نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی – 2


مختومقلی و ایّام وی

مختومقلی و ایّام وی

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق – در آثار مختومقلی بهادر و شجاع بودن جوانان، تسلط بر اسب و اسلحه، در راه وصول سرنوشت و اقبال سعادتمندانه مردمانش آمادگی آن ها را به شهادت و فداکاری، توصیف می کند. شاعر جوانان دلیر و غیور ترکمن را به شجاعت خستگی ناپذیر، همچون شیرخوئی آن ها به هنگام جنگ، و حمله بر علیه دشمن به مانند خرس نیرومند بودن در هنگام جنگ تن به تن، دعوت می نموده است. خود مختومقلی نیز در ایّام جوانی سرباز شجاعی بوده است. وی در مورد خودش چنین می سراید:

دییپ پئراغی، مرد منم،
أشگأر ایلگه مردلیگیم،
دیری گیتمز غاشلارئمدان،
دگن نامئس – عارئما.

ترجمه:

گو فراغی، مردانه منم،
عیانست بر ایل و تبارم،
در نرود زنده هرگز،
گر رنجاند نای عارم.

مختومقلی در یک شرایط سختی حیات داشته است. تمام مرارت ها و سختی ها را بر خود حمل نموده است. سرنوشت برای خود و خانواده اش نیز حیات مشقّت باری را رقم زده است. تلاش های زندگی روزمره، مبارزاتی که در مسیر حصول شرایطی امن و نیک بخت حیات وطنشان، جدا شدن از نزدیکان خویش، مرگ نابهنگام فرزندان دلبند، ستم های نابرابرانه استخوان شاعر را خورد می کرده است. وی حتّی بر علیه ظلم و ستم های ظالمین درون خود جامعه ترکمن نیز مبارزه کرده است. جهت مبارزه بر علیه تهدیدهای شاهان ایران که امنیّت آن را از بین می برده است، همقطاران خویش را برای پیوستن به این مبارزه دعوت می کرده است. اهداف و درس های روحانیونی را که با نگاه شرعی دست به حرکت های ناعادلانه سیاسی- اجتماعی می زدند، فاش و به نقد می کشیده است. در جهت تعمیم ایده هائی که نیروی شجاعت، تعهد و مسئول بودن، درستکاری، تزکیّه روح و روان ایلات اطراف خود را تقویّت کند، جان می کنده است. تازه تمام این فعالیّت ها، همه خواسته ها و خلاقیّت هایش نیست.
در اشعار مختومقلی به آدم های نیک و بد در جملاتی فشرده و پیوسه ارزشگذاری های قاطع و برنده ای داده می شود. تأثیرات آن پند و اندرزها تا به امروز نیز در آموزش و پروش نسل های ما ادامه دارد و از ارزش آن کاسته نمی شود. وی در ایّامی که مبارزه خود را بر علیه نقصان های جامعه پیش می برده است، فرصت های تضعیف نیز کم پیش نیامده است! در آن حالات گاهاً شاعر در صحّت حرکات خود مشکوک نیز می شده است. بر خلاف آن مختومقلی هیچ وقت عقب نشینی نکرده بلکه به تمام مسائلی که در دوره خود روی داده است جانفشانانه شرکت می جسته است. وی با اظهار؛ «مختومفلی سؤز سؤزله گیل هرباب دان» یعنی «مختومقلی! به سخن درآی از هرباب» ، به خود وعده داده است که در هیچ یک از مسائل بی تفاوت نباشد. وی حرکت های خوانین گؤکلان را بیش از حد به نقد می کشیده است. بر علیه سرکشی های آن ها خلق را به یک مبارزه قاطع و محتوم، قیام به سرنگونی و زبون کردن حکّام ظالم دعوت کرده است. شاعر از کنار مسائل کم اهمیّت نیز بی تفاوت رد نشده است. عبث بودن اعمال توتون کشان (سیگاری ها)، غیبت گویان و خبرچینان، دزدان و راهزنان، و کسانی که انگل وار به دنبال آسان زیستن هستند، ولنگاری ها و سایر اعمال ناپسند ایّام خویش را بشدّت به نقد کشیده است. اشعاری از قبیل: «ناس آتان /ناسواری/» ، «چیلیم /توتون/»، «چیلیم کش /توتونکش/»، «غئبات کش /غیبت چینان/» به همین موضوعات تخصیص داده و پرداخته شده است.
مختومقلی حیات و دنیا را به عنوان حرکتی بی وقفه همچون کاروانی در کوچ و نقل و انتقال، تشبیه می کند. شاعر اطلاعات عمیقی از تاریخ داشته و آن را خوب می دانسته است. وی درک کرده بود که هیچ نیروئی چرخ تاریخ را به عقب نمی تواند برگرداند («مختومقلی، آیلان، پلگینگ چارخی /مختومقلی! بگرد، چرخ زمانه/» ). وی به پراکندگی سیاسی، اختلافات درونی بین خودی، مخاصمات بین طایفه – تیره ها عمیقاً اقسوس می خورده است. («ایل – ایلی اییجک دیر، اؤی اؤیه یاغی /ایل – ایل را می خورد، خانه به خانه یاغی همدیگر/» ). شاعر تبدیل شدن مکان استقرار ایل خود گوکلان را در کناره های رود گرگان به میدان جنگ با دشمنان خبر می دهد («گوٚرگن، گؤکلنگ عاجاپ ایل لر، یاغی دان گوٚذره دؤندی /ایل باشکوه گوکلان و گرگان ، به گذرگاه یاغیان تبدیل شد/» ).
مختومقلی شخصی اهل مطالعه بوده است. دین و مختوای دینی، وظایف و فریضه های آن را خوب می دانسته است. به همین سبب وی روحانیونی را که به بهانه دین و مذهب دست به هر گونه اعمال قباحت آمیز میزدند و مردم را به انحراف می کشاندند، مسخره می کرده است. آن ها را دقیق زیر ضربه می برده است. در آثار شاعر چنین سطیرهائی که در آن بیزاری از ایشان – ملّا ها، قاضی – قضات های نادرست را آشکار می کند، زیاد احساس می شود. احتمالاً خود شاعر نیز آن چنان پای بند به دین و مذهب نبوده، بلکه موضعی سکولار داشته است. چون در هر گام و فرصت در نزد وی، حقیقت داشتن اعتقادات و فرایض دینی، و عادلانه بودن حرکت ها و نشانه های الله، شبهه ایجاد می شده است. در این باب مثلاً به وجود آمدن ساختمان دنیا از جانب الله را به نقد می کشیده است.
در بین آثار مختومقلی موضوعات و اشعاری نیز در باب وقایع مشخصی که مربوط به جامعه و حیات خانوادگی، در مورد شخصیّت های شاخص ایّام خود تخصیص داده شده است، زیاد برخورد می کنیم. وی به خاطره مادر، پدر، فرزندان عزیزش و به برادری که در یک جاهای دور از وطن وفات یافته است، اشعار ویژه ای را به ارمغان گذاشته است. وی برادران بزرگش را بعداز سال ها یادآوری می کند. شاعر به مناسبت و خاطره مسافرت چاودیر خان به افغانستان مجموعه ای از اشعار را در شأن وی سروده است. در ایّامی که مختومقلی و همدوره وی از طایفه «گؤزلی آتا» به نام دوردی شاعر در دور مناظره های ادبی – صناعی که داشتند، آن ها در باب موضوعاتی به مانند «اطلاعات دینی» و همچنین از «علوم طبیعی» دانسته های خود را به شکل سؤال – جواب رد و بدل می کرده اند.
مختومقلی خویشتن را بی مبالغه نکوهش کرده است. کمبودهای موجود در خویش را بی رحمانه به نقد می کشیده است. قبل از هر چیز اوّلین گام شاعر در زندگی، همین طلب کار بودن از خویشتن است. وی در درست بودن حرکت های خود همیشه تردید می کرده است. در ایّامی که طریقت خویش را به دقّت دیگران می خواسته بیآموزد، لحظه به لحظه از اشتباهات خود، خویشتن را تنبیه کرده است.
بعداز این که مختومقلی در آن ایّام دوره پیری را سپری می کرد از انجام ندادن هیچ کار برجسته ای و آنطور که هست نتوانسته نیک و بد را بدرستی تشخیص دهد، به اعتراف می نشیند:

مختومقلی هیچ هایسئندان بولمالئنگ،
یاغشی هایسی، یامان هایسی بیلمدیم،
آخئرئندا سن – ده غارراپ اؤلمه دینگ،
اوتورئپ سن بیر بیچأره – عالاچ سئز.

ترجمه:
مختومقلی از هیچکدام نباشیم،
نیک و بد کدام است، ما نمیدانیم،
آخر تو هم پیر شدی و نمردی!
نشسته ای بیچاره ای – لاعلاج.

خلق ترکمن به آثار مختومقلی اهمیّت ویژه ای قائل هستند. آن ها معتقدند که؛ «وی همه چیز را پیش بینی کرده و اظهار نموده است، هر آنچه وی بر زبان آورده، کم کم به وقوع می پیوندد!». صدها بیت از اشعار وی در مایه های مقامات موسیقی خلق، نواخته و اجرا می گردد. خوانندگان باغشی برنامه های موسیقی خود را با آوازهائی که بر روی اشعار وی نواخته می شود آغاز و به پایان می رسانند. جامعه مشتاق آن آوازها است. در باره نیروی تأثیرات روحی که آهنگ ها و آوازهائی که بر روی اشعار مختومقلی خوانده می شود بر شنودگان می گذارد، در ایّام خود آ. وامبری نیز اعتراف نموده است.
آثار مختومقلی دنباله بلافصل خلاقیّت ها و ادبیّات مردمی که ریشه خود را از گذشتگان دور تا به درازنای قرن ها گسترده است، می گیرد. آن با روایات، حکایات، تمثال ها و نقل قول هائی که در بین خلق با روح خوش بینی گرائی «اُپتیمیستیک» معجون شده است، بیان می گردد. از لابلای این آثار آرزو و آماج های مردمی که در طول اعصار جهت رسیدن به یک زندگی مطلوب از سطح نازل حیات اجتماعی خویش تلاش کرده است، بیان می شود. در اغلب این آثار در مورد قهرمانانی که از میان خلق برخاسته اند و در جهت کمک کردن به مظلومین و رسانیدن آن ها به نیک بختی بحث می شود. در آن اسامی و القاب هائی به مانند «باغت و باتراق /بخت و عزب/»، «دانا دایخان /دهقان دانا/»، «باتئر چوپان /چوپان شجاع/»، «عاقئل لی عایال /زن عاقل/»، «اوٚچ دوغانئنگ باتراق دورموشی /زندگی سه برادر عزب/» و «باتراغئنگ آرزولاری /آرزوهای عزب/» که در ادبیّات خلقی مورد کاربرد دارد، از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
آن طور که از مضامین آثار بر می آید، خلق زحمتکش هیچ وقت نا امید نشده و روحیّه خود را نباخته است. در شرایط های سخت نیز فعالیّت های نمایندگان طبقه فقرا و زحمتکش خلق، خالی از هیجان نیست. آن ها در نهایت پیروز میدان بر می گردند. و این امر نمایان گر و سمبل نیرو و قدرت آزاد و بی پایان جمعیّت زحمتکشان و نشان از محرم بودن فقرا به عائله و خانواده خویش است. عائله و همسران گوٚرگنی ها و اترکی های فقیر را نیز عموماً با صفات زیبا و جملات خوش بیان به مانند، فهیم، خوش تیپ، چاره ساز، جانبدار از تشویقات لازم، آن ها را برخوردار می کرده است:

مختومقلی، ایلدن ایله آرالار،
هیجران تئغی بیلن باغرئن پارالار،
قولون ساللاپ مارال غاباق پری لر،
اینر اولومئندان دألی گوٚرگنینگ. …

ترجمه:
مختومقلی ایل به ایل را می گردَد،
تیغ هجران سینه اش را می دَردَد،
پریانِ آهوچشم با ناز و خرام،
– می خرامد از کمرِ گرگانرود.

ولیکن، در مواقعی که در مورد ایشان – ملاهای گرسنه، ثرتمندان خسیس و بخیل، در کل وقتی صحبت از نگرش ترکمن ها به این قشر از جامعه پیش می آمد، آن ها را با کلمات قصّار خنده دار، جملات با نمک مورد استهزا قرار می داده است.
موضوع، مضامین و محتوای اشعار مختومقلی بی اندازه گسترده است. به عنوان پایه گذار ادبیّات کلاسیک ترکمن تاثیر شگرفی بر رشد حرکت های بعد از خود به جای گذاشته است. مختومقلی شاعری که گنجینه بی اندازه عمیق ادبیّات هنری و صناعی، آداب ادبی ترکمن را خلق نموده است، در پیشگاه نسل آینده راهی گسترده و بی انتهائی را باز نموده است. در آثاری که به لحاظ خصوصیات ویژه خود، مستقل بودن خود اثری منحصر به فرد و بی تکرار خلق نموده است در آن مسائل جانانه و رگ و ریشه جامعه، تمام قد به قیام بر می خیزد. در آن آثار ویژگی ها و خصوصیات راه طی شده تاریخی خلق ترکمن شعله بر می کشد.

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: