شرایط اجتماعی معیشتی، مناطق سکونت و تعداد جمعیّت


اوضاع معیشتی تورکمنان ایران

اوضاع معیشتی تورکمنان ایران

آنکارا – د. اونق خ.:

چکیده: توطئه های دول غرب، کودتای رضاخان و استقرار حاکمیّت زور در تورکمن صحرا. اوضاع معیشتی تورکمنان ایران در عرصه های کشاورزی، دامداری، صناعت و تجارت. میزان تولید محصولات در زراعت و نوع بهره برداری و گونه های تولیدات در ترکمنصحرا با نمودار یکساله.

عناوین شهرهای عمده و توابع. در مورد کوموش دپه و شهرهای آق قالا، بندرتورکمن، گنبدکاووس و سایر شهرها. میانگین آمار جمعیّت با مراجعه به اهالی تورکمن. همچنین مناسک دینی، مذهبی و ایّام اعیاد …

َAbstract: The conspiracies of west governments, coup d’etat of Reza Shah and the establishment of the rule of force in Turkmensahra. The conditions of economics of Turkmen living on the areas of agriculture, livestock, industry and trade. The production in agriculture and manufacturing any kind of exploitation and Turkmensahra in annual charts.

About the titles and functions of major cities as the Aq Qala, Kumush-Depeh, Benderturkmen, Gonbad-Qabus and other cities. The Turkmen average population statistics refer to the population. As well as religious rituals, religious and holiday feasts.

Awtoreferat: Günbatar ýurtlarynyň prowokasiýasy, Rza hanyň döwlet agdaryşy we türkmensährany basyp alyşy. Eýran türkmenleriniň ekerançylyk, maldarçylyk, senagat we söwda pudaklaryndaky ykdysady durmuşy. Bu pudaklarda önümçiligiň möçberi we Türkmensährada önümleriň dürli hili, hem bir ýyllyk tablisiýa görkezmesi.

Esasy şäherleriň ady we oňa tabyn etraplar hem obalar, Kümüşdpe, Akgala, Bendertürkmen, Kümmetkowus hem beýleki şäherler. İlat arasyndaky berilýän jemgyýetiň ortaça sany we dini ynançlar hem oňa degişli baýramçylyklar.

*******

این موضوع را از دوره ای آغاز می کنیم که کشورهای دارای صنعت پیشرفته غرب در ادامه سیاستهای دیرین خود در ضدیّت با حضور تورکان در ایران، زمینه روی کار آمدن نیرویی را فراهم می کردند که اصالتی غیر از تورک و صفاتی چون فرمانبرداری از غرب و وابستگی بی چون و چرا از آن را داشته باشد.

از این روی به شناسائی نیروهای رشدکننده در درون حاکمیّت رو به افول قاجاریان که مرتبط به اصالت فارسی داشته باشد، می گشتند که در مسیر آنها رضاخان میرپنج سوادکوهی که در آن ایّام بدلیل داشتن روحیّه اقتدارطلبی و تهاجمی در درون قوای نظامی رو به ضعف حاکمیّت، به سوی ترقی پا نهاده بود، سبز می شود و نظر آنها را جلب می نماید. در پی آن وی مورد انتخاب فراماسونری های غرب صنعتی به سر کردگی امپراتوری بریتانیا قرار می گیرد. مرکز فراماسونری بریتانیا وی را در یک روند نیمه آشکار و توطئه گرایانه مورد گزینش و به کشور چند ملیّتی ایران تحمیل می کنند.

وی بعد از سرکوب آزادیخواهان آذربایجان و تورکمن صحرا تا سال 1925، که به جنبش مشروطه خواهان در آذربایجان و جنبش عثمان آخون در تورکمن صحرا معروف گردیده بود، تحکیم قدرت می یابد. رضاخان میرپنج که قدرت را از طریق توطئه های فراماسونری های انگلستان که آنها حضور چنین شخصی را در ایران مهیّا کرده بودند، بدست آورد، فشار بر تورکان ایران بویژه تورکمن صحرا و آذربایجان شدت بیشتری می گیرد.
با کودتای رضاخان میرپنج که زمانی سربازی از اهالی سوادکوه در دربار قاجاریان بود، جهت تثبیت حاکمیّت خود بر مسند قدرت یک سری رفرم های دیکته شده از جانب دول سرمایه داری غرب بویژه بریتانیای بزرگ که صنعت آنها می بایست در بازارهای ایران به فروش برسد، به مورد اجرا گذاشته شده بود. از جمله معروف ترین آنها مالیات قند و شکر که به بهانه تأسیس راه آهن دولتی بر مردم ایران تحمیل شده بود که همگام با آن در تورکمن صحرا با مصادره زمین های تورکمن های تورکمن صحرا، مردم را بر روی زمین های خودشان به «بیگاری» می کشاند. در راستای اجرای این طرح مباشرینی را از میان خود مردم که تمایل به اطاعت سربسته از رژیم جدید را داشتند، انتخاب می کرد که از جانب آنها موجب تفرقه در بین طایفه – تیره های تورکمن می گردید و از سوی دیگر از طریق ایحاد اختلاف در بین این طوایف چند دستگی در بین آنها را فراهم و از این طریق زمینه استثمار بی چون و چرای تورکمن ها را در دستور برنامه های جاه طلبانه خود بوجود آورده بود. چنانچه در بین مردم خوجه نفس معروف است در میان این مباشرین شخصی بنام طوق بردی قارا خشونت بیش از حدی را برای دهقانان فقیر اعمال می کرده است که در فصول آینده به روایتی که در این باره در بین مردم رواج دارد، خواهیم پرداخت. بازماندگان وی تا دوره محمدرضا پهلوی نیز در آن اکناف حضور داشته و عامل فجایع بسیاری در بین طایفه – تیره های منطقه خوجه نفس گردیده بودند.

حضور رضاخان میر پنج بر مسند قدرت، با سرکوب آزادیخواهان تورکمن آغاز شد. اوّلین اقدامی که به انجام رساند به اصطلاح معروف به «تخته قاپو» کردن خانه های اهالی تورکمن بود. در اجرای این امر وانمود می کرد که تورکمن ها یک طایفه کوچ رو است که باید به یکجانشینی روی آورند. در این رابطه جالب است به پژوهش های محقق جوان تورکمن مایسا ایری در کتاب «سیری در تاریخ تورکمن» رجوع شود. وی چنین می نویسد: «رضاخان برای خلع سلاح ترکمنها، اقادامات وحشیانه ای در ترکمن صحرا اجرا کرد، کشتار اهالی و سوزاندن روستاها مثل آتش زدن روستای سلاخ که مردم آن نواحی را از طرف خوجه نفس به توپ بستند. عده زیادی از سربازان ارتش در عملیات جنگ و گریز در فاصله میان خوجه نفس و سلاخ کشته شدند. در مدت خلع سلاح تا 1305، 5897 قبضه تفنگ های گوناگون، 80 رولور، یک قبضه مسلسل و 19284 عدد فشنگ جمع آوری گردید.»1 (مایسا ایری، 1384: 110ص.). در اجرا و سیاستگذاری این امر در سراسر تورکمنصحرا حکومت نظامی به راه می اندازد و از این طریق اهداف ویژه ای را دنبال می کرد. در حالی که گروه کوچکی از طوایف دامدار بودند که هر ساله جهت معیشت دام های شان، ییلاق – قشلاق می کردند. امّا گروه عمده تورکمن ها قبل از رضاخان همواره یکجانشین بودند و به کار کشاورزی، زراعت، ساختمان سازی، صیادی و صنایعی از قبیل استخراج نفت، تجارت با کشورهایی همچون روسیه، قزاغستان، آذربایجان و انزلی و ناوسازی که تا به امروز رواج دارد و … اشتغال داشتند. البته این امر همچون هر جامعه دیگر، جامعه تورکمن نیز به 2 گروه اجتماعی «چارواداران» یعنی دامداران کوچرو و «چومورها» که اهالی یکجانشین که به فعالیّت های کشاورزی و صنعتی مشغول بودند، تقسیم می شده است.

«خیلی از محققین به اتفاق معتقدند که در قرن xix گروهی از جمعیّت تورکمن ها را به یکجانشین شهری و گروهی دیگر را هم به دامداران که در ایّام ییلاق – قشلاق در آلاچئق ها زندگی می کردند، تقسیم می نمودند. از این جهت اقتصاد و معیشت آنها عمدتاً کشاورزی و دامداری بوده است. بدین ترتیب جمعیّت عمده آنها را که با کار کشاورزی و زراعت مشغول بودند به «چمورها» و جماعتی را که با دام و اجشام سرکار داشتند به عنوان «چارواداران» شناخته می شده است».2 [م. آنا نفس اف، 1972: ص. 72]

رضا خان زمین های تورکمن ها را عمدتاً به نام خود سند مالکیّت صادر می کند و سپس آن ها را به امرای تحت فرمان خود واگذار می نموده است و یکی از عمده ترین آن ها سرهنگ زاهدی و بعدها سرهنگ مزیّن بود که در بیشتر امور ملوکانه رضاخان در تورکمن صحرا خشونت بیش از حدی را بر تورکمن ها تحمیل کرده بود و حتّی یکی از روستاهای تورکمن صحرا را به آتش کشیده بود. که قبل از آن در این روستا قشون عثمان آخون به فرماندهی یکی از سرداران بنام وی آناگلدی سردار بر قشون رضاخان پیروز شده بود و در آن جنگ یکی از سران رژیم بنام «سرهنگ بصیری» و چندین نفر از اعضاء عالی رتبه رضاخان کشته شده بودند که آن روستا بعدها بنام آن سرهنگ منحوس نامگذاری گردیده بود. ولیکن اهالی تورکمن آنرا همواره به نام سالّاخ می شناسانند، جز در مراسلات دولتی آن نام در بین مردم منسوخ شده بود. در مرحله دوّم این نبرد قشون رضاخان از همه طرف به تورکمنصحرا حمله ور شده بودند. هنگامی که سرهنگ زاهدی از جانب غرب وارد تورکمن صحرا گردیده بود، از سران طوایف ترکمن خواسته بود خود را تسلیم نمایند. در این رابطه گروه کوچکی تسلیم شده بودند، امّا تعداد بسیاری از قشون عثمان آخون به رهبری آنه گلدی سردار در خوجه نفس و دیگر مناطق تورکمن نشین مقاومت کردند و با قشون رضاخان تا مدّت ها جنگیدند. از آنجائیکه نیروهای زاهدی مجهز به آخرین سلاح های کشورهای غربی بویژه انگلیسی بود، بسیاری از آنها را به هلاکت رسانیدند. قبور آن شهدا تا مدت ها بصورت تپه ای بزرگ که دسته جمعی دفن شده بودند، همجوار با گمرک تخریب شده شهر خوجه نفس که در حال حاضر در آنجا مدرسه دخترانه ای بنا شده است، نمایان بود و اهالی خوجه نفس خاطره های ناگواری در این رابطه از آن واقعه داشتند. جهت انتقام از تورکمن ها عوامل رضاخان روستای سلاخ را همراه با اهالی آن به آتش کشیده بودند. …

در اینجا لازم است به حدود مرزی تورکمن صحرا اشاره کنیم که: «دشت گرگان یعنی تورکمنصحرا، که در بخش سفلی رود اترک واقع شده بود، «از جنوب به دامنه های انبوه جنگلی کوههای البرز که تا به بخش گوشه های شرقی آن تداوم داشته و از سمت شرقی، محدود به کوههای خراسان می شود.»3 [ن. کسرائیان و ز. عرشی، 1991: ص. 25]، بر اساس اطلاعاتی که در دست ما موجود است، تا سال 1992/م.، «1.5 میلیون جمعیّت خالص ترکمن در محدوده ای بیش از 20 هزار متر مربع در ترکمنصحرا زندگی می کنند.»4 [لوگاشووا، 1992: صص.]

در مورد حدود مرزی طبیعی تورکمن ها در کتاب سیّاح معروف روس گ. س. کارلین در سال 1839، چنین نوشته است: «طوایف ترکمن های یموت، در سرزمینهای حاصلخیزی که با آب رودخانه های قره سو، گرگان و اترک آبیاری می شوند، مسکن دارند. خطوط رودخانه قره سو یموت ها را از ایران جدا می کرده است و اهالی استرآباد (گرگان امروزی) هم آنرا به عنوان مرز حقیقی محسوب می کرده اند. علّت آن در کناره های جنوبی رودخانه قره سو حتی یک روستای فارس نشین هم وجود ندارد.»5 [Русско-Туркменские отношения в XVШ-ХIХ вв.:1963, с. 304.] امّا حکومت پادشاهی ایران به همراه کمک های انگلستان توانستند خطوط مرزی را از اترک بکشند.

یکی از سرمایه های مهم تورکمنان دامداری و زراعت می باشد. «معیشت آنها وابسته به تولید دام و چراگاههای دامی می باشد. تعداد زاد و ولد دام ها در هر سال دامی بسته به شرایط سال جاری فرق می کند. میانگین تعداد زاد و ولد گوسفند و بز از 60 تا 90 درصد متفاوت است. امّا بدلیل مرگ و میر در بین برّه ها در بعضی از شرایط تعداد آنها به نسبت 30 تا 60 درصد تزّل می کند.»6 [و. آیرونز، 1975: صص. 193]

آنها در ایّام زمستان گوسفندهای بچه درار را در نزدیکی زیستگاه مسکونی خود در پناهگاههای ویژه ای که برای آن در نظر گرفته می شود، نگهداری می کنند تا از سرما در آمان بماند. چنانچه آب و هوای آنجا خیلی سرد و همراه با بلرش تگرگ باشد به چراگاهها نمی برند. در چنین شرایطی آنها را با علف هایی که برای چنین ایّامی در نظر گرفته شده است، تغذیّه می نمایند.

بدلیل شرایط اقلیمی ویژه در تورکمن صحرا، فعالیت های کشاورزی، صناعت و داد و ستد ، در مقایسه با سایر استان ها درصد بالایی را به خود اختصاص می دهد. در فعالیّت های کشاورزی و دامداری از تولید قابل ملاحظه ای برخوردار است. از 2 میلیون و 200 هکتار مساحت قابل کشت این استان 28 درصد از آن به کشاورزی اختصاص داده شده است. در آن انواع میوه، غلات و سبزیجات بعمل می آید. از این مقدار 6\98% از زمینها را به تولید غله اختصاص داده شده است. وسعت میدان زمین هایی که به کشت غلّه اختصاص داده می شود بستگی به باغداری آن منطقه دارد. بطور کلی به تعداد 72 گونه از تولیدات کشاورزی در تورکمنصحرا کشت و برداشت می شود.

از موارد یادآوری شده در عرصه کشاورزی دوّمین مورد آن مربوط به زمینهایی است که در کناره های رودخانه ها قرار گرفته است. این تعداد از زمین های کشاورزی را با تأمین آب از طریق پمپاژ وسایل آبیاری وارد تولید می کنند، در واقع «هرجا آب باشد، حیات هم در همانجاست.»7 [م. آنا نفس اف، 1972: ص. 74]

از تمام میادین کشاورزی منطقه به تعداد 45/5% از طریق آبیاری و 54/5% نیز اختصاص به کشت دیمی دارد.

تمام آب های مورد نیاز کشاورزی در آن از طریق آب باران، گذشته از آن از طریق آبهای رودها و جوی ها ، انواع چاه های طبیعی و مصنوعی ، سدها و حوضچه های طبیعی آب تأمین می شود. هر هکتار از زمینهای آبیاری شده را 3-2 برابر با افزایش محصولدهی در نظر بگیریم، چنانچه بر روی آبهای جاری، با ایجاد سدها و حوضچه ها به عنوان یک پروژه ملی سرمایه گذاری گردد، بیگمان سطح رشد کشاورزی به لحاظ تولیدات کشاورزی نه تنها منطقه را بلکه کل ایران را نیز می تواند به سطح بالائی از رشد برساند.

در جدول ارائه شده وسعت زمینهایی که برای زراعت و تولیدات استراتژیکی در سال مزروعی 1995-1996 اختصاص داده شده است.8[[8]] [جغرافیای استان گلستان، 1377: ص. 50]

نام محصول زراعی وسعت زمینهای زراعی (هکتـ) تولید (تُن) محصولدهی در هر هکتار (kg)
کشت آبیاری کشت دیمی
گندم 177393 419871 3196 2085
جو 96633 162083 1898 1671
برنج 35515 129987 3660
پنبه 132665 233503 2012 1012
توتون 3923 4608 1175
سیبزمینی 7948 144880 18951 9699
گوجه 5189 109428 23193 14190
سویا (لوبیا) 233950 29652 1306 1030
آفتابگردان 19470 17411 1100 889
خربزه-هندوانه 13146 150280 14417 9380

مناطق مسکونی تورکمن صحرا: تورکمن ها علاوه بر شهرها و روستاهای تورکمن صحرا، در شهرستان های اقصاء نقاط ایران چون تهران، تبریز، گرگان، ساری، مشهد، بجنورد، تربت جام، درگز و … که عمدتان فارس نشین و یا ترکیبی از میلیّت های ایران در آنجا حضور دارند، سکونت اختیار می کنند که به علّت و معلول آنها در موضوعات آینده خواهیم پرداخت.

شهرهای عمده تورکمن ها در محدود تورکمن صحرا عبارتند از:

کومیش دپه، خوجه نفس (خواجه نفس)، بندرتورکمن، ایسکله، آشور آدا، امچلی و قارقی (در مورد این شهرها امروزه با تغییر نام آن به سیمین شهر که هیچ سنخیّتی با نام و تاریخ شکل گیری آن ندارد مواجهه هستیم!)، اینچه بورون، داشلی بورون، کوممت قاووس (گنبد کاووس)، مینودشت، کلاله، ماراوادپه، جرگلان، بأشیووسغا (پنج پیکر)، …

روستاهای عمده تورکمن صحرا عبارتند از:

از جانب کومیش دپه (گمیشان سابق)، خوجه نفس و بندرتورکمن: کومیش دپه جیک، آلتین-توقماق، حاجی کلته، کلّه پوس (کلّه پُست)، قلاجئق، چارئقلی، چاپاقلی، آغئزلی (دهنه)، گاومیشلی اوبا، قره کیله، غفارحاجی، کملر، سالاخ (بصیرآباد)، اورکیت حاجی، نیازآباد، قاراسو، سویجی وال (سیجیوال)، قاراقاشلی، قارادپه، هاشمانلی، اولی آرئق و کیچی آرئق (آرخ بزرگ و کوچک)، کؤتیک، قارااینجیک، صحنه، آق قابر، آق دگیش، اینچه بورون، دانشمندآتا، …

در شهرستان آق قالا، تعداد روستاهای بالای پانصدنفر، به تعداد 52 روستا می باشد. آن به 2 بخش مرکزی و بخش وشمگیر تقسیم می شود. آخرین آمار تعداد روستاهای شهرستان آق قالا به شرح زیر است:

آق تکه خان، آق قبر، اسلام آباد بالا و پائین، آقدگیش علیاء، آغزی بیر، اکبرآباد و امین آباد چسبیده به آق قالا، آنباراُلوم، آنبار دپه، اوچ دپه، اونق یلغای سفلی و علیاء، باغه (شیخ موسی و یولماسالیان)، بادراق ملّا، بهلکه (بایرام آخون، داشلی و شیخ موسی)، پیرآغاچ، پیرواش (علیاء و سفلی)، تأزه آباد، دپه ظهوریان، جماران، چین سبیلی، حاجی قارا، حبیب ایشان، حیدرآباد، خوجه توپ، خیوه لی، دألیجه، دوگونچی، سخی آباد، ساقّاریلغای، سالاق یلغای، سیدلر، شفتالی باغ علیاء، شورحیات، شهرک صنعتی آق قالا، شیخ آباد، یلمه سالیان، شیخ دپه، صحنه سفلی، عباس آباد، عثمان آباد، عطاآباد، قاسیم آباد، قانقئرما، قوربان آباد، قارااینجیک پورآمان، قارادپه آق قالا، قاراداغلی، غئزلی، قالاجئق آق قالا، قوشجان آباد، کورد، گأمیشلی یلغای، گؤکدپه، محمدآباد، محمدآنلئق، مزرعه کریم حاجی، مزرعه منصور جورجانی، مزرعه نمونه ارتش، میرزالی یلغای، نصرت آباد، یامپی، یولماخندان، …

نواحی گنبدکاووس: آبادان‌تپه، آرازمحمد آخوند، آراقویی، آرتق‌حاجی، آق‌آباد، آق‌بند، آقچلی سفلی، آق‌قایه، آی‌تمر، ابه‌پلنگ، اچقوئی، آرتق قلیچ‌چشمه، ارمی‌آباد، اسلام‌آباد (گنبد)، اگری‌بوغاز، امان قره‌جه، امان گل‌تپه، امیدآباد (گنبد کاووس)، اوقی‌تپه، ایشانلار، ایگدر سفلی، ایگدر علیا،
ایمر توره‌ملا، ایمر حاجی، ایمر محمد، ایمر محمدقلی‌آخوند، ایمر ملاساری، اینچه‌برون، بارانی‌ها، باغلی ماراما، بایلار، بیزاق‌آباد، بلوچ‌ایمر،بونی اوزین قجق، بایرام‌آباد،بی‌بی‌شیروان، پیشک‌تپه، پشمک پناده، پشه‌لر، پیلی حاجی، تاقان‌پای پنکه، تپه نورجان، تورشکلی، تکه‌لر، تنگلی، توتلی کوچک، توقلیجیق‌تپه، ثمه مختوم، جالائین‌تپه، چاروایلقی، چای‌قوشان (بزرگ و کوچک)، چاپارقویمه، چکرآتا، حاجی بالقان، حاجی قلیچ، حاجی‌قوشان، حاجی‌لر قلعه، حالی آخوند، حسن‌آباد، خوجملی، خایری خوجه (سفلی، علیا و نجف)، دأده اولوم، داشلی (سفلی و علیا)، داشلی‌برون، دانشمند (گنبد کاووس)، دماغ، دیگچه، زابل آباد، زابلی‌آباد، زابلی‌محله قوچ‌مراد، سارجه کر، سارلی (سفلی، علیا و مختوم)، ساری‌بخش، سرپل، سلاق (آمان، تاج‌محمد، غایب، قلیچ‌تپه، نوری و یاسی‌تپه، سلطان آلی (آل سولطان)، شورالنگ، شور دگش، تالخان‌تپه، عباس‌آباد،عرب سرنگ، عطاآباد (گنبد کاووس)، عطالر، علی‌آباد سیستانی‌ها، عوض‌حاجی، قاراولار، فجر،فدوی، قاراول‌تپه، قربان قلیچ ملا، قارا دانگ، قارا کسلخه، قارا ماخر، قارامأدتپه، قزاقلی اوبا، قزلچه پشمک، قالاق بورته، قالاندارآباد (بالا و پایین، قوچمراد، قورپلیچا، قول حاجی، قویونلی، قیزلار دیار، قاقا، کسگین قوجوق، کلیچه، کوچک‌ (الوم، بردی کر، خرطوم، دیگ سید و یورت شیخان)، کوریکلی، گیدم‌آباد، گنبد کاووس، گوزنی‌تپه (بالا و پائین)، ماسان کوپ، مأمدآباد (گنبد کاووس)، ملاتاغی، ملاتاغی (گنبد کاووس)، ملاعلی‌تپه، ملکه لی تپه، مأتی‌آباد، میدان مراد، نارلی‌داغ، نورآباد، هادی‌آباد، هجرت، هاوتان، هیوه‌چی (بالا و مرکزی)، یارتی‌قایه …

بعضی از اطلاعات در مورد شهرهای عمده تورکمن صحرا:

کومیش دپه –

یکی از شهرهای قدیمی تورکمن صحرا که اهالی عمده آن را تورکمنان یموت نواحی اترک – گورگن (گرگان) تشکیل می دهد، شهرستان کومیش دپه می باشد. در ین شهر عمدتاً یموت های جعفربای سکونت دارند.

این شهر در کناره ساحلی جنوب شرقی دریای خزر واقع شده است. از نظر طول و عرض جغرافیائی 5 پریما 45 درجه طول شرقی-غربی و 6 پریما 37 درجه شمالی-جنوبی عرض جغرافیائی گرینویچ قرار گرفته است. این شهر از مرز شمالی، حدوداً 50 کیلومتری مرز جنوب غربی جمهوری تورکمنیستان، از جنوب به شهرستان تورکمن به مرکزیّت شهر بندرتورکمن، از شرق به شهرستان آق قلاء و از غرب به سواحل دریای خزر محدود است.

«منطقه‌ای که کمیش دپه در آن پدید آمده از زمان اشکانیان تا دوران اخیر، تامین کننده بخشی از نیازهای کشورهای دنیا بوده است. به شواهد برخی از متون تاریخی رودخانه گرگان از طریق کمیش دپه به دریای خزر وارد می‌شده است. مسیر قدیمی رودخانه گرگان در لبه جنوبی تپه «کوره سو» معروف به «کؤنه گورگن (گرگان)» و ادامه آن به بنام «پورسی آقن» از وسط کمیش دپه به طرف دریای خزر سرازیر می‌شود.»

عنوان این شهر از دوره رضاخان به گمیشان تغییر نام داده شده بود با این حال مردم منطقه آن را همواره با عنوان کوموش دپه خطاب می کرده اند. (سایر عناوین نوشتاری بصورت های : کوموش دپه، گمیش تپه، گوموش تپه، کمش دفه، کوموش دفه ، کمیش دپه) است. سطح این منطقه نسبت به دریای آزاد جهان 22 متر از سطح آب دریاها پائین است که به نام «جلگه گرگان» شناخته می شود.

کومیش دپه در گذشته تمام امکانات یک شهر از قبیل بندر تجاری، گمرک خانه، شهربانی، شهرداری، تئاتر، خانه فرهنگ و… را دارا بود. ولی با روی کار آمدن دولت پهلوی با بی مهری رضاخان مواجه می‌شود و تمام امکانات این شهر را به بندر شاه (بندر ترکمن کنونی) منتقل می‌کند و از آن پس کمیش دپه به شهری متروک تبدیل می‌شود و بسیاری از محصلین این شهر به گنبدکاووس و سایر شهرستان های مورد توجه دولت مهاجرت می‌کنند. پس از پیروزی انقلاب مردم که اسلام را بر آن سوار کردند، نیز همچنان با بی‌مهری دولتمردان جمهوری اسلامی مواجه می‌گردد. ولیکن پس از سالیان طولانی در سال 1388 رای به شهرستان شدن آن می‌دهند. امّا همچنان با وجود شهرستان شدن توجّه چندانی به پیشرفت امکانات شهری آن نمی‌شود.

به لحاظ آب و هوایی، بخش جنوبی منطقه تحت پوشش آب و هوای ملایم دریای خزر قرار گرفته و بخش شمالی آن زیر تأثیر صحرای قاراقوم تورکمنستان نیمه صحرائی محسوب می شود. چنانچه مساحت کمی از منطقه استعداد زراعی داشته باشد، زمین ها عمدتاً شور و در سالهائی که باران اندک می بارد قابل کشت نیست. از این رو مردم آنجا عمدتاً به فعالیّت های صید ماهی از دریای خزر رو می آورند. زندگي مردم کمیش دپه ارتباط تنگاتنگي با دريا دارد. چنانچه بگوييم یکی از دلایل تداوم گسترش شهری در کمیش دپه وجود دريا و ماهيگيري است، به گزاف نگفته ایم. در اينجا انواع ماهی از قبيل اوزین بورون، گؤورینچ، فيل ماهی، تیرانا، دوقی، آق بالئق (ماهی سفيد)، قارا بالئق (کفال)، ماهی آزاد، كپور، چاپاق (تلاجی)، سیله و تاقّغاز … صيد می شود.

و تعدادی از اهالی نیز در صنایعی از قبیل کارخانه های آرد مشغول هستند. از دیگر اشتغالات مردم، فعالیّت در حوضچه های پرورش میگو و فرآورده های ماهی مشغول اند. بزرگترین حوضچه پرورش میگو در کومیش دپه با مساحتی برابر با 4000 هکتار در حال فعاليت و توسعه مي‌باشد و تلاش برای توسعه شهر با احداث شهرک تخصصی شیلات، ایجاد بازارچه مرزی در شمال شهر کومیش دپه، ایجاد بندر تجارتی در غرب کومیش دپه و در شهر خوجه نفس همچنین توسعه گردشگری ساحلی در روستای چارقلی از جمله برنامه های آتی این منطقه جهت گسترش امکانات شهری می باشد.

از دیگر فعالیّت های اقتصادی اهالی قاليبافی می باشد. قریب به اتفّاق زنان و دختران کومیش دپه در جوار تحصیلات خود علایق و اشتغال به این رشته از صنایع دارند. دختران کومیش دپه بر روی دارهای قالی نقش های بديع و زيبايی را می آفرینند كه چشم هر بيننده‌ای را به خود جلب مي كند. «کجه به گؤل»، «خوجايین گؤل»، «ماری گؤل»، «قفسه گؤل»، «دیرناق گؤل» و «آق قالی» از جمله نقش های ایده آل و ابداعي زنان کومیش دپه می باشد.

عمده توليدات كشاورزي در کمیش دپه گندم و جو، پنبه، آفتابگردان خربزه و هندوانه و تا حدودی نیز سویا و کلزا مي باشد. چنانچه کشتزارهای کناره های رودخانه گرگان را در نظر نگیریم، بعلت عدم وجود آب كشاورزی، زراعت پيشرفت چندانی نداشته و در سایر نقاط ناحیه کشت به صورت دیمی که بسته به بارش نزولات طبیعی، کمیّت محصولدهی آن متغیّر است، صورت می گیرد. …

در مباحث آینده در مورد کوموش دپه و شهرهای آق قالا، بندرتورکمن، گنبدکاووس (کوممت قاووس) و سایر شهرها و روستاهای تورکمن صحرا، مطالب مفصل تری ارائه خواهیم داد. همچنین جهت اطلاعات بیشتر می توانید به این لینک مراجعه کنید: در مورد کومیش تپه

آخرین برآورد جمعیّت تورکمن صحرا:

در شرایط امروز مشکل می توان برآورد دقیقی از جمعیّت ملیّت های ساکن در ایران ارائه داد. زیرا دولت با سیاستگذاری هایی که در جهت یکسان سازی جمعیت ایران و مستحیل کردن اقلیّتهای ملی پیش می برد، یکی از برنامه های پنهان آن کمتر نشان دادن جمعیت ملیّتهای ساکن در ایران از قبیل تورک های آذربایجانی، تورکمن های تورکمن صحرا، عرب های جنوب ایران و بلوچ های جنوب شرقی می باشد.

در این رابطه ما از جانب فصلنامه «بارلیق» از یکی از اعضاء هیئت تحریریّه نشریّه ع. االف.خواهش کرده بودیم که در این رابطه تحقیقاتی را در داخل کشور بانجام برساند. طبق برآوردهایی که وی به انجام رسانیده، چنین معلوماتی را دریافت نمودیم:

در مورد آماری که در رابطه با تعداد جمعیّت تورکمن صحرا خواسته شده بود، باید به عرض برسانیم، متاسفانه با برنامه هایی که از جانب دولت و اداره کل آمار در منطقه پیش برده می شود، آمارقابل قبولی را کسی نمی تواند ارائه بدهد. بدین جهت تنها راه در این مسئله جز تخمین هیچ کاری نمی توان انجام داد.

اینجانب در رابطه با تعداد جمعیّت تورکمن صحرا از شهرستان کوموش دپه تا شهرستان مراوه تپه، از دوستان فعال در امور فرهنگی جویا شدم. اما در نهایت اینجانب طبق آمار رسمی که اداره آمار ارائه داده بود، به نتایجی رسیدم که می توان به حدس و گمان هایی در رابطه با میانگین جمعیّت تورکمن صحرا دست یافت.

طبق آمار رسمی که در سال 1385 ارائه شده بود، جمعیت استان گلستان ۱۶۱۷۰۸۷ نفر بوده است و با آمار تقریبی از شهرهای تورکمن نشین جمعیت تورکمنها در آن سال چیزی در حدود ۶۷۰۰۰۰ نفر بوده است و با احتساب اینکه هر پنج سال دویست هزار نفر به تعداد جمعیت اضافه شده باشد، تا سال 1395 می توان میانگینی در حدود ۱۱۰۰۰۰۰ نفر جمعیّت و با احتساب چهارصد هزار نفر از تورکمنهای استان خراسان، جمعیت تورکمنهای ایران ۱۵۰۰۰۰۰هزار نفر خواهد بود. حال آنکه نکته ای دیگر، در جلسه بهمن ماه سال گذشته اصلاح طلبان گلستان، از جانب جبار ایری فرماندار سابق بندر تورکمن در مورد جمعیّت تورکمنها اعلام گردید، چنین بود که در آن ۳۶ درصد در استان گلستان برآورد شده است. در مقابل، استاندار در واکنش به او ۳۳ درصد از جمعیت استان را تورکمن اعلام کرد. حال طبق آمار رسمی آمارگیری شده در سال 1390 اگر جمعیت استان ۱۷۷۷۰۰۰نفر بوده باشد، با آمار ارائه شده از جانب جبار ایری تعداد جمعیّت تورکمن ها ۶۴۰۰۰۰ نفر و طبق آمار استاندار ۵۸۶۰۰۰ نفر هستند که به نظر هیچ کدام از آن ها درست نیست.

زمانی بر طبق آمار صدام حسین، جمعیت تورکمنهای عراق دویست هزار نفر بوده در حالی که واقعیت بسیار متفاوت بود. با این حال بر طبق آمار «cia world factbook iran» که در وبسایت مربوط به آن ارائه شده است، تعداد جمعیّت تورکمنهای ایران ۱۳۲۸۵۸۵ نفر بوده است، که به آمار ارائه شده ما نزدیکتر است و ما همان ۱/۵میلیون جمعیّت را که در سال 1390 سرشماری شده است، با احتساب دویست هزار نفر طی پنج سال گذشته بطور میانگین در نظر بگیریم، تقریبأ می توان گفت، که جمعیّت تورکمن های تورکمن صحرا به تعداد ۱۷۰۰۰۰۰ نفر می باشد. طبق سر شماری اداره کل آمار ایران ۶۰ درصد از این جمعیت جوان هستند که نصف آن را جمعیّت زنان تشکیل می دهند. …

مناسک دینی و مذهبی در بین تورکمن ها:

در قرون گذشته سواد آموزی در بین تورکمن ها به شکل دینی بوده است. در این امر حجره های مساجد نقش عمده ای در سواد آموزی اهالی داشته است. چنانچه یکی از محققین در این مورد می نویسد: «در پژوهش های علمی در مورد نگرش خلق ترکمن به آموزش و پرورش در قرن 19/م.، به چنین سطرهایی بر می خوریم. در مورد نیمه اول این قرن، آ. بورنس چنین نوشته است: «در بین ترکمن ها مسجد نیست. آنها نمازهای خود را در آلاچئق ها یا در میدانی باز که جهت اقامه نماز جماعت در نظر گرفته می شده است، بجای می آوردند. در بین آنها شمار ملّاها زیاد نیست، در کل روحانی ها در بین آنها از احترام زیادی برخوردار نبوده اند.» 9 [آ. بورنس، 1863: ص. 83]

با این حال آنها مسلمان و دارای مذهب تسنّن ابو حنیفه هستند. در بین ترکمنها، اعیاد و جشن ها عمدتاً جنبه مذهبي دارند و به آنها «بايرام» نیز اطلاق مي‌شود، که عبارتند از:

قربان بايرام (عيد قربان)، ارازا بايرام (عيد فطر)، قدیر بایرام، نوروز بایرام (این جشن با نام «ارگنه گون»، «اوغوز بایرامی»، «ایلک گون» یا «یئلباشی» از زمانهای قبل از اسلام وجود داشته است که در دوره سلجوقیان، آن جشن به «نوروز بایرام» تغییر نام داده شده است. این جشن در بین تورکمن ها همیشه در آخر زمستان و اوّل بهار برگزار می شده است.) و نيز آخرين چهارشنبه ماه صفر يا «قارا چهارشنبه» را همراه با مراسمي برپا مي‌داشته اند. همچنين جشن آق‌قويين (آق آش) که در سن 60-63 سالگی که به عنوان سن پیامبری می دانند، مراسم جشن برپا می کنند. همچنین روز عاشورا در ميان ترکمنها قدر نهاده می شود، مراسم مولود که مصادف است با تولد پيامبر، مراسم طلب باران، و سایر مناسکی که مرتبط با اعتقادات دینی و مذهبی تورکمن ها است برگزار می گردد. …


1. مایسا ایری، «سیری در تاریخ تورکمن«، ناشر: مختومقلی فراغی، گرگان – 1384، صص. 110″، …

2. Аннанепесов, М., «хозяйственные Исторю туркмен в XIX-ХVIII вв., Ю«, Ашхабaд – 1972 гг., 72 стр.

3. نصرالله کسرائیان و زیبا عرشی، «ترکمنهای ایران«، انتشارات «سکّه»، تهران – سال 1991، ص. 25

4. Логашова Б., “Туркмени Ирана”, “Туркменистан сего
дня”, № 3, Ашхабад – 1992 г.,

* – بی بی رابعه لوگاشوا، نویسنده کتاب «ترکمنهای ایران«، ترجمه سیروس ایزدی؛ حسین تحویلی- نسخه اصلی: زبان روسی – انتشارات «دانش»، مسکو – سال ۱۹۷۶. در سالهای اشتغال نویسنده این سطور، در ایّام حضور ایشان در پژوهشکده، اوقاتی را در مصاحبت با وی می نشستیم و از آخرین دستاوردهای موضوع تحقیقاتی وی نت برداری میکردیم (سالهای 1990-1994).

5. «Русско-Туркменские отношения в XVШ-ХIХ вв.«, С6. арх., док-ов., Ашгабад, 1963, с. 304.

6. William Irons, «The Yomut Turkmen: A Study of Social Organization among a Central Asian Turkic-speaking Population» (University of Michigan, Ann Arbor, Museum of Anthropology, Anthropology Papers No. 58: 1975). Pp. 193, 14 tables, 22 figures. 3 charts, 6 plates.

7. Аннанепесщв М., « Хози. Исторю туркмен в XIX. …», 74 стр.

8. Jeografiỳa-ỳe ostan-e Golestan, mo,ällef: gruh-e amuzeşi-ỳe jeografiỳa-ỳe ostan-e Golestan, naşer : şerekät-e çap vä näşr-e ketabha-ỳe därsi-ỳe Iran,- şomare-ỳe 137/17 – sal-e 1377 ş., säf. 50

[8. «جـغرافیای استان گلستان«، مؤلـّف: گروه آموزشی جغرافیای استان گلستان، ناشر: شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران، – شماره ۱۷ /۱۳۷ – سال ۱۳۷۷ ش.، ص. 50]

9. А. Борнс, “Путешествие в Бухару”, Москва, 1863 г., Т. 3. Стр. 83. (рассказ о плавании по Инду от моря до Лагора в 1831, 1832 и 1833 годах).

/////

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: