هیچ تفاوتی بین استحاله فرهنگی و نسل کشی وجود ندارد


Ethnical assimilation in Iran

Ethnical assimilation in Iran

نوبسنده: تهرانلی، منبع: اؤیرنجی سسی – رفتار و اقدمات حاکمیت و مرکزیت به قدری ما را درتنگنا قرار داده  که راهی جز استفاده از متدهای خشونت امیز وجود ندارد. برخی دوستان استفاده از روشهای خشونت آمیز را چندان عملی نمی دانند و حتی نیاز نمی بینند. درحالیکه از دید من جریان هویت طلبی در طی ۹۰ سال اخیر هیچ دستاورد قابل توجهی نداشته و نیاز به خشونت بسیار محسوس است شاید دلیل دیگر نیز بحثی است که اکثر دوستان متوجه نیستند تفاوت نداشتن بین نسل کشی (حذف فیزیکی ) و استحاله فرهنگی است. تفاوت نداشتن نسل کشی و استحاله فرهنگی را نیز نه از دید خودم بلکه از دید حاکمیت برایتان بازگو می کنم.

اکثر گفته ها و نوشته های من از کتاب «مدیریت منازعات قومی در ایران» چاپ دوم می باشند. این کتاب با مقدمه سید محمد خاتمی ریس جمهور سابق ایران همراه است و توسط “مرکز تحقیقات استراتژیک” وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام چاپ شده است. در این کتاب نخست روشهای مدیریت منازعات در جهان مورد بحث قرار داده شده است و سپس به تاریخ و ویژگی های آن در ایران پرداخته شده است. در آخر به مدلهای مدیریت در ایران می پردازد.

نوشته های کتاب را در داخل براکت می نویسم.

«استحاله» یا «نسل کشی»، هدف یکی است.

کتاب در بخشهای نخست خود  به معرفی روشهای مدیریت می پردازد و اولین روش مدیریتی آسیمیله یا به قول کتاب همانند سازی اتنیکی یا استحاله فرهنگی است. کتاب در آخر بخش استحاله نسل کشی را مورد بررسی قرار می دهد و نسل کشی را زیر شاخه استحاله معرفی می کند.

نکات آشنا در بحث استحاله که برایم جالب بود را بیان می کنم:

[اگر افراد وابسته به گروه(قوم و یا ملت)  در مقابل اقدامات همانند سازی (استحاله) از خود مقاومتی نشان ندهند دچار رفتار متناقض می شوند و حتی در داخل گروه  نیر به چشم می خورد تناقضی که ناشی از رفتار تحمیلی گروه خاکم است و یا از خود بیگانگی در آنها به وجود می آید که منشاء آن فراموشی فرهنگ مخصوص به خودشان است]

[همانند سازی براساس تشویق گروه حاکم برای ترک ویژگی های  گروهی (قومی–ملی) استوار است  و معمولا افراد گروه برحسب اعتلای فرهنگی خود عکس العمل نشان می دهند]

[اگر در بین گروه اقلیت و یا قومی احساس حقارت وجود داشته باشد ترک ویژگی هایشان آسان تر خواهد بود. عکس العمل گروه ها در برابر استحاله  اغلب جنبه دفاعی دارد مانند: مهاجرتهای دسته جمعی، انتشار کتاب و نشریه های مختلف به منظور زنده نگه داشتن فرهنگ و سنتها]

[همانند سازی محو کامل فرهنگی را به دنبال دارد به همین جهت می توان آن را نوعی ریشه کن کردن فرهنگ خواند که تمایلات اقلیت مورد توجه قرار نمی گیرد به خصوص که اکثریت اغلب سلطه اقتصادی نیز دارند.]

اما سویقیرم نیز در کتاب این چنین تعریف شده است:

  • کشتار اعضای گروه
  • آسیب سخت به تمامیت جسمی و یا روحی اعضای گروه
  • وارد کردن عمدی گروه به شرایط زندگی که منجر به نابودی جسمی کامل و یا جزیی آنان گردد
  • اقداماتی که مانع از زاد وولد در گروه شود
  • جا به جائی اجباری اطفال از یک گروه به گروه دیگر

اما تفاوت نداشتن بین سویقیرم و استحاله در کتاب اینچنین بیان می شود:

[در نسل کشی و استحاله فرهنگی باید به این امر توجه داشت که هر دو جنایت (کتاب از لغت جنایت استفاده می کند  قابل توجه فعالان معتدل و ملایم)، عاملان یک دید مشترک دارند و آن نابودی دیگری است. اساس نسل کشی نفی و طرد دیگران است آنها باید از بین بروند چون شر مطلق اند. اما در حالی که در استحاله فرهنگی اصل نسبیت شر مورد قبول است]

البته کتاب به مجازات جهانی تعیین ده به سویقیرم نیز اشاره می کند که نشان از در نظر گرفتن نویسنده است.

کاملا مشخص است که رفتار حاکمیت نیز چنین است. حاکمیت نه به دنبال گذران اوضاع بلکه دست به نسل کشی فرهنگی زده و تحمل از جانب ما اقدامات بیشتری را باعث می شود و همانطور که از کتاب بازگو کردم اگر جواب قاطع ندهیم دچار اختلاف داخلی خواهیم شد (البته کاملا معلوم است که دچار اختلاف شده ایم). در نزد حاکمیت اگر سویقیرم مجازات جهانی نداشت بیشک از اقدام به آنهم خودداری نمی کردند. از دید کتاب و بنده هیچ فرقی بین سویقیرم و استحاله فرهنگی نیست و همانطورکه باید در مقابل سویقیرم واکنش نشان دهیم، در مقابل استحاله فرهنگی نیز به همان ترتیب باید واکنش نشان دهیم. استفاده از خشونت مزایا و منافع زیادی نیز دارد ولی هدف این مبحث تنها پرداختن به اهمیت خشونت و درک عدم درستی واکنشمان (با ملایمت و آرامش) در مقابل استحاله فرهنگی بود.

Advertisements

یک پاسخ to “هیچ تفاوتی بین استحاله فرهنگی و نسل کشی وجود ندارد”

  1. offshore corporation Says:

    کردها یکی از اقوام ایرانی هستند که زیرفشار سخت آسیمیله، شمار آن‌ها در دوران شوروی و پس از آن کاهش یافته‌است؛ به گونه‌ای که اگر یک فرد کرد به جای این‌که خود را یک آذربایجانی معرفی کند، بر هویت قومی خویش پافشاری می‌کرد، قادر به پیداکردن شغل نبود.


ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: