به مناسبت روز توّلد فتحعلی شاه و رابطه آن با مختومقلی

An_Early_Painting_of_Fath_Ali_Shah
فتحعلیشاه قاجار قرن XIX/م
تورنتو – د. خ. اونق

مقدمه: گویا این روزها روزهای توّلد باباخان است. بابا خان بنام خوانده همان کسی است که زمانی نیای او فتحعلی خان بدست نادر بقتل رسیده بود وی پسر حسینقلی خان جهانسوز برادر آغامحمد خان و نوه محمد حسن خان خواهرزاده یکی از سرداران یموت بگنج آلی بگ بوده است. دوره فتحعلی شاه در طول دراز حاکمیّت خویش همچون پُتکی بر سر ایلات به ویژه مردمان ترکمن فرود آمده است. دوره حکمروائی وی عمدتا مصادف با دوره حیات مختومقلی بوده است. دوتا از اشعاری که مختومقلی، یکی به مناسبت تاجگذاری و دیگری بعداز حمله انتقام جویانه فتح علی شاه که با غارت و تاراج ترکمنصحرا از سوی وی همراه بوده است، سروده شده است. در این مبحث بر روی این نکات مکث می کنیم:

در سال های۱۷۹۷ – ۱۹۹۶/م زمانی که حرکت آغا محمدخان به مسیر خراسان افتاده بود، به دلیل رد تابعیّت و حاکمیّت وی و یورش هایی که به روستاها و شهرهای ایران انجام می داده اند، دومین بار روی ترکمن ها یورش غارت گرایانه ای را مرتکب شده و به قصد تنبیه با شمشیر از روی آنها گذر کرده است.»[1] این یورش همراه با بی رحمی بی سابقه ای که نه دیده شده و نه شنیده شده، به انجام رسیده است. لابد، این وقایع احتمالاً وارد محاسبه های سیاسی آغتاخانی (خواجه ائی) که زمانی برای امرار معاش مشغول کاسه لیسی ترکمن ها در سرزمین ترکمن صحرا بود، اهمیّت داشته است!

اخبار ظلم و ستم هائی که آغا محمد خان به انها مرتکب شده است، تمام اقالیم شرق میانه را فرا گرفته بود. وی ایّامی که در ماه مه سال ۱۷۹۷/م جهت عملی کردن اعمال خون خوارانه برنامه ریزی شده خود را داشت، در مسیر یورش به گرجستان، در شهر شوشا به هلاکت می رسد.[2]

ادامهٔ مطلب »

Advertisements
نوشته شده در مطالب عمومی. Leave a Comment »

در مورد آکادمسین آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان پروفسور مراد آنانفس اف (کتاب دوّم)

Мырат Аннанепесов_академикТССР
پروفـسور مراد آنانفس اف و د. خ. اونق کنفرانس سال ۲۰۰۰.

تورنتو – دکتر خانگلدی اونق: ایّام فوت استاد راهنمای علمی ام «علم آتا» پرفسور مراد آنانفس اف، در نوزدهم سپتامبر سال ۲۰۱۳/م.، است، در این رابطه مقاله ای در کتابچه «قیاتخان و بازماندگان وی» یادی از برجستگی های استاد مرحوم پروفسور مراد آنانفس اف نموده بودیم. در این مختصر نیز که در کتاب دوّم پروفسور با عنوان «مختومقلی و ایّام وی» درج نمودیم به یکی دیگر از برجستگی های دیگر و خدمات روشنگرانه وی اشاره می کنیم.

سمت های وی:

      • معاونت کلّ ریاست پرزِیدیوم آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان ش. س. ТССР تا دکابر ۱۹۸۹/م.
      • عضو کمیته بررسی قانون اساسی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی، دکابر  ۱۹۹۱، (СССР) …

راجع به جریان مباحثه ای در سال های ۱۹۸۸-۱۹۸۹/م.م.، در مورد محتوای کنفرانسی که حول محور جنگ گؤکدپه در آکادمی علوم ترکمنستان درگرفته بود، بر عکس نظریّه عضو بیوروکرات حزب توتالیتار جناب آ.آ. روسلیاکف که «الحاق داوطلبانه ترکمنستان» را عنوان کرده بود، پرفسور مراد آنانفس اف آن را به عنوان «غصب سرزمین ترکمن از جانب قوای روسیّه» در جریان جنگ گؤکدپه اعلام نمود. در نهایت، در این امر حقّانیّت پروفسور م. آنانفس اف ثابت و بر همگان معلوم گردید. به همین سبب نیز حزب توتالیتار موجود در آن ایّام، وی را از اشتغال در عالی ترین ارگان های دولتی محروم نمودند. پروفسور از این امر نه تنها ناراحت نشد، بلکه به استقبال نیز گرفت و راضی به همان شغل مقدّس استادی در دانشگاه ها و سرپرستی بخش تاریخ معاصر انستیتو پژوهشی تاریخ آکادمی علوم ترکمنستان قناعت نمود. این امر در بین روشنفکران ترکمن در جمهوری ترکمنستان به ندرت پیش می آمد و این امر نمونه برخورد رئال و داشتن حقّانیّت وی تلّقی گردید. حرکت انسانی وی را همه خلق ستودند.

ادامهٔ مطلب »

نوشته شده در مطالب عمومی. Leave a Comment »

متن مصاحبه ترکمنصحرا TV با مؤلّف و پژوهشگر کتاب قیاتخان و بازماندگان

… «قیات خان یمودسکی، اوّلین بار به عنوان نماینده ترکمن ها در دو عهدنامه مشهور صلح تاریخی گلستان و تورکمنچای که در سال های 1813/م.، تا 1836/م.، بین ایران و روسیّه رویداده است، مشارکت و همراه با هیئت خاص از ترکمن های سرزمین خود «یمودستان» که در آن دوران به منطقه ای که یموتهای ترکمن ساکن بودند اطلاق می شده، بطور فعال حضور داشته است.» …

ترکمنصحرا TV – معرفی اجمالی از خود نویسنده و آثار و فعالیّت های قبلی:

معرّفی: دکتر خانگلدی اونق در ۴ دی ماه ۱۳۳۵ در روستای خوجه نفس از توابع شهرستان گمیشان استان گلستان متولد شده است. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و دوره تحصیلی متوسطه را در شهر بندرترکمن به پایان رسانده و وارد دانشکده تربیت معلم گرگان می شود. وی در سال 1364 وارد آموزش و پرورش شهرستان ترکمن و در سمت های معلم راهنمائی تحصیلی و سپس در بخش امور هنری آموزش و پرورش بندرترکمن اشتغال داشته است. در اوایل انقلاب اسلامی ایران برای ادامه تحصیل به خارج از کشور سفر می کند و متعاقبا به کشور ترکمنستان می رود. وی در سال 1989/م. وارد آکادمی علوم در پژوهشکده تاریخ می گردد. مرکز ثابت وی در این پژوهشکده بود. وی همسوی با اشتغال در آکادمی علوم تا سال ۱۹۹۵ در انستیتو دولتی آزادی عشق آباد به تدریس نیز مشغول می گردد. او درجه علمی خودرا در سال 1995/م.، در آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان طی نموده است. ادامهٔ مطلب »

نوشته شده در مطالب عمومی. Leave a Comment »

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی – 2

مختومقلی و ایّام وی

مختومقلی و ایّام وی

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق – در آثار مختومقلی بهادر و شجاع بودن جوانان، تسلط بر اسب و اسلحه، در راه وصول سرنوشت و اقبال سعادتمندانه مردمانش آمادگی آن ها را به شهادت و فداکاری، توصیف می کند. شاعر جوانان دلیر و غیور ترکمن را به شجاعت خستگی ناپذیر، همچون شیرخوئی آن ها به هنگام جنگ، و حمله بر علیه دشمن به مانند خرس نیرومند بودن در هنگام جنگ تن به تن، دعوت می نموده است. خود مختومقلی نیز در ایّام جوانی سرباز شجاعی بوده است. وی در مورد خودش چنین می سراید:

دییپ پئراغی، مرد منم،
أشگأر ایلگه مردلیگیم،
دیری گیتمز غاشلارئمدان،
دگن نامئس – عارئما.

ترجمه:

گو فراغی، مردانه منم،
عیانست بر ایل و تبارم،
در نرود زنده هرگز،
گر رنجاند نای عارم. ادامهٔ مطلب »

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی – 1

Makhtumkuli

نگرش دنیوی – سیاسی مختومقلی فراغی

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق – شاعر مختومقلی، عارف و به عنوان فراست های خلق، ناشر و تبیین کننده امید – آرمان های ملّت خویش بر علیه قوانین ستمگرانه، ظالم و خونخوارانه فئودالی که حیات طایفه – تیره های ترکمن را در چنبره خود به محاصره درآورده بود و در دوره ائی که خلق بر علیه این قوانین به پا خاسته و مبارزه می کرده است، بر اساس ضرورت قیام، وی از درون این جنبش فراهم و ظهور پیدا می کند.
دولت محمد آزادی که از صفات و رفتارهای مسئولانه دولتی برخوردار و دارای فراست سیاسی نیز بوده است، با ایده های قوانین سیاست های دولت مداری، برخوردار از صفات انسانی و عدالت پروانه، سرورانه، نگرش عادلانه وی بر اهالی که در چهارچوب رعیتی نواحی خویش سکونت داشـتند، در جهت آبادانی میدان زیست، برای رشد تولیدات کشاورزی، ساختن پل ها، راه ها، ساختن مکان های اجتماعی- علمی و به گردن گرفتن مسئولیّت در جهت رشد و علاقه فراگیری معارف به پا خاسته بود، هم والد مختومقلی و هم استاد /خلیفه/ وی محسوب می شده است.
مختومقلی به عنوان ادامه دهنده راه و ایده های اصیل والد خویش، در جهت رشد و تعمیم آن همّت گماشته است. وی از حکّام؛ عدالت خواهی را نه به صورت آبستریزه شده آن، بلکه درخشش آن را بر اقبال ملّت همچون خورشید تابنده، چون آب در مسیر جاری روان بودن و به مانند باد در وزش نسیم قرار گرفتن را طلب نموده است. ادامهٔ مطلب »

روابط نزدیک ترکمن – افغان در قرن هیجدهم

همایون احمد شاه درّانی بنیانگذار افغانستان (1135/ق – 1186/ق) – هرات

خوجه نفس نیوز – مؤلّف: دکتر خانگلدی اونق: …بعداز مرگ نادرشاه، در افغانستان از سوی احمدخان از طایفه آبدال و از تیره سدوزایی با بنیانگذاری وی دولت مستقلی تشکیل می شود. وی از دوره جوانی در گارد سواره نظام نادر شاه خدمت می کرده است.[1] وی توانسته است منصب های برجسته ای را در دولت نادر به دست بیاورد. احمدخان ابدالی هم شاهد قدرت یافتن و هم شاهد مرگ شاه نیز شده است. در همان هنگام که شاه به قتل می رسد، با قشون آبدال های گروه خود به سوی قندهار می شتابد و در همان جا خود را به عنوان پادشاه افغانستان اعلام می دارد. وی لقب «دُرِّ دُرّان» را بر خود احراز می دارد.

نام جدید طایفه ابدال، با عنوان «خاندان دُرّانی» ثبت و ظهور پیدا می کند. احمدشاه در سال های (۱۷۴۷ – ۱۷۷۳/م.م.) در امور حکومتی خود تلاش می کند اشتباهات نادرشاه را به عنوان درس عبرت به کار می بندد و سیاست آرامی را پیش می برد. وی شخصی پر صبر و طاقت و با استعداد بوده است، با شعر و ادبیّات مشغول می شده است. حضور یافتن خویش را در بین خیل شعرائی که از سرزمین های مختلف آورده بود، دوست می داشته است.[2] با محسوب کردن خود به عنوان میراث دار نیمه شرقی پادشاهی نادرشاه، در طول عمرش هفت بار به هندوستان یورش برده است. در سال ۱۷۶۰/م.، در جنگی که بر علیه سیک ها و مارات ‌های کناره های رودخانه «پانی – پت»[3] رخ داده بود، به پیروزی ظفرمندی دست می یابد که در آن جنگ بسیاری از سواره نظام های ترکمن نیز حضور و شرکت داشته است. احمد شاهی که با درایت خود توانسته بود درک کند؛ مناطقی را که تسخیر نموده است نمی تواند، از عهده استحکام آن برآید، سرحدّات رعیّتی خویش را عاقلانه و با فراست مرزبندی و سپس از جانب پنجاب، با به رسمیّت شناختن استقلال بلوچستان، به عقب باز می گردد. همگام با یورش های هندوستان احمد شاه در سال های ۱۷۵۰ – ۱۷۵۵/م.م.، سه بار به خراسان یورش برده است. مرکز (پایتخت) آن جا شهر مشهد را دو بار به محاصره خود درآورده است. ولیکن آن جا را نیز غیر از ولایت هرات بقیّه نواحی را ترک و به وطن خود باز می گردد.[4] ادامهٔ مطلب »

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: