جنگ گوگ تپه


گؤکدپه قالاسی 1879-1880

گؤکدپه قالاسی 1879-1880

ییگیت: تكه هاي اخال 8000 سوار و 12000 پياده سالورها 1500 سوار و 2500 پياده اما نيروهاي تركمن به فرماندهي بردي مراد خان كه دفاع از آخال به او و يارانش واگذارشده بود، در حدود 15000 نفر بود يك نيروي مشترك 5000 نفره ساريق تكه و سالور آماده خواهد بود تا در صورت نياز نيروهاي آخال را ياري دهند. تمام نيروهاي تركمن عمدتاً مسلح به تفنگهاي قديمي منسوخ و شمشير بودند. فقط تعداد بسيار كمي از انها تفنگهاي جديد داشتند كه در سالهاي قبل از ايرانيها و افغانها و روسها گرفته يا خريده بودند خلاصه تسليحات بسيار فقيرانه بود و چيزي در باره عمليات جنگي جديد نمي دانستند. اما آنها سواركاران ممتاز و شمشير زنان عالي بودند. اين بود وضعيت نيروهاي تركمن كه قرار بود با نيروهاي كاملا انضباطي و مسلح به سلاح مدرن مقابله كنند. در اوائل فوريه 1879 همانطور يكه قبلا شرح داده شد وقتي كميته مخصوص دولت روس تصميم به لشگركشي به تركمنستان گرفت به مقامات قفقاز و ماوراء خزر دستور داده شد تداركات لازمه را بعمل آورند. كميته مخصوص ژنرال آي. د. لازاروف فرمانده بخش نخست قفقاز را به سمت رئيس اين لشگركشي با عنوان فرمانده موقت نيروها در منطقه نظامي ماوراء  خزر انتخاب كرده ژنرال لازاراف سربازي خشن و بسيار منضبط بود. وي نزد مقامات روس و مردم قفقاز به جنگجوي قفقازي معروف بود. براي اين لشكر كشي سربازان زير در اختيار او گذاشته شد: 5/16 گردان براي جنگ پياده هر گردان 450 نفر 7310 نفر 22 سوتنيا قزاق ( 100 = سوتنيا) و دواسواران سواره نظام 3200 نفر با 34 توپ 400 نفر جمعا 10910 نفر افسران همراه ژنرال لازاروف عبارت بودند از ژنرال كنت بورچ فرمانده سپاه كارمندان كلنل پرنس دولكوروكوف آجودان امپراتور و رئيس منصوب گارد پيشروي و ژنرال لوماكين(لاماکین) حاكم كل منطقه ماوراء خزر در اواخر مارس 1879 ژنرال به كراسنوودسك رسيد و تمام سپاهیان روس مستقر در چكيشلر و چات را بازرسي كرد. جنگجوي قفقازي بلافاصله جنگ رواني بر ضد تركمنها را آغاز كرد. او در يک پيام خبری به تركمنها گفت، قصد دارد با سپاهيانش به پيش تازد و كشور آنها را تسليم مقامات روسي كند و اين با آنهاست كه تصميم به مقاومت بگيرند يا تسليم اما او بهر حال مصمم است كه ارادهء تزار بر آورد شود.

گؤکدپه قالاسی 1879-1880

گؤکدپه قالاسی 1879-1880

اما تركمنها به پيام او جواب ندادند و به ساختن استحكامات شان سرعت بخشيدند. آنگاه لازاروف در 18 ژوئن پس از تكميل تداركاتش در ماههاي اوريل و مه يک دسته گارد پيشروي 2260 نفري با 4 توپ تحت رهبري كلنل دولگوروكوف از چكشيلر براه انداخت. وظايف دولگوروكوف عبارت بود از ساختن يك انبار ذخاير پيشروي در دوزاولوم، بناي پل برروي رود سومبار، كندن چاه و تسطيح جاده در مسير لشگركشي گارد پيشرو. دولگوروكوف پس از 12 روز راهپيمایي در 29 ژوئن به دوزاولوم رسيد. در 7 ژوئيه آنها ساختمان پل برروي رود سومبار را تكميل كردند و در مكانهاي لازمه چاه كندند انگاه تصميم گرفتند به سوي تارساكان (ترس آقان) و خوجه قالا دو آبادي غير متروك تركمن در مسير بنده سن پاس حركت كنند. وقتي خبر مربوط به پيشروي روسها به بردي مرادخان و مشاورانش رسيد آنها فورا 4000 سوار و 2000 پياده بسوي بنده سن پاس گسيل داشتند. دو هفته بعد آنها در 16 اوت آگاهي يافتند كه تارساكان بدست روسها افتاده است. بردي مراد خان فورا گروه زيادي از سواره را به خوجه قالا فرستاد تا از سقوط آن بدست روسها جلوگيري كنند. اما افراد او بوسيله سواره نظام روسها كه موفق به ربودن 4000 گاو از اهالي خوجه قالا شده بودند، دفع گرديدند. باشنيدن اين خبر بردي مراد خان با سپاهيانش بهمراه تاكما(دئقما) سردار به خوجه قالا تاخت. مقابله بانيروهاي روس در نزديك خوجه قالا كه از فاصله بسيار دور آتش مي گشود، روي داد كه از آن فاصله اسلحه تركمنها نمي توانست آسيبي به آنها برساند.  بردي مراد خان با مشاهده برتري اسلحه روسها افرادش را از خواجه قالا به بنده سن و از آنجا به بورما عقب كشيد و در انجا يك شوراي اضطراري تشكيل داد. بعد از مباحثه پيشروي سريع دشمن شورا تصميم گرفت مرحله دوم برنامه را به اجرا در آورد. يعني تمام ساكنان غرب آخال را در گؤگ تپه متمركز سازد. اما چون براي اينكار و تداركات دفاعي نياز به زمان داشتند، لذا تصميم گرفتند به (گفته گرودكوف) تاكما(دئقما)سردار و صوفي خان را به بهانه اعلام تسليم و ارائه خدماتشان پيش روسها بفرستند تا پيشروي روسها را به تاخيربياندازند. روسها پس از كسب اطلاعات مورد نیازشان، تاكما(دئقما) سرادر و صوفي خان را تا پايان جنگ در نزد خود بعنوان گروگان نگهداشتند. در اين هنگام تغيرات ناخواسته در اردوي روسها رويداد. بخش عمده نيروهاي لازاروف بين 11 و 14 اوت از چكيشلر حركت كردند و در 21 و 22 اوت به دوزاولوم رسيدند. در اين حركت سپاهيان روس بطور قابل ملاحظه اي از شدت گرما آسيب ديدند. در 28 اوت وقتي به ترس اقان نزديك بنده سن پاس رسيدند در بلنديهاي خنك تر وضعيت سربازان بهبود يافت. در اواخر ژوئيه يك تاول بزرگ دربين شانه هاي لازاروف دمل کرده بود. وی دو هفته بعد در 14 اوت پزشکان معالج اش تاول اورا جراحی كردند و معلوم شد مسموميت خوني دارد كه در 26 اوت 1879 با رسيدن به چات از دنيا رفت كه بعد از وفات لازاروف مشاور او سر لشكر لوماكين(لاماکین) سر فرماندهی سپاه روس را بعهده گرفت. تشكيل هشت گردان پياده نظام و سواره نظام با توپخانه در يك اردو در بنده سن پاس براي جمع اوري ذخيره دو ماهه در انجا ايجاب مي كرد. لوماكين كشور تركمنها را خوب مي شناخت و از 1873 در چند لشكر كشي بر ضد تركمنهاي تجارب مفيد اندوخته بود.

در اين حال تركمنها عقب نشيني از بورما به گوگ تپه را ادامه مي دادند. اما عقب نشيني آنها قدری كند و سازمان نيافته پیش می رفت كه باعث به جا ماندن چند اردوگاه كوچك در حواشي خط پيشروي دشمن بود. ساكنان اين آباديها با دارائي هايشان در جهت چاهها عقب نشيني كردند. اما روسها در مسير پيشروي خود آنها را غافگير نموده و 300 تركمن را قتل عام كردند، 6000 گوسفند، 1200 شتر را به يغما بردند. بدين ترتيب راه گوگ تپه براي روسها كاملا باز شد.

لوماكين در 31 اوت بعد از متمركز كردن نيروهايش در بنده سن با افسران خود يك شوراي جنگ تشكيل داد. در باره جريانات اين شورا خبرنگار (نووایا وره ميا) چنین نوشت: «تصميم گرفته شد از گذرگاه بامي بگذارند و وارد واحه آخال شوند. سپس میتوانند تركمنها را مطيع سازند كه هدف اصلي اين لشگر كشي بود. برداشت شوراي جنگ اين بود كه آنها مي توانند تركمنها را به يك درگيري تمام عيار بكشانند و براي هميشه مغلوب سازند. اين شورا تصميم گرفت يك سوم نيروهايش را با 4 توپ در خوجه قالا و بنده سن بگذارند و دو ستون از سربازان قزاق را با دو موشك انداز در تهاجم به شاخه آتاباي تركمنهاي يموت كه از فراهم كردن امكانات براي روسها در قزل آروات خود داري كرده بودند، بكار بگيرند. ژنرال لوماكين نيروهايش را به دو ستون تقسيم كرد تا كار پيشروي آسانتر باشد. يك گارد پيشرو تحت فرمان دولگوروكوف و يك نيروي اصلي تحت فرمان ژنرال بورچ. انها قبل از حركت يك سان نظامي در بنده سن ترتيب دادند. لوماكين در برابر سپاهيانش ظاهر شد و گفت دشمني كه ما با آنها مي خواهيم بجنگيم اگر چه سازمان يافته نيستند و فقط تسليحات ضعيفي دارند، با شمار زيادشان ايمانشان، بيباكي شان با انرژي و داشتن اسبهاي تندرو و خستگي ناپذيرشان ميتوانند ناگهان از همه جا ظاهر شوند و خطرناك هستند، و فرمان پيش روي داد. گارد پسشرو در 3 سپتامبر حركت كرد و روز بعد نيروي اصلي براه افتاد. روسها همه آباديهاي و روستاهاي مسير خود گوگ تپه را اشغال و ويران می ساختند. صدها خانواده اين روستانشين ها فرصت نيافتند با رسيدن به گوگ تپه جان خود را نجات دهند. مسير روسها از بامي، بورما، آرچمان و سونچو مي گذاشت تا دورون در مكان اخير ستونهاي روسها بهم پيوستند و در يک ستون پيشروي كردند. در شب 7 و 8 سپتامبر در دورون مبادله نيراندازي بين گشت مراقب روسها و تركمنها صورت گرفت در سپتامبر روسها به ياراجي در فاصله 17 ميلي استحكامات تركمن گوگ تپه  رسيدند.

در آخرين شوراي جنگ در بهار 1879 در مرو تصميم گرفته شد تركمنها روسها را در بين خوجه قالا و بنده سن پاس متوقف كنند. اما در حمله روسهابه خوجه قالا آنها آتش توپخانه و تفنگهاي روسها را تجربه كردند و مجبور به عقب نشيني به بورما و از آنجا به گوگ تپه شدند. در گوگ تپه گردهمائي جديدي را تشكيل دادند و تصميم گرفتند استحكاماتي در اطراف گوگ تپه بكشند و در داخل آن تا اخرين قطره خون از خويش دفاع كنند. كار ساختن استحكامات بلافاصله شروع شد و يانگي شهر (شهر جديد) نام گرفت و زنان كودكان پير مردان در ساختن ان كمك ميكردنند. در 9 سپتامبر وقتي قواي روس به گوگ تپه رسيد بخش جنوبي قلعه تمام نشده و ضلع شرقي نيمه تمام بود و كار ديوارها به ارتفاع مطلوب نرسيده بود و چادرها داخل قلعه قابل رويت بود. در مقابل ضلع غربي گوگ تپه دو آسياب قرار داشت و در كنار هر يك قلعه يا دژي بود كه دو دژ دفاع بيروني گوگ تپه را تشكيل ميداد.

آمادگی جنگی

آمادگی جنگی

روسها در بعد از ظهر 8 سپتامبر دومين شوراي جنگي خود را تشكيل دادند كه در ان ترتيبات نهاي براي حمله را در صبح روز بعد را اختيار نمودند. كه اين بار نيروهاي روسي به سه ستون تقسيم شدند. ستون اول تحت فرمان كلنل دولگوروكوف كه او را ژنرال لوماكين و ژنرال وينگنستين و افسران اداري همراهی مي كردند. ستون دوم تحت فرمان ژنرال بورچ، ستون سوم تحت فرمان كاپيتان كه گانوف كه مسئوليت تمام كاروان حمل و نقل را بعهده داشت، بود.

روسها صبح 9 سپتامبر از ياراجي بسوي گوگ تپه شروع به پيشروي كردند. ستون اول ساعت 3 صبح، ستون دوم 4 صبح و ستون سوم 5 صبح. وقتي روسها به 5/5 ميل بسوي گوگ تپه پيش رفتند جمعي از سواران تركمن به رهبري قاراباتر از قلعه بيرون ريختند قاراباتر يک بخش ازسواره نظام را به مقابله با گارد پيشرو روسها فرستاد و خود با نيروي اصلي به ياراجي تاخت به اين اميد كه ستون حمل ونقل روسها را قطع كند. نيروي اعزامي بدون مقاومت عقب نشست و قاراباتر با اجتناب از در گيري با گارد پيشرو بسوي ستون ژنرال بورچ اسب راند و نيروهايش را در آگمان باتر گرد آورد. لوماكين كلنل شكورينسكي را بفرماندهي ستون حمل و نقل گماشت و يكصد قزاق به مقابله تركمنها فرستاد تا ستون حمل ونقل فرصت جمع و جور شدن را بيابد. وقتي سوارن تركمن به تيررس قزاقان رسيدند، انها به سوي شان تير دسته جمعي پرتاب كردند كه تركمنها با اسلحه هاي قديمي شان جواب عبث به آنها دادند و تركمنها مثل برق پيش تاختند و روسها را به عقب راندند. صحنه اين اولين برخورد بين دو طرف را خبر نگار گولوس اينطور توصيف كرده است: «انبوه مردم تكه ملبس به خلعت هاي رنگارنگ بسياري از آنها عمامه سفيد يا كلاههاي پوستي بزرگ بر سر شمشير هاي كج بدست و تفنگهاي دولول به پشت با فريادهاي الله اكبر خود را به روي قزاقها مي زدند سواران مجرد (يگيت ها) پيشاپيش همه همچون سواران سيرك برق آسا در مقابل ستونها ظاهر مي شدند و آنگاه پيش از آنكه هدف قرار گيرند، برق آسا دور ميشدند و به زودي به قزاقها رسيدند و جنگ تن به تن اغاز شد. اگر بورج فرمان شليك چند گلوله توپ بميان مهاجمان صادر نميكرد. قزاقها قطعه قطعه شده بودند. تركمنها با صداي شليك توپ از قزاقها جدا شدند. تركمنها به زودي از حالت بهت زدگي خارج شده و به سوي روسها تاختند. اين بار هدف ستون حمل و نقل بود. اما توپهاي كوهستاني وتوپهاي ته پر دشمن آتش سنگيني به ميان آنها فرو ريخت. انها با عبور از برابر ستون بورچ درست خارج از تيررس آنها بر گشتند و بسوي آگمان باتر اسب راندند. در اين درگيري روسها هفت و تركمنها سي نفر تلفات دادند. مقابله دوم بين سواره نظام تركمنها و ستون پيشرو روسها بود. پس از كوشش ناموفق براي قطع ستون حمل نقل سوار نظام تركمنها اين بار به ستون پيشرو روسها حمله كرد تا مانع انها شود. اين حمله چنان سريع بود كه رشته سواره نظام روس از هم گسست و روسها براي مدتي وحشت زده شدند. ژنرال وينگنستين به توپخانه دستور آتش داد. اما تركمنها فورا از تيرزس توپهاي روس عقب نشستند. آنگاه فرمانده انها قاراباتر نيمي از انها را به شمال گوگ تپه فرستاد تا در صورت عقب نشيني راه عشق آباد را امن نگهدارند. و خودش با باقي افرا د به يك آسياب آبي و قلعه مجاور ان بنام اسياب سفلي كه بر روي نهري كوچك در فاصله يك و نيم ميلي سنگرهاي روسها قرار داشت مستقر شد.

پس از عقب نشيني سواره نظام تركمنها، روسها به پيشروي خود ادامه دادند و درنيمروز به يك تپه شني در فاصله تيررس گلوله توپ 1200 يارد از گوگ تپه رسيدند. و بلافاصله توپهايشان را به بلندي تپه كشيدند و شروع به توپ باران به داخل قلعه تركمنها كردند. و هر توپ هدف خود را پاره پاره ميكرد و يراني زيادي به بار مياورد. خانواده هاي تركمن از قلعه بسوي شرق در جهت عشق آباد دست به فرار میزدند. لوماكين وقتي كوشش تركمنها را براي فرار از قلعه ديد به سوار نظام روسها فرمان داد ضلع شمالي گوگ تپه را دور بزنند و راه منتهي به عشق اباد را قطع كنند. سواره نظام روسها بفرماندهي كلنل چاوچاوادزه فورا اجراي اين دستور را اغاز كرد.

قاراباتر فرمانده سواره نظام تركمن كه در قلعه مجاور آسياب سفلي بود با ديدن اين حركت با افرادش به دشمن تاخت اما پس از زدوخورد كوتاه مجبور شد اسياب سفلي را ترك و به اسياب عليا نزديك ديوارهاي شرقي گوگ تپه عقب بنشيند. بردي مراد با مشاهد اين حمله يك دسته پياده نظام از قلعه به ياري قاراباتر فرستاد. اما روسها با واحد موشك اندازشان و توپهاي كوهستاني تركمنها را عقب راند. و پيشروي به ضلع شمالي گوگ تپه را ادامه دادند و به اسياب عليا رسيدند. قاراباتر با افرادش دوباره به دشمن تاخت در اين جنگ او شهيد شد و افرادش شكست خوردند. اما گروه كوچگي از پياده نظام تركمن موفق به حفظ اسياب عليا شدند و با كنترول نهر آب ايجاد دردسر به دشمن را آغاز نمودند و روسها كنترول كامل جاده عشق اباد را بدست گرفتند.

ژنرال لوماكين براي به کنترول درآوردن نهر اب دو گردان از سپاهانش را به مقابله تركمنها فرستاد و تركمنها با درك اهميت اين نهرآب افراد بيشتري از قلعه براي حفظ نهرآب به بيرون قلعه فرستادن كه با توپخانه روسها مواجه شدند و مجبور به مراجعه به قلعه شدند. روسها حمله اي طوفاني به اسياب عليا را آغاز كردند و تمام تركمنها را از دم تيغ گذاراندند كه دفاع قهرمانانه آنها از سوي خبرنگار گولوس چنين نوشته شده است: «وقتي او چندين ساعت بعد به ان محل رسيد موضوع گفتگو در ميان سربازان روس بود بدين ترتيب بعد از ويران كردن تمام دفاع خارجي گوگ تپه روسها در حدود ساعت 3 بعد از ظهر به نزديك ديوارهاي قلعه رسيدند. سپاهيان روس نيم ساعت استراحت كردند و فرماندهانشان لوماكين، بورچ، ويتگنستين و دولگوروكوف در باره عمليات آينده جلسه اي تشكيل دادند. مشاورت فرماندهان روس منتهي به اين تصميم شد كه قسمت اصلي نيروهادر ضلع شمالي متمركز و به سه فرماندهي تقسيم شوند. حمله به ضلع غربي بعده دولگوروكوف، ضلع شمالي به بورچوو، رهبري سواره نظام در ضلع شرق بعهده ويتكنستين واگذار شد. خود ژنرال لوماكين کنترول كل قوا را بدست گرفت. بمحض موضعگيري سپاهيان ژنرال لوماكين فرمان بمباران قلعه را صادر كرد. او اجازه هر گونه ارتباط و مصالحه را با تركمنها رد كرد.  و اجازه خروج خانواده هاي تركمن را از قلعه نداد. رهبران جوان تركمنها و بردي مرادخان با مشاهده ويراني و کشت و كشتار از طریق توپ خانه دشمن يك بار ديگر در 4 بعد از ظهر كوشيدند زنان و بچه ها را از قلعه خارج كنند كه گروه از سورا نظام روس به فرماندهي گوليتسين مانع خروج آنها شد زنها به اين باور كه روسها با رفتار انساني عكس العمل نشان خواهند داد استرحام نموده و كودكان شير خواره شان به انان نشان دادند و فرياد مي زدند همه مارا بكشيد لااقل به اين موجودات كوچك رحم كنيد شمارا به پيغمبر انها را باردو نفرستيد تا در مقابل چشمان مان بوسيله گلوله ي توپهاي شما تكه تكه شوند. كلنل گوليتسين كوركورانه از مافوق خود فرمان مي گرفت و به كسي اجازه خروج نمیداد و با تمام آه و ناله ها، انها را به قلعه باز می گرداند.

ژنرال لوماكين در ساعت 5 بعد از ظهر با شليك 4 فير توپ به سپاهيان خود فرمان حمله به قلعه گوگ تپه را داد. در اين حال در ميان قلعه تنش و نگراني درميان تركمنهاي دست از جان شسته شدت گرفت. دشمن بيرحم حتي به زنان و كودكان اجازه خروج از قلعه ويران شده را نمیدادند. بعد از جنگ يك شاهد عيني تركمن اين لحظه را بياد مي اورد: بيش از پيش اگاه مي شديم كه تعداد كشته ها تقريبا مساوي زنده ها بود. آنها وظيفه خود را انجام داده اند و خوشبخت آرميده اند. كاشکی ما هم زنده نمی ماندیم و اين همه وحشت و شرم و توهين را نمي ديديم انها هيچيك از مرگ نترسيدند. دلاوران ما با عبور از روي اجساد رفقايشان محاصره دشمن را گسستند. همه توده هاي مردان پير و جوان حس مي كردند كه مردن بهتر از زنده ماندنشان است.

سربازان روس بسوي گوگ تپه پيش مي رفتند توپخانه آنها از شمال غرب گلوله هاي كشتار گر به داخل قلعه فرور ميرختند. با رسيدن سربازان به ديوارها اتش توپ خانه قطع گرديد و جنگ تن به تن شروع شد. مدافعين دقيقا در انتظار اين لحظه بودند و از برتري سلاح روسها هيچ وقت فرصت جنگ تن به تن را پيدا نكرده بودند. بردي مراد خان به مدافعين قوت قلب داد و چنين گفت: «- خدا بهمراه ما باد! اگر پيروز شويم، افتخار نصيب ما مي گردد و اگر كشته شويم بهشت در انتظار ماست. همه ما بايد به دشمن همچون ببر بتازيم. شجاع باشيد. نه عقب نشيني در كار است و نه ترحمي وجود دارد. هيچ روزي براي مردن بهتر از امروز نيست.

گؤکدپه قالاسی 1879-1880/م. یئللارئنگ اوروشسی

گؤکدپه قالاسی 1879-1880/م. یئللارئنگ اوروشی

وقتي سربازان روس از جانب شمال و غرب به ديوارها رسيدند تركمنها خودشان را به دشمن زدند. بدين ترتيب يك جنگ فوق العاده بين مدافعين گوگ تپه و روسها آغاز شد. جنگ ضلع غربي ديوارهاي گوگ تپه توسط آرسکي يك خبر نگار روس از تپه توپخانه ها چنين توصيف شده است: «ما مي ديديم چگونه افراد يكي پس از ديگري ميافتاد، چگونه پرچم از دستهاي يكنفر مي افتاد و بسرعت توسط سربازاني كه نزديكتر بودند بر داشته مي شد، چگونه يك افسر از اسبش غلطيد و بي حركت روي زمين بجا ماند. انبوه پيراهنهاي سفيد (سربازان روس) دائم به جلو شتاب ميكرد و براي رسيدن به بارو تلاش مي نمودند. لحظاتی بعد سربازان در حال يورش پاي ديوار در داخل دود ناپديد شدند. توپها ز غرش افتاد و فريادها خفه شدند. همه فكر ميكردند همه چيز تمام شد. اما اينطور نبود. ولیکن، پس از نيم ساعت، سربازان باز هم پاي ديوارهاي مدافعان ظاهر شدند. اين بار شتابان به مواضع قبلي شان برميكشتند. تازه از ديوار فاصله گرفته بودند كه بدنبال آنها با فريادهاي خشمناك و شمشيرهاي آخته، توده خروشان تركمن موج زد. …

آنچه سربازان روس را در اين جنگ بيش از همه غافلگير كرد و جود گودالهاي دوازده پايي پاي همه ديوارهاي تركمن ها بود و روسها نتوانستند از اين موانع بگذرند. و مجبور به عقب نشيني میشدند كه تركمنها به تعقيب شان می پرداختند. اما آتش به موقع جناحي از روسها پيشروي آنها را مانع می شد و روسها خود را با تلفات جدي نجات می دادند.

در اين جبهه  هنگام عقب نشيني و نبرد روسها چهار افسر كشته و هفت افسر زخمي پنجاه و هفت سرباز كشته و هشتاد و يك سرباز زخمي داشتند. تلفات تركمنها غير قابل شمارش بود. همزمان با حمله از ضلع غربي يك حمله طوفاني از شمال صورت گرفت. به محض اينكه شليك توپها آغاز حمله را اعلام كردند. نيروهاي روس بفرماندهي ژنرال بورچ در دو خط به قلعه تركمنها پيشروي كرد. خبرنگار نووایا وره ميا گزارش داد: «من در عمرم هرگز چنين صحنه اي را نديده بودم.» سربازان افسران در جلو با گامهاي بلند و سريع پيش می رفتند آتش توپخانه تشديد شد. فرياد كر كننده از تركمنها در خط باروها بهوا خاست و امام از مناره با پرچم سبز خارج شد و در ان بالا باهتزاز در اورد و مؤمنين را به مقاومت در برابر حمله كفار دعوت كرد. در جبهه روسها سربازان سرودهاي ملي ميخواندند. سربازان روس به داخل گودال پريدند و ميكوشيدند از ميان حفره ها به داخل اردو بالا بيايند. بسياري طعمه نيزه چوبي شدند و با سر به گودال می افتادند. با آنهمه گردان گرجي ها توانستند به داخل اردو راه يابند و به چادرها رسيدند. از آنسوی هزاران تركمن فدایی از جان گذشته و خشمناك كه زمين زير پايشان به جهنم تبديل شده بود به سربازان روسي حمله كردند. مهاجمان با شگفتي و بهت زدگي ناظر اين منظره بودند. وقتي به پشت سر خود نگاه كردند سربازي پشت سرشان نبود. با ديدن اين منظره پا به فرار گذاشتند و تركمنها به تعقيب انها پرداختند. در برگشتشان زنان شجاع همچون ماده ببرهاي خشمگين آنها را سنگ باران می کرده و آب جوش بر سر آنها میريختند. بردي مراد خان فرياد زد، «-حالا زمان نابودي تمام روسهاست. به دنبال من بيائيد! و آنگاه نبردی از ایثارگرانه و تن به تن رخ داد. در مدت كوتاهی از روسها بيش از شصت نفر كشته شدند و با آشفتگي رو بسوي توپخانه شان دست به فرار گذاشتند و تركمنها در تعقيب انها وقتي به توپخانه رسيدند، كوشيدند يك خط دفاعي بسازند. اما هيچ چيزي نمي توانست در برابر حمله تركمنها ايستادگي كند. دو نفر تركمن با مشاهده خط پولادين روسها براي دفع پيشروي آنها، تركمنها بی مهابا بسوي سر نيزه هاي روسها هجوم می آوردند و با كشاندن سر نيزه ها به بدنهاي خودشان دو شكاف در خط دفاعي روسها باز كردند و سد پولادي روسها را در هم شكستند.  با رهيري بردي مراد خان به پيش می تاختند. در عرض چند دقيقه عده زيادي از انها در ميان توپها بودند و روسهاي توپچي را از دم تيغ مي گذراندند. ژنرال بوچ بعدها ميگفت فكر كردم كاملا شكست خورده ايم . در اين گيرو دار كاپيتان ماخوجي فرمانده توپخانه چهار توپ در ميان تركمنها شليك كرد كه عده زيادي از تركمنها از جمله رهبرشان بردي مراد خان چون برگ خزان فرو افتادند. تركمنهاي خسته بعد از شهادت رهبرشان پيشروي را متوقف كردند و سپس به پايگاهشان بازگشتند. دفع حمله تركمنها توسط روسها جنگ گوگ تپه در 9 سپتامبر 1879 را به پايان رساند. تلفات روسها 7 افسر و 170 سرباز كشته 20 افسر و 247 سرباز زخمي و 8 نفر ناپديد بود و تلفات تركمنها در دفاع از قلعه شان حدود 4000 نفر حدس زده شد كه اكثرشان غير نظامي بودند. بعد از اين نبرد روسها به نقطه اي در فاصله سه چهار ميلي گوگ تپه عقب نشستند و شب يك صف چهار گوش تشكيل دادند. آرسكي ميگويد هيچكس نمي دانست كجاست خيلي وقت گذشت تا فهميديم كه عده زيادي شتربان مخصوصا آنهايي كه مسئول اثاثیه كارمندان بودند با شترها و بسته هايشان به دست تركمنها افتاده بودند.

از سوي ديگر در داخل قلعه وضعيت تركمنها غم انگيز بود 200 موشك 500 گوله توپ و 246000 فشنگ ساچمه اي توسط روسها به قلعه شليك شده بود و عده كثيري را به خاك و خون كشيده بودند.

بعد از مرگ بردي مراد خان، رهبري تركمنها به اراز محمد خان سپرده شده و در طي شورايی بين بزر گان تركمن در مورد شرايط متاركه و تسليم به روسها چنين تصمیم گرفته شد كه افرادي تام الاختيار جهت ابلاغ تسليم محض به روسها به اردوي روسها فرستاده شود. صبح 10 سپتامبر وقتي نمايندگان تركمن نزديك كمپ روسها شدند، مشاهده نمودند كه روسها در حال عقب نشيني به سوي چكلشيلر است. انها به قلعه بازگشته و خبر خوش را براي مدافعان دادند و اين جنگ باتمام كشتار و ويراني اش به پيروزي تركمنها خاتمه يافت. ….

ماخذ : تركمنها در عصر امپرياليسم

تهيه و ترتيب: محمد امين فرهنگ

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: