تــار یــخــچــه خـــوجــه نـــفــس
نوشتهشده به دست Hojanepes News در اکتبر 7, 2009
از جمله روستاهای بزرگ استان گلستان یا ترکمنصحرای ایران می باشد که در دوران گذشته و در تقسیمات منطقه ای بعنوان مرکز دهستان بخش جعفربای غربی و از توابع کوموش دپه معروف و قدیمی محـسـوب میـشـده است. این مناطق در تاریخ تعریف خاصی را داشته و قدمت آن تا به قرنها قبل از میلاد میرسد. آن دوره ای از تاریخ بشریت است که انجا از جانب مورخین قدیم یونان چون هیرودت آنرا هیرکانی (گیرکانی) نامیده اند. البتّه سخن از تاریخ گذشته این منطقه سر درازی دارد که در این نوشته کوتاه نمی گنجد. …
در مورد عنوان خوجه نفس شاید بنظر جالب برسد که این نام از آن جهت اهمیّت دارد که خوجه نپس بای عنوان یکی از شخصیّتهای تاریخی این روستای پیر می باشد. خوجه نپس بای اوّلین شخصیّتی است که در قرون ۱۷-۱۸/م. با پیوتر اوّل (پطرکبیر) در مورد سرنوشت ملّتش ترکمنان به مذاکره می نشیند. بعداز ان مذاکره خیلی از کشت و کشتارهائی که میشده، تقلیل می یابد. در این رابطه یکی از محققین ترکمن در بین نوشتجات خود بدان اشاره میکند و نوشت: » در سال 1713 تاجر با نفوذ ترکمن بنام «خوجه نفس » پیش یکی از کارگزاران حکومت روسیه در آستراخان بنام » سامانف » رفته از وی میخواهد که به حکومت روسیه اطلاع دهد که «در خاک مصب قدیمی جیحون به دریای خزر در ولایت بالکان طلای فراوانی موجود میباشد. اگر دولت روسیه رود جیحون را به مسیر اولیه اش برگرداند، میتواند …
این طلاها را استخراج نماید. وی و دیگر ترکمنهای ساکن کناره دریای خزر در تحقق این امر دولت روسیه را یاری خواهند کرد». این خبر به اطلاع فئودور اول رسانده میشود. طبعاً برای تزار صحت و صقم این خبر اهمیت چندانی نداشته است. و خوجه نفس هم به احتمال قوی غلاوه بر منافع شخصی خودش، منظورش این بوده است که با کشیدن پای دولت نیرومند روسیه به آن منطقه و از این طریق با ایجاد تعادلی بین دولتهای دیگر، آرامش و زندگی مرفه و بی دردسری برای مردمش تأمین نماید. اما آنچه برای امپراطور روسیه اهمیت داشت این بوده که این خبر برای تحقق نقشه های دور و دراز استیلاگرانه اش کاملاً مفید بوده فرصت خوبی را برایش تأمین میکرده است. لذا با رضایت تمام استقبال کرده، از این فرصت مجانی در جهت تحقق اهداف خود در راه جاپا بازکردن در ساحل شرقی خزر و تهیه مقدمات برای گامهای بعدی یعنی تسلط بر ترکمنستان و کل آسیای مرکزی برای رسیدن به آبهای گرم و هندوستان بهره برداری میکند. با مساعدت خوجه نفس و وابستگانش هیئتهای متعدد تجسسی و اطلاعاتی به مناطق شرقی و شمال شرقی بحر خزر میفرستد که خود خوجه نفس اینگونه هیئتها را همراهی می کرده است. در رابطه با ایجاد روابط دیپلماتیک توسّط خوجه نفس بای با کشور روسیّه در آن دوره از تاریخ نظر یکی از نویسندگان چپگرای ترکمن چنین است: «…در حالیکه در همین زمان اندیشمندانی چون عندلیب و بویژه ؛ دولت مأمت آزادی؛ پدر مختومقولی فراغی با نوشتن آثاری چون ؛ وعظ آزاد؛ طرح یک دولت متمرکز و مستقل را میریخته اند. طبعاً در چنین شرایطی برقراری روابط سیاسی توسّط خوجه نفس بای وحدت ملت ترکمن را خدشه دار کرده است.»!!!. البتّه این نویسنده وحدت را با انزوای یک سرزمین اشتباه گرفته است.[جهت رؤیت مقاله ایشان روی این جمله کلیک کنید.] یقیناً نام روستای خوجه نفس در نزدیکی مصب رود گرگان به دریای خزر در ترکمنصحرا نیز نام خودرا از این شخص گرفته است. » این رفت و آمدها و مذاکرات باعث میشود که محققین اروپائی در جهت شناخت هرچه بیشتر این سرزمین های کهن بر آیند. روسها ترکمنان را بعنوان یکی از خلقهائیکه دارای اتنیک قوی می باشد به رسمیّت می شناسند. این بخش ازروستاهای ترکمنصحرا از همان ایّام که خوجه نفس بای رفت و آمد با کشورهای اروپائی را آغاز کرد، بعنوان یکی ازبندرگاهای منطقه از اهمِّیت خاصّی برخوردار میشود، تا جائیکه دولت وقت مجبور میشود در آنجا امکانات و تجهیزات گمرکی دریائی را راه اندازی کند. ه شخصیّت دیگری که در همان دوره از تاریخ در این حوالی می زیست قیات خان می باشد. او نیز از جمله تاجران متموّل و شخصیبتهای شاخص دوره خود بوده است. او بعنوان نماینده ترکمنها با روسها رفت و آمد و روابط دیپلماتیک باز کرده بود. روسها برای این دو شخصیت یعنی خوجه نفس و قیات خان جایگاه ویژه ای در تاریخ خود قائل شده اند.(برای اطلاع بیشتر ر.ک.» تاریخ ترکمنستان شوروی» به زبان ترکمنی جلد 1 ص.465-462 و جلد2 ص. 111-97 ). همچنین جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به صفحه«تاریخ ترکمنستان»رجوع کنید. اما علیرغم تمام خدماتی که آنان به روسها نشان دادند و بسیاری از مردم تحت نفوذ و ساده دل حودرا به همکاری روسها کشاندند، عوامل روسیه تزاری از غارت ثروتها و اعمال جنایات بیشمار به همان مردم و نسل بعدی آنان نیز خودداری نکردند. مثلاً در رابطه با جنایات ژنرال مادریدف در سال 1916 میلادی چنین اطلاعاتی در دست است: » ژنرال مادریدف نه تنها با مردان بلکه با زنان و کودکان خردسال هم می جنگید و به سربازان خود اجازه میداد که داروندار مردم را تاراج و نابود کنند.جهت کسب اطلاّعات بیشتر میتوانید به موضوع «ترکمنلرینگ قوزغالانگئنی باسئپ یاتئرماقدا یاقاسئنی تانادان ژنرال مادریداف»رجوع کنید.
Türkmenleriñ gozgalañyny basyp ýatyrmakda ýakasyny tanadan Gen. Madritovyñ Etrek-Gürgen ýörişi
برای نمونه در آق قلعه (آق قالا) سربازان او چادرهای کوچ نشینان را به آتش کشیدند، کشتزارها را نیست و نابود کردند، دامها را بردند، نسبت به مردم عادی هم رحم نکردند و به زنان اهانت روا داشتند. «ترکمن تاریخی»
در زمان عملیات جنگی، ژنرال مادریدف بیش از پنج هزار اسب نژاده ، صدهزار گوسفند و دامهای دیگر، قالی، نمد، نقره و غیره از یمودان غصب کرد. خود مادریدف 64 پوط(هر پوط 16 کیلوگرم) نقره و 84 پوط قالیهای یموت را به یغما برد».(ه. آتایف ؛جنبش رهایی بخش ترکمنهای ایران؛ ص.38 بسیاری از محققین روس از قرن هفدهم تا بیستم در پی تحقیق و پژوهش فرهنگ، ادبیّات، صنایع و دیگر رشته های این ملّت به نتایج چشمگیری دست یافته اند که میراث دار آنان امروزه ترکمنستان مستقلّ معرفی میشود. در حالیکه تا واقعه تراژدیک گوکدپه- ترکمنستان غربی-جنوبی قلب طپتده کلّ ترکمنهای دنیا محسوب میشد. تنها این مثال کافیست که کؤره سوی خوجه نفس که در سمت شرقی شهر کومیش دپه واقع شده است آرامگاه یکی از امپراطوران ترکمن ایران و توران زمین سلطان محمّد خوارزمشاه می باشد. و به همین دلیلهاست که وجود این خوانین ثابت میکند که اهالی امروز آن میراث داران همین پادشاهان هستند، که قرنها در این سرزمین حکمرانی داشته اند و در دنیا دولتهای کبیری بنا نهاده اند.


















