عالمان ديروز چراغ راهنماي امروز / گفتگو با عبداله آهنگري، شاعر ترکمن


«دوره رکود ادبی در بین ترکمنان ایران»

عبدالله آهنگری

حاج عبداله آهنگري، فرزند حاجي تويلي درسال 1298 درگميشان متولد شد و تاکنون بیش از 450 قطعه شعر به زبان ترکمنی سروده است.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، وی درباره خود چنین می گوید: تا كلاس ششم ابتدائی را دركميش تپه درس خواندم و در سال 1312 از مدرسه پهلوي مدرك كلاس شش ابتدايي كه در آن زمان بالاترين مدرك تحصيلي در گميشان بود را دريافت كردم. در آن زمان در «اومچالي»- بناور- دارالتربيه بود و ما براي شركت در امتحان نهايي به اومچالي رفتيم، در آن زمان اومچالي مركزيت داشت و دانش آموزان براي امتحان دادن از مناطق مختلف به آنجا می رفتند.

 از آنجائیکه درگميشان دوره راهنمايي نبود، نتوانستم ادامه تحصيل بدهم و در بازار مشغول كار شدم. پدرم آهنگر بود و به او حاجي طويجان اوستا مي‌گفتند، پدربزرگم هم آهنگر بود، به‌نام آنه محمد اوستا، پدر او هم آهنگر بود، دو تن از عموهايم به‌نام هاي حاجي بايجان و قليچ اوستا آهنگر بودند(به همین خاطر فامیل ما آهنگری است)، اما من در آهنگري پدرم كار نكردم و علاقه‌اي به آهنگري نداشتم.
من در آن دوره با داشتنن مدرك قابل قبول براي استخدام در ادارات دولتي، كم سن و سال بودم و به سن قانوني 18 سالگي نرسيده بودم، بنابراين مجبور شدم در بازار كار كنم تا اينكه به سن قانونی 18 سال رسیدم. درآن سال از اداره دارايي گميشان درخواست شغل كردم ودفتر اداره دارايي خوجه نفس استخدام شدم. من سه سال در آنجا كار كردم و بعد به گنبد منتقل شدم. در آن زمان من ماليات توليدات كشاورزي را دريافت مي‌كردم و به مناطق و نواحي مرزنشين مي‌رفتم وبه‌عنوان متصدي ماليات املاك مزروعي، مسئول ماليات كشاورزي و بقاياي كشاورزي، كار كردم و درسال 1356 باز نشسته شدم. استاد درباره علاقه اش به شعر و ادبیات ترکمنی نیز گفت: من در همان دوران كودكي با شعر و ادبيات آشنا بودم، ذوق شاعري داشتم و گاهي به‌زبان فارسي شعر مي‌گفتم. روزي معلم مدرسه يكي از شعرهايم را خواند و بعد گفت: «عبداله كارت خوب است، ادامه بده.»، من علاقه زيادي به كتاب زهره و طاهر داشتم و از داستان آن بسيار خوشم مي‌آمد، من روزي اين كتاب را از ملا محمد مدرسي، يكي از دوستان خود امانت گرفتم و از روي آن رونويسي كردم و بعد چندين بار آنرا خواندم و ديوان شعر مختومقلي را بار‌ها و بار‌ها مطالعه کردم.

 وی ادامه داد: درآن هنگامي كه من در اداره دارايي گنبد كار مي‌كردم، روزي براي دريافت ماليات از احشام دامداران، به نواحي مرزي اعزام شدم و بعد از روستا‌هاي دوزاولوم داشلي برون تا مراوه تپه رفتم.
در اين ماموريت گذرم به روستاي آق‌تقاي افتاد و درمنزل شخصي بنام الياس خان غراوي، مهمان شدم. در آن روز عروسي فرزند او بود، هلهله و شادي بود،كجاوه عروس را روي شتر بسته بودند و عروس از راه رسيد. پس از مراسم عروسی من با الياس خان هم صحبت شدم. او در باره مختومقلي و آرامگاه شاعر برايم صحبت كرد. من پرسيدم: «مگر آرامگاه مختومقلي اينجاست؟». او جواب داد: «بله همين‌جاست».
الياس خان، بعد مرا به‌ آرامگاه مختومقلي برد و من در سال 1331 اولین بار آرامگاه ایشان را زيارت كردم. در آن موقع آرامگاه مختومقلي و پدرش دولت محمد آزادي، در داخل گودي قرار داشت.
درگوشه‌ آرامگاه درختي بود كه پارچه‌هاي رنگ به‌رنگ به شاخه‌هاي آن بسته شده بود. من از الياس خان پرسيدم كه اين درخت علامت چيست و او جواب داد اينجا قبر پدربزرگ مادري مختومقلي قرار دارد و به شاه غربت معروف است.
استاد با صدای بغض آلود خود ادامه داد: حدود 50 سال بعد با خانواده خود براي زيارت آرامگاه مختومقلي رفتيم و آرامگاه شاعر و پدرش را زيارت كرديم، من در آن روز به‌دنبال درخت شاه غربت بودم كه نيافتم. چند خانواده از روستاي قره‌گل نیز براي زيارت آمده بودند. يكي از آنان گفت: اگر زائر هستيد، اول بايد شاه غربت را زيارت كنيد و بعد به‌سراغ مختومقلي برويد. من گفتم ما به‌دنبال شاه غربت هستيم ولي نمي‌يابيم. آن مرد روستايي درخت شاه غربت را نشان داد. در آن موقع اين درخت در ضلع جنوب شرقي آن محل قرار داشت. ما به‌آنجا رفتيم و قبر پدر بزرگ مادري مختومقلي را كه در كنار درخت شاه غربت بود، زيارت كرديم. …

استاد درباره آثارش نیز اینگونه گفت: تا به‌حال دو كتاب شعر به‌نام‌هاي: 1- بخشلاور لالام و 2- سلام سنگا آرقا داغيم چاپ شده و دو كتاب شعر ديگر به‌نام‌هاي: «دختر يتيم» و ديگري «كوه به‌كوه نرسد، آدم به آدم مي‌رسد» را در دست چاپ دارم.
وی افزود: حدود 450 عنوان شعر درطي اين سال‌ها سروده‌ام و اين اشعار اغلب با مضامين اخلاقي، اسلامي، پند و اندرز و اجتماعي مي‌باشند كه در چهار كتاب شعر جمع‌بندي شده است.
علاوه برآن قدري هم درباره شعر و ادبيات فارسي كار كردم. من اشعار حكيمانه فارسي را از شاعران نامدار جمع آوري كردم كه حالا خودش يك كتاب شده است. به عنوان مثال از نظامي، شعري هست با اين عنوان: تنور شكم دم به‌دم تافتن- مصيبت بود به‌وقت نايافتن
ترجمه: دولدرمه قارنينگي بلماني چنينگ- مصيبت دير سانگا تاپماديق گونينگ
نظامي داستاني دارد بنام: «خير و شر»، من آن داستان را به‌تركمني ترجمه كردم، نظامي داستان ديگري دارد بنام: «شاه، چوپان، سگ خيانتكار» كه در حال حاضر براي ترجمه اين داستان مشغول هستم.
وی درباره زندگی خود نیز اینچنین گفت: فكرمي‌كنم عمرم به‌بطالت نگذشته است، زيرا تا يادم هست كاركردم و در طول سال‌هاي گذشته به‌خصوص در دوران كودكي مشكلات زيادي داشتم، زيرا مادرم وقتي كه دوساله بودم مرحوم شده بود و من يتيم ماندم و دايي‌ ام مرا بزرگ كرد. من در دوران كودكي بره چرانيدم، كارگري كردم و مشكلات زيادي را تحمل كردم، و در واقع بدون وجود پدر و مادر بزرگ شدم.
استاد آهنگری درباره گميشان قديم، چنین گفت: در آن زمان گميشان مركز صيد و صيادي شمال ايران بود. دريا حدود 3 كيلومتري در سمت غربي شهر قرار داشت. اداره گمرك در كنار دريا بود كه قبل از تولد من ساخته شده بود، مي‌گفتند آنرا بلژيكي‌ها ساخته‌اند. در ضلع شمالي گمرك يك ساختمان دو طبقه بود كه رئيس گمرك درآن زندگي مي‌كرد. در آن زمان موقعيت اقتصادي گميشان خيلي خوب بود و تاجران آن با شهر‌هاي بندري ايران و روسيه داد و ستد مي‌كردند. رودخانه با آب زياد از وسط شهر مي‌گذشت و در بهار طغيان مي‌كرد و آب آن به‌اطراف پخش مي‌شد و موقع عقب‌نشيني آب رودخانه، كپور و تلاجي به‌وفور در آن باقي مي‌ماند و ما مي‌رفتيم و ماهي جمع مي‌كرديم.
درآن موقع درگميشان ادارات: بخشداري، اداره ماليه و دارايي، نمايندگي اداره فرهنگ، اداره صحيه ( بهداري)، اداره احصائيه( ثبت احوال)، بودو دراطراف شهر ميدان اسبداواني بود و در آن مسابقات اسبدواني 10 تا 12 دور برگزار مي شد.

منبع : هفته نامه اقتصادگلستان

مقالات مرتبط با عبدالله آهنگری:

1. درباره حاج عبدالله آهنگری

2.  …

Advertisements

ممنون از دیدگاهی که گذاشتید.

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: