چهره های به یادگار قائم شده در گنجه های ماندگار


. چهره آنناگلدی سردار-1920-25

. چهره آناگلدی سردار-1920-25

(بازسازی اسناد تصویری – تاریخی)

تورنتو – د. خانگلدی اونق-پائیز سال 2015 – یکی از کارهایی که در ایّام قدیم ( سالهای 1358-1360)، انجام می دادیم بازسازی تصاویر قدیمی باصطلاح کهنه بود. تابلوهای کار شده در این مطلب، 2 نمونه از آثاری است که در دوره ای از تاریخ تورکمن به ثبت رسیده و این آثار در آرشیوهای شخصی یا در مراکز علمی بویژه در کتابخانه های مسکو وجود دارند. بیشترین تعداد تصاویر مربوط به آن دوره متعلّق به عکاسان روس است.

تابلو نقاشی ارائه داده شده در این نوشته، از جمله مواد آرشیوی است که بر اساس واقعه ای که در سال 1920 اتفاق افتاده و تصویر آن با دوربین عکاسی های آن دوره (ربع اول قرن XX) برداشته شده است، کار شد. این تصویر مربوط به یکی از جریانات و حوادث مهم تاریخی در سرنوشت ملت تورکمن تورکمنصحرا بوده است. این تابلو نقاشی بر روی بوم پارچه ای در قطع: cm60x100، با رنگ روغن کار شده است.

مرکز آموزش نطامی در تورکنصحرا در سالهای -1920-1925

مرکز آموزش نطامی در تورکنصحرا – خوجه نفس در سالهای -1920-1925

محل و اشخاص مرتبط با این تصویر:

مکان: خوجه نفس (خواجه نفس) – دورنمای این تابلو بر اساس تصویری گنجانده شده است که همزمان با این رویداد، با زوایه دیگری، دوربین عکاسی بطرف تماشاچیان آن رویداد و دورنمای دهستان خوجه نفس تصویر گرفته شده است، نشان می دهد. در اینجا از نشان دادن تماشاچیان صرفنظر شد.

براساس پیشنهادی که از سوی شخص اوّل تورکمن، عثمان آخون در تورکمنصحرا (سالهای-1920-1925) به اوّلین دبیر کل حزب کمونیست اتحّاد جماهیر شوروی تورکمنستان (اوّلین رئیس جمهور ترکمنستان) غایغئسئز آتابایف، می شود، از جانب افسران کارکشته تورک «مرکز آموزش و تربیت قوای جنگی ملی خلق تورکمن» در منطقه ایجاد می گردد.

زمان وقوع این واقعه تاریخی: (سالهای 1920-1925)، در طی حکمروائی آخرین پادشاهان قاجار در سالهای قبل از کودتای رضاخان میرپنج، بر اساس رشد مطالبات نیروهای سیاسی-اجتماعی در تهران و شهرستانها، در راستای برخورداری از حق تعیین سرنوشت بدست خود، برای ملیّتهای اتنیکی ساکن در ایران، قانونی در مجلس ارائه و تصویب می گردد که بر اساس آن در ایالات و ولایات غیر فارس اتنیکهای ملی موجود در ایران از جمله در ترکمنصحرا که در آن ایّام عثمان آخون از طایفه «کُر»، در رأس رهبری حکومت ایالتی تورکمنصحرا قرار می گیرد، حکومت های محلی «ایالتی و ولایتی» از جانب انجمن های مربوط به آن تشکیل می گردد. برای هر کدام از ایالات از جانب اداره کل دارائی و بودجّه مرکزی مواجبی نیز در نظر گرفته می شده است که صرف تشکیل و تأمین مالی ارتش ملی آن ایالت محسوب می شده است. این تابلوی نقاشی ارائه داده شده نیز مربوط به ایام شکلگیری ارتش ملی تورکمن در محدوده تورکمنصحرا را نشان می دهد که در آن شخصیت ها و اعضای آن مرکز آموزشی نظامی که به سرپرستی افسران تورک از تورکیه و به دستور عثمان آخون تشکیل شده بود، اساس قرار گرفت.

شخصیت ها و از راست به چپ:

  1. آناگلدی سردار (از طایفه یموت، جاپاربای شریف از تیره کلته و اروغ «عاج(آج)»، وی یکی از سرکردگان قشون عثمان آخون بود و تا به آخر با قوای رضاخان جنگیدند. وی در جواب تحویل اسلحه، در شبیحونی که به قشون رضاخان در نزدیکی روستای «ساللاخ» نموده بودند، توانستند سرهنگ بصیر و همراهانش را چنان شکست سختی بدهند که آن پیروزی را به عنوان پیام به رضاخان تلقی نمودند. بجای تحویل اسلحه، کاری می کنند که پیام قاطعی به رضاخان بوده است.[1] امّا، در حمله و گریزهایی که تا شهرستان امچالی انجام می گیرد و وجود عمال رضاخانی در بین ترکمنها، آنها با این تعداد اندک در مقابل قشون بزرگ رضاخان، توانستند تا به آخر مقاومت کنند و در نهایت شجاعانه شهید میشوند. بزرگان ما همیشه در مورد شجاعتهای آناگلدی سردار و فرزندان غیور وی، به نیکی یاد می کردند. از جمله روایاتی که در بین اقوام و نزدیکان وی گفته می شود، در مورد شهادت وی است. در این مورد یکی از هموطنانم بنام ادریس تورریک چنین می گوید: «روزی که میزبان مهمان خود را به مسابقه ی سوارکاری دعوت گرده بود و مهمان بی خبر از همه چیز (آناگلدی) توسط مزدورهای رضا شاه، بعد از آنکه میزبان افسار اسب خود را به کناری می کشد، آناگلدی سردار را به گلوله می بندند امّا آناگلدی سردار باز در همانحال چنان قدرت تیراندازی داشت که سه تن از مزدوران رضا خان را در آن به هلاکت میرساند. پدرم هر موقع که داستان آناگلدی آج را برایم تعریف می کرد در حین صحبتهایش بغض گلویش می شکست و به گریه می افتاد، نه فقط این داستان، بلکه داستان های زیادی از جمله داستان عموی بزرگش که همراه با قشون جهت یاری رسانی و کمک به محمد علی شاه به تهران می روند و واقعه شکست آنها در مقابل مشروطه خواهان و برگشتش به استان که در روستای سعد آباد توسط میزبان خود کشته میشود. و جالب است بدانید که اسبش بعد از امدن به خانه گریه می کرده است! آری اسب گریه می کرده است!!

    نفر دوّم از سمت چپ قوات آقا

    نفر دوّم از سمت چپ قوات آقا

  2. فرزند بزرگتر آناگلدی سردار، 3. …؟،

4. قوات یلمه قومداغی[2]، 5. …؟، 6. …؟، 7. …؟،

8. افسری که در حال آموزش دیده می شود، یکی از افسران تورک است که سرپرستی آموزش نظامی تورکمنصحرا را بر عهده داشت. (رئيس جمهور منتخب ترکمنصحرا عثمان آخون که از جانب رهبری هیئت مدیره متشکل از سران و بزرگان تورکمن برگزیده شده بود، در این دوره، عملیاتی تحت تعلیمات و سرپرستی افسران طراز اوّل ترکیه از جمله: قادیرافندی، مصطفی بیگ، خدایارافندی، مراد بیگ، سلطان پاشا (خان یمودسکی)) تأسیس شده بود، حضور داشتند. (ترجمه از منبع اصلی!))
9. جوان در حال آموزش، فرزند دیگر (کوچک) آناگلدی سردار می باشد. وی در طی جنگ و گریزهایی که با عوامل داخلی حکومت تهران در تورکمنصحرا داشت، تا آخرین نفس می جنگد و در طی درگیری مسلحانه ای که در نزدیکی شهر امچالی اتفاق افتاده بود، از جانب یکی از ترکمنهای عوامل رژیم بنام «چاقجا سرباز»، این جوان شجاع و فداکار ترکمن به گلوله بسته می شود.

فرزند دوّم آناگلدی سردار و افسر تورک پاشی بی قادیر افندی

فرزند دوّم آناگلدی سردار و از افسران تورک پاشابی قادیر افندی

براساس روایاتی که در بین اقوام و خویشان وی رواج دارد، آناگلدی سرادر از طایفه یموت، جاپاربای، از تیره «کلته» و از اروغ «عاج (آج)» بوده است. همچنین در مورد صفات و خصوصیات اخلاقی فرزندان وی می گویند: «- پسر بزرگ وی اخلاق و صفات نرمی داشته و پسر کوچک وی شجاع و مبارز زبردستی بوده است.».

همچنین این روایان از وقوع جنگی در سمت جنوب غربی خوجه نفس در نزدیکی گمرکخانه خبر می دادند که گروهی از قشون تورکمن در آنجا کشته شدند و تپّه بزرگی در سمت شمال محوطه گمرکخانه را نشان می دادند که در آنجا آناگلدی سردار و اعضای قشون وی دفن شده است![1]

Şu ýokardaky berilen maglumatlar hakda aşakda bir näçe rusça, farsça we türkmençe dillerde berilen makalalara ünsiňizi çekýärin:

Исторический словарь от д-р Кадиров Шохрат Ходжакович
Освободительная движение у туркмены Ирана в 1924-1925: восстание Туркмен в Иране (май 1924- май 1925). Освободительная движение под лозунгом туркменской автономии. Был вызван мероприятиями правительства Ирана по переводу кочевых племён к оседлости.

Возглавлялось Советом племенных вождей и аксакалов с избранным президентом т.н. Туркмены Республики Осман ахуном, (Военнии) операциями под руководителями турецкии офицеры: Кадыр-Эффенди, Мустафа-бей, Худаяр-Эффенди, Мурад-бей, Султан-паша (Хан Йомудский).

پرتره عثمان آخون

پرتره عثمان آخون پرتره عثمان آخون

…Потерпело поражение в результате внутриплеменных разногласий и отсутствия внешней поддержки. В конце 1925 св. 3000 туркмен-повстанцев беженцы в ТССР, позднее исчезнув в сталинских лагерях. Оказало влияние на антишахские волнения 1926, охватившие гарнизон в пос. Морава-тепе и гг. Кучан, Боджнурд, Ширван. Библ.:

Olson, Robert. The Turkoman rebellion in Eastern Iran in 1924-25: the Soviet Unions reaction. Central Asian survey, 12 (4), 1993, pp. 525-529.

Şu ýokardaky rusça makalanyň farsça metni!

متن فارسی مطلب روسی فوق:

جنبش رهایی بخش در بین ترکمنهای ایران در سال های 1924-1925:

قیام ترکمن های ایران در ماه مه سال 1924 تا یک سال بطول انجامید و در نهایت می توان گفت این جنبش تا ماه مه سال 1925 ادامه داشت. جنبش آزادی بخش ترکمن های ایران تحت لوای استقلال ترکمنستان پیش برده شد. در این رابطه اقدامات دولت ایران بجای حل و فصل این مسئله، با انتقال ایلات و عشایر غیر ترکمن به ترکمنصحرا به سرکوب این جنبش می پردازند.

پرتره عثمان آخون

پرتره عثمان آخون

رئیس شورای بزرگان و سران قبایل به عنوان رئيس جمهور منتخب ترکمن «جمهورباشلئق عثمان آخون» را بر می گزینند (وضعیّت نظامی). عملیات آزادسازی مناطق ترکمن نشین شمال ایران تحت رهبریّت افسران ترکیه: قادیر افندی، مصطفی بیگ، خدایار افندی، مراد بیگ، سلطان پاشا و «خان یمودسکی (لأله خان)» پیش برده می شود.

علّت شکست این جنبش نتیجه اختلافات درونی و عدم حمایت خارجی است. در اواخرسال 1925، بالغ بر 3000 نفر از ترکمنان استقلال طلب به عنوان بوسغون و به پیشنهاد غایغیسیز آتابایف رئیس کامیساریای خلق دولت وقت و تازه تأسیس یافته جمهوری سوسیالیستی ترکمنستان شوروی به آنجا پناهنده می شوند، عده ای از آن ها بعد از مدتی در اردوگاه های استالین ناپدید شدند. تاثیر این چنبش نا آرامی هایی بر ضد شاه در سال 1926، به همراه داشته است که پادگان هایی در روستاهایی مانند، روستای ماراوا تپه، قوچان، بجنورد، شیروان را تحت پوشش داشته است.

در این رابطه، محققینی چون اولسون، رابرت، خمات آتایف و یوسوپف و دیگران، تحقیقات علمی چندی را برجای گذاشته اند. قیام ترکمن ها در شرق ایران «ترکمنصحرا (شامل استان های شرق مازندران (گلستان فعلی) و شمال و غرب خراسان)» در 1924-1925 بوقوع پیوسته است. در این رابطه واکنش اتحاد جماهیر شوروی نظرسنجی در آسیای مرکزی بود. ]12 )4(، سال 1993، ص. 525-529 ].

قشون تورکمنصحرا در سالهای 1920-1825 در زمان حکومت ایالتی تورکمنصحرا در دوره ریاست جمهوری عثمان آخون

قشون تورکمنصحرا در سالهای 1920-1825 در زمان حکومت ایالتی تورکمنصحرا در دوره ریاست جمهوری عثمان آخون

د. خ. اونق – تورنتو- گویز- 2015

*****

پاورقی ها:

[1] . در سالهای 1351-1353 در آنجا ساختمان گمرک را تخریب و بجای آن مدرسه دخترانه ای ساختند که تا به امروز دایر است.

[1] . آلتهای آنها را بریده و در دهانشان فرو می کنند(* با عرض معذرت از عنوان اینشکلی)

[2] . اصلیت قوات آقا از قومداغ از شهرهای استان بالکان در تورکمنستان می باشد. وی در سالهای 1910 به تورکمنصحرا (خوجه نفس) نقل مکان می کند. در آن ایّام او نیز وارد قشون عثمان آخون می شود. بعداز سرکوب تورکمنصحرا از جانب رضاخان میرپنج سرکرده کودتاچیان تهران، اعضای عمده این قشون به ترکمنستان پناهنده می شوند و عده ای هم در ایران می مانند و تا آخرین نفس می جنگند و قوات آقا نیز متواری گشته بود که از جانب خویشان خود که وابسته به قشون رضاخان در خوجه نفس بود، پناه داده و ازجانب دولت تازه آمان نامه داده می شود وی در جوار کدخدای دهستان خوجه نفس منزل داشت. اینجانب (نویسنده این سطور د.خ.اونق)، چون با این ریش سفید در همسایگی اقامت داشتیم، اطلاعات کافی از ایل و تبار این شخصیت دارم. یکی از برادران قوات آقا بنام «نورکلدی» در خوجه نفس در جوار منزل وی اقامت داشت و برادر دیگرش بنام «جانگلدی» در شهر قومداغ ترکمنستان زندگی می کند. تنها پسر قوات آقا که بنام «ساری قوات» شناخته می شود، در حال حاضر ساکن خوجه نفس و در قید حیات می باشند. اینجانب در سال 1993 که در آن ایام در جمهوری تورکمنستان اقامت داشتم، با اقوام قوات آقا (با خانواده برادر دیگر وی جانگلدی آقا) در قومداغ رفت و آمد خانوادگی داشتیم. در نهایت قابل ذکر است که قوات آقا همیشه کلاه پوستینی کم پشمی بهمراه داشت که می گفت از دوران جنگ باقیمانده است. ولی ما در آنزمان فکر می کردیم از دوران جنگ جهانی اول باقیمانده است!! در حقیقت همین کلاهی که در این تابلو مشاهده می شود، همان کلاهی است که در آنزمان به تصویر کشیده شده است که قوات آقا آن را تا آخر عمر به همراه داشته است!. (د. خ. اونق).

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: