يوروويژن، خشم تهران و شادی باکو


Eurovisaion in Baku

يوروويژن، خشم تهران و شادی باکو

تریبون: دکتر محمد حسين يحيايی: تنش بين جمهوری اسلامی و جمهوری آذربايجان از مدت ها پيش آغاز شده و روز به روز عميق تر می شود. اين در حالی است که اين دو کشور نزديکی های فراوانی باهم دارند و ميليون ها ترک آذربايجانی با قرار داد هايی که خارج از اراده و خواست آنها بوده در سال های بسيار دور بسته شده در دو سوی مرزی قرار گرفته اند. آنان بايد آن قرارداد ها و يا معاهده ها را اجبارن و الزامن بپذيرند ! هرچند گذشت زمان، رشد تکنولوژي، آگاهی بشری و گسترش ارتباطات با استفاده از شيوه ها و تکنيک های گوناگون از اهميت اينگونه مرزبندی های تصنعی و قراردادی به شدت کاسته، ريزش لغزش و زوال آن را نزديک تر و عنقريب کرده است.

جمهوری آذربايجان در اوايل دهه 20 قرن بيستم در ترکيب اتحاد جماهير شوروی قرار گرفت و در اوايل دهه 90 با فروپاشی آن اعلام استقلال کرد و به صورت کشور مستقل در نهاد های بين المللي، کنوانسيون های جهانی و پيمان های اقتصادی و سياسی شرکت کرد. بين سال های 1991 تا 95 دوران دشوار اقتصادي، بحران های سياسی و اجتماعی و جنگ تحميلی از سوی جمهوری ارمنستان را پيش برد. با اين جنگ بخش وسيعی( 20 درصد) از خاک خود را از دست داد و بيش از يک ميليون انسان هنوز بعنوان آواره جنگی در مناطق مختلف آذربايجان و در برخی موارد در اردوگاه ها زندگی می کنند. در محکوميت اين اشغال تا کنون چندين قطعنامه از سوی شورای امنيت سازمان ملل صادر شده ولی به اجرا در نيآمده است. با قبول آتش بس و آغاز مذاکرات در مناطق مختلف بويژه از سوی کميته مينسک دوران تثبيت حکومت و دولت آذربايجان به سرعت پيش رفت و تغيير و تحولات مهمی در کشور و ديپلوماسی آن صورت گرفت. از سوی ترکيه به نوعی با پيمان ناتو پيوند خورد و به ايالات متحده آمريکا تمايل پيدا کرد. اين نزديکی تا جايی پيش رفت که صحبت از دادن پايگاه به آمرکا پيش آمد. آمريکا در تمام اين مدت از ديپلومات های برجسته خود بعنوان سفير در باکو استفاده کرد که نشان دهنده اهميت اين کشور در سياست گذاری های جهانی است. در اين ميان باکو رابطه بسيار نزديک خود را با اسرائيل پيش برد و گسترش داد. روابط تجاری آن دو به بيش از 4 ميليارد دلار می رسد. اين رقم برای اقتصاد جمهوری آذربايجان با حجم اندک خود اهميت فراوانی دارد. همکاری های اقتصادی و نظامی تا جايی پيش رفت که اسرائيل در ساخت برخی از تجهيزات نظامی به جمهوری آذربايجان ياری رساند و در يک قرارداد فروش ادوات نظامی به ميلغ بيش از يک ميليارد و 600 ميليون دلار هواپيما های بدون سر نشين شرکت کرد. همزمان ليبرمن وزير امور خارجه و رئيس جمهور اسرائيل از باکو ديدن کردند. اين روند خوشآيند جمهوری اسلامی نبود زيرا با فروپاشی اتحاد شوروی نقشه های ديگری در سر داشت. بر اين باور بود که اکثريت جمعيت آن کشور شيعه مذهب و تحت تاثير ولايت و آيت اله های ايران قرار خواهند گرفت. از آن رو به سرعت دست بکار شد، به سازمان دهی پرداخت، بنام کميته امداد در مناطق محروم به پخش دارو، مواد غذايی و شوينده مشغول شد.برخی از جوانان و افراد متمايل به خود را بطور رسمی و گاهی غير رسمی به حوزه های علميه در داخل ايران وارد کرد و با پرداخت شهريه های کافی به آنان، شرايط رفاهی برای خانواده آنان را نيز فراهم آورد. در برخی از مناطق محروم و شهر های مذهبی مانند نارداران کنترل مساجد را در دست گرفت و به تبليغ دستآورد های دروغين خود پرداخت.

مداخله در امور داخلی آذربايجان از سوی ايران بقدری گسترش يافت که جمهوری آذربايجان با احساس خطر مجبور به پيشگيری از آن شد. فعاليت کميته های امداد، پذيرش طلبه از سوی حوزه های علميه و ديگر مراکز شيعی که فرمان از آيت اله ها می گرفتند، زير نظر نيرو های امنيتی آذربايجان قرار گرفتند. همزمان راديو تلويزيون، انجمن های حقوق بشر، نويسندگان و کنشگران اجتماعی که متمايل به آزادی و سکولاريزم بودند به تشريح، تحليل و تاويل قانون اساسی جمهوری سکولار آذربايجان پرداختند. در اين راستا دولت و پارلمان هم با تصويب و اجرای قانون، محدوديت هايی برای پوشش اسلامی در مدارس بوجود آوردند. محدوديت و ممنوعيت پوشش چادر، مقنعه و روسری در مدارس آذربايجان خشم و فرياد روحانيت قم را در آورد و آنان را به شدت عصبانی و خشمگين کرد. سيل ناسزا و فتوا از سوی مکارم شيرازي، نوری همدانی و ديگران آغاز شد. لنکرانی با فتوايی حکم قتل نويسنده برجسته و مبارز راه آزادی رافيق تقی را صادر کرد و با اجرای آن جنايت در روز روشن از سوی جنايتکاران موج شادی در دل مرتجعين بويژه فرزند لنکرانی افزون تر کرد تا جائيکه همراه با برخی از روحانيان قم آن جنايت را به قاتلان تبريک گفت.

ساخت و ساز شهری به سبک غرب، رشد سريع اقتصادي، تمايل به ارزش های غربی و پافشاری بر سکولاريسم در جمهوری آذربايجان خشم جمهوری اسلامی را افزون و مرتجعين تاريک انديش را تحريک می کرد. جلوگيری از فعاليت گزارشگران تلويزيون دولتی سحر( تلويزيون جمهوری اسلامی) که به زبان ترکی برنامه اجرا می کرد و به تحريک ساده دلان مذهبی در آذربايجان می پرداخت رابطه رو به تنش را ژرفتر کرد، در مدت کوتاهی به دفعات جوانشير آخوندوف به وزارت امور خارجه فرا خوانده شد تا مراتب اعتراض جمهوری اسلامی را به باکو گزارش دهد. در اين ميان جمهوری آذربايجان به غرب و ارزش های غربی توجه داشت، باکو با عضويت در شورای اروپا و انتخاب به عضويت غير دائمی شورای امنيت سازمان ملل روابط خود را با دنيای غرب و نهاد های بين المللی گسترش داد. در اين ميان انتخاب خواننده و هنرمند آذربايجانی در يوروويژن سال 2011 از سوی مردم اين امکان را به باکو داد که اين مسابقه مهم و جهانی را در باکو برگزار کند. از آن رو در يک سال گذشته آبادانی شهر و ساخت کريستال پالاس در کنار دريای خزر و دعوت از هزاران هنرمند از سراسر اروپا زمينه يک تبليغات وسيع را برای آذربايجان فراهم کرد. همزمان خرابکاري، کارشکني، رياکاری و تبليغات جمهوری اسلامی افزايش يافت.

آذربايجان برای مقابله و پيشگيری از نفوذ اسلامگرايان، قانون اساسی خود را در هزاران نسخه تجديد چاپ کرد و در اختيار مردم و نهاد های مدنی گذاشت . بار ديگر بر سکولار بودن دولت و جامعه خود صحه گذاشت. قانون اساسی جمهوری آذربايجان شامل 5 فصل، 12 بخش و 158 اصل است. در اصل اول قانون اساسی جمهوری آذربايجان آمده است. يگانه منبع حاکميت مردم است. در بند 1 از اصل 7 گفته شده، در جمهوری آذربايجان دين و دولت از هم جداست و تمام عقايد دينی در برابر قانون يکسان است. در اصل و بند های ديگر به حقوق يکسان زن و مرد، زن و شوهر، عقد نکاح بر اساس رضايت قلبی و حمايت دولت از آن اشاره کرده است که اين مجموعه به شدت از سوی جمهوری اسلامی ضد دين و باور های اسلامی تفسير می شود.

اصل 47 و 48 از قانون اساسی جمهوری آذربايجان به آزادی بيان و دين پرداخته است، در بند 1 از اصل 47 آمده است. هرکس از شهروندان آزادی فکر و بيان آن را دارد و بند 2 اضافه می کند هيچ کس را نمی توان به ابراز عقيده و يا روی گردانی از فکر و انديشه خود مجبور کرد. بند 2 از اصل 48 آزادی انتخاب دين و يا آزادی از دين را بيان می کند و می گويد. هرکس حق نگرش مستقل به دين، اعتقاد به هر دينی را به صورت فردی و يا جمعی و يا عدم اعتقاد به هيچ دينی را دارد و می تواند آن را آزادانه بيان و يا انديشه و ديدگاه خود را منتشر نمايد. در بند 3 از اين اصل آمده است. انجام مراسم دينی در صورتی که قوائد و نظام اجتماعی را بر هم نزند و يا در ضديت با اخلاق عمومی جامعه نباشد آزاد است. برای پيشگيری از تبهکاری افرادی که خود را در تقسير باور های دينی صاحب کرامات، توانايی و آگاهی منحصر به فرد می دانند، بند 4 از اصل 48 اضافه می کند، عقيده و اعتقاد دينی موجب برائت و يا برهم زدن حقوق جمعی نمی شود و در اين ميان عدم اعتقاد به دين را آزاد می شمارد و در اصل 56 می گويد. حق نامزدی خادمان دين در انتخابات طبق قانون می تواند محدود شود. بنابرين جمهوری آذربايجان هم سکولار است که جدايی دين از سياست را پيشبينی می کند و هم لائيک است که اراده بشر را بالاتر از هر چيز و آن را دنيوی تفسير می کند. اين قانون اساسی با ماهيت دمکراتيک و بشری خود به باور طرفداران ولايت، کفر آميز و الحادی است زيرا اساس حاکميت را مردم می داند که می توانند انديشه، باور و ديدگاه های خود را آزادانه بيان کنند.

در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران، انسان بی اراده و تسليم مطلق است و هيچگونه اراده ای از خود ندارد و حق تعيين سرنوشت سياسی و اجتماعی خود را هم ندارد، زيرا عقل و خرد انسانی جايگاهی در آن ندارد. رابطه بين انسان و خالق را ولايت و اجتهاد تعيين می کند، در اصل دوم از قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده است:

جمهوری اسلامي، نظامی است بر پايه ايمان به :

1: خدای يکتا و اختصاص حاکميت و تشريح به او و لزوم تسليم در برابر امر او.

2: وحی الهی و نقش بنيادی آن در بيان قوانين.

3: معاد و نقش سازنده آن در سير تکاملی انسان بسوی خدا.

4: عدل خدا در خلقت و تشريع.

5: امامت و رهبری مستمر و نقش اساسی آن در تداوم انقلاب اسلامی.

6: کرامت و ارزش والای انسان و آزادی توام با مسئوليت او در برابر خدا. که از راه: الف_ اجتهاد مستمر فقهای جامع الشرايط بر اساس کتاب و سنت معصومين…، و متن، روح و ذات قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران در تقويت اين اصل قرار می گيرد. بنابرين نگرش اين دو قانون اساسی به انسان متفاوت و ارزيابی ارزش ها هم متفاوت خواهد بود. قانون اساسی جمهوری آذربايجان به دولت، هنرمندان و ديگر ارگان ها و نهاد اجازه می دهد که برای شادکامي، شادزيستی و نشاط آفرينی در جامعه تلاش کنند. در اين راستا هنرمندان آذربايجان هم در سال های اخير موفقيت های چشمگيری بدست آوردند. آخرين آن شرکت بيش از 42 کشور در نمايش بزرگ و چشمگير يوروويژن در باکو است که در شنبه 6 خرداد برگزار خواهد شد. در اين راستا چندين هزار توريست و هنرمند برای شرکت در اين مسابقه به باکو مسافرت کرده اند. صد ها کانال راديويی و تلويزيونی همراه با پخش مستقيم اين مسابقه آواز به تبليغات وسيع و گسترده ای از آذربايجان پرداخته اند. آنان در هفته موسيقی در باکو از مراکز توريستي، هنري، صنايع دستی و مراکز تفريحی ديدن می کنند و شادی دل انگيزی را همراه خود به باکو آورده اند. جوانان با رقص و آواز آنان را همراهی می کنند.

 مسابقه يوروويژن خاری در چشم ذوب شدگان ولايت از ماه ها پيش بود، آنان تبليغات گسترده ای در راديو تلويزيون و ابزار تيليغاتی رژيم آغاز کرده اند ، راست و دروغ را درهم آميخته، گفتند همجنس گرايان در باکو رژه خواهند رفت و گاهی هم از کلمات رکيک استفاده کرده، مردم آذربايجان را به تظاهرات و مقابله با مسابقه يوروويژن دعوت کردند، بار ديگر فتوا های هميشگی صادر شدند. امامان جمعه در خطبه های نماز نظام جمهوری آذربايجان و شخص الهام علی يف را هدف گرفتند. محسن مجتهد شبستری امام جمعه تبريز در نماز جمعه 11 ماه مه گفت. اگر اين کار انجام گيرد دولت الهام علی يف ساقط خواهد شد… اين رقابت ضد اسلامی و ضد انسانی است… اين رژه همجنسگرايان صد ها نفر را در باکو بی خانمان کرده اند. علی نعمت زاده امام جمعه مرند پا را فرا تر گذاشت و گفت. 95 درصد از ملت آذربايجان با علی يف مخالفند… خشم مردم آذربايجان، مرند و ساير شهر های اسلامی غير قابل مهار خواهد بود و همزمان يک بسيجی از دانشگاه محقق اردبيلی هم گفت: مردم آذربايجان با سرنگونی دولت لائيک در آن کشور يک دولت شيعی سرکار خواهند آورد. در اين راستا تظاهرات در برابر کنسولگری آذربايجان در تبريز و باکو ادامه يافت، در باکو هم اين بار رهبر جمهوری اسلامی هدف بود و به شدت از سرکوب ها ، مداخلات جمهوری اسلامی در آذربايجان و خشک شدن درياچه اورميه انتقاد شد. سفارت جمهوری اسلامی بی درنگ واکنش نشان داد و با انتشار بيانيه ای نوشت : عده ای فريب خورده و آلت دست دشمنان اسلام به ساحت مقدس رهبر شيعيان جهان توهين کردند… اين اهانت را به امام دوازدهم تسليت می گوئيم و آن را فاجعه غم انگيز می خوانيم… جمهوری اسلامی در اعتراض به اين تظاهرات سفير خود را از باکو به تهران فرا خواند و بار ديگر اعتراض خود را به جوانشير آخوندوف ابلاغ کرد. آنچه در اين بيانيه مشاهده می شود توهين به رهبری است که خود را رهبر شيعيان جهان می داند، و هرگونه حق طلبی در داخل ايران را مغاير با مصلحت نظام و رهبری می خواند و آن را به شدت سرکوب می کند. حتا اگر اين اعتراض به خشک شدن درياچه اورميه و به مخاطره افتادن ميليون ها انسان در پيرامون آن باشد.

جمهوری آذربايجان سال های طولانی در ترکيب اتحاد جماهير شوروی قرار گرفته، با دمکراسی از نوع غربی آن آشنايی کافی ندارد. شايد تنها نکته مثبت آن آشنايی و آگاهی از عملکرد دين و نهاد های وابسته به آن در سياست باشد. از آن رو در جابجای قانون اساسی خود به خطر مداخله دين در سياست اشاره کرده است. ولی مبارزه برای رسيدن به دمکراسی همچنان جريان دارد. کانون نويسندگان، روزنامه نگاران، هنرمندان و نهاد های مدنی در جمهوری آذربايجان با تحمل زندان و گاهی شکنجه به مبارزه خود برای رسيدن به دمکراسی و رهايی از استبداد تلاش می کنند. آنان رابطه با نهاد های جهاني، بويژه همکاری با مردم و نهاد های مدنی در کشور های پيرامونی خود را بخشی از اين مبارزه می دانند. اتحاد کارگران، زحمتکشان، نهاد های مدنی بويژه جوانان در اين منطقه می تواند راهگشای رسيدن به دمکراسی و رهايی از قيد و بند هايی باشد که ساليان طولانی بنام ولايت و خاندان حاکم بوده است…

mhyahyai@yahoo.com

Advertisements

یک پاسخ to “يوروويژن، خشم تهران و شادی باکو”

  1. sahar Says:

    واقعا شما فکر میکنید تو آذربایجان دموکراسیه؟


ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: