حکایت مهاجرت سیستانیها به ترکمنصحرا از منظری دیگر!


نقشه کامل ترکمنصحرا

نقشه کامل ترکمنصحرا

غفّار بردی آزادی:- 26 مرداد 1390

در سرزمین حاصلخیز ترکمن صحرا که با دشت ها و جلگه ها و زمین های مرغوب کشاورزیش و بویژه کشت وسیع  گندم و پنبه خود زمانی به سرزمین طلای سفید مشهور بود، بعد از حکومت قاجار بارها و بارها برای تغییر موقعیت معیشتی و جمعیتی این سرزمین ترفندهایی در آن صورت گرفته است. در دوره خاندان پهلوی، به محض سرکوبی مقاومت آزادی خواهان ترکمن به رهبری عثمان آخون، طی اقدامی گستاخانه و بغایت فاشیستی، بخش وسیعی از مراتع دامی و زمین های مرغوب کشاورزی، تحت عنوان « املاک پهلوی» به تصرف رضا شاه در می آید.

سپس و در طول حکومت پنجاه ساله  آنان، با تقسیم جغرافیایی این استان بین خراسان و مازندران و اتلاق نام « دشت گرگان» به ناحیه ای از آن، سعی می شود تا هویت جغرافیایی و اتنیکی این منطقه ( که از دیرباز به ترکمنصحرا و یا حتی بخش جنوبی ترکمنستان مشهور می باشد) انکار گردد. شاخص ترین سیاست بکار برده شده  « طرح اصلاحات ارضی شاهنشاهی» می باشد که با واگذاری و یا فروش بسیاری از این زمینها به درجه داران و سرمایه داران غیربومی، طبقه جدیدی از غاصبان جدید، بنام ملاکین در این منطقه را در بر داشته است. تحمیل شدن مالکین جدید در ترکمن صحرا، تغییراتی را در نحوه کشت و داشت و برداشت ( سیاست کشاورزی ) ایجاد می نماید. حکومت شاه که نماینده مخصوصی بنام سرلشکر مزین را در منطقه داشته است، طی طرحی سری بنام انتقال و اسکان سیستانیها، موجی از جمعیت های آن استان محروم و بی حاصل را با وعده های زمین و کاربه ترکمن صحرا انتقال می دهد. بر اساس این طرح، سیستانی ها و بویژه زابلی ها، وسیع ترین جمعیت مهاجری ترکمن صحرا را عبارت می سازند. با روی کار آمدن جمهوری اسلامی، سیاست کوچاندن زابلی ها نه تنها قطع نمی گردد بلکه به چندین برابر هم افزایش داده می شود. سیاست تشدید مهاجرت زابلی ها به ترکمن صحرا، خود دارای چندین دلیل می باشد. اولا: به این خاطر که جمعیت بومی منطقه یعنی ترکمن ها هم سنی مذهب می باشند و هم از ملیت و فرهنگی دیگر، دستگاه اطلاعاتی رژیم سعی می نماید تا با افزایش مهاجرین زابلی، موازنه و ترکیب اتنیکی منطقه را به هم زده و ترکمن ها را در سرزمین مادری خود به اقلیت تبدیل بنماید. نمونه مشخص این سیاست را سابقا صربها در کوسوو و ارمنی ها در قره باغ و چینی ها در ترکستان شرقی ( سین کیانگ) اجرا نموده اند.

ثانیا: سیستم حکومتی ولایت فقیهی به دلیل کاستی بودن خود، اعتمادی به جمعیت های غیر شیعه مذهب ١٢ امامی ندارد و بنا بر این بر این تلاش است تا با گذاردن زابلی ها در ارگانهای تصمیم گیری سوپاپ اطمینانی را برای ادامه سیاست های سرکوبگرایانه خود بیمه بنماید و اگر مشاهده می شود که بر تعداد آنان در ادارات و نهادهای حکومتی هر دم افزوده می شود، نباید تعجب نمود.

هم حکومت پهلوی و هم حکومت جمهوری اسلامی، بر اساس سیاست آسیمیلاایستی، خواهان نفی سرزمین ترکمن ها می باشند. ایجاد استانهایی مانند دشت گرگان و یا اخیرا گلستان، دقیقا ریشه در این سیاست دارد. چنانکه مشاهده می شود، زابلی هایی که به منطقه آورده می شوند، توسط ارگانهای منطقه ای و برخی انجمن های پنهانی، به سرعت به نون و نوا رسیده و در موقعیت های بهتری قرار می گیرند، حال آنکه به همان میزان نیز بر جمعیت بیکار جوانان و بخصوص تحصیل کردگان ترکمن افزوده شده و برخی از آنان در جهت کار و گذران زندگانی، به سوی استانهای دیگر منجمله سیستان و کرمان و …. رانده می شوند.

زابلی هایی که با حمایت حکومت موجود به موقعیت هایی دست یافته اند، با سوء استفاده از فرصت فراهم شده به آزار مردم می پردازند. گستاخی آنان در آزار رسانیدن به مردم منطقه، تا بدان حد بالا رفته است که حتی اهالی غیر ترکمن بومی منطقه نیز مدتهاست که طاقت خود را از تحمل آنان از دست داده اند. دستگاه اطلاعاتی حکومت که وظیفه آن ایجاد رعب و وحشت در مردم و متفرق نگهداشتن آنان می باشد، به شکل رندانه ای از وجود آنان استفاده می نماید. یکی از شگردهای ناپاک در این رابطه، بکارگیری سیاست « تفرقه بیاندازو حکومت کن » می باشد، طوری که زابلی ها با استفاده از موقعیت خود در ارگانهای دولتی، به اشکال مختلف، سیاستهای تبعیض آمیز و زننده ای را بر علیه مردم بومی اجرا می نمایند. بستن جریمه های بی مورد، معطلی و پشت گوش انداختن کار عادی و اداری مردم و بویژه شیوه های کثیف اخاذی و رشوه خواری، از این نمونه ها است.

علاوه بر موارد قید شده، ماموران اطلاعاتی رژیم نیز که اکنون توانسته اند، پایگاهی را در بین ساکنان منطقه دست و پا بکنند، برای اجرای طرح های دراز مدت خود، دسیسه هایی را تدارک می بینند و با نوشتن کتاب و ساختن تاریخ و سابقه برای آنان، فاز دوم تراژدی تاریخی را به مرحله عمل می رسانند و کار به جائی رسیده است که آنان را در ردیف قدیمی ترین ساکنان منطقه معرفی می نمایند. بر اساس این تاریخنگاری و هویت سازی جدید، انگار که این ترکمنها هستند که مهاجرند و زابلی ها « ایرانیان اصیل و پاک نژاد و بومی » هستند که از حق آب و حیات در این منطقه برخوردارند.  در این رابطه و اخیرا یک مطلب تازه از قول یک نویسنده مجهول الهویه ای که خود را زابلی می داند،  در وبلاگی بنام « سیستانیهای استان گلستان» به چاپ رسیده است که جوهره و پیام آن، سرتا پا توهین به ملت ترکمن می باشد. نویسنده مشکوک این مطلب با نوشته کذائی خود سعی نموده است تا به شکلی ترکمن و زابلی را در مقابل یکدیگر قرار بدهد. اینکه، بدین شکل، وبلاگی پیدا می شود و اینچنین مطالبی را درست در این شرائط  درج می نماید جای سوال بسیاری را با خود دارد؟.

خوانندگان خوب می دانند که چندی پیش نیز برخی از مقامات جمهوری اسلامی در منطقه، با ترتیب دادن مصاحبه و غیره تلاش نموده اند تا ضمن نفی حرکت های آزادی خواهانه ملت ترکمن در اوایل انقلاب و معرفی آن در حد غائله و آشوب به شکلی اوضاع جوی منطقه را مخدوش بنمایند که می تواند بخشی از دکترین سیاسی جدید جمهوری اسلامی برای ترکمن صحرا باشد.

خواندن چنین مطلبی از زبان یک « زابلی » که بر ایراندوستی و وطن پرستی خود خیلی شیفته است (انگار که دیگران نیستند)  از برخی نظرات قابل توجه می باشد. اینها که خود را تاریخدان می دانند و از «ب» بسم الله   تا «م» والسلام، از تهمت و توهین به ملت آزاده و صلح دوست ترکمن ابایی ندارند، به نظر می آید که خود از عاملین اطلاعاتی حکومت اسلامی باشند. درج گستاخانه چنین مطلبی در وبلاگ های فعلی بدون سانسور، دلیلی است بر این ادعا. ثانیا و می بایستی، این موضوع را فهمید که، دلیل اینهمه پرخاشگری و جو سازی علیه ترکمنان در این شرائط، در چیست؟. آنهم ترکمن صحرائی که برخلاف کردستان و بلوچستان که بودن پژاک و جندالله می تواند بهانه هایی به دست نیروهای امنیتی بدهد، بسیار آرام است و مردم صلح دوست ترکمن نیز با صبوری و بردباری تاریخی، همه ظلم ها و تبعیضات وارده را تحمل می نمایند؟.

 با یک محاسبه ساده می توان نتیجه گرفت که، دلیل درج چنین مقاله توهین آمیز و تفرقه افکنانه، تنها هویت بخشیدن به زابلی ها را مد نظر داشته و هدف از درج اینگونه مطالب، در درجه نخست « ماهی گرفتن از آب گل آلود » می باشد.

بدنبال تحریم های گسترده قدرت های بزرگ که می رود تا نبض اقتصادی و شریانهای حیاتی جمهوری اسلامی چون بانک مرکزی را  دربر بگیرد و بدنبال قیام قهرمانانه مردم سوری، که تنها حامی و پایگاه مطمئن حکومت اسلامی در منطقه را هردم بسوی فروپاشی می راند، دستگاه اطلاعاتی و امنیتی حکومت اسلامی برای دوام حاکمیت و حفظ نظام ولایت فقیهی، شیوه های توطئه گرانه و تفرقه افکنانه تازه تری را آزمایش می نماید. یکی از این ترفندهای دیرآشنا، که با توسل به همان شیوه قدیمی یعنی « تفرقه بیانداز وحکومت کن » پیشبرده می شود،  دامن زدن به اختلافات مذهبی و یا قومی در بین ملیت های ایرانی موجود می باشد. اگر توسل به شیعه گری افراطی، سلاحی بوده که بیش از سی سال به حیات جنایت پیشه این حکومت دوام داده است، در جنب این سیاست، آنان می کوشند تا با تلفیق قومگرایی افراطی فارس با شیعه گری ، پایگاه وسیعتری را برای حمل سیاستهای سرکوبگرایانه خود تدارک ببینند.

 این ترفند، گاهی با راه انداختن طنز و کاریکاتورهای توهین آمیز به ترکی زبانان آذری، انجام می گیرد، گاهی نیز با زنده کردن داستانهایی مانند ابولولو و « عمرکشان» . حتی زمینه سازی برای تبدیل واحد پولی از تومان به پارسی نیز نمیتواند از این سیاست تفرقه افکنانه چندان بدور باشد.

برای نیروهای روشنفکری و طیف های آگاهتر ترکمن ها، جریان یابی چنین ترفندهایی می تواند زنگ خطری جدی باشد. باید هشیار بود و از کشیده شدن به دامهایی که می تواند فاجعه آمیز باشد پرهیز نمود. تفرقه افکنی بین اقوام و ملیت ها و مذاهب مختلف در ایران همیشه یکی از عناصر اصلی سیاست های قدرت های حاکم بر ایران را تشکیل می داده است. مسئله زابلی و استفاده کردن از آنها برای ایجاد اختناق با توجه به ماهیت حکومت اسلامی کاملا قابل پیش بینی است. بنا بر این می بایستی با این پدیده آگاهانه برخورد نمود و خشم و کین خود را برای شرائطی آماده نمود تا سرنوشت این حکومت ظالم فرا برسد.%
Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: