ب). روابط تورکمن های جنوب و جنوب غربی (یمودستان) با روسیّه و ایران – 1


دوره تلاقی قرون XVIII-XIX/م.م.، (قسمت اوّل این بخش)

آکادمیک مراد آنانفس اف

آکادمیک مراد آنانفس اف

ملاحظه: شروع کتاب «اشعار سروده شده در اسارت»

نوشته: آکادمیک مراد آنانفس اف؛ مترجم: د.خ. اونق:

… با الحاق گرجستان و آذربایجان به روسیّه فیمابین قرون هیجدهم و نوزدهم، مسیر روابط تورکمن – روس چشم انداز تازه ی خاصی را به خود می گیرد. در نزد رؤسای استان قفقاز از جمله الکساندر اوّل، کان-ورینگ، سینانف و بقیّه نمایندگان حکومت پادشاهی روسیّه در اوایل قرن نوزدهم، جهت مورد استفاده قرردادن در مبارزات بر علیه ایران، ایجاد روابط، با گروه هایی از ایلات خاص و کثیرالتعداد تورکمن های یموت، تکه و گؤکلنگ که سر زمین آن ها در شرق دریای خزر واقع شده است، مورد توجه قرار گرفته و تقویّت می شده است.

کارگزاران پادشاهی روسیّه از تحت فشار بودن همیشگی این گروه از تورکمن ها از جانب خاندان قاجاری بخصوص بعداز به تخت نشستن فتحعلیشاه (باباخان)؛ از گسیل کردن قشون بسوی ایلات بزرگ تورکمن های گؤکلنگ و تکه در سال های 1802-1801/م.، از جانب این باباخان»[1]؛ و به همین سبب، «در پی انتقام گرفتن از پارس ها» بودن تورکمن ها؛ را روس ها مطلع و دقیقاً می دانستند. بعداز آن، در سال 1803 یا 1804/م.، جهت برگزاری مذاکره با گراف زوبوف در کشتی لیتنانت گننیکی /Генники/ به رهبری شخصی به نام «آزادخان»، از نمایندگان گروه خاصی از تورکمن ها برای حضور در باکو دعوت به عمل می آورد.»[2]

هر صحبتی که در این ملاقات شده باشه فعلاً جزو اسرار باقی می ماند. و اما یادآوری دوباره حضور مستقیم نمایندگان تورکمن جهت طی کردن گفتگوی روابط دیپلماتیک با حاکمین روسیّه در قفقاز، در منابع نوشته شده علمی تاریخی، خوبخود از اهمیّت بزرگی برخوردار است. …نخستین نکته ائی که در مورد حضور آن ها در قفقاز در ارتباط با الحاق گرجستان باید یاد آوری شد و بر روی آن انگشت گذاشت، مقارن بودن آن با جنگ و حمله نظامی روسیّه بر علیه ایران در سال 1796/م.، در منطقه قفقاز است. در آن ایّام تورکمنانی که از نسل سؤیوٚنخانی ها (حسینخانی) بودند، با رؤسای روسیّه روابط حسنه دیپلماتیک خودرا حفظ می کرده اند. آن ها از جانب خود به آنجا نماینده گسیل می داشتند و برای تسخیر املاک غصب شده شان از آغا محمد خان در خراسان آمادگی خودرا برای جنگ مسلحانه اعلام می نموده اند»[3].

در این رابطه، چه کسانی به قفقاز گسیل شده اند و در نزد چه کسانی بوده اند، چه صحبت هائی شده است، هنوز معلوم نیست لذا، این امر باعث رو شدن مسائل زیادی در این بخش از رویدادهای تاریخی شده است که آن اسناد قابل توجه ای را در صفحات تاریخ برای ما نشان می دهد. قبل از هر چیز صحبت در مورد ایجاد روابط همه جانبه ایلات کثیرالمتّحده تورکمن های سؤیینخانی (این گروه متشکل از تورکمن های یموت، گؤکلنگ و تکه ها که بی شک وارد این مجموعه هستند)، که کمی قبل از الحاق آذربایجان به روسیّه صورت می گیرد، تأمل کنیم.

این موضوع در ژوئن سال 1757/م.، که در آن ایّام یاغی ستمگر همه اهالی شرقی و تورکمن ها، آغا محمد خان، در هجومی که به گرجستان کرده بود و منجر به مرگ وی شده است، جریان دارد. به غیر از مورد فوق، آن ها نه به دلیل بررسی وقایع قفقاز، بلکه واضح است که جهت یاری طلبی از روسیّه در مبارزه بر علیه ظلم و ستم های دوشمنی مشترک به نام آغا محمد خان، در آنجا حضور یافته بودند. علاوه بر این ها، جهت بازپس گرفتن املاک غصب شده شان از آغا محمد خان در خراسان، حاضر به جنگ مسلحانه هستند و برای مبارزه بر علیه شاه قاجار خواهان بستن توافقنامه با روس ها بودند، یعنی بر علیه دشمن مشترک آمادگی خود را جهت باز کردن جبهه دوّم جنگ به غیر از قفقاز، در شمال شرقی ایران اعلام کردند.

با این که این دیدارها نتیجه بخش نبوده است، لذا آن ها تمایل خلق تورکمن را در اتحاد با آن ها نشان داده است. این رویدادهای جدید در راستای ایجاد روابط تورکمنستان و آسیای میانه با روس ها به مثابه راهی جدید و بزرگ و اما پر چاله چوله، آغازگر حوادث بعدی می گردد.

در حقیقت کلام در دوره گذار، فیمابین قرون XVIII – XIX/م.، تورکمن ها با خاندان قاجار در ایران مثل «خون در شمشیر» بودند. آن ها از سوی بنیاگذاران خاندان قاجاری؛ همچون آغا محمد خان و فتحعلیشاه بی رحمانه مورد حمله، غارت و چپاول قرار می گرفتند. این امر در اشعار در نظر گرفته شده مختومقلی فراغی برای نشان دادن ظلم و ستم های فتحعلیشاه با عنوان «فتّاح» نیز به صورت زیبائی سروده شده است. در این اشعار چنین سطرهائی را شاهد می شویم:

سن توٚرکمنینگ ایلین، گوٚلین سولدئردئنگ،

غان لار دؤکیپ، گؤزل یوردوم دولدوردئنگ،

شهید بولان لارئنگ سرین غالدئردئنگ،

اونودار سن تاغتی – کأنی سن، فاتتاخ.

ترجمه:

تو گلستان ایل تورکمن را پژمرده کردی،

با جنگ و یورش وطن زیبایم را پر خون کردی،

سر شهدای مان را بیدار کردی،

بگور خواهی سپرد تخت جلال ات را تو ای فتّاح.

خالقئنگ اؤجی چوخ دئر، اقبالئنگ یامان،

یا اؤلرسن، یا زئندان دئر بی گوٚمأن،

تاغتئنگ سئنار، دییمه: «غالار من آمان»،

چوٚنکی زأهر قئلدئنگ نانی سن، فاتتاخ!

ترجمه:

انتقام خلق زیاد است و بد اقبالی بدان،

یا کشته می شوی یا زندانی بی گمان،

تخت ات سرنگون گردد، نگو: من آمان،

چون نانم را به زهر آلودی تو ای فتّاح.

پرمانئنگدان تالانگ دوٚشدی ایل لره،

غولونگ یودونگ نأحاق گؤزده سیل لره،

غئرق غامچی دان بویوردئنگ نأزیک بیل لره،

دریا اتدینگ گؤزده خونی سن، فاتتاخ![4]

ترجمه:

از فرمان ات غارت شد ایلات ما،

سیل اشک ناحق روان شد در دست شما،

چهل شلاق امر تو بود بر کمرهای ظریف،

چشم ها را خون باران کردی تو ای فتّاح!

سطرهای پر سوز و گداز و لبریز از قهر و غضب مختومقلی بر علیه ظلم و ستم هایی که خلق را به کشت و کشتار می کشاند، تنها مصداق فتحعلیشاه نبوده بلکه، خطاب به آمرین و حاکمین ایران در خراسان، آسترآباد، مازندران و سایر استان های همجوار ترکمنستان که با فرمان وی حکمروائی می کرده اند نیز صدق می کند.

از آغاز فرصت هائی که الحاق قفقاز به ترکیب روسیه عملی گردید، تورکمنان ساحلی خیلی سریع از نزدیک شدن روسیّه به سرحدات سرزمین خود آگاه گشتند و حالا حضور آن ها را در نزدیک ترین حومه خود حس و در همان حال، متوجه شدند که آن ها پی در پی، در سواحل سرزمینشان حضور می یابند. زمانی که آن ها در اولیّن ملاقات خود با نمایندگان روس ها راه انداخته بودند، تورکمن ها علاقمند بودند که: «آن ها یعنی روس ها یک بار دیگر هم بر علیه اربابان قاجار یعنی باباخان که آن ها و اجدادشان را تحت این همه فشار و ظلم خورد کرده است، مگر نمی جنگند؟ تورکمن ها اعلام کردند که؛ «در تدارکات جنگی روسیّه بر علیه نظام ظلم و ستم فئودالی قاجاری با علاقمندی شرکت خواهند کرد!»[5]

حتّی کنسول روسیه در ایران اسکی-بینسکی /Скибинский/، تدارکات جنگی ائیکه بر علیه ایران جاری است به دقّت اربابان فئودال استان های آسترآباد و مازندران که دیر زمانی است یموت ها را تحت هرگونه فشار و ظلم و ستم قرار داده بود، به الحاق و استحکام این خلق در سرزمینشان تقویّت خواهند کرد!»[6]

از سوی دیگر، روس ها هم با آغاز تحقیقات «سرزمین تورکمن ها»، آن را بسیار دقیق و نکته به نکته فرا گرفته بودند. آن ها علاوه بر تصاحب سلسله مناطق مانگغئشلاق تورکمن ها در سواحل شرقی دریای خزر، تا خیوه و بخارا در مشرق و تا نواحی وسیعی که سرحدات مرزی پارس ها گسترده و هم املاک خوانین افغان را در جنوب، که تحت نفوذ آن ها درآمده بود، مشخص نمودند.

در اوایل قرن نوزدهم /XIX/م./ دیگر آن ها اطلاعات کافی در مورد این نواحی که، «تکه ها به عنوان مردمان ویژه و مشهوری که همراه با گله ها و رمه های خود در میانه سرزمین های پارس و خیوه و بخارا، در رفت و آمد و داد و ستد هستند، همچنین یموت ها و گؤگلنگ هائی که سرزمین وسیعی را، که آن از سرحدات پارس ها شروع می شود و حدود آن از جزیره آسترآباد /آشئر-آدا/ تا خیوه گسترده بود، تصاحب نموده اند و گوکلنگ هائی که در کناره های کوچک رود گرگان و گلی داغ همیشگی سکونت دارند و همواره با خیوه در آمد و شد و نقل – انتقال بودند»[7] و مناطق دیگر طوایف کوچک و بزرگ تورکمن، برای روس ها مشخّص شده بود. حتّی روس ها از رابطه تجاری تورکمن ها با خلق های همسایه، همچون آمد و شدهای آن ها به خیوه، بخارا، ایران و حتّی تا ملک های افغان، جهت داد و ستد هرنوع فراورده ها از جمله؛ جهت تبادل تجاری با آن ها، صدور و راندن رمه بزرگی از اسبهای نژادی تورکمن، همچنین از داد و ستدهای عمده یموت ها و گؤکلنگ ها نسبت به بقیّه طوایف، را تشکیل می داد، … برای روس ها همه چیز معلوم شده بود.»[8]  این همه اسناد و اطلاعات، مربوط به ایّامی می باشد که، در سال 1802/م.، در مورد روابط تجاری روس ها با آسیای مرکزی تحقیق می شده است، و این اسناد و یادداشت ها در مرکز گمرک آسترخان بایگانی می شده است.

گروه تحقیقاتی روس ها در آسیای میانه

گروه تحقیقاتی روس ها در میان تورکمن های آسیای میانه (تورکمنستان)

مرکز حکومتی روسِّه نیز به روابط تورکمن هائی که با روس های قفقاز ایجاد شده بود، اهمیّت بزرگی قائل بودند. آن ها در سال 1805/م.، نماینده ای هم به نام مأمدجان مفتی به سوی تورکمنانی که در کناره های شرقی دریای خزر می زیستند، گسیل میدارند. طیّ طرح و برنامه ای که توسط کنیاز آ. آ. چارتورییسکی /А. А. Чарторыйски/؛ طرح ریزی شده بود، این مفتی می بایست در مورد تورکمن ها اطلاعات کافی جمع آوری کند و در مورد نزدیک شدن و قرابت با روسیّه باید وعظ و نصیحت در میان آن ها راه بیاندازد و تورکمن ها می بایست تحت فشار بودن، سرکوب ها و هجوم های مداومی که از جانب قاجارهای وابسته به باباخان سردار که توسط اربابان پارس به سوی تورکمن های یموت، تکه و گؤگلنگ لشکرکشی می کردند و حتی سرکوب و تاراج دو طایفه اخیر /تکه ها و گؤکلنگ ها/ توسط قشون فرستاده شده از سوی باباخان قاجار در سال 1802/م.،»[9] … باید روی این مسائل تکیّه و برای تورکمن ها توضیح داده می شد.

همه این موارد، که همگام با الحاق گرجستان و آذربایجان به روس ها بوجود آمده است، در روابط تورکمن – روس نیز فاز جدیدی را ایجاد و آغاز نموده بود، بالاخص جاری شدن این روابط همه جانبه به یک جریان بزرگ و گسترده، باری دیگر گواه بر این رویدادهاست. در سال 1803/م.، تورکمنان مانگغئشلاق نیز طی خواهش و تقاضایی که جهت الحاق خود به عنوان رعیّت روسیّه، در پیتربورگ حضور یافته بودند، صدای رسای خودشان را به تزار می رسانند و به این تقاضای آن ها پاسخ مثبت و لایق داده شده است. تورکمن ها نیز تمایل و علاقمندی به الحاق روسیّه و آمال و آرزوهای  خود را به طرق مختلف به روس ها می فهماندند و آن ها از ته قلب کلّ ماندگاری و استحکام و استقرار همیشگی سرزمین خود را، در همراهی با نیروی روس ها می دانستند و از این طریق می توانستند خود و سر زمینشان را از گزند سایر دشمنان محفوظ دارند. به این ترتیب روابطی که در آغاز قرن نوزدهم /XIX/، از طریق قفقاز ایجاد و حفظ شده بود، بتدریج قوّت می گیرد و این رابطه ی رو به گسترش پا به فاز جدیدی می گذارد.

در اوایل قرن نوزدهم روابط ایران و روس تعمیق بیشتری یافته بود. پی آمد این امر نیز منجر به برپائی اوّلین جنگ ایران و روس در سال های 1804-1813/م.م.، می گردد. در همان حال، با توجّه به شرایط بوجود آمده، حکومت پادشاهی روسیّه در دریای خزر، به تورکمن هائی که در شمال سرحدات ایران می زیستند، توجّه بیشتری نشان می داده است.»[10]

ناسازگاری تورکمن ها با نمایندگان خاندان قاجاری در ایران از قبل ایجاد شده بود. همانطور که قبلاً نیز اشاره کرده ایم، بنیانگذار این خاندان آغا محمد خان (سال های 1797 – 1794/م.م.)، فرزند محمد حسن خان که وی مدت زیادی در بین تورکمن های استرآباد دوران زندگی خود را سپری نموده است. محمد حسن خان که نادر شاه پدرش فتحعلی خان را به قتل رسانده بود، جهت گرفتن انتقام، همراه با سرکردگان تورکمن ها، کسانی همچون بگنج آلی خان و مخمدآلی اوشاق (اونق توماچ)، به جنبشی را که بر علیه ظلم و ستم های نادر در 40/مین سال های قرن هیجدهم /XVIII/ بوجود آمده بود، رهبری می کند. مادر محمد حسن خان تورکمن است، وی خواهر تنی بگنج آلی بگ، یکی از سرکردگان معروف تورکمن های یموت در قرن هیجدهم /XVIII/ بوده است. بگنج آلی بگ بعد از اینکه در سال 1726/م.، نادر داماد وی فتحعلی خان را به قتل می رساند، وی خواهر زاده شش ساله خود محمد حسن خان را به نزد خود می آورد.[11]

Mohammad_Khan_Qajar

آغا محمد خان قاجار فرزند ارشد محمد حسن خان قاجار از ايل آشاق ‌باش

محمد حسن خان بیشترین دوران حیات خود را در بین یوموت های گرگان طی نموده است. وی در سال 1759/م.، از جانب کریمخان زند کشته می شود. فرزند وی آغا مخمد خان نیز دوران نوجوانی و جوانی خودرا (در سال های 1762-1748/م.م.،) در صحراهای تورکمن سپری نموده است. وی در مبارزاتی که پدرش بر علیه زندیان سامان داده بود، شرکت می کرده است.[12] به این ترتیب تورکمن ها با قاجارها بلامنازع و به طور مستقیم رابطه خویشاوندی پیدا کرده بودند. آغا محمد خان و پدر وی که بنیانگذار خاندان قاجارهاست، در حقیقت در بین تورکمن ها رشد و به کمال رسیده اند. ادامه دارد!…

منابع و مأخذ:

Resources:

[1]. Гундогара гин яйран Фатхалы шанын ады залымлыгын ве эден – этдилигин символы болупдыр. Баба ханын ады XIX асырдакы Тʏркмен классык шахыры Молланепесин «зохре – Тахыр» дессанында залым ша хокмунде уланылыпдыр.

[2]. Русско Туркменские отношения…, 164 – 165 сах. Россиянын Эйрандакы консулы Скибиневский ол кетхудаларын озуне мэлимдигини языпдыр. Горнуши ялы, оларын Бакува чагырылмагына ол хем ярдам эден болмалы (Шол ерде, 165 сах).

[3]. Шол ерде, 168 сах.

[4]. Магтымгулы, Сайланан гошгулар, Ашгабат, 1976, 312 сах.

[5]. Русско – Туркменские отношения…, 165 сах.

[6]. Шол ерде,

[7] Шол ерде, 138 сах.

[8]. Шол ерде.

[9]. Шол ерде, 168 сах.

[10]. Шол ерде.

[11]. МИТТ, т. 2, 172 – 173 сах.

[12]. Очерки новой истории Ирана (XIX – начало XX в). М., Наука, 1978, 6 – 7 сах.

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: