دهه نود آیا دهه فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی خواهد بود؟- قسمت دوّم


زباله تاریخ

زباله تاریخ

ارسال از: آراز – طرفداران  تعامل  اسلامی !

تک صدائی ، بویژه بعد از قرار گرفتن میل رهبر بر یکدست ساختن حاکمیت و تک قطبی  ساختن ساختار قبیله ای روحانیت شیعه ، همانند مقوله فساد مالی  به مشخصه ماهوی و اصلی جمهوری اسلامی  مبدل شده است. کسانیکه در عین باور  مطلق به نظام  سیاسی و ولایت  مطلقه فقیه و ادعای پیروی از رهبر ، مدعی تعامل اسلامی و چند صدائی  در ارکان حکومتی هستند ، هنوز نیز نظامی را که در تمامی اعمال و جنایات آن خود نیز شریکند، به درستی  نشناخته اند.  و یا از لحاظ تاکتیکی برای بز ک چهره رژیم خود به تعامل و تساهل  جهت افزودن چند صباحی  دیگر به عمر آن می کوشند ، در نوبت حذفهای آینده رژیم در دهه نود قرار دارند! …

در دهه قبل چهره های اصلاح طلبی چون عباس عبدی ، سعید حجاریان ، مصطفی تاج زاده و کدیور و عماالدین باقی و سروش و… همانند علی مطهری و همفکران وی در مجلس و دولت سخن می گفتند که بجز ترور ، زندان و مهاجرت اجباری به خارج کشور ، چیزی نصیب آنها نشده است. افراد مشابه آنها که امروزه در سطح بالا و در میان نهادهای حکومتی حضور دارند و به ماهیت نظامی – امنیتی جمهوری اسلامی و به سیاست یکدست سازی حاکمیت و روحانیت پی نبرده اند، از طرف هسته قدرتمند این نظام با اتهاماتی از قبیل ، سست ایمان ،فاقد بصیرت ، منافق و اهل مجامله و معامله  با غرب ، عدم ذوب شده صد درصدی در رهبری   و غیره  به سرنوشت طرفداران چند صدائی در جامعه اسلامی و رژیم اسلامی دچار خواهند شد. هر چند که آنها نیز همانند اصلاح طلبان که همیشه التزام خود به قانون اساسی و رهبری را اعلام و حریم رهبری و نهادهای  تحت اداره مستقیم وی را همواره رعایت می کنند! از هم اکنون  علائمی  که قبل از سرکوبی اصلاح طلبان به آنها نیز فرستاده می شد به موافقان چند صدائی امروزی نیز ارسال شده است . خامنه ای در دیدار  با جامعه مدرسین حوزه  علمیه قم ضمن ستودن احمدی نژاد که وی هر عیبی هم که داشته باشد  فضیلتش در اطاعت محض از  مقام رهبری است و اینکه برخلاف اسلاف خود ، عقیده به چند صدائی ندارد ، مطرح کرده اند که : » یک روزی توی این کشور تلاش می شد ، هم شعارش داده می شد و هم عملا تلاش شد که حاکمیت دو گانه درست کنند . معنایش این بود که در رهبری  و ولایت فقیه را از جایگاه تعیین کنندگی و فصل الخطاب  بودن کنار بیندازند  و برایش  رقیب در ست کنند. آن کسانیکه  این را مطرح کردند  یک وقت چشم به دولت دوختند  نتوانستند ، مجلس را اینجوری کنند ، نتوانستند. بالاخره حاکمیت دو گانه را هم شعار قرار دادند و هم دنبالش رفتند . این حاکمیت  فقط شعار داخل نبود که بگوئیم اشخاصی  در داخل این شعار را می دادند. همان وقت  آمریکاییها هم این را می گفتند ولی  از وقتی که آقای احمدی نژاد آمده حاکمیت دوگانه مطرح نیست . حاکمیت یگانه است » ! این است  معنای  استبداد  و اختناق بی قید و شر ط و اینست درک خدایگان سالار رژیم اسلامی از چند صدائی و این است  چراغ سبز و صدور مجوز به نیروهای  امنیتی . نظامی و به ارگانهای  تحت نظارت مستقیم خود برای کوبیدن طرفداران  امروزی چند صدائی در رژیم اسلامی در دهه پیش رو!

مجالس دیکتاتوری

3-آغاز جنگ در صف اصولگرایان !

بنیاد گرایان ی که خود را بنام » اصولگرایان » می نامند و بدنبال کودتای انتخاباتی سال 88 به پیروزمندان اصلی میدان سیاست و قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل شده اند ، اکنون به چنان تشتت و بحرانی در صفوف خود بر سر تقسیم قدرت و ثروت  دچار شده اند که در تاریخ رژیم اسلامی در جدال و ستیز دسته بندیهای  درونی آن بی سابقه  بوده و با آغاز  دهه نود ، این نبرد وارد فاز نوین و تعیین کننده خود خواهد گردید.

بنیاد گرایان حاکم  اکنون خود به چندین دسته اصلی وفرعی تقسیم شده اند. یکی از آنها که با عنوان راست سنتی مشخص میشوند ، بعنوان ضعیف ترین حلقه در درون ارگانها  و نهاد های حکومتی ، اما پر نفوذ ترین گروه در میان بازاریان از » حزب موئلفه اسلامی »  و به رهبری عسکر اولادی و » جامعه اسلامی مهندسین » تشکیل می گردد. احمدی نژاد که دوبار در مقابل واکنش اعتراضی و قدرتمند بازاریان مجبور به عقب نشینی از سیاست مالیاتی خود گردیده است ، جهت بدست آوردن حمایت بازاریان از دولت خود و بازی با کارت جناح سنتی راستگرایان درمقابل  دیگر جناح بندی های  اصولگرایان  سعی در فعال ساختن و دمیدن روح  تازه ای  به کالبد  فرتوت  و فربه شده  آنها دارد.  وی اخیرا  برای هماهنگی و نزدیکی با این جریان در انتخابات آتی مجلس اسلامی ، جلساتی  با سران این جریان ، حداد عادل ،ولایتی  و عسکر اولادی  داشته و عسکر اولادی  نیز متقابلا اقدام احمدی نژاد  را » کار شجاعانه ای » توصیف کرده و از برگزاری » جلسه ای پنج نفره  ار اعضای جبهه  پیروان خط امام و رهبری» با احمدی نژاد در آینده ای نزدیک خبر  داده است !

دومین جناح بندی  در درون بنیادگرایان » گروه موسوم  به » ایثارگران » متشکل از فرماندهان رده های بالای سپاه و وزارت اطلاعات و بسیج هستند که نه تنها در تمامی ارگان های حکومتی تحت اداره مستقیم ولی فقیه مواضع کلیدی و تعیین کننده ای دارند و در دولت ، مجلس و قوه قضائیه ، شورای امنیت ملی ، رادیو و تلویزیون ، شورای نگهبان و خبرگان حضور پر قدرتی دارند ، بلکه بخش عمده ای از اقتصاد کشور که شامل بنیادهای گوناگون ، قاچاق مواد مخدر ، بازار سیاه واردات و توزیع کالا ، شرکت های بزرگ تحت عنوان خصوصی سازی و واگذاری شده  به آنها  چون شرکت مخابرات  ، اعتماد مبین و مهر اقتصاد  ایرانیان و پروژه های بزرگ نفتی و گازی ، مترو و بازار بورس و… را که بدون مناقصه از طریق قرارگاه خاتم النبیا  بدست آورده اند  در قبضه داشته و قدرت مافیائی خود را هر روزه گسترش  میدهند . این گروه از بنیادگرایان در اصل هسته ای از نیروهای سپاه و واواک بودند  که با تصفیه های درونی خود در بالاترین رده ها توانسته اند حلقه ای از فرماندهان  همفکر و همسو  با فرماندهی کل خود یعنی خامنه ای و اعضای بیت رهبری  تشکیل داده و با روی کار آورده شدن احمدی نژاد  توانسته اند  هسته اصلی قدرت و منابع اصلی ثروت را در حکومت اسلامی بدست آورده و سیاست یکدست سازی حاکمیت  را به نفع نیروهای امنیتی و نظامی تمام بکنند. بنابراین اگر تحریم های  شورای امنیت و تحریمهای یکجانبه آمریکا و اروپا ، مستقیما  علیه سپاه پاسداران و واواک بکار گرفته شده است ،این امر به معنای تحریم اداره کنندگان اصلی مجتمع های نظامی – صنعتی ، بیولوژ یک و برنامه هسته ای رژیم و صاحبان اصلی قدرت و ثروت  و در اصل کلیت رژیم اسلامی است !

اما، وحدت » ایثارگران » نه عامل دررونی ، بکه عامل خارجی در مقابله با خاتمی و خاتمه کار او و مجلس ششم  بود که عمدتا در دست اصلاح طلبان  دولتی قبضه شده بود و برای انجام ماموریت یکدست سازی حاکمیت و دولت  در دست ولی فقیه و هسته امنیتی – نظامی وی بوده است . به همین دلیل نیز بعد از رفع این عامل وحدت بخش خارجی و با روی کار آورده شدن احمدی نژاد و قبضه مجلس  هفتم ، این جبهه اصولگرایان  نیز از هم پاشیده و احمدی نژاد  که خود از رهبران و سازماندهندگان » ایثارگران » در ارتباط مستقیم  با بیت رهبری و از فربه کنندگان اصل این جناح از قدرت و ثروت بوده ، همراه با حواریون خود از آن انشعاب نمود! دیگر احمدی نژاد با مشتبه شدن امر  بخود وی که واقعا  رئیس دولت است  و بعنوان  مستبدی تازه بدوران رسیده ، نمیتوانست رهبری این جناح را با کسی  دیگر ، حتی با بیت رهبری تقسیم نماید!  هر چند که وی به راست ترین این جناح و حتی بدتر از آن به تزهای آخرالزمانی نیز معتقد بوده و تاکنون سعی در برخوردی فراجناحی و از بالا  با این گروه بنیاد گرایان را داشته و آنها نیز تاکنون  با در دست داشتن قوه مقننه و حمایت بیت رهبری و دیگر امکانات سرشار خود ، در مقابل تمامی تندرویها و زیاده طلبی های وی برای تثبیت و حفظ موقعیت خود مقاومت کرده اند.

رویاروئی نهایی جناح احمدی نژاد با این جناح قدرتمند از بنیاد گرایان حاکم ، در انتخابات پیش روی مجلس اسلامی و بویژه انتخابات ریاست جمهوری که وی احتیاج به محللی برای حفظ کرسی ریاست جمهوری تا چهار سال دیگر  برای خود از طریق حواریونی چون مشائی  یا علیرضا رحیمی دارد، خواهد بود. اما، کاندیداهای مورد نظر وی  برای این پست  از هم اکنون با عدم پذیرش و زیر انتقاد شدید جناح » ایثارگران » در مجلس و روحانیون  وابسته  به این جناح و بیت رهبری قرار گرفته اند !

نامزدهای احمدی نژاد  برای پست ریاست جمهوری ، هر چند راه دشوار و سختی را در پیش خواهند داشت ، اما  فعالیت ها و اقدامات  آنها  در رابطه با انتخابات آتی ، از هم اکنون  بر شیوه ای قدیمی و کارا قرار دارد . حواریون احمدی نژاد  که از عمق  نگرش بسیار منفی جامعه نسبت به روحانیون و بویژه روحانیون دولتی آگاه هستند ، سعی در حمله به جناحهای شناخته شده روحانیون در نظام ولائی و ابزار بی تفاوتی و حتی مخالفت با دیدگاههای سنتی روحانیت نسبت به مسائل  روز، جلب حمایت ایرانیان خارج از کشور و اقشار متوسط و شهری جامعه با ژست های ، وطن دوستی و اعتقاد به » مدرنیته «، » هنر دوستی و روشنفکر مابی » ایجاد توهم از طریق  هواداران خود در جامعه در عدم اطاعت پذیری  محض تز  ولی فقیه و با خرید فقیرترین لایه های جامعه از طریق پرداخت نقدی و مستقیم رایانه ها  به آنها هستند. شانس آنها در انتخابات آتی  از دیگر جناح های اصول گرایان از آن رو نیز افزونتر است که چون خود آنها  بعنوان مسئولین قوه مجریه  مسئول برگزاری  انتخابات هستند ، امکان تقلب بزرگ به » ایثار گران » و یا کاندیداهای  بیت رهبری و هسته پر قدرت  نظامی – مالی  را نخواهند داد،مگر اینکه کشتیبان را سیاستی دیگر آید و کودتای انتخاباتی دیگری در انتظار شرکای اصلی کودتا کنندگان دیروزی  یعنی جناح احمدی نژاد باشد !

– توسعه گرایان اقتدارگر!

گروهی از بنیادگرایان  حاکم  که با طرفداری از نظریه رشد و پیشرفت آمرانه و از بالا ، بدون توسعه سیاسی ،، برای کارآمدتر ساختن  حکومت  تحت ولی فقیه مطلقه تلاش میورزند. خود را بنام » توسعه گرایان » از اصول گرایان دیگر متمایز  ساخته اند. از چهره های  شاخص این جناح از به اصطلاح اصول گرایان ، محمد باقر قالیباف  شهردار فعلی تهران ، محسن رضائی  دبیر مجمع تشخیص مصلحت و علی لاریجانی رئیس مجلس اسلامی  میباشد.  ظهور و وجود این جناح بندی نیز همانقدر بی معنا و بی مسما  است که وجود خود جمهوری اسلامی !زیرا ، اصولا رشد و پیشرفت حتی بدون توسعه سیاسی  ، در یک حکومت دینی  و از نوع موعود گرائی  آخرالزمانی  آن  هیچگاه  نمی تواند مبنای سیاست گذاری ها و تصمیم گیری ها  باشد. و از سوی دیگر خود این نظامیان و امنیتی ها  سابق نیز  نه از دانشگاههای نظامی و با مدیریتهای استراتژیک فارغ التحصیل  شده اند تا با رشد و پیشرفت آمرانه و علمی  همانند نظامیان کره جنوبی ، آمریکای لاتین  و یا نظامیان ترکیه  دهه هشتاد ، کشور را در رابطه با قطب های عمده سیستم سرمایه داری جهانی با رشد مواجه  بسازند ! این نظامیان و امنیتی  های سابق  و فعلی  حاکم  بر ایران از دل سه دهه سرکوب و شکنجه ، از گره زنی طناب های دار و میدانهای تیر باران بیرون آمده اند و تخصصی بغیر از تبعت کور دینی و سرسپردگی  به یک خودکامه ندارند! اما، این جناح بدلیل ظاهر غیر نظامی کمتر خشن و عدم دخالت مستقیم در سرکوبی مردم  در جریانات  بعد از کودتای انتخاباتی ، در شرایطی می تواند بدیلی برای نیروهای حاکم بر دولت  از نظر خامنه ای باشد که این امر و این احتمال نمی تواند چندان خوشایند هسته امنیتی . نظامی موجود و جریان احمدی نژاد و حواریون وی که به احراز  ریاست جمهوری در دوره پیش رو چشم دوخته اند  باشد و بهمین دلیل نیز  ابراز ارادت محض این جناح  به رهبر  و به نیروهای نظامی . امنیتی اداره کننده بیت رهبری و به بعضی از روحانیون دولتی نمی تواند  به تنهائی در بقای آ نها کافی باشد.!

 رهبران جناح بندی » توسعه گرایان » از اینرو از هم  اینک زیر فشار های متعدد دیگر جناح بندی های اصولگرایان  قرار گرفته اند ، قالیباف  که خود  را برای  انتخابات ریاست جمهوری  سال 2013 آماده میسازد و در دور قبلی  با توافقی پنهانی  بابیت رهبری از نامزدی  خود برای  این پست انصراف داده بود  تا نامزد رهبر در دور بعدی گردد، سخت در تکاپوی  یادآوری قول گذشته  رهبر بوی و جلب رضایت او از نامزدی خود است . اما، از هم اکنون با عدم اجازه خروج از کشور  جهت دریافت جایزه سوم » حمل و نقل پایدار شهری » در شهر نیویورک  از طرف وزارت  امور خارجه احمدی نژاد  روبرو شده است تا مبادا این امر محبوبیت و مقبولیتی  برای وی  در میان طرفداران  رژیم  ببار بیاورد ! لاریجانی  در رقابت  طولانی مجلس با دولت احمدی نژاد  و مخالفت نمایندگانی که اکثریت  عمده  آنرا اصولگرایان  تشکیل میدهند  با تند روی ها و مواضع افراطی و قلدر منش های وی ، از طرف  حزب اللهی ها  و حامیان دولت  و احتمالا از طرف هسته امنیتی . نظامی  در قدرت  با تهدید  به مرگ  و با شعار  » لاریجانی اعدام باید گردد »  مواجه شده  و محسن رضائی  از دیگر   رهبران  این جناح در مسجد ارگ  تهران ، بعنوان » منافق  » از شرکت  در مجالس حزب اللهی ها  بشد ت منع  شده است !

 جناح » توسعه گرایان » که امروز با دشنام  به مخالفان  حکومت  ولی فقیه  سعی در جا زدن خود در میان خودیهای  حکومت  داشته و در عین حال  سعی  در رقابت بر سر سهم  هر چه بیشتر  از قدرت و ثروت  با نظامیان  و امنیتی ها  بیت و دولت  را دارد  به سرعت  مورد غضب حاکمان قدرت قرار   گرفته و نوبت  حذف  آنها  نیز  با  یک تحول  سیاسی عمده فرا خواهد رسید!

– اصلاح طلبان !

با کودتای بیت رهبری و هسته امنیتی . نظامی حاکم بر ایران ، آنها از یکسو  برای همیشه  به توهم اصلاح پذیر سازی  رژیم تئوکراتیک دینی  خود  که سالها از طرف  اصلاح طلبان  تبلیغ شده بود ، پایان دادند و از سوی دیگر  با حذف مجموعه این اصلاح طلبان از نظام خود و پرتاپ آنها  از » کشتی نظام »  به بیرون ، ناخواسته این شانس تاریخی را به آنها دادند تا خود را به ساحل نجات جنبش اعتراضی مردم  که گامها از خواست ها و سطح  این اصلاح طلبان جلوتر رفته  است ، برسانند! هرچند که هنوز  نیز کسانی بویژه از جناح راست  آنها چون آقای خاتمی  با تکرار عادت گذشته خود  یعنی  اعتیاد به » انتخابات » را مطرح و در اوج اعدامها  با گذاشتن » شروط و شروطی »  برای شرکت  در آن ، قصد  بازگشت به » کشتی  نظام » را دارند !

در سه دهه گذشته یکی از دلایل  اصلی بقا و تداوم  رژیم اسلامی مرهون سطحی از رقابت سیاسی و جناحی بر سرقدرت در بین نیروهای معتقد به این نظام و ملتزم به ولایت فقیه بوده است .  این رقابت و مبارزه درون حکومتی  با ایجاد  توهم  در جامعه ، مردم را همیشه در امید ویاس  فرو برده بود . امید در پاسخ به نیازها و مشکلات عدیده آنها در صورت غلبه جناحی که مدعی اصلاح پذیری این رژیم از درون بوده و یاس از  قبضه کامل  قوه مجریه ومقننه از طرف  بنیادگرایان معتقد  به تشدید  وضعیت موجود و انسداد مطلق  جامعه، از اینرو اگر مردم بدلیل انتخاب میان بد و بدتر در انتخابات نمایش رژیم شرکت میکردند، ذوب شدن گان در ولایت و پایواران آن و کسانیکه بقای رژیم را مطابق منابع خود می پندارند با انگیزه انتخاب  بین خوب و بد در این نمایشات انتخابی حضور میافتند. حتی دولتهای خارجی  نیز با امید واری  به کنار گذاشته شدن سیاستهای ماجراجویانه اتمی، تشنج آفرینی آن در سطح بین المللی  تا بهبود حقوق بشر در ایران به جناحی که در آن ظرفیت تحقق این خواست خود را میدیدند ، امید بسته و به تحولی  از درون خود نظام اسلامی حساب باز کرده بودند!

اکنون که این حداقل نیز از  رقابت سیاسی و جناحی در درون رژیم اسلامی حذف شده است دیگر نظام اسلامی  مستقر در ایران  امکان فریب مردم و جامعه جهانی  را به شکل سابق از دست داده  و ولی فقیه و نیروهای نظامی – امنیتی  آن لخت و عور  در مقابل مردم  ایستاده و نگرش دول خارجی  مبنی بر امکان تحول درونی رژیم نیز تغییر و بدنبال تحولات اخیر دیگر قانع شده اند که تنها  یک صدا از تهران بگوش آنها می رسد !

 اما، اگر دیگر اصلاح طلبان  حکومتی  به معنای  سابق  آن هیچگونه  جایگاهی  در معادلات سیاسی قدرت  در درون حکومت ندارند ، این امر را باید از یکسو بفال نیک گرفت  و از سوی دیگر نباید  به این نتیجه گیری نادرست  رسید که اصلاح طلبان  سابق هیچ گونه جایگاهی  نیز در معادلات سیاسی کشور نخواهند داشت. برعکس، طرفداران حزب مشارکت و کارگزاران و دیگر گروه ها و افراد اصلاح طلب که بش از 22 خرداد سال 88 ، حتی تصور بروز جنبشی بنام جنبش سبز را نمی کردند که آنها  را بعنوان نماد رهبری خود در مقابله با رژیم  قرار داده و حکومت  نیز برای  انتقام گیری از مردم معترض ،  آنها را تماما قربانی بکنند، امروز ه دستگیری،  شکنجه  و احکام ظالمانه بیدادگاه های نظام  فقهی  علیه شخصیت های اصلاح طلب و تهدید و فشار بر کروبی و موسوی و تداوم مقاومت و همراهی آنها با جنبش، منجر به تقویت موقعیت آنها در میان مردم شده است . زیرا، شخصیت های  سیاسی در شرایط حاکمیت خودکامه ولی فقیه  هرچه بیشتر از دایره  خودی های رژیم دورتر گردند،  بهمان نسبت در میان مردم مقبولیت و اعتبار بیشتری می یابند و یا بالعکس !

بهمین دلیل نیز امروز ه شخصیت هایی چون موسوی و کروبی  بویژه بدنبال  مشاهده  توانائی آنها در کشانیدن مردم به خیابان در بیست وپنجم بهمن ماه سال جاری  هر روزه با عدم تحمل بیشتر  ولی  فقیه و هسته امنیتی . نظامی در قدرت مواجه  شده و مسئله نوع برخورد با آنها خود به مباحثه و مناقشه درونی نظام اسلامی تبدیل شده است. آنها اگر از یکسو قول محاکمه هر چه سریعتر  » سران فتنه » را میدهند  و مجلس اسلامی  آنها اگر گوی سبقت ازهمه را ربوده و قبل از  قوه قضائیه ، حکم اعدام  برای آنها صادر می نماید .از سوی  دیگر  نیز جرئت  عملی ساختن  تمامی این » بشارت » های خود را تا به امروز نیافته اند ! زیرا ، آنها  بخوبی واقفند که محاکمه یک نخست وزیر  رئیس مجلس و حتی رئیس جمهور سابق  یک رژیم ، محاکمه یک نظام است و در اصل این رژیم  خواهد بود  که در کلیت خود  در جایگاه متهم خواهد نشست ! آنها بدنبال  فرمولی میگردند که از یکسو نظام جمهوری اسلامی را نه در جایگاه متهم بلکه در جایگاه دادستان و قاضی بنشانند و از سویی » سران فتنه » را نیز چنان تنبیه کنند تا دیگر هیچ جنبنده ای در مقابل اراده خدایگان سالاران حاکم فکر » اصلاح  «و»تغییر» نکند!

تسویه حساب بزرگ رژیمی که حتی احکام اصلی اسلام را به نام خود اسلام و قانون اساسی خود را به نام خود آن برنمی تابد، با نمادهای رهبری جنبش سبز در سرآغاز دهه نود در راه است که این امر می تواند خود رژیم را نیز در معرض حذف قرار دهد! زیرا، تظاهرات خیابانی 25 بهمن ماه نشان داد که جنبش سبز علیرغم تصور رژیم بدنبال سرکوبی تمام عیار آن به گذشته نپیوسته و هر آن می تواند رژیم را به مبارزه بطلبد و با تمامی محدودیتهای امنیتی به رشد عمقی خود ادامه می دهد. از سوی دیگر اصلاح طلبان و بویژه رهبران آن به چند نفر محدود نشده و به عنوان یک طیف که راست ترین آنها به رفسنجانی ختم شده و با گذار از جناح میانی آن یعنی خاتمی، رادیکال ترین آنها به رهبری موسوی و کروبی را در بر می گیرد که در صورت اجرای میل به راحت شدن از شر این همرزم های سابق قدرتمندان امروزی آنها باید خود را برای نبردی شدید و گسترده و فراگیر که حتی بدنه سپاه پاسداران را نیز در خواهد گرفت آماده نمایند!

5- انتخابات!

مقوله انتخابات تناقضی است که از یکسو به عنوان خواست اصلی مردم مبنی بر آزادی انتخاب شدن و انتخاب کردن به عنوان یکی از شعارهای اصلی در اوایل انقلاب به رژیم تحمیل شده است. والا، انتخابات نه در ایدئولوژی امامت شیعه و نه در ذات نظام خودکامه و استبدادی جایی دارد. از سوی دیگر، تقریبا تمامی حکومتهای جهان و از جمله بسیاری از حکومتهای خودکامه به شعار دمکراسی و مردم سالاری، جهت کسب مشروعیت متوسل می شوند. چون امروزه این مشروعیت از راه انتخابات بوسیله مردم به دولتها داده می شود، بسیاری از حکومتهای خودکامه نیز برای دستیابی بدان کوشش هرچه بیشتری برای دادن ظاهر و جلای دمکراتیک و انتخابی به رژیم های خود را دارند. از نظر آنها انتخابات نه حقوق و حق ذاتی و خدشه ناپذیر هر شهروند بالغ، بلکه امتیاز و هدیه ایست که از طرف آنها به مردم اعطا شده و خود عین دمکراسی و مردم سالاری است!

بنابراین جای تعجب نیست که اگر صدام حسین تنها چند روز قبل از حمله نظامی آمریکا به عراق با نود و نه درصد آرا جهت مشروعیت دادن به رژیم خود ودمکراتیک جلوه دادن  آن به ریاست جمهوری » انتخاب » می شود و یا دیکتاتور ان سنتی در کشورهای عربی مرتب انتخابات برگزار کرده و یا وعده اصلاحات و انتخابات را تکرار می کنند. در این میان تنها طالبان در افغانستان با این استدلال که » انتخابات وحدت امت مسلمان را از بین می برد » از این جلوه فروشی دمکراتیک بدور مانده بودند! جمهوری اسلامی نیز با هر ترفندی همیشه سعی در بزرگ نر نشان دادن میزان مشارکت مردم، حداقل تا شصت درصد از واجدین حق رای در انتخابات خود را داشته است تا اندازه مشروعیت خود را نزد افکار عمومی داخل و خارج بزرگتر نشان دهد. در ایران همیشه کوشش شده است که نبود آزادی را با بالا بردن مشارکت جبران کرده تا  مشروعیت لازم برای حاکمیت بدینوسیله فراهم گردد. در حالیکه در این کشور مردم هیچ نقشی به عنوان امت ولایت فقیه نه در کشورداری و نه در تعیین قدرت سیاسی که برای آن حد اقلی از آزادی باید وجود داشته باشد، ندارند. به همین دلیل تا به امروز در رژیم اسلامی انتخابات تنها نمایشی با چند نامزد از پیش تعیین شده از طرف خود رژیم و تنها برای تحکیم حکومت و مشروعیت آفرینی برای آن بوده است!

در جمهوری اسلامی  همین به اصطلاح  انتخابات نیز  همیشه همراه با تقلب های بزرگ ، حتی با کودتای انتخاباتی بوده است  با محرومیت کامل اصلاح طلبان  از صحنه آرائی نمایشات انتخابی رژیم ، مضحکه انتخابات دیگر نه تنها فقط دربین دایره تنگ خودیهای بیت رهبری  و هسته امنیتی . نظامی  آن و جناح اصولگرایان در قدرت  برگزار خواهد شد ، بلکه  با تحریم عمومی مردمی  که دیگر فهمیده اند که رای آنها در کجاست  مواجه شد ه  و تامین مشارکت  گسترده برای مشروعیت  آفرینی برای حاکمیت نیز از بین خواهد رفت !

هر چند  برای رژیمی که مشروعیت خود را نه از مردم ، بلکه از ایدئولوژی دینی  خود کسب می کند ، عدم کسب مشروعیت زمینی  حتی با تقلب گسترده در انتخابات شاید امری حیاتی در تداوم حاکمیت آن بشمار نرود، اما، همین مشروعیت  برای هر دولتی  تنها کانون مشروع  در استفاده از زور در یک واحد سیاسی  است و مسلما فقدان و خلا این مشروعیت  در آینده ، دولت اسلامی را در بکار گیری قوه قهریه علیه معترضین دچار ضعف و باعث ایجاد تشدید در میان فرماندهان این نیروها  و روحیه تردید و تزلزل در میان نیروهای سرکوب آن خواهد گردید !

6- دهه نود ، دهه پایان عمر نسل اول انقلابیون اسلامی !

هر انقلابی مسلما پایه گذران و معمارانی  دارد که مجموعه خصایل و حساسیت آنها نسبت به حفظ و رشد فرزند مشروع یا نامشروع خود، آنها را از نسلهای بعدی که حاکمیت برآمده از انقلاب به آنها انتقال می یابد، کاملا متفاوت می کند. اگر نسل  اول خود  را مالک و صاحب انقلاب و به آن بعنوان گوهر ارزشمند عمر خود و تبلور آرزوها و آمال های خود می نگرد ، نسل بعدی خالی از تمامی این احساسات و احساس مالکیت ها خود را تنها وارث و بهره مند از حاصل عمر و فعالیت نسل گذشته می داند . و اگر برای نسل اول از دست  رفتن انقلاب آنها به مثابه پایان عمر و خاتمه تمامی آرزوهای آنها در جلوی چشمانشان محسوب شده و با چنگ و دندان در مقابل رقیب و حتی مردم  دست به مقاومت زده و سعی در تن ندادن به شکست دارند، برای نسل دوم انقلابیون این امر تنها به معنای از دست دادن ارثیه و مقام و موقعیتی ارثی را دارد! این قانون حاکم بر تمامی انقلاباتی است که منجر به تشکیل حاکمیتی استبدادی و خودکامه شده است!

دهه نود پایان عمر استبدادیان پیر و آغاز حاکمیت وارثان آنها را به همراه خواهد داشت. فرسایش عمر نسل اول حاکمان به همراه فرسایش رژیم نیز فروپاشی آنرا شتاب خواهد بخشید. نسل اول از رهبران انقلاب اسلامی که سن آنها بالغ بر 75 تا 85 سال شده است، در طول بیش از سی سال گذشته ضمن غارت منابع ملی کشور، ارتکاب و رهبری بزرگترین جنایات در تاریخ، برای خود به عنوان تیولداران اصلی نظام اسلامی خود ساخته دفتر و دستک و باندها و مریدانی حلقه به گوش تشکیل داده و با ایجاد پیوندهای خانوادگی بین خود به استحکام این شبکه مافیایی افزوده اند، مسلما دیگر به پایان دوره حاکمیت و آغازی برای رژیم اسلامی بدون خودشان رسیده اند! افرادی مانند خامنه ای و شمار بزرگی از اعضای مجلس خبرگان و شورای نگهبان، احمد جنتی، ری شهری ، واعظ طبسی، حائری شیرازی، مکارم شیرازی، خزعلی، شجونی، نوری همدانی، مصباح یزدی، محمد یزدی، محمدی گیلانی، مقتدایی و امامی کاشانی، احمد مروی و خوشوقت، مهدوی کنی و هاشمی رفسنجانی و غیره جزو افراد رفتنی دهه نود هستند. به همراه این روحانیون برخی چهره های سیاسی نیز قرار دارند که به عنوان تیولداران انقلاب و نسل اول انقلابیون در قدرت مانند حبیب اله عسگراولادی و رضا داوری، جواد لاریجانی و جواد مادرشاهی، محمود کاشانی و حداد عادل و … چراغ عمرشان رو به خاموشی است!

مرگ این نسل اول از رهبران و تیولداران انقلاب اسلامی که به دلیل بالا بودن سن تمامی آنان ، در توالی زمانی نزدیک به هم و معینی رخ خواهد داد، می تواند جنگ فعلی قدرت در میان وارثان آنها یعنی نسل دوم انقلابیون اسلامی بر سر کسب جایگاه و مقام را هرچه بیرحمانه تر و شدید تر دامن زند.یعنی کسانی که در انتظار چنین روزهایی در آرزوی صعود به قله قدرت و ثروت اسلامی به هر امر و خواست غیر انسانی با دریوزگی و جبه سایی تن در داده اند. اما مشکل اصلی وارثان حاکمیت جمهوری اسلامی فرمانروایی بر نسلی خواهد بود که در زمان انقلاب بدنیا آمده و علیرغم شستشوی مغزی خود از طرف ایدئولوگهای اسلامی در مدارس، دانشگاه ها و رسانه های گروهی  دولتی و فشار شبانه روزی گزمه های رژیم جهت تنظیم جزئیات زندگی روزمره خود با موازین آخرالزمانی فقهای حاکم و حکومت دینی، نسلی است بیگانه و در ستیز با فرهنگ دینی و استبدادی و خواهان زندگی در آزادی و دمکراسی همانند همسالان خود در دیگر نقاط جهان. قدرت و توانائی و حضور پرشور و گسترده این نسل سوم و چهارم انقلاب را مدتهاست که نسل اول حاکمان اسلامی نیز در جریان تظاهرات جنبش سبز تجربه کرده اند.

نسل های جدید که به علت جوانی جمعیت ایران، اکثریت جامعه را تشکیل می دهند، خود را مسئول انتخاب یا گزینه نسل قبلی یا پدران خود در انقلاب سال 57 تلقی نمی کنند و خواهان انتخابی دیگر طبق مقتضیات زمان خود و بنا به درک و شناخت خود از دنیای امروزی هستند. به همین دلیل نیز این نسل هیچگونه باور و اعتقادی به ارزشهای انقلاب اسلامی و به تابوهای آن چون خمینی و امام، امام زمان و ولی فقیه ندارد و در شرایط تغییر نسل انقلابیون حاکم و در اوج جنگ و جدال وارثان آنها بر سر سهم از قدرت، گورکنان حکومت اسلامی در دهه نود خواهند بود!

مخلص کلام ، ارزیابی  ها از ساختار و وضیعت اقتصادی نظام اسلامی و ژرفای فساد در دستگاه دولتی ،  گذار میلیونها  انسان بزیر خط فقر  بدنبال اجرای  مراحل بعدی  حذف رایانه ها ، تلفیق خواست  های معیشتی  و اقتصادی  با اعتراضات  سیاسی ، تشدید جنگ قدرت  در درون  تنها جناح غالب رژیم  شکست توهم اصلاح طلبی در جامعه و بیرون آمدن جنبش از چهارچوب اصلاح رژیم و سمت گیری آن بر براندازی کلیت نظام اسلامی و عدم مشروعیت  رژیم  با تحریم همگانی نمایشا ت انتخابی  آن در نظر نیروهای  سرکوب گر آن ، بپایان رسیدن  عمر استبداد یان پیر و مقابله نسلی جوان و بیگانه با فرهنگ عبد و رعب جانشینان و وارثان  آنها ، فرارسیدن بیداری ملتهای خاور میانه و آفریقای شمالی علیه استبداد و دیکتاتوری و تاثیر  مستقیم  آن بر ایران و … تماما حکایت گر  روزهای سخت  برای رژیم در سر آغاز دهه نود  بوده و از هر دریچه و روزنه ای  فروپاشی و سرنگونی  بروی آن لبخند می زند!

سر آغاز دهه نود، در عین حال آزمونی بزرگ برای روشنفکران و مبارزان تورکمن،.

ملتی که به عنوان تنها ملت در ایران از همان ابتدا به موجودیت رژیم متفقا رای » نه » داده وخونین ترین سرکوبی ها را در طول دهه ها از موجودیت آن از سر گذرانیده و امروزه رژیم آن را در پرتگاه نیستی ملی قرار داده است، خواهد بود! زمان ومسئولیت پذیری ما در قبال سرنوشت ملتمان نشان خواهد داد که آیا ما تنها لحظه شما روز سرنگونی رژیم باقی خواهیم ماند یا با اقداماتی تشکل یافته و هدفمند مهر خواست های ملی و دمکراتیک ملت خود را بر پیشانی فردای بدون رژیم جمهوری اسلامی خواهیم کوبید یا نه؟

کانون سیاسی فرهنگی خلق تورکمن ایران

27 بهمن ماه سال 1389

Advertisements
نوشته شده در سیاسی اجتماعی. برچسب‌ها: . 1 Comment »

یک پاسخ to “دهه نود آیا دهه فروپاشی رژیم جمهوری اسلامی خواهد بود؟- قسمت دوّم”

  1. آقمیرات گورگنلی (آرنه گلی) Says:

    سلام
    تعامل اسلامی– طرفدار تعامل اسلامی یعنی چه؟ آراز از کی طرفدار چنین چیزی شده است. اگر ممکن است توضیح دهید.
    با تشکر


ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: