روابط نزدیک ترکمن – افغان در قرن هیجدهم


همایون احمد شاه درّانی بنیانگذار افغانستان (1135/ق – 1186/ق) – هرات

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق: …بعداز مرگ نادرشاه، در افغانستان از سوی احمدخان از طایفه آبدال و از تیره سدوزایی با بنیانگذاری وی دولت مستقلی تشکیل می شود. وی از دوره جوانی در گارد سواره نظام نادر شاه خدمت می کرده است.[1] وی توانسته است منصب های برجسته ای را در دولت نادر به دست بیاورد. احمدخان ابدالی هم شاهد قدرت یافتن و هم شاهد مرگ شاه نیز شده است. در همان هنگام که شاه به قتل می رسد، با قشون آبدال های گروه خود به سوی قندهار می شتابد و در همان جا خود را به عنوان پادشاه افغانستان اعلام می دارد. وی لقب «دُرِّ دُرّان» را بر خود احراز می دارد.

نام جدید طایفه ابدال، با عنوان «خاندان دُرّانی» ثبت و ظهور پیدا می کند. احمدشاه در سال های (۱۷۴۷ – ۱۷۷۳/م.م.) در امور حکومتی خود تلاش می کند اشتباهات نادرشاه را به عنوان درس عبرت به کار می بندد و سیاست آرامی را پیش می برد. وی شخصی پر صبر و طاقت و با استعداد بوده است، با شعر و ادبیّات مشغول می شده است. حضور یافتن خویش را در بین خیل شعرائی که از سرزمین های مختلف آورده بود، دوست می داشته است.[2] با محسوب کردن خود به عنوان میراث دار نیمه شرقی پادشاهی نادرشاه، در طول عمرش هفت بار به هندوستان یورش برده است. در سال ۱۷۶۰/م.، در جنگی که بر علیه سیک ها و مارات ‌های کناره های رودخانه «پانی – پت»[3] رخ داده بود، به پیروزی ظفرمندی دست می یابد که در آن جنگ بسیاری از سواره نظام های ترکمن نیز حضور و شرکت داشته است. احمد شاهی که با درایت خود توانسته بود درک کند؛ مناطقی را که تسخیر نموده است نمی تواند، از عهده استحکام آن برآید، سرحدّات رعیّتی خویش را عاقلانه و با فراست مرزبندی و سپس از جانب پنجاب، با به رسمیّت شناختن استقلال بلوچستان، به عقب باز می گردد. همگام با یورش های هندوستان احمد شاه در سال های ۱۷۵۰ – ۱۷۵۵/م.م.، سه بار به خراسان یورش برده است. مرکز (پایتخت) آن جا شهر مشهد را دو بار به محاصره خود درآورده است. ولیکن آن جا را نیز غیر از ولایت هرات بقیّه نواحی را ترک و به وطن خود باز می گردد.[4]در سال های ۱۷۵۳ – ۱۷۵۵/م.م.، ایّامی که مربوط به آخرین یورش های احمدشاه به مشهد و نیشابور جاری بود، با ترکمن های اترک – گرگان روابط مستقیمی را ایجاد کرده بود. وی به مبارزات خلق های افغان و ترکمن، بر علیه ظلم و ستم های نادر و بازماندگان وی، محتوای دینی داده است، گوکلان ها و یموت ها را بر علیه دشمن مشترک خود، شیعیان خراسان اعلام و دعوت به اتحاد و مبارزه کرده است. احمد شاه در همان ایّام در اوت سال ۱۷۵۴/م.، دو فرمان به گوکلان ها و یموت ها اعلام نموده است. وی در آن فرمان ها مفهوم و محتوای مبارزات ترکمن ها را بر علیه نظام شاهی ایران، مبارزات بین اهل سنّت و شیعیان جاری ساخته و بر ضرورت اتّحاد با طوایف افغان را بر علیه شیعیان فزیلباش، تأکید و از آن ها دعوت نموده است. اوّلین فرمان وی عبارت است از آزاد کردن مسلمانانی که در دوران حاکمیّت نادرشاه در خاک «مقّدس» خود، زیر ظلم و ستم نادر قرار گرفته بودند،»[5] نشان داده است. البته، این دعوت در بین ترکمن های اترک – گرگان با آرای درخشانی انعکاس یافته است و نمایندگان آن ها چندین بار به حضور احمدشاه شرفیاب شده بودند.

درفرمانی که احمدشاه در ششم اوت سال ۱۷۵۴/م.، صادر کرده بود، وی از ۲۸ تن از ریش سفیدان، سرداران و سرکردگان ترکمن را به رکابش دعوت نموده است. در بین آن ها عمدتاً فیگورهائی که در منابع تاریخی شناخته شده و مشهور هستند، نام برده شده است. در آن ها به ویژه از کسانی که حتّی در قشون نادرشاه خدمت کرده بودند همچون خان آلی خان، نام پرفرزانه مختومقلی فراغی، همچنین نام «دولت آلی خان» کسی که یک گردان از قشون سواره نظام را به ترکمن ها داده است، نام سرکردگان مشهور یموت از تیره «اوشاق» محمدآلی خان، و نام های بگنج آلی خان و اسامی سایرین در آن موجود است. جالب است، به این نکته هم اشاره کنیم که مرقوم نمودن احمد شاه نام بگنج آلی خان را همراه با نام محمدحسن خان- کسی که اساس سلسله قاجاریان را پی ریزی نموده است، در یکجا، پشت سرهم از جانب وی، شایأن ذکر است. این سند یک بار دیگر بر این نکته تأکید دارد که؛ رشد و پرورش یافتن خواهر زاده بگنج آلی خان در بین ترکمن ها بیان زنده و تاریخی آن دوره است. علاوه بر نام های مذکور در بین سرداران طوایف یموت و گؤکلان، اسم آغامحمد خان و سایر خوانین قاجار نیز برده می شود، برخورد می کنیم.  این سند نیز بر مبارزان دوشادوش ترکمن های اترک – گرگان و قاجارهای استرآباد در پنجاهمین سال های قرن هیجدهم بر علیه میراث داران نادرشاه را شهادت می دهد!

روابط ترکمن-افغان

سندی از این روابط ترکمن – افغان مندرج در مجلّه فراغی شماره 57

سندی باقیمانده از روابط ترکمن – افغان[6]

مختومقلی فراغی در گشایش روابط نزدیک بین ترکمن و افغان بی تفاوت نبوده است. وی در مورد سفر «چاودئرخان» به افغانستان، مجموعه ای از اشعار را در آثار خود به آن تخصیص داده است. متاسّفانه نام این اشعار در اسناد و فرمان های احمد شاه آورده نشده است. در آن اسناد احتمالاً به نام واقعی چاودورخان نیز باید اشاره شده باشد. بر حسب عادت یکی از آن اسامی در اسناد آرشیوی رقم می خورد. برادران مختومقلی؛ محمد صفا و عبدالله نیز در مسیر راه افغانستان منجر به ناپدید شدن غم انگیز آن ها می گردد. علاوه بر آن، جهت یافتن برادران خویش، احتمالاً خود مختومقلی نیز به سوی افغانستان روانه شده است، دور از واقعیّت نیست. شاعر به این امر و افعال در شعر «اوغلوم آزادئم /پسرم آزادی/» نیز در ارتباط با مناظره با پدرش پرداخته است، گواهی می دهد. شاعر در آن شعر از والد خود رخصت رفتن به دنبال یرادرانش را طلب می کند. ولیکن والد وی ابتدا جوان بودن پسرش را یادآوری می کند، سپس تلاش بی سرانجام در بر حذر داشتن وی از این سفر، در نهایت با دادن فاتحه سفر به وی، او را روانه افغانستان می کند.[7] این رخدادها در ایّام ۲۲ – ۲۳ سالگی شاعر در سال های ۱۷۵۵ – ۱۷۵۶/م.، رخ داده است. این مسائل و اسناد مانده در آرشیوها که مختومقلی و خانواده وی در ارتباط با این روابط نزدیک ترکمن ها با افغانستان واقع شده بودند، گواهی می دهد. علاوه بر آن مختومقلی به افتخار احمدشاه درّانی شعری تمام عیار با نام «عرش – اعلاء یا /به عرش و اعلاء/» را سروده است. شاعر در آن شعر خویش به چنین نکاتی پرداخته است:

یا آخمدشاه! یرده یایئلسئن چاوئنگ،

آدئنگ آسمان گیدر عارشی– اعلاء یا، گلن نؤکؤرینگ دیر، گلمدیک آوئنگ، بئیک لیک زینه سین* غال پایا – پایا.

ترجمه:

ای احمد شاه، بیافشان چاوش ات را،

نام ات اوج بگیرد به عرش و اعلاء، حاضران نوکرند، غایبین طعمه، افراشته به زینت، پایه به پایه.

ایرانا قئلئچ اورار یورت سپاهی،

باشئندا برک اولسون دؤولت کلاهی، همایون داغئندا شیرلرینگ شاهی، گؤیأ بیر لأهنگ* سن مؤوجی دریا یا.

ترجمه:

بایران تیغ[8] زند، وطن سپاهی،

در تاج سر محکم، دولت کلاهی، در کوه همایون شاه شیرانی، چو در موج دریا هستی نهنگی.

پیشینگ ایران بولسا، پوشتئنگ توٚرکمن دیر،[9]

دوست ایشینه خوشوقت، دوشمان خایران دئر، ائقبالئنگ خوپ گلدی، ایشینگ روان دئر، مرحمت ناظارئنگ سالسا بیر سایا.

ترجمه:

گر پیش روی ایران، پشتیبان است ترکمن (توران)، به امر دوست خوشوقت، دشمنان حیران، نیک آمد اقبال ات، امرِ تو روان، رَحمَتِ اِلطافَت سایه اَندازَد.

فراغی دییر، رواچ برر سن دینینگ،

شاه لارئنگ سالاری، اسلامئنگ زینی، امرینگه مطیغ ات ایرانزمینینگ، روز – شب نالاشئم بودور خودایا.[10]

ترجمه:

گوید فراغی، ای مروّج دینم،

سالار شاهانی، زینت اسلام، به امرت مطیع کن ایرانزمین هم، روز- شب ورد ثناست ای خدایا!

از مضامین این شعر مختومقلی بر می آید که شاعر در مورد مبارزات احمدشاه درّانی در جهت متحد کردن نیروهای پراکنده مردم خود و این تلاش با همراه بودن موفقیّت ها و پیروزی های وی در یورش به خراسان را نشان می دهد. در این حالت موضع گیری و پوزیشن شاعر با تلاش ها و حرکت های احمد شاه بطور کامل همخوانی دارد. به این سبب که خود مختومقلی  نیز ایده متحد کردن طوایف پراکنده ترکمن را بر سر یک سفره واحد، به طور خستگی ناپذیری پیش برده است. همچنین مختومقلی در پیروی از جریان عمومی تاریخ، تلاش در شناساندن مجاهدت های احمد شاه به عنوان یک مبارز جهادگر در راه دین نیز، از دایره قوانین تاریخی دوران خود جدا نیست. علاوه بر آن حقیقتاً هم مبارزات و مجاهدت های شخص احمد شاه نیز دارای محتوای دینی بوده و آن تلاش ها برای آزاد کردن اهالی اهل سنّت از زیر یوغ ستم های شیعیان بوده است، نیز تأکید و برجسته می شود. مع الوصف، انگیزه اصلی پشت پرده حرکت های شیعیان مثل همیشه، با آهنگ و محتوای سیاسی، ملّی – اجتماعی و اتنیکی همراه بوده است. این امر را حتّی در تاریخ معاصر ایران نیز می توان پی برد.

بدون در نظر گرفتن این امر نیز با توجه به اسنادی که فوقاً آورده شده است، تمایل و جهت گیری خلق ترکمن در نزدیکی و دوستی بیشتر با ملّت افغان، از طرف دیگر نیاز به پشتیبانی احمد شاه از جانب خلق ترکمن و نگاه خوش بینانه و با اعتماد وی به این خلق، در این مبارزات مشترک بر علیه ظلم و ستم های شاه ایران را شهادت می دهد. عارف بزرگ مختومقلی نیز با پیشاهنگان همدوره جامعه ترکمن خود، در مورد اتّحاد ترکمن و افغان در مبارزاتی که بر علیه شاهان ایران، قرن ها به طول انجامیده بود، در یک عقیده گام برداشته و آن را صمیمانه استقبال کرده است. لذا، روابط صمیمانه و برادرانه افغان و ترکمن بعد از دو قرن در همین ایام معاصر با وقوع تحولات آوریل سال ۱۹۷۸/م.، با گشایش روابط دوستی شوروی و افغان ممکن گردیده است.

منابع و توضیحات: …

[1] . احمدشاه دُرّانی (اَبدالی) (۱۱۳۴–۱۱۸۶ق/ ۱۷۲۲–۱۷۷۳م) بنیان‌گذار سلسلهٔ درانی، پسر زمان خان ابدالی و نوادهٔ دولت خان سدوزایی بود. مادر احمدخان ابدالی زرغونه خواهر عبدالغنی خان الکوزی والی سابق قندهار در زمان نادرشاه افشار بود. احمدخان ابدالی در سال ۱۷۲۲ میلادی به دنیا آمده است.

[2]. Мир Гулам Мухаммед Губар. Ахмел шах – основатель Афганского государства. М., 1959, с. 104, 148 – 149 стр.

[3] . پانی – ‌پت: به مفهوم «خیانت بزرگ» برای جنگ سوم موسوم به «پانی- ‌پت» که در سال ۱۷۶۱ میلادی میان احمد شاه درّانی اوّلین پادشاه دوران استقلال افغانستان بعداز نادرشاه با ارتش امپراتوری مارات ‌های هند در شهر پانی- ‌پت رخ داده است. در این جنگ که به پیروزی احمد شاه درّانی انجامیده است، شاه افغان از سوی دو گروه بزرگ هندی؛ روهیلا، افغان‌های منطقه دو‌آب و شجاع الدوله حمایت می‌شدند.

[4]. Там же, 302 – 305 стр.

[5]. پرمانلارئنگ تکستی روس دیلینه ترجیمه ادیلیپ، ایلکینجی گزک آ. مرداف طاراپئندان «آخمدشاه دوٚررأنی نینگ توٚرکمنلره پرمان خطی» آتلی ماقالادا چاپ ادیلیپ دیر. – Изв. АН ТССР. Сер. Обшеств, наук, 1977, № 5, 23 стр.

[6]. فصلنامه فراغی، /تلگرامی/ شماره 57

[7]. Магтымгулы. Сайланан эсерлер. Ашгабат, 1976, 34 – 35 стр.

[8] . تیغ: در اینجا شمشیر

[9] . در برخی نسخه ها کلمه «ترکمن دیر»، توران دئر» است که این امر در مقاله ایی که آشورپور مرداف داده است بررسی می گردد. منبع آن در پاورقی بعدی داده شده است. ولیکن در این کتاب «ترکمن دیر» آورده شده است. (دیسکوژن)

[10]. Мередов А. Писма – фирманы Ахмет – шаха Дуррани Тʏркменам, 19 – 20 стр.

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق
Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: