از کامنتهای «گفتمان ترکمنها«: … – قوانچ ترکمن میگوید:
چند تذکر کوتاه در باره این نوشته: اول این که ایده ترکمنستان جنوبی مستقل!! که مطرح می شود و پیدایش و یا شروع آنرا به دوره عثمان آخون نسبت داده می شود…. می بایستی با فاکت های تاریخی روشنتری توضیح داده شود. تا جائی که ما می دانیم ، عثمان آخون که سهل، حتی قاضی محمد در کردستان و پیشه وری در آذربایجان ، چیزی غبر از حکومت های خودمختار ی ( فدرالیستی ) را عنوان ننموده اند ، پس منتسب کردن این تحولات تاریخی به امری که امروز مورد علاقه نویسنده واقع شده است…. نمی تواند منطقی و درست باشد. ثانیا ، زیر سوال بردن روشنفکران مبارز دوران گذشته ، چه در دوره رضا شاه و چه در دوره های حکومت فرزندش و در رکاب سازمانهای سراسری، صرفا به این دلیل!! نمی تواند منطقی و منصفانه باشد. چونکه در آن دوران که به جنگ سرد جهانی و بلوکه شدن قدرت در دنیا مربوط می گردد، آلترناتیو هائی مانند ایده ترکمنستان و یا آذربایجان و یا کردستان و بلوچستان مستقل، از جاذبه چندانی برخوردار نبوده است. برای روشنفکران پیکارجوی ِ متعلق به این ملیت ها، ایده شوروی و آرزوی تبدیل ایران به سبک اتحاد شوروی، در مرکز توجه قرار داشته است. ( ضمنا باید توضیح بدهم که متاسفانه نه رهبری حزب توده و نه بعدا رهبری سازمان چریکهای فدائی، بدلیل تاثیر پذیری از ایده های مصنوعی پان ایرانیستی که متاثر از دوران پهلوی بود، هیچوقت خواهان این مدل نبوده و …. انگیزه های عدالت خواهانه و برابر طلبانه روشنفکران این ملیت ها را، در جهت اقتدار سازمانی خود، بکار می برده است.) من فکر می کنم که آقای گلی ( نویسنده این مطلب ) هم علیرغم نقش فرعی یا حاشیه ای خود در این دوران، به خاطر این واقعیات تاریخی، به شکلی به این جریانات سمپاتی داشته اند. … ادامهٔ این ورودی را بخوانید »































