ماشااله رزمی
![]() |
«بخندید، بخندید تا موقعی که فرصت دارید زیرا وقت آن خواهد رسید که گریه خواهید کرد آن زمانی که من این لباس را با خون شما خواهم شست» (۱)
در شرق نیز نمونههای فراوان وجود دارد که طنز نژادی و تحقیر قومی باعث جنگهای بزرگ شده است ازآن جمله معروف است که خواجه نصیرالدین طوسی که از نوادر روزگار خود بود از المعتصم بالله خلیفه بغداد تقاضای شغل میکند. المعتصم که غیر عرب را حقیر میشمرد وی را مسخره میکند و چون اعراب خراسانیان را به گاو تشبیه میکردند با تمسخر به خواجه نصیر میگوید: توکه خراسانی هستی پس شاخت کو؟ خواجه نصیر سرش را پائین انداخته و اجازه مرخص شدن میگیرد و از بغداد میرود و در خراسان به خدمت هلاکوخان مغول درمیآید و چندی بعد همراه هلاکو خان در فتح بغداد شرکت میکند و برای دستگیری خلیفه وارد کاخ المعتصم میشود. المعتصم با دیدن او به التماس افتاده و میپرسد که کجا بودی؟ وخواجه نصیر با کنایه میگوید که رفته بودم شاخم را بیاورم و با دستش هلاکوخان را نشان میدهد ، آنگاه بدستور هلاکو خان خلیفه را در نمد پیچانده و در دجله میاندازند. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »




















