قضاوت یکجانبه در تاریخ نگاری پی آمدی جز رسوائی تاریخ نگار متخاصم نتیجه ای نحواهد داشت!


ع. فروتن

ع. فروتن

توضیح خوجه نفس: در پی انتشار مقاله «مهاجرت و کوچ اجباری اقوام سیستانی به ترکمن صحرا در سایه سیاست عصر قاجار و پهلوی» که در وبلاگ «سیستانیهای گلستان» درج شده بود، باعث انزجار روشنفکران ملتمان قزار گرفته است. از آنجائیکه محتوای مقاله از هیج پرینسیپ علمی – تحقیقاتی پیروی نمی کند، مع الوصف وارونه جلوه دادن فاکتهای صریح مواد تاریخی، خود گناهی نابخشودنی است.  ملت شریف ترکمن هیجوقت در قبال اینچنین تحریفات مغرضانه در شناسنامه خود بی تفاوت نحواهد نشست.  … یکی از هموطنانمان بعداز مطالعه مقاله رنجش قلبی خودرا چنین بیان داشته است که ذیلاً آنرا درج میکنیم:

فیسبوک دانشکده  تاریح و آداب و رسوم ترکمن: بعد از خواندن این مقاله به راستی نمی دانستم چه بنویسم و از کجا بنویسم! تصویر نوجوانان و جوانان پسر و دختر ترکمن به ذهنم جاری می شود که بعد از خواندن این مقاله بدون داشتن هرگونه دانش تاریخی، جامه ی ترکمنی از تن دریده و از خویشتن بیزاری جسته و پیاپی در زندگی خویش در پی اختلاط و اتصال خویش در دیگر اقوام خواهند بود. آن چه بیشتر از جان آدمی می کاهد، در پی دانستن نرفتن است و همین بس که اینچنین مردمی را… پالان توان سوار کرد. در نگاشتن تاریخ، غالبا دو حوزه وجود دارد، حوزه ی درونی و حوزه ی بیرونی و تاریخ نگار غالبا از یکی از این دو حوزه شروع به نگاشتن می کند. یک تاریخ دان ممکن است همه وقایع را از حوزه ی درونی یعنی حوزه ای که خود متعلق به آن است به رشته ی تحریر در آورد و غالبا تمام بلاها را دیگران بر وی تحمیل کرده اندو خود همواره صاحب حق بوده و تاریخ سازو تمدن ساز. یعنی خود بزرگ بینی و دیگر خوار بینی! در این حال ممکن است تاریخ دان دیگر از حوزه ی بیرونی یعنی حوزه ای که تاریخ نگار اولی بدان متعلق نیست شروع به نوشتن مطالبی همچون همتای خویش برای وی نماید. و در این بین نزاعی در می گیرد و شاید تاریخ دان سومی بتواند مشکل را تا حدودی حل کند. این گونه است که در مواقعی می توان از تاریخ به عنوان سلاحی نامرئی استفاده کرد و کرد آنچه نتوان کرد. هدف این نبود که بگویم دستی در تاریخ دارم فقط احساس مسئولیتی شد تا آنچه را تاکنون دست و پا شکسته مطالعه شده بود در این فضای سایبری پر اختناق به اشتراک بگذارم.
معتقدم بزرگترین تحقیر، تحقیر نژادیست و آن بانی و بانیانی داشته که مجال نگارش می طلبد. نمی خواهم خود را درگیر جریاناتی کنم که هدفش درگیری و نزاع بین اقوام ایران زمین است و گر اینچنین نبود خود پیداست که مشکل از کجاست. ولی نمی توانم در برابر آلت دست شدن عده ای که خود نمی دانند چه ضربه ای به ایران زمین وارد می کنند سکوت پیشه کنم. به راستی چه کسی در این بین منفعت برد؟ آیا در وضع بدتری گرفتار آمده اید؟ به راستی چرا همینک به صورت گروهی مهاجرت صورت می گیرد؟ شما که دم از عشق به وطن می زنید همینک آزاد هستید تا به سرزمین مادریتان سیستان باز گردید تا شاید جوانان به اعتیاد گرفتار شده ی ترکمن از دست آن رهایی پیدا کنند. شاید زمین های خشک و بی آب علف ترکمن صحرا که شما آباد کردید دوباره خشک و بی آب و علف شوند و شما نفسی به راحتی بکشید. شاید در اداره جات منطقه چند ترکمن بی سواد استخدام شوند و از لطفی که شما بدان ها کردید بهره مند شوند و شاید های دیگر. اصولا تر کمن ها جزئی از جامعه ی انسانی و بشری نیستند! زنان و بچه هایی که از آنان کشته و به اسارت برده می شده و شما به اشتباهی مختصر اشاره ای بدان ها کردید مانند دیگر زنان و کودکان نیستند. دام هایی و اسب هایی که از آنان توسط حکومت های وقت به غارت می رفت به شمار نمی روند! چگونه است که حرکتی غارت خوانده می شود و دیگر سرکوب آشوب؟ آشوبی که برای احقاق حقوق خود بوده و غالبا جنبه ی تلافی جویانه داشته و سرکوبی که از غارت بدتر است. مشکل ترکمن این نبود ه که جنگ می کرده اند، مشکل آنان دولت های وقت ایران و روسیه و دیگر همسایگانی بود که نام بردید. این جز خصوصیت اخلاقی ترکمن ها بوده که سر تسلیم در برابر حرف زور و جور پایین نمی آورده اند و هر حرکتی را پاسخی داده اند و باج نداده اند. حتی در شرایط بد اقتصادی، حتی در صورت جنگ های داخلی. قومی که هرگز سر راحت بر بالشت نگذاشت چون نخواست که آزداگیش را از دست دهد. نخواست که دیگران بر وی بتازند. هر که تاخت بر وی تاخته شد. و با حذف شرایط بد بیرونی خود امروزه شاهد هستید ترکمانان چگونه هستند و چگونه رفتاری دارند و امن ترین مناطق کجا ها هستند؟ چگونه است که نامی از قومیت حکومت های که نام بردید نیاوردید و هر جا خواستید دم از قتل و غارت بزنید نام ترکمن را بر زبان آوردید. این سلجوقیان، خوارزمشاهین که بوده اند؟ به راستی نمی دانستید که در کتب تاریخی آق قویونلوها، قره قویونلوها، صفویان، قاجارها، عثمانیان، و دیگر حکومت های کوچک و بزرگ جزئی از قوم ترکمن بوده اند؟ آن ها رفتند و ما ماندیم در سرزمینی که در آن بزرگ شده ایم، و نام ترکمن هم با ما ماند. کتاب های تاریخ عالم آرای عباسی، رستم نامه، اغوزهای فاروق سومر و بسیاری کتب دیگر شاید هویت اینان را بهتر هویدا سازند. حتی دیگر طوایف ترکی که به زبان آوردید از جمله طوایف ترکمنی(اغوز) بوده اند که مدت ها قبل به دیگر مناطق کوچ کرده و بعدا به قول شما به مناطق شمالی کوچانیده شده اند. و ظاهرا نمی دانستید که روزگاری از مرزهای چین و هندوستان گرفته تا اروپا بدست نیاکان همین ترکمن ها اداره می شده است. و شما دم از نژاد های مختلف و برتری های آن ها می زنید و هیزم بر آتش دشمنان می ریزید؟ به راستی اگر تحقیق علمی بود چرا اینگونه؟ چگونه می شود که با خواند کتاب «ترکمن ها در عصر امپریالیسم» بغض گلو را می فشارد( پژوهشی که پروفسوری در باب مردم ترکمن انجام داده است) و با خواندن مقاله ی شما نفرت وجود آدمی را فرا می گیرد؟ و پیداست که نوشته هایتان از کجا سر چشمه می گیرد. از همان خلا هویتیتان. خلا هویتی که شما نیز بدان گرفتار شده اید و به ناچار در این تورنومنت که جنون اوهام تاریخی همگان را فرا گرفته خود را به بازی گرفته اید و به گونه ای ابراز وجود کرده اید. پنداشتید تا شاید با ترور شخصیتی قومی برای خود آبرویی کسب نمایید. هر چند می دانم بسیار فرهیختگانی هستند که از دیار سیستان با نظرات شما مخالفند. سیستان بزرگ.
در باب تاریخ ترکمن کتاب های فروانی به نگارش در آمده است و در رابطه با نژاد وی می توان به کتاب » ترکمن کیست؟» مراجعه کرد. این کتاب را هموطنی از اهالی شمال(غیر ترکمن) و از حوزه ی بیرونی نسبت به ترکمن ها نوشته است ونزدیک ترین به واقعیت می تواند باشد وخواندن آن به همه توصیه می شود. در این نوشتار فقط رفع نزاع بین مردمان ایران زمین مد نظر بوده و آگاهی مردمان آن. مردمان پاینده ی آن..

عبدالّرحمن فروتن

Advertisements

3 پاسخ to “قضاوت یکجانبه در تاریخ نگاری پی آمدی جز رسوائی تاریخ نگار متخاصم نتیجه ای نحواهد داشت!”

  1. miaad Says:

    جانم فداي حقيقت

  2. Hojanepes News Says:

    بســـــــــــیار مــمــنــونــم هموطن عزیزم!

  3. hakim Says:

    مطالب خوبی بود استفاده کردیم.
    بهتر نیست به وبلاگ مورد نظر هم رفته چند نظری هم بدیم.
    با تشکر


ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: