نمونه کارهای پژوهشی استاد و پژوهشگر تاریخ و ادبیّات ترکمن جناب آقای محمّدصالح راسخ


جناب آقای محمّدصالح راسخ از جمله محققین ترکمنی است که تحقیقات خودرا بر اساس منابع معتبر و در راستای بیان واقعی تاریخ و ادبیّات ملی ملّت ترک و ترکمن در چهارچوب حفظ رسالت قلم و پرهیز از خودستائی، پژوهشهای خودرا ارائه می دهد. وی اخبار زیادی در مورد تاریخ و ادبیّات اوغوزی دارد. در این پست به ضمیمه یک مقاله غنی و پربار ضمن معرّفی عرفان ایشان آرزوی موفقیّت و پیروزی برای ایشان داریم.

خوجه نفس

آقای محمّدصالح راسخ محمد صالح راسخ هستم در سال 1963 در ولسوالی اندخوی ولایت فاریاب متولد شدم. در سال 1982 از دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل فارغ شدم. تا سال 1992 در آن دانشگاه مصروف تدریس بودم. اکنون استاد داشگاه بلخ هستم و در راستای تحقیق در عرصه ادبیات و فرهنگ و تاریخ مصروف هستم. به زبانهای دری، ترکمنی و اوزبیکی مینویسم. تصمیم گرفتم که در این وئب لاگ برخی از نوشته های خویش را بگذارم تا شاگردان و علاقمندان از آن استفاده کرده و همچنین دوستان این نوشته ها را خوانده نظر دهند و مرا در رفع اشتباهات یاری رسانند.

فصل دوم مشخصات فرهنگی ـ زبان و ادبیات

مشخصات فرهنگی – الف ـ زبان ترکمنی: در میهن ما که یکی از مراکز تمدن بشری در شرق بشمار میرود وبه قول برخی دانشمندان چار راه تقاطع فرهنگ و یا ملیت های فرهنگ های مختلف است، ملیت های گوناگونی زندگی داشته، آنها به بیست وپنج زبان جداگانه تکلم مینمایند. هر یک ازین ملیتها از خود تاریخ سیاسی، اجتماعی، فرهنگ، عنعنات و زبان ویژه داشته آنها در آفرینش مدنیت های درخشان باستانی میهن ما نقش عمده داشته و در اثنای تاریخ در پهلوی همدیگر زیسته اند.

خلق ترکمن که یکی از ملیت های برادر و با هم برابر وطن عزیز است، دارای پیشینه پربار، فرهنگ، عنعنات و زبان ویژه است. …

با نگرش کوتاهی که درفصل قبلی در مورد حیات سیاسی و اجتماعی ترکمنها انداخته شد و نیز با ژرف نگری به ویژه گیهای زبانی این خلق چنین استنباط میشود که زبان ترکمنی  از نگاه ریشه خود به خانواده زبانهای ترکی می پیوندد.  بنابران قبل از آنکه در مورد زبان ترکمنی و سپس انکشاف آن گفتگو کنیم، بی مورد نخواهد بود که تکامل زبان ترکمنی را با دید وسیعتر در امتداد زمانه ها مورد بررسی قرار دهیم:

زبان ترکمنی زبانی است که ملیت ترکمن بطور عمده در نقاط شمال و شمال غرب کشور ما بدان تکلم می کنند، و نیز ترکمنی زبان اساسی و رسمی در جمهوری ترکمنستان میباشد. همینطور ترکمنهای ایران، ترکیه، عراق، سوریه و چین به این زبان با لهجه های متفاوت حرف می زنند. در زبانشناسی نظریه ای موجود است به نام «نظریه آلتای». مطابق این نظریه،تاریخ پیدایش زبانهای ترکی از دوره آلتای شروع میشود. بنابر نبودن اسناد کافی، زمان این دوره برای ما روشن نیست. اما بنابر نشان دادن گاهنامه ها و تجارب زبانشناسی معاصر گفته میتوانیم که زبان آلتای نخست به گروپ زبانهای کنگوس، منچور و ترک و مغول بخشبندی میگرددو گروپ زبانهای ترک و مغول به نوبه خود به زبانهای ترک و مغول جدا میگردد.

در تاریخ تکامل زبان ترکی نخستین مرحله بنام «دوره هون» یاد میگردد که در فصل نخست در مورد قبیله هون و دولت آنها مفصلا بحث کردیم. هونها از سده سوم قبل از میلاد تا سده نهم میلادی به نامهای مختلف در اطراف دریای اورخون، آیای مرکزی و حتی اروپا زندگی داشته و دولتهای نیرومندی را تشکیل داده بودند. بعدا در انکشاف زبان ترکی «مرحله قدیمی ترک» نقش قابل توجهی را ایفا نمود. در این دوره دولت خاقانی ترک بوجود امد. این دوره از سده ششم میلادی آغاز تا سده یازدهم را دربر میگیرد.(1)

درسده های دهم و یازدهم میلادی (قرون 4 ـ 5 هجری) در حیات سیاسی، مادی و معنوی منطقه دگرگونی شگرفی بوجود امد. در این سده ها مردم آسیای مرکزی در ساحات مختلف مدنیت به موفقیت های چشمگیری دیت یافتند. در این دوره دامنه امپراتوری اعراب محدود شده و در نتیجه اوجگیری جنیش های آزادیخواهی و بوجود امدن نخستین دولتهای ملی در منطقه زراعت و صناعت و فرهنگ رشد یافت.با رونق تجارت داخلی و خارجی و علایق فرهنگی مردمان مختلف، سرزمین آسیای مرکزی به مرکز مهم دانش و تمدن مبدل گردید. سده های مذکور از نگاه رشد زبان و ادبیات خلقهای منطقه نیز از دوره های بس درخشان بشمار می آید. از سده های نخستین این دوره آثار زیادی به زبان ترکی باقی نمانده اما کتیبه چندی بنامهای کول تگین و بیلکه قاآن، تونیوکوک، اونگین، کولیچور، مایون و ارق از دست حوادث روزگار در امان مانده و تا روزگار ما رسیده است.اما از سده های اخیر این دوره به ویژه در سده های دهم و یازدهم که سلاله «قره خانی» به قدرت میرسد و آنها در ساحه ماوراالنهر و ترکستان چین تسلط می یابند، زبان ادبی ترکی تشکل میپذیرد و آثاری به همین زبان از سوی برخی از دانشمندان و نویسندگان و شعرا به زبان مادری شان تالیف میگردد. زبان ادبی مذکور ویژگیهای زبان های قارلوق، اویغور، قبچاق و اوغوز را دربر داشت. در این زبان کتاب های باارزشی چونک«قوتدغوبیلیک»، عتبه الحقایق»، « دیوان اللغات الترک»،« دیوان حکمت»، «اوغوزنامه» و «قصص الانبیا» وغیره بوجود آمد.( 2)

برخی از پژوهندگان، پیوند قبایل متعدد ترکمنهای کنونی را ه جمعیتی میرسانند که در قدیم بنام « اوغوزها» یاد میشوند. «اوغوزخان» نخستین جد ترکمنها پسر قره خان و داماد و برادرزاده اورخان است که شش پسر داشت و در طول سده ها قبایل (24) گانه اوغوزها از آنها بوجود آمده اند. نام «اوغوز» بحیث نام نسب در نوشته های کوک ترکها (توکیوها) (مربوط به قرن ششم میلادی) وجود دارد و این نام در منابع چینی به شکل «هوگوت» ذکر شده است. (3) به اساس کرونولوژی اوغوزها را به اوغوزهای باستانی، میانه و جدید طبقه

ـــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ عبدالرحمانوف و رستموف، زبان قدیمی ترکی (به زبان اوزبیکی)، تاشکند: 1982، ص 3.

2 ـ عبدالرحمانوف و شکوروف، گرامر تاریخی زبان  اوزبیکی، تاشکند : 1963، ص 19.

3 ـ راعی، قیام الدین،  تاریخچه زبان ترکمنی، سالنامه افغانستان، شماره 45 ـ 46، کابل: 1358، ص 1079.

بندی میکنند:

1 ـ اوغوزهای قدیم: در سده های ششم و هفتم و هشتم میلادی در منطقه «اوتوکن» میزیستند و قسمت مهم و جزء دولت توکیوها (گوک ترکها) بودند. زان اوغوزهای قدیم ضمن بررسی سنگنوشته های «اورخون» ومتون اویغوری قدیم از طرف دانشمندان بررسی و تحلیل گردیده است.

  2 ـ اوغوز های میانه: اینها اوغوزهای مسلمان هستند، اینها را در قرن یازدهم میلادی دانشمند و زبانشناس محمود کاشغری بنام «ترکمنها» معرفی میکند. به اساس نوشته مذکور، اوغوزها به 22 دسته تقسیم میشدند، بدین ترتیب: قنیق (سلجوقیها از همین قبیله بودند )، بایندر، ایوا، قایغ (قراخانیها و غزنویها از همین قبیله بودند) سالور، افشار(نادر افشار از همین قبیله بود) بیگدلی، بوگدوز، بیات، یازیر، اینور، قره اویلوک، الکه اویلوک، اگدیر، اوره گیر، چوالدیر، چبنی، و چاروک.

     در قرن 17 میلادی ابوالعازی بهادرخان خیوه یی در «شجره ترکمه » و «شجره ترک» ضمن شرح حال قبایل اوغوز از 24 قبیله اوغوز ها نام برده است. زبان اوغوزهای میانه (سده های 11 ـ 15 میلادی ) و حتی قبل از ان در سده نهم و دهم میلادی از لهجه قیرقیزها تأثیر پذیرفته است. البته این تأثیر متقابل بوده است.بطوریکه در آثار و متون خوارزم و آلتون اردو (قارلوق و قبچاق) مانند محبت نامه، نهج الفرادیس، و امثال آنها ویژگی لهجه اوغوزی دیده میشود.

     3 ـ اوغوزهای جدید: اجداد ترک زبانان آذربایجان، ترکیه و ترکمن ها را تشکیل میدهند و از قرن 13 میلادی به بعد یعنی بعد از مهاجرت به غرب و آمیزش با سایر ترکان (قبچاق و اویغور) و اهالی بومی، لهجه های آذربایجانی، ترکی اناتولی، و ترکمنی را بوجود آورده اند.(1)

        از ترکی اوغوزی جدید قبل از انشعاب به ترکی اناطولی، آذری و ترکمنی متن و نوشته ای در دست نیست. از این جهت مرحله ترکی اوغوزی جدید را باید مرحله آغاز ترکی سلجوقی و عثمانی و آذری و ترکمنی به حساب آورد. در فواصل سده های 13 ـ 15 میلادی لهجه های اخیر چندان تفاوتی باهم نداشته اند. طوریکه اثر مربوط به سده های 13 ـ 14 که به این لهجه ها نوشته شده از نظر تعلق به یکی از لهجه های سه گانه مورد اختلاف پژوهندگان است. مثلا منظومه «قصه یوسف» را که در سال 1230 میلادی وسیله شاعری بنام «علی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ جواد هیأت، سیری در تاریخ و لهجه های ترکی، ص 272.

الترکی» نگارش یافته، بعضیها مربوط به ترکی قدیمی آذربایجانی و برخی هم متعلق به  ترکمنی قدیم میدانند، ویا اینکه کتاب «محبت نامه» که در سال 1353 میلادی تالیف گردیده، زیادتر ویژگیهای زبانی قبایل اوغوز را و «تعشق نامه» اثر سید احمد بیشتر ویژگیهای زبان قبچاق را انعکاس میدهد. (1)

به این ترتیب ه نظر برخی از دانشمندان کتاب «قصه یوسف» (قرن 13 میلادی) نخستین محصول ادبی زبان ترکمنی است، اما برخی از دانشمندان، از جمله زبانشناسان شوروی برعلاوه «قصه یوسف»، «دیوان حکمت» اثر خواجه احمد یسوی را (قرن 12 میلادی) نیز از جمله متون ترکمنی باستانی میدانند. (2)

ترکی اوغوزی جدید را اید به دو گروه شرقی و غربی تقسیم کرد. از ترکی اوغوزی شرقی، ترکمنی قدیم و جدید بوجود آمده و از ترکی اوغوزی غربی، ترکی عثمانی، گاگاوز و ترکی آذربایجانی پیدا شده است. ترکی عثمانی در چند مرحله تاریخی سیر کرده که عبارتند از : سلجوقی، عثمانی قدیم، عثمانی میانه، عثمانی جدید و ترکی امروزی. افزون بر این ترکی بالکان، قبرس، سوریه، جنوب کریمیه جزء ترکی عثمانی است. همچنین ترکی آذربایجان، زنجان، ساوه، همدان، ترکی قشقایی، اینالو، بهارلو و ترکی سایر نقاط ایران به جز از ترکمنی و ترکی کرکوک (عراق) همه جزء ترکی اذری محسوب میشود. (3 )

زبانهای خانواده ترکی (اگر زبانهای چواش و یاقوت را استثنا قرار دهیم) از جهت گرامری، فونیتیک، و لکسییک آنقدر به هم نزدیک اند که نمایندگان هریک از زبانهای مذکور سخنان همدیگر را تا حدی فهمیده میتوانند. از همین سبب برخس زبانشناسان زبانهای ترکی، ترکمنی، اوزبکی، قزاقی، قیرغیزی، اویغوری، آذری، تاتاری، قره قلپاقی… وغیره را لهجه های مختلف زبان ترکی میدانند که این نظر شان مورد تأمل است. باید در این مورد با استفاده از نظریات و دستاورد های زبانشناسی معاصر تحقیقاتی را انجام داد.

به هر حال در مورد بخشبندی ریشه ای زبان های ترکی میان دانشمندان و زبانشناسان اختلافاتی به نظر میرسد. برخی از زبانشناسان، زبان های ترکی را ا درنظر گرفتن محیط جغرافیایی بخشبندی نموده اند. از جمله این دانشمندان رادلوف، زانهای ترکی را ه چهر گروپ ذیل تقسیم مینماید:

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ عبدالرحمانوف و شکوروف، گرامر تاریخی زبان اوزبیکی، ص 19.

2 ـ راعی، قیام الدین، تاریخچه زبان ترکمنی، ص 1082.

3 ت جواد، هیأت، سیری در زبان و لهجه های ترکی، ص 275.

1 ـ گروپ شرقی: به این گروپ زبانهای ترکی چولیم، قره گس، خه کس، شور، تووا، و زان ترکهای ینسی داخل میگردد.

2 ـ گروپ غربی: که زانهای تاتار های ساییریا، قیرغیزی، قزاقی، باشقیری، تاتاری و قره قلپاقی تشکیل میشود.

3 ـ گروپ آسیای میانه: که از زبانهای اوزبیکی و اویغوری متشکل است.

4 ـ  گروپ جنوبی: زانهای ترکمنی، آذری و ترکی استانبولی را دربر میگیرد. (1)

زبانشناس دیگر، سامایلویچ در بخشبندی زبان ترکی، ویژگیهای فونیتیکی را درنظر میگیرد. اما مشهورترین نظریه در مورد بخشبندی زبانهای ترکی، نظری است که دانشمند روس ن.ا. باسکاکوف با در نظر گرفتن خصوصیات اتنیک قبایل ترکی را ارایه میدارد. مطابق این نظر، باسکاکوف زبانهای ترکی را به گروپ های ذیل تقسیم منماید:

1 ـ گروپ زبانهای بلغاری: زان معاصر چوواش و زبان قدیم بلغار و خزر را دربر میگیرد.

2 ـ گروپ زبانهای اوغوزی:

الف) زبان ترکمنی ترکمنستان، افغانستان، ایران.

ب‌)       زان تروخمنی : زان ترکمنهای اشنده قفقاز شمالی و استراوپول.

3 ـ گروپ زانهای قچاق: زان قره یی (اقوام قره یی جمهوری لیتوانیا و اوکراین جنوبی و کریمیه به این زبان تکلم مینمایند)، زان قومیقی، زان قره غویی، زبان قریم، زبان تاتاری، زبان اشقری، زبان قزاقی و زبان قره قالپاقی.

4 ـ گروپ زانهای اوزیکی ـ اویغوری: زان اوزیکهای اوزیکستان، افغانستان، اویغورهای روسیه و چین و غیره.

5 ـ گروپ زانهای اوغیزی که شامل زبانهای تووایی، زبان تافلر، یا کرگس و زان یاقوتی میشود.

6 ـ گروپ زبانهای خه کس، سار، چولیم و لهجه های شمالی زان آلتای را دربر میگیرد.

7 ـ گروپ زبانهای قرغیز ـ قبچاقی : دربر گیرنده زبان قیرغیزی و زبان آلتای میباشد. (1)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1ـ صادقوف و عبدالعزیزوف، مقدمه زبانشناسی، تاشکند، 1981، (متن اوزبیکی)، ص 199.

     اما زبان ترکمنی، طوریکه در بالا نیز در بخشبندی باسکاکوف آمد، به گروپ اوغوزی زبانهای ترک منسوب بوده و در زمینه قبایل غربی اوغوزی به میان آمده و در جریان ترقیات خود برخی از ویژگیهای گروپ زبان قبچاق را پذیرفته است.(1)

     طوریکه در بخشبندی باسکاکوف دیدیم، دانشمند موصوف در گروپ زبانهای اوغوزی تنها زبانهای ترکمنی و تروخمنی (به نظر نگارنده هردو یک زبان واحد است) را آورده است. در حالی که زبانهای آذری  و ترکی استانبولی نیز به همین گروپ داخل میشوند.

    هرچند طبقه بندی شجروی لهجه های اوغوز به معنی کامل آن به نسبت وجود نقایص در مآخذ تاریخی تا اندازه ای دشوار است، با آنهم از نظر تاریخی طبقه بندی داخلی و اثرپذیری، آنرا از لهجه های دیگر میتوان مشخص نمود. حین تثبیت حدود زان اوغوزی از نظر زمان و مکان، با درنظرداشت زیانهای ترکی عثمانی، آذری و ترکمنی بحیث اساس کار، مانند سایر خانواده های زبانها، چون خانواده هندواروپایی به یک سلسله اشکال و پیچیدگیها برمیخوریم. زیرا انتشار لهجه های این زبان نه به شکل شاخه ها، بلکه به شکل امواج صورت گرفته است. بنابران در زمان بوجود امدن خود در اثر تماس با لهجه های گروپ های دیگر باعث بوجود آمدن لهجه های گذرنده شده است. این لهجه ها خارج از گروپ زانها نخست مربوط به گروپ جنوب شرقی یعنی قارلوقها و به درجه دوم مروط به گروپ شمال غرب یعنی قبچاقها میشود. به طور خاص اگر به گروپ اوغوز ـ قارلوق دیده شود، میان انان نزدیکیهای زیادی بچشم میخورد. از همین جا بوده که ترک شناس مشهور آلمان منگز (    mengz ) در سال 1959 این دو بخش را تحت نام مرکز و جنوب غرب یا لهجه های تورکوت با هم توحید نموده است. وی گروپهای اویغوری باستانی، قراخانی، خوارزمی، چغتایی، اوزبیکی و اویغوری جدید را بنام «تورکوت شرقی» و گروپ سلجوقی، عثمانی، آذری و ترکمنی را بنام «تورکوت غربی» نامیده است.(2)

    این نظر نیز موجوداست که زبان قبچاقی در دوره زبان اوغوزی میانه (سده های ده ـ یازدهم میلادی) زبان اوغوزی را تحت تاثیر خود قرار داده است. نظر به گفته زبانشناسان، گذار از زبان اوغوزی جدید به زبان قبچاقی به درجه نخست از طریق زبان ترکمنی و به درجه دوم از طریق زبان آذری صورت گرفته است. برعلاوه منگز زبان قیرغیزی را بحیث پلی میان «تورکوت شرقی» و گروپ التای میداند. طبقه بندی باسکاکوف در سال 1960 از

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ن. ا. اسکاکوف،  گرامر زبان ترکمنی، عشق آباد، 1970، ص 9.

2 ـ راعی، قیام الدین، تاریخچه زان ترکمنی، سالنامه افغانستان، ص 1081.

نظر زبان اوغوزی منظره مشابهی را بدست میدهد. به اساس این بخشبندی گروپ اوغوزی خالص بخش غربی زبان ترکی و زبان گوک ترکی (توکیوها) با زبان اویغوری باستانی که گروپ «اویغور ـ اوغوز» هون شرقی را بوجود آورده است، نظر به قرابتی که با لهجه ها ی توبا و کره کاس دارند، از ان طریق به گروپ آلتای میپیوندد. اسکاکوف لهجه های اوغوزی اصلی را ه سه خش : «اوغوز ترکمن»، «اوغوز بلغار»، « اوغوز سلجوق» تقسیم میکند و زان قره خانی، خوارزمی و آلتون اردوی شرقی  و زان آلتون اردوی غری، چغتایی، اوزبیکی کلاسیک، اوزبیکی جدید، و اویغوری جدید را تحت عنوان «گروپ تحتانی قارلوق ـ اویغور» به گروپ قارلوق پیوند میدهد.(1)

    از این بخشبندی باسکاکوف برمی اید که لهجه های اوغوزی به درجه نخست با گروپ جنوب شرقی (قارلوق) و در درجه دوم با گروپ شمال شرقی (قبچاق) رابطه دارد. طبیعی است که این رابطه بناب مهاجرت ها و تماسها و آمیزشها صورت گرفته است. آنچه راکه بنام اوزبیکی باستانی (چغتایی) یعنی زبان دوره امیر تیمور و بعد از آن میدنند و آثار علیشیر نوایی، ظهیرالدین محمد بابر، مولانا لطفی و محمدصالح نمونه های برجسته آن است، در تشکل زبان ادبی ترکمنی، قزاقی، قره قالپاقی، اوزبیکی، و اویغوری جدید نقش مهمی را بازی کرده است.

بدون آنکه در باره تاریخ آغاز زبان اوغوزی جدید که ترکمنی نیز شامل آن است به بحث بپردازیم، میتوانیم قرن (13) میلادی را نقطه آغاز زبان ترکمنی بدانیم. (2) بدین ترتیب، زبان اوغوزی جدید را شامل زبانهای ترکمنی باستانی، عثمانی باستانی، و زبان سلجوقی باید بدانیم. بنابران کتاب «قصه یوسف»اثر علی را میتوانیم نخستین محصول ادبی زبان ترکمنی بشمار آوریم.

هرچند جدا ساختن زبان ترکمنی از گروپ زبانهای عثمانی ـ آذری کار درستی هم باشد، قرار دادن آن بدین شکل بهتر خواهد بود:

زان اوغوزی جدید: سلجوقی، عثمانی، آذری، ترکمنی، این شکل خود ه دو خش تقسیم میگردد:

1 ـ زبن اوغوزی جدید شرقی: زبان ترکمنی باستانی و جدید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ راعی، قیام الدین، تاریخچه زبان ترکمنی، ص 1082.

2 ـ برخیها «دیوان حکمت» احمد یسوی را که در قرن سیزدهم میلاید سروده شده بحیث نخستین اثر زبان ترکمنی میشناسند.

2 ـ زان اوغوزی جدید غربی:

الف) زبان سلجوقی، زبان عثمانی میانه و جدید، زان ترکی ترکیه، زبان ترکی بالقان، زان گاگاوز، زبان عثمانی کریمیه.

ب) زبان آذری استانی و جدید و اینالو و قشقایی.(1)

زبان ترکمنی در درازنای زمان نظر به محیط جغرافیایی، عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تفاوتهایی از نگاه فونیتیک، لکسیک و گراماتیک با دیگر زبانهای خواهر خود پیدا کرده است که ذیلا به بررسی آن میپردازیم:

1 ـ خصویت های فونیتیکی:

ـ   زبان های دیگر ترکی (21) کانسونینت و (8) واول دارند. در حالیکه زبان ترکمنی (21) کانسونینت و (9) واول دارد که در بین این واولها یک هماهنگی خاص دیده میشود.

ـ در بعضی حالات کسره (واول ) به «ی» (واول) تبدیل میشود. مثلا : در ترکی آذری و اناتولی گئجه (شب) و در ترکمنی گیجه.

ـ در زبان ترکمنی برخلاف زبانهای دیگر واول دراز و صدادار موجود بوده سبب تغییر معنی کلمه میشود، مثلا: اوت (واول کوتاه، علف)، و اوت (واول دراز، آتش) و یا: داش (کوتاه، به معنی دور)، و داش (واول دراز، به معنی سنگ).

ـ تغییر کانسونینت «ق» به «غ»، مثلا: قره ـ غره، قیز ت غیز.

ـ تغییر کانسونینت «ق» به «ه»، مثلا: قایسی ـ هایسی

ـ «ب» در اول بسیاری از واژه ها به «م» تبدیل میشود، مانند: بن ـ من، بونی ـ مونی و غیره.

ـ بعضا «گ» و «غ» به «و» تبدیل میشود: مثلا: اوگرنمک ـ اورنمک، سوغوق ـ سووق. و بعضا هم «گ» از بین رفته و سبب کشیدگی صدا شده است، مثلا: ده گیل ـ دأل.

ـ در زبان ترکمنی کانسونینت «و» واول قبلی خود را مدور میسازد، مثلا: مولانا ـ مولانا، وض ـ حووض، دوام ـ دووام. (2)

ـ در زبان ترکمنی افغانستان «خ» وجود ندارد و بجای آن اکثرا «ح» تلفظ میکنند، مثلا: خانم ـ حانم، در صورتیکه در ترکمنی ترکمنستان «ح» نیز «خ» تلفظ میشود، البته این حالت تأثیر زبان روسی خواهد بود.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ راعی، قیام الدین، تاریخچه زان ترکمنی، ص 1082.

2 ـ ایضا، ص 1083.

ـ در زان ترکمنی بجای «ف»، «پ» استعمال میکنند، مثلا: صفت ـ صپت.

ـ در ترکمنی کانسونینت ها را اکثرا به نوک زان استعمال میکنند مثلا: صالح ـ ثالخ، این خصوصت در زانهای ترکی و آذری نیز مشهود است.

2 ـ ویژگیهای دستوری:

ـ برای فعل متعدی به جای «ت» پسوند «ایز» بکار میرود. مثلا: بجای قورقوتماق (ترسانیدن) ـ قورقیزماق، اورکیتمک (رم دادن) ـ اورکیزمک.

ـ پسوندهای ملکی، مفعول صریح، مفعول به، مفعول عنه و مفعول فیه مانند آذری است، پسوند میانی گلندن صونرا (بعد از آمدن) عبارت از «ن» دان میباشد، یعنی مانند آذری است.

ـ قه و گه در آخر واژه ها باقی مانده : قیصقه (کوتاه) بجای قیصه و اینجگه بجای اینجه.

ـ در اول شخص جمع بجای «ریک»، «رس» می آید، مثلا بجای گلریک ـ گلرس، و در اول شخص مفرد بجای «ام» ـ رین می، می آید : بجای گلریم ـ گلرین.

ـ موجودیت «ن» در بعضی واژه ها، مانند: بیلن بجای بیله.

ـ واژه های مختوم به واول در حالت مفعولی مانند زبان اوزبیکی با پسوند «نی» ختم میگردد، در حالیکه در زبان ترکی و آذری با «یی» ختم میگردد، مانن: اوبانی، یوقارینی.

ضعیف شدن جذب و تحلیل کانسونینت و واول، مانند: باشقه، (دیگر) ـ باشغه. (1)

3 ـ از نظر لکسیک:

ـ بعضی واژه های اوغوزی قدیم هنوز در زبان ترکمنی رایج است، مانند: سوو(آب)، کوپ (زیاد)، قیین (مشکل، دشوار)، کلماتی مانند: چین (راست، حقیقت)، قایتارماق (تکرار کردن)، کم (ناقص)، هم از ترکی شرقی وارد شده است.

ـ کلماتی مانند: کابیر (بعضی)، اویتگه مه (تغییر)، یوقدیرما (تاثیر)، قتناشیق (ارتاط، مناسبت)، یالی (مانند) مخصوص ترکمنی است.

زبان ترکمنی از نگاه لکسیک به دو شیوه تقسیم میشود:

1 ـ ترکمنی خالص،  مانند: شیوه اقوام: یوموت، ارساری، تکه گوکلنگ، سالیر و ساریق.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ جواد هیأت، سیری در زبان و لهجه های ترکی، ص 284.

 2 ـ ترکمنی مخلوط، مانند: نوخور، أناولی، خضرلی، مانقیشلاق، بیات، چاندیر، چقیش، خط، آراباچی.

در شیوه اخیر تاثیر زبان اوزبیکی زیاد بوده و افعال مانند زبان اوزبیکی صرف میشود، مثلا به جای آلارن ـ آله من، به شیوه خضرلی و ه مانقیشلاق «آلامن» و به شیوه نوخور «آلامان» گفته میشود.

در قفقاز شمالی در منطقه استراوپول لهجه تروخمنی در میان ترکمنان آن منطقه رایج است که با لهجه ترکمنی کم و یش تفاوت دارد. تروخمنها در نیمه دوم قرن 17 میلادی از ترکمنستان کنونی به هشتراخان مهاجرت کرده اند.(1)

    ب) ادبیات ترکمنی: در فصل نخست در مورد نخستین قبایل و عشیره های ترکی زبان که امپراتوریهای عظیمی را در آسیا و اروپا و افریقا ایجاد کرده بودند، صحبت کردیم. از دوره هونها و سایر سلاله های ترکی اثاری کشف نشده است. اما بنابر نوشته پزوهندگان زبان قدیمی ترکی در اغاز نخستین سده میلادی به تشکل خود آغاز کرده و در درازنای چند سده به تدریج راه تکامل خود را پیموده است. در پنج سده اول میلادی در باره چگونگی زبان قدیمی ترکی معلومات قابل توجهی در دست نیست. در سده ششم میلادی است که به زبان ترکی اثاری ایجاد شده و به دست ما رسیده است.

در سده ششم میلادی سلطنت توکیوها (ترکها) در اطراف دریاهای اورخون و ینیسی تاسیس و استحکام یافت. این دولت به زودی به امپراتوری بزرگی تبدیل شده و دامنه وسعت ان تا افغانستان کنونی نیز رسیده بود. در سده ششم میلادی «بیلکه قاآن» امپراتور ترکها، برای اینکه کارنامه های دوره حکمروایی خویش را ثبت تاریخ نماید و خدمات شایسته و قهرمانی های برادر دلیرش «کول تگین» را نشان بدهد، امر کرد تا کتیبه های ترکی را ایجاد کنند. این کتیبه ها بر روی سنگها حک شده و در سوگ «کول تگین» برادر شجاع و قهرمان «بیلکه قاآن» امپراتور ترک میباشد و به نام کتیبه های اورخون یاد شده است. (2) این کتیبه ها تنها در مورد کارنامه های بیلکه قاآن و کول تگین نبوده، بلکه در باره تونیوکوک، ایوک ارخان، بارلیق، و تووا و دیگران نیز میباشد، اما مهمترین قسمت آن را کارنامه های کول تگین و بیلکه قاآن که بر روی قبور شان حک گردیده، تشکیل میدهد. این کتیبه ها از یکسو

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ جواد هیأت، سیری در زبان و لهجه های ترکی، ص 284.

2 ـ ایضا، ص 285.

یادگار های قدیمی زبان و ادبیات ترکی است، از سوی دیگر منبع مهم تاریخی نیز میباشد. این کتیبه ها به شکل منظوم بوده در اواخر سده گذشته میلادی کشف گردید. باستان شناسان و زبان شناسان تا چندی الفبای آن را خوانده نتوانسته به نام الفبای رونیک (سری، پنهان) یاد نمودند. برای نخستین بار دانشمند دانمارکی « ویلیام تامسن» به خواندن الفبای این یادگار های قدیمی موفق گردید او نخست دو کلمه: «تنگری » و «ترک» را خوانده و تا سال 1893 میلادی تمام حروف این کتیبه را مشخص نمود. بعدا دانشمندان دیگری آنرا خوانده و به زان های مختلف ترجمه کردند. (1)

الفبا و نوشته های کتیبه اورخون از قدیمی ترین آثار زبان ترکی قدیم محسو شده که 1400 سال ساقه دارد. متن این کتیه ها به زبانهای اروپایی، روسی، ترکی، اوزبیکی و دیگر زبانها ترجمه گردیده است. الفای این کتیبه ها به الفای سغدی مشابهت هایی داشته، چنین معلوم میشود که تحت تاثیر الفبای سغدی ایجاد گردیده اشد. این کتیبه ها افزون بر اینکه در مورد حیات اجتماعی، اقتصادی، سیاسی سده های 5 ـ 8 میلادی، عرف و عادات، رسم و رواجها و اعتقادات قبایل و عشایر ترکی منابع مهم محسوب میگردد، دارای ارزش ادبی نیز میباشد. در انها برخی پارچه های نظم و نثر حک شده است.

در اینجا باید یاد آور گردید که نمونه های قبل بر این نیز، از طریق کتابهای مؤرخین، وقایع نگاران یونانی و رومی تا روزگار ما رسیده است. مثلا داستانها و روایتهایی در مورد «شراق»، «توماریس»، «زرینه»، زریادر»، «اداتیده»…و غیره نیز موجود است. اما متن اصلی این داستانها از بین رفته، تنها مضمون مختصر آنها در کتابهای نویسندگان و مؤرخین یونانی و رومی ثبت شده است. (2)

افزون براینها، حماسه های الپامیش، «داداقورقوت»، «اوغوزنامه» اسطوره ها و افسانه های میترا، اناهیتا، کیومرث، جمشید وغیره که از غلبه نور بر ظلمت حکایت میکنند، همه بیانگر پیشینه پربار ادبی این مردم است. این نمادهای نخستین در مراحل بعد برای ایجاد و غنامندی ادبیات بدیعی ما یاری رسانیده است. در افرینش اینهمه اسطوره ها، افسانه ها، سرودها و نوشته های حماسی و قهرمانی خلق ترکمنفعلانه شرکت کرده و سهم بزرگی دارند. بنابران اگر این میراث های گرانبهای فرهنگی و تاریخی را از جمله افتخارات گذشته خویش به حساب آورده و به انها ببالند، امریست شایسته و بایسته. اما بقیه آثار قدیمی زبان ترکی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ ملله یوف، نتن، تاریخ ادیات اوزبیکی، جلد اول، ص 48.

2 ـ ایضا، ص 52.

مربوط به سده های دهم و یازدهم میلادی (قرن چهارم و پنجم هجری) میباشد. در این سده ها در حیات مادی و معنوی مردم منطقه دگرگونی های زیادی رونما گردیده، فرهنگ، هنر و ادبیات رشد و تکامل نمود. بناء سده های دهم و یازدهم را میتوان از نظر رشد و انکشاف زبان و ادبیات ترکی از دوره های درخشان و پرثمر ه حسا اورد. زیرا در این سده ها آن سان که قبیله های مختلف ترکی زبان باهمدیگر نزدیک شدند، زبان ایشان نیز باهمدیگر قرابت پیدا کرد و زبان ادبی ترکی رواج بیشتر یافت و تکامل نمود. در این سده هاست که مثنوی فلسفی «قوتدغوبیلیک» (علم سعادت بخش)، «دیوان اللغات الترک»، «عتبه الحقایق» و دیگر آثار به زبان ترکی ایجاد گردید که در اینجا به صورت اختصار در مورد این آثار به بررسی مینشینیم:

قوتدغوبیلیک :

کتاب فلسفی ـ تربیتی «قوتدغوبیلیک» در سال 448 هجری قمری از طرف یوسف خاص حاجب به رشته نظم در آمده و به سلطان قراخانی بغرا خان تقدیم شده است. این اثر یک مثنوی فلسفی و عرفانی بوده در آن نکته های فلسفی و تربیتی بشکل مناظره و مکالمه آمده است. مولف برای اثبات عقاید و افکار خود در باره مسایل گوناگون اجتماعی، فلسفی، سخنان بزرگان و کلمات قصار را به شهادت طلبیده است. این اثر منظوم، طوریکه گفتیم به شکل مثنوی و در بحر متقارب مثمن مقصور نوشته شده و نام «شهکار ترکی » نیز نامیده شده است. قوتدغوبیلیک جمعا 6645 بیت را احتوا کرده در فرجام کتاب سه قصیده در داخل کتاب 173 دو یتی به شکل شعر قدیمی ترکی، یعنی «بایاتی» گنجانیده شده است. این کتاب اولین اثر شعر ترکی بعد از اسلام و یکی از پایه های ادبیات منظوم ترکی است.

در باره مولف قوتدغوبیلیک (یوسف خاص حاجب) بجز در مقدمه کتاب، اطلاعات دیگری ذکر نشده و با اینهم از این مقدمه معلوماتی در باره مولف به مشاهده میرسد. طبق نوشته خود مولف، وی از شهر «بلاساغون» بوده و اثرش را در کاشغر تکمیل نموده و به پادشاه قراخانی ـ تاپقاچ بغرا خان تقدیم داشته است. از مطالعه اثر مذکور چنین معلوم میشود که یوسف بلاساغونی تحصیلات عالی داشته و غیر از ادبیات با نجوم، علوم طبیعی، جغرافیه، تاریخ و ریاضیات نیز اشنایی داشته و به قول برخی از پژوهشگران شاگرد ابن سینا بوده است. (1)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ حفظی، توفیق، و دیگران، نمونه ادبیات ترکی از منشا تا قرن دهم هجری، جلد اول، استانبول، 1926، ص 45.

زبان شاعر ترکی ساده و در عین حال ادبی بوده، در تمامی کتاب بیش از 125 واژه عربی و فارسی بکار نرفته است. و از این مقدار در حدود هشتاد فیصد عربی و بقیه فارسی است که این واژه ها نیز برای اصطلاحات دینی و دولتی بکار رفته است. (1)

یوسف خاص حاجب در این کتاب در باره مسایل اجتماعی، اداره کشور و دولت، سیاست، دانش، عدالت، جوانمردی، و ذوق و هوسهای انسانی صحبت مینماید. بناء این اثر نه تنها یک شهکار ادبی است، بلکه کتاب سیاسی، اداری و اجتماعی نیز میباشد. از این اثر تاهنوز سه نسخه خطی قدیمی موجود است: نسخه نخست به خط اویغوری بوده و در «ویانا» نگهداری میشود و در سال 818 هجری (1439) در هرات استنساخ شده است. نسخه دوم در کتابخانه «خدیو» قاهره و به خط عربی نگاشته شده است. نسخه سوم در فرغانه یافت شده و در سال 1942 در استانبول به چاپ رسیده است. این اثر به زبانهای روسی و آلمانی نیز ترجمه شده و متن آن به الفبای عربی و لاتینی طبع و نشر شده است. (2)

عتبه الحقایق (هبه الحقایق):

این اثر در سده دوازدهم میلادی (قرن هفتم هجری) توسط احمد یوگناکی به زبان ترکی نوشته شده است. نام این اثر در برخی از منابع «هبه الحقایق» نیز آمده است. عتبه الحقایق اثری است منظوم دینی و اخلاقی که به شکل موعظه نوشته شده و از جهت بدیعیت مانند قوتدغوبیلیک قوی نیست. برخلاف قوتدغوبیلیک واژه های عربی و فارسی بیش از حد لزوم در آن بکار رفته و به وزن عروضی متقارب مثمن مقصور سروده شده و جمعا 242 بیت است. در این اثر از فضیلت دینداری، فواید دانش و جوانمردی بحث شده، تواضع و نیکی مدح و حرص و غرور مذمت گردیده است. این کتاب به سپه سالار محمد بیک تقدیم شده تا هنوز (9) نسخه خطی آن پیدا شده و در سال 1951 از طرف رشید رحمتی آرات در ترکیه چاپ و نشر گردیده است.

دیوان لغات ترک :

مولف این اثر محمود بن الحسین بن محمد کاشغری بوده، وی در اوایل سده یازدهم میلادی در بلاساغون (در نزدیکی شهر توقماق کنونی جمهوری قیرغیزستان) زاده شده است. محمود کاشغری نخست در کاشغر، بعد در سمرقند، بخارا، نیشاپور، مر و و بغداد تعلیمات دیده، زبان عربی و علوم مروجه آن زمان را بخوبی فراگرفته است. وی کتاب «دیوان لغات

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ حفظی توفیق و دیگران، نمونه های ادبیات ترکی از منشا تا قرن دهم، ص 47.

2 ـ ایضا.

ترک» خویش را به قصد اینکه عربها زبان ترکی بیاموزند، به عربی  نو شته و در آن در حدود شش هزار واژه  ترکی را شرح داده و در خلال آن برخی ضرب المثلها، کلمات قصار و اشعار فولکلوریک ترکها را بطور شاهد و مثال واژه ها آورده است. اگرچه متن کلی کتاب به زبان عربی است، ولی مولف در ضمن آن از ادبیات فولکلوریک ترکها استفاده کرده و قدیمی ترین افسانه ها، سرودها و ابیات، ضرب المثلها و دیگر زانرهای فولکلوری را در آن به صفت مثال آورده است. مولف در این اثر خود رسم و روا جها، عادات، عقاید، مسکن آنان و نیز خوراک، لباس و دیگر مشخصات قبایل مختلف ترکها را توضیح داده است دانشمند با استعداد آن عصر محمودکاشغری در مورد زبانشناسی کتاب دیگری نیز بنام «جواهرالنحو فی اللغات الترک» نوشته است که متاسفانه تا هنوز بدست ما نرسیده است و کتاب دیگرش «دیوان اللغات الترک» وی نیز در اوایل سده بیستم میلادی در استانبول پیدا شد. نسخه خطی این کتاب در سال 1265 هـ.ق. توسط محمد بن ابوبکر دمشقی استنساخ شده و قرار گفته کاتب مذکور، این اثر را از روی نسخه ای که توسط شخص محمود کاشغری نوشته شده بود، استنساخ شده است. این اثر در سالهای 1915 ـ 1917 میلادی در سه جلد در استانبول چاپ شده و شرق شناس مشهور بروکلمان آنرا در سال 1939 در لپزیک نیز به نشر رسانده است.

  دیوان لغات ترک را محمود کاشغری در سال 469 هجری (1077 ـ 87 میلادی) به اتمام رسانیده و در سال 1083 میلادی به خلیفه بغداد تقدیم داشته است. این اثر نه تنها یک اثر زبانشناسی و ادبی است، بلکه در مورد اتنوگرافی، فولکلور و تاریخ ترکها نیز یکی از منابع مهم بشمار میرود.

  دیوان حکمت:

  مولف این کتاب خواجه احمد یسوی یکی از بنیانگذاران ادبیات تصوفی ترکی و موسس طریق «یسویه» در تصوف است که در تاریخ تصوف اسلامی بنام «پیر ترکستان» مشهور میباشد. سال تولد احمد یسوی بطور مشخص معلوم نبوده و بطور تخمینی در اواخر سده یازدهم و اوایل سده دوازدهم میلادی بوده است. او در قصبه «سایرام» ترکستان متولد گردیده است. بنابر روایتها وی در هفت سالگی پدرش را از دست داده و ا خوااهرش در شهر «یسسی» سکونت گزید و در آنجا در نزد «ارسلان بابا» عقاید و آراء صوفیه را فراگرفت و بعد ه بخارا رفت و مرید شیخ یوسف همدانی گشت و از طرف او رای تاسیس خانقاه و ارشاد مردم به یسسی برگشت. او طریقت خود را در آنجا تاسیس کردو بنام «یسوی» معروف شد.

  خواجه احمد در زمان حیات خود به عنوان «مرشد کامل» و «پیر طریقت» مشهور گردیده و مقام وی در نزد برخی ها تا حدی بود که میگفتند:«در مکه محمد(ص) و در ترکستان خواجه احمد» بعد از وفات وی به شخصیت اسطوره ای و داستانی مبدل گردید. خواجه احمد بنابر قولی در سال 545 هجری (1166 میلادی) وبه قولی دیگر در سال 562 هجری در یسسی در گذشت. «خواجه احمد یسوی دین و تصوف را باهم در آمیخت و سبب اشاعه اسلام و تصوف در میان مردم ترکستان گردید. اشعار دینی و اخلاقی خواجه احمد یسوی که در آن عشق به خداوند هماهنگ عقاید اسلامی مأخوذ از آیات قرآن مجید و احادیث نبوی ترنم میشد، چون به زبان ساده مردم گفته شده، در میان مردم چادرنشین نیز مانند اهالی شهرها شایع گردید و چون با ساز و رقص توأم بود بهتر به دل مردم ترکی زبان که از قدیم با شعر همراه ساز و رقص «اوزانها» و «باخشیها»  خود خو گرفته بودند، مینشست و شور و هیجان اقوام تازه مسلمان را به دین اسلام برمی انگیخت. آمیزش تصوف با عقاید دینی سبب میشد از تعصب کاسته شود و مردم در باورها و رفتار خود نرمش بیشتری پیدا کنند. معروف است که در خانقاه یسوی زنان نیز همراه مردان به ذکر و انجام مراسم دینی و طریقت وی میپرداختند.

  اشعار خواجه احمد یسوی به شکل دوبیتی است و بیشتر به وزن هجایی (7 ـ 12 هجایی) سروده شده است. وزن هجایی به ویژه 12 هجایی در آن زمان شکل شعر ملی ترکها بوده است.»

  بعداز وفات احمد یسوی، شاگردان و مریدانش طریقت وی را دنبال نمودند. طریقت تصوفی یسوی به مرور زمان غیر از ترکستان در خراسان، آذربایجان، و ترکیه نیز توسط مریدان وی ترویج و پخش گردید. بنابراین، طریقت وی در پیدایش طریقت های دیگر مانند: حیدریه، در خراسان (قرن 13) بابایی، بکتاشی در ترکیه و نقشبندی در ماوراالنهر و خراسان گردید. یکی از شاگردان  احمد یسوی که در اشاعت طریقت او سهم بسزایی داشته، حکیم سلیمان اتا نام داشت که بیست سال بعد از مرگ استادش در گذشته و کتابی دارد بنام «کتاب باقیرغانی» این اثر نیز به «دیوان حکمت» یسوی شباهت دارد.

  در مورد اشعار و منظومه های خواجه احمد یسوی برخی از دانشمندان پژوهشهایی را انجام داده و به این نتیجه رسیده اند که همه اشعاری که در کتاب حکمت آمده است، از خود خواجه احمد یسوی نبوده بلکه پسانها از  طرف شاگردان و مریدان وی اضافه شده باشد، چونکه اشعار یسوی در طول سالها در ذهن و قلب مردم جابجا گردیده و دهان بدهان گشته و تفاوتهای زیادی آن ایجاد گشته است. چنانچه در واریانتهای کنونی نیز در هر نسخه تفوتهای  دیده میشود. باوجود این تفاوتها و دگرگونیها، در مورد اشعار و منظومه های خواجه احمد یسوی میتوان موارد ذیل را مشخص نمود:

  1 ـ طوریکه در بالا گفتیم، میان نسخه های دیوان حکمت تفاوتهایی دیده میشود و برخی از اشعار ویژگیهای زبانی سده دوازدهم میلادی را  ندارد و چنین معلوم میشود که برخی از این اشعار در سالهای بعدی بر دیوان حکمت اضافه شده و یا اینکه به تغییراتی اند شده است. ما با درنظر داشت این مورد، غایه اساسی دیوان حکمت را خود احمد یسوی تشکیل میدهد و مضمون غایه اساسی آن نگهداری شده است.

    2 ـ دیوان حکمت از طرف شخص احمد یسوی ترتیب و تنظیم نشده بلکه بعدها توسط شاگردان و مریدان وی ترتیب شده است. اگر این اثر را خود خواجه احمد یسوی ترتیب میکرد به این شکل متفاوت نمیبود.

       3 ـ متن دیوان حکمت در طول زمان به تغییراتی مواجه شده و این تغییرات به مقدار و حجم، زبان و اسلوب کتاب تاثیر کرده است. بدین معنی که زبان و اسلوب نگارش حکمت های یسوی به زبان و اسلوب نگارش دوره های بعدی موفق شده و حکمتهای تقلیدی نیز بدان اضافه شده است.

          4ـ اشعاری که بانام «احمد»، «احمدی» در دیوان حکمت آورده شده به نظر دانشمندان از خود خواجه احمد نبوده، بلکه از شخص دیگری بوده است. چونکه این اشعار به وزن عروضی بوده (اشعار احمد یسوی همه به وزن هجایی است) و از نگاه زبان و اسلوب نیز به ادبیات سده پانزدهم میلادی نزدیک است. به نظر پژوهندگان ممکن است این اشعار از مریدان شیخ کمال الدین ایقانی بنام سید احمد که در قرن پانزدهم میزیست بوده باشد.

            5 ـ دیوان حکمت در طول سالهای زیاد توسط مریدان و شاگردان احمد یسوی تحریر شده و تقلیدگونه هایی نیز بدان اضافه شده است. بنا ممکن است این حکمتها، آفریش چندین نفر از روندگان طریقت یسویه  ـ جهریه بوده باشد. بنابران «دیوان حکمت» تنها اثر خواجه احمدیسوی نبوده، بلکه یادگار چندین قرنه طریقت یسویه میباشد.

            قصص الانبیاء: این کتاب توسط ناصرالدین فرزند برهان الدین مشهور به «ربغوزی» در مناقب پیغمبران (ص)  به نثر نوشته شده است. مولف این اثر از قصبه «رباط اوغوز» در منطقه خوارزم بوده و بدین جهت به « ربغوزی » (رباط اوغوزی ) معروف گردیده است. زبان این اثر به لهجه کاشغری نزدیک بوده، اما ویژگیهای لهجه اوغوزی در آن بمشاهده میرسد. بنابر پژوهش دانشمندان این نزدیکی و شباهت به سببی بوده است که «قصص الانبیا» به ویژه در قسمت های منظوم در تحت تاثیر «قوتدغوبیلیک» به نگارش آمده است. این اثر در سال 689 هجری | 1315 میلادی تالیف شده است. اگرچه این اثر به نثر مزین گردیده ولی قطعات منظوم زیادی در آن آمده است. قسمتی از پارچه های منظوم به شکل غزل و بقیه به شکل مثنوی به وزن«قوتدغوبیلیک» سروده شده است. از طرف دیگر این اثر از کتاب حماسی «قورقوت آتا» تاثیر پذیرفته است. این اثر از جهت غنامندی واژه های ترکی به ویژه اسامی جانوران، مرغان و ستارگان حایز اهمیت بخصوص است. قدیمی ترین نسخه خطی این کتاب در موزیم بریتانیا بوده و چندین بار به زیور طبع آراسته شده است. کتاب قصص الانبیا ی ربغوزی در این اواخر در تاشکند در دو جلد به رسم الخط کریلی چاپ گردیده است.

اثر علمی «دیوان لعات ترک»، محمودکاشغری و داستانهای «قوتدغوبیلیک» یوسف بلاساغونی و «هبه الحقایق» احمدیوگناکی، کتاب نثری «قصص الانبیانی » ربغوزی و «دیوان حکمت» خواجه احمد یسوی در ترقی، رشد و انکشاف زبان و ادبیات ترکی و از جمله ترکمنی نقش بسزایی داشته است. این اثار هم از نگاه ادبی و هم از نگاه زبا با زبان ادبی ترکی سده های پانزدهم و شانزدهم (سده های 9 ـ 10هجری) ارتباط مستقیم دارند. این آثار با بمیان کشیدن موضوعات مهمی چون : اساس مستحکم حاکمیت دولتی، قاعده و قانون و اهداف آن افکار مترقی عصر خویش را در مورد اخلاق و آداب، دانش و عقاید مردم به صورت گسترده بازتاب داده است.

با مطالعه آثار این دوره به این نتیجه میرسیم که در این دوره دو جریان ادبی در موازات یکدیگر در تشکل و انکشاف بوده است. از این جریانها یکی ادبیات دنیوی بود که در آثار یوسف خاص حاجب، احمد یوگناکی خصوصیات آنرا میتوان دید. و دیگری ادبیات تصوفی که آثار ناصرالدین ربغوزی، خواجه احمد یسوی، و سلیمان باقیرغانی از همین جمله اند که مردم را بسوی تصوف، ترک دنیا و بدبینی و گوشه گیری فرامیخواندند.

سده های ششم و هفتم و هشتم هجری از نظر رونق ادب ترکی هم قابل توجه و شایان ذکر است. در این سده ها به پیروی از آثار ادبی زبان فارسی ـ دری یک عده کتب ادبی افریده شد که محبت نامه خوارزمی، لطافت نامه خجندی، قصه یوسف از علی ترکی، خسرو وشیرین از قطب خوارزمی، معین المرید از شرف خواجه خوارزمی از مهمترین آنها بشمار میروند. در اینجا در مورد برخی از شاعران و ادیبان مشهور این دوره و فعالیتهای ادبی آنها نظر کوتاهی انداخته و هرکدام را مختصرا معرفی مینماییم:

خوارزمی : خوارزمی یکی از نخستین شاعران لیریک ادبیات ترکی است. در مورد حیات و فعالیت ادبی این شاعر زرگ معلومات کمی در اختیار داریم. یگانه منبعی که در مورد وی معلوماتی را ارایه میدارد، اثر خود خوارزمی «محبت نامه» است. شاعر در مقدمه و خاتمه این اثر در مورد شخص خود معلومات میدهد، اما نام شاعر تاهنوز برای ما معلوم نیست، خوارزمی تنها تخلص اوست. به تخمین پژوهشگران ادبی خوارزمی در اوایل سده چهاردهم میلادی به دنیا آمده، مسکن و وطن وی خوارزم بوده است. چنین معلوم میشود که دوران طفولیت و جوانی خوارزمی در شهر زاد بومش سپری شده، ولی در «حکایت» که در فرجام محبت نامه علاوه گردیده، در مورد سیر و سیاحت خویش گپ هایی دارد. خوارزمی در ماوراالنهر بسیار سیاحت کرده و در جریان یک سفر در کنار سیردریا با یکی از حکمروایان جانی بیک خان فرمانروای «اردوی مطلا» (آلتون اردو) بنام محمد خواجه آشنا میشود و ه خواهش وی کتاب «محبت نامه » را در زمستان سال 754 هجری می افیند.

از محبت نامه تا هنوز دو نسخه خطی پیدا شده است: یکی به خط اویغوری و دیگری به خط عربی. نسخه اویغوری در سال 835 هجری توسط کاتب باقی منصور در شهر «یزد» استنساخ شده و اکنون در موزیم بیرتانیا نگهداری میشود. نسخه الفبای عربی آن در سال 914 هجری استنساخ شده است. این اثر چندین بار چاپ شده و نسخه کامل آن در سال 1959 در تاشکند به زیور طبع اراسته شده است. «محبت نامه» مشتمل بر 473 بیت بوده، از آنجمله 317 بیت به زبان ترکی و 156 بیت به زبان فارسی سروده شده است.

قطب خوارزمی : یکی دیگر از شعرای مشهور سده چهاردهم میلادی است که داستان «خسرو شیرین» نظامی را استادانه ترجمه نموده است. این اثر در نیمه اول قرن چهاردهم سروده شده و به یکی از حکمروایان اردوی مطلا تقدیم شده است. یگانه نسخه خطی «خسرو و شیرین» قطب در سال 785 هجری بدست رکه فقیه در اسکندریه مصر استنساخ شده، این اثر مشتمل بر 4740 بیت بوده  و از (91) فصل تشکیل شده است.

سیف سرایی: یکی دیگر از شعرای ترکی گوی سده چهاردهم میلادی سیف سرایی است. سیف سرایی تخمینا در سالهای بیست سده چهادهم در «قمشلی یورت » یک از نواحی خوارزم زاده شده است. وی علوه بر اشعار غنایی داستانی بنام «سهیل و گلدورسون» دارد که در سال 796 هجری آفریده شده است. این داستان در بحر هزج مسدس مقصور سروده شده و دارای مضمون غنایی و عاشقانه است. همچنین سیف سرایی کتاب «گلستان» شیخ سعدی را به ترکی ترجمه نموده که به «گلستان بالترکی» مشهور است.

حامدی بلخی : یکی از شعرای نامدار این دوره حامدی بلخی یا دربیک است. این شاعر در اوخر سده چاردهم میلادی زیسته و از آثار او تنها «یوسف و زلیخا» ی او تا روزگار ما رسیده است. این اثر بنابر نوشته خود مولف در سال 814 هجری آفریده شده است. دربیک این اثر را در زمانی که شهر بلخ و مردم آن محاصره سه ماهه را تحمل میکردند. و دچار مشکلات عدیده بودند، در داخل حصار بلخ سروده است. این اثر چندین بار به زیور طبع آراسته شده و قدیم ترین نسخه خطی آن در سال 922 هجری در هرات استنساخ شده و در کتابخانه «توپقاپو سرایی» ترکیه نگهداری میشود. از اواسط سده چهادهم تا سده هفدهم میلادی (هشتم، نهم و دهم هجری) را در ترقی و تعالی فرهنگ، هنر و ادبیات مردم ترکی زبان میتوان از دوره های درخشان بشمار اورد. در این سده ها خلق زحمتکش ترکمن با وجود اینکه با کشمکشها و زدوخوردها و غارتگرایی های وحشیانه و خرابی ناشی از آن مصایب زیادی را تحمل مینمودند در ساحه حیات فرهنگی، از جمله زبان و ادبیات خویش به موفقیتهای چشمگیری دست یافتند. در این دوره دانشمندان زبردست، هنرمندان چیره دست، معماران، خطاطان و نقاشان ماهر پا به عرصه نهاده، سهم ارزنده فرهنگی خویش ررا ادا نمودند علایق و روابط کلتوری مردم ترکی زبان با مردمان دیگر بیش تر از پیش وسعت یافت، زراعت، صناعت و تجارت رشد نموده، زمینه رشد و انکشاف فرهنگی را مساعد ساخت. این دوره از حیث رونق زبان ترکی نیز اهمیت بارز دارد. در این سده ها شاعران و نویسندگان نامداری چون: حیدر خوارزمی، حافظ خوارزمی، عطایی، سکاکی، مولانا لطفی هروی، حسین بایقرا، علیشیرنوایی، ظیرالدین محمد بابر، محمدصالح، بیرام خان خانان، عبدالرحیم خان و دیگران پا به عرصه ادب گذاشته، آثار زیادی ایجاد نمودند که در اینجا به معرفی برخی از اینها پرداخته میشود:

حیدر خوارزمی : این شاعر در اواخر سده چهاردهم و اوایل قرن پانزدهم میلادی زندگی کرده به زبانهای ترکی و فارسی ـ دری اشعار ناب سروده است. در مورد زندگی و فعالیتهای ادبی خوارزمی معلومات بسیار کمی در اختیار داریم. در باره وی علیشیرنوایی در «مجالس النفایس»، دولتشاه سمرقندی در «تذکره الشعرا» تذکراتی دارند و وی را در قطار عطایی، یقینی، سکاکی، و دیگران میگذارند و از شعرای خوش طبع محسو مینمایند. چنانکه دولتشاه سمرقندی مینویسد:« از فضلا و شعرا مولانا حیدر بوده که در ترکی و فارسی اشعار ملیح و پسندیده دارد و جوا «مخزن الاسرار» شیخ نظامی به ترکی به نام امیرزاده سکندر پرداخته.» از حیدر خوارزمی غیر از ترجمه « مخزن الاسرار» تا کنون آثار دیگرش بدست ما نرسیده است. مخزن الاسرار عین ترجمه داستان نظامی گنجوی نبوده، بلکه شاعر با الهام و تقلید از نظامی به سرودن این اثر پرداخته است. از این داستان چند نسخه خطی به روزگار ما رسیده که در لندن، پاریس، ویانا و قازان نگهداری میشود. از جمله قدیمترین نسخه این کتاب نسخه ایست که در موزیم بریتانیا موجود بوده و در سال 1508 میلادی استنساخ شده است. مخزن الاسرار در رشد ادبیات و زبان ادبی ترکی تاثیر مهمی گذاشته، زمینه هایی را برای تکامل ادبیات و زبان ترکی مهیا نموده است.

حافظ خوارزمی: عبدالرحیم حافظ خوارزمی یکی از شعرای لیریک ترکی است که در اواخر سده چهاردهم و اوایل سده پانزدهم میلادی زیسته و مستقیما شاگرد حضرت حافظ شیرازی بوده است. و بدین لحاظ به خاطر ارادت به استاد والامقامش «حافظ» تخلص کرده است. او زیادترین قسمت  عمرش را در شیراز و نواحی آن گذرانده و سبک حافظ را در شعر ترکی پیاده نموده است. عبدالرحیم حافظ خوارزمی دیوانی دارد به نام «دیوان حافظ ترک». نسخه خطی این دیوان در سال های اخیر از طرف حمید سلیمان دانشمند اوزبیکستان در هندوستان کشف شده است. این کتاب به گمان دانشمندان بین سالهای 1330 ـ 1335 میلادی نوشته شده و دارای 18632 بیت میباشد. این دیوان ظریف در سال 1981 میلادی به همت پروفیسور حمید سلیمان در تاشکند در دو جلد به زیور طبع اراسته گردید.

عطایی: عطایی از جمله شاعران با استعدادی است که در نیمه اول سده پانزدهم پا به عرصه وجود گذاشتند. در مورد وی علیشیرنوایی در مجالس النفایس میگوید:« مولانا عطایی در بلخ میزیست، از اولاده اسماعیل اتا است درویش وش، خوش خلق و آدم منبسط بود. در زمانه خود در بین شعرای اتراک شهرت فراوان داشت و این بیت از اوست:

                                                    اول صنم کیم سویقاسینده پری تیک اولتورور

                                                      غایت نازکلیگیدین سو بیلن یوتسا بولور

در قافیه اش عیبی است اما مولانا بسیار ترکانه میگفت، به قافیه محتاج و مقید نبود. قبرش در نواحی بلخ است.»

بنابر نوشته نوایی وی از اولاده احمدیسوی بود. ولی عطایی مثل یسوی شاعر متصوف نیست، از او دیوان مکملی باقی مانده که دارای 260 غزل است.

سکاکی: در مورد این شاعر نیز معلومات بسیار کمی باقی مانده، نکته هایی در اثر خود شاعر، در «مجالس النفایس» و «خطبه دواوین» نوایی در باره سکاکی نگاشته شده است. و نیز شاعر دیگر به نام یقینی در اثر خود به نام «اوق و یای» (تیروکمان) وی را از جمله «شعرای مجتهد ترک» میداند. سکاکی از ماوراالنهر بود و در پایتخت تیموریان در شهر سمرقند زندگی و ایجاد کرده است. سکاکی تخلص شاعر بوده، نام اصلی وی معلوم نیست. بنابر تخمین دانشمندان در آخرین سالهای سده چهادهم میلادی به دنیا آمده و در دوره میرزا اولوغ بیک به کمال رسیده است. وی نخستین کسی است که به ترکی قصیده سروده و این ژانر ادبی را ترویج کرده است. دیوان او مشتمل بر ده قصیده و چهل غزل بوده، نوایی وی را به لقب «ملک الکلام» ستوده است.

مولانا لطفی هروی: یکی از بزرگترین شعرای ادبیات ترکی است که از طرف نوایی به عنوان «ملک الکلام» نامیده شده، به زبانهای ترکی و فارسی اشعار زیبایی دارد. بحق میتوان گفت که مولانا لطفی هروی در شعر ترکی بعد از علیشیرنوایی در مقام دوم قرار دارد. اشعار وی از لحاظ بدیعی و بکاربرد محسنات و صناعات ادبی، ایماژ و صور خیال در سطح بلندی قرار دارد. در مورد حیات و فعالیت ادبی مولانا لطفی در اثار «مجالس النفایس»، «محاکمه اللغتین»، «مناقب پهلوان محمد»، و «خطه دواوین»، در «تذکره الشعرای » دولتشاه سمرقندی، حبیب السیر و مکارم الاخلاق خواندمیر، تذکره التواریخ عبدالله کابلی، قاموس الاعلام شمس الدین نامی  و دیگران معلومات ارایه گردیده است. بنابر نوشته منابع مختلف مولانا لطفی هروی در سال 1367 میلادی در محله «ده کنار» هرات زاده شده و در آنجا به کمال رسیده است. لطفی هروی (99) سال عمر دیده و بسیاری از وقایع خراسان و ماوراالنهر را به چشم سر دیده و بعد از تکمیل علوم مروجه زمانش از نزد مولانا شهاب الدین خیابانی تصوف را فراگرفت. لطفی هروی غیر از اشعار لیریک که مشتمل بر 280 غزل و 40 رباعی است، داستان «گل و نوروز» و کتاب «ظفرنامه» را نیز به رشته نظم کشیده است.

 امیر علیشیر نوایی: علیشیرنوایی شاعر و متفکر بزرگ، یکی از نمایندگان برجسته ادبیات ترکی است، نام شکوهمند او در کنار سایر شخصیتهای ادبی جهان از قبیل: هومر، دانته، شکسپیر، فردوسی، نظامی، مولانا، تاگور، لوسین، تولستوی و دیگران قرار میگیرد. امیرنظام الدین علیشیر نوایی در ماه فبروری سال 1441 میلادی مطابق به 844 هجری در شهر هرات به دنیا آمد.(1) نام پدرش غیاث الدین کیچگینه بهادر یکی از حکمرانان تیموریان بود. در میان شعرا و ادیبان و نویسندگان ادبیات ترکی سیمای فروغناک و پر هیمنه علیشیرنوایی از تابناکی فراوانی برخوردار است.این بزرگمرد در ضمن کارنامه های فرهنگی و عمرانی و هنرپروری که همه افراد این کشور بدان میبالند، برای غنامندی ادبیات ترکی و فارسی تلاشهای همه جانبه نموده است. وی خواه در هرات ـ مرکز تیموریان، خواه در مرو و استراباد و سمرقند و مشهد از شعرا و دانشمندان، پژوهشگران و هنرمندان حمایت کرد و به صدها شخصیت فرهنگی کمک مادی و معنوی نموده و حضورش مجمع دانشمندان شعرا و هنرمندان بوده است. علیشیرنوایی برای رشد و انکشاف زبان و ادبیات ترکی آثار فراواتنی را به این زبان به وجود آورده که قرار ذیل میباشد:

1ـ خزاین المعانی: نوایی این دیوان را بنابر عنعنه آن زمان نظر به دوره های عمرش به پنج بخش تقسیم نموده است:

الف) غرایب الصغر: این دیوان اشعاری را دربر دارد که نوایی قبل از بیست سالگی سروده بود. این دیوان مشتمل بر 650 غزل، یک مستزاد، سه مخمس، یک مسدس، یک ترجیع بند، یک مثنوی 148 بیتی، 50 قطعه، و 133 رباعی میباشد که مجموعا 5718 بیت میشود.

ب ) نوادر الشباب: اشعار این دیوان را نوایی در حدود سنین 20 ـ 30 سالگی سروده و مشتمل بر 650 غزل، یک مستزاد، سه مخمس، یک مسدس، یک ترجیع بند، یک ترکیب بند، 50 قطعه، 52 معما است که جمعا 5423 بیت است.

ج) بدایع الوسط: این اشعار را شاعر در بین سنین 35 ـ 45 آفریده است که 650 غزل، یک مستزاد، دو مخمس، دو مسدس، یک ترجیع بند، یک قصیده، 60 قطعه، 10 معما، و 13 تویوق دارد که مجموعا 5420 بیت دارد.

د) فوایدالکبر: اشعار این دیوان سروده های سنین 43 ـ 60 سالگی نوایی را دربر میگیرد که مشتمل است بر 650 غزل، یک مستزاد، دو مخمس، یک مسدس، یک مثمن، یک ترجیع بند، یک ساقینامه، 458 بیتی، 50 قطعه و 85 فرد که جمعا 5888 بیت و یک مصرع میباشد.

2 ـ دیوان فانی : این دیوان را شاعر با تخلص فانی به زبان دری سروده و حاوی تخمینا 6000 بیت مشتمل بر غزلیات، قصاید، رباعیات، مقطعات و معما ها میباشد.

3 ـ خمسه : این اثر بزرگ را امیرعلیشیرنوایی به تقلید از خمسه نظامی نوشته و شامل پنج مثنوی است:

الف) مثنوی حیرت الابرار: نخستین مثنوی خمسه نوایی است که در سال 888 هجری به مقابله مخزن الاسرار نظامی گنجوی و مطلع الانوار امیرخسرو دهلوی پرداخته است.

ب) لیلی و مجنون: این مثنوی ه سال 889 هجری سروده شده و حاوی 3629 بیت میاشد. این داستان نیز به مقابله داستان لیلی و مجنون نظامی گنجوی و امیرخسرو بوده است.

ج) فرهاد و شیرین: این داستان گزیده و خوب به مقابله خسرووشیرین نظامی و امیرخسرو سروده شده است. نوایی برخلاف سلف خود فرهاد را بمثاه قهرمان اصلی داستان قرار میدهد. این داستان مشتمل از 5655 بیت است.

د) سعه سیار: مثنوی چهارم خمسه نوایی است که در مقاله «هفت پیکر » نظامی سروده شده و قریب به 5000 یت است.

هـ) سدسکندری: آخرین مثنوی خمسه نوایی است که دارای 5000 بیت است.

4 ـ مجالس النفایس: تذکره الشعرا، نویسندگان و فضلای دوره تیموری است. ترجمه های این اثر در همان وقت صورت گرفته و بزبان فارسی دری برگردانده شده است. این اثر در تاریخ ادبیات و فرهنگ از کتب بسیار پراهمیت و معتبر شمرده میشود.

5 ـ محاکمه اللغتین: این کتاب در کیفیت و چگونگی زان ترکی نوشته شده، نوایی در آن زبانهای ترکی و فارسی را از نگاه گرامری و کاربرد مقایسه مینماید.

6 ـ لسان الطیر: این اثر به شکل مثنوی نوشته شده و ترجمه ترکی «منطق الطیر» شیخ عطار میباشد. نوایی در این مثنوی خود مسأله وحدت وجود را طرح کرده، تخلص فانی یعنی همان تخلص اشعار فارسی ـ دری خویش را انتخاب کرده است.

7 ـ محوب القلوب: این اثر نوایی به نثر پرداخته شده، مربوط به اخلاق، اصناف مختلف مردمو خصوصیات آنها مانند: امیر، وزیر، قاضی، مدرس، شاعر، طبیب، موسیقیدان، اهل کسبه و غیره نگاشته شده نوایی در این اثر خود افکار انساندوستی، معرفت پروری و دانشی خود را انعکاس داده است.

8 ـ میزان الاوزان: این اثر در مورد وزن شعر وده نوایی علاوه بر اوزان عری و فارسی در حصه اوزان شعر ترکی نیز پرداخته است.

9 ـ نسایم المحبه : ترجمه ترکی کتا «نفحات الانس» مولانا عبدالرحمن جامی است. نوایی با اضافات در باره مشایخ و خواجگان ترکستان نوشته است.

10ـ خمسه المتحیرین: این اثر در مورد حیات، احوال و اثار مولانا عبدالرحمن جامی نوشته شده است.

11 ـ تاریخ ملوک عجم: این کتاب تاریخ بوده و به اساس تاریخ بیضاوی نوشته شده است.

12 ـ تاریخ انبیا و حکما: نوایی در این اثر خود در مورد برخی از انبیا و حکما معلومات ارایه کرده است.

13 ـ وقفیه : رساله ایست در مورد موقوفات خودش که در آن در باره موقوفات مدرسه اخلاصیه و سایر ابنیه و زمینها و باغ ها ی هرات و حوالی ان مسجل گردیده است.

14 ـ  سراج المسلمین: مثنوی کوچکی است در باب مسایل فقه حنفی.

15 ـ نظم الجواهر: ترجمه منثور نثراللآلی منسوب به حضرت علی (ک) میباشد.

16 ـ حدیث الاربعین : در این اثر خود نوایی چهل حدیث پیغمبر اکرم (ص) را ترجمه کرده است.

17 ـ حالات سیدحسن اردشیر که نوایی را پسر خوانده بود.

18 ـ حالات پهلولن محمد ابوسعید کشتی گیر.

19 ـ مفردات در فن معما.

20 ـ مناجات نامه

21 ـ خطبه دواوین که مقدمه های کلیات آثار و دیوان های نوایی را تشکیل میدهد.(*)

22 ـ منشآت: این اثر مجموعه مکاتیب و نامه های نوایی است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عنوان آثار نوایی از مقاله محترم دوکتور واحدی منتشره در جزوه « امیر علیشیر نوایی و خصوصیات عصر وی» ضمیمه شماره سوم مجله اجتماعی علوم نقل گردیده میشود. آثار نوایی برای فرهنگ نویسان، پژوهشگران ادبیات و تاریخ از منابع معتبر علمی    شمرده شده و در میان آثار ترکی جایگاه  بی نظیر دارد. امیرنظام الدین علیشیر نوایی زبان و ادب ترکی را باز سازی نموده، برای ترقی و شگوفایی ادبیات ترکی جانفشانی ها و کار متداوم نمود. او کارنامه های ادیبان و شاعران قدیم ترکی را با مفاهیم جدید، دقت و ابتکار دوباره به مدارج عالی رسانید.او با استفاده از ادیات شفاهی ترکی زان و ادبیات کلاسیک، آثار بکر ابداع نموده در آنها مبارزات عادلانه مردم را برعلیه ستمگران جامعه آن روزگار تصویر کرده، عوامل آنرا مشخص و سیر رشد و تکامل آن را معین میدارد. او ا ه میان کشیدن هومانیزم، رعیت پروری، معرفت پروری، نابسامانی های جامعه فیودالی را در آثار خویش بازتاب داده و با فعالیتهای ایجادی خود، ادبیات ترکی را به در جه عالیه آن رسانید. نوایی با ایجادیات بکر خود مکتب تازه ادبی را در ادبیات ترکی تاسیس نمود. آثار نوایی به شعرا و نویسندگان بعد از وی تأثیرات بارز داشت، چنانچه شعرای با استعدادی چون: ظهیرالدین بابر، محمدبیرام خان، محدصالح، محمدفضولی، و دیگران سک او را تعقیب کرده به زبان ترکی آثار مهم و ارجناکی را آفریدند.

محمدفضولی: یکی از شاعران شیرین سخنی که با الهام پذیری از امیرعلی شیرنوایی در سده شانزدهم میلادی پا به عرصه ادبیات گذاشت، محمدفضولی بود. او بین سالهای 1498 ـ 1556 میلادی زندگی کرده، در کربلا متولد و در بغداد و آذربایجان به کار های ایجاد ی خود پرداخته است. فضولی زبلنهای ترکی، عربی و فارسی را نیکو دانسته و در این زانها آثار بدیعی شگرفی افریده است. فضولی علوم متداول زمانش را بخوبی فراگرفته، به این سبب وی نه تنها با شعر و ادبیات مشغول شده بلکه با علوم فلسفه، طب، نجوم، ریاضی و دیگر دانشهای متداول آن زمان نیز دسترس داشته است.

فضولی غیر از اشعار تغزلی پرشور خویش، داستان «لیلی و مجنون» و آثار ارجناک دیگر چون: انیس القلب، حدیقه الشهدا، بنگ و باده، صحبت الاثمار، هفت جام، و آثار منثور نمطلع الاعتقاد»، «شکایت نامه»، «رند و زاهد»، «صحت و مرض» نیز به یادگار گذاشته است. هرکدام این آثار ارجناک نه تنها در ترقی و انکشاف و شگوفایی ادبیات ترکی نقش ارزنده ای دارند، بلکه  در رشد و انکشاف افکار و اندیشه های فلسفی، اخلاقی و اجتماعی مشرق زمین نیز سهم بسزایی ایفا نموده است. محمدفضولی در بین تمام طوایف ترک زبان از چهره های تابناکو شهیر ادبی ـ فرهنگی بشمار آمده و در زمینه سرودن اشعار لیریک، غزل های او از شهکارهای ادبیات ترکی محسوب میگردد. دیوان فضولی در حدود سه صد غزل، هفتاد و پنج رباعی، چهل قطعه و چند ترکیب بند و ترجیع بند و مخمس و مربع را دارا میباشد. داستان «لیلی ومجنون » وی در سده 17 میلادی در بین ترکمنها منتشر شده شعرای کلاسیک ترکمن از قبیل: مخدومقلی فراغی، ملانفس، شاه بنده و دیگران از وی به نحوی متأثر گشته اند.

محمدبیرام خان خانان: بیرام خان یکی از حامیان علم و فرهنگ و شعرای مشهور سده شانزدهم میلادی بشمار رفته و بواسطه کارنامه های سیاسی و نظامی و اشعار دل انگیز خود در صفحات تاریخ نام خویش را نقش کرده است. او تنها شاعر و شخصیت فرهنگی نبوده بلکه در ساحه سیاست و و اداره نیز مرد معروفی بوده است. محمد بیرام خان منسوب به عشیره «بهارلو» ی ترکمن ها بوده، (1) دوره جوانی خویش را در شهرهای قندهار، بلخ و بدخشان سپری کرده است. پدر وی سیف علی خان وقتی والی قندهار بود. محمد بیرام خان بعداز وفات پدرش به نزد خویشاوندانش به بلخ آمده و در این شهر علوم متداوله را فراگرفته است. وی هنوز نوجوانی بیش نبود که طور داوطلبانه به قشون شاهزاده همایون فرزند بابرشه در آمد و بعدا به درجات بالاتر ارتقا نمود. او نخست مشاور همایون، بعدا به صفت والی، سپه سالار قشون و به مثابه «خان خانان» (صدراعظم) وظیفه اجرا کرده، در استحکام امپراتوری گورگانیان هند نقش برجسته ای را ایفا کرده است. وی مورد احترام همایون، جلال الدین محمد اکبر، بود. محمد بیرام خان شخص معرفت پرورو مشوق علما، ادبا و علاقمند ادبیات و هنر بوده، حضور وی همیشه مجمع دانشمندان، شعرا و هنرمندان و ادیبان بود. او اشخاص فرهنگیعصر خویش را مورد حمایت بیدریغ قرار داده و محبوب عام و خاص قرار گرفته بود. اما این زندگی آرام و خوشبختی وی دیری نپایید. دشمنان وی تهمت هایی مبنی بر اینکه وی کودتایی را براه انداخته میخواهد خانواده بابری را برانداخته و خودبر مسند امپراتوری تکیه زند، مناسبات وی را با امپراتور اکبر خراب کردند. بیرام خان نخست تلاش ورزید که این تهمت و بدگمانی شاه را از خود دور کرده و او را باردیگر به بیگناهی خود راضی گرداند، ولی بنابر سعایت دشمنان این امر ممکن نگردید. او میخواست که از طریق بحر به عربستان سفر نماید و چند وقتی از سلطان دوری گزیند تا

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ غررییف و دیگران، تاریخ ادبیات ترکمن، جلد اول، ص 87، و مقدمه دیوان بیرام خان.

ماجرا فرونشسته و امپراتور به بی گناهی او پی ببرد. اما این امر برای او میسر نشد تا اینکه در سال 1561 میلادی در عرض راه توسط دشمنانش کشته شد و بنابر وصیتش در مشهد دفن گردید. (1) محمد بیرام خان از نگاه شاعری نیز مقام ارجناکی دارد. از او دیوانی مشتمل بر قصاید و غزلیات دل انگیز به زبانهای دری و ترکی باقی مانده است.

برخوردار ترکمن: یکی دیگر از ادبا و نویسگانی که از میان ترکمنها در سده هفدهم میلادی به شهرت رسید، برخوردار ترکمن است. وی مولف اثار برجسته ای از قبیل: محفل آرا، و محبوب القلوب است. متأسفاه اثر محفل آرای او تا هنوز بدست ما نرسیده واثر دیگرش «محبوب القلوب» از دست روزگار در امان مانده و چندیم بار ه زیور طبع آراسته شده است. برخوردار ترکمن اصلا از اهالی ولایت فراه افغانستان بوده و در مناطق مختلف خراسان و ایران زیسته است.(2)

برخوردار ترکمن افزون بر آثاری که نام بردیم، داستان زیبایی بنام «رعنا و زیبا» نیز دارد. نویسنده مذکور آثار خویش را به زبان فارسی دری نوشته و در ضمن نثر از پارچه های نظم نیز استفاده کرده است. اگرچه زبان این اثار فارسی است، ولی محتویات، مضمون و سبک نوشته ها در بسیاری جاها با ادبیات و خلق و خوی مردم ترکمن سازگار می آید.

نوشته شده توسط محمد صالح راسخ
Advertisements

یک پاسخ to “نمونه کارهای پژوهشی استاد و پژوهشگر تاریخ و ادبیّات ترکمن جناب آقای محمّدصالح راسخ”

  1. زهرا صابری زاده Says:

    خوبه ولی بیشترش کنید من هم از بچه های گنبد هستم


ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: