جایگاه و اهمّیت رمان «خشم تویلی خان» و «آینا-ملّا» از: استاد احمد سارلی


بریده نشریه "فراغی"

بریده نشریه «فراغی»

مجله فراغی: «همایش تقدیر از 50 سال فعالیت های قلمی استاد احمدآقا سارلی»

تورنتو – د. خ. اونق:  «… ویژگی های این اثر آن را نسبت به برخی از آثار کلاسیکهایمان همچون آثار صایاد-همرا، یوسف و احمد، زهره و طاهر، که در ابهامات قرون خاک خورده است، متمایز و از وضوح بیشتری برخوردار است. و پر واضح است که این اثر، بیان بخشی از تاریخ رئال ملت ما را همراه با ادبیّات آن بیان می دارد. …»

قبل از هرچیز اینجانب از دست اندرکاران این همایش بویژه از استاد دکتر آرازمحمد سارلی و جمعیّت «میراث» بسیار ممنونم که این فرصت را برایم مغتنم شمردند که ضمن یادآوری از تاریخ و ادبیاتمان، با اساتید ارجمندمان نیز آشناتر گردیم، نهایت قدردانی خودرا می نمایم. و مایه بسی سعادت است برای من در این دوران از استاد احمد سارلی که از پیشگامان نادر تاریخ و ادبیّات ترکمن در دوره ای خاص است، یاد کنیم و تقدیر نمائیم. لذا؛
… آغاز سخن را در ظرف دو شاخه مهم علوم انسانی؛ رابطه بین ادبیات و تاریخ شروع می کنیم. همانطور که در مقالاتی چند بویژه در رابطه با اثر «قیاتخان و بازماندگان»، همچنین در رابطه با اثر «دیوان جهانشاه حقیقی» و داستان لیریکی «صایاد-همرا» به این نتیجه رسیدیم که؛ وجود رابطه تفکیک ناپذیر رشته های تاریخ و ادبیَات باهمدیگر، ریشه یگانه آن را که از یک منبع سرچشمه می گیرند، صحبت کرده بودیم. و همین علائم را، در خلاقیّت اثر «خشم تویلی خان» نیز بی کم و کاست مشاهده می کنیم. در این رابطه بیائید به سخنان بزرگان علم متکی شویم.
درک و ایده ای هست با عنوان «- علوم در یک جامعه اجتماعی بر حسب عادت، علوم تاریخ همراه با ادبیّات و علوم ادبیّات همراه با تاریخ تفهیم می گردد».[1] و امّا، این درک و ایده در اصل مربوط به نویسنده ی بزرگ فرانسوی الاصل به نام و. گیوگو /В. Гюго/ بوده است.[2] و. گیوگو در ایّامی که در مورد رابطه تنگاتنگ بین ادبیّات و تاریخ را یادآوری می کرده، تنها در مورد درک و تفهیم متقابل آن ها نه، بلکه تکامل بخشیدن و برطرف نمودن نقصان های یکدیگر آن ها را، تأکید ورزیده است. این امر در راستای فرضیّه و ایده این نویسنده بزرگ در حال حاضر در مورد آثار استاد احمد سارلی و اثر ماندگار ایشان «خشم تویلی خان» و بقیّه آثار وی به عنوان انعکاس رخدادهای تاریخی ایّام خود و به عنوان نمائی از شرایط سال های بعداز سرکوب ها و غصب زمین های خاصلخیز ترکمنصحرا از جانب رضاخان، بیداد خوانین مرتجع و زیاده خواهی آنان؛ و گوشه ای از مشقاتی که بعداز آن بر ملت ما رفته است، به شکلی زیبا و رمانتیک به تصویر کشیده شده است. این اثر یک رمان ادبی است! در عین حال به تعریف واقعه ایی می پردازد که معلول آن مناسبات همان جامعه ایست که از جانب غاصبان فئودال مورد تجاوز قرار می گرفته؛ و آن تاریخ ملت ماست! ناله و حرمان هائی که بعداز غصب زمین های ترکمنصحرا به زور سرنیزه های حکام قاجاری و پهلوی ملت ما دچار آن گشته بود، بی حد و حصر تراژدیک است. ائضاً نظام پهلوی  با سرکوب و غصب حاصلخیزترین اراضی ترکمن ها و دیگر اجبارهای ریز و درشت از جمله بیگاری، و تخته قاپو کردن خانه های مردم، بطور بنیادی روابط اجدادی – عشیرتی ترکمن ها را که تا آن مدت از تاریخ دست نخورده باقی مانده بود، گستاخانه به هم می ریزد. در نتیجه آن، فشار بر مردم و خلاء فرهنگی در این مناسبات دلیل ریزش اخلاق انسانی در این روابط فئودالی، باعث برخوردهای بنیان کن می شده است. تا جائی که بین برادر و برادر در نتیجه زیاده خواهی طرفین، اختلاف می افتاده و باعث برخوردهای خونینی می شده است. در چنین شرایطی تویلی خان ها و قیاتخان ها به خشم و غضب می نشینند. …

استاد احمد آقا سارلی

استاد احمد سارلی در ایّام انتشار اثر «فئودالها

در پیروی از این نکته نظر هم که شده، ما همراه و هم زمان با تجدید نظرهای مان در پژوهش های تاریخی در یک ایّام مشخّص، آثار استاد احمد سارلی را که از این دو ویژگی برخوردار است، مورد کنکاش قرار می دهیم. …

دوره انتشار این آثار:

در سال های 1352-1357/ش.ش.، در ایران، دوران کمی قبل از انقلاب بعداز سال پنجاه بدلیل شدت دیکتاتوری شاه در عدم انتشار ادبیات پیشرو، یک دوره تنگاتنگ مبارزه مخفی در انتشار آثار با انتشارات علنی داشتند. ولیکن از سوی دیگر در بین دانش آموزان نیز علاقه به مطالعه کتاب رواج یافته بود که در بازار آزاد کتاب چشم ات تنها به کتابهای پلیسی بی محتوا می افتاد. در آن دوره بین دانش آموزان دنبال کردن داستان های پلیسی به عادت روزانه تبدیل شده بود. در همان ایّام حدود سال 54-1352/ش.، با اعلام سیاست فضای باز سیاسی از جانب محمدرضاپهلوی، برخی از آثار از قبیل کتاب «خشم تویلی خان» منتشر و مزین گاه کتابفروشی های ایران گردیده بود. با افتادن چشم ات به نام یک ترکمن در بین خیل کتابهای فارس زبانان و خارجی، هیجان خاصی برایت دست می داد. شوق برانگیز بود. من این کتاب را هم در کتابفروشی های شهرمان بندرترکمن و گنبد و هم در چند کتابفروشی تهران حتی ساری نیز دیده بودم! بسیاری از دانش آموزان آن را خریده بودند و دست بدست مطالعه می کردند. حتی من به جرأت می توانم بگویم که ژانر بعضی از فیلم های سینمائی همچون، آتش بدون دود، یا «شیلات» محمد بلیش مازندرانی تحت تأثیر ایده های همین تم بوده باشد، بدور نیست. چون محمدبلیش مازندرانی فیلم ساز و کارگردان فیلم شیلات بزرگ شده بندرشاه سابق و در همان ایّام دانش آموزی و دانشجوئی وی، این کتاب در آنجا منتشر و مطالعه آن رواج خاصی یافته بود. وی علاقه خاصی هم به ترکمن ها داشت.[3]  …

بعداز این مقدمه کوتاه، بیانی مختصر به چگونگی برآمدن تاریخ و ادبیّات ما از درون این سیاه چاله های تاریخ قرون اخیر، تلاش میکنیم.

نگاهی مختصر به تاریخ ادبیّات ترکمن فیمابین دو قرن XIX-XX/م.م.:

چنانچه تاریخ ادبیّات ترکمن را تا اواخر قرن هیجدهم دوره کلاسیک ادبیات خلق ترکمن بنامیم، فیمابین دو قرن XIX-XX/م.م.، فیگورهای جدیدی با ایده های نو پا به عرصه تاریخ توأم با ادبیّات می گذارند. و این امر معلول همان جامعه ایّام خود است. در آثار این فرهیختگان به مضامینی از قبیل آرمان استقلال، بیزاری از ظلم و ستم فئودال های تفنگدار، عدالت پرستی، وطنپرستی، پیکارجوئی، مقاومت، عشق و انسانیت، شجاعت و مردانگی، کلاً موضوعات و مفاهیم با مضامین سیاسی و اجتماعی در آن ها بفور دیده می شود. بسته به شرایط فرهنگی ایّام خود بخشی از این آثار بصورت دستنوشته باقیمانده و بخشی از آن هم سینه به سینه در بین مردم نقل و سپس به کتابت در می آمده است.

چنانچه با یک سیر اجمالی، تاریخ ادبیّات این دوره را تجسّم کنیم، میراث های روحی فرهنگی ترکمن تا سال های 1920-1940 در یک میزان خاص خود پیشرفت نموده است. یکی از دلایل تنوع این ادبیّات تأثیر زیست محیطی دو جانبه تمامیّت ارضی جغرفیائی ترکمن ها، به علاوه بهره مند بودن از علم دانش مراکز علمی اهل سنت همچون مدارس عالی خیوه و بخارا بوده است. بر این اساس که هر شاعری بخشی از زندگی و حیات خودرا در سوی جنوب ترکمنستان (ترکمنصحرای کنونی) یعنی در اترک – گرگان در شهرهای کوٚمیش دپه، خوجه نفس، تنگلی، گرکز، کرند، داشلی برون، بأش یووسغا، آق قالا، قارقی و امچالی و … طی کرده باشد، بخشی از حیاتشان را در دوره قبل از مرزبندی در جانب شمال ترکمنصحرا (جمهوری ترکمنستان امروز)، در شهرهایی از قبیل؛ آخال، داش اوغوز، خیوه، بالقان، شاقدم، چلکن، اسنقلی (حسنقلی)، قئزئل اترک، غازانجئق، قئزئل آربات، سپری نموده است. در زیر نام شخصیّت های این قرن را بر می شماریم. از جمله:

یاغشی مأمد خان یمود اوغلی (-1800-1845)، …، آلله قلی صایاتلی – بنده قلی (۱۸۱۳-۱۹۰۱)(هردو از این شعراء اصالتاً از کومیش دپه است.)، آلله قلی یئلقای، آلله بردی شاعیر، آمان شاعیر (قئزئل آربات و قارابوغاز ثبتلرینده یاشاپ دئر.)، آمان نیاز، آنامنگلی شاعیر، محمدقوربان شاعیر، آناملا شاعیر، آشئرمأمد شاعیر، عاشئق چانگلی از قارغی – اومچالی(۱۸۲۳-۱۸۸۹-۹۸)، آحمدآخونداف – گوٚرگنلی از کومیش دپه (۱۹۰۹-۱۹۴۳)، بابانیاز، بایرام شاعیر (۱۸۷۱-۱۹۴۸)، بایری قاری (۱۸۹۱-۱۹۳۸)، بگ ناظار، بنده علی، قوربان شاعیر (۱۸۹۰-۱۹۱۷)، غلام شاعیر (۱۸۳۱-۱۹۱۱)، دؤولت مأمد بال قئزئل از بأشیوسغا «پنج پیکر» (۱۸۵۲-۱۹۱۲)، دوردی شاعیر(۱۸۱۴-۱۹۱۵)، مأمدشاعیر و مرد شاعیر (۱۸۶۸-۱۹۲۸) هر دو از خوجه نفس و کومیش دپه، ولی شاعیر، کؤچک شاعیر، قاسئم (۱۸۸۱-۱۹۲۰)، نور گؤکی، نوری شاعیر (۱۸۲۷-۱۹۰۳)، آرازمنگلی (در نیمه دوّم فرن XVIII در قارری قالا سکونت اختیار می کند!)، علاوه بر این ها، صاحئپ جمال شاعیر (۱۸۴۳-۱۹۰۰)، تکه شاعیر (۱۸۷۴-۱۹۸۸)، پیرمأمد (۱۸۵۵-۱۹۰۰)، خوجالی ملا (۱۸۶۰-۱۹۱۷)، چاری مأمد (۱۸۶۲-۱۹۱۸)، یاغمئر صوفی، آمان مأمد، و بقیّه همه فیمابین دو قرن در تمامی میدانهای ترکمن ها اعم از ترکمنستان در شمال و ترکمنصحرا (اترک – گوٚرگن) در جنوب، شخصیّت های مشترک هستند. بعداز این دوره تحت تأثیر روند حوادث و رخدادهای تحولات جهانی و با تقسیم و سرکوب های پی در پی این خلق در تاریخ، در ادبیّات ترکمن انشقاق ایجاد می شود. در این دوره، در سوی جنوبی مرز ترکمن با یک دوره رکود ایستائی ادبی مواجهه می شویم.

مسکین قلیچ را که جزو شاعران اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم می دانند، با مرد شاعر مشهور خوجه نفسی رابطه حسنه دوستی و تبادل ادبی داشته اند. در یکی از نشست هائی که مسکین قلیچ با مرد شاعر داشتند، وی در حین صحبت با شنیدن اشعار مرد شاعیر، وی را آخرین نماینده ادبیات صناعی ترکمن معرفی می کند و می گوید: «– شما آخرین شاعر دوره ما شدید، بعداز شما همه شاعران مقلد خواهند شد. /مسگین قلئچ مرد شاعیرا: «– سن اینگ سونگقی شاعیر بولوپسئنگ، سندن سونگقی لار یوماقچی بولارلار!» را اظهار نموده است. بسیار جالب است که این سوال را طرح کنیم که؛ در آن ایّام شاعیر مسکین قلیچ چگونه به بوجود آمدن اینچنین رکود ادبی پی برده است!؟

بعداز استحکام مرزهای دوسوی سرزمین ترکمن و وقوع تحولات تاریخ، سرنوشت و طالع خاصی را بر هر دو سوی مردمان ترکمن رقم می زند. بخش جنوبی سرزمین، زیر یوغ سرکوب های حکام قاجاری و پهلوی قرار می گیرد. مراکز مدرسه های عالی ترکمنان که خیوه و بخارا محسوب می شده است، با بوجود آمدن و استحکام مرزها قطع می گردد. با این حال در حوزه های دینی ترکمنصحرا باقیمانده روشنفکران دینی که از خیوه و بخارا فارغ التحصیل شده بودند، اقدام به گسترش مدرسه های حجروی می کنند. ولیکن بدلیل سرکوب های پی در پی در ترکمنصحرا از نقش این مراکز علمی نیز کاسته می شود و موجی از نسل های جوانان ترکمن از خواندن و نوشتن محروم می گشتند. این شرایط یکی از عوامل بارز رکود ادبی در دوره خود می گردد. مسکین قلیچ و مرد شاعیر محصول تلاقی همین دوره هستند.

از اوایل قرن بیستم با تغییرات اوضاع سیاسی اجتماعی در سطح جهان، دنیا با رویدادهای بزرگ و جدید بین المللی روبرو می شود. وقوع دو جنگ جهانی، تغییر حاکمیّت در همسایه شمالی و روی کارآمدن حکومت سوسیالیستی در هشتاد سال اخیر، شکل گیری و قطب بندی های جدید ژئوپلیتیکی دنیا و تغییرات در حاکمیّت ایران تأثیرات خود را بر افت و خیزها و نگرش های فرهنگی، ادبی – اجتماعی این دوره برجای گذاشته است. با این حال در چنین شرایطی نیز نام برخی از شاعران پیشرو این دوره از جمله صأحت ایشان، شاعیر غالقان ولنگی و آخرین آن آراز محمد شاعری (آرام) از شهر کوٚمیش دپه، … به گوش می رسد. …

وظیفه و اهداف هنر و ادبیّات:

اگر وظیفه تاریخ بیان وقایع و رخدادهایی که از نظر زمانی و مکانی در تاریخ حیات انسان ها رخ داده است باشد، وظیفه نخست هنر و ادبیّات عبارت از بیان کیفیّت وقایع و احوالات تاریخی آن، از طریق سرشته های صنایع ادبی و هنری می باشد. در چنین حالتی اگر اصول بیان رویدادی به اندازه مشخّصی متفاوت باشند (قالب ادبی بیان تاریخ و بیان ادبیّات از هم متمایز میگردد!)، امّا به لحاظ محتوا و مضمون فرق چندانی از همدیگر نداشته و گسسته از شرایط موجود زمانه خود هم نیستند. در نتیجه، بر اساس داده های تاریخی، ادبیّات هنری خلق می شود. آثار تمام شاعران کلاسیک، همچنین آثار نویسندگانی که در نیمه دوّم قرن نوزدهم ظهور نموده اند، گواه بر این عقیده است.

چنانچه معلوم می گردد، مضمون و محتوای خلاقیّت های کلاسیک های مان در هر دوره به همان اندازه، با واقعیّات حیات اجتماعی جامعه شان وابستگی داشته که عدول از آن اجتناب ناپذیر می نموده است.

آنها در یک نرم مشخص ادبی به کمک هنر و ادبیّات ترکمنی، رخدادهای تاریخی زمان خودرا بیان داشته و به لحاظ مضمون و محتوا فرهنگ ترکمن را غنا بخشیده اند و شرایط زندگی و احوالات اهالی را به درستی مکشوف داشته اند. آن آثار ادبی و روایات همچنین ادبیّات خلقی که بر بستر حوادث و رخدادهای تاریخی مربوط به حیات شخصیّت های تاریخی بوجود آمده است، باعث غنای ادبی، تاریخی و فرهنگی خلق ترکمن شده است.

رخدادهای جاری در جامعه، متناسب با شرایط اجتماعی حاکم ایّام خود، وابسته به ویژگی های خاص همان دوره بوده و آن، فرهنگ مخصوص مربوط به خود را نیز می سازد. همان فرهنگ در مسیر پیشرفت یا پسرفت دوران واقعاً موجود، به نوبه خود باعث بیان ادبی انواع وقایع و رویدادهای تاریخی آن ایام می شده است. این نتایج پس از شرایط؛ سرکوب های پی در پی که از اویل قرن XX./م.، به این سوی در ترکمنصحرا؛ که چندین بار مورد هجوم قدرت های مرکزی ایران و روس قرار گرفته بود، بوجود آمده است. در هر دوره از سرکوب های حکام زور، در بین ترکمن ها یک دوره سیاسگذاری های فرهنگ زدائی (سیاست های ضد فرهنگی) صورت می گرفت و در نتیجه آن: «می توان گفت که، شرایط ادبی بعداز ربع اوّل قرن بیستم به لحاظ درجه پویائی ادبیّات خلق ترکمن در ایران را به عنوان «دوره ایستایی ادبیّات» بنامیم، متناسب با خصوصیّات آن دوره خواهد بود. چون حرکت و جنبش های ادبی در آن دوره از نظر محتوا و کیفیّت در سطح بالندگی بسیار پائینی بوده است، حتّی در بعضی از حالات با عدم وجود ادبیّات بالنده مواجهه می شویم. در نتیجه، آن دوره را در تاریخ ادبیّات ترکمنصحرا می توان به عنوان «فرصت های ناپدید شده صنایع ادبی» نام برد.»

در اوایل سده بیستم موج حرکت های مشهور دنیا مربوط به جنبش بورژوا – دموکراتیک در روسیّه بوده، همچنین در روند شرایط همین جنبش با سقوط دستگاه دیکتاتوری تزاری در روسیّه، دیدگاه و نگرش جامعه به ادبیّات کلاسیک به دو بخش تقسیم می شده است. صنایع ادبی در رابطه با تحوّلات و مبارزات سیاسی-اجتماعی در جامعه در انزوا باقی نمانده است. این هنر هر طور شده، به عنوان کارد تیز ایدئولوژی وابسته به خود، در خدمت امور صنفی طبقه خودی بوده است. بله، بدلیل همین ویژگی، با اظهار وجود دو گونه از گروه فرهنگی – اجتماعی، وجود ماهوی دو نوع ادبیّات «مترقّی» و «ارتجاعی» را فراموش نکنیم.

ولیکن، در چنین حالتی در ایران با توجّه به حضور ریاکسیونریسم، براساس طیّ رویدادهای اخیر در آن، نگرش به صنایع ادبیّات در این باره به 3 شاخه ناگزیر تقسیم می شود.

الف). ادبیات موافق با زور حاکمیّت،

ب). ادبیات منتقد،

ج). ادبیات مهاجر. …

به این ترتیب با در نظر گرفتن این شرایط و بستر اجتماعی، در شرایط کنونی ایران ایده های محرّک را نه به دو گروه، بلکه وجود سه ماهیّت ادبی را باید نشانه گرفت. …

حال برگردیم به دوره ای که آثار استاد احمد سارلی منتشر شده بود. با در نظر گرفتن دوران رکود ادبی و حفقان بیش از حدّ دوره های پهلوی بویژه در دوره محمدرضا بعداز سرکوب سراسری، منتشر شدن آثاری از قبیل «خشم تویلی خان» تأثیر عدیده ای بر ادبیات و شناخت اتنیک خلقی ترکمن داشته است و کار بسیار شایسته ای بود. البته برجستگی اثر تنها محدود به این ویژه گی نیست، در پیش به سایر مختصات اثر می پردازیم! همچنین از استاد احمد سارلی علاوه بر «خشم تویلی خان»، چند کتاب دیگر با عناوین؛ «نملی گؤزلاریم» و «آینا-ملّا»، را در حال حاضر مورد بررسی است و سایر آثار از قبیل؛ فغان 1384 حدود 70 شعر، کونگوٚل غوشی، ماجرا های اقا جوما، فئودال ها، … منتشر گردیده است که هر کدام جایگاه خاصی را در ادبیات ما احراز نموده است:

از آثار استاد احمد سارلی «از جمله کتاب های ذیل را می توان اشاره نمود:

  • خشم تویلیخان، ۱۳۵۲.داستان به زبان فارسی در باره وضعیت اجتماعی و سیاسی ترکمن ها و مبارزات آنان در برابر سیستم قئودالی حاکم.
  • فغان۱۳۸۴. حدود ۷۰ شعر، سروده شدا در دهه چهل، پنجاه، شصت و هفت
  • نملی گوزلر:۱۳۸۷
  • آینه و ملا:۱۳۹۲
  • کونگل قوشی: ۱۳۹۳شامل حدود صد شعر از دهه چهل تا پایان دهه هشتاد
  • ماجراهای آقا جوما۱۳۸۷. شامل ۹ داستان از واقعیات جامعه معاصر در دهه بیست و مربوط به پس از سقوط رضا شاه است. این داستان ها در سال ۱۳۵۰ به نگارش در آمده است.
  • کوین یورکلر۱۳۸۶.داستان ترکمنی در باره باترها و سردارهای معاصر ترکمن
  • فئودالها: ۱۳۸۵ به زبان فارسی شامل مبارزات بر علیه زمین خواری در ترکمنصحرا از ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۳
  • خشم تویلیخان/متن ترکمنی ۱۳۹۵/ش.،
  • حکایه لار. آماده چاپ است.»[4]

ابتدا اجمالی به رمان «خشم تویلی خان»، نوشته: احمد سارلی، در دوهزار نسخه که در ایّام خود تیراژ قابل چشمگیری بوده است، بی نام ناشر و محل چاپ نامعلوم در واقع از جمله آثار «بی تا و بی جا»، محسوب می شده، در حجم  48 صص. است که در آن ایّام درج چنین مشخصات مختصر، بسته به شرایط سیاسی اجتماعی آن دوره با ملاحظات امنیّتی همراه بوده است، بیشتر رواج داشت و خوانندگان با کنجکاوی خاصی چنین آثار را پیگیر بودند.

کتاب با آغاز مختصری مقدمه، وارد ماجرای این حادثه می شود. البته در ویراستاری بعضی جملات قصور شده که اشکال عدیده ای نیست. مثلا در صفحه 8 در پارگراف دوّم در ششمین سطر، کلمه «بانتظار» در یک جمله دو بار بکار گرفته شده که احتمالا غفلت در ویراستاری بوده باشد. البته یک مورد جزئی گرامری در پارگراف دوّم 27 ص.، هست که هیجان رمان، آن کسری جزئی را هم می پوشاند.

«عایشه: – خدایا بما کمک کن! (و بجای «نگذار»)؛ «بگذار» این زندگی ساده و بی دردسر ما بهم بخورد!» …

بعداز طی درگیریهائی چند رمان در صفحه 48 به خوشی بپایان میرسد. در واقع در این پووست گوشه ای از مبارزات مردم با خوانین زیاده خواه و ستمگر را نشانه گرفته است. و آن معلول همان مناسبات فئودالیستی زمانه خود است.

در واقع این رمان یک پُووست آبستریزه شده است. و اما استاد احمد سارلی می توانست این اثر را از این حالت کم حجم و آبستریزه شده خود در بیاورد و رمانی حجیم می توانست ارائه دهد. با این حال همین آبستریزه شده این رمان نیز رسائی خاص خودش را دارد ولیکن می توانست تا 200 صص. نیز به حجم این کتاب با همین ژانر انتخاب شده رسانید. حتی به جرأت می توان گفت که این اثر با تمام این کم حجمی همان بار و هیجاناتی را که یک اثر 200 صفحه ای دارد، دارا می باشد، به اغراق نگفتیم. …

اثر دیگر استاد که بدستمان رسید داستان تغزلی «آینا – ملا» می باشد. این حکایه در فرم داستان های «لیریکی» بکار گرفته شده و شکل کلاسیک یافته است. کار بسیار شایسته ای نیز درآمده است. این کتاب در سال 10/10/1383/ش.، توسط استاد احمد سارلی باتمام رسیده سپس یکسری مراحل فنی-انتشاراتی نیز توسط یاشار نیازی انجام گرفته و در زمستان سال 1389/ش.، در 66 صص. منتشر گردیده است. چنانچه خود نویسنده اذعان می دارد، این داستان چند موضوع را دنبال می کند، از جمله:

  1. پرهیز از خودکشی
  2. تن دادن به قضا و قدر،
  3. وطن پرستی
  4. فرهنگ، آداب و سنن ترکمنها…

داستان تغزلی «آینا-ملا» را که با فهرست و با یک سوزباشی (مقدمه) کوتاه آغاز و شامل متون روایات همراه با، تعداد 65 موضوع از ابیات اشعار می شود؛ در برگرفته است.
این اثر به شیوه ساده زبان امروزی ترکمنی در زمینه «ترکمنی – اوغوزی – غربی /شامل زبان های غرب ترکمنصحرا؛ در واقع یموتیزه شده ترکی اوغوزی جنوب – غربی/»، به تحریر درآمده است. سبک نوشتاری، ترکیبی از سبک کلاسیک و بکار گرفتن برخی از علائم فنوتیکی «ؤ»، «وُ» و «أ» و تغییر شکل کلمه با فنوتیک ترکمنی حکایت از تأثیر ایده و تحولات جدید بر نوشتار نوین توٚرکمنی در ترکمنصحرا دارد. در کل یک سری از ویژگی های نوشتاری در این اثر مشاهده می شود که به آن غنای بیشتری داده و ظرفیت پژوهشی آن را بالا می برد. بکار بردن کلمات و قطعه های اصیل دیالکت یمودی را در آن بفور احساس می کنیم که استیل آن را نسبت به ادبیات کنونی ترکمنستان متمایز و منحصر به تورکمنصحرا می نماید با اینکه ژانر داستان مربوط به شمال ترکمنصحرا (ترکمنستان) است. با این حال این امر نیز به نوبه خود حکایت از جدائی دوقطعه از ایلات ترکمن به مدت یک سده را نشان می دهد.
از نظرگاه صناعی اشعار، بعضی بصورت غزل در قالب رباعی همچون «مندن دیر»، «یؤرسم آیناجان»، «کؤنگلوٚم»… و مربع (دؤرتلمه) همچون «یاریم منینگ»، «بولمایار»، … برخی نیز همچون «زولفینگ»، «شاهی سن»، «پریزادئم» در قالب «مسمّط – مخمس» در اوزان 14-15، همچنین «جانیم منینگ» در قالب «مسّمط – مسدّس» … سروده شده است. این قوالب شعری از دیر باز در ادبیّات ترکمنی رواج گسترده ای داشته است. مختومقلی، ملا نفس، کمینه، شیدائی و تنی چند از شعراء کلاسیک در این قوالب شعر سروده اند. حتی مقامات نوائی در همین اوزان اخیر نواخته می شود. …
چنانچه به لحاظ صناعی و زبانی، قوالب شعری، نوع توصیفات، هماهنگی اوزان شعر، بکار گرفتن کلمات و توصیف ها به سبک کلاسیک و مورد استفاده قرر گرفتن کنایه و استعاره ها، ویرایش و پیرایش… بطور کامل بررسی گردد در حوصله این نوشته کوتاه نیست. آن را در فرصتی دیگر به بررسی های مفصل تری از آثار استاد ا. سارلی خواهیم پرداخت.
ولیکن، آرایش دیالوگ ها در این نوشته با تکنیکهای دستوری داستان پردازی امروزی پرداخت نشده است. بلکه این گفتگوها پشت سرهم، حتی برخی جاها بدون نقطه ویرایش شده است. این سبک پردازش در ادبیات با این که در گذشته مرسوم بوده است، همچون اثر «منتخب سلاطین السلطنه و …» از «عبدالحقّ محدث دهلوی» راوی و عالم مربوط به قرن XV/م شرق در دوره جهانگیرشاه بابریان هند بزبان فارسی دری، حتی اثر معروف «سنگلاخ» با این سبک تحریر شده است. لذا، امروزه آرایش دیالوگها و تدوین شاخص های  مشخص مضمونی آثار، با ویرایش ویژه خود، آرایه های نوینی یافته است. چنانچه این اثر مجددا با آرایش امروزی و با ویرایش دستوری رمان پردازی منتشر گردد، علاوه بر ارزشمند بودن، ماندگاری این اثر را تضمین خواهد کرد و در ارزش معنوی آن هیچ بحثی نیست. مثلاً در دهمین سطر صفحه 20 جمله باتمام می رسد ولی شروع سطر جمله بعدی که می بایست از پاراگراف زیر، از سر سطر آغاز می گشت، به جمله قبلی چسبیده است! در صورت بکار بردن متدهای امروزی تدوین آثار، آرایش جملات باین شکل می بایست می بود. به متن زیر توجه کنید! مثلاً:

[«… آینا بیردن ملانگ یانئنا بارئپ اؤنگوٚنده دئزا جؤکوٚپ ملانگ ایکی آیاغئندان قوجوقلاپ آغلامئشلاپ:
آینا: آی ملا جان! منی سندن آیرجاق بولیارلار. سن منی اؤزینگ ایه بول!
– دییپ، آغلایار. شوندا؛
ملا: اوندا اولار سانگا غودالئغا گلن بولمالی دا؟!
آینا: هووا هووا، مولام اجه م داغی هم اولارا روغصات بردیلر.
ملا: مگر سندن راضی می یا-دا راضی دأل مینگ! دییپ، سوراشمادی لارمی؟
آینا: یوق، یوق!
ملا: ای آینا سنی مندن هیچ کیم آیریپ بیلمز!
– دییپ، ملا بیر الینی آینانگ کله سی نینگ اوٚستوٚنده قویوپ ناراخات بولوپ بیر سؤز دییأر:» …[5]]

چنانچه این اثر باینشکل آرایش می یافت، هم کیفیّت اثر، هم حجم اثر نیز به مراتب وزین تر و شیواتر می شد. همچنین، در صفحه 24 این اثر، اشاره به حضور «ارنلر» در خواب ملا و خواندن فاتحه نکاح وی با نوری که بچشم ملا نمایان می شود! این خواب نمائی رؤیائی اصولا در خیلی از آثار کلاسیک اهل سنت مرسوم است و بکار گرفتن چنین روایات در این اثر بسیار بجا و به قالب ادبی شکل سنتی مناسبی بخشیده است. همچنین، بسته شدن برخی از اشعار با تکرار بند نهائی یک بیت متفاوت هموزن و هم قافیه آخرین بند به عنوان نتیجه نهائی صناعی بدیعی اشعار جالب و پختگی به شعر می بخشد که آن را در ادبیّات بدیعی اشعار «تضمین» مصطلح است. (اشعار «باغئشلامنی 34 ص.»، «گوٚل بالالارئم 41 ص.»، «دوران سیزینگدیر 52 ص.»، «قور بیلن 56 ص.»، «أر گرک 62 ص.).
از آخرین پاراگراف ص. 44 و اول ص. 45 متن، آرایش متناسب خودرا یافته است. شعر «پریزادیم» در همانجا در اوزان «مسّمط – مخمس»[6] سروده شده است، به این اثر تنوع می بخشد.
همچنین شعر «جانیم منینگ» در فرم «مسمّط – مسدّس» سروده شده است. این قالب نیز در آثار کلاسیکها رواج ویژه ای دارد. مانند:

ای نیگأریم سؤزلرینگ درده درمانئم منینگ،
خورما آلا گؤزلرینگ سنگ جسمیمده جانیم منینگ،
اول مبارک یوٚزلرینگ سنگ ماهی تابانم منینگ،
اؤپسم لبینگ یوٚزلرین هم داماردا قانئم منینگ،
سنگ واصفئنگی سؤزلمکدیر منگ ایمیتیم نانئم منینگ،
سن بیلن منگ بو جهاندا هم آدئم سانئم منینگ. (آینا – ملا ص. 47)

مختومقلی فراغی نیز در این سبک اشعاری همچون «کؤنگلوٚم» را با این قالب و اوزان سروده است. مانند:

عالئم لار سؤزینی دینگله، نصیحاتئن آل گؤتر،
تور حاقئنگ درگأهینه مناجات قئل، قول گؤتر،
ریاضت نئنگ یوٚکینی آرقان یوٚزین، سال گؤتر،
بو ایش مردینگ ایشی دیر، مردانا دور، قول گؤتر،
کأمیلیک آیاغا باش غوی، یالانچی دان، ال گؤتر،
توبا قئلئپ، بیر پیرینگ توپراغئنا بولان کؤنگلوٚم.[7]

در تمام ابیات شعر، تسّلط استاد احمد سارلی را در عرصه های صناع بدیع ادبی و فنون سرایش شعری از جمله قافیه و اوزان هم قوالب، … در می یابیم. همه این مهارات نشان می دهد که در جهت خلاقیّت چنین اثری تا چقدر زحمت و ابتکار لازم بوده و بخرج داده شده است، توزین می گردد! همچنین برخی از اشعار نیز از نو باید ملاحظه گردد. آن نیز احتمالاً قصور در ویراستاری آنست. مثل:
آرزوم یگ بولدی اقبالئم چامان،
الیپ قاتدئم غام آستئندا دأل بولدی. (آینا-ملا، ص. 58)
در اینجا منظور حرف «دال» است که کنایه از تبدیل قامت راست به خمیدگی «گوژ» پشت انسان به شکل حرف «د»! دال # دأل: نیست! منظور استاد هم همین استعاره حروف «الف و دال» است.

بعداز طی حادثه عشقی، بر خلاف برخی آثار کلاسیک های ما همچون «زهره – طاهر» داستان با نابودی فیزیکی قهرمانان به اتمام نمی رسد، یکی از جوانب برجستگی اثر نیز در همینجاست، همانطور که خود استاد در ورودی این اثر اذعان نموده است، این حادثه بی هیچگونه تراژدی مرگبار (خودکشی)؛ هرکدام از قهرمانان به سلامت به سمت سوی سرنوشت و تقدیر خود می رانند. و این هدفمندی اثر به عنوان ایده ای مثبت و سازنده  در صفحات 60 و 61 اثر با یادآوری راه بزرگان و شعرائی همچون مختومقلی، ملانفس و رادمردانی همچون گؤراوغلی و آغایونس از جانب «انه جان» همسر نو عروس قهرمان، مسیر این اثر به سوی کسب دانش و خلاقیّت، همچنین با یادآوری جنگ گؤکدپه، فاتحه دادن سلطان اجه به تنها فرزندش «آخماد ملا» و پوشانیدن دون ترکمنی، سیلکمه تلپک، بستن شمشیر بر کمر وی و نصیحت های مادرانه، در باب وطن پرستی، مردانگی، شجاعت، آرمانخواهی و استقلال … با بستن پیمان ابدی ملا با آرمان های ملی، مادر و همسرش، این اثر به اوج شیوائی خود هدایت می شود. این امر به دربرگیری ژانر مشخص تاریخی آن اشاره دارد و زمان، مکان و تاریخ داستان آشکار میگردد.
این ویژگی ها در این اثر آن را نسبت به برخی از آثار کلاسیکهایمان همچون آثار صایاد-همرا، یوسف و احمد، زهره و طاهر، که در ابهامات قرون خاک خورده است، متمایز و از وضوح بیشتری برخوردار است. و پر واضح است که این اثر، بیان بخشی از تاریخ رئال ملت ما را همراه با ادبیّات آن بیان می دارد. …

به این ترتیب این اثر در 66/مین صفحه باتمام می رسد. چنانچه در مورد بقیّه آثار استاد احمد سارلی بخواهیم بررسی کامل بنمائیم، نیاز به تدوین کتابچه ای ویژه دارد که امیدوارم با جمع آوری متون و مقالات، و تزیس های این همایش، این نیاز نیز برآورده خواهد شد. اجمال و بررسی سایر آثار استاد را به یک فرصت دیگر واگذار می نمائیم. و اما در مورد استاد دکتر آراز محمد سارلی صاحب امتیاز نشریه وزین «فراغی» و برادر بزرگوار وی استاد احمد آقا سارلی، ضمن تقدیر از زحمات و تلاش هائی که در تقویّت فرهنگ اصیل ترکمن بانجام رسانیده اند و می رسانند، آرزوی طول عمر همراه با عزّت و سربلندی و ماندگاری تلاش های آن ها را در تاریخ ملتمان داریم.
در پایان از همه دوستان، اساتید بزرگوارمان، دوستداران فرهنگ و ادب ترکمن بخصوص از فعّال فرهنگی ترکمن سرکار خانم س. عالمی که زحمت کشیدند و تعداد 3 اثر استاد احمد سارلی (خشم تویلی خان، آینا – ملّا و نملی گؤزلریم) را به دستم رسانیدند، کمال تشکر را می نمایم و برایشان آرزوی پیروزی در  اهداف انساندوستانه و وطنپرستانه شان داریم.

دکتر خانگلدی اونق –
پژوهشگر تاریخ از آکادمی علوم جمهوری ترکمنستان – مرکزیّت مسکو
تخصص: تاریخ وطن، – کد ویژه 07.00.02   ВАК-РФ
کانادا – تورنتو – 7/13/2008/م.،

=======منابع و توضیحات=======
[1] . این دید و اصل در رساله دکترای اینجانب (خ.اونق) نیز تعمیم داده می شود و بر اساس همین داده های «ادبی«، تاریخ و از داده های «تاریخ» ادبیات استخراج می گردد.

[2]. Аннанепесов М., «Магтымгулы ве онун заманасы хем Бендидикде язылан шыгырлар», А.:- 1990 г, 137 с.

[3]. محمدبلیش مازندرانی که بعدها فیلم ساز و کارگردان شده بود از آشنایانم بود و آخرین بار با وی را در سال 2000/م.، در عشق آباد ترکمنستان ملاقات و مهمانم بود.
[4]. مقاله دکتر آرازمحمد سارلی در باب؛ «احمدسارلی، داستان نویس و شاعر ترکمن را بیشتر بشناسیم!»، – دبیرخانه ستاد بزرگداشت احمد آقا سارلی پیشکسوت نویسندگی، شاعر و داستان نویس ترکمن، 2018/م.
[5] . سارلی، احمد، «آینا – ملّا»، – زمستان 1389/ش.، بی جا، 20 ص.
[6]. گؤرنیشی یالی «مسمّط – مخمّس» اؤلچگیندأکی اثرینگ 4 مصراع سی اؤزآرا قافیالاشئپ، بأشینجی مصراع سی بولسا آیراتئن قافیا بیلن علاماتلاندئرئلئپ دئر. مختومقلی نئنگ «نوروزدان سنی» آتلی اثری هم ماضمون و اؤلچگ تایئندان بو مثال آلنان اثر بیله بیر منگزش قالیپ. (ایران تورکمنلرینینگ مدنیّتی نینگ تاریخی (XIX-XXعاصر)، خ. اونق «پایان نامه»).

[7]. Pyragy, Magtymguly, “Saýlanan eserler”, – Aşgabat – 1988 ý.

….

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: