سیل در ترکمنصحرا – 2

Advertisements

سیل در ترکمنصحرا – 1

سیل در ترکمن صحرا، شعر «دألی گورگئن»

دألی گورگئن

صحرا را سیل فرا گرفت

ترکمنصحرا – دأالی گورگئن:

سارسماز: چند روزی است اهالی ترکمنصحرا درگیر سیل و باران و طوفان است. در این برهه زمان ناهنجار، باز هم مسئولان دولتی باصطلاح «سلبریتی های رسانه های گروهی ایران بویژه استان گلستان» بجای انعکاس اخبار این مصیبت دلخراش که بر سر مردم ساده و زحمتکش ترکمن صحرا نازل شده است، مشغول برپا کردن جشن و سرورهای خود هستند، گویا این مصیبت را که بر مردم ترکمن نازل شده است، موجب جشن و سرور آن ها شده باشد، بجای همدردی و کمک به مردم سیل زده برنامه های روزانه خود را به نمایش کارتون ها و یا برگزاری جشن اختصاص داده اند. این عکس العمل مسئولان دولتی ذات بد جنس این حکومت نامردمی را به نمایش گذاشته است! طبق خبرهای واصله و منتشره از رسانه های مجازی-مردمی خسارات وارده این مصیبت بیش از حد تصور است. سرریز شدن آب ها از کانال ها و رودخانه های گرگان، قره سو خسارات زیادی بر مزارع و امو.ال مردم مظلوم ما وارد ساخته است و حتی جان چند نفر از اهالی را نیز گرفته است. ریزش باران شدید همراه با رعد و برق های مهیب، آب در بخش علیای رود گورگئن جمع و به سوی بخش سفلی رود که در مسیر آن شهرها و روستاهای مهم ترکمن همچون راز جرگلان، آشخانه، کلاله، گنبدکاووس، بی بی شیروان، … قرار گرفته است یکی پس از دیگری را سیلاب فرا گرفته است. در حال حاضر آب های حاصل از سیلاب ها مناطق چنسبیلی، آق قلا، سیمسین شهر (غارغی-امچالی) را درنوردیده و شهرهای سلاخ، خوجه نفس و کومیش دپه درگیر این سیل هستند. شدّت آب های جاری خیلی از پل ها را که در مسیر آن واقع شده است، شکسته و افزایش حجم آب در پشت سدها بیش از حد و به سرریز شدن سیل از سقف سد وشمگیر که خطر ترک برداشتن آن را در پی دارد، قرار گرفته است. ما ضمن همدردی با اهالی غیور و زحمتکش مردم مان، عدم توانائی حضور در جوار ایلمان در عذاب هستیم. لذا از همه اهالی سایر استان ها بویژه هم ملیّتی های تورک آدربایجان، قشغائی ها، شرکت فعال در بین مردم سیل زده مان جهت کمک و همیاری هستیم. در این فلاکت وارده، برای مردم زحمتکش صحرای مان ضمن اظهار همدردی، سپری شدن این بلایا را از سر ایل مان بدون ضرر جانی و حداقّل خسارات مالی امید بستیم و برای مردم مظلوممان صبر و شکیبائی مسئلت داریم. ما مظلومانه همدردی خود را با شعری بی مقدار در این برهه زمانی اعلام می داریم!

غوجا گوٚرگئن! سن قاهارئنگ گتیرمه،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!
غوجا گوٚرگئن! سن غاضابا اوتورما،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!

ایلینگ هوانداری، نالاش گتیرمه،
آسمانئنگ گؤزیاشئن ایله یئتیرمه،
غایالارئنگ برکیت، داشغئن آتارما،
ایل سنینگکی، سن هم ایلینگکی بولغئل!

ادامهٔ مطلب »

خاطره ای از «مدرسه راهنمائی تحصیلی شیخ مفید خوجه نفس»!…

مدرسه راهنمائی خوجه نفس - تأسیس 1353

مدرسه راهنمائی تحصیلی «شیخ مفید» خوجه نفس – تأسیس 1353

تورنتو د. خ. اونق:

از سال ۱۳۵۰با تغییر نظام آموزشی از کلاس پنجم ابتدائی طی امتحانات نهائی وارد مقطع راهنمائی شدیم. اولین مدرسه راهنمائی تحصیلی در منطقه ما با عنوان مدرسه راهنمائی «مفید» در شهر کومیش دپه تاسیس گردیده بود و دو سال در آنجا تحصیل نمودم. در سال تحصیلی ۱۳۵۳-۵۴ در دهستان ما خوجه نفس اولین مدرسه راهنمائی تحصیلی با عنوان «شیخ مفید» در بخش شمالی روستا در کناره غربی جاده کومیش دپه – بندرشاه تأسیس گردید. سال سوّم را در آنجا به اتمام رسانیدم.

دیوار این تصویر مربوط به سمت شرقی مدرسه راهنمائی تحصیلی خوجه نفس می باشد که از آن سوی مشرف به جاده کومیش دپه است. در اینجا این دیوار را همراه با تصویری که اینجانب در سال ۱۳۶۳ دوره کمی بعداز موج دوّم سرکوب های جمهوری اسلامی در دوره دوساله حبس تعلیقی کشیده بودم و تا به امروز باقی مانده است، مشاهده می کنید!!!.. در آن ایام بدنبال گرفتن شغل تخصصی ام معلمی در مدرسه راهنمائی تحصیلی و جزو سهمیه بندی مربوط به کومیش دپه و بندرترکمن بودم و این مدرسه میبایست جایی می بود که بنده در آنجا کار می کردم. ولیکن، بعداز فارغ التحصیلی در سال 1360 طی سه سال محرومیت شغلی که از جانب گزینش نو ظهور جمهوری اسلامی اعمال می شد، پشت بازار کار باقیمانده بودیم. مدّتی بعداز حل و فصل مشکلات از جانب آن اداره تصفیه گر در چهارمین سال با اخذ پذیرش بلامانع، از جانب مرکز آموزش و پرورش ساری مرا به عنوان سهمیه بندرترکمن در نظر گرفت و به آنجا اعزام کرد. من از سال ۱۳۶۴ به بعد در مدرسه راهنمایی تحصیلی طالقانی بندرترکمن مشغول به کار بودم. یک سال بعد مرا به عنوان مدیر بخش هنری به «پست امور هنری» آموزش و پروش بندرترکمن ارتقاء نمودند. طی حوادث بعدی … تا اینکه در اوایل تابستان سال ۱۳۶۶… طالع مهاجرت، سرنوشت گروهی از جوانان ترکمن را بکام خود کشانید…
کانادا – تورنتو – دکتر خانگلدی اونق – 8/23/2018

بروشور مجموعه آثار پژوهشی تاریخ و ادبیّات تورکمن

د. خ. اونق: این مجموعه در پی 3 بروشوری که هر کدام مجزا از همدیگر به زبان های؛ فارسی A، انگلیسی B، روسی C، و شکل کامل آن «D«،  در فرمت های «وُرد-پروگرام» موجود در آرشیو و «پی دی اف» در رسانه مجازی «نت ورکینگ /اینترنت/» ارائه می گردد:

هیچ ابزاری جز یک کاغذ کاهی،
قلم و جوهر سیاه بیش نبود.
همه ی ابزار قلندر همین بود.
جوهر بنواخت، قلم بنوشت، قلندر سرود،
در پگاه شب دراز تا به هنوووز بیدار است. …

D_Comp_View_Info_For3Lang_my books__04

مشخصات مجموعه آثار دکتر خانگلدی اونق در این بروشور ارائه می گردد

– و اما، –
هر ابزاری که رسید،
دست قلندر بوسید،
کوشید، جوشید، خروشید،
پخته گشت همی،
جامی به تمنای حقیقت،
باده به تصدق نوشید. …

 با سلام، عرض ادب!، این طرح، جلد بروشور راهنمای مجموعه فعالیتهای فرهنگی، تحریرات و رسالات اینجانب /د.خ.اونق/ است که از اوایل سالهای مهاجرت هزارونهصد و هشتاد و هفت تا به امروز ادامه دارد. البته هنوز در صندوقچه ذخایر چند جلدی از آثارم در باب تاریخ و ادبیات ترکمن از عصر گوک تورک تا بامروز در سیر و جستجوست. این بروشور مجازی حاوی بیش از بیست جلد کتاب و آثار است که ضمن دادن اطلاعات لازم همه آنهارا در فایل پی دی اف منظوم نمودیم. این آثار از قبیل:
. چهار جلد پایان نامه به حروف لاتین ترکمنی بعلاوه چکیده آن به چهارزبان انگلیسی، روسی، فارسی و زبان تورکمنی آن به سه الفبای کریل-تورکمن، لاتین تورکمن و کلاسیک تورکمنچه، . همه آثار فوق، به حروف الفبای تورکمنی-ایرانی، (پنج جلد دیگر) تعمیم داده شد.
. دیوان جهانشاه حقیقی، جهت چاپ دوم، حاوی سه جلد مجزا از هم، بعلاوه شکل کامل سه جلد، که در آن تحقیقات پروفسور ولادیمیر مینورسکی با بررسی و ترجمه متون و اشعار از دانشگاه کمبریج لندن علاوه گردید.
. پژوهشهای آکادمیکی؛ حاوی:
. ترکمن صحرا در اوایل قرن بیستم. تصاویر، چهره ها و تابلوهای ماندگار. «اسناد سخن میگوید»
برگردان و ترجمه اثر استادم، آکادمیک پروفسور مراد آنانفسف در باب «مختومقلی و اونونگ زماناسی هم بندیلیکده یازیلان شئغئرلار….
. پژوهش و ترجمه؛ اثر «قیاتخان و باژماندگان» و «اشعار سروده شده در اسارت»، به زبانهای فارسی و پروژه انگلیسی قبل از ویرایش، مجموعا سه کتاب.
. مقالات و اطلاعات تاریخی در باب «دیوان جهانشاه حقیقی» بزبان انگلیسی…
. درآمدی بر موسیقی دوتار ترکمنی و معرفی یک اثر. …. لینک این بروشور ذیلا درج میگردد!

https://drive.google.com/file/d/1X2qs5P_2pNWjzySR4F45QYAguAdp9krN/preview

در گستره ادبیّات کلاسیک ترکمن؛ مختومقلی، رمانتیسم و رئالیسم

دکتر خانگلدی اونق: ترجمه به فارسی همراه با متون تورکمنی: «نامه سن؟ … اول منم» /چی هستی؟، آن منم/:

…. از دوران مختومقلی فراغی چندین عصر گذشته است. امروز در اوایل قرن بیستم و یکم، ایّامی که رمانتیسم جایگاه خودرا بتدریج به رئالیسم داده است، نشسته ایم. نسل امروز تلاش دارد هر پدیده ای را با دید رئال خود بنگرد. البتّه صدای آرزو و آرمان های نامعلوم رمانتیسم که در جوانی شنیده می شود، در آینده در آثار و تحریرات این شاعران و پیشکسوتان با ایده های نو ظهور می یابد. آن بشارت دهنده و شکل گیری مطالبات مشخص در قالب رئالیسم است.

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان - د.خ.اونق

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان – د.خ.اونق

همچنان که انسان از بدو تولّد، دوره های خاص تکامل را در طول حیات خود طی نموده اند، در علوم، فرهنگ و هنر، زبان و ادبیات نیز در درازنای جنب و جوش های تاریخ، پایه های رشد و پویایی خود را در قالب سبک و سیاق های مشخص دوره خود طی نموده است. خط و نوشتار به عنوان پایه های بنیادی و ریشه هنر و ادبیّات در اوّلّین دور تکامل خود، با نقش بستن تصاویر مفهوم دار بر روی سنگ نبشته های کوه ها آغاز می شود و در تداوم و تسلسل آن، به میراث ماندگار تبدیل و با بجای گذاشتن افکار و اندیشه های زیبای انسانی به یاری خطوط و نقاشی های مفهومدار در مراکز تجمع انسانهای آن جامعه، فرهنگ و ادبیات موجودیّت می یابد. ادامهٔ مطلب »

قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به انگلیسی – A piece of the book «The poems were written in captivity» an English

Poems written in captivity

اشعار نوشته شده در اسارت-The poems were written in captivity

تورنتو – د. خ. اونق: (پروژه) – قطعه ای از کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» به فاریسی: … حوادث و وقایعی که در زندان برای یاغشی مأمد اتفّاق افتاده است پر از تراژدی و لبریز از غم و اندوه و غُصّه است. یکی از سنگین ترین رخدادی که برای وی اتفاق افتاده، از دست دادن پدرش در زندان بوده است. کسی که زمانی بر مسند منصب خانی نشسته و با شوکت بی شائبه ای استقبال می شده است، با تکیّه بر پشتیبانی پادشاه روس بر علیه دولت بزرگی مثل ایران جبهه باز کرده بود، پدری که در باکو و تفلیس با احترامات رسمی و با شوکت فراوان استقبال می شده است، آمد و آمد!!!… امروز در اینجا شاهد مرگ وی بودن در زندان تفلیس از فرط جدائی، از رمق افتاده، با ازدست دادن چشمهاش، برای یاغشی مأمدی که تازه به کاملیّت خود رسیده و باصطلاح تورکمنی «غیلاو» انداخته بود، فاجعه بسیار دردناک و سهمگینی بود. تحمل زندان و عذابی که در نتیجه مرگ پدرش در زندان متحمّل می شده است، جان و تن وی را بریان می کرد…..

Toronto – Dr. H. OWNUK: (The Project)A piece of the book «The poems were written in captivity» an EnglishThe incidents and events that have occurred in the prison for the Yakhshi Muhammed are full of tragedy and overflowing with sadness and sorrow. One of the heaviest events that happened to him, losing his father was in jail. Someone who is in a period sitting on the seat of Khani’s level, and he was greeted with a unique, gloriously glorified. He relying on the support of the Russian king and had opened a big front to against a large government like Iran. The father, who would have been welcomed in Baku and Tbilisi with official admiration and with the greatest exception, comes and comes!!!… Today in here; to be witnessed and to see his death in Tbilisi prison, With the lost of his eyes, has fallen out of hand, for Yakhshi-Mohammad, who had the newly-reached to full young time, the disaster was very painful and heavy. The tolerance of imprisonment and torture suffered as a result of his father’s death in prison would’ve to burn his body and soul.

These incidents and emotions are reflected as warp-and-woof textured in his poems. The lines that have been written frequently reminded of his father’s death, is written with dissatisfaction with his relatives or kin-folk, or with a mournful sigh, pessimistic or that you are very engrossed. The waiting, limitlessness in imprisonment together with his father for the presence of the Qadir Ma’med, with to sew the eyes to the doors. Finally, the presence of Qadir Ma’med to the Tbilisi with three of the be asked children after the death of Kyat Khan has been expressed and this relationship would be linked to logical (منطقی) advise by giving «paternal advice» of the Yakhshi Mohammed to for his twin children has looping has continued. …Read More:

توضیحات نکاتی چند در حول و حوش اشعار یاغشی مأمد

Полковник Аннамухаммед Карашхан Йомудский (1829-1886). - _01

سرهنگ آنامخمد نیکلای یمودسکی یاغشی مأمداوغلی

(قسمت اوّل) «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است. و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم کامل همدیگر آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های همدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد پژوهش و شناسائی چهره یاغشی مأمد به عنوان یک شخصیّت تاریخی و به عنوان کسی که دانا و مسلّط بر شعر، ادبیّات، هنر و فراتر از آن شاعر بوده است، در مسیر این کوشش های مان به حقیقت پیوست. در پیروی از این نکته نظر هم که شده، ما همراه و هم زمان با تجدیدنظرهایمان در پژوهش های تاریخی در یک ایّام مشخّص، آثار تازه پیدا شده و نوشته های ادبی شاعر یاغشی مأمد را به دقّت خوانندگان مان می خواهیم برسانیم.

این یادداشت های ادبی پر ارزش در فوند دستنوشته های انستیتو پژوهشی زبان و ادبیّات مختومقلی در فولدر /پوشه/ شماره (ин. 51.)  محفوظ مانده است. این یادداشت ها مربوط به نوشته های هنری – ادبی یاغشی مأمد در سال های دراز حیات در زندان که در این مدّت طولانی به آن پرداخته است، می باشد.

صنایع ایدئولوژیکی و میزان ایده های هنری و ارزشی این اشعار و قطعات ادبی را که برای اوّلین بار به جامعه روشنفکران علوم، جمعیّت خوانندگان ارائه می گردد؛ کشف ارزش ادبی و نقش و خدماتی که این ها تا چه حدّی میتواند تأثیر خود را به دنیای شعر و ادبیات و تاریخ داشته باشد، میزان سنجش ارزش آن را واگذار می کنیم به سهم دست اندرکاران بخش تاریخ و ادبیّات چی ها، و امّا از نظر پژوهش و فراگیری کامل علمی، و کار نشر و انتشارات آن، سهم تکستولوژیست ها بوده و از تخصص ما به دور می ماند. ولیکن، اگر به دلیل ارائه اوّلین بار آثار یاغشی مأمد در این کتاب، جهت تفهیم و درک آسان آن برای جامعه خوانندگان، در مورد میراث ادبی وی، اوضاع و احوال دستنوشته وی، قطعات ادبی آن، ترتیب و مرتب بودن اشعار، و تاریخ موادی که در آن درج شده است، تنیدگی بیان های ادبی و هنری، حتّی، مخالفت های درونی شاعر با ایدئولوژی های باطنی و در مورد یادداشت هایش انجام بعضی از کنکاش ها و بررسی ها  را ضروری و رسانیدن آن به دقّت خوانندگان قطعاً مفید خواهد بود. ادامهٔ مطلب »

اشعار سروده شده در اسارت

تورکمنهای یموت

تورکمن-خانیمودسکی قیاد

(قسمت سوّم) «دوره حیات قیاتخان – یک رمان حقیقی است»
——– گ. س. کارلین

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … حالا سراغ یاغشی مأمد برویم که از شدّت غم و غصّه در گوشه زندان وارونژ که این پیشامد ناگوار جان و تن وی را بریان می کرد و به خود می پیچید. وی هنوز از امید آزاد شدن دل نکنده است و به نوشتن عریضه هایش ادامه می داد. نامه و عریضه هائی به حاکمینی که در قفقاز زود به زود جایشان عوض می شد، همچون جنرال تییدگاردت، شاهزاده وارونتسف – داشکوف، می نویسد، به حاکمین پیتربورگ، به حاکم فرمانداری وارونژ، در تمام این عریضه ها وی خواهش به توجه کردن وضع نابسامان خود را می کرده است. بعضی اوقات هم با قادیرمأمد مکاتبه می کرده است.

در یکی از نامه هائی که قادیرمأمد با یک لحن ناامیدکننده به یاغشی مأمد نوشته است؛ به وی قطع کردن روابط با روسیّه، توافق با دشمنان اباء اجدادی خود ایران، انتقال بچه هائی که به عنوان گرو فرستاده شده بود به تهران، تمام اسباب و ابزارهای صنایع ماهیگیری، نفت، نفت دخیل و همچنین واگذاری مراکز استخراج نمک به انگلیسی ها را مصلحت می دهد.

بر اساس گفته های قادیرمأمد انگلیسی ها به وی چیزهای زیادی وعده داده بودند. بعداز دریافت این نامه، یاغشی مأمد به نوشتن در مورد درآمدزائی صنایع مذکور که سالانه می تواند مبلغ بیش از یک میلیون منات درآمد داشته باشد، آغاز می کند. و وعده می دهد که؛ چنانچه روس ها مرا آزاد کنند آن را نه با انگلیسی ها بلکه با کمک خود روس ها آنجا را خواهیم ساخت. ادامهٔ مطلب »

اشعار سروده شده در اسارت

TurkmenYomudy__Niva_1887__8__Ris_N_Yomudskogo_grav_Olshevskiy

تورکمنهای یموت – تابلو نقاشی نیوا (نظر) یمودسکی-1887-ش.8-اولیشوسکی

(قسمت دوّم) «دوره حیات قیاتخان – یک رمان حقیقی است»
——– گ. س. کارلین

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … در سال 1821 قیاتخان پسرش یاغشی مأمد را جهت ادامه تحصیل به «مرکز گیمن-آزیا /گیمنازیا/» دانشکده ی ویژه ائی که برای آسیائی ها راه اندازی شده بود، به تفلیس می فرستند. البتّه، وی چندسال در آنجا درس خوانده یا باتمام رسانیده است، هنوز معلوم نیست. ولیکن گ. س. کارلین در مورد تسلّط و مهارت متوسط یاغشی مأمد به زبان روسی و بخوبی برخوردار بودن وی از خواندن و نوشتن در این زبان، را شهادت داده است. (امکان همدوره بودن یاغشی مأمد با میرزا فتحعلی آخونداف؛ همان کسی که همراه با آدمیرال پوتیاتین به عنوان مترجم حضور داشته است، در همان دانشکده گیمنازیا وجود دارد.) پسران قیاتخان هر کدام دارای مهرهائی که بر روی آن نقش سر اسب برجسته شده است، داشتند. تمام نامه ها و عریضه های آن ها در مراکز آرشیوهای دولتی به عنوان منبع و مرجع موثق تاریخی، در خدمت پژوهشگران است.

بر اساس اطلاعاتی که این اسناد آرشیوی شهادت می دهند، تابستان سال 1842/م.، طالع قیاتخان و فرزندان وی بر وفق و مراد نچرخید و زمان وارونه شدن چهره ایّام باصفای آن ها فرا رسیده و بوجود آمده بود. با هرچه بیشتر نزدیک و صمیمانه تر شدن روابط تورکمن های ساکن سواحل شرقی دریای خزر با روسیّه، که پی آمدی جز رشد تجارت و بازرگانی و رفاه خلق نداشته است و رهبری این جنبش از جانب قیاتخان و پسرانش در الحاق به روسیّه به عنوان رعیّت آن، از حکّام ایران بالاخص محمد شاه قاجار سلب آسایش می کرد. به این دلیل که شاه ایران جوانب کناره های شرقی دریای خزر را که جزو سرحدات خود می پنداشت، بهمین سبب قشون ایران به سوی تورکمن هائی که در آنجاها زندگی می کردند، پی در پی لشکرکشی و یورش های مسلحانه و سلطه جویانه می بردند. در یک چنین شرایطی تورکمن های کناره های ساحل شرقی دریا اجباراً می بایست در میان تلاقی مرزمنفعت های دو دولت، فیمابین دو آتش، گذران حیات می کردند.

پادشاهی روسیّه که به «زندان خلق ها» معروف گشته بود به بهانه های مختلف الحاق رسمی رعیّتی تورکمن ها را به روسیّه به عقب می انداخت. ایرانی که به «کانون کشمکش ها و جنگ و جدال های شرق زمین» مشهور گشته بود، همه تورکمن ها را از ولایات خود می پنداشت و رعیّت خود محسوب می کرد (ادعای تعلّق فئودالیستی داشتند. خ. اونق)، به این سبب نیز حکمرانان شاه با حساب و کتاب های خود، ایده از سر راه برداشتن قیاتخان و فرزندان وی را در سر می پروراندند. ادامهٔ مطلب »

ج). جنبش تورکمن های جنوب و جنوب غربی در سال 1813/م. و نقش روسیّه در آن – 1

An_Early_Painting_of_Fath_Ali_Shah

فتحعلیشاه قاجار قرن XIX/م

(قسمت اوّل …) – «اشعار سروده شده در اسارت«

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … جنبش در بهار سال 1813/م.، در بین گؤکلنگ ها خودجوش آغاز می گردد. در پی آن، سریعاً تمام نواحی جنوب و جنوب غربی تورکمنستان را که در بین رودخانه های اترک، گرگان و قاراسو واقع شده است، فرا می گیرد.[1] در مورد دلایل و عوامل جنبش منابع روسی و غربی مطالب مشابه ای درج نموده اند. در این مورد قلمزن های سالشمار درباری ایران چنین نوشته اند: «به دلیل اعمال و حرکت های احمقانه میرزا رازی وزیر شاهزاده محمدقلی میرزا، کاسه صبر تورکمنان استرآباد لبریز /پُرپُر/ شده و به درجه جوشش رسیده است.»[2] در میان نمایندگان و امرای قاجاری که با حیف و میل ها و سرکشی های خود، ملت را مجبور به جنبش می کردند، گرچه نام برده نمی شود، در منابع روسی در مورد علت های جنبش چنین بررسی می می شود: «فشارهائی که نزدیکان و آمران فارس حکومت قاجاری با وضع مالیات های سنگین و غارتگری های بی حد و حصر و سربازگیری های پی در پی از میان تورکمن ها برحسب عادت با تحت فشار گذاشتن و عدم تمکین خواسته های اوّلیّه اعضاء خانواده های متمول ترین تورکمن ها را که به تعداد بیش از 300 نفر از ضامنهائی /اسراء/ که در تهران (به عوامل این امر فوقاً پرداختیم – م. آ.) با بی احترامی و تحقیر به اختیار گرفته اند، خلق را مجبور می کرد راهی جز شورش بر علیه ستم های پارس ها و خود باباخان نداشته باشند».[3]

به استناد گواهی اسناد موجود، بر اساس قوانین گستاخ و ضد بشری قاجاریان، شرارت ها و حیف و میل های حکام ولایات همسایه، پرداخت ارقام بی اندازه مالیات ها، اسیر گرفتن و نگه داشتن زن و بچه های مردم بصورت ضامون و بر ضد سربازگیری های پی در پی و بی قانونشان، راه افتاد شورش و جنبش خلق ها را به اطلاع می رسانند، در مورد داشتن خیال قیام در بین یموت ها و گؤکلنگ ها بر علیه ظلم و ستم های قاجاریان تا اوایل قرن نوزدهم /XIX/ (تا سال 1805/م.)، یادآوری کرده بودیم. یعنی، بستر این شورش ها قبلاً آماده و عود کرده بود.

ظاهر شدن شخصی به نام سیّدمحمد یوسف سلطان، درویشی که با قهر از فتحعلیشاه به زیارت مکه رفته و نام «حاجی» را هم بر خود آویزان کرده بود، در میان یموت ها و گؤکلنگ ها مزید بر علّت و بهانه ای برای این جنبش و شورش شده بود.[4] در کتاب  «نسیح التواریخ (تاریخ قاجاریّه) مربوط به قلمزن سالشمار درباری میرزا محمد تقی خان در مورد بستر خانوادگی این حاجی نکته به نکته بیان شده است. اباء و اجداد وی به نام های گوٚن خوجه، آی خوجه و محمدامین خوجه از ولایت «بدخشان»؛ در ولایاتی که دوره ای احمدشاه درّانی در آن حاکمیّت داشته، به دنیا آمده است. ادامهٔ مطلب »

ب). روابط تورکمن های جنوب و جنوب غربی (یمودستان) با روسیّه و ایران – 2

Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

ژنرال لئیتئنانت الکسی پتروویچ ارملوف – Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

دوره تلاقی قرون XVIII-XIX/م.م.، (قسمت دوّم…)
«اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: در ادامه مطلب قبلی توجه تان را به قسمت دوّم جلب میکنیم!… از جانب مشاور نماینده روس ها در تهران، بارون ک. بوُده نیز در سال های 30/م قرن XIX، بر این نکته اشاره دارد که؛ «در آن ایّام خاندان قاجاری که پادشاهی را در ایران آغاز کرده بودند، منت دار محقّ این گروه از توٚرکمن ها هستند!» که پدر فتحعلیشاه (در سال های 1771 – 1834/م.م.،) محمد حسن خان را که پدرش از سوی نادرشاه به هلاکت رسیده و خود نیز مورد پیگرد و تعقیب قرار گرفته بود، از سوی تورکمن ها نجات داده می شود و آن ها /فتحعلی دوم که به پادشاهی رسیده بود (باباخان)/ از این جهت مدیون تورکمن هستند؛ نیز تأئید می گردد.

در سال 1747/م.، بلافاصله پس از مرگ نادرشاه، آغا محمد خان از جانب خواهرزاده نادر به دستور علیقلیخان اسیر و مقطوع النسل گشته و دوباره به میان تورکمن های یموت پناهنده می شود. وی مدّت 14 سال در بین این تورکمن ها زندگی کرده و به نام «آغتاخان /اخته خان یا خواجه/» معروف شده است. بعداز اینکه او حاکم بلامنازع ایران گشته بود، علی رغم بی رحمی و خونخواری که از آن برخوردار بود، نمایندگان معروف و شناخته شده تورکمن ها را مورد حمایت خود قرار داده و محترم می شمرده است.

وی در قشون خود از هر کدام از طوایف یموت ها و گؤکلنگ ها به تعداد 250 سواره نظام را محفوظ می داشته است و برای آن ها وقت بوقت حق و حقوق می پرداخته است. این واقعه در بین عملکردهای پادشاهان ایران در مورد تورکمن ها بسیار نادر اتفاق افتاده است. حتّی رایزن روس ک. بوُده در مورد؛ «گروهی از نمایندگان تورکمن های یموت در ارتباط با مجلسی که حکمران یعنی آغا محمد خان شخصاً خودش رهبری می کرده، حضور می یافته اند.»[1] انگشت گذاشته می شود.

در سال های 80-90/م.، قرن هیجدهم XVIII/م، آغا محمد خان از سرزمین هائی همچون کرمان، آذربایجان، گرجستان و سایر مناطق که از تابعیّت و حاکمیّت وی سر باز زده بودند، در آنجا بی رحمانه ترین کشت و کشتارها را، راه می اندازد. به عنوان نشانه پیروزی بر خاندان زندیان تنها در کرمان تعداد کثیری از ایلات آنجا را به هلاکت می رسانند. زنان و فرزندان آن ها را به کنیزی و نوکری می برند. از میان آن ها چشم 20 هزار نفر از مردان را از حدقه در می آورند. از سرهای بریده شده ی 600 تن از اسیران تپه هایی از کله برپا می کنند.»[2]. همانطور که فوقاً ذکرش رفت،  راهیابی وی به سوی حاکمیّت نکته به نکته بیان گردید؛ از جمله در میدان های جنگ، «تلی ازتپه های اجساد کشته شدگان، کشتارهای سراسری، میادین، پر از چشم های از حدقه درآورده شده بود»[3]. ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: