«محمود كاشغرلی» از پیشروان زبان شناسی و دایره المعارف و لغت نامه نویسی ترک ترکمن


محمود کاشغرلی

محمود کاشغرلی

وبلاگ ترکمن گل لری: محمود بن حسین بن محمد کاشغری پدر ادبیات ترک واولین کسی است که در مورد تاریخ فرهنگ اقوام ولهجه های ترکی مقالات علمی جالبی جمع آوری نموده است.وی در سال1008میلادی در شهر بارسخان در جنوب قزاقستان در کنار دریاچه ایسیق کول(دریاچه گرم)از پدر و مادری قزاق به دنیا آمد.اجداد وی جز خاناتی بودند که در جنوب قزاقستان (ژته سو)زندگی میکردنددر قرنی که وی در آن زندگی میکرد به قرن ترکان نیز نامیده شده است و باعث شده بود که زبان ترکی جای زبان فارسی به عنوان زبان میانجی را بگیرد.در این قرن ترکان سلجوقی بر ایران و آناتولی و عراق وترکان خلج بر هندوستان و مملوکان ترک بر مصر و شمال آفریقا و ترکان قره خانی بر خوارزم و آسیای میانه و ترکستان شرقی حکومت میکردند.در این سالها با حمایت قره خانیان چندین کتاب مانند حکمت خواجه احمدیاسوی کتاب قوتاد کوبلیک یوسف بلاساغونی و کتاب جواهر فقه اللغت ترکی محمود کاشغری نوشته شدند که همگی جز شاهکارهای ادبیات جهان میباشد.

 دربارۀ موضوعاتی چون تبار، محل وتاریخ تولد و تحصیل محمود کاشغری که یکی از اولین پژوهشگران زبان تورکی تا به امروز و یکی از اولین بنیانگذاران رشتۀ علمی تورکولوژی محسوب می شود و همچنین تألیف اثر معروفش دیوان لغات‌الترک و محل تألیف آن و فعالیت‌های اواخر حیاتش و مزارش، محققان زیادی پژوهش‌های علمی زیادی از زمان پیدا شدن دیوان لغات‌الترک تا به امروز انجام داده‌اند.
اما علی‌رغم این همه پژوهش، بعضی حقایق درباره زندگی و اثر محمود کاشغری به طور قطعی روشن نشده و بحث و مجادله‌ها بر سر این موضوعات هنوز ادامه دارد. در این مقاله با استفاده از سر نخ‌هایی که محمود کاشغری درباره خود و در اثر معروفش دیوان لغات‌الترک آورده و بر اساس اسناد به دست آمده در کاشغر که به زبان تورکی  بوده و در رابطه با او می‌باشند و با ارائه سایر مستندات، موضوعاتی چون تبار، زندگی، تحصیل، شخصیت، آثار و مرگ و مزار او روشن تر خواهد شد.
تلاش‌هایی که در سال 1972به مناسبت نهصدمین سالگرد تألیف دیوان لغات‌الترک شروع و با ترجمه این اثر به تورکی اویغوری جدید در اوایل دهه 1980 که با شور و شوق در تورکستان شرقی همراه بود، تحقیقات درباره محمود کاشغری و اثرش، آهنگ سریع‌تری به خود گرفت.
ابراهیم معیدی؛ از متخصصان زبان تورکی اویغوری و میرسلطان عثمانف با تهیه گزارش‌های علمی از کهنسالان و  پا به سن گذشته‌ها در ماه آرالیق سال 1982در کاشغر و در قصبه اوپال؛ محل دفن محمود کاشغری و با تلاش‌های پی گیر علمی آنها درباره کاشغری و اثر ادبی‌اش مطالب جدیدی به دست آمد، به خصوص درباره موضوعات مبهم و بحث برانگیزی چون کیستی محمود کاشغری، محل تولد او، محل تحصیلاتش، استادانش، علت رفتن به بغداد و برگشتنش به کاشغر، سال‌های حیاتش بعد از بازگشت به کاشغر و کار‌هایی که در این مدت انجام داد، تاریخ وفاتش و محل دفنش اطلاع رسانی و شفاف‌سازی شد.
طبق گفته‌های کتاب «تذکره حضرت ملاّم» (تذکره حضرت ملا) درباره حیات و فعالیت‌های محمود کاشغری، پدر محمود کاشغری، حسین بن محمد، بزرگ‌ترین پسر محمد بوغراخان بن یوسف، امیر ولایت تالاس(طراز) و اسبیجاب(چیمکنت)(دوران سلطنت 1058-1057) (هر دو از استانهای جنوبی قزاقستان هستند)پسر یوسف غدیرخان حاکم دولت قراخانی است. محمود کاشغری هم در اثر خودش می‌گوید: «پدرمان امیری است که سرزمین تورک‌ها را از فرزندان سامانی گرفت من جزو تورک‌هایی هستم که از مهم‌ترین و جنگاورترین قبیله‌ها می‌باشد». او با این گفته‌ها سرنخ‌های مهمی درباره خود به ما می‌دهد. به همین دلیل پیداست که کاشغری از خانواده و خاندان بنیانگذار دولت قراخانی است. با توضیحاتی که محمود کاشغری درباره اسامی «آدهیق (آزیق) و آبول» می‌دهد، محل تولد و بزرگ شدنش را روشن می‌کند. درباره آدهیق می‌گوید: «نام یک روستاست در ولایت ما» و درباره آبول هم «نام یک روستا در ولایت ما- در ترکستان-»  وی با آوردن اسم این دو روستا در ترکستان به محل تولد و رشد خود اشاره می‌کند. اما نکته جالب توجه اینکه در دیوان لغات‌الترک علی‌رغم اینکه اسم بیست جا و مکان را در کاشغر و اطراف آن آورده فقط برای این دو مورد از تعبیر «ولایت ما» استفاده کرده است. محمود کاشغری در اثر خود درباره زندگی و شخصیتش، اطلاعات واضحی به ما می‌دهد. علاوه بر آن در اثر معاصر آن، یعنی «قوتادقو بیلیک» نوشته «یوسف خاص حاجب» هم به اطلاعاتی راجع به محمود کاشغری می‌توان برخورد. با این حال به چند علت درباره زندگی و شخصیت محمود کاشغری ادعاهای مختلفی شده است. خلاصه اینکه محمود کاشغری در جای جای اثرش، از سلاله خود، سرزمینش و سایر موضوعات سرنخ‌هایی به دست می‌دهد. مثلاً در توضیح اسم بارسقان(برسخان) می‌گوید:  «بارسقان اسم پسر افراسیاب است. شهر بارسقان را او ساخت. این شهر، شهر پدر محمود است»(کاشغری، 1992، ج3، ص417-418) که با این نحوه  گفتار، به خدمت کردن پدرش در بارسقان(برسخان) اشاره می‌کند. بارسقان(برسخان) یکی از شهرهای بزرگ دولت قراخانیان بود. در جنوب شرق دریاچه «ایسیق» قرار داشت و یکی از مراکز اقتصادی منطقه «یئددی سو» بود. امیر حسین، پدر محمود کاشغری مدتی چند در بارسقان(برسخان) امارت داشت که بعدها به پایتخت یعنی کاشغر بازگشت. با توجه به منابع بومی که از حیات و زندگی او سخن گفته‌اند، محمود کاشغری در دهستان اوپال از توابع شهر کاشغر در سال 1008م. به دنیا آمد.در دایره‌المعارف اسلامی، وقف دیانت تورکیه اثر فاروق آکون، در قسمت مربوط به محمود کاشغری(دایره‌المعارف اسلامی، ج25،ص9)، محل تولد او، شهر بارسقان(برسخان) ذکر شده که سندی بر اثبات آن وجود ندارد. این قبیل ادعاها از دهه 1990م. از قرقیزستان بدون ارائه اسناد معتبر ظاهر شده‌اند. علاوه بر آن محمود کاشغری درباره شهر بارسقان(برسخان) از تعبیر «شهر پدر محمود» استفاده می‌کند. از این تعبیر نمی‌توان اصالتاً بارسقانی بودن پدر محمود را تفسیر کرد. چنانکه در بالا ذکر شد، پدرش به خاطر اینکه مدتی در بارسقان(برسخان) حاکم بود، او در اثرش از تعبیر «شهر پدر محمود» استفاده کرده است. اگر بارسقان شهر خودش بود طبیعتاً از تعبیر «شهر محمود» استفاده می‌کرد و به جای نام خانوادگی‌اش، کاشغری هم مثل یوسف خاص حاجب که محل تولد خود را با تعبیر «یوسف بالاساغونلو» (یوسف بلاساغونی) معرفی می‌کند، او هم «محمود بارسقانی»(محمود برسخانی) می‌گفت. علاوه بر این در توضیح کلمه «قازغان» اینچنین می‌نویسد:…. بدترین پرنده‌ها زاغ،  بدترین گیاهان نسترن، بدترین مکان‌ها زمین‌های باتلاقی و بدترین مردم بارسقانی‌ها هستند»(کاشغری،1992، ج1، ص439)که طبق این نوشته می‌گوید که بارسقانی‌ها(برسخانی‌ها) در میان مردم سرزمین قراخانیان بد اخلاق‌ترین مردم هستند. فردی چون محمود کاشغری که عاشق سرزمین ملت و زبان خودش است، محال است در اثرش از زادگاه خود و مردم آن به بدی یاد کند.
مادر محمود کاشغری دختر یکی از عالمان آن دیار استاد «سیف‌الدین» بزرگوار، باب ربیعه می باشد که نقش اساسی در تربیت کاشغری و عالم شدن او داشته است. کاشغری تعلیمات مقدماتی را در اوپال در نزد علمای قصر فرا گرفت. بعد ها در شهر کاشغر در مدرسۀ سجیه و مدرسه حمیدیه تعالیم متوسطه و تکمیلی را به پایان برد. کاشغری با توجه به حدیثی که در شأن تورک‌ها از شیخ امام شیخ‌الزاهد حسین بن خلف‌الکاشغری(کاشغری‌ها به او استاد حسین سیف‌اله می‌گویند) نقل می‌کند، نشان می‌دهد که وی در مدرسه سجیه، استاد کاشغری بوده است (دایره‌المعارف اسلامی، ج25، ص9).
علاوه بر او محمود کاشغری در کاشغر از محضر استادانی چون سید جلال‌الدین بغدادی، ابوالحسن سید حاتم، جلال‌الدین کاشغری، امام‌الدین کاشغری بهره‌مند شد. او در دوران مدرسه، علوم قدیمی آن دوران، قرآن، حدیث، تفسیر، فقه، زبان‌های عربی و فارسی، ادبیات، علم حساب، جبر، هندسه، فیزیک، شیمی، حکمت، منطق، نجوم، تاریخ، جغرافیا، طبابت، موسیقی، سیاست و اخلاق را به خوبی یاد گرفته سپس به بخارا و نیشابور رفته و از علمای آنجا حدیث را در حد استادی فرا گرفته است. علاوه بر آن
از مهارت‌های معمول و ملزوم برای یک مرد، اسب سواری، تیر اندازی، شمشیر زنی و شکار را هم به خوبی فرا گرفت.
درست زمانی که محمود کاشغری از همه علوم دوران خود بهره‌مند شد ه و آماده ثمر دهی بود، دولت قراخانیان از هم فرو پاشیده دو تکه شد و سپس بین اعضای خاندان اختلافات و جنگ‌ها بر سر تخت پادشاهی شروع شد. در سال 1056 بین محمد بن یوسف (جد محمود کاشغری ) امیر ولایات تالاس و اسبیجاب و برادرش با خاقان بزرگ «سلیمان ارسلان خان» کدورت و ناراحتی به وجود آمد که در جنگی که بین آنها رخ داد، سلیمان ارسلان خان اسیر و در زندان کشته شد. بدین صورت یوسف بن محمد خودش را خاقان دولت قراخانی شرقی اعلام کرد(58/1057). بعد از 15 ماه حکومت جایش را پسرش حسین (پدر محمود کاشغری ) گرفت. همسر کوچک محمد بن یوسف، خواهان به تخت نشستن پسرش ابراهیم بود. به همین خاطر شوهرش و هر چه از خاندان حسین بن محمد را که می‌توانست با نوشاندن زهر کُشت و در سال 1058 پسرش ابراهیم بن محمد را بر تخت پادشاهی نشاند. محمود کاشغری که از این مهلکه سیاسی جان سالم به در برده بود، به طور موقت مجبور به ترک کاشغر شد. آنچنانکه از گفته‌های خود کاشغری پیداست، او به همین علت مدت‌های مدیدی در مناطق تورک‌نشین از جمله تورکمن، اوغوز، چگل، یاغما– قرقیز به سیر و سفر پرداخت و اینگونه مطالب اثر معروفش را گردآوری کرد. طبق نظر «رشاد گنج» متخصص تاریخ دوران قراخانی، محمود کاشغری در این سفر که از کاشغر شروع شد به سرزمین‌هایی چون یاغما، توخسی و  نارین؛ محل زندگی چگل‌ها، تالاس(طراز)، سرچشمه‌های رودهایی چون ایلی و چو، دریاچه ایسیق و اطراف آن– فرغانه رفته و درباره این سرزمین‌ها با مردم آنها گفتگو کرده و بعضی موضوعات را یادداشت و ثبت کرده است .
کاشغری در مورد علت سفرش به بغداد و اینکه چه زمانی به آنجا رفته و چه مدت در آنجا مانده و در خلال این مدت چه کارهایی انجام داده و دوباره چه زمانی به کاشغر برگشته، در اثر معروفش اطلاعات محکم و قابل توجهی ارائه نمی‌دهد اما ما موضوعات مورد بحث فوق را با استفاده از آثار و مستنداتی که از مزار محمود کاشغری به دست آمده و بر اساس یافته‌های افراد متخصص که بر روی آنها تحقیق کرده‌اند، بررسی خواهیم کرد.
درباره سفر کاشغری به بغداد و تألیف کتابش در ابتدا فرضیه‌های افرادی چون «اُمِلژیان پریستاک» و «م. شاکِر اولکو داشیر» مطرح هستند. املژیان پریستاک می‌گوید: کاشغری در نتیجه بحران سیاسی درون دولتی در سال 1058-1057 با فرار کردن از کاشغر سال‌های زیادی در ولایات تورک‌نشین بود که بعدها به بغداد آمد. م. شاکر می‌گوید: کاشغری در بین گروهی که به همراه تَرکَن خاتون همسر سلطان  بزرگ سلجوقی؛ سلطان ملکشاه که این زن دختر یکی از حاکمان قراخانی به نام «تابغاج بوغرا خان ابوعلی بن سلیمان ارسلان خان» بود، به بغداد رفته است (اولکوتاشیر، 1946) . در هر دو صورت اگر هر دو مدعی برای ادعاهای خود علل مشخصی داشته باشند، هیچ یک از آنها علت آمدن کاشغری به بغداد را به صورت واضح توجیه نمی‌کنند. به ادعای رشاد گنج، کاشغری نه به عنوان یک پناهنده بلکه به عنوان یک دانشمند مدعو به بغداد آمد. زیرا او در اثر خود که آن را تقدیم خلیفه کرده، او را مدح نکرده بلکه درست عکس آن با فخر کردن به دورانی که تورک‌ها در اوج قدرت بودند از تورک‌ها سخن رانده است.
علاوه بر آن، وضعیت مشقت‌باری که سبب شده بود، کاشغری به دور از وطن باشد بعد از یک مدت کوتاه برطرف شده بود، یعنی دوران سلطنت ابراهیم بن محمد (1060-1058) مدت زیادی طول نکشید. در آن دوران کوتاه هم بیشتر از آنکه خودش فرمان براند، مادرش صاحب قدرت و نفوذ بود و به همین علت بزرگان دولتش حکومت او را تأیید نکردند.
ابراهیم بن محمد، طبق خواسته مادرش در سال 1060 در جریان لشکرکشی به شهر بارسقان(برسخان) به دست سردار بارسقان(برسخان) «ایلیگ تکین» اسیر شده و کشته شد. بعد از مرگ ابراهیم بن محمد، پسر سوم یوسف قدیرخان، با عنوان طغرل قارا خان بر تخت نشست.
در دوران سلطنت او (1075-1060) محمود کاشغری در کاشغر بوده و به همراه سپاه 40 هزار نفری مسلمانان به فرماندهی «ارسلان تکین» با لشکر700هزار نفری غیرمسلمان و تورک به فرماندهی بیلگه بورداچ جنگ کرده است. طبق اطلاعات کاشغری که درباره این سپاه تورک غیرمسلمان داده است، آنها، «یاباکویی‌‎»ها و «باسمیل»ها بودند(wei liang-tao,1986).
به علاوه در دیوان لغات‌الترک ابیاتی در رابطه با این جنگ به چشم می‌خورد. وقتی به فرضیه به همراه تَرکن خاتون به بغداد آمدن کاشغری می‌رسیم، طبق ادعاهای «رَشاد گنج» سال ازدواج ملکشاه با سال آمدن کاشغری به بغداد همزمان می‌شود.
درباره اینکه محمود کاشغری به چه علت و چه زمانی به بغداد آمد و در آنجا اثرش را تألیف کرد، محقق اویغوری تورکستان شرقی رُزی آبلِمیت(عبدالعمید) نیز ادعاهای جالب توجهی را مطرح کرده است، به گفته او محمود کاشغری به دعوت رسمی خلیفه به همراه یک هیئت بلند پایه از طرف دولت قراخانی به بغداد آمد.
آن طور که پیداست، قرن ششم؛ قرن طلائی تورکان بود. تورک‌ها در آسیای میانه و آسیای غربی از نظر سیاسی و نظامی موفقیت‌های بزرگی را به دست آورده بودند. در تورکستان؛ قراخانیان، در هندوستان؛ غزنویان، در ماوراءالنهر؛ خوارزمشاهیان، در خراسان، ایران، عراق و قسمتی از آناتولی؛ سلجوقیان حکومت می‌راندند. یعنی به تعبیر محمود کاشغری «خداوند خورشید حکومت را بر بالای برج اقبال تورک‌ها تابانده است» در این دوره طلائی در هر نقطه از سرزمین اسلامی، تورک‌ها با قدرت فرمان می‌راندند. خاطرها آسوده شده بود. این وضع برای تورک‌ها وضعیت خاصی را رقم زده بود. در بغداد سرای خلیفه و بزرگان عرب تحت نفوذ تورک‌ها بود. قدرت رو به افول خلافت را تورک‌ها برپا نگه داشته بودند. خلیفه‌ها در جهت خواسته‌های تورکان بازیچه شده بودند. به مملکت ضعیف شده اعراب، تورک‌ها قدرتی دوباره دادند. دنیای اسلام به همت و قدرت تورک‌های مسلمان از نو جان گرفت و روی پا ایستاد. علاوه بر آن تمام کارهای سیاسی در دست تورک‌ها قرار داشت. برای حکومت بر ولایات تورک‌ها اعزام می‌شدند. به همین علت برای کسانی که با تورک‌ها از نزدیک در ارتباط  بودند یاد گرفتن تورکی لازم شده بود. محمود کاشغری که در گستره قدرت قراخانیان به عنوان یک چهرۀه علمی شناخته شده بود در چنین زمانی به بغداد که یکی از مراکز علم و فرهنگ اسلامی بود وارد شد.
بر اساس یک ادعای دیگر خلافت عباسی برای اینکه از تجاوز پیوسته خوارزمشاهیان جلوگیری کند، در زمان خلیفۀ عباسی «ابوالجعفر عبداله؛ قائم بامرالله» (1075- 1031) در سال 1065 از قدرت قراخانی شرقی که در بین دولت‌های تورک مسلمان، قدیمی‌تر از همه و رهبر معنوی آنها محسوب می‌شد، هیئتی بلند پایه را به بغداد دعوت کرد(sıddık vd1985). در همان سال یک هیئت 17 نفره که از کاشغر، «بالاساغون» و مراکز مهم دیگر تشکیل شده بود، به بغداد درآمد. که در جمع آنها محمود کاشغری هم حاضر بود.
خلافت عباسی با خبر داشتن از تألیف کتابی بنام «جواهرالنحو فی لغت‌الترک» که بسیار قبل از کتاب دیوان لغات‌التورک تألیف  شده بود و همچنین به خاطر آموزش زبان تورکی به اعراب، از محمود کاشغری درخواست کرد تا برای زبان تورکی لغت نامه‌ایی بنویسد و کاشغری هم در اصل به عنوان یک زبان‌شناس می‌خواست، در برابر زبان عربی که رفته رفته در سرزمین تورک‌ها رایج می‌شد، کاری انجام دهد. بدین وسیله می‌توانست قابلیت زبان تورکی را که هم زبان سیاست و فرهنگ بود و کمتر از زبان عربی نبود و هم در علم و سیاست پابه‌پای عربی می‌آمد و با آن در حال رقابت بود و به تعبیر خود کاشغری «زبان عربی با سر اسب، باهم به جلو می‌تاختند» را اثبات کند. محمود کاشغری بعد از بازگشت از بغداد منابع مکتوب ماقبل از خود به زبان تورکی را سر لوحه کار خود قرار داد و با جدیت شروع به کار کرد. او در زمان خود با بررسی همه جانبه اصول زبان تورکی که از مناطق تورک‌نشین گردآوری کرده بود، طی 2 سال اثر خودش را آماده کرد و از نو به بغداد آمده اثرش را به خلیفه عباسی «ابوالقاسم عبداله بن محمدالمقتدی بامرالله» تقدیم کرد(روزی، 1981). این دیدگاه پژوهشگر تاریخ؛ رزی عبدالعمید احتمال این فرضیه که برخی محققان گفته‌اند«اثر در کاشغر تألیف و در بغداد تقدیم شد» را قوی‌تر و محکم‌تر می‌کند.
محمود کاشغری بعد از تقدیم اثرش به خلیفه مذکور، مورد لطف او واقع شده و به مدت 5 سال در بغداد به تدریس مشغول شد. طبق آنچه در «تذکره حضرت ملاّ» آمده او به همراه یک کاروان در سال 1082 (برخی روایات1080) بغداد را رها کرده و به کاشغر بازگشت.
بعد از بازگشت در مدرسه‌ای که به‌ نام خود او بنا شده بود تا آخر عمر به تدریس پرداخت و افراد زیادی را تربیت کرد. مردم به خاطر اهتمام فراوانی که در عرصه علم داشت، لقب«مولانا شمس‌الدین محمود بن حسین» به او دادند. او در سال 1105 در سن 97 سالگی رخت به عالم دیگر بست و در دهستان «اوپال»؛ جایی که به دنیا آمده و بزرگ شده بود، در کنار سایر افراد خانواده‌اش به خاک سپرده شد(عبدالرسول، 2005). شاگردانش بعد از وفاتش راهی را که او آغازگر آن بود ادامه دادند. کاشغر جایی که مزار او می‌باشد، تقریباً از قرن 9 تا به امروز به عنوان شهر سمبلیک تورکستان شرقی همچنان یکی از مراکز علم و فرهنگ دنیای تورک می‌باشد. مزار محمود کاشغری امروزه حدوداً 45 کیلومتری شهر کاشغر در دهستان اوپال قرار دارد. جای آن بر روی نقشه در عرض جغرافیایی 75- 30 – 37 شرقی و طول جغرافیایی 39- 18 -37 شمالی قرار دارد. اما آرامگاه مورد نظر تا زمانی که به طور قطع بر همه ثابت شود، بحث و جدل‌ها را برانگیخته بود. طبق سرنخ‌های مورد اشاره قبلی که خود کاشغری داده و زندگینامه کوتاهی که از کاشغری در کتاب تذکره حضرت ملا با توجه به مستندات و شهادت خود مردم منطقه آمده، هر چند محل مزار کاشغری با قاطعیت ثابت شده و توسط رسانه‌ها خبر رسانی شده؛ ولی همچنان در این باره فرضیه‌های مختلفی پیوسته ظاهر می‌شوند. درباره آرامگاه کاشغری موثق‌ترین مدرک را که خود کاشغری سرنخ‌های آن را به ما داده، با اساس قراردادن کتاب تذکره حضرت ملاّ تألیف شده به سال 1791به دست تاریخ دان کاشغری؛ «محمد عبدالعلی» و همچنین از سند تاریخ داری که در بین صفحات یک نسخه از مثنوی وقف شده برای مزار کاشغری پیدا شده و مهر حَک شده قاضی محکمه شعریه کاشغر به تاریخ 10 رجب 1252(21 اکیم 1836) بر روی آن می‌توان به دست آورد.
از زبان‌شناسان تورکی اویغوری تورکستان شرقی، «ابراهیم معیدی» و «میرسلطان عثمانف» در اوایل دهه 1980 با برگرداندن دیوان لغات‌الترک به اویغوری امروزی با استفاده از سرنخ‌هایی که محمود کاشغری در کتاب داده بود، به اوپال رفته و مشغول تحقیق شدند. آنها درباره اصل و نسب، زندگی و مرگ کاشغری، همه مدارک موجود از جمله یادداشت های محلی، اسناد تاریخی، روایات مشهوری که از دوران قدیم در بین مردم رایج بوده، حکایات، مثل‌ها و دیگر منابعی که درست بودن این مدارک را تأئید می‌کرد، جمع آوری و مورد بررسی قرار دادند.
بعد از یک بررسی طولانی محققان فوق به حکومت خود مختار خلق اویغور گزارش دادند، مزاری که در بین مردم به مزار حضرت ملا مشهور است، متعلق به صاحب دیوان الغات‌الترک؛ محمود کاشغری می‌باشد. حکومت هم طبق گزارش فوق تصمیم به برگزاری یک همایش علمی در شهر «اورومچو» گرفت. بعد از جر و بحث‌ها و کش و قوس‌های فراوان به وسیله متخصصانی که در همایش علمی شرکت کرده بودند، در پایان با صدور اطلاعیه‌ای مشترک، مزار حضرت ملا به عنوان مزار محمود کاشغری شناخته شد. حاکمیت هم با اساس قرار دادن این اطلاعیه و تأئید آن در یکم ماه آرالیق سال 1983 درباره موضوع مورد بحث یک بخشنامه رسمی منتشر کرد. بعد از انتشار این بخشنامه، وزارت فرهنگ جمهوری خلق چین هم در یک اعلان رسمی، مزار واقع در شهرستان کاشغر و دهستان اوپال و روستای «کومباغ» (اسم قدیم آن آدهیق یا آزهاق) را متعلق به کاشغری دانسته و آن را جزء میراث فرهنگی که باید در درجه اول حفظ و مراقبت باشد، ثبت کرده به جهانیان شناساند. بعد از پخش این خبر در دنیا تمام محققان و کسانی که به نوعی در رابطه با محمود کاشغری و دیوان لغات‌الترک مشغول تحقیق بودند، متحیر شدند و این هیجان طبیعتاً در تورکیه نیز به وجود آمد.
درباره اثبات مزار محمود کاشغری علاوه بر سرنخ‌های موجود در دیوان لغات‌الترک و کتاب تذکره حضرت ملا همانطور که در بالا اشاره شد، کشف سند تاریخ دار وقفی مابین صفحات یک نسخه از مثنوی وقف شده به تاریخ 10رجب 1252، بسیار مؤثر بود. سند مورد بحث مربوط به 152 سال قبل از پیدا شدن دیوان لغات‌الترک می‌باشد. این سند رسمی در قبال کسانی که بدون هیچ مدرکی درباره نژاد، زندگی، مرگ و مزار و … کاشغری مطلب می‌نویسند و ادعاهای بی اساسی را مطرح می‌کنند، بسیار مهم می‌باشد.
علاو بر آنچه که در بالا ذکر شد، باز از اوایل قرن بیستم تا به امروز در نتیجه کاوش‌های باستان‌شناسی در محل مزار محمود کاشغری در دهستان اوپال بیش از 40 اثر تاریخی کشف شده است. از محل‌های کاوش شده‌ای چون: «نوروز بولاق»، «های»(های تَرَک)، «سولطان باغ» (خان باغی)، «سولطان باغ دره‌سی»، «تکیه گاه» (محل استقبال حاکمان از فرستادگان خارجی)، «سؤسر آغزی»، «تربت حضرت سیف‌الدین بزرگ»(مزار پدر بزرگ مادری محمود کاشغری) و تربت «باب ربیعه هانیکم»(مزار مادر محمود کاشغری)، مزار «خان پاشا»، مزار «قیلیچ بوغراخان»، مزار «آلیپ‌تکین»، «مزار سو بگ‌‌تکین»، کوه «حضرت ملا»، شهر قدیمی «آبول»(اوپال)، «اویغور کورگان»، «یار کورگان» و «کهنه کورگان»، بیش از 20 اثر تاریخی مربوط  به دوران قراخانی و دانشمند بزرگ آن دوره؛ یعنی محمود کاشغری می‌باشد.

.حرمتلی دوستلار ؛ خوش گلدینگیز ( اگردا بیزی قوللاب دورسانگیز منت دار بولارس ).

به ضمیمه مقاله ای از وبلاگ آذربایجان آزاد: نویسنده : تورک اوغلو اورمو

حتما شما هم از چند ماه قبل انتخاب سال ۲۰۰۸ به عنوان سال محمود كاشغری از سوی یونسكو را در مطبوعات خوانده و یا شنیده اید. یونسكو سال ٢٠٠٨ را به پیشنهاد وزارت فرهنگ تركیه به نام محمود كاشغری زبانشناس مشهور ترك (اصلا از تركان اویغورستان- تركستان شرقی) نامگذاری كرده است. سال ۲۰۰۸ دقیقا مصادف با هزارمین سال تولد این شخصیت مشهور تاریخی است كه جزو یكی از پیشرو های رشته زبان شناسی و دایره المعارف و لغت نامه نویسی است.

آثار محمود كاشغری:

از نظر مورخین، مبارزات فرهنگی میان تمدن های بزرگ این منطقه در قرن سوم و چهارم هجری قمری به اوج خود رسیده بود. خلفا و امرای قدرتمند عربی درزمان اموی ها سرزمین های زیر نفوذ شان را به 5 ولایت تقسـیم نموده بودند كه عــبارت بود از ولایت مـصر، ولایت حجاز (جزیرة العرب)، ولایت شام، ولایت عراق كه شامل خراسان و ماوراء النهر نیز میشود، ولایت جزیرهء ارمنستان و آذربایجان و برخی از آسیای صغیر و ولایت شمال افریقا،اندلس و جزیرهء سیسیل.

طوریكه ابن خلدون در كتاب حكومت اسلامی خویش بیان نموده است، قدرت های سیاسی بزمانبندی خاصی تقسیم میشوند و اشاره داشته است به عروج یا انقلاب، ثبات و قناعت و نزول و سرانجام سقوط. در قرن سوم و چهارم هجری امرای بغداد به اواخر مرحلهء ثبات و قناعت بوضع موجود رسیده بودند – فلذا قدرت های محلی برخاسته از متن جوامع متذكره كه ساماندهی اولیهء شان در چوكات حكومت مركزی شكل گرفته بود، تدریجا اظهار وجود نموده و صلاحیت های منطقه ای شانرا بتدریج از ید قدرت سرداران عرب بدر آوردند چنانچه طاهری ها در خراسان، سامانیها در بلخ و بخارا، خوارزم شاهیان و سلجوقی ها در ماوراءالنهر و غزنویها در جنوب شرقی خراسان بزرگ از نمونه های بارز این حركت بودند.

بهمین ترتیب حركتهای فرهنگی نیز به سبب دور شدن طولانی مدت ملت ها از مدنیت، عنعنات و سنن آبائی شان، آغازیدن گرفت. بطور مثال رودكی شاعـــر بزرگ فــــــــارسی زبان، اولین كسی بود كه خواسته های درونی یك ملت را بزبان خود شـــــان و درقالب غـــزلیات موزون سرایش نمود.

تركستان شرقی همواره بعلت واقع شدن در میان دوقدرت بزرگ امپراطوری چین و فارس، بایستی و ضعیت تدافعی خویش را بعنوان یكی از پایگاه های بزرگ و قوی ترك نژادان در برابر تهاجمات فرهنگی سایر مدنیت ها حفظ مینمود وتاریخ معاصر و گذشته گواه براین است كه سرزمین پهناور، نژادیكه اصالتش به حضرت نوح علیه السلام میرسد از كاشغر… و دوردستان شرقی آن شروع و به دهستانات وعاشورا ده و بخشی از اروپای شرقی ختم میشود.

باساس تحقیقات علمی بعضی از دانشمندان معاصر ادوار حیات فرهنگی ادبی تركتباران را میتوان به قرون آثارمشترك ترك ها، دورهء تسلط ادبیات خوارزم (قبچاق)، استیلای ادبیات جغتائی، دوران نفوذ فراگیر ادبیات مختومقلی فراغی و دورهء ادبیات نوین تقسیم بندی نمود.

از آنجاكه خواستهء خداوند اسباب تداوم و تعالی این ملت بزرگ را فراهم ساخته است، رهبران سیاسی و فرهنگی نامداری از میان شان در عرصه های مختلف زمانی و مكانی به ظهور رسیده است كه از آن جمله میتوان به محمود كاشغری اشاره نمود.

قرن چهارم و پنجم هجری قمری ببركت سعی و تلاش مداوم این بزرگمرد تاریخ، آغاز احیای مجدد فرهنگ و مدنیت تركمن و همهء ترك تباران میباشد.

محمود كاشغری بنیانگذار مكتب توركولوژی كه در سال 462 هجری قمری مطابق با 1072 میلادی دیده بجهان گشود، به لسان های عربی و فارسی تسلط داشت و بهمین سبب بخوبی از عهدهء تجلی بخشیدن مجدد لسان پدریش موفق بدر آمد چنانچه در پهلوی سایر تألیفات و داشته های علمی خویش، كتاب وزین و مفیدش را تحت عنوان (لغات الترك) تألیف نمود كه در سال 451 هجری قمری به دربار المقتدی بالله خلیفه ء عباسی هدیه گردیده است. و بدین وسیله خدمت بزرگی را در راه بخشیدن حیات دوباره به تمدن، سنن، عنعنات و مصطلحات پدارنش ایفاء نمود. و لازم بذكراست كه یكی از شاخص ترین فعالیتهای فرهنگی ثقافی تركیه در قرن حاضر،چاپ كتاب مزبور بزبان تركی است.

پویائی، تجدد گرائی و جهش های فرهنگی هنری و ادبی درهرعصر و زمان، از آن ملت های بوده است كه همیشه در تكاپوی بهتر زیستن و زیبانگریستن بودند. ملتهای متكی برتمدنهای كهن به اساس میراثها و داشته های معنوی بجای مانده از نیاكان شان بصورت خودكار و دینامیك در تلاشند تا بهتر از قبل و بیشتر از پیش به مزایای مهم عصرشان دست یابی پیدانمایند.

كه این خاصیت جنیتكی و فطری شان بادقت كامل و بدون ضیاع وقت بمانند عقربه ثانیه شمار همراه با كاروان افكار و نظریات پربار دانشمندان شان در حركت میباشد.

تركمن ها درطول تاریخ پنجهزار سالهء شان تحولات شگرف را از خویش بیادگار گذاشته اند و همین خاصیت پویائی و زیبا نگری، آنهارا بدرجات رفیع تمدن درهرعصر وزمان رهنمون بوده است و نه تنها محمود كاشغری در رهگذر تاریخ كهن تركمن آثاری ازخویش بیادگار گذارده بلكه متعاقب وی دانشمندان و مشاهیر دیگری نیز دراین راه گامهای وسیع وخدمات فراموش ناشدنی برداشتند و دراین مقطع از مقاله ام لازم میبینم تا ا ز فعالیتهای علمی فرهنگی بعضی از مشاهیر نامداری چون یوسف حاجب، امیر علی شیر نوائی، وفائی، بایرام خان، دولت محمد آزادی و مختومقلی بصورت مختصر یاد آوری نمایم.

1. كتاب معروف (قوتاد قوبلیك) یا علم سعادت بخش كه درسال 448 هجری قمری

برشته ی نظم درآورده شده بود به سلطان بغراخان هدیه گردید و كتاب مذكور اثری نامی از یوسف اولوغ حاجب میباشد.

2. دیوان های شعری تركی و فارسی امیر علی شیر نوائی متولد 854 هجری قمری، مربوط دوران جغتائی ها بوده و آثار نایابی است كه امروزه نه تنها ترك نژادان بلكه ادب دوستان سایر بلاد نیز بدانها افتخار میكنند.نوائی با اشعار زیبای تركی و فارسی و سایر آثار خویش به بارگاه سلطان حسین بایقرا در هرات باستان، رونق خاصی بخشیده بود و او از طریق اشعار دلپذیرش قلوب دو ملت بزرگ ترك و فارس را تسخیر نموده بود چنانچه هنرمندان این دوملت اشعار نوائی… را در محافل و مجالس خویش زمزمه مینمایند. علی الخصوص تركمن ها بااستفاده از اشعار وی در مقامات موسیقی شان باوج هنری رسیده اند و (نوائی پرده) یكی از مقامات معروف تركمنی در موسیقی میباشد.

3. وفائی یكی دیگراز دانشمندان مشهور تركمن نیز در راه حفظ كلتور و عنعنات و سنتهای دینی تركمن كتابی را از خویش تحت عنوان رونق الاسلام باقی گذاشته است كه درتاریخ 852 هجری قمری ازجمله گرانبهاترین آثار بشمار میرفت.

4. معین المرید دیوان مشهور است كه درآن مسایل فقهی اسلامی بزبان تركمنی تحریر یافته است كه در سال 692 هجری قمری مروج گردید.

5. درسال 689 هجری قمری دیوان حكمت احمد یسوی و قصص الانبیاء بزبان تركمنی دردسترس مردم قرارگرفت.

6. در قرن دهم هجری قمری نیز كتاب وزین بنام شجرة الاتراك به تألیف ابوالغازی بهادرخان به نشر رسید.

7. محمد بایرام خان شاعر و سیاستمدار مشهور تركمن وزیر اعظم و خان خانان در دربار بابر مغول، آثار ادبی را بزبان فارسی و تركمنی درقرن دهم هجری قمری ازخویش بیادگار گذاشته است كه اشعار تركمنی اش تحت نام متخبات در سال 1970 میلادی در عشق آباد به طبع رسیده است.

8. كتاب حكایت جابر انصار، وعظ آزادی و كتاب مختصر، از آثار دولت محمد آزادی پدر عارف و شاعرمعروف، مختومقلی میباشد.

9. مختومقلی فراغی متولد 1147 هجری قمری نیز آثار گرانبهای را در راستای تداوم تاریخ فرهنگ ترك نژادان به جهان ادب تقدیم نموده است كه ازجمله میتوان به دیوان اشعار وی اشاره نمود.

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: