تاريخچه‎‎‏‏‏‏‏‏‏ تاسيس مدارس درترکمنستان ایران ( بخش پایانی)


مدارس جدید در ترکمنصحرا

مدارس جدید در ترکمنصحرا

به اهتمام :نعمت ا… آرمیده

شكل گيري آموزش و پرورش نوين در تركمن صحرا-به دنبال سلطه ارتش رضاخان به تركمن صحرا اولين اقدام رضاخان دستور ساخت سه باب مدرسه در مراكزمهمه جعفرباي بود. طي فرماني به رئيس تيپ شما ل سر تيپ فضل اله ذاهدي مسئوليت ساخت اين مدارس (قشوني ) به وي محول شد. با افتتاح اين مدارس امور مربوط به اداره آن به نظاميان واگذار شد . آنها برنامه فارسي كردن اجباري تركمنها را آغاز كردند. همه مدارسي كه تدريس آنها به زبان تركمني بود بستندوبه جاي آن مدارسي كه تدريس به زبان فارسي بود گشودند. شرايط تحصيل كودكان بسيار سنگين بود آنها را براي كوچكترين خطايي سخت كيفر ميدادند.

اين مدارس هيچ فرقي با سربازخانه ها نداشت. آموزش در اين مدارس توام با قهر وغضب و تازيانه همراه بود بدين جهت از بدو امر عهده اي از تراكمه با دست اندر كاران اين مدارس همكاري نكردند.( سند شماره 1) و همچنين از نحوه رفتار گرداندگان اين مدارس شكاياتي از سوي اولياء دانش آموزان به رئيس معرف استرآباد صورت گرفت.(سند شماره2و3)

مشكل ديگري كه اين مدارس با آن دست به گريبان بودند اعزام معلمان فارس زباني بود كه از زبان تركي چيزي نميدانستند ، اين مسئله روند آموزش را كند ميكرد.
(سند شماره 4)

در پي اين وقايع در يازدهم مهر ماه سال 1305 شمسي گروهي از اهالي گمش تپه طي عريضه اي به رياست وزرا ء(مستوفي الممالك ) درخواست مي نمايند كه وزارت معارف اين سه مدرسه را از اختيار نظاميان خارج كرده و خود آن را زير نظر بگيرند و در تمام نقاط صحرا مدارس دولتي    تاَ سيس نمايد.(سند شماره5)

رئيس هياَت وزيران در پاسخ به اين تلگراف ضمن استقبال از پيشنهاد اهالي گمش تپه ، به وزارت معارف تاَكيد مينمايد كه نظرات آنها را مورد توجه خاص قرار دهد .(سند شماره 6)

وزارت معارف نيز به رئيس الوزراء گزارش ميدهد كه پيشنهادي براي تاَسيس مدارس ابتدايي در تمام مملكت تهيه شده و فعلاً مشغول مزاكره براي حصول موافقت با رئيس كل ماليه است . البته پس از گذشتن پيشنهاد مزبور در مجلس شوراي ملي مدارس كافي براي تركمن صحرا تاَسيس و تقاضاي آنها در اين موضوع انجام خواهد يافت.(سند شماره 7)

در اين زمان كه تمام كوشش دولت در ساخت مدارس ابتدايي در مناطق تركمن نشين بود، گروهي از محصلين مدرسه افسران ترك عثماني در گمش تپه، كه مراحل ابتدايي تحصيل خود را درآن به اتمام رسانده بودند، در بهار سال 1306 شمسي جهت ادامه تحصيل رهسپار كشور تركيه شدند. اين افراد عبارت بودنداز:احمد قره داغلي – نازدردي بموت- حاجي حان نورگلدي(اغوزي )- عبدالرحمن يموت – بايجان توراني و محمد شير محمدي گوگلاني. اين جوانان بنا به شغل پدرشان كه تجارت در كشورهاي همسايه بود ، علاقمند به ادامه تحصيل در كشور تركيه شدند. در واقع اين شش تن از جمله اولين دانش آموختگان تركمن، اعزامي به خارج از كشور بودند . آنها بعدها به درجات بالاي علمي نائل شدند و در بازگشت به ايران از سوي حكومت پهلوي مورد بي مهري قرار گرفتند .

در سال 1308 شمسي وزارت معارف به نخست وزير گزارش ميدهد كه وزارت معارف نظر به اهميت مخصوص كه به ساختمان مدارس استرآباد و صحراي تركمن ميداد در سال گذشته و همچنين امسال مبلغ گزافي به مصرف احداث بنا در نقاطي از تركمن صحرا كه لازم بود رسانده و اينك هم در صدد است كه ساختمانهاي نيمه تمام نقاط مزبور را به پايان برساند ولي البته تاَمين اين نظر مستلزم اعتبارات اضافي در سال 1309 شمسي وزارت معارف مي باشد.

به دنبال احداث سه باب مدرسه در قسمت جعفر باي تركمن صحرا ، دولت بفكر تاَسيس دارالتربيه عشايردر تهران و بعضي از استانهاي عشاير نشين افتاد تا اولاد عشاير را بهتر بتواند در مدرسه شبانه روزي تحت تعليم و تربيت خاص خود قرار دهد . در بودجه سال 1307 شمسي كل كشور مبلغ 30000 تومان براي تربيت اولاد عشاير منظور شده و جهت هزينه در اختيار وزارت معارف و اوقاف وصنايع مستظرفه قرار گرفته بود و وزارت مذكور هم طي نامه شماره 3917 به تاريخ چهارم مرداد ما ه 1307 شمسي به هياَت وزراء چنين گزارش ميدهد :«… از طرفي هم در بودجه كل مملكتي مبلغ 30000 تومان براي تربيت اولاد عشاير پيش بيني شده و ناچار در مصرف آن و اجراي منظور دولت در اين باب وزارت معارف شركت خواهد داشت و مهمترين وسيله انجام آن همان مدرسه شبانه روزي است كه در دست ساخت است . وزارت معارف عقيده دارد… از اين راه هم اولاد عشاير به خوبي در مركز (تهران)تربيت ميشوند وهم براي اداره مدرسه شبانه روزي ، وزارت معارف محتاج به تقاضاي اعتبار جديد نخواهد بود و علاوه بر آنچه به عرض رسيد به دين ترتيب اولاد عشاير با محصلين شهري بيشتر خلطه و آموزش پيداكرده به افكار و اصول تربيت مدني نزديكتر شده خوي و عادت شهر نشيني درآنان قوت پيدا ميكند و اين خود عامل مهمي در پيشرفت تمدن عشاير خواهد بود …»

اهدافي كه از متن اسناد و مدارك موجود براي اين مدارس مي توان استخراج نمود عبارتند از : تربيت اطفال عشاير و عادت دادن آنها به زندگي منظم و شهرنشيني – آميزش اولاد عشاير با محصلين شهري و نزديكتر شدن آنها با افكار و اصول مدني و قوت پيدا كردن خوي و عادت شهر نشيني درآنان – نگهداري اولاد سران عشاير كه در مبارزه با رژيم يا به قتل رسيده اند يا محبوس شده اند و يا تبعيد گرويده اند براي جلوگيري از طغيان آنها.

در جلسه 28 آبان 1307 شمسي هياَت وزراء تصويب نمود كه چند نفر از صحراي تركمن احضار و مخارج تحصيل و معاش آنها از محل 30000 تومان اعتباري كه براي تعليم و تربيت اطفال عشاير معين شده است پرداخته شود . (طي نامه شماره 5752 به مورخه 6/9/1307 ش ) از دفتر رياست وزراء به وزارت ماليه دو هزار تومان از مبلغ 30000 تومان براي مخارج سه ماهه آخرسال 1307 شمسي به چند نفر از اولاد تراكمه كه از گمش تپه استر آباد بودند اختصاي داده شود.

اسامي آنها عبارت بود از : الياس مخدومي- عبدالحكيم انوري- فربان محمد سيوري – عبدالرحمن فرزانه – حليم صيادي – رجب ناظري – نفس ماَمياني . اين افراد اولين محصلين تركمن در دارالتربيه عشاير بودند كه به تهران اعزام مي شدند.

يك سال بعد يعني در اواسط زمستان 1308 شمسي دومين گروه از محصلين تركمن كه عمدتاً از روستاي امچلي بودند ،به دالتربيه تهران اعزام شدند آنها دوره ابتدايي را در مكتبخانه قديمي محل سكونت خود به پايان رسانده بودند . دولت با احتساب دوره 6 ساله تحصيل ابتدايي سالهاي قبل و با انجام امتحان اجازه ادامه تحصيل در مقاطع متوسطه در تهران را به آ‎نان داد. از بين آنها صفر خطيبي در دبيرستان ايرانشهر ، عوض انصاري و صفرانصاري در دبيرستان دارالفنون و بايرام محمد مدرسي در دبيرستان تجارت مشغول به تحصيل شدند. اين محصلين در اوايل سال 1315 شمسي امتحانات دوره متوسطه را با موفقيت پشت سر گذاشتند ، و همراه با سه تن از دوستانشان ساري گوگلاني ، قربان محمد سيوري و الياس مختومي در دانشكده نظام تحصيلات خود را ادامه دادند.

ازوضعيت دارالتربيه تهران در سالهاي 9-1308 شمسي اطلاع چنداني در دست نيست مدارك و اسناد موجود در مراكز اسناد ملي در سالهاي 11-1310 ه .ش درباره دارالتربيه تهران دو راپورت از طبيب مامور تفتيش صحي دانش آموزان است كه بر اساس راپورت اولي كه در تاريخ 25 مهرماه 1311 شمسي ارائه شده ،تعداد محصلين را 26نفر ذكر نموده است . و در سال تحصيلي 1312 شمسي وضعيت دارالتربيه به شرح گزارش سند شماره 8 بوده است ، بند 10 گزارش مزبور نشان ميدهد كه دارالتربيه مركز (تهران) عمداً براي نگهداري و تربيت فرزندارن خوانين و كلانتران تاسيس شده است. طيق اين گزارش در اين سال تعداد محصلين تركمن 20 نفر بوده و در امتحان ساليانه يك نفر از آنها در كلاس 2 و3 رتبه اول راحائز گرديده و يك نفر ديگر كه در مدرسه طب دندانسازي مشغول تحصيل بوده در امتحان ساليانه دندانسازي حائز رتبه اول گرديده است . محصلين دارالتربيه پس از ختم امتحانات ساليانه به معيت معاون آن اداره به دشت گرگان اعزام و توسط رياست معارف محل تسليم اولياء خود ميشدند . بر اساس مدارك موجود در مراكز اسناد ملي عده محصلين دارالتربيه تهران در تاريخ 31 فروردين 1313 شمسي 31 نفر بوده اند كه پنج نفر آنها از الوار، پنج نفر كرد، يكنفر شاهسون و بقيه تركمن(20نفر) بوده اند . اين تعداد بعداً به 29 نفر تقلیل يافته اند.

از وضعيت دارالتربيه تهران در سال 1314 شمسي اطلاعي در دست نيست . اما در آغاز سال 1315شمسي تعداد محصلين دارالتربيه تهران به شرح جدول سند شماره 9 به دايره تعليمات مركز وزارت گزارش شده است و نهايتاً در تاريخ 20 مرداد 1315 شمسي دالتربيه تهران از اداره تعليمات مركز و امتحانات منتزع و به اداره تعليمات و لايات تحويل مي گردد و ار آن پس اطلاعي از وضعيت اين مدرسه در دست نيست . اما از سرنوشت تعدادي از محصلين تركمن در دارالتربيه تهران وهمچنين از دانشجويان اعزامي به تركيه اين اطلاعات بجا مانده است . در پي بروز يكسري تحركات سياسي دانشجويي در سال 1316 شمسي حكومت پهلوي اقدام به دستگيري عده اي از فعالان سياسي زد . الياس مختومي و صفر خطيبي از دانشجويان مدرسه نظام در جمع اين دستگير شدگان بودند . آندو بعداز مدتي از زندان آزاد شدند ، اما حاجي حان نورگلدي همراه قربان محمد سيوري در زندان رضاشاه به قتل رسيدند (1318ش) . در همان سالها جسد بي جان بايجان توراني كه به تازگي از تركيه براي يافتن شغلي به ايران آمده بود، در هتلي واقع در تهران پيدا شد. شايع شد كه او را مسموم كردند هيچوقت علت مرگش فاش نشد . چندي بعد عبدالرحمن يموت و ناز دردي يموت از فارغ التحصيلان خارج از كشور به ايران بازگشتند، آندو بدليل فضاي خفقان آن سالها و تحت نظارت بودن از سوي حكومت پهلوي دوباره به تركيه مراجعت و تابعيت آن كشور را پذيرفتند و در پي آن دكتر محمد شير محمدي گوگلاني هم كشور امريكا را براي زندگي انتخاب كرد.

دكتر احمد قره داغلي اولين محصل اعزامي به خارج و نخستين پزشك تركمن زمانيكه به ايران بازگشت حاكمان وقت مانع كار او در تركمن صحرا شدند او بعنوان جراح متخصص در مناطق دور افتاده ايران به كار مشغول شد. اما در سال 1352 شمسي بدست عوامل ساواك دستگير و بعنوان زنداني سياسي به حبس رفت. پس از آزادي از زندان بمدت 6 ماه به شهرستانهاي يزد و مشهد تبعيد گرديد و سرانجام در آذر ماه 1356 شمسي دارفاني را وداع گفت.

يكي ديگر از محصلان دارالتربيه تهران عبدالرحيم نديمي بود كه در مدرسه نظام به درجه سرواني رسيد . وي در واقعه مرداد 1324 شمسي جزو افسران قيام كننده خراسان بود و با شكست قيام به شوروي گريخت و مدتي بعد در شهر ايوانف روسيه از دنيا رفت.

در بهمن 1326 شمسي سوء قصد نافرجام به محمد رضا پهلوي در دانشگاه تهران، دستاويزي براي دستگيري مخالفان سياسي شد. در نتيجه حدود 20 نفر از فعالان سياسي تركمن كه احتمالاً به حزب توده گرايش داشتند به تركمنستان شوروي پناهنده شدند. صفر خطيبي و صفر انصاري جزو اين پناهندگان بودند . سرهنگ خطيبي در اسفند 1372 شمسي در شهر عشق آباد تركمنستان در گذشت . صفر انصاري كه از استادان ادبيات دانشگاه عشق آباد بود بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به ايران بازگشت وي بعد از بازگشت به ايران نابينا شد ودرشرايط رقت باري در گمش تپه وفات يافت.

حكومت پهلوي بدنبال احداث مدارس پسرانه در مناطق جعفر باي تركمن صحرا و دارالتربيه عشاير در تهران ،تصميم به تاسيس مدارس دخترانه در گمش تپه گرفت. با اعلام اين خبر علماي آگاه گمش تپه به تصميم دولت اعتراض كردند . روحانيون گمش تپه در 8 شهريور 1308شمسي طي نامه اي به وزارت دربار و دفتر مخصوص شاهنشاهي مخالفت خود را مبني بر تاسيس مدارس اناثيه (دخترانه) اعلام كرده و خواستار توقف آن شدند . در قسمتي از اين نامه آمده است : «… از قرار كه استماع ميشود دولت عليه در حدود جعفر باي تاسيس مدرسه اناثيه را دارد . البته چاكران از سابقه و لاحقه از جان ودل در مقابل اوامر دولت عليه مطيع فرمان بوده و خواهيم بود لكن افتتاح اين مدرسه در بين چاكران هنوز زود و اطفال اناثيه رابه مدرسه دادن سخت و دشوار است. از دربار اعليحضرت همايوني تقاضا مينماييم كه از تاسيس اين مدرسه ، چاكران را معاف فرمائيد …» .( سند شماره 10)

علت مخالفت علماي كمش تپه علاوه بر عقايد خاص در مورد زنان و دختران كه محل تامل و بحث است بدليل شناخت اجمالي بوده كه از روند آموزش در مدارس نسبت به دختران و پسران داشته اند زيرا مدارس آن زمان در جهت برنامه هاي اسلام زادايي اقدامات خاصي را انجام ميداند كه براي بسياري از متدينين قابل قبول نبوده است ، چنانكه از سالهاي 1313شمسي به بعد مشاهده ميشود ، مدارس در مقاطع دبستان بصورت مختلط تشكيل شده و دختران را وادار به بي حجاب آمدن به مدارس ميكردند و برنامه هايي را بعنوان ورزش و سلامت تن براي آنها تدارك ميديدند كه بقول مهديقلي هدايت( فجرالسلطنه)محو قباحت بود . حال ممكن است بعضي گمان كنند كه جلوگيري از رفتن دختران درآن زمان به مدارس ازروي تعصبات جاهلانه و ناآگاهي افراد بوده است ، ولي بايد اين نكته را در نظر داشت كه شرايطي ايجاب ميكند كه افراد بخاطر بعضي از مصالح و ارزشهاي والاء ، خود را از برخي امكانات و فوايد محروم سازند . بقول فرانتس فانون :« سخن از مخالفت و مبارزه باآموزش در موقعيت استعماري ، اصطلاحي است بي معني و در واقع تمام پديده هاي مقاومتي استعمار زده را بايد به مخالفت با انحلال و همرنگ شدن تعبير كرد كه نميخواهد در فرهنگ ديگران تحليل رود و ميخواهد اصالت فرهنگي و بالنتيجه اصالت ملي خود را حفظ كند».

در پي اعتراض و مخالفت علماي گمش تپه با تاسيس مدارس اناثيه ، دفتر مخصوص شاهنشاهي كه رياست آن با حسين شكوه (شكوه الملك )بود طي نامه محرمانه اي در تاريخ چهارم مهر 1308 شمسي به وزارت معارف و اوقاف از تاسيس مدرسه اناثيه (دخترانه) در صحراي تركمن جلوگيري شد. (سند شماره 11)

بدنبال اين وقايع در سال 1309 شمسي دارالتربيه شبانه روزي عشاير با 100 دانش آموز در روستاي امچلي (بناور- سيمين شهرفعلي) آغاز به كار كرد مدتي بعد اين موسسه به شهر گرگان انتقال يافت . اين اقدام موجب نارضايتي اهالي امچلي گرديد . از همين سال حكومت پهلوي با اطمينان از اينكه جانب تركمنها حركتي عليه حكومت صورت نمي گيرد بجاي مداري قشوني ، مدارس عادي (معمولي) را ايجاد كرد. سه سال بعد (1312 ش) جهت ادامه تحصيل دانش آموزان 6 سال دوره ابتدايي را به اتمام رساندند هنرستان صنعتي بنام شاهپور در شهر بندرشاه (بندرتركمن فعلي) تاسيس شد . علاوه بر تدريس دوره دبيرستان نصف روز را دانش آموزان در شعبات كارخانجات راه آهن جهت كسب تجربه به كارهاي عملي مي پرداختند . بناي ساختمان آن از سال 1312شمسي آغاز و در سال 1314شمسي به پايان رسيد قبل از استفاده از آن اين مركز در سال 1316شمسي به شهر گرگان انتقال يافت . و در سال 1317شمسي به دانشسراي مقدماتي تبديل گرديد.

بالاخره حكومت رضاشاه در سال 1313شمسي توانست در مناطق مهم دشت تركمن دو دبستان دخترانه بنامهاي همادر گمش تپه و آذر در گنبد قابوس تاسيس كند . از اين تاريخ به بعد عده اي از روحانيون به سيستم آموزشي جديد كه متولي آن حكومت بود تن دادند و راضي به تدريس در مدارس جديد دولتي شدند. اولين كسي كه از ايل تركمن به معلمي مدارس جديد برگزيده شدآقاي حاج امانگلدي آخوند حنفي بود كه پي از فتح صحرا بوسيله قواي دولتي ، به معلمي مدرسه ملي زاهدي منصوي و پس از چندي اين مدرسه به مدرسه دولتي ميرجرجاني تبديل يافت باماهي 30 ريال حقوق در همانجا به تدريس علوم ديني اشتغال ورزيد . اين شخص در قريه خواجه نفس متولد شده از سن هفت سالگي به مكتبخانه محل كه تنها موسسه فرهنگي وقت بود و تا 26 سالگي به كسب فيض از محاضر علماي محلي اشتغال داشت سپس براي تكميل تحصيلات به شهر بخارا روانه گرديد و مدت ده سال به تكميل تحصيلات خود پرداخت و پس از احراز درجه اجتهاد به زادگاه خود مراجعت كرد ايشان در سن 71 سالگي با 28 سال سابقه خدمت بازنشسته گرديد.

دومين فرد تركمن كه به آموزگاري منصوب شدآقاي نيازقليچ آخوند حنفي فرزند مرحوم مير علي صوفي بود كه در سال 1296 قمري در قريه امچلي تولد يافت پس از كسب معلومات قديم به بخارا عزيمت كرد. در اندك مدتي به مقام روحانيت رسيده بوطن مراجعت نموده و در مدرسه محلي امچلي بتدريس علوم ديني مشغول گرديد در فروردين 1307شمسي به آموزگاري مدرسه صفوي امچلي منصوب گرديد وي در سن 73 سالگي بازنشسته شد.

سومين شخص آقاي مشهدي ملا آزمون مي باشد كه در سال 1278 شمسي در يكي از قرا دشت تركمن متولد گرديد ودرسن 18 سالگي وارد مدرسه قديم شد در سال 1311 شمسي در فرهنگ به سمت آموزگاري قرآن و شرعيات استخدام گرديد.

همانطور كه ديديم احداث اولين مكتبخانه هاي قديمي و مدارس جديد و نخستين محصلين اعزامي به تهران و خارج از ايران و همچنين اولين معلمان بومي در بين تراكمه از منطقه گمش تپه بوده است . گمش تپه بعلت نزديكي به دريا از دوره قاجاريه موقعيت بندري داشته و از طريق اين بندر با مناطق ساحلي درياي خزر در آسياي ميانه ، روسيه قفقاز و آذربايجان رفت وآمد تجاري بر قرار بوده و از آنجا كه ارتباط با كشورهاي خارجي در طرز تفكر مردم منطقه تاثير گذاشته و اهالي آن خيلي زودتر نسبت به مناطق ديگر تركمن صحرا به اهميت علم و دانش جديد و مدارس نوين پي برده و بطور كلي شغل بازرگاني در طرز زندگي و اخلاق و انديشه آنها تاثير گذاشته است.

اما هدف حكومت پهلوي از تاسيس مدارس جديد در تركمن صحرا كه از فحواي اسناد آن دوره بدست ميدهد همانا تعميم زبان فارسي و تربيت به اصطلاح ملت نيمه وحشي تركمن ياد شده است ، كه با تبديل زبان تركي به پارسي روح طغيان ،غارتگري و دريده خوئي آنها تغيير يافته و از راه تربيت عمومي و اختلاط و امتزاج آنها با طبقات ديگر آهالي ايران زمينه ترك حالت بغي و سركشي آنان كه از خصايص هر قبيله وحشي است فراهم گرديد .

چنانچه كه ديديدم ار سال 1305شمسي به بعد كه فكر ايجاد مراكز آموزشي براي عشاير پيداشد . اولاً : اين فكر در سطح بسيار محدود عملي شد . ثانياً : طرح مورد عمل هميشه ايجاد مراكز آموزشي ثابت در تهران و مراكز استانها بود. ثالثاً : در اين مدارس كودك ناچار بود از همان سالهاي آغاز زندگي بدورازوالدين خود و بصورت تبعيد زندگي نمايد كه اين مدارس بخاطر عدم انطباق با شراطي زندگي عشاير و عدم رعايت اصول صحيح تعليم و تربيت بزودي با شكست مواجه ميشد و تعطيل ميگشت. علت عمده اين مسائل عدم شناخت مسئولين وقت بود ، طرح ارائه شده از سوي آنها با واقعيتهاي زندگي عشايري هماهنگي نداشت و عملي نبود و اين عدم شناخت دهها سال توسعه آموزشي و پرورش را در عشاير عليرغم پيشرفت آن در ساير جوامع به تعويق انداخت و سبب حداقل يك نسل عقب ماندگي شد.

حال انجام اين نوع اقدامات از سوي رضاشاه تحقق اهداف از پيش تعيين شده اي بود كه آن عبارت بودند از: در حاشيه قرار دادن مكتبخانه هاي قديمي و مدارس علميه ديني با ايجاد مدارس دولتي در موازات آن ، زدودن هر گونه جلوه ملي و مذهبي وآگاهيهاي فرهنگي ، تربيت افراد در چارچوب برنامه هاي خاص حكومت و سپردن مشاغل و مناصب دولتي در موسسات و ادارات جديدالتاسيس به اين افراد و همچنين ترويج شعار جدايي دين از سياست توسط اين گروه و در نهايت زمينه و آماده سازي جامعه براي اجراي برنامه فرهنگ برهنگي يعني كشف حجاب براي زنان و متحدالشكل نمودن لباس براي مردان در سالهاي آينده بود. و در يك كلام از خود بيگانگي مردم از فرهنگ بومي ، ملي و مذهبي و گرايش به فرهنگ مبتذل غرب.

* مآخذ و توضيحات:

1ـ ذبيحي ، مسيح – گرگان زمين – چاپخانه بهمن – مهر 1350- ص 157

2ـ فصلنامه گلستان شماره 1- اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان گلستان – تابستان 1380ـ ص 55ـ54

3ـ فصلنامه فراخي – شماره سوم – سال اول – پاييز 1379 – ص 9ـ8

4ـ آهنگري، عبدالغفور – تركمنلر تاريخي – موسسه فرهنگي انتشاراتي ايل آرمان – چاپ اول 1382 ص4-183

5ـ همان ، ص199

6- گلي ،امين – تاريخ سياسي و اجتماعي تركمن ها – نشر علم – چاپ اول زمستان 1366 – ص 182

7- فصلنامه فراغي ـ ص9

8- همان، ص 9

9- در سال 1304شمسي در سه روستاي جعفرباي نشين از جمله در گمش تپه دبستان (ثنايي) ودر خواجه نفس دبستان زاهدي كه بعدها به مير جرجاني دولتي تغييرنام داد و در بناور دبستان صفوي افتتاح گرديد و در همين سال در منطقه آتاباي نشين در روستاي دوگونچي دبستان بيژن بازگشايي شد و بدنبال ان مدارس قشوني در روستاي هاي آرخ بزرگ (نزار) و باش يوسغه (پنج پيكر) ودر سال 1305شمسي نيز در گنبد قابوس مدرسه اي بنام قابوس بن وشمگير بازگشايي شد.

10- فرزند آناقلي متولد 1290 شمسي – تاريخ وفات 22/7/82

11 مهمياني فرزند قاراتقي بعدها نام فاميل به كمالي تغيير يافت .

12- دانشجويان تركمن در رشته دندانسازي سه تن بودند اراز قربان كاسب (معروف به ساري دكتر) عبدالرحمن فرزانه و آدينه قربان خزيياخزين .

13- هفته نامه صحرا – شماره 49- اسفند 1380ص3

14- هفته نامه گلشن مهر – شماره 137سال 1381

15- قانون ، فرانتس – سال پنجم انقلاب الجزاير – ص 43

16- معيني ، اسداله – جغرافياي تاريخي گرگان و دشت – شركت سهامي طبع كتاب – اسفند 1344 ص 378

17- همان ص 380 –379

اسناد

اداره معرف و اوقاف استرآباد

نمره 1033 بتاريخ 3/11/1305

                    مقام منيه وزارت جليله معارف و اوقاف وامت شوكته

نظر به اينكه در قصبه امچعلي { امچلي } يك باب مدرسه تاسيس شده قشوني مدتها داير و افتتاح شده است از آنجائيكه مقتضيات محلي يعني قلت جمعيت اجازه نمي داد كه مدرسه دولتي در آنجا داير نمايم لذا با تبادل افكار با حكومت نظامي محل قلعه را كه يك فرسخي محل مذكور است براي تاسيس مدرسه دولتي در نظر گرفته اين بنده و دو نفر از صاحب منصبان نظامي بدان محل رفته متاسفانه هر چه كوشش و جديت شده كه اهالي را حاضر و مهيا كنيم آلاچيق و يا سه باب اطاق به مدرسه اجاره دهند و اطفال خود را به مدرسه سوق دهند متاسفانه بواسطه بي علمي و جهالت و آشنا نبودن از وضعيات مدرسه در اجاره دادن اطاق و آلاچيق و تسليم اطفال براي تحصيل بطفره و تعلل گذراينده اند فعلاً در نظر دارد كه قضيه را به حكومت نظامي صحرا مشهود داشته در اين باب تصميم قطعي اتخاذ شود . البته نتيجه را بعرض خواهد رساند – اسفندياري در حاشيه : آقاي صفا ضبط شود تا نتيجه اقدامات معلوم گردد. 19/11  

   « متن سند شماره 1»

« مقام منيه رياست فرمانده تيپ مستقل قشون استرآباد و صحرا دامت عظمه العالي»

با كمال احترام معروض ميدارد – نظر به اينكه ما اينجانبان شاگردان مدرسه دولتي بشوسقه از مديرمان كه آقاي رونقي مي باشد خيلي ظلم و ستم مي بينيم . ازآن وقت تا بحال در مدرسه ما داخل شد از زبان ايشان سخن نيكي نشنيديم…  هر روز دو دسته چوب از شاخه هاي درخت گرفته به در دفتر براي داغ شاگردان ميآورد و در موقع درس خواندن اگر مانند خودش ندانيم در هر كلمه در دستمان چهار شلاق ميزند و پيوسته به كلاس وارد ميشود بي چوب نمي آيد و از ترس آنچه را كه ميدانيم يادمان ميرود . هميشه شغلش نسبت به شاگردان ظلم و تعدي است . لذا متمني است نتيجه وصول قضيه مشاراليه حكم صادر و مرحمت فرمائيد . امر امر مبارك است . ايام عزت بر قرار باد .

نياز قليچ – بهرام محمد- باي نظر – تايلي – ايشان محمد- طواق – كريم- احمد- اوراق قلي- عبداله- قربان- عبدالولي جمعه – رجب- جمعه قلي- مؤمن – خوجه دردي- بابانيازـ حاجي و يسقلي- نعمت ، مراتب فوق را تصديق مي نمائيم .

  « متن سند شماره 2»

« بتاريخ يوم سه شنبه 21 آبان ماه 1308 »

 حضور محترم جناب آقاي رونقي مدير محترم مدرسه مباركه آرخ

محترماً بعرض ميرساند كه اينجانب ميرزا محمد آل معلم كلاس دوم مدرسه آرخ ميباشم ، كلاس اول و تهيه فارسي نمي دانند و داعي{ بنده} هم تركي نميدانم لذا تصور ميكنم سزاوار نباشد بيش از اين وقت داعي و شاگردان بيهوده از بين رفته علاوه بر اينكه در پيش مقامات عاليه مسئول خواهم شد عندالله هم مسئول هستم . اين دو سه روزه براي اطاعت امر بود. 

الاحقر . محل امضاء

« سند شماره 4»

منبع: بنیاد مختومقلی فراغی بنقل از: هفته نامه صحرا شماره های ۱۸۷و ۱۸۹ سال ۸۵

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: