تــار یــخــچــه خـــوجــه نـــفــس


طرح بندر خوجه نفس

طرح بندر خوجه نفس

از جمله روستاهای بزرگ استان گلستان یا ترکمنصحرای ایران می باشد که در دوران گذشته و در تقسیمات منطقه ای بعنوان مرکز دهستان بخش جعفربای غربی و از توابع کوموش دپه معروف و قدیمی محـسـوب میـشـده است. این مناطق در تاریخ تعریف خاصی را داشته و قدمت آن تا به قرنها قبل از میلاد میرسد. آن دوره ای از تاریخ بشریت است که انجا از جانب مورخین قدیم یونان چون هیرودت آنرا هیرکانی (گیرکانی) نامیده اند. البتّه سخن از تاریخ گذشته این منطقه سر درازی دارد که در این نوشته کوتاه نمی گنجد. …

در مورد عنوان خوجه نفس شاید بنظر جالب برسد که این نام از آن جهت اهمیّت دارد که خوجه نپس بای عنوان یکی از شخصیّتهای تاریخی این روستای پیر می باشد. خوجه نپس بای اوّلین شخصیّتی است که درقرون ۱۷-۱۸/م. با پیوتر اوّل (پطرکبیر) در مورد سرنوشت ملّتش ترکمنان به مذاکره می نشیند. بعداز ان مذاکره خیلی از کشت و کشتارهائی که میشده، تقلیل می یابد.

شخصیّت مرتبط با تاریخ پیدایش نام شهر خوجه نفس

خوجه‌نفس، نام تاجر تركمنی است كه دراواخر قرن 17 و اوايل قرن 18 در مانقيشلاق زندگي می كرده است. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران، وي در اطلاعاتي كه از خود باقي گذاشته، معلوم كرده‌است كه روستاي محل زندگي او در كنار چشمه‌هاي بگ‌لي و يم‌لي در خليج قاراغان بوده و نام كدخدا هم سيدعالي سلطان بوده است. خوجه‌نفس با كاروان‌هاي تجاري و با قايق‌هاي بادباني، به خيوه و آستاراخان رفته و تجارت می نموده است. اما نام خوجه‌نفس در تاريخ، نه از بابت اين‌است كه وي تاجر نامداري بوده است، بلكه نام او مساعي وي در توسعه تجاري، اقتصادي و سياسي روس‌، تركمن به اشتهار رسيده و تلاش وي براي گشايش راه تجارت روس به مغرب‌زمين از طريق جريان دادن آب آمودريا، از مسير اوز بويون به درياي خزر و آبياري اراضي كشاورزي تركمن و بسط روابط تجاري از آبراه مذكور، موجب شهرت وي شده است. نام خوجه‌نفس در اسناد تاريخي، براي آخرين بار در سال 1718 در پرتوكولي برده مي‌شود كه سالتيكوف، فرماندار قازان طي آن از او پرسش‌هائي نموده است، پس از آن در سرنوشت او اطلاعات قابل اطميناني وجود ندارد. بنابر روايت مردم، او از قازان به سلامتي بازگشته است، اما وي بسبب ترسي كه از شيرقاضي، خان خيوه داشته، از راه كنار درياي خزر به سوي جنوب رهسپار شده و به جمع تركمن‌هاي ايران مي‌پيوندد و در نقطه ورود آب رودخانه گرگان به درياي خزر، در محلي كه بعداً به نام او (خوجه‌نفس) مرسوم مي‌شود، سكونت اختيار مي‌كند.
مسافرت خوجه‌نفس به آستاراخان و پطرزبورگ (14- 1713)
خوجه‌نفس تاجر معروف تركمن، در سال 1713 همراه گروهي از تجار مانقيشلاق به آستاراخان مي‌رود و او آنجا با قيازي زامانوف ملاقات مي‌نمايد و به او اطلاع مي‌دهد كه قصد دارد براي مشاوره در باب موضوعي مهم به حضور امپراطور روسيه، پطر اول برسد. زامانوف كه منافع خود را در همدستي با خوجه‌نفس مي‌ديد او را به سنت‌پطرزبورگ مي‌برد و موفق مي‌شود كه با كمك آ. بكوويچ چركاسكي، كه يكي از نزديكان امپراطور بوده، ملاقات خوجه‌نفس با امپراطور ترتيب داده شود. پطراول، خوجه‌نفس را در بهار سال 1714 به حضور مي‌پذيرد.
دراين ديدار خوجه‌نفس اطلاع مي‌دهد كه در خانات بخارا، در طول آمودريا، از ماسه طلا بدست مي‌آيد و نيز خبر مي‌دهد كه آمودريا در گذشته به درياي خزر مي‌ريخته است و خان‌هاي خيوه به سبب واهمه‌اي كه از روسيه داشته‌اند، مسير آنرا بسوي درياي آرال تغيير داده‌اند. دراين ملاقات خوجه‌نفس از پطراول درخواست مي‌نمايد كه آمودريا به مسير قبلي، يعني به اوزبويون گردانده شود. اگر اين پيشنهاد عملي شود، او آگاه نموده است كه نهايت همكاري لازم را دراين زمينه خواهد كرد تا آمودريا در مسير اوزبويون جريان يابد. پيشنهاد خوجه‌نفس، در خصوص محل استخراج طلا از سوي ايلچي عاشير كه همراه قييازي‌گاگازين فرماندار سيبري به خيوه آمده است، تاييد مي‌شود. همه اينها موجب دلگرمي پطر اول مي‌شود، زيرا او در گذشته نيز در باره تجارت دريائي با هندوستان و گشايش راههاي آن سعي نموده بود.
خوجه‌نفس، هنوز در پطرزبورگ بود كه در 29 ماه مه سال 1714 پطر اول طي صدور فرماني كه براي آگاهي از مسائل سواحل شرقي درياي خزر و نيز جمع‌آوري اطلاعات در باره آمودريا و خيوه و بخارا تشكيل هيئتي تحت مسئوليت آ.بكوويچ چراواسكي را خواستار شده است. از آن پس سرنوشت خوجه‌نفس با سرنوشت آ. بكوويچ چركاسكي و با هيئت او گره مي‌خورد. او از پطرزبورگ به آستاراخان بازگشت مي‌كند. او در سه هيئت عضويت مي‌يابد. خوجه‌نفس همراه نمايندگان بگوويچ چرلي‌سكي جريان آب در غرب آمودريا را بررسي مي‌كند و مسير سابق آنرا نشان مي‌دهد، بعد به كراسنوودسك باز مي‌گردد و تحت نظر بكوويچ چرلي انجام وظيفه مي‌كند. خوجه‌نفس و اطرافيان او براي موفقيت هيئت بگوويچ چرلي نهايت همكاري لازم را معمول مي‌نمايند. آنان راه نشان مي‌دهند و در تامين وسايل نقليه تشريك مساعي مي‌كنند. بكوويچ‌‌چرلي، در يكي از نامه‌هاي خود به پطر اول درباره استقبال تركمن‌ها از خود و از همكاري بيدريغ آنان سخن گفته است. در سال 1717 خوجه‌نفس در هيئت نظامي، سياسي بكوويچ چرلي‌ كه از گوره‌يو بسوي خيوه رهسپار شده، بطرز فعالي مشاركت مي‌نمايد. شيرقاضي، حاكم خيوه به كرات تقاضاي استرداد خوجه‌نفس را از بكوويچ‌چرلي مي‌كند تا به جرم همكاري با روس‌ها و راهنمايي آنان، خوجه‌نفس را در ملاء عام اعدام نمايد. اما بكوويچ چرلي‌ دستور مي‌دهد تا خوجه‌نفس را لاي ابزار و ملزومات و محموله ارابه‌ها پنهان نمايند و مخفي سازند، بدين ترتيب هنگامي‌كه به حيله و مكر شيرقاضي‌خان، بكوويچ چرلي و هيئت همراه به هلاكت مي‌رسند، خوجه‌نفس جان سالم بدر مي‌برد. ارابه محل اختفاي خوجه‌نفس به غنيمت يكي از غلامان تركمن خان خيوه، بنام آقامحمد در ‌مي‌آيد و با كمك و ياري او از مرگ نجات مي‌يابد. آن روز خوجه‌نفس بچشم خود مي‌بيند كه سر بكوويچ‌چرلي‌ و همراهان او از تن جدا شده‌است. پس از اينكه خوجه‌نفس به روستاي خود مراجعت مي‌نمايد به مركز نظامي روسها مستقر در دويپ قاراقان گزارش ماواقع را مي‌دهد، سپس او را به آستارخان مي‌برند و تحت بازجوئي قرار مي‌دهند. از آستاراخان به قازان مي‌برند و آنجا فرماندار سالتيكوف شخصاً او را بازجويي مي‌كند. پس از آن نام خوجه‌نفس در منابع تاريخي مشاهد نمي‌شود. او نه آن است كه بي‌مقدمه وارد تاريخ شده باشد، بلكه او بنام نماينده معتبر خلق خود و براي اظهار بهترين آرزوها و تحنيات قلبي آنان به آستاراخان و پطرز بورگ رفته بود. او به پطر اول پيشنهاد مي‌نمايد كه يكي از موضوعات مهم قوم تركمن كه همواره در طول اعصار و قرون آنرا پيگيري نموده‌اند، يعني اتصال آمودريا به بحر خزر را بمرحله اجراء درآورد و براي تحقق اين آرزوي اساسي و مهم براي نخستين بار در مقياس دولتي اقداماتي را به انجام مي‌رساند، پس از اينكه خوجه‌نفس در آستاراخان و پطرزبورگ آغازگر اينگونه كارهاي بس مهم مي‌شود، روابط روس، تركمن بنحو چشمگيري توسعه مي‌يابد.
منـبـع: سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن ایران
منبع : از مجموعه كتاب‌هاي 12 جلدي دائره‌المعارف روس- تركمن، جلد نهم، صفحه

یقیناً نام روستای خوجه نفس در نزدیکی مصب رود گرگان به دریای خزر در ترکمنصحرا نیز نام خودرا از این شخص گرفته است. » این رفت و آمدها و مذاکرات باعث میشود که محققین اروپائی در جهت شناخت هرچه بیشتر این سرزمین های قدیمی بر آیند.

محققین روس ترکمنان را بعنوان یکی از ملت هائیکه دارای شجره اتنیکی محکم می باشد، به رسمیّت می شناسند. این بخش ازروستاهای ترکمنستان از همان ایّام که خوجه نفس بای رفت و آمد با کشورهای اروپائی را آغاز میکند، رو به ترقی میگذاد. بعدها بعنوان یکی ازبندرگاههای منطقه از اهمِّیت خاصّی برخوردار میگردد، تا جائیکه دولتهای وقت ایران و روسیه جهت کنترول منطقه مجبور میشوند در آنجا امکانات و تجهیزات گمرکی راه اندازی کنند.

آثار «گمرکخانه خوجه نفس» که یک ساختمان دو طبقه با ستون-پایه های آجری که این آجرها از نوع آجرهای چهار گوشی که از بقایای دیوار قدیمی معروف به «سد اسکندر (قزل آلانگ)» آورده شده بود، بنا گردیده است. این بنا که در قسمت شرق رودخانه گرگن واقع شده است، تا سالهای 1349/ش. باقی مانده بود. این مکان بعداز سرکوب ترکمنصحرا توسط رضاخان میرپنج  همچنین مرزبندی بلوک جهانی و قطع رابطه با دول شوروی سابق اهمیت گمرکی خود را از دست داده و بلا استفاده مانده بود. تا اینکه در اواخر دوره پهلویها آنرا تخریب و بجای آن دبستان دخترانه خوجه نفس را بنا نهادند.

شخصیّت دیگری که در همان دوره از تاریخ در این منطقه از ترکمنستان می زیست قیات خان می باشد. او نیز از جمله تاجران متموّل و شخصیبتهای شاخص دوره خود بوده است. او بعنوان نماینده ترکمنها با روسها رفت و آمد و روابط دیپلماتیک باز کرده بود. روسها برای این دو شخصیت یعنی خوجه نفس و قیات خان جایگاه ویژه ای در تاریخ خود قائل شده اند.(برای اطلاع بیشتر ر.ک.» تاریخ ترکمنستان شوروی» به زبان ترکمنی جلد 1 ص.465-462 و جلد2 ص. 111-97 ).

همچنین جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به صفحه«تاریخ ترکمنستان« رجوع کنید.

… اما علیرغم تمام خدماتی که آنان به روسها نشان دادند و بسیاری از مردم تحت نفوذ و ساده دل حودرا به همکاری روسها کشاندند، عوامل روسیه تزاری از غارت ثروتها و اعمال جنایات بیشمار به همان مردم و نسل بعدی آنان نیز خودداری نکردند. مثلاً در رابطه با جنایات ژنرال مادریدف در سال 1916 میلادی به چنین اطلاعاتی برخورد میکنیم: «ژنرال مادریدف نه تنها با مردان بلکه با زنان و کودکان خردسال هم می جنگید و به سربازان خود اجازه میداد که داروندار مردم را تاراج و نابود کنند.

جهت کسب اطلاّعات بیشتر میتوانید به این موضوع «ترکمنلرینگ قوزغالانگئنی باسئپ یاتئرماقدا یاقاسئنی تانادان ژنرال مادریداف«رجوع کنید.

Türkmenleriñ gozgalañyny basyp ýatyrmakda ýakasyny tanadan Gen. Madritovyñ Etrek-Gürgen ýörişi

همچنین «در آق قلعه (آق قالا) سربازان او چادرهای کوچ نشینان را به آتش کشیدند، کشتزارها را نیست و نابود کردند، دامها را بردند، نسبت به مردم عادی هم رحم نکردند و به زنان اهانت روا داشتند. «ترکمن تاریخی»

در زمان عملیات جنگی، ژنرال مادریدف بیش از پنج هزار اسب نژاده ، صدهزار گوسفند و دامهای دیگر، قالی، نمد، نقره و غیره از یمودان غصب کرد. خود مادریدف 64 پوط(هر پوط 16 کیلوگرم) نقره و 84 پوط قالیهای یموت را به یغما برد».

(ه. آتایف ؛جنبش رهایی بخش ترکمنهای ایران؛ ص.38

… خوجه نفس در حال حاضر با سرمایه گداری شرکتهای ایرانی تبدیل به یک بندرگاه بین المللی میشود. …

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: