توضیحات نکاتی چند در حول و حوش اشعار یاغشی مأمد

Полковник Аннамухаммед Карашхан Йомудский (1829-1886). - _01

سرهنگ آنامخمد نیکلای یمودسکی یاغشی مأمداوغلی

(قسمت اوّل) «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است. و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم کامل همدیگر آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های همدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد پژوهش و شناسائی چهره یاغشی مأمد به عنوان یک شخصیّت تاریخی و به عنوان کسی که دانا و مسلّط بر شعر، ادبیّات، هنر و فراتر از آن شاعر بوده است، در مسیر این کوشش های مان به حقیقت پیوست. در پیروی از این نکته نظر هم که شده، ما همراه و هم زمان با تجدیدنظرهایمان در پژوهش های تاریخی در یک ایّام مشخّص، آثار تازه پیدا شده و نوشته های ادبی شاعر یاغشی مأمد را به دقّت خوانندگان مان می خواهیم برسانیم.

این یادداشت های ادبی پر ارزش در فوند دستنوشته های انستیتو پژوهشی زبان و ادبیّات مختومقلی در فولدر /پوشه/ شماره (ин. 51.)  محفوظ مانده است. این یادداشت ها مربوط به نوشته های هنری – ادبی یاغشی مأمد در سال های دراز حیات در زندان که در این مدّت طولانی به آن پرداخته است، می باشد.

صنایع ایدئولوژیکی و میزان ایده های هنری و ارزشی این اشعار و قطعات ادبی را که برای اوّلین بار به جامعه روشنفکران علوم، جمعیّت خوانندگان ارائه می گردد؛ کشف ارزش ادبی و نقش و خدماتی که این ها تا چه حدّی میتواند تأثیر خود را به دنیای شعر و ادبیات و تاریخ داشته باشد، میزان سنجش ارزش آن را واگذار می کنیم به سهم دست اندرکاران بخش تاریخ و ادبیّات چی ها، و امّا از نظر پژوهش و فراگیری کامل علمی، و کار نشر و انتشارات آن، سهم تکستولوژیست ها بوده و از تخصص ما به دور می ماند. ولیکن، اگر به دلیل ارائه اوّلین بار آثار یاغشی مأمد در این کتاب، جهت تفهیم و درک آسان آن برای جامعه خوانندگان، در مورد میراث ادبی وی، اوضاع و احوال دستنوشته وی، قطعات ادبی آن، ترتیب و مرتب بودن اشعار، و تاریخ موادی که در آن درج شده است، تنیدگی بیان های ادبی و هنری، حتّی، مخالفت های درونی شاعر با ایدئولوژی های باطنی و در مورد یادداشت هایش انجام بعضی از کنکاش ها و بررسی ها  را ضروری و رسانیدن آن به دقّت خوانندگان قطعاً مفید خواهد بود. ادامهٔ مطلب »

Advertisements

اشعار سروده شده در اسارت

تورکمنهای یموت

تورکمن-خانیمودسکی قیاد

(قسمت سوّم) «دوره حیات قیاتخان – یک رمان حقیقی است»
——– گ. س. کارلین

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … حالا سراغ یاغشی مأمد برویم که از شدّت غم و غصّه در گوشه زندان وارونژ که این پیشامد ناگوار جان و تن وی را بریان می کرد و به خود می پیچید. وی هنوز از امید آزاد شدن دل نکنده است و به نوشتن عریضه هایش ادامه می داد. نامه و عریضه هائی به حاکمینی که در قفقاز زود به زود جایشان عوض می شد، همچون جنرال تییدگاردت، شاهزاده وارونتسف – داشکوف، می نویسد، به حاکمین پیتربورگ، به حاکم فرمانداری وارونژ، در تمام این عریضه ها وی خواهش به توجه کردن وضع نابسامان خود را می کرده است. بعضی اوقات هم با قادیرمأمد مکاتبه می کرده است.

در یکی از نامه هائی که قادیرمأمد با یک لحن آلئگوریک /аллегорик/ تمثیلی به یاغشی مأمد نوشته است؛ به وی قطع کردن روابط با روسیّه، توافق با دشمنان اباء اجدادی خود ایران، انتقال بچه هائی که به عنوان گرو فرستاده شده بود به تهران، تمام اسباب و ابزارهای صنایع ماهیگیری، نفت، نفت دخیل و همچنین واگذاری مراکز استخراج نمک به انگلیسی ها را مصلحت می دهد.

بر اساس گفته های قادیرمأمد انگلیسی ها به وی چیزهای زیادی وعده داده بودند. بعداز دریافت این نامه، یاغشی مأمد به نوشتن در مورد درآمدزائی صنایع مذکور که سالانه می تواند مبلغ بیش از یک میلیون منات درآمد داشته باشد، آغاز می کند. و وعده می دهد که؛ چنانچه روس ها مرا آزاد کنند آن را نه با انگلیسی ها بلکه با کمک خود روس ها آنجا را خواهیم ساخت. ادامهٔ مطلب »

اشعار سروده شده در اسارت

TurkmenYomudy__Niva_1887__8__Ris_N_Yomudskogo_grav_Olshevskiy

تورکمنهای یموت – تابلو نقاشی نیوا (نظر) یمودسکی-1887-ش.8-اولیشوسکی

(قسمت دوّم) «دوره حیات قیاتخان – یک رمان حقیقی است»
——– گ. س. کارلین

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … در سال 1821 قیاتخان پسرش یاغشی مأمد را جهت ادامه تحصیل به «مرکز گیمن-آزیا /گیمنازیا/» دانشکده ی ویژه ائی که برای آسیائی ها راه اندازی شده بود، به تفلیس می فرستند. البتّه، وی چندسال در آنجا درس خوانده یا باتمام رسانیده است، هنوز معلوم نیست. ولیکن گ. س. کارلین در مورد تسلّط و مهارت متوسط یاغشی مأمد به زبان روسی و بخوبی برخوردار بودن وی از خواندن و نوشتن در این زبان، را شهادت داده است. (امکان همدوره بودن یاغشی مأمد با میرزا فتحعلی آخونداف در همان دانشکده گیمنازیا وجود دارد.) پسران قیاتخان هر کدام دارای مهرهائی که بر روی آن نقش سر اسب برجسته شده است، داشتند. تمام نامه ها و عریضه های آن ها در مراکز آرشیوهای دولتی به عنوان منبع و مرجع موثق تاریخی، در خدمت پژوهشگران است.

بر اساس اطلاعاتی که این اسناد آرشیوی شهادت می دهند، تابستان سال 1842/م.، طالع قیاتخان و فرزندان وی بر وفق و مراد نچرخید و زمان وارونه شدن چهره ایّام باصفای آن ها فرا رسیده و بوجود آمده بود. با هرچه بیشتر نزدیک و صمیمانه تر شدن روابط تورکمن های ساکن سواحل شرقی دریای خزر با روسیّه، که پی آمدی جز رشد تجارت و بازرگانی و رفاه خلق نداشته است و رهبری این جنبش از جانب قیاتخان و پسرانش در الحاق به روسیّه به عنوان رعیّت آن، از حکّام ایران بالاخص محمد شاه قاجار سلب آسایش می کرد. به این دلیل که شاه ایران جوانب کناره های شرقی دریای خزر را که جزو سرحدات خود می پنداشت، بهمین سبب قشون ایران به سوی تورکمن هائی که در آنجاها زندگی می کردند، پی در پی لشکرکشی و یورش های مسلحانه و سلطه جویانه می بردند. در یک چنین شرایطی تورکمن های کناره های ساحل شرقی دریا اجباراً می بایست در میان تلاقی مرزمنفعت های دو دولت، فیمابین دو آتش، گذران حیات می کردند.

پادشاهی روسیّه که به «زندان خلق ها» معروف گشته بود به بهانه های مختلف الحاق رسمی رعیّتی تورکمن ها را به روسیّه به عقب می انداخت. ایرانی که به «کانون کشمکش ها و جنگ و جدال های شرق زمین» مشهور گشته بود، همه تورکمن ها را از ولایات خود می پنداشت و رعیّت خود محسوب می کرد (ادعای تعلّق فئودالیستی داشتند. خ. اونق)، به این سبب نیز حکمرانان شاه با حساب و کتاب های خود، ایده از سر راه برداشتن قیاتخان و فرزندان وی را در سر می پروراندند. ادامهٔ مطلب »

ج). جنبش تورکمن های جنوب و جنوب غربی در سال 1813/م. و نقش روسیّه در آن – 1

An_Early_Painting_of_Fath_Ali_Shah

فتحعلیشاه قاجار قرن XIX/م

(قسمت اوّل …) – «اشعار سروده شده در اسارت«

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: … جنبش در بهار سال 1813/م.، در بین گؤکلنگ ها خودجوش آغاز می گردد. در پی آن، سریعاً تمام نواحی جنوب و جنوب غربی تورکمنستان را که در بین رودخانه های اترک، گرگان و قاراسو واقع شده است، فرا می گیرد.[1] در مورد دلایل و عوامل جنبش منابع روسی و غربی مطالب مشابه ای درج نموده اند. در این مورد قلمزن های سالشمار درباری ایران چنین نوشته اند: «به دلیل اعمال و حرکت های احمقانه میرزا رازی وزیر شاهزاده محمدقلی میرزا، کاسه صبر تورکمنان استرآباد لبریز /پُرپُر/ شده و به درجه جوشش رسیده است.»[2] در میان نمایندگان و امرای قاجاری که با حیف و میل ها و سرکشی های خود، ملت را مجبور به جنبش می کردند، گرچه نام برده نمی شود، در منابع روسی در مورد علت های جنبش چنین بررسی می می شود: «فشارهائی که نزدیکان و آمران فارس حکومت قاجاری با وضع مالیات های سنگین و غارتگری های بی حد و حصر و سربازگیری های پی در پی از میان تورکمن ها برحسب عادت با تحت فشار گذاشتن و عدم تمکین خواسته های اوّلیّه اعضاء خانواده های متمول ترین تورکمن ها را که به تعداد بیش از 300 نفر از ضامنهائی /اسراء/ که در تهران (به عوامل این امر فوقاً پرداختیم – م. آ.) با بی احترامی و تحقیر به اختیار گرفته اند، خلق را مجبور می کرد راهی جز شورش بر علیه ستم های پارس ها و خود باباخان نداشته باشند».[3]

به استناد گواهی اسناد موجود، بر اساس قوانین گستاخ و ضد بشری قاجاریان، شرارت ها و حیف و میل های حکام ولایات همسایه، پرداخت ارقام بی اندازه مالیات ها، اسیر گرفتن و نگه داشتن زن و بچه های مردم بصورت ضامون و بر ضد سربازگیری های پی در پی و بی قانونشان، راه افتاد شورش و جنبش خلق ها را به اطلاع می رسانند، در مورد داشتن خیال قیام در بین یموت ها و گؤکلنگ ها بر علیه ظلم و ستم های قاجاریان تا اوایل قرن نوزدهم /XIX/ (تا سال 1805/م.)، یادآوری کرده بودیم. یعنی، بستر این شورش ها قبلاً آماده و عود کرده بود.

ظاهر شدن شخصی به نام سیّدمحمد یوسف سلطان، درویشی که با قهر از فتحعلیشاه به زیارت مکه رفته و نام «حاجی» را هم بر خود آویزان کرده بود، در میان یموت ها و گؤکلنگ ها مزید بر علّت و بهانه ای برای این جنبش و شورش شده بود.[4] در کتاب  «نسیح التواریخ (تاریخ قاجاریّه) مربوط به قلمزن سالشمار درباری میرزا محمد تقی خان در مورد بستر خانوادگی این حاجی نکته به نکته بیان شده است. اباء و اجداد وی به نام های گوٚن خوجه، آی خوجه و محمدامین خوجه از ولایت «بدخشان»؛ در ولایاتی که دوره ای احمدشاه درّانی در آن حاکمیّت داشته، به دنیا آمده است. ادامهٔ مطلب »

ب). روابط تورکمن های جنوب و جنوب غربی (یمودستان) با روسیّه و ایران – 2

Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

ژنرال لئیتئنانت الکسی پتروویچ ارملوف – Генерал-лейтенант Алексей Петрович Ермолов

دوره تلاقی قرون XVIII-XIX/م.م.، (قسمت دوّم…)
«اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: دکتر خانگلدی اونق: در ادامه مطلب قبلی توجه تان را به قسمت دوّم جلب میکنیم!… از جانب مشاور نماینده روس ها در تهران، بارون ک. بوُده نیز در سال های 30/م قرن XIX، بر این نکته اشاره دارد که؛ «در آن ایّام خاندان قاجاری که پادشاهی را در ایران آغاز کرده بودند، منت دار محقّ این گروه از توٚرکمن ها هستند!» که پدر فتحعلیشاه (در سال های 1771 – 1834/م.م.،) محمد حسن خان را که پدرش از سوی نادرشاه به هلاکت رسیده و خود نیز مورد پیگرد و تعقیب قرار گرفته بود، از سوی تورکمن ها نجات داده می شود و آن ها /فتحعلی دوم که به پادشاهی رسیده بود (باباخان)/ از این جهت مدیون تورکمن هستند؛ نیز تأئید می گردد.

در سال 1747/م.، بلافاصله پس از مرگ نادرشاه، آغا محمد خان از جانب خواهرزاده نادر به دستور علیقلیخان اسیر و مقطوع النسل گشته و دوباره به میان تورکمن های یموت پناهنده می شود. وی مدّت 14 سال در بین این تورکمن ها زندگی کرده و به نام «آغتاخان /اخته خان یا خواجه/» معروف شده است. بعداز اینکه او حاکم بلامنازع ایران گشته بود، علی رغم بی رحمی و خونخواری که از آن برخوردار بود، نمایندگان معروف و شناخته شده تورکمن ها را مورد حمایت خود قرار داده و محترم می شمرده است.

وی در قشون خود از هر کدام از طوایف یموت ها و گؤکلنگ ها به تعداد 250 سواره نظام را محفوظ می داشته است و برای آن ها وقت بوقت حق و حقوق می پرداخته است. این واقعه در بین عملکردهای پادشاهان ایران در مورد تورکمن ها بسیار نادر اتفاق افتاده است. حتّی رایزن روس ک. بوُده در مورد؛ «گروهی از نمایندگان تورکمن های یموت در ارتباط با مجلسی که حکمران یعنی آغا محمد خان شخصاً خودش رهبری می کرده، حضور می یافته اند.»[1] انگشت گذاشته می شود.

در سال های 80-90/م.، قرن هیجدهم XVIII/م، آغا محمد خان از سرزمین هائی همچون کرمان، آذربایجان، گرجستان و سایر مناطق که از تابعیّت و حاکمیّت وی سر باز زده بودند، در آنجا بی رحمانه ترین کشت و کشتارها را، راه می اندازد. به عنوان نشانه پیروزی بر خاندان زندیان تنها در کرمان تعداد کثیری از ایلات آنجا را به هلاکت می رسانند. زنان و فرزندان آن ها را به کنیزی و نوکری می برند. از میان آن ها چشم 20 هزار نفر از مردان را از حدقه در می آورند. از سرهای بریده شده ی 600 تن از اسیران تپه هایی از کله برپا می کنند.»[2]. همانطور که فوقاً ذکرش رفت،  راهیابی وی به سوی حاکمیّت نکته به نکته بیان گردید؛ از جمله در میدان های جنگ، «تلی ازتپه های اجساد کشته شدگان، کشتارهای سراسری، میادین، پر از چشم های از حدقه درآورده شده بود»[3]. ادامهٔ مطلب »

در رثای آکادمسین آکادمی علوم تورکمنستان

Prof.MyratAnnanepesowWeDr.OwnukHangeldi_ConferenceAshgabat_2000

از چپ:پروف. مراد آنانفس اف
از راست: آدمین، د.خ.اونق

پروفسور آنانفس اویچ، مراد آنانفس اف

توصیح: در همان ایّام فوت استاد راهنمای علمی ام «علم آتا» پرفسور مراد آنانفس اف، در نوزدهم سپتامبر سال 2013/م.، بدین مناسبت متن زیر را در رسانه های اینترنتی مان به زبان تورکمنی لاتین و تورکمنی «عربی – فارسی» منتشر کرده بودیم، اینک دقت خوانندگان ارجمند را به متن فارسی آن جلب می کنیم!

سمت های وی:

  • معاونت ریاست کل آکادمی علوم ترکمنستان تا دسامبر سال 1989/م.
  • عضو کمیته بررسی قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی، دکابر 1991، …

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق –  فاصله ها بسیار زیاد است. راه درازیست. ولیکن علی رغم حضور رسانه های پیشرفته و گلوبال کنونی، در انتشار اخبار و رویدادها در کوتاهترین فرصت ممکن در دنیا، چطور ممکن است خبر فوت والد التواریخ العلوم پروفسور مراد آنانفس اف[1] که در نوزدهم سپتامبر 2013/م.، بوقوع پیوسته است، پس از مدت ها به گوشمان می رسد. استادی که در حقیقت نگاری تاریخ، به عنوان چهره منحصر به فرد در تاریخ تورکمنستان مشهور و شناخته می شود.

مگر سیاست های پر جنجال و ضد و نقیض دنیا، باعث جدائی نزدیکان و دوستداران یک رشته می شود!؟ آری، درست است. آن همیشه این طور بوده است.

آکادمیک آنانفس اف از سال 1989/م.، به این سوی؛ از زمانی که در آکادمی علوم تورکمنستان حضور داشت، تا سال 2005 همیشه در یک بخش کار می کردیم. در این مدت دوبار در سیستم آکادمی علوم تغییراتی حاصل شد، ولیکن علی رغم این تغییرات با استاد ارجمندم همیشه دریک مکان بودیم. وی در مورد تاریخ معاصر به عنوان استاد راهنمای علمی اینجانب تعیین شده بود و من در سال 1995 با موضوع پژوهشی «تاریخ فرهنگ تورکمن های ایران (قرون XIX-XX)، کار علمی خود را به پایان رسانیدم و طی نمودم. موضوع پژوهشی اینجانب، با زحمات و اخلاص های نیک پروفسور عجین شده است. وی وظیفه فراموش نشدنی «استادی راهنما /علم آتالئق/» را برای من ارزانی داشت.

در سال های 1988 – 1989/م.م.، در دوره شوروی سابق بر خلاف بیوروکرات های شونیست همچون «روسلیاکف (A.A.Русляков)» که سعی در ایجاد اغتشاش فکری در تاریخ تورکمن داشتند، قدعلم کرد و پرده از روی یکی از تحریف های حقیقی تاریخ برداشت و از تاریخ نگاری «حقیقت» دفاع نمود و نتیجه داد. ادامهٔ مطلب »

بستر اجتماعی و تاریخی خلق ترکمن قبل از قیاتخان

Hodzha_Nepes_u_Petra_I_Kartina_V_Artuykova

ملاقات خوجه نفس بای با پیوتر اوّل در قرن XVIII- نقاش: آرتیکف،

توضیح: این بخش «مدخل» کتاب «اشعار سروده شده در اسارت«، از جانب د. خ. تنظیم گردیده است که علاوه بر تحقیقات دیگران، به عنوان حاشیه به این دوره از تاریخ تورکمن اختصاص داده شد.

  • الف). قرن XVIII؛ – اوّلین جرقّه ای که به صحرای تاریک و برهوت تورکمن روشنائی بخشید،

تورنتو – د. خانگلدی اونق – این اطلاعات به استناد تاریخ ترکمنستان که مربوط به «تاریخ وطن با کد تخصّصی؛ /07.00.02/» شناخته و کد تخصصی اینجانب نیز محسوب می شود، تنظیم گشته که تاریخ تورکمن های تورکمنصحرا «اترک – گرگان» را نیز دربر می گیرد.

اوّلین گام های روابط تورکمن – روس به همّت و رهبری خوجه نفس بای و هیئت تحقیقاتی چرکاسکی، در قرن XVIII/م.، برداشته شد و آن همچون «اوّلین شراره های رعد، که روشنائی به صحرای تاریک و برهوت آورده باشد»، منعکس گردید.

حضور هیئت های تحقیقاتی روسیّه برای اوّلین بار در تاریخ تورکمن در سواحل شرقی جنوب دریای خزر در ابتدای قرن XVIII/م.، در تاریخ آسیای میانه، از ایّام تابستان سال 1717/م.، با ظاهر شدن هیئت اکسپدیسیای آ. بکوویچ چرکاسکی در خانات خیوه، آشکار می گردد. هیئت تحقیقاتی که برای رفتن به خیوه سازماندهی شده بود، به یاری و حمایت تورکمن های مانگغئشلاق تکیه داشت. این هیئت با تقاضا و خواهش نماینده تورکمن ها تاجرباشی خوجه نفس بای که با پیوتر اوّل در این رابطه مذاکره کرده بود، راه اندازی می گردد. راهنما یا راه شناسی که آ. بکوویچ چرکاسکی را از منطقه گورئو – تا خیوه، از طریق راه های کاروان رو صحرای قاراقوم رهبری نموده است کسی جز خوجه نفس بای نبوده است.

حاکم خیوه شیرغازی خان، خوجه نفس را به دلیل یاری کردن روس ها و راه بلد /راهشناس/ بودن آن ها، با نیّت به دار آویختن وی در حضور مردم از بکوویچ، کراراً خواسته بود دستگیر و به وی تحویل دهد. ولیکن بکوویچ دستور می دهد که خوجه نفس را لای محموله هائی که در یک ارابه بار شده بود، بپوشانند. ولیکن شیرغازی خان حاکم خیوه، چرکاسکی و هیئت مرتبط با وی را با بی رحمانه ترین وجه، با مکر و خیانت، محکوم و هلاک می گرداند. امّا خوجه نفس را نمی توانند دستگیر و به هلاکت برسانند. لذا ارابه ای که خوجه نفس در آن مخفی شده بود، به دست یکی از خدمتگذاران تورکمن خان خیوه به نام «آقامأمد» می افتد و از این هلاکت جان سالم بدر می برد. همان روز خوجه نفس، سرهای بریده شده چرکاسکی و یاران وی را به چشم خود شاهد بوده است. ادامهٔ مطلب »

سرنوشت بچه های یاغشی مأمد و قادیرمأمد بعداز گرو گذاشتن آنها (نوه های قیاتخان)

 

A_Кадет_Николай_Йомудский_Конец_1870х_гг._XIX_в_04

سپاهی نیکلای یمودسکی، اواخر قرن نوزدهم (سال 1870)

تورنتو – خوجه نفس نیوز:
… در نتیجه توطئه ها و رشوه دادن های شاه ایران، مأمدشاه قاجار به روس ها در جهت دستگیری و بزندان افکندن قیاتخان و پسرش، در اواخر ماه مه سال 1842/م. روس ها یاغشی مأمد را دستگیر می کنند و به باکو می برند. وقتی که قیاتخان به دنبال پسرش به باکو می رود وی را نیز در آنجا زندانی می کنند.
بعداز شش ماه در دسامبر 1842 مسئول زندان آن ها را به تفلیس تحویل می دهد. در هفدهم اکتبر سال 1844/م.، بعداز مرگ قیاتخان در زندان تفلیس، آن ها تصمیم می گیرند بچه هایشان را نزد دولت روسیّه «گرو» بگذارند به این امید که از زندان آزاد شود. در بیرون از زندان برادر کوچکتر از خود یاغشی مأمد بنام «قادیرمأمد» که برای آزادی برادرش در تلاش بود، همراه با سه فرزند کوچک که دوتا از آن ها بچه های دوازده ساله دوقلوی یاغشی مأمد بنامهای «حسن مأمد و آنامأمد (مخمد)» و یک پسر ده ساله قادیرمأمد بنام «نظرمأمد» برای تحویل به روس ها به تفلیس می آید. هدف یاغشی مأمد و قادیرمأمد از گرو گذاشتن سه تا بچه نزد دولت روسیّه، آزادی از زندان و برگشتن به وطنشان، امید بسته بودند. اما زمانی که متوجه شدند، علی رغم تقاضاها و عریضه های خود آن ها خیال آزاد کردن یاغشی مأمد را ندارند، لذا قادیرمأمد بعداز زیارت قبور پدرش قیاتخان در تفلیس، در یانوار /ژانویه/ سال 1845/م.، از آنجا به وطن خود بر می گردد.

ادامهٔ مطلب »

درگذشت بنیانگذار مطبوعات نوین و اوّلین ناشر ادبیات کلاسیک ترکمنصحرا تسلیّت باد

… هرگز فراموش نمی کنم اوّلین روزهای ایّام انتشار اوّلین چاپ #دیوان_مختومقلی_فراغی در #تورکمنصحرا در سال 1346-47. آن روز از #گنبدکاووس #مراد_دوردی_قاضی دائی (از اقوام گروه دائی) همراه با چند جلد از آن به منزل پدربزرگم (باباملار) به #خوجه_نفس آمد. در آن ایّام من حدود 12 ساله بودم و به دبستان می رفتم. #حاجیمراد_دوردی_قاضی به دائی ام گفت: «- به حانجان یگن هم تورکمنچه خواندن را یاد بده!» …

Hajymyratdurdy_Gazy

تسلیّت درگذشت شادروان حاجی مراد دوردی قاضی، به همه اقوام و خویشان

من در آن ایّام به کلاس سوّم دبستان می رفتم و معلم کلاس ما «یعقوب کر» برخلاف معلمین کم سواد سابق، باسواد و خوش ذوق بودند. در یکی از ساعات ورزش که هوا بارانی بود، در کلاس نشستیم و معلم از هر کدام از دانش آموزان یک آواز درخواست نمود. وقتی که نوبت به من رسید، آواز «گلزاردان آیرئلدیم» و «بویلارئنگا» را که از همان کتاب مراددوردی قاضی به کمک دائی ام فرا گرفته بودم، خواندم. … و مورد تشویق معلم قرار گرفتم. … و اما این امر اولین دستاورد زحمات حاجی مراددوردی دائی محسوب می شد که با چاپ این اثر ارزشمند، مارا با زیباترین فرهنگ ادبی مان آشنا نمود. قابل ذکر است که تصویر زیبای مختومقلی که محصول نقاش مشهور تورکمنستان آیخان حاجیف می باشد، برای اوّلین بار در این نشر از کتاب مختومقلی منتشر گردید (1347). خاطرات زیادی از حاجی مراددوردی دائی دارم. بعداز مهاجرتم در سال 1366/ش.، او را در تابستان سال 1989/م. در عشق آباد ملاقات نمودم. وی تلاش زیادی در یاری رسانی به حضور خانواده ام به #تورکمنستان انجام داده است. در آن سوی مرز نیز تمام اقوام و خویشان من از قوم وی محسوب و مشترک می شدند. … دیدار برجسته سوّم من با بزرگوار در ایّام روزهای #مختومقلی فراغی در ماه های مه، زمانی بود که اوّلین مدال افتخار را از اوّلین رئیس جمهور دوران غاراشسئزلئق جناب آقای #صفرمراد_نیازف دریافت نمود و چند روزی در خدمت ایشان بودیم و بیشتر به منزل ما می آمدند. من در آن ایّام مشغول طی دوره دکترایم در آکادمی علوم تورکمنستان بودم. … و بیشتر اوقات حاجی مراددوردی دائی در همسوئی با موضوعات تحقیقاتی خود در فوند دستنوشته های تاریخی و یا در انستیتوهای تاریخ و ادبیّات و کتابخانه رفت و آمد داشتند و من هر روز با وی دیدار داشتیم. و گاهی به مهمانی می بردم. … چند سالی گذشت. و  آخرین بار در سال 2005 صدایش را از پشت تلفن با ترکش بغض اش در همدردی از فوت بچه ام #مقصدصالح برای تسلیّت در عشق آباد شنیدم. … بعداز از آن تنها در اخبار و آثار از حضور وی باخبرم.

… و امّا مدّت دو – سه ماهی است که در پی تصمیم به انتشار چاپ دوّم اثرم «#دیوان_جهانشاه_حقیقی» به یاد وی بودم که خبر بستری شدن وی را شنیدم و امروز:

… با کمال تأسّف و تأثّر مطلع شدیم که پدر انتشارات ترکمنصحرا حاجی مراددوردی قاضی عزیز و بزرگوار به دیار باقی شتافت. و ما را هم در ماتم و تأثّر آن بزرگوار فرو برد.

درگذشت این رادمرد #مطبوعات_ترکمنصحرا شادروان حاجی مراددوردی دائی عزیز را به همه بازماندگان؛ اقوام و خویشان، بستگان، فرزندان، نوه ها، بویژه به اهالی بزرگوار فرهنگ و ادب تورکمنصحرا … ضمن تسلیت، برایتان صبر جمیل و برای آن مرحوم مغفور طلب آمرزش داریم. روح و روانش شاد باد!

حاجی مراددوردی دایئمئنگ یاتان یری یاغتی، یادی همرا، جایی جنت بولسئن!

د. خانگلدی اونق – تورنتو

 #مرادآنانفسف #آکادمیعلومترکمنستان #اونق #خانگلدی #قیاتخان #تاریخ #عشقآباد #ترکمنصحرا #خوجهنفس #کومیشدپه #غایغیسیز_آتابایف

#aşgabat #ownuk #hojanepes #хангелди #овнук #туркмен #кыятхан #ашхабад

سرنوشت خانواده قیات خان یومودسکی تا پایان قرن بیستم (تاریخ معاصر)

خانواده قیاتخان یمودسکی

خانواده قیاتخان یمودسکی

(یک قرن عزّت نفس)

خانواده ای که با فراز و نشیب های خود از عمق کوران حوادث تاریخ، همچون فریادی از گذشته رو به ترقیّات احیاء می شود!

تورنتو – خوجه نفس نیوز – د. خ. اونق: … از دو فرزند قیاتخان که یکی یاغشی مأمد و دیگری قادیرمأمد می باشد، قادیر مأمد را آزاد می کنند ولی یاغشی مأمد همراه با پدرش قیاتخان با توطئه محمدشاه قاجار که جهت دستگیری و به زندان افکندن آن ها به روس ها رشوه داده شده بود، مدت ها در زندان باقی می مانند و در همانجا نیز از دنیا می روند. بعد از زندانی شدن آن ها 3 نوه قیاتخان دو کودک یاغشی مأمد و یک کودک قادیرمأمد از جانب روس ها به اسارت گرفته می شوند.
سه کودک ضامن (گرو) گرفته شده قیاتخان که در بین آن ها تنها یکی زنده می ماند و آن هم همین سرهنگ نیکلای آنامخمد یمودسکی یاغشی مأمد اوغلی است. وی در دستگاه عریض و طویل امپراتوری روسیّه تزاری تربیّت می شود و تا درجه سرهنگی ارتقاء رتبه می یابد. وی آشنا به تمام رمز و رموزهای دستگاه کشورداری امپراتوری روسیّه بود. …
نام: نیکلای یمودسکی، نیکلای خان یمودسکی، و یا (نیکلای آنامخمد یمودسکی)،
– وطن: چلکن – (قرون XIX-XX
– وطن قبلی: کومیش دپه – یمودستان (. این سرزمین قبل از استحکامات سرحدّی ایران – روس به نام «یمودستان» شناخته می شده است).
– بستر خانوادگی: از یک خانواده اشرافی یموت ترکمن.
– پدر بزرگ: قیات خان، رهبر تورکمن های یوموت، … یکی از طوایف اصلی ترکمن است.
…. وی در انقلاب اکتبر سال 1917 روسیّه همبستگی و حمایت خود را از دولت جدید شوروی اعلام می دارد.
در سال 1918 او به عنوان رئیس دادگاه نظامی انقلاب در کراسنوودسک /شاقدم/ حضور می یابد.
پس از کودتای گارد سفید در استان ماوراء خزر، او در روستاهای یموت مخفی و مبارزه قاطع خود را علیه گارد سفید امپراتوری تزاری آغاز نمود. از این رو، اوّلین فعالیّت وی علیه تزاریسم، تمام جوانان یموت را از خدمت زیر پرچم دولت و گارد سفید ماوراء خزر برحذر می داشت.
روایت اوّل: نیکلای یمودسکی در تابستان سال 1919 – به خاطر ترس از دستگیری با خانواده اش به سرزمین پدربزرگ خود تورکمنصحرا (ایران) مهاجرت نمود، جایی که از جانب «گارد سفید» دستگیری وی صادر گردید. او به دام گارد سفید افتاد و آن ها ویرا به استان «راستوف – کیسلاوُدسک – تاگانروک /Кисловодск-Ростов-Таганрог/» انتقال دادند. نیکلای در یک فرصت مناسب بوجود آمده در فضای زندان به صورت نامعلومی از آنجا فرار می کند و به کراسنوودسک باز می گردد.
ادامهٔ مطلب »

مجموعه ای از آثار و پایان نامه 5 جلدی از 2 آموزش نامزدی علوم، دکترا و پژوهش های آکادمیکی – متن روسی

(По Русский языком) Сборник мою научьная диссертационная работа, по два этапом

(مجموعاً 19 جلد کتاب)
View C: C_View_Info_ПоРусский_03 (Russian)

Clear LINK==> https://drive.google.com/file/d/1CKVArevCCyuT-0ShXiQZCMQDRTZmp4Ye/preview

Sharing LINK==> https://drive.google.com/file/d/1CKVArevCCyuT-0ShXiQZCMQDRTZmp4Ye/view?usp=sharing

ادامهٔ مطلب »

مجموعه ای از آثار و پایان نامه 5 جلدی از 2 آموزش نامزدی و دکترا (جمعاً 19 جلد کتاب)

An English: Collection of my dissertation volumes from 2 step of education nomination of sciences, doctoral and academical researchs
View Info. of my books /Book specifications/
По русский языком: Сборник мою научная диссертационная работа, по два этапом образовательная кандидатский – докторскйих и академические исследования
B_Shelf 2-Info an English A_Shelf 1-Info in persian

Guide to scientific-research collection

راهنمای مجموعه آثار علمی-پژوهشی

*************************************

Clear Link in persian language

Clear Link an English

ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: