نگاهی به کنگره مغان به مناسبت 280/مین سالگرد آن و نگاهی بر تداوم ناکامی های مردمان ایران


یوسف کر-فعال فرهنگی

یوسف کر-فعال فرهنگی

برلین – یوسف کر: «نادرشاه در راه اجرای مصوبات کنگره مغان در نقاط مختلف قلمرو خود از جمله هرات، خیوه، نجف (عراق) و غیره اجلاس گفتگوی علمای دو مذهب (تشیع و تسنن) را ترتیب داد که از میان آنها «شورای نجف» و مصوباتش بسیار پر اهمیت و تاریخی است. او تلاش نموده با بر قراری تفاهم از طریق بحث و گفتگو، توطئه های شوم و تفرقه افکنانه ی استعمارگران و عواملش را خنثی نماید و در این راه بقتل می رسد.»

ایل گویجی: کنگره مغان که امسال 280/مین سالگردش است، در اوضاع متلاطم سده 18 میلادی و در اواخر ژانویه 1736/م. برابر با اوایل بهمن 1114/خورشیدی آغاز شده و تا اواخر مارس 1736/م. نزدیک به سه ماه طول کشیده است. به تخمین صد هزار نفر شرکت کننده داشته، که بیش از 20 هزار نفر آن از طرف برگزار کنندگان سکولار ِسنتی آن زمان دعوت شده بودند.

نادرشاه در میدان جنگ

نادرشاه در میدان جنگ

شرکت کنندگان فعال این تجمع بزرگ تاریخی بدنبال نزدیک به یکماه بحث و گفتگو شروط فرماندهی کل قوا را برای برطرف نمودن موانع برقراری دوستی میان گروه های مذهبی و قومی و قدرتمند شدن ایران را پذیرفته، امضای عهد نامه ای معروف به وثیقه نامه (امروزه قطعنامه گفته میشود) کنگره موغان را نمایندگان هیأت های شرکت کننده از نواحی مختلف شروع کردند. کنگره با کوشش مبتکرانه ی نیروهای سکولار سنتی ایران با بهره گیری عاقلانه از ابزار دیالوگ و گفتگو با همدیگر که ابزار اصلی جامعه مدنی امروز نیز میباشد، برای پاسخ به الزمات زمان و با اهدافِ زیر برگزار شده بود:
1. برای از بین بردن ریشه های خشونت و دشمنی در میان گروههای مختلف مذهبی، قومی و اجتماعی در ایران و در منطقه،

 2. برای تحکیم دوستی، اخوت و اتحاد اقشار مختلف اجتماعی، در برابر تجاوزات و توطئه های شوم استعمارگران جهت محافظت کشور و منطقه.

رویداد تاریخی کنگره مغان که در کتاب 20 جلدی «تاریخ جامع ایران» بدرستی یک «انقلاب دموکراتیک» ارزیابی شده، با اینکه 60 سال دیرتر (1796/م) با اعلام میراث داری آقامحمدخان قاجار از حکومت صفویه به شکست کشیده می شود، ولی برای مردمان ایران و منطقه یک میراث فرهنگی و تاریخی ارزشمندی است که همانند انقلاب مشروطیت نه تنها درخور ارجگذاری و میراث داری، بلکه مطالعه همه جانبه اش نیز گریز ناپذیر میباشد.

درباره عهدنامه ی کنگره مغان و چگونگی پیدا شدن آن، درصفحه 145 کتاب نادرشاه نوشته لوکهارت، چاپ دوم، ترجمه و اقتباس مشفق همدانی، نشر مؤسسه انتشارات امیرکبیر در سال 1357 خورشیدی، اطلاعات قابل توجه کوتاهی درج شده است. ولی چون رژیم پهلوی، کنگره مغان را بطور رندانه به یک مراسم مجلل و پرشکوه تاجگذاری محدود نموده و معرفی میکرد، درمطلبی باعنوان «سند تاجگذاری نادرشاه» چنین نوشته شده است:

«متن اصلی عهد نامه دشت مغان که به وثیقه نامه نیز معروف است بطور غیرمترقبه در منزل علی خان یکی ازخوانین دره گز که اجدادش در رکاب نادر بوده اند، کشف گردید. این سند با آنکه متجاوز از بیست هزار دولار قیمت پیدا کرد. ازطرف آقای بزرگ دانش نیا خریدار آن، در مقابل چهل هزار ریال به موزه ایران باستان اهدا نموده است. این سند اصل صورت مجلس مذاکرات مغان است که به خط میرزا مهدی خان استرآبادی منشی نادر به رشته تحریر کشیده شده و از طرف حضار به امضاء رسیده است.

به نوشته ی یکی از روحانیون تورکمن، نادرشاه بارها مجلس گفتگوی علمای أهل سنت و أهل تشیع را ترتیب داده است. نادرشاه در بازگشت از هندوستان، از شمال افغانستان با رودخانه جیحون ابتدا بطرف بخارا می رود و با دولتمردان و مردم اهل سنت آن دیار همانند هند طبق مصوبه کنگره مغان از موضع شیعه ی معتقد به دوستی و وحدت، رفتار می کند. سپس از خان خیوه می خواهد سیاست دوستی و برادری شاه ایران برطبق اصلاحات مذهبی مورد توافق مردمان ایران را پذیرفته از جنگ اجتناب کند. ولی ایلبارس خان جنگ با شیعه (پیروی گران) را وظیفه دینی و اجتناب ناپذیر اعلام می کند. نادر در ژانویه 1740 به خیوه می رسد و در مدتی که آنجا بوده از یک طرف به گفتگو پرداخته سیاست دوستی و اخوت بر مبنای مصوبات کنگره مغان را توضیح می دهد. از طرف دیگر با دعوت از علمای شیعه و سنی ضیافت بزرگی ترتیب داده از آنها می خواهد برای پایان دادن به اختلافات مذهبی از طریق گفتگو راه حلی پیدا کنند. نوشته های عبدالغفورآخوند آهنگری درباره این گفتگو در مطلبی با عنوان «بیان گفتگوی شیعه و سنی، زمانی که نادرشاه در خیوه بود» درصفحه 133 یکی از اثرهایش بنام «تاریخ ترکمنها » درج شده، بیانگر ایمان و اعتقاد صادقانه نادر برای برقراری مناسبات مدنی و دوستانه در بین مسلمانان أهل سنت (تجربه گرایان) و أهل تشیع (پیروی گرایان) برای پایان دادن به خشونت و خونریزی هاست. کتاب تاریخ تورکمنها رامؤسسه فرهنگی و انتشاراتی «ایل آرمان» در گنبدقابوس سال1381 منتشر نموده است. نویسنده درصفحه 133 آن کتاب می نویسد: نادرشاه جمعی از علمای أهل سنت و أهل تشیع را به خیوه دعوت کرد و ضیافت باشکوهی ترتیب داد و سپس آنها را به یک طرف جمع کرد و گفت: مسلمانان، یک خدا، یک کتاب قرآن و یک پیغمبر دارند. پس مذهب تان را هم یکی کنید تا اول خدا، بعد پیغمبرش و… از شما راضی شوند. سپس من هم از شما راضی شده انعام های فراوانی بدهم.

نادرشاه در راه اجرای مصوبات کنگره مغان در نقاط مختلف قلمرو خود از جمله هرات، خیوه، نجف (عراق) و غیره اجلاس گفتگوی علمای دو مذهب را ترتیب داده که از میان آنها «شورای نجف» و مصوباتش بسیار پر اهمیت و تاریخی است. او تلاش نمود با برقراری تفاهم از طریق بحث و گفتگو، توطئه های شوم و تفرقه افکنانه ی استعمارگران و عواملش را خنثی نماید و در این را بقتل می رسد.

مردمان ایران از آغاز سده 16/م، درطول بیش از پانصد سال از تاریخ خود نتایج شوم سیستم حکومتی «مرید و مرشدی» (و یا امام و امتی) را در حکومت 220 ساله «طریقت صفویه» تجربه نمودند و برای رهایی از پیامدهای شومش دوبار به انقلاب روی آوردند:

  • بار اول «انقلاب دموکراتیک» در سال 1114/خ.، مطابق با سال 1736/م. با برگزاری «شورای کبرای مغان» و تصویب رفرم های مذهبی مفید به حال کشور و جامعه که 60 سال بعد (1796/م) با سوگند بنیانگذار سلسله قاجاریه به میراث داری از حکومت طریقت صفویه، به شکست کشیده شد.
  • بار دوم «انقلاب قانون اساسی» مشهور به «انقلاب مشروطه» در سال 1285/خ.، مطابق با سال 1906/م. که ایران صاحب قانون اساسی و پارلمان شد. ولی با کودتای رضا پهلوی در سال 1299/خ، و استقرار رژیم دیکتاتوری شاهنشاهی شکست خورد. رژیم مستبد پهلوی بویژه پس از کودتای 28 مرداد تا توانست به نیروهای مترقی ضربه زد و شرایط را برای کسب قدرت سیاسی توسط روحانیون سنتی فراهم نمود.

متاسفانه مردمان ایران این بار شاهد پیامدهای شوم روز افزونی از شکست انقلاب ضد دیکتاتوری 22 بهمن 1357/خ. خود هستند و راهی جز اجرای تدبیرهای ضروری برای ممانعت از تداوم آن ندارند.

یادآوریها:

1. این مطلب برای طرح ضرورت توجه به کنگره مغان فراموش شده با استفاده از داده های ص 553 تا 675 جلد 11.

کتاب 20جلدی تاریخ جامع ایران چاپ 1394 و نیز از ص. 593 تا 609 تاریخ ایران از باستان تا آخر سده 18/م. چاپ 1354 ترجمه: کریم کشاورز (اثری سیاسی از آکادمی علوم شوروی در سال 1953/م.)، نوشته شده است.

2. مردمان ایران و منطقه بر اثر توطئه های شوم استعمارگران کهنه و نو، از کنگره و مضمون واقعی آن نسبتاً بی خبر و بی تفاوت ماندند. بنابراین توجه باین رویداد تاریخی با هدف آشنایی همه جانبه برای ارجگذاری و میراث داری جمعی از میراث فرهنگی و تاریخی اقدامی ضروری برای زدودن یکی از آثار شوم فرهنگی استعمارگران باید محسوب شود. …

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: