قطعاتی از اشعار یاغشی مأمد در «اشعار سروده شده در اسارت» – 1


TurkmenYomudy__Niva_1887__8__Ris_N_Yomudskogo_grav_Olshevskiy -05

همسران یاغشی مأمد- از سمت راست: آمانگل، چپ: اوغول منگلی

تورنتو – خوجه نفس نیوز: این دستنوشته از روی اثر پرفسور م. آنانفس اف که متون تورکمنی به حروف الفبائی سیریلیک تورکمنی نوشته شده است، بنا به اظهار پروفسور، دستنوشته به سبک نوشتار «الفبای کلاسیک تورکمنی» یعنی به روش نوشتاری با الفبای عربی – فارسی مربوط به قرون نوزدهم و اوایل بیستم نوشته شده است؛ لذا، در بین تورکمنان ایران به دلیل تغییراتی که در نوشتار نوین عربی – فارسی تورکمنی وارد شده است، متون مجموعه ارائه شده را سعی نمودیم با همان روش نوشتاری کلاسیک قدیمی مربوط به دستنوشته یاغشی مأمد تحریر کنیم. در این روش از نوشتاری تورکمنی با حروف الفبائی کلاسیک، علائم کسره، ضمّه و همزه داده نمی شود. کلمات و عبارات با همان شکل نوشتاری ادبی کلاسیک خود با حفظ ریشه دستوری آن ارائه گردید. در این روش صداهای «پ» با «ب» هم بجای صدای «غ»، در بیشتر موارد حرف «ق» داده می شود. همچنین مصوت های کوتاه و بلند و سایر علائم و آواهای  «اؤ»، «اوٚ»، «ائـ» در آن بکار برده نمی شود، بجای آن  حروف «او» یا اینکه «ایـ ، ای» بلاتغییر تحریر می شود.

در متن های گذشته، مثال های اشعاری که به روش نوشتاری سیریلیک تورکمنی داده شده است، مطابق با روش های امروزی عربی – تورکمنی جاری در بین تورکمنان ایران که آن با علائم فنوتیکی، زبان تورکمنی همراه است، ارائه گردید. لذا، اشعاری که به صورت مجموعه از دستنوشته شاعر یاغشی مأمد آورده شده است، مطابق با قائده کلاسیک الفبای عربی – تورکمنی ارائه و سعی بر این بوده است که کلمات شکل اصلی خودرا حفظ نموده باشد، در اینجا ما با یادآوری خاطرات، تلاش ها و مرارت هائی را که فرزندان بحقّ ملّتمان قیات خان و فرزند شاعر و رهبر منقلب و انقلابی وی یاغشی مأمد، را با الفبائی که در آن دوره مرسوم بوده و شاعر با همان قائده نوشته است، به همان قائده دستوری ارائه گردید، تا کمی بتوانیم میراث های بحق این قهرمانان خلقمان را درست ادا کرده باشیم.

در این نوشته برخی از اشعار یاغشی مأمد را برای مثال جهت اطلاع از مضامین آن به فارسی نیز ترجمه نمودیم.

دکتر خانگلدی اونق – تورنتو – 2017

جلد جدید کتاب «اشعار سروده شده در اسارت»

Bendilik_Farsi__فارسی_05.

جلد جدید کتاب «اشعار سروده شده در اسارت» – نوشته آکادمیک مراد آنانفس اف- ترجمه: دکتر خانگلدی اونق

(دیوان «اشعار نوشته شده در اسارت» نوبسنده: یاغشی مأمد خان یمودسکی)

تابشردیم /می سپارم/

… آپاردی لار منی یاد اولکا، داشا،
تقدیر یازیلان آوال دا باشا،
حصارداش قاقاجان – ییگیدلر باشی،
اینانیب اوز اورنومی سنگا تابشیردیم.

ترجمه:

بردند مرا به الکای دور و غریب،
تقدیر از ازل برنوشت بر سرنوشت،
همسایه «قاقاجان» – سردار جوانان،
باورات دارم، جایگاهم را به تو می سپارم.
*****
شو غریب یرلرده کوپ چکدیم دردی،
فکر ادیب، اویلانیب مصلحت قوردیم،
جان توره هم حلیم ییگیدلر مردی،
اونوتما، تعصیبیم سنگا تابشیردیم.

ترجمه:

در نقاط غریب، دردها کشیدم،
اندیشه ها کردم صلاح براین دانستم،
مرد مردانند «جان توره» هم «حلیم آقا»،
از یاد مبر، تعصّبم را به تو می سپارم.
*****

سوزله گنده مصلحتینگ اوزالی،
کوپ دیدیم، یورولدیم بیکار غزلی،
نظر، ساتلیق – ییگیدلرینگ گوزلی،
موافّق ایلاتیم سنگا تابشیردیم.

ترجمه:

وقتی به حرف درآید، مصلحت داند،
خسته شدم، زیاد سرودم بیکار غزل را،
«نظر»، «ساتلیق» – هستند از نیک جوانان،
موافق ایلاتم را به تو می سپارم.
*****

گچیردیم گوونیمدن مونچه خیالیم،
یایناب قالدی منینگ اهلی – عیالیم،[1]
جانا محرم نظر، شول قلی خانیم،
اولادیم، کلفتیم سنگا تابشیردیم.

ترجمه:

طی شد همه آرزوهای خیالم،
آواره شد همه اهل عیالم،
محرم رازم ای «قلی خان» ام،
اولادم، اموالم به تو می سپارم.
****

یکه لیکدن چکدیم کوپ غصّه دردی،
جانیمینگ آرامی شول (؟) نوکر دوردی،
یاد دان یاقین بولان شول الله بردی،
اوستالیق ایشیمنی سیزه تابشیردیم.

ترجمه:

از تنهائی کشیدم چه بسیار دردی،
آرامش خیالم آن مخلص «دوردی»،
از همه نزدیکتر ای «الله بردی»،
اسباب و هنرم را به تو می سپارم.

****

شو درد دن غوتارسا إیا بیری بار،
الله یم عفو[2] ادسه شول پروردگار،
کلفتِ وارسته[3] سن – سن الله یار،
کلفتیم، جگریم سانگا تابشیردیم.

ترجمه:

ای خدا خلاص کن مرا زین درد و زار،
خدایا عفوم کن ای پروردگار،
خادم وارسته تو بودی ای «الله یار»،
عائله و اولادم را به تو می سپارم.
***

یورت اوٚچین

حاوفیمیز کان حیّاط لاری
آیتسام کان دیر آدلاری،
حسنقلی ییگیدلری،
تلاش ادینگ بو یورت اوچین!
ترجمه:
حیّاط های چو حوفناک،
گر بگویم، نام اش زیاد،
ای جوانان حسنقلی،
تلاش کنید بر این وطن.

*****

ایلینگ یاغشی لارنی گورینگ،
فکر ادیپ، مصلحت قورینگ،
من بارینچا آرام بولینگ،
بیزار بولمانگ سیز یورت دان!

ترجمه:
خوبی های ایل را ببینید،
بیاندیشید و مشورت کنید،
تا من بیام آرام باشید،
بیزار نباشید از این وطن.

******

آوال جانئنگئز بردینگیز،
حیرانا غالیب دوردینگز،
اوجوندان بیرینی گوردینگیز،
پوچ دیر بولارینگ آخری!

ترجمه:
اوّل جان نثار کردید،
تعجّب کردید و وا ماندید،
حداقل یکی را شاهد شدید،
پوچ است پایان این ها.
*****

یاغشیسی – یمانی هایسی لار،
بو یوردی بوزان عاصی لار،
تکبّری کان صوفی لار،
اخلاص ادینگ سیز یورت اوچین!

ترجمه:
خوب و بدش کدام است،
وطن شکن عاصی است،
صوفیان پر تکبّر،
اخلاص کنید بر این وطن.
******

صوفی لارینگ فعلی اوزوب دیر (آزیب دیر)،
یمان دان اُولکه دولیب دیر،
آخر زمانه گلیب دیر،
اخلاص ادینگ اول یورت اوچین!

ترجمه:
بد شده اعمال صوفیان،
وطن پر شده از بدکاران،
آمده است آخرزمان،
اخلاص کنید بر این وطن.

******

یاد ایله منی /یادآر مرا/

گویچلی دیر عذابیم، هر گونده خسته،
توکنمز دردیم کان، بولدیم هوس ده،
همسایه[4] همراق دیر شول حسن اوستا،
اونوتما، یاد ایله هر گونده منی.

ترجمه:

عذابم بزرگ است، هر روز خسته،
دردم بی پایان است از حدّ زیاده،
ای «حسن اوستا» مهربان همسایه،
فراموش نکنید  یادآرید مرا،
******

واطان /وطن/

آخ، بولارمیقا آخر، وطنه بارماق!
قارداش، دوغان، دوست – یار یوزینی گورمک،
حیف گیتدی ینه شول حاللی چارماق؟
شو گونلرده منگا شول گرک بولدی.

ترجمه:

آخ، ممکنه برگردم به وطن هرگز،
کنم دیدار با دوست و یاران هرگز،
افسوس که رفت بازم آن حالی چارماق،
این روزها نیاز است دیدارم به حق.
******

(برای قادیر مأمد)

پاییمنی غایتارمان، سوزیم بیتیرگن،
شاه – شاهزاداغا عرضیم یتیرگن،
پادشاه، وزیردن خلعت گتیرگن،
آخ، شو گونلرده منگا شول گرک بولدی.

ترجمه:

سهمم را پس نزد، حرفم را رساند،
به شاه و شاهزاده عرضم را رساند،
از شاه و وزیران خلعتها رسان،
آخ همین روزا او هم لازم شد مرا.
******

(برای قیاتخان)

مقصده یتیشیپ، شول شهید اؤلدی،
عارینی آلمادیم، بوینوم دا قالدی،
بیلگشلی گتیریب، قصد بیلن بولدی،
نامیس بوینوم دا قالدی نیلایین.

ترجمه:

آن شهید به هدف رسید و از دنیا برفت،
انتقامش نشد میسر برگردنم ماند،
عمداً آوردند با قصد کشتند،
شرمنده شدم من بر گردنم ماند.
******

محتأچ بولماغین /محتاج مکن مرا/

مقصدیم کونگلیمده، دیلیمده حاضر،
روحیم روان بولوپ، اوٚلکه ده گزر،
دوغان دایئم منینگ شول آمان نظر،
خوستاریم، زاریمنی سانگا تابشیردیم.

ترجمه:

هدفم در دل است، در زبان حاضر،
سوی وطن روانست روحم در گذار،
دائی تنی ام ای «امان نظر»،
زاری جانانم را به تو می سپارم،
******

یتیشمز بو یردن دادیم – و صبریم،
توکنمز مُهلتیم، شول کونگیل آخیم،
غافل غالان منینگ شول بابا دایئم،
جانلاریم جیگریم سیزه تابشیردیم.

ترجمه:

تا آنجا نمی رسد داد و فریادم،
– صبرم ناتمام مهلت ام، آن دل و آهم،
غافل مانده ای شد آن بابا دائی ام،
جگرم و جانانم را به تو می سپارم.
******
ناحق یردن گیتدی بو شیرین جانیم،
غافل لیقدان بیلمان دیری آیریلدیم،
اخلاصلی ابراهیم، هامراق دوغانیم،
غیرات ات، هیچ کیمگه محتاچ بولماغین.

ترجمه:

به ناحق داغون شد، جان شیرینم،
نادانسته در غفلت زنده به هجران شدم،
شیفته جان ابراهیم مهربان داداشم،
غیرت کن، به هیچ کس محتاج نباشید.
*****

قویوپ اولکه یاد یرلرده غالانیم،
اجیزلأپ دیر کونگلیم هم جانیم، دیلیم،
آتش بیلن شاهی دوغان یگنیم،
کؤپ زارلاپ شو کونگلیم سیزی گورماگه.

ترجمه:

دیار مرا راند به یک نقطه ی بیداد،
ناتوان شد دلم، جانم رفت برباد،
همشیرزادم «آتاش» و «شاه» در یاد،
خیلی تنگ شد دلم به دیدارتان زیاد.
******

آوال باشدان یاشلیغیندان ساقلانیم،
حاللی، صالح، ایکی کورپه دوغانیم،
شکورخان، سرخوشلیق، صاحب کأر بگیم،
غیرات ادینگ، هیچ وقت غمگین بولماغین…

ترجمه:

از کودکی بزرگ کردم در جوانی،
«حاللی» – «صالح» دو اخوی ته تباری،
بگ صاحب منصبم «شکورخان» سرخوش،
با غیرت باشید، دیگر غصّه نخورید.
******

آخ، مونچه وقت لاب زندان دا یاتدیم،
منقلب، علمیندان کؤپ امید اتدیم،
جانیمینگ تاراسی، شول ملّا ساتلیق،
منینگ اوچین کوپ یالبارغین خدایا.

ترجمه:

آخ، این همه مدّت در زندان ماندم،
به علم منقلب (انقلاب) امیدها بستم،
کوکب جان من ای ملّا «ساتلیق»،
برای من تمنّا کن از خدا بسیار. …

 

تابشردیم /می سپارم/

***** توضیحات:

[1]. أهلی – عایالئم – ماشغالام، چاغالارئم ماعنی سئندا.
[2]. عفو اتمک – باغئشلاماق
[3] . کلفت وارسته – عایال. اوغلان – اوشاغا گؤز – غولاق بولماق
[4]. قونگشی

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

w

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: