فعّالیّت مجدد وبلاگ طنز تایاق را تبریک میگوئیم!

وبلاگ تایاقوبلاگ تـایـاق 5 ساله شد!

مسـدود سازی وبلاگ پربار طنز «تایاق» را از جانب سایبریهای مسلّط بر وبسایت «بلاکفا»، که هر صدای منتقدی را تا جائیکه قادر هستند، بصورتهای مختلف خفه میکنند، ضمن محکوم کردن، فعّالیّت مجدد آنرا در ساب سایت وردپرس استقبال و تبریک عرض می کنیم. لازم به ذکر است که وبلاگ قبلی «خوجه نفس نیوز» نیز که حاوی مطالب فرهنگی، ادبی، تاریخی مربوط به ملتمان خلق ترکمن در آن درج میگردید از حاتب سایبریهای پرشین بلاگ در سال گذشته مسدود شده بود. در آن ایّام در وبلاگ جدید «خوجه نفس نیوز» در این باره اطلاعیّه ای را با عنوان «وبلاگ «یادگار(خوجه نفس)» در پرشین بلاگ را بلاخره مسدود کردند!» درج نموده بودیم. اصولاً ایرانیان منتقد چه در خارج و چه در داخل کشور بالکل و ترکمنها بلاخص و بویژه ، از ساب سایتهای «پرشین بلاگ«، «بلاگفا«، «بلاگ اسکای«، «میهن بلاگ» و سایر سایتهای اشتراک دهنده داخلی که تحت تسّلط سایبریهای رژیم جمهوری اسلامی قرار دارند، حساب کاربری نباید باز کنند که پی آمدی جز مسدود سازی، گم کردن زحمات کاربر و خیلی از مقالات و اسناد بارگیری شده در وبلاگ را ندارد!.

آدرس جدید وبلاگ «تایاق» را از ایـنـجا دریافت دارید!

  خوجه نفس نیوز

نامه سرگشاده به آقای عالی پیام طنزپرداز برعلیه ملیّتهای ایرانی

طنزپرداز زنجانی ملیّت کوب ایرانی یونس شاملی:

آقای محمد رضا عالی پیام (هالو)،
یکی از کلیپهای شما را دیدم ، آنجا که در مورد عربها و ترکها اظهار نظر میکنید. واقعا شوکه شدم. از شمای طنز پرداز، که ازخیلی از طنزهاتان را نیز بسیار می پسندم و فکر میکنم خودتان نیز اهل زنجان باشید، چون در یکی از تبلیغاتهای انتخاباتی شعری را برای میرحسین موسوی خواندید و در متن شعر چند سطر هم به ترکی شعر گفتید و موسوی را به هوشیاری دعوت کردید.
در عجبم که شما بین عرب و عرب زبان، ترک و ترک زبان تفاوت قائل شده اید. و نمیدانم چه زمانی اعراب علیه بشریت ظلم کرده اند که اعراب امروز را ملزم به عذرخواهی از آن کرده اید؟ و در مورد ترکها و ترک زبانها نیز چنین نگاهی داشته اید. میدانید این اظهار نظر عمیقا نژادپرستانه است و اگر شما در اروپا چنین اظهار نظری میکردید، عواقبی چون شش ماه زندان را به خاطر تحقیر ملیتهای دیگر بایستی به جان میخریدید؟
مگر شما به ابتدایی ترین حقوق انسان که در منشور جهانی حقوق بشر قید شده باور ندارید؟ بسیار در عجبم. ترکها و یا عربها چه هیزم تری به شما فروخته اند که چنین علیه این ملتها خصمانه موضع گرفته اید. این موضع شما دقیقا در راستای سیاست نظام قبلی پهلوی ها و امروز هم در خط جمهوری اسلامی است.
یعنی شما با این اظهار نظر، نژادپرستی خودتان را عریان کرده اید و خدمتتان به سیاستهای نژادپرستانه نظام شاه و شیخ را به اثبات رسانده اید. من بسیار متاسفم. … ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

جوانان در داخل ایران برای آزادی جان فدا می‌‌کنند ولی‌ یک سری مبارزان خارج از کشور مثل سّگ به جون هم افتاده‌اند

سگهای جنگجو

سگهای جنگجو

عنوان پستی است که در یکی از وبلاگهای مشترک در بالاترین با نام «وبلاگ فرهنگ ایرانی» درج شده وظاهراً از زبان یک وطنپرست عنوان شده است. ولیکن ارزش فکر کردن راجع به آنرا دوچندان میکند. با یک نظر کلی میتوان بغیر از یکی – دو سال اوّل انقلاب سالهای 1357-1359/ش. بقیه سی سال دیکتاتوری و استبداد دینی چه بر سر انقلابیون خارج نشین آورده است!… در این پست بی مناسبت ندیدیم که از کنار این ایده زیبا بگذریم و آنرا ذیلاً منتشر میکنیم. با تشکر از نویسنده آن. … خوجه نفس ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

تحریف تاریخ در کتاب دوم راهنمایی

Taryh

لشکر عمر شروع به کشتار ایرانیان نمود اما حتی یک ایرانی هم حاضر نشد که از دین اسلام برگردد. عمر برای این که ایرانیان را مجبور به اطاعت کند متوسل به شیوه های ناجوانمردانه شد، وی اعلام کرد که اگر ایرانیان حاضر نیستند دست از مسلمانی بردارند پس باید نیمی از درآمد سالیانه ی خویش را به عنوان مالیات بپردازند. عمر انتظار داشت که با این شرایط بسیار سختی که وضع کرده بود ایرانیان را وادار سازد که دست از مسلمانی بکشند اما شگفتا که این حربه ی او نیز ره به جایی نبرد . …

 

منبع: گامـــرون

 

جمهوری اسلامی به تازگی دست به سانسور گسترده ای در کتاب های تاریخی زده است، برای نمونه نام پادشاهان را از تمامی کتاب های درسی حذف کرده است. آن چه در پایین می آید قسمتی از کتاب تاریخ مقطع (دوم) راهنمایی می باشد که هم اکنون در مدارس ایران تدریس می شود.

تا قبل از ظهور اسلام، ایرانیان مردمانی بدوی، بت پرست و با تمدن کاملا بیگانه بودند. در این دوره برخی از قبایل ایرانی، دختران خود را زنده به گور می کردند.
با ظهور دین اسلام، آوازه ی این دین پر از مهر و محبت خیلی زود به ایران رسید. مردم ایران شخصی به نام سلمان فارسی را به نیابت از خود به نزد پیامبر فرستادند. سلمان فارسی به نزد حضرت محمد رفت و از او خواهش کرد تا ایرانیان را به عنوان مسلمان بپذیرد. اکثر اعراب با این درخواست سلمان فارسی مخالفت کردند اما حضرت محمد که دارای قلبی رئوف و مهربان بودند با رویی گشاده از سلمان پذیرایی نمود و درخواست وی را پذیرفت.

این خبر مسرت بخش چنان سلمان را خوشحال نمود که فاصله ی چهل روزه ی بین مکه تا مدائن را بیست روزه طی نمود. مردم ایران به مناسبت این خبر خوش یک هفته ی تمام را به جشن و پایکوبی پرداختند.
همان طور که در بالا اشاره شد مردم ایران فاقد فرهنگ و تمدن بودند بنابراین بار دیگر سلمان فارسی را به نزد پیامبر فرستادند و از او خواهش نمودند تا تنی چند از مسلمین را برای اداره ی کشور و آموزش سایر موارد به ایران بفرستد. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

طنز و سیاست در جمهوری اسلامی

ماشااله رزمی

منبع: ایران امروز
سیصد سال قبل از میلاد هنگامی که پوستومیوس سفیر روم برای مذاکرات صلح به دولت – شهر تارنت یونان رفته بود مردم آن شهر لهجه و لباس سفیر را مسخره نمودند و یک نفر هم برای تحقیر به لباس بلند او که بر زمین کشیده می‌شد ادرار کرد. این حرکت قطره‌ای بود که کاسه صبر رومیان را لبریز کرد و برقراری هرگونه صلح را غیرممکن ساخت و پوستومیوس برخاست و با تهدید خطاب به مسخره کنندگان گفت:
«بخندید، بخندید تا موقعی که فرصت دارید زیرا وقت آن خواهد رسید که گریه خواهید کرد آن زمانی که من این لباس را با خون شما خواهم شست» (۱)
در شرق نیز نمونه‌های فراوان وجود دارد که طنز نژادی و تحقیر قومی باعث جنگ‌های بزرگ شده است ازآن جمله معروف است که خواجه نصیرالدین طوسی که از نوادر روزگار خود بود از المعتصم بالله خلیفه بغداد تقاضای شغل می‌کند. المعتصم که غیر عرب را حقیر می‌شمرد وی را مسخره می‌کند و چون اعراب خراسانیان را به گاو تشبیه می‌کردند با تمسخر به خواجه نصیر می‌گوید: توکه خراسانی هستی پس شاخت کو؟ خواجه نصیر سرش را پائین انداخته و اجازه مرخص شدن می‌گیرد و از بغداد می‌رود و در خراسان به خدمت هلاکوخان مغول درمی‌آید و چندی بعد همراه هلاکو خان در فتح بغداد شرکت می‌کند و برای دستگیری خلیفه وارد کاخ المعتصم می‌شود. المعتصم با دیدن او به التماس افتاده و می‌پرسد که کجا بودی؟ وخواجه نصیر با کنایه می‌گوید که رفته بودم شاخم را بیاورم و با دستش هلاکوخان را نشان می‌دهد ، آنگاه بدستور هلاکو خان خلیفه را در نمد پیچانده و در دجله می‌اندازند. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 545 مشترک دیگر بپیوندید