

در سال های 1363-1369/ش.ش. مطابق با 1985-1990/م.م.، با شروع سرکوب نیروهای سیاسی در ایران، چهارمین دور مهاجرت گروهی به جمهوری ترکمنستان در تاریخ معاصر آغاز گردید. در این رخداد گروهی از مهاجرین ایرانی اعم از ترکمن های ترکمنصحرا[1] به جمهوری ترکمنستان شوروی سوسیالیستی پناهنده می شوند. از تعداد بیش از 200 تن (بعضی ها با اغراق 500 تن اعلام می کنند!) و تعدادی از خانوارهای ترکمن که به غیر از چند نفر انگشت شمار از اعضاء سازمان فدائیان و حزب توده، (امروزه بنام «توده-اکثریتی» ها شناخته می شوند)، عمدتاً جوانان کم سن و سال حوزه دانش آموزی این دو ارگان بودند و چند تن نیز از هواداران سابق این گروه ها که زمانی در کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن فعالیّت داشتند که در ایّام انشعابات سچفخا[2] در سال های 1358 تا 1362/ش.ش.، از آن سازمان منفعل شده بودند، نیز خودشان را به جمهوری ترکمنستان رسانده بودند. این روند به مدت 5-6 سال دوام داشت. آن عده از تازه واردینی که از جانب مهاجرین قبلی مورد تأئید قرار می گرفت، پس از طی یکدوره اقامت یکساله در اردوگاهی با عنوان «دم اوتدیخ کمونالنیک /استراحتگاه کمونالنیک Дом отдых Коммунальник/» با حداقل امکانات اساسی زیست، به منزلی که از جانب سازمان صلیب سرخ در اختیار آن ها گذاشته می شد، منتقل می شدند و ماهی هم 50 روبل برابر با تقریبا 50 دلار، تا مشخص شدن وضعیّت اشتغال یا تحصیل به آن ها تعلّق می گرفت. اما، آن عده ای از تازه واردین که از جانب مهاجرین قبلی (یا در حبس یا بیرون از حبس) اطلاعات نادرست و یا با عدم تأئید روبرو می شد، در صورت ماندگاری در آنجا طبق ماده 82 قانون اساسی شوروی که در باب عبور غیرمجاز از مرز بین المللی که مدّت حبس آن از یک تا 3 سال است، بازداشت و به زندان مرکزی مستقر در عشق آباد منتقل می شدند و در طول یکسال محاکمه و در صورت نداشتن جرم چشمگیر قانونی، تبرئه و بدون در نظر گرفتن هیچ جرمی با اعلام برائت و عدم جرم، دادگاهی و آزاد می شدند. در این مرحله نیز همان مراتب قبلی را که سایرین سپری کرده بودند، در اردوگاه شهرستان چارجو یا داش اوغوز طی و اقامت می گرفتند. این رابطه در دوره گلاسنوست که از جانب میخائیل گارباچیوف بروز شده بود، تعدیل و تسهیل گردید. ادامهٔ مطلب »

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت دوّم

ترکمنستان بیلیم سیستماسی

ترکمنستاندا بیلیم سیستماسی

تورنتو – د. خ. اونق:

نظام آموزشی در جمهوری تورکمنستان:

ادامه مطلب قبلی … حال به بررسی نظام آموزشی در ترکمنستان که زیرساخت آن از نظام روسیّه و سپس دوره سوسیالیسی بر گرفته شده است، می پردازیم.
نظام آموزشی در روسیّه از همان ابتدا از دوره تزاریسم شکل نیمه نظامی و نیمه ملی داشته است. به همین جهت رتبه هائی که به نام «چین /نوعی درجه نظامی/» درنظر گرفته می شد که تا به امروز برای فارغ التحصیلان تحصیلات عالی داده میشود. مانند اعدادی که در رتبه های تحصیلات آکادمیکی در نظر گرفته می شود که به آن کد فوق تخصصی یا به زبان روسی «شیفر / Шифр специальности/» نامیده می شود. مثل: 07.00.02، مربوط به تاریخ وطن، یا 07.00.03، مربوط به یکی دیگر از رشته ها یا 07.00.04 و غیره که اینگونه رتبه ها در دوره تزاریسم به نظامیان داده می شده است که با نشان های خاص متمایز می گردید که به آن «چین» گفته می شود. این رده بندی در دوره شوروی سوسیالیستی نیز به همان شکل بطور وسیع تر به همه اهالی فارغ التحصیلان دوره های تخصصی مشخص تحصیلات عالی داده می شود، از جمله نامزدی علوم، دکترا و فوق دکترا (پروفسوری یا آکادمیکی). .. ادامهٔ مطلب »

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت اوّل

ایراندا اوقو دوزگونلری

ایراندا اوقو دوزگونلری

تورنتو – د. خ. اونق – در راستای بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران در پژوهش های علمی خود در پایاننامه با اشاره مختصری، به این مسائل پرداخته بودم. حال با اشاره ای کوتاه به نظام آموزشی در ترکمنصحرای ایران، به بررسی دو نظام آموزشی در ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق ایضاً جمهوری ترکمنستان می پردازیم. ابتدا نظر کوتاهی به شکل گیری نظام آموزشی معاصر در ایران می پردازیم.

شکل گیری نظام آموزشی نوین در ایران:
نظام نظام آموزشی در ترکمنصحرا بعداز استیلا و استحکام رژیم دوره پهلوی با راه اندازی سیستم جدید آموزشی مغایر با نظام آموزشی ترکمنی – حوزوی (حجروی) قبلی، تجدیدنظر و با ایجاد مراکز تحصیلی جدید با جذب دانش آموزان شروع به کار می کند. در ابتدا در ترکمنصحرا تا سال 1954/م. دو مرکز آموزشی ایجاد شده بود.
الف). مرکز هماهنگی و اجرائی برنامه های نظام آموزشی به تابعیّت شهر استرآباد قدیمی (گرگان کنونی) یا (اداره کلّ آموزش و پرورش دشت گرگان «گوٚرگن صأحراسئنئنگ مرکزی علئم و بیلیم اداراسی»)،
ب). اداره آموزش و پرورش شهر گنبدکاووس که در تابعیت همان مرکز فوق قرار داشت. از سال 1954 هر کدام از آن ها به اداره مستقل از همدیگر تبدیل می گردد.
بر اساس اطلاعاتی که نویسنده وابسته بدولت آن زمان اسدالله معنی داده است؛ تا سال 1925/م، (تا سال سرکوب ترکمنصحرا از جانب رضاشاه) در ترکمنصحرا، به غیر از مدارس قدیمی هیچگونه نظام آموزشی مطابق با استانداردهای امروزی وجود نداشت. لذا، بعداز خلع سلاح تورکمن ها ترکمنصحرا توسط قشون جنگی رضاخان، به تعداد سه دستگاه مکتب، به شکل استاندارد امروزی (دبستان) در شهرها و روستاهایی همچون کنبد کاووس، کومیش دپه، خوجه نفس و اومچالی (سیمین شهر کنونی) راه اندازی شده است. ادامهٔ مطلب »

در گستره ادبیّات کلاسیک ترکمن؛ مختومقلی، رمانتیسم و رئالیسم

دکتر خانگلدی اونق: ترجمه به فارسی همراه با متون تورکمنی: «نامه سن؟ … اول منم» /چی هستی؟، آن منم/:

…. از دوران مختومقلی فراغی چندین عصر گذشته است. امروز در اوایل قرن بیستم، ایّامی که رمانتیسم جایگاه خودرا بتدریج به رئالیسم داده است، نشسته ایم. نسل امروز تلاش دارد هر پدیده ای را با دید رئال خود بنگرد. البتّه صدای آرزو و آرمان های نامعلوم رمانتیسم که در جوانی شنیده می شود، در آینده در آثار و تحریرات این شاعران و پیشکسوتان با ایده های نو ظهور می یابد. آن بشارت دهنده و شکل گیری مطالبات مشخص در قالب رئالیسم است.

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان - د.خ.اونق

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان – د.خ.اونق

همچنان که انسان از بدو تولّد، دوره های خاص تکامل را در طول حیاتشان طی کرده اند، در علوم، فرهنگ و هنر، زبان و ادبیات نیز در درازنای جنب و جوش های تاریخی، پایه های رشد و پویایی خودرا در قالب سبک و سلوک های مشخص دوره خود طی نموده است. خط و نوشتار به عنوان پایه های بنیادی و ریشه هنر و ادبیّات در اوّلّین دور تکامل خود، با نقش بستن تصاویر مفهوم دار بر روی سنگ نبشته های کوه ها آغاز می شود و در تداوم و تسلسل آن، به میراث ماندگار تبدیل و با بجای گذاشتن افکار و اندیشه های زیبای انسانی به یاری خطوط و نقاشی های مفهومدار در مراکز تجمع انسانهای آن جامعه، فرهنگ و ادبیات موجودیّت می یابد. ادامهٔ مطلب »

ظنز پرداز معروف تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک) دارفانی را وداع گفت

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

مدرک برفت!
خبری جانگداز و تأثّر برانگیز! مردی که در نهایت فقر و تنگدستی ملت را می آموخت. می خنداند. گرمی بخش اوجاق هر ترکمنی بود. بر شادی های مردم شادی می افزود. …
قدری یاد کنیم:
… در ایامی که اینجانب در عروسی ها برنامه های موسیقی اجرا میکردیم، ایشون یکی از گویندگان زبده عروسی هایی بود که بنده در آن برنامه داشتم. یار همیشگی او حکیم آشورمحمدی همیشه همراهش بود. با حضور مرحوم آمان محمد میلادی، جشنهای عروسی حال و هوای ویژه ای می یافت. و برکت آور صاحب عروسی بود. حضور تعداد کثیری از جمعیت تماشاکران، با حضور مدرک مفهوم می یافت. .. هنرمندی که در تنگدستی و بیکسی، از دنیا رفت، وی با اینکه سواد چندانی نداشت، ولیکن، سخنوری ماهر، مجری توانا، گرداننده باذوق و شخص نخست جشنها بود…. مرحومینگ جائی جنت، بو دنیاده گورمدیک بختینا میسر بولسین، یادی همراه بولسئن! ⚘🎼🎹🎶🎵
****
به پاس داریم  یاد فقرا!
مدرک برفت، خندان و کوشان،
در فقر تنگدستی، کفن پوشان،
خنداند، بیاموخت به عبرت دیگران،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
ندیددر عمرش جز فقر تنگدستی،
در اوج تنهایی، بیچیزی و بیکسی،
یادش فراوان باد در خاطر هرکسی،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
****
#آمان_محمد_میلادی #مدرک #ترکمنصحرا #گنید_کاووس #بندرترکمن #اونق #طنزپرداز #عروسی_ترکمن #صحرای_ترکمن

در رثای سلاله

در رثای سلاله

در رثای سلاله

اولکامیز با کمال تأسف باخبر شدیم که صحرای ما شاهد فاجعه ای بس دردناک و جانگداز که وجدان بشریّت را بلزه درآورده است، می باشد. بیان ناچیز ما تسکین درد صحرای ما نیست. پس ناله خود را با بندهایی بیمقدار به تسلیت و سوگ این فرشته کوچک می نشینیم:
نامه بولدی؟ بیزینگ گوزل صحرادا، آل قاقدی می، یا-دا ظلمینگ آستیندا،
شیله بیر سوتمی گورماندیک هنیز، نه بلاغا اوچرادئنگ سن اولکأمیز؟…
غنچه سی هنیزلر گل آچمان چاغی، یاووز آجی خبر تاغما دک یالی،
– باسدی یورکلره، صحرامینگ داغی، نه بلاغا دوچار بولدینگ اولکأمیز؟…
قوربان بولیار فرزندلرینگ قوینونگدا، هنیزلر بورچلی دینگ فرزند بوینونگدا،
مگر توپراغئنگدان غان آقیار می سنگ؟! نه بلاغا دوچار بولدئنگ اولکأمیز؟….
بوگون غان آغلادان تورکمنصحرامی، شیله وجدانیندان تسدیرن بارمی،
یوردی آغلادان بی نشان، بیعارمی، نه بلاغا دوچار بولدینگ اولکأمیز؟ ….

فریشته جیگینگ جایی جنت، انه – آتاسئنا صبر طاقت، اولکامیزه قوات برسین!….

خ. اونق – تورنتو.

یادی از هنرپیشه و کارگردان خستگی ناپذیر ترکمن آلتی قارلیف

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

تورنتو – خوجه نفس نیوز: هنرپیشه خلق «آلتی قارلیف»: او در تاریخ ۶ ژانویه ۱۹۰۹، در بابا دایخان یکی از بخش های بزرگ شهرستان تجن متولد شد. این منطقه قبل انقلاب اکتبر استان ماوراء خزر (Закаспийская область)، (در حال حاضر استان آخال ترکمنستان) نامیده می شد. التی قارلیف نویسنده چندین نمایشنامه و برنامه های لیبرتوی اپرا است. وی دارای عنوان های «هنرمند خلق» در جمهوری ترکمنستان شوروی همچنین در اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۵ است.
در سال ۱۹۲۸ از استودیو آموزشی فنی هنری دراماتیک ترکمنستان در عشق آباد فارغ التحصیل شد. وی در سال ۱۹۳۱ – گروه کارگردانان دانشکده تئاتر باکو بود. همچنین از سال ۱۹۳۱ به بعد به عنوان بازیگر و مدیر تئاتر دراماتیک دانشگاهی ترکمنستان منصوب می گردد.
در سال های ۱۹۵۳-۱۹۵۶ به عنوان مدیر ارشد و در سال ۱۹۶۰-۱۹۶۳نیز به عنوان مدیر ارشد و مدیر کل این تئاتر می گردد. همچنی در پی آن در ۱۹۵۳-۱۹۴۱ سال، مدیر کل تئاتر اپرا و باله مختومقلی ترکمنستان میگردد.
وی از سال ۱۹۵۹، بازیگر و کارگردان و در سال ۱۹۵۶-۱۹۶۰، کارگردان استودیوی فیلم «تورکمن فیلم» می گردد.
او در ۱۱ دسامبر ۱۹۷۳ در پایتخت ترکمنستان – شهر عشق آباد بدرود حیات گفت. ولیکن، بعداز فوت وی در سال ۱۹۷۴، استودیوهای «تورکمن فیلم» به نام «آلتی قارلیف» نامگذاری شدند. وی شوهر مرحوم آناگل آناقلیوا هنرپیشه و هنرمند نامدار خلق که در واقع همتای وی محسوب می شد، بوده است. آلتی قارلیف کارگردان و بازیگر فیلم های معروفی چون، «ذورسون»، «عروس دوردستها»، «قدمهای قاطع /آیغئتلی أدیم/»، «اسرار مقام» …. می باشد.
مدال ها و جوایز:
– جایزه مدال درجه دوّم استالین در سال ۱۹۴۱، بابت اجرای نقش «سوار نانی /наездника Нани/» در فیلم «دورسون /Дурсун/».
– جایزه درجه دوم استالین در سال ۱۹۴۹ برای نقش کریم در فیلم «عروس دوردستها /Далёкая невеста/».
– برای کارگردانی و مدیریت فیلم «قدمهای قاطع»، جایزه دوم در دومیبن جشنوارۀ جهانی فیلم، برای فیلم ماندگار «انقلاب تاریخی» در سال ۱۹۶۶، را دریافت نمود.
– جایزه دولتی با عنوان «مختومقلی» در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی در سال ۱۹۶۶، همچنین، برای فیلم «قدمهای قاطع».
– جایزه دولتی مختومقلی در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی «TSSR» در سال ۱۹۷۶.
– بعد از وفات وی، در سال ۱۹۷۳، برای فیلم «اسرار مقام /موسیقی/»،
– مدال /اردین/ لنین و دو مدال دیگر … دریافت نموده است. …

قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

قاسم نورباد شاعر و ادیب متعهد ادبیّات مستقلّ ترکمنان دنیا

قاسم نوربات - نویسنده و شاعر

قاسم نوربات
نویسنده و شاعر
ادبیّات مستقلّ ترکمن

خوجه نفس نیوز: دکتر قاسم نوربات از جمله نویسندگان و شاعرانی است که کار خود را با شعر و ادبیّات شروع کرد. از اوّلین اثار او میتوان به مجموعه آثار شعر و نشریه قره دپه لی اوغلانجئق «کودک قره تپّه ائی» که در مایه ادبیّات کودکان منتشر میشد نام برد. در طول فعّالیّتهایش آثار زیادی را منتشر نمود که یکی از برجسته ترین آنها مربوط میشود به اثر مرحوم احمد گرگانلی که با عنوان» گرگن جلگه لرینده (در جلگه های گرگان)» که توسّط مرحوم احمد گرگنلی در ایّام قبل از جنگ جهانی دوّم به رشته تحریر درآمده بود که بعدها به سبب بروز جنگ خانمانسوز جهانی دوّم او شهید میشود و موفق به انتشار اثرش نشده بود. قاسم نوربات این اثر را دوباره بازسازی و در ایّام استقلال ترکمنستان منتشر نمود. قاسم بعد از فراغت از تحصیل کار خودرا با معلّمی در بخش حسنقلی شروع کرد و بدلیل استعداد شگرف او در نویسندگی و ادبیّات شعری مدّتی نگذشت که از جانب شورای نویسندگان ترکمنستان به اقامت در شهر عشق آباد پایتخت ترکمنستان دعوت میگردد و فعالیّتهای خودرا در مرکز با حضور در عرصه رسانه های گروهی رسما در » هفته نامه «هنر و ادبیّات» شروع میکند. او در طول فعالیّتهای خود اثار ارزشمندی را ارائه نمود که استیل آثار او را میتوان همپایه آثار صمد بهرنگی نامید. گرایش زیاد او به ادبیّات ترکمنان ایران باعث میشد بیشتر به همکاری و همیاری با هم ملِبتی های خود بپردازد. ادامهٔ مطلب »

The poems that are written in the prison clause of Russia

اشعاری که در بند زندان های روسیّه سروده شده است

تورکمنها-خانیمودسکی

یاغشی مأمد

خوجه نفس نیوز – د. خ. اونق: وب چکیده این اثر: قیات خان از طایفه «کُر /حسنقلی کُر یا قویونلی کُر/»، در قرن XVIII/م.، و در سال 1754/م.، در کومیش دپه به دنیا آمد. وی به سبب وابستگی شغلی که از یک خانواده استاد «آهنگری» به ارث برده است، با استعداد ذاتی، به عنوان شخصی ماهر به بار آمده است. وی از همه نوع اسباب و وسائل تجاری و کاروان بازرگانی، ناوهای دریائی و  ماهیگیری و کارگاه آهنگری برخوردار بوده است.

Hojanepes News – Dr.H.OWNUK: Web Abstract of this work: Qayat Khan from the clan «Koer /Hasan-kuli Koer or Qoyunli Koer/», was born in the city Kumish-Depe in the 18th century in 1754. He has been trained as a skilled person due to his career dependence, inherited from a «forming Iron-work» master’s family, with an inherent talent. He has all kinds of commercial vehicles, caravans, naval and fishing, and Iron-work workshop.
The events that occurred at that period date from the period of Mohammad Shah Qajar.

In the XVIII and XIX centuries during the Muhammad Shah Qajar periods, the Qajar feudal government was able to ruin the Turkmens by imposing heavy taxes on the nation, under the pretext of following the crackdowns of the Turkmen of Jafar-bay.

CoverBook_Kyýathan_English_09

جلد متن انگلیسی کتاب «قیاتخان یمودسکی» – The cover of book «Kiyat-khan Yomudskii_an English

Qiyat Khan, who had to suffer from the Qajar tyranny, with all his livelihoods, including fishing gear and iron-forging tools, He went from the Kumish Depe, first to the Esen-Quli /Hassanquli/ and then to Cheleken.Read More >>>

باتیر شاه محمداف زندانی ترکمنستانی در اوین در اعتصاب غذا است

باتیر شاه محمداف

باتیر شاه محمداف زندانی ترکمنستانی در اوین

تکرار ابراز کینه و خصومت با همسایگان

آلمان – باتیر شاه محمد کارمند شرکت روسی لاکایار بیش از هشت سال است درایران توسط ماموران اطلاعات دستگیر شده و به اتهام جاسوسی در زندان اوین بسر می برد. زندانی شدن باتیر شاه محمداف یادآور زندانی شدن قیات خان و پسر بزرگش یاغشی مأمد توسط روسیه تزاری درقرن 19م بدرخواست دولت وقت ایران است. باید دید باتیر شاه محمداف را براساس کدام مدرک و سندی زندانی کردند و چرا اعلام نمشود. …

خبار روز: www.akhbar-rooz.com  شنبه  ۲۱ بهمن ۱٣۹۶ –  ۱۰ فوريه ۲۰۱٨

گزارش دریافتی: باتیر شاه محمداف زندانی تبعه ترکمنستان که از سال ۱۳۸۸ در زندان اوین است در حمایت از هم بندی سابق خود سهیل عربی از روز شنبه ۱۴ آبان دست به اعتصاب غذا زده است.

برای اطلاعات بیشتر در باره وضعیت باتیر شاه محمداف متن نامه این زندانی تبعه ترکمنستان را که در تاریخ آذر ۹۶ منتشر شده است بخوانید:
“اینجانب باتیر شاه محمداف تبعه ترکمنستان کارمند شرکت روسی لاکایار در ۱۸ تیرماه سال ۱۳۸۸ هنگام بازگشت از زاهدان در فرودگاه مهرآباد توسط مقامات امنیتی و اطلاعاتی ایران بازداشت شدم.
پس از طی مراحل بازجویی و حضور در دادگاه انقلاب در نهایت شگفتی بدون هیچگونه سند، مدرک یا شاهدی ابتدا به ۲۰ سال و پس از تجدید نظر به ۱۰ سال زندان به جرم جاسوسی محکوم شدم.
تاکنون بیش از ۸ سال است که در زندان های ایران محبوس میباشم، در این مدت نه تنها از ملاقات با خانواده ام محروم مانده ام، حتی اجازه تماس تلفن نیز ندارم.
ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: