ایّام نوروز ایّام اوغوز – ایّام اوغوز ایّام نوروز است!


نوروز در تورکمنصحرا - دزاین تورکمنیا

نوروز در تورکمنصحرا – دزاین تورکمنیا

ترجمه – عبدالکریم ارمشی:
در مورد جشن بهار در تاریخ بشریت روایتهای مختلفی وجود دارد. اولین اطلاعات مکتوب در این مورد مربوط به سومریان می باشد که مخترع خط میخی بودند. از نظر سومرشناسان، سومریان از آسیای میانه یعنی تورکستان به بین النهرین (عراق کنونی) آمده و اولین تمدن مهم دوران باستان در این مناطق را پدید آورده اند. فرضیه های علمی – تاریخی سومرشناسان، تمدن سومریان را مربوط به تمدّن نیای تورکمنهای قدیمی نسبت می دهند. زبان سومریان نیز مربوط به گروه زبانهای تورکی محسوب می شود. به همین جهت منشا پیدایش رسوم اعیاد بهار یا نوروز اولین بار در بین اقوام تورک آسیای میانه (تورکستان) بوجود آمده است. در بین سومریان فرهنگی با عنوان «منظر مدنیّتی» یعنی «فرهنگ کروی/تمدن قوی بین قاره ای/» را بوجود آورده اند و بر اساس همان تمدن نیز آداب و رسوم مشخصی را ترویج داده اند. سومریان نوروز را «آ – کی – تیل /A-KI-TIL/» نامیده اند. «تیل /Til/» در زبان سومری معنی زندگانی و تولدی دوباره را می رسانده است. کلمه «تیل /دل/» در مفاهیم «دل /قلب/» و یا زبان گویشی با کلیّت هم بعنوان حیات و تولد در ادبیّات کلاسیک تورکمنی همچنین در آثار عارف بزرگمان مختومقلی نیز کاربرد زیادی دارد.

جشن نوروز در بین اکثر ملل مسلمان تقریباً اهمیتی به یک اندازه داشته و امّا در مورد مبداء پیدایش این رویداد، اسناد علمی – تاریخی آن را به اقوام تورک منتسب کرده و اثبات می کنند. تاریخ و علوم تمدن شناسی هم رسم نوروز را مربوط به اولین تمدن بشری یعنی بر روی سومری ها انگشت می گذارند. به دلیل مشغول بودن سومریان به کشاورزی پیشرفته و مهم بودن دانستن فصلها و ایام کاشت داشت و برداشت محصول در کشاورزی برای آنها علم گاهشماری و تقویم روزها از ضروریات معیشت آنها بوده است. به همین جهت سومریان در اولین شهر ایجاد شده در دنیا یعنی شهر «اور /اُوور/» و همچنین در عبادتخانه هایی به مانند زیگورات مراکزی جهت کیهانات و اخترشناسی هر چند به صورت اولیه ایجاد کرده اند و برای نشان دادن اوقات ساعت را بوجود آورده اند. همچنین در مورد حرکت ستارگان و سیارات به کشفهایی نایل گردیدند به خصوص به حرکت هفت ستاره پی برده اند. آنها در همان ایّام با تقسیم زمان هفت روز را به نام این ستارگان نامیده و هفته را پدید آوردند. آن اسامی هنوز نیز در بین ملل کهن باقی مانده است. به عنوان مثال :

  1. اگر در مورد «Sunday» کلمه «sun» آفتاب باشد، کلمه «day» به مفهوم گردش آفتاب بوده و به اولین روز یعنی یکشنبه گفته شده است.
  2. «Monday» یعنی آی گون (ماه و خورشید)،
  3. روز مارس،
  4. روز عطارد،
  5. ژوپیتر، 6. روز زهره، 7. روز ساتوران،

تغییر حرکت ایّام روزهای هفته ای که با نام ستارگان نامگذاری شده است، با حرکت خورشید و ماه در طول سال همگام نبوده که دلیل آن ابتدایی بودن علم نجوم و محاسبات ریاضی در آن دوران بوده است.

«سومریان به چهار الهه (خدا) اعتقاد داشته اند. آنها عبارتند از:

  1. خدای آسمان یا خدای پدر(گوگ تانگری)،
  2. خدای زمین (خدای مادر)،
  3. الهه هوا (که فرزند خداوندان آسمان و زمین به حساب می آمده است)،
  4. خدای آب و باران،»[1]

با این اعتقاد سومریان هر هفته را به نام یکی از خدایان نامگذاری کرده اند و به این ترتیب با اجماع چهار هفته نامگذاری شده یک ماه به وجود آمده است. آنها با تغییرات موسمی و فصلی هر چهار ماه را به یک فصل مربوط کرده اند که در آن محاسبه با جمع بستن چهار فصل سال را به وجود آورده اند.

«سومریان با جشن گرفتن در ایام نوروز که طبق اعتقاد آنها در آن روز حکمدار با عنوان توموز «tomus» که سمبل الهه باروری بوده است، به میدان می آمده است. وی در معبد یا همان عبادتخانه عشق «innana»، دختر دیندار آن را در حباله نکاح خود در می آورده است.»[2]

در ماوراء چنین اعتقادهایی آنها از الهه ها خواستار باروری زمین در پربار شدن محصولات و باروری زنان در به دنیا آوردن فرزندان بیشتر می شده اند.

بنا به اعتقاد آنها، فرشتگان مهر و محبت و همچنین عدالت و راستی در این روز به کردار مردم نظارت می کرده اند. در چنین ایّامی که قوانین محاسبات نیک و بد اهالی طی می شده است، شوهر فرشته با تعدادی از شاهدانش در آنجا به گواه می نشسته اند.

مردم روستاها در این روز با انواع هدایا به شهر آمده و به خوشگذرانی و جشن و سرور می پرداخته اند. بدین ترتیب این رسوم نوروز که از آسیای مرکزی تا بین النهرین توسط سومریان نشر یافته بود به تمدنهای مختلف آن مناطق به مانند تمدنهای بابل و بعد آشوریان نیز رسوخ کرده و رواج یافته است.

تمدن سومریان تاثیرات خود را در نواحی خوزستان (الاخواز) و اقوام عیلامی نیز که ایران کنونی را شامل می گردید، گذاشته است. عیلامی ها دو جشن بزرگ داشته اند:

  1. جشن جو که هم زمان با جشن نوروز بوده است.

البته این جشن با جشن قدیمی تورکمنها که به نام «جشن خرمن» یا «جشن گندم» می باشد، شباهت ماهوی داشته است. برگزاری اعیادی که مرتبط با رویش گیاهان بارآور بوده است، در بین تورکمن ها همیشه تا به امروز رایج بوده است. در حال حاضر در جمهوری تورکمنستان اعیاد «جشن خربزه /قاوون بایرامی/» و «جشن محصول /خارمان تویی/» بعداز کسب استقلال ترکمنستان با شکوه هرچه بیشتر برگزار می گردد. ریشه این آداب و رسوم مربوط به قدیمی ترین تاریخ بشریّت است. این رسومات تا به امروز در بین اهالی تورکمن نیز باقیمانده است.

  1. «جشن انگور» یا «جشن شراب»،

هردوی این جشنها در ایامی که طول شب و روز با هم برابر می شده برپا می گردیده است. یکی از شاعران ایرانی بنام اصفهانی که در قرن هیجدهم در سالهای (1733-1796) میزیسته است، در ابیاتی که به صورت مخمس و مسمط سروده اند در این باره چنین بیان میدارد:

«نوروز فراز آمد با اختر پیروز،

با اختر پیروز فراز آمد نوروز،

گشتند به رفتار یک اندازه شب و روز،

شد مهر به بیت الاشرف ای ماه شب افروز،

وقت است که گیری ره بوستان و گلستان.»[3]

اصولاً در همان ایّام در حوزه تأثیر فرهنگ و مدنیّت سومریان، تمدن عیلامیان نیز در تاریخ بشریّت جایگاه خاصی پیدا کرده است. …

تا زمان پادشاهی سلطان ملکشاه سلجوقی عید نوروز در روز خاص و با ترتیب مشخصی جشن گرفته نمی شده است. در ایام پادشاهی این سلطان تورکمن برای تهیه و تدوین تقویمی با عنوان «جلالی» هیئتی مشتمل بر هشت نفر از دانشمندان و علماء را بعنوان «شورای دانشمندان» برای این کار انتخاب نمودند. جوانترین عضو آن در بین منتخبین، دانشمند بزرگ عمر خیام بوده است. این شورا روز هجدهم فروردین را با توجه به گردش و ترتیب سال به عنوان نوروز مشخص نمودند. آنها با استفاده از محاسبات ریاضی ترتیب گردش روز و سال را محاسبه نموده بودند. این تقویم به نام تقویم جلالی مشهور گردیده است.

این تقویم که به صورت علمی در دوران سلطان تورکمن ملکشاه سلجوقی با عنوان «زیچ جلالی» ایجاد گردیده بود، پس از سلجوقیان، در دوران حاکمیت هلاکو خان مغول و غازان خان نیز سیر تکمیلی خود را طی نموده و در دوران حکومت «الغ بیگ» با همین عنوان تکمیل گردید و با نام «سالنامه الغ بیگ زیچ» جاودانه مانده است.

بطور کلی سالنامه جلالی هر 350 سال یک روز کسری دارد که در تقویم «گریگوری» مسیحیان  این کسری هر 225 سال یکبار می باشد. یعنی اینکه تقویم جلالی در قیاس با تقویم گریگوری بسیار دقیق تر بوده است. اما در سالنامه «الغ بیگ» آن یک روز کسری هر 3000 سال یک بار پدید می آید، یعنی اینکه کاملترین این سالنامه ها همان سالنامه ای که با نام «الغ بیگ» رقم خورده است، می باشد.

در بین اقوام تورک که در قسمتهای وسیعی از جهان هستی زندگی می کنند، جشن بهار را شکوهمند برگزار می کرده اند. آنها با اسامی مختلفی چون «اوغوز گونی»، «ارگنه قون»، «چاغان»، «اولوسئنگ اولی گونی»، «بوزقورت»، «ینی گون» و…، شناخته می شود.

«اوغوز گوٚنی» یا «نوروز بایرامی /ینی گون/» در بین تورکمن های یموت

در مورد این جشن اطلاعات زیادی در منابع مختلف تاریخی وجود دارد. به عنوان مثال در منابع چینی به چنین نوشته هایی برخورد می کنیم: «هزاران سال قبل از ما اقوام «هون (گون)» در 21 فروردین به کوهپایه های اطراف می رفته اند و بهار را جشن می گرفته اند. این آداب و رسوم بعدها در بین اویغورها نیز رواج گردیده و تاکنون نیز در بین ایلات تورک زبان جشن گرفته می شود.»

در قرن هشتم میلادی عالم چینی تسی – ما – چیان  در کتابش به نام «شی چی» در قسمت «تذکره هونها» چنین می آورد در نوروز که به عنوان سال نو شناخته می شود تورکمنهای هون در میدانی به نام «چان – اون» جمع می شده اند و طبق آداب و رسوم خود جشن برپا می داشته اند. در آن روز تبریکات و انواع دعاهای خیر خوانده می شده است. هم چنین در ماه آگوست یعنی در ماه پنجم گاهشماری شان، هونها در جایی به نام (لونگ – چنگ) جمع گردیده و در آن روز برای خدایان آسمان (گوگ تانگرئ) زمین و آب قربانی می دادند و رسم و رسومات مختلفی را بانجام می رسانده اند.

در قرن یازدهم دانشمند مشهور تورک محمود کاشغری در کتاب معروف خود دیوان لغات الترک چنین می نویسد: «اقوام تورک به جای گفتن سال نو «ینی گون» و «تازه گون» یعنی روز نو و یا روز تازه به کار برده اند.

در ادبیات تورکمنی کلمه «نوروز» برای اولین بار در آثار علیشیر نوایی بکار برده شده است.

باز در قرن یازدهم ابوریحان بیرونی نیز نوروز را به عنوان شروع سال جدید یادآوری کرده است. بنا به گفته بیرونی جشن سال نو در بین تورکمنها و اقوام آسیای میانه و خاور نزدیک رواج داشته است. همچنین عالم و سیاستمدار بزرگ نظام الملک نیز در سیاستنامه خود از رایج بودن جشن سال نو در بین اقوام تورک سخن به میان آورده است.

در این رابطه لازم است به روایتی که در مورد اوغوز گونی ذکر شده است توجه تان را جلب نمایم. طبق روایتهای تاریخی تورکمن، «روزی را که اوغوز خان تورکمن، دشمنان خود را شکست داد، به عنوان روز نو اعلام گردیده است.

در روایات مربوط به اوغوزخان و کتاب «جامع التواریخ» به چنین سطرهایی برخورد می کنیم: «تورکمنها از نسل یافث پسر پیامبر نوح هستند. آنها به طرف شرق پراکنده شده اند. بهمین جهت آنها را با عنوان «ابولجه» هم نامیده اند. آنها سرزمینهای «اورتاق» و «قورتاق /کورتک/» را به عنوان اقامتگاه تابستانی و سرزمینهای «قورساق»، «قاقیان»، «قاراقوم» «تالاس» و «قاراسئرئم» را به عنوان اقامتگاه زمستانی خود برمی گزینند. آبولجه خان تورکمن دارای فرزندی بنام «دیپ باقون» می گردد. در این کلمه نامگذاری «دیپ» به معنی «تخت» و «باقون» به معنی «بزرگ قوم» می باشد. او نیز دارای چهار فرزند می گردد که یکی از فرزندان او به نام «قاراخان» شناخته می شود. قاراخان نیز صاحب یک فرزند پسر می گردد که نام وی را «اوغوز /oguz/»[4] می گذارند، می شود.

توٚرکمن ها در اعیاد «نوروز» و مراسم ها بازی های متنوع تئاتر را به اجرا در می آورند.

در روزی که اوغوز خان به دنیا می آید درختان شکوفه داده، نباتات و گیاهان همه جا را سرسبز و طبیعت ملبس به قبایی سبز می گردد، و نیروی شوق برنگیزی سراسر دنیا را فرا می گیرد و به شکوه می نشاند.

پس از سالها اوغوزخان باز در همان موسم  دشمنان خود را شکست می دهد و از شهر تالاس تا بخارا را فتح و در کنترل خود می گیرد. بعد از آن هر سال به حرمت آن پیروزی بزرگ این روز را جشن گرفته و آن روز را «اوغوز گونی» یا «روز اوغوز» نامیده اند که مصادف است با «نوروز».

تورکمنها پس از پذیرش اسلام، سالنامه مورد استفاده در بین مسلمانان را به حالت تورکمنی در آورده و مورد کاربرد قرار داده اند. تقویم مورد استفاده در بین مسلمانان در 2 نوع سالشماری بوده است. آنها به ترتیب «هجری قمری» و «هجری شمسی» می باشند. در حساب قمری هرسال ده روز از تقویم شمسی زودتر باتمام می رسد. به همین خاطر سال قمری هر سی سال یک سال از سال شمسی کسری می آورد که در بین مسلمانان معمولاً کسی که تولدش را با سالشماری شمسی حساب می شده است، به سن و سال قمری آن که در سن 60 سالگی از دنیا برود، 2 سال می افزایند.

نوروز در تقویم هجری شمسی روز اول از اولین ماه سال است. البته بنا به نظر کارشناسان مطابقت نوروز با روز اول سال شمسی از دوران اوغوزخان در بین تورکمن ها مرسوم بوده است. آنچنانکه همه عناوین سالها /»موچه» که شامل 12 سال است/، فصلها، ماهها، هفته ها و روزها بزبان تورکمنی بوده است.

همچنین در مورد جشن بهار باز هم «ایلک یاز بایرامی /جشن اولین روز بهار/»، «بوقو قاغان/شکوه کاغان/» و «یانگادان دوغولئش /تجددمولود/» روایاتی نیز در منابع اویغور وجود دارد.

طبق اظهار این روایات در محلی که رودخانه بزرگ اورحون به 2 شاخه «تویا» و «سلنکا» تقسیم می شده و در آنجا به دریا می ریخته است، منطقه ای بنام «قام – لاچوو» بوجود آمده است که در دو طرف آن 2 شاخه رودخانه در بین دو درخت خشک شده آن دره ای بوجود آمده است که در آن شاهد تولد 5 کودک که از ریشه های درختان تغذیه می شده اند، صحبت به میان آمده است. این کودکان به نام های «سونقورت تکین»، «قوتورتکین»، «توٚک تکین»، «اورتکین» و «بوقوتکین» شناخته می شده است.

مراسمی که با عنوان «آی – زیت» از دوران تورکمنهای آلتای تا به امروز باقی مانده است، شباهت ماهوی و ریشه ایی با مرسوم ترین بازی تورکمنی که با عنوان «آی ترک گون ترک، بیزدن سیزه کیم گرک!» که تا به امروز برپا می شود، دارد. این جشن در اولین روز فصل بهار برگزار می شده است. رسم و رسومات و آئین های این جشن توسط  شامان هایی که لباس سفید بر تن داشته اند، اجرا می شده است. شامان ها از میان دختران و پسران دم بخت، هفت نفر مرد جوان و هفت  نفر دختر دم بخت را انتخاب می نموده اند و آنها را در دو ردیف مقابل هم با فاصله مناسب به صف می کشیده اند. این دختران و پسران در آن بازی همدیگر را انتخاب می کرده اند و سپس «شامان عطا» آنها را به همراه خود به محل معبد «آی زیت /ay-zit/» برده و آنها را در حباله نکاح همدیگر در می آورده است و برای آنها جشن و عروسی برپا می داشته اند.

«اوغوز بایرامی» یا «نوروز بایرامی» در بین تورکمن ها

این جشن در حال حاضر در کشورهایی نظیر جمهوری تورکمنستان، اوزبکستان، تاجیکستان، افغانستان، ایران، ترکیّه، آذربایجان، تاتارستان، قیرقیزستان و در دیگر کشورها با شکوه بیشتری برگزار می شود.

«بگذار در این روز طلب کنیم که: «سال نو بر تک – تک خانواده ها شادی و برکت به همراه داشته باشد!»». …

دکتر خانگلدی اونق – تورنتو


 

منابع و توضیحات:

[1]. Älvah-e Sowmeri, fäsl-e 12, säfhe-e 158

[2] . Älvah-e Sowmeri, fäsl-e 12, säfhe-e 158

[3] . Färivär H., “Taryh-e ädäbiỳat-e Iran wä taryh-e şo,era”, enteşarat-e “Ämir-Käbir”, Tehran – 1958 m.M.Z., 1924

) فریور حسین، «تاریخ ادبیّات ایران و تاریخ شعراء»، انتشارات «امیرکبیر»، تھران – ١٩۵٨ /م. م. ز. ١٩٢۴(

[4]. در این رابطه روایاتی وجود دارد!

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: