هنرمند مردمی ترکمن نوری کاکا کلته «گاگارین» به ابدیّت پیوست

Nury Kaka
زنده یاد مرحوم نوری کاکا کلته

خوجه نفس نیوز

با کمال تأسّف و تأثّر خبر یافتیم هنرمند مردمی ترکمن از خوجه نفس نوری کاکا کلته مشهور به «گاگارین» خواننده خوش صدای آواز و ماهنی های ترکمنی و ترکی بدرود حیات گفته است. یاد و خاطره های نوری قاقا در نزد دوستدارانش هرگز فراموش نمی شود. وی بزله گوئی توانا، راوی گویا، که نقش اوزان را بخاطر می آورد، هم در اجرای ترانه های ترکی از خود خواننده اصلی آن زیباتر و خوش صداتر می خواند، در طول اجراها، همکاری هائی که با نوری قاقا داشتم آنچه که نظر مرا جلب کرده بود حافظه عالی و زیبائی تناژ صدای وی وصف ناپذیر است. متن اشعار ترانه ها را با یک بار گوش کردن همه را محفوظ میدارد و در تمریناتی که داشتیم استعداد داهیانه وی در فراگیری آهنگ ها همیشه مورد تحسین اطرافیانش بود. تمرینات را خیلی سریع فرا می گرفت. بعدها شنیدم وی در ابتدای حیات دوره مدرسه ائی مدّتی در حجره آمانگلدی آخون یکی از طلّابان باهوش بوده است که در مدت کوتاهی قرائت قرآن را باتمام رسانیده است. بعدها این گروه از طلاب ها طبق تصمیم شاه ایران به خدمت سربازی برده می شدند و بعداز برگشتن از خدمت سربازی از درس و حجره سرباز می زدند. … یار و یاور او آناقاقا اونق یکی از پیشکسوتان آکاردئون نوازی می باشد. …

یاد و خاطره این هنرمند عزیز و خوش صدا و با استعداد را ضمن گرامی داشت، به همه دوستدارانش و اهالی فرهنگ و هنر ترکمنصحرا و اهالی خوجه نفس و اطراف آن تسلیّت عرض نموده و صبر جمیل برای بازماندگان، حلیم بردی دائی، مجید پیغامزاده، پسر عمویم صاپبی داده، موخاتجان، و بقیّه اقوام و خویشان ارجمندم مسئلت و برای آن مرحوم مغفرت و طلب آمرزش داریم. روح و روانش شاد باد!

مرحوم نوری قاقانگ یاتان یری یاغتی، یادی همرا، جایی جنت بولسئن!

د. خانگلدی اونق – تورنتو

Advertisements

پژواک: – خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند


خلخالی حکم اعدام خودش را صادر می‌کند

پژواک ایران – ایرج مصداقی
خانم فاطمه صادقی دختر شیخ صادق خلخالی در گفت‌وگوی خود با “اندیشه پویا” ادعا کرده‌اند که در مورد آن‌چه که در کردستان گذشته اطلاعی ندارند و از فحوای کلام‌شان این‌گونه بر می‌آید که لاجرم نمی‌توانند راجع به آنچه پدرشان در سال ۱۳۵۸ در آن‌جا انجام داده قضاوت کنند. قصد من در این نوشته آن نیست که به کارنامه خلخالی بپردازم. تنها برای روشن شدن زوایای تاریک میهن‌مان به یک نمونه از جنایات خلخالی و حواشی آن می‌پردازم.

در مورد عکس خلخالی: عکس مونتاژ شده شیخ صادق خلخالی، نخستین حاکم شرع “دادگاه‌های انقلاب” و چهار عضو فداییان خلق و از رهبران جنبش خلق ترکمن −طواق محمد واحدی، شیرمحمد درخشنده توماج، حسین جرجانی و عبدالحکیم مختوم − که به حکم خلخالی اعدام شدند.

پاسداران نظام تازه برپا شده اسلامی در ۱۸ بهمن سال ۱۳۵۸ چهار تن از رهبران خلق ترکمن به نام‌های توماج، مختوم، واحدی و جرجانی را شبانه دزدیدند، بعد از اِعمال شکنجه‌‏های وحشیانه در روز ۲۹ بهمن ۱۳۵۸ به جوخه اعدام سپردند و جسدشان را در ۱۲۵کیلومتری جاده بجنورد رها کردند.

پس از پیدا شدن جنازه‌‌ این چهارتن، انگشت اتهام متوجه‌ی خلخالی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد. در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۵۸ شیخ صادق خلخالی با صدور اطلاعیه‌ای ضمن تکذیب صدور فرمان قتل ۴ رهبر ترکمن به صراحت اعلام داشت چنانچه کسی خطی از وی در این رابطه نشان دهد، خودم را به اعدام محکوم می‌کنم:‌

اطلاعیه‌ی توضیحی خلخالی درباره کشته شدن رؤسای ستاد خلق ترکمن

ادامهٔ مطلب »

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی – 1

Makhtumkuli

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق – شاعر مختومقلی، عارف و به عنوان فراست های خلق، ناشر و تبیین کننده امید – آرمان های ملّت خویش بر علیه قوانین ستمگرانه، ظالم و خونخوارانه فئودالی که حیات طایفه – تیره های ترکمن را در چنبره خود به محاصره درآورده بود و در دوره ائی که خلق بر علیه این قوانین به پا خاسته و مبارزه می کرده است، بر اساس ضرورت قیام، وی از درون این جنبش فراهم و ظهور پیدا می کند.
دولت محمد آزادی که از صفات و رفتارهای مسئولانه دولتی برخوردار و دارای فراست سیاسی نیز بوده است، با ایده های قوانین سیاست های دولت مداری، برخوردار از صفات انسانی و عدالت پروانه، سرورانه، نگرش عادلانه وی بر اهالی که در چهارچوب رعیتی نواحی خویش سکونت داشـتند، در جهت آبادانی میدان زیست، برای رشد تولیدات کشاورزی، ساختن پل ها، راه ها، ساختن مکان های اجتماعی- علمی و به گردن گرفتن مسئولیّت در جهت رشد و علاقه فراگیری معارف به پا خاسته بود، هم والد مختومقلی و هم استاد /خلیفه/ وی محسوب می شده است.
مختومقلی به عنوان ادامه دهنده راه و ایده های اصیل والد خویش، در جهت رشد و تعمیم آن همّت گماشته است. وی از حکّام؛ عدالت خواهی را نه به صورت آبستریزه شده آن، بلکه درخشش آن را بر اقبال ملّت همچون خورشید تابنده، چون آب در مسیر جاری روان بودن و به مانند باد در وزش نسیم قرار گرفتن را طلب نموده است. ادامهٔ مطلب »

روابط نزدیک ترکمن – افغان در قرن هیجدهم

همایون احمد شاه درّانی بنیانگذار افغانستان (1135/ق – 1186/ق) – هرات

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق: …بعداز مرگ نادرشاه، در افغانستان از سوی احمدخان از طایفه آبدال و از تیره سدوزایی با بنیانگذاری وی دولت مستقلی تشکیل می شود. وی از دوره جوانی در گارد سواره نظام نادر شاه خدمت می کرده است.[1] وی توانسته است منصب های برجسته ای را در دولت نادر به دست بیاورد. احمدخان ابدالی هم شاهد قدرت یافتن و هم شاهد مرگ شاه نیز شده است. در همان هنگام که شاه به قتل می رسد، با قشون آبدال های گروه خود به سوی قندهار می شتابد و در همان جا خود را به عنوان پادشاه افغانستان اعلام می دارد. وی لقب «دُرِّ دُرّان» را بر خود احراز می دارد.

نام جدید طایفه ابدال، با عنوان «خاندان دُرّانی» ثبت و ظهور پیدا می کند. احمدشاه در سال های (۱۷۴۷ – ۱۷۷۳/م.م.) در امور حکومتی خود تلاش می کند اشتباهات نادرشاه را به عنوان درس عبرت به کار می بندد و سیاست آرامی را پیش می برد. وی شخصی پر صبر و طاقت و با استعداد بوده است، با شعر و ادبیّات مشغول می شده است. حضور یافتن خویش را در بین خیل شعرائی که از سرزمین های مختلف آورده بود، دوست می داشته است.[2] با محسوب کردن خود به عنوان میراث دار نیمه شرقی پادشاهی نادرشاه، در طول عمرش هفت بار به هندوستان یورش برده است. در سال ۱۷۶۰/م.، در جنگی که بر علیه سیک ها و مارات ‌های کناره های رودخانه «پانی – پت»[3] رخ داده بود، به پیروزی ظفرمندی دست می یابد که در آن جنگ بسیاری از سواره نظام های ترکمن نیز حضور و شرکت داشته است. احمد شاهی که با درایت خود توانسته بود درک کند؛ مناطقی را که تسخیر نموده است نمی تواند، از عهده استحکام آن برآید، سرحدّات رعیّتی خویش را عاقلانه و با فراست مرزبندی و سپس از جانب پنجاب، با به رسمیّت شناختن استقلال بلوچستان، به عقب باز می گردد. همگام با یورش های هندوستان احمد شاه در سال های ۱۷۵۰ – ۱۷۵۵/م.م.، سه بار به خراسان یورش برده است. مرکز (پایتخت) آن جا شهر مشهد را دو بار به محاصره خود درآورده است. ولیکن آن جا را نیز غیر از ولایت هرات بقیّه نواحی را ترک و به وطن خود باز می گردد.[4] ادامهٔ مطلب »

خاطره ای از «مدرسه راهنمائی تحصیلی شیخ مفید خوجه نفس»!…

مدرسه راهنمائی خوجه نفس - تأسیس 1353

مدرسه راهنمائی تحصیلی «شیخ مفید» خوجه نفس – تأسیس 1353

تورنتو د. خ. اونق:

از سال ۱۳۵۰با تغییر نظام آموزشی از کلاس پنجم ابتدائی طی امتحانات نهائی وارد مقطع راهنمائی شدیم. اولین مدرسه راهنمائی تحصیلی در منطقه ما با عنوان مدرسه راهنمائی «مفید» در شهر کومیش دپه تاسیس گردیده بود و دو سال در آنجا تحصیل نمودم. در سال تحصیلی ۱۳۵۳-۵۴ در دهستان ما خوجه نفس اولین مدرسه راهنمائی تحصیلی با عنوان «شیخ مفید» در بخش شمالی روستا در کناره غربی جاده کومیش دپه – بندرشاه تأسیس گردید. سال سوّم را در آنجا به اتمام رسانیدم.

دیوار این تصویر مربوط به سمت شرقی مدرسه راهنمائی تحصیلی خوجه نفس می باشد که از آن سوی مشرف به جاده کومیش دپه است. در اینجا این دیوار را همراه با تصویری که اینجانب در سال ۱۳۶۳ دوره کمی بعداز موج دوّم سرکوب های جمهوری اسلامی در دوره دوساله حبس تعلیقی کشیده بودم و تا به امروز باقی مانده است، مشاهده می کنید!!!.. در آن ایام بدنبال گرفتن شغل تخصصی ام معلمی در مدرسه راهنمائی تحصیلی و جزو سهمیه بندی مربوط به کومیش دپه و بندرترکمن بودم و این مدرسه میبایست جایی می بود که بنده در آنجا کار می کردم. ولیکن، بعداز فارغ التحصیلی در سال 1360 طی سه سال محرومیت شغلی که از جانب گزینش نو ظهور جمهوری اسلامی اعمال می شد، پشت بازار کار باقیمانده بودیم. مدّتی بعداز حل و فصل مشکلات از جانب آن اداره تصفیه گر در چهارمین سال با اخذ پذیرش بلامانع، از جانب مرکز آموزش و پرورش ساری مرا به عنوان سهمیه بندرترکمن در نظر گرفت و به آنجا اعزام کرد. من از سال ۱۳۶۴ به بعد در مدرسه راهنمایی تحصیلی طالقانی بندرترکمن مشغول به کار بودم. یک سال بعد مرا به عنوان مدیر بخش هنری به «پست امور هنری» آموزش و پروش بندرترکمن ارتقاء نمودند. طی حوادث بعدی … تا اینکه در اوایل تابستان سال ۱۳۶۶… طالع مهاجرت، سرنوشت گروهی از جوانان ترکمن را بکام خود کشانید…
کانادا – تورنتو – دکتر خانگلدی اونق – 8/23/2018

آکادمی علوم ترکمنستان از اولین ساختار تاسیس تا امروز (تاریخچه «آ. ان. تئسئسئر» و آ. ان. ت.)

ترکمنصحرا: مقالات – تورکمن نیوز“آکادمی علوم” بدنه دولتی جمهوری ترکمنستان است که وظیفه اصلی آن برای تضمین و اطمینان از اجرا و تحقق عملی سیاست های علمی و فنی کشور است.

د. خ. اونق: از جمله مراکزی که هم در زمینه علوم و هم در جهت شکل گیری ترکمنستان بعنوان یک دولت مستقل در چهارچوب شوروی سابق و چه بعنوان یک دولت مستقل در جهان امروز، در جهت پایه گذاری و ساختمان جمهوری ترکمنستان نقش عمده ای را بازی کرد، آن «آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان» است. آکادمی علوم ترکمنستان بدن دولتی که وظیفه اصلی آن برای تضمین و اطمینان از تحقق عملی سیاست علمی و فنی کشور است، می باشد. ادامه مقاله در «ترکمن نیوز»

مرکز آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان АНТССР و АНТ

مرکز آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان АНТССР و АНТ

نظریّه «ژانر واحد» پیوستگی در تاریخ و ادبیّات

مقالات اختصاصی- تورکمن نیوز – این نوشته، بخش دوّم نظریّه “ژانر واحد” که طی مقاله ای با عنوان “ژانر داستان تغزّلی “صایاد – همرا” چگونه پدید آمده است؟” در مقایسه با “دیوان جهانشاه حقیقی” داده بودیم، است. اینک دقّت خوانندگان گرامی را به قسمت دوّم این نظریّه در وب سایت «ترکمن نیوز» با عنوان «تشابهات، تداعیّات و رابطه ژانر داستان صاید – همرا با آثار جهانشاه حقیقی» جلب می کنیم!

دکتر خانگلدی اونق

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

اتحاد همه جانبه ترک های ایران یک ضرورت تاریخیست

یکسانسازی الفبای تورکی تورکمنی

یکسانسازی الفبای تورکی تورکمنی

ضرورت تاریخی ضرورلئق! یکسان سازی حروف الفبای توٚرکی در ایران از جمله مسائل مبرمی است که ضرورت تاریخ در پیش روی توٚرک زبانان ایران قرار داده است. چنانچه توٚرک – توٚرکمن های ایران در گذشته بیش از پانصد سال جدائی فیزیکی، با دسیسه ها و توطئه های رنگارنگ استعمار در مسیر جدائی فرهنگی، ایدئولوژیکی و ملی راه پیموده باشد، در عصر گلوبال و آگاه کنونی ضرورت و وقت آن فرا رسیده است که این مسیر به سوی نزدیکی و قرابت هر چه بیشتر ملل توٚرک که در چندگانگی جغرافیائی و ایدئولوژیکی قرار گرفته اند، فراهم شده باشد. قرابت فرهنگ نوشتاری و زبان و ادبیّات که در کلیّت خود ملتی با تاریخ – ادبیّات واحد، اجتماع وسیعی را تشکیل می دهند، پتانسیل این امر است! … یایین لینکی

از کتاب زیر چاپ «قیاتخان و بازماندگان» بخش زبانشناسی

پنجمین نشست سران کشورهای حاشیه خزر؛ امضای رژیم حقوقی؟

تصویر هوائی خازار نگزی

تصویر هوائی خازار نگزی

آلمان – رادیو فردا: بعد از ۲۵ سال بحث وجدل و چهار نشست سران و ۵۱ نشست کارشناسی برای تدوین کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر، اکنون چشم‌ها به نشستِ قریب‌الوقوع سران حاشیه این دریا دوخته شده که روز یکشنبه ۲۱ مرداد در قزاقستان برگزارخواهد شد.
تدوین رژیم حقوقی جدید برای این دریا یکی از مهم‌ترین و پیچیده‌ترین مسائل پنج کشورحاشیه این دریا پس از فروپاشی شوروی در سال ۱۹۹۱ بوده است و انتظار می‌رود که نشست قزاقستان به این مسئله پایان دهد و سرانجام کنوانسیون مذکور به امضا همه کشورها برسد.
در آخرین نشست سران که درمهر ماه ۱۳۹۳ در آستاراخان روسیه برگزار شد، روسای پنج کشور ساحلی دریای خزر، یک سند مشترک ۱۹ ماده‌ای را که حاوی اصول کلی برای تدوین کنوانسیون رژیم حقوقی این دریا بود، امضا کردند.
به تازگی، بعد از نزدیک به چهار سال بعد از نشست آستاراخان، مقام‌های روسی اعلام کردند که کار تدوین پیش‌نویس کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر را به پایان رسانده‌اند.

تهیه پیش‌نویس رژیم حقوقی

دیمیتری مدودیف، نخست‌وزیر روسیه، ۳۱ خرداد، پیش‌نویس کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر را امضا کرد و در پی آن ولادیمیر پوتین نیز متن پیشنهادی را تأیید کرد. گرچه متن کامل کنوانسیون مصوبه دولت روسیه انتشار نیافته است اما شبکه‌های رسانه‌ای روسیه مانند «آرب ک»، «اینترفاکس» و «تاس» مهم‌ترین بندها و خلاصه‌ای ازآ ن را منتشر کردند.

بر پایه گزارش این شبکه‌ها، پیش‌نویس کنوانسیون رژیم حقوقی را وزارت خارجه روسیه با موافقت سازمان‌های اجرایی فدرال روسیه تهیه کرده و این کار با هماهنگی‌های اولیه چهار کشور دیگر حاشیه خزر صورت گرفته است. این پیش‌نویس حقوق و مسئولیت‌های کشورهای حاشیه خزر را برای استفاده از حریم هوایی، آب‌ها، بستر، زیربستر و منابع طبیعی این دریا تعریف و تنظیم می‌کند.

حریم آب‌های سرزمینی …

ادامهٔ مطلب »

«عاشئق من»، یرینه یئتیرئن ساوتلرینگ آد غازانان و تورکمنستانئنگ خلق آرتیستی مرحوم ساغی جبار،

«Aşyk Men» Ýerine ýetiren Sowetleriň ast gazanan artysty we Türkmenistan Respublykasynyň Halk Artysty merhum Sahy Jepbar

به بهانه ترانه عاشئق من ساخی جبار سیری به ترجمه فارسی ترانه «بوگون» ساخی جبّار می زنیم: این شعر در زمینه یکی ا ز اشعار شاعر بلندپایه ترکمن مختومقلی فرا غی به نام «بوگون (امروز)» است.

امروز (نظیره)

زهـره آسمان بر آمد،
عاشق که دوران است امروز،
لاله از خاک بر دمید،
جان که ریحان است امروز.
***
در سیر گل آمد بلبل،
صد ناز کند غنچه گل،
بر خیز بر آستان بشتاب،
معشوق که قربان است امروز.
***
باغ زبان، کان شکر،
باغ جان داره ثمر،
ای زحمت خار کشیده،
روضه رضوان است امروز.
***
گل جبن زباغ دسته – دسته،
ای مرغ دل آسوده و خسته،
ماندیش و بخوان سرودی،
که آواز همانست امروز.
***
اسرار به مه گفته جبالت،
دامن به گُل آلوده غنایت،
عدل است و عدالت رابین،
که فرمان زمان است امروز.
***
قلب است به تن جای شهیدان،
رزم است و وطن کنام مردان،
روایت عشق از فراغی،
درمان دلان است امروز…

بهار سال

بوگون

دوغدی آسمانئنگ زؤهره سی،
چین عاشئغا دؤوران بو گوٚن،
آچئلدی زمین لأله سی،
اوشبو دوٚنیأ ریحان بوگوٚن.
***
هر سایراندا شیدا بلبل،
اؤویشگین آتار اؤویسیپ گوٚل،
عاشق بولسانگ مونی یاد بیل،
معشوق سانگا قوربان بو گوٚن.

دیل صنوبر شکرستان،
عألئم جهان گل – گوٚلیستان،
قوینونگ ایچره بیتئن بوستان،
قوچ ییگید لر باغبان بوگوٚن.

گوٚلشئن ایچره گیرئر بولستنگ،
گوٚل دسته سینی تئرار بولستنگ،
مندن خابار سورئر بولسانگ،
طوطی گوٚفتار زئبان بوگوٚن.

داغلار باشئن اوٚموٚر باسان،
جوٚلگه سینده گوٚل لر اؤسئن،
هر دمینده نامارت غئسان،
عدل شاه دان پرمان بوگوٚن.

دوامات دئر ایل مردینه،
آویئن بئرمئز شیر قوردونا.
چئن عاشئغئنگ اول دردینه،
فراغی دان درمان بوگوٚن.

– ۱۳۶۱- ایران

تورنتو – د. خ. اونق

جایگاه و اهمّیت رمان «خشم تویلی خان» و «آینا-ملّا» از: استاد احمد سارلی

بریده نشریه «فراغی»

مجله فراغی: «همایش تقدیر از 50 سال فعالیت های قلمی استاد احمدآقا سارلی»

تورنتو – د. خ. اونق:  «… ویژگی های این اثر آن را نسبت به برخی از آثار کلاسیکهایمان همچون آثار صایاد-همرا، یوسف و احمد، زهره و طاهر، که در ابهامات قرون خاک خورده است، متمایز و از وضوح بیشتری برخوردار است. و پر واضح است که این اثر، بیان بخشی از تاریخ رئال ملت ما را همراه با ادبیّات آن بیان می دارد. …»

قبل از هرچیز اینجانب از دست اندرکاران این همایش بویژه از استاد دکتر آرازمحمد سارلی و جمعیّت «میراث» بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از تاریخ و ادبیاتمان، با اساتید ارجمندمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد احمد سارلی که از پیشگامان نادر تاریخ و ادبیّات ترکمن در دوره ای خاص است، یاد کنیم و تقدیر نمائیم. لذا؛
… آغاز سخن را در ظرف دو شاخه مهم علوم انسانی؛ رابطه بین ادبیات و تاریخ شروع می کنیم. همانطور که در مقالاتی چند بویژه در رابطه با اثر «قیاتخان و بازماندگان»، همچنین در رابطه با اثر «دیوان جهانشاه حقیقی» و داستان لیریکی «صایاد-همرا» به این نتیجه رسیدیم که؛ وجود رابطه تفکیک ناپذیر رشته های تاریخ و ادبیَات باهمدیگر، ریشه یگانه آن را که از یک منبع سرچشمه می گیرند، صحبت کرده بودیم. و همین علائم را، در خلاقیّت اثر «خشم تویلی خان» نیز بی کم و کاست مشاهده می کنیم. در این رابطه بیائید به سخنان بزرگان علم متکی شویم.
درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است.[2] و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم متقابل آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های یکدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد آثار استاد احمد سارلی و اثر ماندگار ایشان «خشم تویلی خان» و بقیّه آثار وی به عنوان انعکاس رخدادهای تاریخی ایّام خود و به عنوان نمائی از شرایط سال های بعداز سرکوب ها و غصب زمین های خاصلخیز ترکمنصحرا از جانب رضاخان، بیداد خوانین مرتجع و زیاده خواهی آنان؛ و گوشه ای از مشقاتی که بعداز آن بر ملت ما رفته است، به شکلی زیبا و رمانتیک به تصویر کشیده شده است. این اثر یک رمان ادبی است! در عین حال به تعریف واقعه ایی می پردازد که معلول آن مناسبات همان جامعه ایست که از جانب غاصبان فئودال مورد تجاوز قرار می گرفته؛ و آن تاریخ ملت ماست! ناله و حرمان هائی که بعداز غصب زمین های ترکمنصحرا به زور سرنیزه های حکام قاجاری و پهلوی ملت ما دچار آن گشته بود، بی حد و حصر تراژدیک است. ادامهٔ مطلب »

بررسی جامع داستان تغزّلی «صایاد-همرا» در ارتباط با «دیوان جهانشاه حقیقی» – 2

تزئینی

تزئینی

قسمت دوّم:

تشابهات، تداعیات و رابطه ژانر دستان صاید-همرا با آثار میرزا جهانشاه حقیقی

د.خ.اونق: این نوشته، بخش دوّم نظریّه «ژانر واحد» که طی مقاله ای با عنوان «ژانر داستان تغزّلی «صاید – همرا» چگونه پدید آمده است؟»[1] در مقایسه با «دیوان جهانشاه حقیقی»[2] داده بودیم، است.
… چنانچه در مورد برجسته ترین تشابهات و رابطه ژانری داستان صاید – همرا با دوره و حیات پادشاه تورکمن میرزا جهانشاه را در یک مقاله مبسوطی با عنوان «ژانر[3] داستان تغزّلی «صایاد – همرا» چگونه پدید آمده است؟»، طی استدلالات چندی اشاره کرده بودیم که در آن ایّام به متن اصلی این داستان دسترسی کامل نداشتم و آن مقاله را با همان مطالعات و پیش زمینه های قبلی که سال ها قبل این داستان (صایاد-همرا) را بارها مطالعه کرده بودیم و بعضی از اشعار آن را همراه با موسیقی (جدید و قدیم) نیز اجرا می نمودیم، در خاطرم باقی مانده بود، ارائه گردید. حال طی سال ها درخواست یک جلد آن، از دوستان و آشنایان مقدور نگردید تا این که یکی از دانشجویان طی در خواستی که اینجانب نموده بودم، این اثر را از کتابفروشی قابوس تهیّه و با توجه به مشکلات پستی که در ارسال آن داشتیم، صفحات کامل آن را طی اسکن کپی برایم رساند. و از این جهت از خدمتی که این دانشجوی مهربان سرکار خانم س. عالمی برایم مبذول داشته بی نهایت سپاسگزار و قدردانی خودرا اظهار میدارم.
… چنانچه نظری به اثر چاپ شده مجموعه «افسانه ها و قصه های ترکمنی – قرن 14/م.»، از جانب انتشارات قاضی[4]، بیاندازیم، تشابهات و تداعیات دیتال های این اثر، آن را متعلق به دوره قرون 14-15/م.م.، می نماید. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: