آماده سازی چاپ دوّم نسخه «ورژن» کامل پژوهش های «دیوان جهانشاه حقیقی» به علاوه نسخه مینورسکی

ورژن نهائی دیوان جهانشاه حقیقی

ورژن نهائی دیوان جهانشاه حقیقی حاوی 457 صص.

دکتر خانگلدی اونق – در طی آماده سازی چاپ دوّم این نسخه از پژوهش های تاریخی در حول و حوش «دیوان کامل جهانشاه حقیقی» شکل کامل سه جلد داده شده در طرح بروشور جلد اوّل، جلد دوّم، جلد سوّم، است که جهت تسهیل ویراستاری آن را از همدیگر مجزا نموده بودیم. با ادغام این سه جلد، این مجموعه شامل 5 فصل از موضوعات تفصیل و تفسیر شده در این اثر است. آن شامل 457 صص. تا انتشار عمومی آن احتمالا به 500 صص. خواهند رساند، طی این انتشار مجازی به دقّت علاقمندان ارائه می گردد.

قصل اوّل؛ شرح و احوال، فصل دوّم؛ مقالاتی حول و حوش بستر سیاسی اجتماعی دوره تاریخی جهانشاه حقیقی منتشر شده در نشریّات مختلف، فصل سوّم؛ ، تدقیق، بررسی و توضیحات متون اثر پروف. مینورسکی استاد دانشگاه سوربن پاریس و کمبریج لندن، فصل چهارم دیوان شعـر «غزل لار، قصیده لار، رباعی لار» (نسخه ماتناداران)، فصل پنجم؛ مطالب توٚرکمنی لاتین و انگلیسی: The Latin Turkmen and English articles;، .. این اثر در زمینه: (دیدگاهائی نو در مورد دیوان شعر و تاریخ اواخر «دوره تورکمانی» رابطه حیات و دوره جهانشاه با داستان عشقی «صاید-همرا» به ضمیمه ترجمه، تطبیق، تدقیق و بررسی متون تحقیقاتی ولادمیر مینورسکی)، در پی دی اف پروگرام در برنامه زیر با لینک و مشخصات آن درج می گردد:

 

 

 

Advertisements

مایا قلیوا (ماماجان) هنرمند «خلق» در ترکمنستان و اتحاد جماهیر شوروی دارفانی را وداع گفت

هنرمند مردمی ترکمن مایا قلیوا

مایا قلیوا در نقش شاه صنم

تورنتو – خوجه نفس نیوز – د.خ.اونق:

مدت زیادی از یادآوری خاطره هنرمندان «خلق» ترکمن آناگل آناقلیوا و مایا قلیوا سپری نشده بود که خبر وفات این ستاره پرفروغ تئاتر و سینما و اپرا باله ترکمن را دریافت نمودیم. ضمن اظهار افسوس و تأسف، با تسلیت برای هنر دوستان و اهالی فرهنگ و ادب تورکمن های جهان، ضمن یادآوری خاطره ای دیگر، به بیان کوتاهی از این هنرمند ملی – مردمی می پردازیم.
در اوایل سال 2005 زمانی که مراد قارلیف پسر ارشد آلتی قارلیف هنرپیشه مشهور شوروی و ترکمنستان (در حال حاضر مرکز فیلم و سینمای ترکمن بنام وی «آلتی قارلیف کینو فیلم ترکمنستان» نامیده می شود.)، عروسی فرزندش («قاقیش» بنام خوانده آلتی قارلیف») را در سالن بزرگی در جوار دانشسرای عالی موسیقی واقع در مرکز شهر عشق آباد، برگزار نموده بود، اینجانب نیز با دعوت مراد دائی، همراه با خانواده خود در آنجا حضور یافتیم. مایا قلیوا (اسم مایا را در بین خودی «ماماجان»، خطاب می کردند)، نیز همراه خاله مهربانم آناگل آناقلیوا در آن عروسی حضور داشتند. آن ها ما را به نزد خود فراخواندند. سپس گرم صحبت شدیم؛

آن ها از افتخارات گذشته شان برای ما تعریف می کردند و ما سراپا گوش. ضمن این صحبت ها، آناگل دایزا گفت که:

– بر عکس اقبال ما، استقلال وطنمان برای ما شانس و بخت نیاورد!.

ماماجان قلیوا آهی کشید و گفت:

– آنچه را که ما در دنیای هنر ترکمنستان برجای گذاشتیم، در واقع زیربنای هنر نوین ملی را بنا نمودیم! … و از ریاست جمهوری ترکمنستان، ساپارمراد نیازوف گله مندی خودرا اظهار می داشت. …

و متأسفانه این جمع برای من، آخرین دیداری شد که با این هنرمند ملی خلق آرتیست مایا قلیوا همصحبت می شدم که قبل از آن همیشه همراه با خاله ام سعادت دیدار داشتم. و هنوز هم نمی دانستیم از این جمع گرم و صمیمانه بدور خواهیم افتاد. … تا اینکه، در همان سال ما به کشور فدرال کانادا عزیمت نمودیم. (A final exile) … ادامهٔ مطلب »

بروشور مجموعه آثار پژوهشی تاریخ و ادبیّات تورکمن

د. خ. اونق: این مجموعه در پی 3 بروشوری که هر کدام مجزا از همدیگر به زبان های؛ فارسی A، انگلیسی B، روسی C، و شکل کامل آن «D«،  در فرمت های «وُرد-پروگرام» موجود در آرشیو و «پی دی اف» در رسانه مجازی «نت ورکینگ /اینترنت/» ارائه می گردد:

هیچ ابزاری جز یک کاغذ کاهی،
قلم و جوهر سیاه بیش نبود.
همه ی ابزار قلندر همین بود.
جوهر بنواخت، قلم بنوشت، قلندر سرود،
در پگاه شب دراز تا به هنوووز بیدار است. …

D_Comp_View_Info_For3Lang_my books__04

مشخصات مجموعه آثار دکتر خانگلدی اونق در این بروشور ارائه می گردد

– و اما، –
هر ابزاری که رسید،
دست قلندر بوسید،
کوشید، جوشید، خروشید،
پخته گشت همی،
جامی به تمنای حقیقت،
باده به تصدق نوشید. …

 با سلام، عرض ادب!، این طرح، جلد بروشور راهنمای مجموعه فعالیتهای فرهنگی، تحریرات و رسالات اینجانب /د.خ.اونق/ است که از اوایل سالهای مهاجرت هزارونهصد و هشتاد و هفت تا به امروز ادامه دارد. البته هنوز در صندوقچه ذخایر چند جلدی از آثارم در باب تاریخ و ادبیات ترکمن از عصر گوک تورک تا بامروز در سیر و جستجوست. این بروشور مجازی حاوی بیش از بیست جلد کتاب و آثار است که ضمن دادن اطلاعات لازم همه آنهارا در فایل پی دی اف منظوم نمودیم. این آثار از قبیل:
. چهار جلد پایان نامه به حروف لاتین ترکمنی بعلاوه چکیده آن به چهارزبان انگلیسی، روسی، فارسی و زبان تورکمنی آن به سه الفبای کریل-تورکمن، لاتین تورکمن و کلاسیک تورکمنچه، . همه آثار فوق، به حروف الفبای تورکمنی-ایرانی، (پنج جلد دیگر) تعمیم داده شد.
. دیوان جهانشاه حقیقی، جهت چاپ دوم، حاوی سه جلد مجزا از هم، بعلاوه شکل کامل سه جلد، که در آن تحقیقات پروفسور ولادیمیر مینورسکی با بررسی و ترجمه متون و اشعار از دانشگاه کمبریج لندن علاوه گردید.
. پژوهشهای آکادمیکی؛ حاوی:
. ترکمن صحرا در اوایل قرن بیستم. تصاویر، چهره ها و تابلوهای ماندگار. «اسناد سخن میگوید»
برگردان و ترجمه اثر استادم، آکادمیک پروفسور مراد آنانفسف در باب «مختومقلی و اونونگ زماناسی هم بندیلیکده یازیلان شئغئرلار….
. پژوهش و ترجمه؛ اثر «قیاتخان و باژماندگان» و «اشعار سروده شده در اسارت»، به زبانهای فارسی و پروژه انگلیسی قبل از ویرایش، مجموعا سه کتاب.
. مقالات و اطلاعات تاریخی در باب «دیوان جهانشاه حقیقی» بزبان انگلیسی…
. درآمدی بر موسیقی دوتار ترکمنی و معرفی یک اثر. …. لینک این بروشور ذیلا درج میگردد!

https://drive.google.com/file/d/1X2qs5P_2pNWjzySR4F45QYAguAdp9krN/preview

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت دوّم

ترکمنستان بیلیم سیستماسی

ترکمنستاندا بیلیم سیستماسی

تورنتو – د. خ. اونق:

نظام آموزشی در جمهوری تورکمنستان:

ادامه مطلب قبلی … حال به بررسی نظام آموزشی در ترکمنستان که زیرساخت آن از نظام روسیّه و سپس دوره سوسیالیسی بر گرفته شده است، می پردازیم.
نظام آموزشی در روسیّه از همان ابتدا از دوره تزاریسم شکل نیمه نظامی و نیمه ملی داشته است. به همین جهت رتبه هائی که به نام «چین /نوعی درجه نظامی/» درنظر گرفته می شد که تا به امروز برای فارغ التحصیلان تحصیلات عالی داده میشود. مانند اعدادی که در رتبه های تحصیلات آکادمیکی در نظر گرفته می شود که به آن کد فوق تخصصی یا به زبان روسی «شیفر / Шифр специальности/» نامیده می شود. مثل: 07.00.02، مربوط به تاریخ وطن، یا 07.00.03، مربوط به یکی دیگر از رشته ها یا 07.00.04 و غیره که اینگونه رتبه ها در دوره تزاریسم به نظامیان داده می شده است که با نشان های خاص متمایز می گردید که به آن «چین» گفته می شود. این رده بندی در دوره شوروی سوسیالیستی نیز به همان شکل بطور وسیع تر به همه اهالی فارغ التحصیلان دوره های تخصصی مشخص تحصیلات عالی داده می شود، از جمله نامزدی علوم، دکترا و فوق دکترا (پروفسوری یا آکادمیکی). .. ادامهٔ مطلب »

بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران و ترکمنستان – قسمت اوّل

ایراندا اوقو دوزگونلری

ایراندا اوقو دوزگونلری

تورنتو – د. خ. اونق – در راستای بررسی شاخص های نظام آموزشی در ایران در پژوهش های علمی خود در پایاننامه با اشاره مختصری، به این مسائل پرداخته بودم. حال با اشاره ای کوتاه به نظام آموزشی در ترکمنصحرای ایران، به بررسی دو نظام آموزشی در ایران و اتحاد جماهیر شوروی سابق ایضاً جمهوری ترکمنستان می پردازیم. ابتدا نظر کوتاهی به شکل گیری نظام آموزشی معاصر در ایران می پردازیم.

شکل گیری نظام آموزشی نوین در ایران:
نظام نظام آموزشی در ترکمنصحرا بعداز استیلا و استحکام رژیم دوره پهلوی با راه اندازی سیستم جدید آموزشی مغایر با نظام آموزشی ترکمنی – حوزوی (حجروی) قبلی، تجدیدنظر و با ایجاد مراکز تحصیلی جدید با جذب دانش آموزان شروع به کار می کند. در ابتدا در ترکمنصحرا تا سال 1954/م. دو مرکز آموزشی ایجاد شده بود.
الف). مرکز هماهنگی و اجرائی برنامه های نظام آموزشی به تابعیّت شهر استرآباد قدیمی (گرگان کنونی) یا (اداره کلّ آموزش و پرورش دشت گرگان «گوٚرگن صأحراسئنئنگ مرکزی علئم و بیلیم اداراسی»)،
ب). اداره آموزش و پرورش شهر گنبدکاووس که در تابعیت همان مرکز فوق قرار داشت. از سال 1954 هر کدام از آن ها به اداره مستقل از همدیگر تبدیل می گردد.
بر اساس اطلاعاتی که نویسنده وابسته بدولت آن زمان اسدالله معنی داده است؛ تا سال 1925/م، (تا سال سرکوب ترکمنصحرا از جانب رضاشاه) در ترکمنصحرا، به غیر از مدارس قدیمی هیچگونه نظام آموزشی مطابق با استانداردهای امروزی وجود نداشت. لذا، بعداز خلع سلاح تورکمن ها ترکمنصحرا توسط قشون جنگی رضاخان، به تعداد سه دستگاه مکتب، به شکل استاندارد امروزی (دبستان) در شهرها و روستاهایی همچون کنبد کاووس، کومیش دپه، خوجه نفس و اومچالی (سیمین شهر کنونی) راه اندازی شده است. ادامهٔ مطلب »

یادی از هنرمندان نامی جمهوری ترکمنستان و اتحاد جماهیر شوروی سابق آناگل آنا قلیوا و مایا (ماماجان)قلیوا

آناگل آناقلیوا در دوران جوانی

آناگل آناقلیوا در دوران جوانی

تورنتو د. خ. اونق:

نام: آناگل آناقلیوا – (متولد: ۳۱ دسامبر ۱۹۲۴، بخش حسنقلی، استان بالکان). وی در یک روستای ماهیگیری به نام حسنقلی رایون واقع در ساحل جنوب شرقی دریای خزر که در حال حاضر به عنوان شهرستان حسنقلی شناخته می شود و از شهرستان های استان بالکان، ترکمنستان محسوب می شود، به روایتی دیگر در دسامبر ۳۱/م، سال ۱۹۲۳ یا اوّل ژانویه، با توجه به منابع دیگر، به دنیا آمد.
پس از دریافت تحصیلات ابتدایی، در سال های ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹، تحصیلات خود را در دانشکده تربیت معلم زنان ادامه داد. دوست و همکلاس وی مایا قلیوا از کالج تربیت معلم، پس از آن در رتبه دوم هنرمند مردمی اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفت.

در سال های ۱۹۳۹-۱۹۴۱ به عنوان رئیس بخش سازمان زنان جوان شهرستان بندری کراسنوودسک کار کرده است. همچنین او بعداز آن از انسیتیتوی تئاتر اپرا- بالت ترکمنستان فارغ التحصیل شد.

مایا قلیوا همکار و دوست آناگل آناقلیوا

مایا قلیوا همکار و دوست آناگل آناقلیوا

از سال ۱۹۴۱ تا ۲۰۰۱، وی خواننده اپرا، ساز و کارگردان تئاتر اپرا و باله ترکمن درتئاتر اپرا-بالت مختومقلی که در حال حاضر به عنوان تئاتر ملی موسیقی و دراماتیک مختومقلی فراغی در پایتخت جمهوری مستقل ترکمنستان – عشق آباد است، فعالیّت داشته است.
تخصص و عنوان: هنرپیشه اپرای (سپرانو) ترکمن های دوره شورائی و دارنده رتبه هنرمند مردمی اتحاد جماهیر شوروی (۱۹۶۵). عضو حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی سابق از سال ۱۹۵۲ است. از سال ۱۹۴۱، به عنوان بازیگر تئاتر اپرا و باله ترکمن در پاتیتخت جمهوری ترکمنستان – عشق آباد.
نقش ها: زهره در فیلم و تئاتر زهره و طاهر، نقش شاه صنم، در سناریوی سناریستهای شاسنیکوف و عوضوف در نئاتر و فیلم «شاصنم و قریب»، اوغول بگ در تئاتر موزیکال «کیمینه و قاضی» از شاپوشنیکوف و ولی موخاتوف، نقش های «تاتیانا» و «لیزا» در نئاتر موزیکال «یئوگنی اونژین»، «ملکه پیکووا» از چایکوفسکی، نفش ناتاشا در «پری دریایی» از دارگومیژسکی)، و دیگران.
او به دستور لنین برای وی، درجات و نشان های افتخار لنین و همچنین مدال شاخص اهدا گردید. ادامهٔ مطلب »

در گستره ادبیّات کلاسیک ترکمن؛ مختومقلی، رمانتیسم و رئالیسم

دکتر خانگلدی اونق: ترجمه به فارسی همراه با متون تورکمنی: «نامه سن؟ … اول منم» /چی هستی؟، آن منم/:

…. از دوران مختومقلی فراغی چندین عصر گذشته است. امروز در اوایل قرن بیستم و یکم، ایّامی که رمانتیسم جایگاه خودرا بتدریج به رئالیسم داده است، نشسته ایم. نسل امروز تلاش دارد هر پدیده ای را با دید رئال خود بنگرد. البتّه صدای آرزو و آرمان های نامعلوم رمانتیسم که در جوانی شنیده می شود، در آینده در آثار و تحریرات این شاعران و پیشکسوتان با ایده های نو ظهور می یابد. آن بشارت دهنده و شکل گیری مطالبات مشخص در قالب رئالیسم است.

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان - د.خ.اونق

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان – د.خ.اونق

همچنان که انسان از بدو تولّد، دوره های خاص تکامل را در طول حیات خود طی نموده اند، در علوم، فرهنگ و هنر، زبان و ادبیات نیز در درازنای جنب و جوش های تاریخ، پایه های رشد و پویایی خود را در قالب سبک و سیاق های مشخص دوره خود طی نموده است. خط و نوشتار به عنوان پایه های بنیادی و ریشه هنر و ادبیّات در اوّلّین دور تکامل خود، با نقش بستن تصاویر مفهوم دار بر روی سنگ نبشته های کوه ها آغاز می شود و در تداوم و تسلسل آن، به میراث ماندگار تبدیل و با بجای گذاشتن افکار و اندیشه های زیبای انسانی به یاری خطوط و نقاشی های مفهومدار در مراکز تجمع انسانهای آن جامعه، فرهنگ و ادبیات موجودیّت می یابد. ادامهٔ مطلب »

ظنز پرداز معروف تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک) دارفانی را وداع گفت

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

مدرک برفت!
خبری جانگداز و تأثّر برانگیز! مردی که در نهایت فقر و تنگدستی ملت را می آموخت. می خنداند. گرمی بخش اوجاق هر ترکمنی بود. بر شادی های مردم شادی می افزود. …
قدری یاد کنیم:
… در ایامی که اینجانب در عروسی ها برنامه های موسیقی اجرا میکردیم، ایشون یکی از گویندگان زبده عروسی هایی بود که بنده در آن برنامه داشتم. یار همیشگی او حکیم آشورمحمدی همیشه همراهش بود. با حضور مرحوم آمان محمد میلادی، جشنهای عروسی حال و هوای ویژه ای می یافت. و برکت آور صاحب عروسی بود. حضور تعداد کثیری از جمعیت تماشاکران، با حضور مدرک مفهوم می یافت. .. هنرمندی که در تنگدستی و بیکسی، از دنیا رفت، وی با اینکه سواد چندانی نداشت، ولیکن، سخنوری ماهر، مجری توانا، گرداننده باذوق و شخص نخست جشنها بود…. مرحومینگ جائی جنت، بو دنیاده گورمدیک بختینا میسر بولسین، یادی همراه بولسئن! ⚘🎼🎹🎶🎵
****
به پاس داریم  یاد فقرا!
مدرک برفت، خندان و کوشان،
در فقر تنگدستی، کفن پوشان،
خنداند، بیاموخت به عبرت دیگران،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
ندیددر عمرش جز فقر تنگدستی،
در اوج تنهایی، بیچیزی و بیکسی،
یادش فراوان باد در خاطر هرکسی،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
****
#آمان_محمد_میلادی #مدرک #ترکمنصحرا #گنید_کاووس #بندرترکمن #اونق #طنزپرداز #عروسی_ترکمن #صحرای_ترکمن

یادی از هنرپیشه و کارگردان خستگی ناپذیر ترکمن آلتی قارلیف

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

آلتی قارلیف-هنرپیشه ترکمن

تورنتو – خوجه نفس نیوز: هنرپیشه خلق «آلتی قارلیف»: او در تاریخ ۶ ژانویه ۱۹۰۹، در بابا دایخان یکی از بخش های بزرگ شهرستان تجن متولد شد. این منطقه قبل انقلاب اکتبر استان ماوراء خزر (Закаспийская область)، (در حال حاضر استان آخال ترکمنستان) نامیده می شد. التی قارلیف نویسنده چندین نمایشنامه و برنامه های لیبرتوی اپرا است. وی دارای عنوان های «هنرمند خلق» در جمهوری ترکمنستان شوروی همچنین در اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۵ است.
در سال ۱۹۲۸ از استودیو آموزشی فنی هنری دراماتیک ترکمنستان در عشق آباد فارغ التحصیل شد. وی در سال ۱۹۳۱ – گروه کارگردانان دانشکده تئاتر باکو بود. همچنین از سال ۱۹۳۱ به بعد به عنوان بازیگر و مدیر تئاتر دراماتیک دانشگاهی ترکمنستان منصوب می گردد.
در سال های ۱۹۵۳-۱۹۵۶ به عنوان مدیر ارشد و در سال ۱۹۶۰-۱۹۶۳نیز به عنوان مدیر ارشد و مدیر کل این تئاتر می گردد. همچنی در پی آن در ۱۹۵۳-۱۹۴۱ سال، مدیر کل تئاتر اپرا و باله مختومقلی ترکمنستان میگردد.
وی از سال ۱۹۵۹، بازیگر و کارگردان و در سال ۱۹۵۶-۱۹۶۰، کارگردان استودیوی فیلم «تورکمن فیلم» می گردد.
او در ۱۱ دسامبر ۱۹۷۳ در پایتخت ترکمنستان – شهر عشق آباد بدرود حیات گفت. ولیکن، بعداز فوت وی در سال ۱۹۷۴، استودیوهای «تورکمن فیلم» به نام «آلتی قارلیف» نامگذاری شدند. وی شوهر مرحوم آناگل آناقلیوا هنرپیشه و هنرمند نامدار خلق که در واقع همتای وی محسوب می شد، بوده است. آلتی قارلیف کارگردان و بازیگر فیلم های معروفی چون، «ذورسون»، «عروس دوردستها»، «قدمهای قاطع /آیغئتلی أدیم/»، «اسرار مقام» …. می باشد.
مدال ها و جوایز:
– جایزه مدال درجه دوّم استالین در سال ۱۹۴۱، بابت اجرای نقش «سوار نانی /наездника Нани/» در فیلم «دورسون /Дурсун/».
– جایزه درجه دوم استالین در سال ۱۹۴۹ برای نقش کریم در فیلم «عروس دوردستها /Далёкая невеста/».
– برای کارگردانی و مدیریت فیلم «قدمهای قاطع»، جایزه دوم در دومیبن جشنوارۀ جهانی فیلم، برای فیلم ماندگار «انقلاب تاریخی» در سال ۱۹۶۶، را دریافت نمود.
– جایزه دولتی با عنوان «مختومقلی» در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی در سال ۱۹۶۶، همچنین، برای فیلم «قدمهای قاطع».
– جایزه دولتی مختومقلی در جمهورس سوسیالیستی ترکمنستان شوروی «TSSR» در سال ۱۹۷۶.
– بعد از وفات وی، در سال ۱۹۷۳، برای فیلم «اسرار مقام /موسیقی/»،
– مدال /اردین/ لنین و دو مدال دیگر … دریافت نموده است. …

قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

قاسم نورباد شاعر و ادیب متعهد ادبیّات مستقلّ ترکمنان دنیا

قاسم نوربات - نویسنده و شاعر

قاسم نوربات
نویسنده و شاعر
ادبیّات مستقلّ ترکمن

خوجه نفس نیوز: دکتر قاسم نوربات از جمله نویسندگان و شاعرانی است که کار خود را با شعر و ادبیّات شروع کرد. از اوّلین اثار او میتوان به مجموعه آثار شعر و نشریه قره دپه لی اوغلانجئق «کودک قره تپّه ائی» که در مایه ادبیّات کودکان منتشر میشد نام برد. در طول فعّالیّتهایش آثار زیادی را منتشر نمود که یکی از برجسته ترین آنها مربوط میشود به اثر مرحوم احمد گرگانلی که با عنوان» گرگن جلگه لرینده (در جلگه های گرگان)» که توسّط مرحوم احمد گرگنلی در ایّام قبل از جنگ جهانی دوّم به رشته تحریر درآمده بود که بعدها به سبب بروز جنگ خانمانسوز جهانی دوّم او شهید میشود و موفق به انتشار اثرش نشده بود. قاسم نوربات این اثر را دوباره بازسازی و در ایّام استقلال ترکمنستان منتشر نمود. قاسم بعد از فراغت از تحصیل کار خودرا با معلّمی در بخش حسنقلی شروع کرد و بدلیل استعداد شگرف او در نویسندگی و ادبیّات شعری مدّتی نگذشت که از جانب شورای نویسندگان ترکمنستان به اقامت در شهر عشق آباد پایتخت ترکمنستان دعوت میگردد و فعالیّتهای خودرا در مرکز با حضور در عرصه رسانه های گروهی رسما در » هفته نامه «هنر و ادبیّات» شروع میکند. او در طول فعالیّتهای خود اثار ارزشمندی را ارائه نمود که استیل آثار او را میتوان همپایه آثار صمد بهرنگی نامید. گرایش زیاد او به ادبیّات ترکمنان ایران باعث میشد بیشتر به همکاری و همیاری با هم ملِبتی های خود بپردازد. ادامهٔ مطلب »

ایران ۳۷۰ سال پیش از نگاه سیاح عثمانی (۶): قزوین، نهاوند، همدان

Owulya Chalebi

اولیا چلبی، جهان‌گرد معروف عثمانی (۱۶۱۱-۱۶۸۲)، ۳۷۰ سال پیش

رادیو فردا – سیاحتنامه اولیا چلبی، سیاح معروف عثمانی (۱۶۱۱-۱۶۸۲) که حدودا ۳۷۰ سال پیش دیده‌های خود را از ده‌ها مملکت و سرزمین جهان آن دوره در یازده جلد به قلم آورده، نکات و تفصیلات فوق العاده جالبی در باره بسیاری نقاط ایران آن زمان، زندگی مردم و فرهنگ و زبان آنان دارد که تا کنون عموما از حیطه توجه ایرانیان به دور مانده‌است.

در رابطه با دوره صفوی، تاریخ‌نویسی ایرانی از قرن بیستم به بعد به خوبی از تواریخ و سیاحتنامه‌های اروپایی استفاده کرده، اما سفرنامه‌های شرقی مورد توجه چندانی قرار نگرفته اند. یک دلیل این امر کم بودن سیاحتنامه‌ها به زبان‌های اصلی خاورمیانه یعنی عربی، فارسی و ترکی است، در حالی که در باره همین دوره می‌توان آثار فراوانی به زبان‌های اروپایی یافت.
اولیا چلبی، جهان‌گرد معروف عثمانی (۱۶۱۱-۱۶۸۲)، ۳۷۰ سال پیش دیده‌های خود را از ده‌ها کشور به رشته تحریر درآورد. چلبی دو بار نیز (۱۶۴۷ و ۱۶۵۴) به ایران سفر کرد. او دیده‌ها و یا گاه شنیده‌های خود را از شهرها و ولایات گوناگون شمال غرب ایران آن دوران از قبیل تبریز، اردبیل، ارومیه، مراغه، همدان، نخجوان، گنجه، ایروان، تفلیس، دربند و باکو نوشت. در این سلسه مقالات چکیده مهم‌ترین جنبه‌های بخش ایران، از اصل ترکی عثمانی به فارسی ترجمه شده و در اختیار کاربران رادیو فردا قرار گرفته‌است. آنچه که داخل پرانتزها می‌خوانید، توضیحات مترجم، عباس جوادی، است.
چلبی از سیاحان معدودی است که از عثمانی برخاسته، در کشور‌های دیگر و همسایه سفرکرده و خاطرات سفر خود را به زبان خود، یعنی ترکی عثمانی ثبت کرده‌است. این در عثمانی مصادف است با زمان سلطان مراد چهارم و در ایران زمان سلطنت شاه صفی. یعنی مدت کوتاهی پس از عقد قرارداد صلح بین ایران شیعه و صفوی، و عثمانی سنی.
چلبی دو بار (۱۶۴۷ و ۱۶۵۴) به ایران رفته و دیده‌ها و یا گاه شنیده‌های خود را از شهرها و ولایات گوناگون شمال غرب ایران آن دوران از قبیل تبریز، اردبیل، ارومیه، مراغه، همدان، نخجوان، گنجه، ایروان، تفلیس، دربند و باکو به قلم آورده‌است. در آن دوران هنوز شرق مسلمان تحت حاکمیت دو امپراتوری بزرگ عثمانی و صفوی بود و هنوز قفقاز از ایران جدا نشده بود.

ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: