نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی – 1

Makhtumkuli

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق – شاعر مختومقلی، عارف و به عنوان فراست های خلق، ناشر و تبیین کننده امید – آرمان های ملّت خویش بر علیه قوانین ستمگرانه، ظالم و خونخوارانه فئودالی که حیات طایفه – تیره های ترکمن را در چنبره خود به محاصره درآورده بود و در دوره ائی که خلق بر علیه این قوانین به پا خاسته و مبارزه می کرده است، بر اساس ضرورت قیام، وی از درون این جنبش فراهم و ظهور پیدا می کند.
دولت محمد آزادی که از صفات و رفتارهای مسئولانه دولتی برخوردار و دارای فراست سیاسی نیز بوده است، با ایده های قوانین سیاست های دولت مداری، برخوردار از صفات انسانی و عدالت پروانه، سرورانه، نگرش عادلانه وی بر اهالی که در چهارچوب رعیتی نواحی خویش سکونت داشـتند، در جهت آبادانی میدان زیست، برای رشد تولیدات کشاورزی، ساختن پل ها، راه ها، ساختن مکان های اجتماعی- علمی و به گردن گرفتن مسئولیّت در جهت رشد و علاقه فراگیری معارف به پا خاسته بود، هم والد مختومقلی و هم استاد /خلیفه/ وی محسوب می شده است.
مختومقلی به عنوان ادامه دهنده راه و ایده های اصیل والد خویش، در جهت رشد و تعمیم آن همّت گماشته است. وی از حکّام؛ عدالت خواهی را نه به صورت آبستریزه شده آن، بلکه درخشش آن را بر اقبال ملّت همچون خورشید تابنده، چون آب در مسیر جاری روان بودن و به مانند باد در وزش نسیم قرار گرفتن را طلب نموده است. ادامهٔ مطلب »

Advertisements

روابط نزدیک ترکمن – افغان در قرن هیجدهم

همایون احمد شاه درّانی بنیانگذار افغانستان (1135/ق – 1186/ق) – هرات

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق: …بعداز مرگ نادرشاه، در افغانستان از سوی احمدخان از طایفه آبدال و از تیره سدوزایی با بنیانگذاری وی دولت مستقلی تشکیل می شود. وی از دوره جوانی در گارد سواره نظام نادر شاه خدمت می کرده است.[1] وی توانسته است منصب های برجسته ای را در دولت نادر به دست بیاورد. احمدخان ابدالی هم شاهد قدرت یافتن و هم شاهد مرگ شاه نیز شده است. در همان هنگام که شاه به قتل می رسد، با قشون آبدال های گروه خود به سوی قندهار می شتابد و در همان جا خود را به عنوان پادشاه افغانستان اعلام می دارد. وی لقب «دُرِّ دُرّان» را بر خود احراز می دارد.

نام جدید طایفه ابدال، با عنوان «خاندان دُرّانی» ثبت و ظهور پیدا می کند. احمدشاه در سال های (۱۷۴۷ – ۱۷۷۳/م.م.) در امور حکومتی خود تلاش می کند اشتباهات نادرشاه را به عنوان درس عبرت به کار می بندد و سیاست آرامی را پیش می برد. وی شخصی پر صبر و طاقت و با استعداد بوده است، با شعر و ادبیّات مشغول می شده است. حضور یافتن خویش را در بین خیل شعرائی که از سرزمین های مختلف آورده بود، دوست می داشته است.[2] با محسوب کردن خود به عنوان میراث دار نیمه شرقی پادشاهی نادرشاه، در طول عمرش هفت بار به هندوستان یورش برده است. در سال ۱۷۶۰/م.، در جنگی که بر علیه سیک ها و مارات ‌های کناره های رودخانه «پانی – پت»[3] رخ داده بود، به پیروزی ظفرمندی دست می یابد که در آن جنگ بسیاری از سواره نظام های ترکمن نیز حضور و شرکت داشته است. احمد شاهی که با درایت خود توانسته بود درک کند؛ مناطقی را که تسخیر نموده است نمی تواند، از عهده استحکام آن برآید، سرحدّات رعیّتی خویش را عاقلانه و با فراست مرزبندی و سپس از جانب پنجاب، با به رسمیّت شناختن استقلال بلوچستان، به عقب باز می گردد. همگام با یورش های هندوستان احمد شاه در سال های ۱۷۵۰ – ۱۷۵۵/م.م.، سه بار به خراسان یورش برده است. مرکز (پایتخت) آن جا شهر مشهد را دو بار به محاصره خود درآورده است. ولیکن آن جا را نیز غیر از ولایت هرات بقیّه نواحی را ترک و به وطن خود باز می گردد.[4] ادامهٔ مطلب »

نظریّه «ژانر واحد» پیوستگی در تاریخ و ادبیّات

مقالات اختصاصی- تورکمن نیوز – این نوشته، بخش دوّم نظریّه “ژانر واحد” که طی مقاله ای با عنوان “ژانر داستان تغزّلی “صایاد – همرا” چگونه پدید آمده است؟” در مقایسه با “دیوان جهانشاه حقیقی” داده بودیم، است. اینک دقّت خوانندگان گرامی را به قسمت دوّم این نظریّه در وب سایت «ترکمن نیوز» با عنوان «تشابهات، تداعیّات و رابطه ژانر داستان صاید – همرا با آثار جهانشاه حقیقی» جلب می کنیم!

دکتر خانگلدی اونق

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

مقالات اختصاصی ترکمن نیوز

«عاشئق من»، یرینه یئتیرئن ساوتلرینگ آد غازانان و تورکمنستانئنگ خلق آرتیستی مرحوم ساغی جبار،

«Aşyk Men» Ýerine ýetiren Sowetleriň ast gazanan artysty we Türkmenistan Respublykasynyň Halk Artysty merhum Sahy Jepbar

به بهانه ترانه عاشئق من ساخی جبار سیری به ترجمه فارسی ترانه «بوگون» ساخی جبّار می زنیم: این شعر در زمینه یکی ا ز اشعار شاعر بلندپایه ترکمن مختومقلی فرا غی به نام «بوگون (امروز)» است.

امروز (نظیره)

زهـره آسمان بر آمد،
عاشق که دوران است امروز،
لاله از خاک بر دمید،
جان که ریحان است امروز.
***
در سیر گل آمد بلبل،
صد ناز کند غنچه گل،
بر خیز بر آستان بشتاب،
معشوق که قربان است امروز.
***
باغ زبان، کان شکر،
باغ جان داره ثمر،
ای زحمت خار کشیده،
روضه رضوان است امروز.
***
گل جبن زباغ دسته – دسته،
ای مرغ دل آسوده و خسته،
ماندیش و بخوان سرودی،
که آواز همانست امروز.
***
اسرار به مه گفته جبالت،
دامن به گُل آلوده غنایت،
عدل است و عدالت رابین،
که فرمان زمان است امروز.
***
قلب است به تن جای شهیدان،
رزم است و وطن کنام مردان،
روایت عشق از فراغی،
درمان دلان است امروز…

بهار سال

بوگون

دوغدی آسمانئنگ زؤهره سی،
چین عاشئغا دؤوران بو گوٚن،
آچئلدی زمین لأله سی،
اوشبو دوٚنیأ ریحان بوگوٚن.
***
هر سایراندا شیدا بلبل،
اؤویشگین آتار اؤویسیپ گوٚل،
عاشق بولسانگ مونی یاد بیل،
معشوق سانگا قوربان بو گوٚن.

دیل صنوبر شکرستان،
عألئم جهان گل – گوٚلیستان،
قوینونگ ایچره بیتئن بوستان،
قوچ ییگید لر باغبان بوگوٚن.

گوٚلشئن ایچره گیرئر بولستنگ،
گوٚل دسته سینی تئرار بولستنگ،
مندن خابار سورئر بولسانگ،
طوطی گوٚفتار زئبان بوگوٚن.

داغلار باشئن اوٚموٚر باسان،
جوٚلگه سینده گوٚل لر اؤسئن،
هر دمینده نامارت غئسان،
عدل شاه دان پرمان بوگوٚن.

دوامات دئر ایل مردینه،
آویئن بئرمئز شیر قوردونا.
چئن عاشئغئنگ اول دردینه،
فراغی دان درمان بوگوٚن.

– ۱۳۶۱- ایران

تورنتو – د. خ. اونق

جایگاه و اهمّیت رمان «خشم تویلی خان» و «آینا-ملّا» از: استاد احمد سارلی

بریده نشریه «فراغی»

مجله فراغی: «همایش تقدیر از 50 سال فعالیت های قلمی استاد احمدآقا سارلی»

تورنتو – د. خ. اونق:  «… ویژگی های این اثر آن را نسبت به برخی از آثار کلاسیکهایمان همچون آثار صایاد-همرا، یوسف و احمد، زهره و طاهر، که در ابهامات قرون خاک خورده است، متمایز و از وضوح بیشتری برخوردار است. و پر واضح است که این اثر، بیان بخشی از تاریخ رئال ملت ما را همراه با ادبیّات آن بیان می دارد. …»

قبل از هرچیز اینجانب از دست اندرکاران این همایش بویژه از استاد دکتر آرازمحمد سارلی و جمعیّت «میراث» بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از تاریخ و ادبیاتمان، با اساتید ارجمندمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد احمد سارلی که از پیشگامان نادر تاریخ و ادبیّات ترکمن در دوره ای خاص است، یاد کنیم و تقدیر نمائیم. لذا؛
… آغاز سخن را در ظرف دو شاخه مهم علوم انسانی؛ رابطه بین ادبیات و تاریخ شروع می کنیم. همانطور که در مقالاتی چند بویژه در رابطه با اثر «قیاتخان و بازماندگان»، همچنین در رابطه با اثر «دیوان جهانشاه حقیقی» و داستان لیریکی «صایاد-همرا» به این نتیجه رسیدیم که؛ وجود رابطه تفکیک ناپذیر رشته های تاریخ و ادبیَات باهمدیگر، ریشه یگانه آن را که از یک منبع سرچشمه می گیرند، صحبت کرده بودیم. و همین علائم را، در خلاقیّت اثر «خشم تویلی خان» نیز بی کم و کاست مشاهده می کنیم. در این رابطه بیائید به سخنان بزرگان علم متکی شویم.
درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است.[2] و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم متقابل آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های یکدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد آثار استاد احمد سارلی و اثر ماندگار ایشان «خشم تویلی خان» و بقیّه آثار وی به عنوان انعکاس رخدادهای تاریخی ایّام خود و به عنوان نمائی از شرایط سال های بعداز سرکوب ها و غصب زمین های خاصلخیز ترکمنصحرا از جانب رضاخان، بیداد خوانین مرتجع و زیاده خواهی آنان؛ و گوشه ای از مشقاتی که بعداز آن بر ملت ما رفته است، به شکلی زیبا و رمانتیک به تصویر کشیده شده است. این اثر یک رمان ادبی است! در عین حال به تعریف واقعه ایی می پردازد که معلول آن مناسبات همان جامعه ایست که از جانب غاصبان فئودال مورد تجاوز قرار می گرفته؛ و آن تاریخ ملت ماست! ناله و حرمان هائی که بعداز غصب زمین های ترکمنصحرا به زور سرنیزه های حکام قاجاری و پهلوی ملت ما دچار آن گشته بود، بی حد و حصر تراژدیک است. ادامهٔ مطلب »

ارزیابی ادبیات ترکمنصحرا

D_A_Sarli_0

دکتر آرازمحمد سارلی

تورکمنصحرا مدیا: آرازمحمد سارلی: ارزیابی ادبیات ترکمن صحرا بخشی از کتاب «پژوهش هایی در ادبیات ترکمن» به نوشته اراز محمد سارلی است وی در این بخش می نویسد:
«به طور کلی دوره حکومت پهلوی دوم نه از لحاظ مفاهیم ادبی پربار بوده و نه از جهت کمیت آثار ادبی ترکمن اقناع کننده است. در ترکمن صحرا نه نشریه ای وجود داشت تا نویسنده و شاعر افکار و احساسات خود را بروز دهد و نه امید پیوستن به حلقه جراید کشور که در تهران تمرکز یافته بود، موجد تحرک و گرایش علاقمندان به شعر و ادب ترکمن می شد. چرا که در این دوره هیچ مرکز فرهنگی ـ هنری و یا انجمن ها و محافل ادبی نتوانست اعلام موجودیت نماید»
به نظر سارلی ادبیات ترکمن در ترکمن صحرا را می توان به سه دوره تقسیم نمود. دوره اول تا کودتای 28 مرداد 1332 ادامه داشته و به نظر وی: «در ترکمن صحرا مهمترین مسایلی که در آثار ادبی آن زمان مطرح بوده است به مسایلی هم چون اشغال نظامی شوروی، رهایی از ظلم و بیداد رضاخان، فعالیت های حزبی در ترکمن صحرا اختصاص یافته است. از شاعران معروف این زمان «ولی سلاقی» است او یک شاعر انتقادی به تمام معنی است. مضامین اشعار او در هجو مبانی سیاسی فرهنگی رضاخان است و در اشعار خود لبه تیز حملات خود را به مباشرین و عوامل محلی حکومت رضا خان قرار داده و به کلاه پهلوی و کشف حجاب و ییگاری و ظلم و ستم های کدخدایان و غیره پرداخته لست. او ماجرای رضا خان و اشغال نظامی ایران را این در شعر «اوادان» طور ذکر کرده است.

آسمان ده بالون قره لر ( در آسمان هواپیما ظاهر شده است)
باقما ارنگم سارالر (نگاهش کنم رنگ در رخسارم نمی ماند)
بوش قالدی سرباز خانه لر(سرباز خانه ها خالی شده) … ادامهٔ مطلب »

ترانه ای از خواننده خوش صدای جمهوری ترکمنستان مستقل – مهری قوچیوا

Mähri Goçowanyň ýerine ýetirmeginde — Hoş indi (Alma Studio Music)

قوچ وا مأهری – سؤیگیم خوش ایندی

سؤیگیم خوش ایندی

دولوپدئم غوجاغئنگا، (سانگا گل بولوپ، 2)
سؤیأن دیدینگ، سویأن، دیدیم یئلغئرئپ،

یؤنه یالان سؤیگأ، (یوٚرک کوٚل بولوپ، 2 بار)
سولان گوٚله دؤنئن سؤیگیم خوش ایندی،
ادامهٔ مطلب »

آماده سازی چاپ دوّم نسخه «ورژن» کامل پژوهش های «دیوان جهانشاه حقیقی» به علاوه نسخه مینورسکی

ورژن نهائی دیوان جهانشاه حقیقی

ورژن نهائی دیوان جهانشاه حقیقی حاوی 457 صص.

دکتر خانگلدی اونق – در طی آماده سازی چاپ دوّم این نسخه از پژوهش های تاریخی در حول و حوش «دیوان کامل جهانشاه حقیقی» شکل کامل سه جلد داده شده در طرح بروشور جلد اوّل، جلد دوّم، جلد سوّم، است که جهت تسهیل ویراستاری آن را از همدیگر مجزا نموده بودیم. با ادغام این سه جلد، این مجموعه شامل 5 فصل از موضوعات تفصیل و تفسیر شده در این اثر است. آن شامل 457 صص. تا انتشار عمومی آن احتمالا به 500 صص. خواهند رساند، طی این انتشار مجازی به دقّت علاقمندان ارائه می گردد.

قصل اوّل؛ شرح و احوال، فصل دوّم؛ مقالاتی حول و حوش بستر سیاسی اجتماعی دوره تاریخی جهانشاه حقیقی منتشر شده در نشریّات مختلف، فصل سوّم؛ ، تدقیق، بررسی و توضیحات متون اثر پروف. مینورسکی استاد دانشگاه سوربن پاریس و کمبریج لندن، فصل چهارم دیوان شعـر «غزل لار، قصیده لار، رباعی لار» (نسخه ماتناداران)، فصل پنجم؛ مطالب توٚرکمنی لاتین و انگلیسی: The Latin Turkmen and English articles;، .. این اثر در زمینه: (دیدگاهائی نو در مورد دیوان شعر و تاریخ اواخر «دوره تورکمانی» رابطه حیات و دوره جهانشاه با داستان عشقی «صاید-همرا» به ضمیمه ترجمه، تطبیق، تدقیق و بررسی متون تحقیقاتی ولادمیر مینورسکی)، در پی دی اف پروگرام در برنامه زیر با لینک و مشخصات آن درج می گردد:

 

 

 

بروشور مجموعه آثار پژوهشی تاریخ و ادبیّات تورکمن

د. خ. اونق: این مجموعه در پی 3 بروشوری که هر کدام مجزا از همدیگر به زبان های؛ فارسی A، انگلیسی B، روسی C، و شکل کامل آن «D«،  در فرمت های «وُرد-پروگرام» موجود در آرشیو و «پی دی اف» در رسانه مجازی «نت ورکینگ /اینترنت/» ارائه می گردد:

هیچ ابزاری جز یک کاغذ کاهی،
قلم و جوهر سیاه بیش نبود.
همه ی ابزار قلندر همین بود.
جوهر بنواخت، قلم بنوشت، قلندر سرود،
در پگاه شب دراز تا به هنوووز بیدار است. …

D_Comp_View_Info_For3Lang_my books__04

مشخصات مجموعه آثار دکتر خانگلدی اونق در این بروشور ارائه می گردد

– و اما، –
هر ابزاری که رسید،
دست قلندر بوسید،
کوشید، جوشید، خروشید،
پخته گشت همی،
جامی به تمنای حقیقت،
باده به تصدق نوشید. …

 با سلام، عرض ادب!، این طرح، جلد بروشور راهنمای مجموعه فعالیتهای فرهنگی، تحریرات و رسالات اینجانب /د.خ.اونق/ است که از اوایل سالهای مهاجرت هزارونهصد و هشتاد و هفت تا به امروز ادامه دارد. البته هنوز در صندوقچه ذخایر چند جلدی از آثارم در باب تاریخ و ادبیات ترکمن از عصر گوک تورک تا بامروز در سیر و جستجوست. این بروشور مجازی حاوی بیش از بیست جلد کتاب و آثار است که ضمن دادن اطلاعات لازم همه آنهارا در فایل پی دی اف منظوم نمودیم. این آثار از قبیل:
. چهار جلد پایان نامه به حروف لاتین ترکمنی بعلاوه چکیده آن به چهارزبان انگلیسی، روسی، فارسی و زبان تورکمنی آن به سه الفبای کریل-تورکمن، لاتین تورکمن و کلاسیک تورکمنچه، . همه آثار فوق، به حروف الفبای تورکمنی-ایرانی، (پنج جلد دیگر) تعمیم داده شد.
. دیوان جهانشاه حقیقی، جهت چاپ دوم، حاوی سه جلد مجزا از هم، بعلاوه شکل کامل سه جلد، که در آن تحقیقات پروفسور ولادیمیر مینورسکی با بررسی و ترجمه متون و اشعار از دانشگاه کمبریج لندن علاوه گردید.
. پژوهشهای آکادمیکی؛ حاوی:
. ترکمن صحرا در اوایل قرن بیستم. تصاویر، چهره ها و تابلوهای ماندگار. «اسناد سخن میگوید»
برگردان و ترجمه اثر استادم، آکادمیک پروفسور مراد آنانفسف در باب «مختومقلی و اونونگ زماناسی هم بندیلیکده یازیلان شئغئرلار….
. پژوهش و ترجمه؛ اثر «قیاتخان و باژماندگان» و «اشعار سروده شده در اسارت»، به زبانهای فارسی و پروژه انگلیسی قبل از ویرایش، مجموعا سه کتاب.
. مقالات و اطلاعات تاریخی در باب «دیوان جهانشاه حقیقی» بزبان انگلیسی…
. درآمدی بر موسیقی دوتار ترکمنی و معرفی یک اثر. …. لینک این بروشور ذیلا درج میگردد!

https://drive.google.com/file/d/1X2qs5P_2pNWjzySR4F45QYAguAdp9krN/preview

در گستره ادبیّات کلاسیک ترکمن؛ مختومقلی، رمانتیسم و رئالیسم

دکتر خانگلدی اونق: ترجمه به فارسی همراه با متون تورکمنی: «نامه سن؟ … اول منم» /چی هستی؟، آن منم/:

…. از دوران مختومقلی فراغی چندین عصر گذشته است. امروز در اوایل قرن بیستم و یکم، ایّامی که رمانتیسم جایگاه خودرا بتدریج به رئالیسم داده است، نشسته ایم. نسل امروز تلاش دارد هر پدیده ای را با دید رئال خود بنگرد. البتّه صدای آرزو و آرمان های نامعلوم رمانتیسم که در جوانی شنیده می شود، در آینده در آثار و تحریرات این شاعران و پیشکسوتان با ایده های نو ظهور می یابد. آن بشارت دهنده و شکل گیری مطالبات مشخص در قالب رئالیسم است.

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان - د.خ.اونق

تجسم مختومقلی در زادگاهش حاجی قاوشان – د.خ.اونق

همچنان که انسان از بدو تولّد، دوره های خاص تکامل را در طول حیات خود طی نموده اند، در علوم، فرهنگ و هنر، زبان و ادبیات نیز در درازنای جنب و جوش های تاریخ، پایه های رشد و پویایی خود را در قالب سبک و سیاق های مشخص دوره خود طی نموده است. خط و نوشتار به عنوان پایه های بنیادی و ریشه هنر و ادبیّات در اوّلّین دور تکامل خود، با نقش بستن تصاویر مفهوم دار بر روی سنگ نبشته های کوه ها آغاز می شود و در تداوم و تسلسل آن، به میراث ماندگار تبدیل و با بجای گذاشتن افکار و اندیشه های زیبای انسانی به یاری خطوط و نقاشی های مفهومدار در مراکز تجمع انسانهای آن جامعه، فرهنگ و ادبیات موجودیّت می یابد. ادامهٔ مطلب »

ظنز پرداز معروف تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک) دارفانی را وداع گفت

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

طنزپرداز تورکمن آمان محمد میلادی (مدرک)

مدرک برفت!
خبری جانگداز و تأثّر برانگیز! مردی که در نهایت فقر و تنگدستی ملت را می آموخت. می خنداند. گرمی بخش اوجاق هر ترکمنی بود. بر شادی های مردم شادی می افزود. …
قدری یاد کنیم:
… در ایامی که اینجانب در عروسی ها برنامه های موسیقی اجرا میکردیم، ایشون یکی از گویندگان زبده عروسی هایی بود که بنده در آن برنامه داشتم. یار همیشگی او حکیم آشورمحمدی همیشه همراهش بود. با حضور مرحوم آمان محمد میلادی، جشنهای عروسی حال و هوای ویژه ای می یافت. و برکت آور صاحب عروسی بود. حضور تعداد کثیری از جمعیت تماشاکران، با حضور مدرک مفهوم می یافت. .. هنرمندی که در تنگدستی و بیکسی، از دنیا رفت، وی با اینکه سواد چندانی نداشت، ولیکن، سخنوری ماهر، مجری توانا، گرداننده باذوق و شخص نخست جشنها بود…. مرحومینگ جائی جنت، بو دنیاده گورمدیک بختینا میسر بولسین، یادی همراه بولسئن! ⚘🎼🎹🎶🎵
****
به پاس داریم  یاد فقرا!
مدرک برفت، خندان و کوشان،
در فقر تنگدستی، کفن پوشان،
خنداند، بیاموخت به عبرت دیگران،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
ندیددر عمرش جز فقر تنگدستی،
در اوج تنهایی، بیچیزی و بیکسی،
یادش فراوان باد در خاطر هرکسی،
– شعله ای بود مدرک، پر معنا،
– سوزان و سوزان!
****
#آمان_محمد_میلادی #مدرک #ترکمنصحرا #گنید_کاووس #بندرترکمن #اونق #طنزپرداز #عروسی_ترکمن #صحرای_ترکمن

در رثای سلاله

در رثای سلاله

در رثای سلاله

اولکامیز با کمال تأسف باخبر شدیم که صحرای ما شاهد فاجعه ای بس دردناک و جانگداز که وجدان بشریّت را بلزه درآورده است، می باشد. بیان ناچیز ما تسکین درد صحرای ما نیست. پس ناله خود را با بندهایی بیمقدار به تسلیت و سوگ این فرشته کوچک می نشینیم:
نامه بولدی؟ بیزینگ گوزل صحرادا، آل قاقدی می، یا-دا ظلمینگ آستیندا،
شیله بیر سوتمی گورماندیک هنیز، نه بلاغا اوچرادئنگ سن اولکأمیز؟…
غنچه سی هنیزلر گل آچمان چاغی، یاووز آجی خبر تاغما دک یالی،
– باسدی یورکلره، صحرامینگ داغی، نه بلاغا دوچار بولدینگ اولکأمیز؟…
قوربان بولیار فرزندلرینگ قوینونگدا، هنیزلر بورچلی دینگ فرزند بوینونگدا،
مگر توپراغئنگدان غان آقیار می سنگ؟! نه بلاغا دوچار بولدئنگ اولکأمیز؟….
بوگون غان آغلادان تورکمنصحرامی، شیله وجدانیندان تسدیرن بارمی،
یوردی آغلادان بی نشان، بیعارمی، نه بلاغا دوچار بولدینگ اولکأمیز؟ ….

فریشته جیگینگ جایی جنت، انه – آتاسئنا صبر طاقت، اولکامیزه قوات برسین!….

خ. اونق – تورنتو.

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: