اراز- 19/04/2010
امّا، در ایران که نه عرصه عمومی و نه عرصه دولتی جامعه مشخّص است. نه قوای سه گانه آن و نه عرصه خصوصی و الهی مذهب، از هم تفکیک شده است، یک حاکمیّت خودکامه خدایگان سالار تمامی این امور را از آن خود میداند، نه تنها «محوده فعّالیّت جمعیّت» حقوق بشری «باریک» نیست، بلکه وسیع ترین عرصه ها و پر مسئولیّت ترین و خطرناکترین وظایف اجتماعی و حتّی سیاسی را دربر میگیرد! توصیّه دوستانه من به «نأژین» اینست که یکبار دیگر منشور جهانی حقوق بشر را مروری کرده و آنرا با قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مورد مقایسه قرار بدهند تا عمق و وسعت یک جمعیّت مدنی در کشوری مثل ایران، برای ایشان هرچه بیشتر خود را نمایان بسازد! با آرزوی موفقیّت برای شما.
دو ّمین نظر، از طرف آقای » «کرتوپ» از داخل کشور ارسال شده است…. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »























